فهرست مطالب

آموزش پرستاری - سال چهارم شماره 3 (پاییز 1394)
  • سال چهارم شماره 3 (پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/09/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • زینب آذرپور، آناهیتا معصوم پور *، کاملیا روحانی، سارا جام برسنگ صفحات 1-10
    مقدمه
    ایست قلبی- ریوی همچنان به عنوان یک مشکل اساسی بهداشتی و عامل مرگ ناگهانی در اکثر کشورهای دنیا است. زمان برای نجات جان فردی که دچار ایست قلبی-ریوی شده، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به علاوه آموزش احیاء قلبی-ریوی در مدارس به منظور ترویج آن در جامعه بسیار موثر و مقرون به صرفه می باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش احیاء قلبی-ریوی بر آگاهی و عملکرد دانش آموزان انجام شده است.
    روش
    در این مطالعه نیمه تجربی 40 نفر دانش آموز دختر و پسر در مقطع ششم ابتدایی در سال تحصیلی93-1392 به تساوی و به روش تصادفی ساده از بین مدارس ابتدایی شهرستان لار انتخاب شدند. پس از بررسی روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها که شامل پرسشنامه های ویژگی های فردی، سنجش میزان آگاهی، چک لیست مشاهده عملکرد و یک مانکن نیم تنه استاندارد بود، در ابتدا قبل از آموزش احیاء قلبی-ریوی، پرسشنامه های ویژگی های فردی، سنجش میزان آگاهی و چک لیست مشاهده عملکرد تکمیل گردید. سپس آموزش احیاء قلبی-ریوی طی دو جلسه تئوری و دو جلسه عملی ارائه گردید. بلافاصله و یک ماه پس از آموزش، مجددا پرسشنامه سنجش میزان آگاهی و چک لیست تکمیل گردید. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
    یافته ها
    بین میانگین نمرات آگاهی و عملکرد دانش آموزان قبل، بلافاصله و یک ماه پس از آموزش احیاء قلبی-ریوی تفاوت آماری معنی داری مشاهده شد (001 /0>P-value). میانگین نمرات آگاهی و عملکرد دانش آموزان، یک ماه پس از آموزش نسبت به بلافاصله پس از آموزش کاهش یافت (به ترتیب نمرات آگاهی76% در مقابل 87%، نمرات عملکرد 87% در مقابل 93% و 001/ 0>P-value) ولی همچنان از میانگین نمرات دانش آموزان در مرحله قبل از آموزش بطور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب نمرات آگاهی76% در مقابل 28%، نمرات عملکرد 87% در مقابل 9% و 001 /0>P-value). اگر چه تفاوت معنی داری در میانگین نمره آگاهی و عملکرد دانش آموزان بر حسب میزان تحصیلات پدر و مادر، نوع اشتغال مادر بلافاصله پس از آموزش با احتساب نمره پیش از آموزش مشاهده نشد (P<0.05). همچنین میانگین نمره عملکرد دانش آموزان بلافاصله پس از آموزش احیاء قلبی-ریوی در بین گروه های شاخص توده بدنی اختلاف معنی داری داشت (05/ 0>P-value).
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه بر ضرورت برنامه ریزی و اجرای برنامه های آموزش سلامت در زمینه احیاء قلبی-ریوی برای دانش آموزان و همچنین بر ضرورت اجرای منظم دوره های بازآموزی توسط پرستاران کودکان در مدارس جهت حفظ و ارتقا سلامت جامعه تاکید می کند.
    کلیدواژگان: احیاء قلبی، ریوی، آموزش، آگاهی، عملکرد، دانش آموزان مقطع ابتدایی
  • آسیه نمازی، شیوا علیزاده *، سبحانه کوچک زاده طالمی صفحات 11-18
    مقدمه
    دانشجویان گروه علوم پزشکی به علت شرایط تحصیلی شان بیش از سایر دانشجویان گروه های دیگر، در معرض آسیب سلامت عمومی و اختلالات روانی قرار دارند. توجه به سلامت این گروه دانشجویان، از جهت ارتقای توان علمی، عملی و پیشرفت تحصیلی شان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مطالعه حاضر، با هدف بررسی وضعیت سلامت عمومی و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان مامایی و پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی رشت انجام شد.
    روش
    این مطالعه همبستگی به روش سرشماری، بر روی کلیه دانشجویان مامایی و پرستاری مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی رشت، در نیمسال دوم 92-1391 انجام گرفت. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه ای در دو قسمت مشخصات فردی و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی (توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (t-test و ضریب همبستگی پیرسون)مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار سلامت عمومی دانشجویان مامایی و پرستاری به ترتیب 22/ 11± 85/ 22 و 8 /10± 20/ 48 بود. بین میانگین نمره سلامت عمومی در دانشجویان رشته پرستاری و مامایی، اختلاف آماری معنی دار وجود داشت (p=0/03). بین نمره کل سلامت عمومی دانشجویان مامایی و پرستاری با میانگین معدل آنان، همبستگی آماری معنی داری مشاهده نشد (p>0.05).
    نتیجه گیری
    خوشبختانه، نتایج پژوهش حاکی از آن است که، اکثریت دانشجویان مامایی و پرستاری در وضعیت سلامت کامل قرار دارند. جهت حفظ و ارتقای سطح سلامت دانشجویان، تدارک برنامه های آموزشی و مشاوره ایی، ضروری می باشد
    کلیدواژگان: پیشرفت تحصیلی، دانشجو، سلامت عمومی
  • علیرضا عبدی *، پروانه اسدی، تورج محمدیاری، جواد میری صفحات 19-29
    مقدمه
    تصمیم گیری یکی از مفاهیم اصلی پرستاری است که بر کیفیت مراقبت از بیمار تاثیر مستقیم دارد. آگاهی از ارتباط بین سبک تصمیم گیری با صلاحیت بالینی پیش نیاز طراحی برنامه های آموزشی مناسب جهت ارتقاء سطح تخصص پرستاران است، با عنایت به کمبود اطلاعات در این زمینه، مطالعه حاضر با هدف تعیین همبستگی بین سبک تصمیم گیری عمومی با صلاحیت بالینی در پرستاران انجام گردید.
    روش
    این مطالعه به صورت همبستگی در سال 1393 انجام شد نمونه ها شامل 204 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی کرمانشاه بودند که به صورت تصادفی طبقه ای وارد مطالعه شدند، ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های صلاحیت بالینی بنر و سبک تصمیم گیری اسکات و بروس بودند. داده ها با مراجعه به محل کار نمونه ها و تکمیل پرسشنامه ها جمع آوری شدند، سپس با استفاده از نرم افزار SPSS 16 و آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار نمره صلاحیت بالینی کل برابر با 74/ 10±56/ 69 بود، نمره سبک تصمیم گیری عقلایی (07/ 3 ±97/ 17) و سبک تصمیم گیری شهودی (43/ 3 ±95/ 17) از سایر سبک ها بیشتر بودند. آزمون همبستگی نشان داد که بین سبک تصمیم گیری عقلایی (r=0.209 P=0.003) و شهودی (r=0.193 P=0.006) با صلاحیت بالینی ارتباط معنادار مثبتی وجود دارد.
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر ارتباط معناداری بین سبک های تصمیم گیری شهودی و عقلایی با صلاحیت بالینی در پرستاران یافت شد، لذا توصیه می شود برنامه های آموزشی مناسب برای تقویت این سبک های تصمیم گیری در دانشجویان و کارکنان پرستاری جهت افزایش سطح صلاحیت بالینی آنها طراحی شود.
    کلیدواژگان: تصمیم گیری، صلاحیت بالینی، پرستاران
  • محمدرضا امینی مریدانی، آذر طل، رویا صادقی *، بهرام محبی، کمال اعظم صفحات 30-40
    مقدمه
    بیماری دیابت یکی از معضلات دوران سالمندی محسوب می گردد. حمایتهای خانواده به حفظ استقلال وی در درمان و مراقبت از خود کمک کرده و سبب کاهش هزینهای درمانی و بار دیابت می گردد. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر مداخله آموزشی خانواده محور بر میزان حمایت اجتماعی درک شده در سالمندان دیابتی نوع 2بود.
    روش
    در این مطالعه مداخله ای دو گروهی با گروه شاهد، سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو واجد شرایط با استفاده از تخصیص تصادفی از مراکز بهداشتی درمانی به دوگروه تقسیم شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه سه بخشی شامل اطلاعات دموگرافیک و مرتبط با بیماری،پرسشنامه استاندارد حمایت اجتماعی درک شده و ابزار محقق ساخته تئوری شناختی اجتماعی(SCT) بود. پس از انجام آزمون اولیه برای بستگانی که با بیمار زندگی می کردند (گروه مداخله)، برنامه آموزشی بر اساس سازه های تئوری شناختی اجتماعی(SCT) (دانش و درک موقعیت،انتظار پیامد، خودکارآمدی،خودمدیریتی، خودکنترلی)، برگزارگردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از SPSS نسخه16 با آزمونهای آماری در سطح معنی داری کمتر از 0/05 تحلیل شد.
    یافته ها
    براساس آزمون آماری ویلکاکسون اختلاف معنا داری بین گروه مداخله و مقایسه در خصوص متغیر حمایت اجتماعی و سازه های تئوری شناختی اجتماعی قبل از انجام مداخله وجود نداشت(p>0/05).اما بعد از مداخله اختلاف معناداری با هم داشتند (p<0/001)آزمون آماری تی زوجی تنها در گروه مداخله در خصوص سازه های تئوری شناختی اجتماعی وحمایت اجتماعی اختلاف معنا داری را نشان داد (p<0/001).
    نتیجه گیری
    آموزش خانواده محور بر اساس مدل شناختی اجتماعی در بهبود روند مراقبت، کنترل بیماری دیابت و ارتقاء حمایت خانواده از بیماران در سیستم بهداشتی درمانی با بکارگیری از این روش ها در آموزش به بیمار و خانواده آنها می تواند موثر باشد.
    کلیدواژگان: سالمند، دیابت نوع 2، حمایت اجتماعی، تئوری شناختی اجتماعی، آموزش خانواده محور
  • فاطمه قربانی، ماهنی رهکارفرشی *، لیلا ولیزاده صفحات 41-47
    مقدمه
    هدف از برنامه های کلان پرستاری، فارغ التحصیل شدن پرستارانی است که در محیط های مراقبتی تغییر مثبت ایجاد کنند. مقایسه نظام های مختلف آموزشی باعث ارتقای محتوی و کیفیت برنامه آموزشی شده و توجه به نظام های موفق جهان، مبین نهادینه شدن یک نظام کارآمد می باشد. این مطالعه با هدف مقایسه برنامه آموزشی ارشد پرستاری کودکان ایران و آمریکا و ارائه پیشنهادات عملی جهت بهبود کیفیت آن انجام شده است.
    روش
    این مطالعه توصیفی تحلیلی در سال 93 انجام شده است. پس از جستجوی اینترنتی در ارتباط با برنامه آموزشی کارشناسی ارشد پرستاری کودکان در دانشگاه های معتبر جهان، دانشگاه جان هاپکینز آمریکا بدلیل تشابه نسبی رشته انتخاب شده و دو برنامه آموزشی از نظر فلسفه، اهداف، محتوای دوره تحلیل و نقاط ضعف و قوت آنها ارزیابی شده است.
    یافته ها
    برنامه کارشناسی ارشد پرستاری کودکان ایران دارای فلسفه، ارزش ها، جایگاه و وظایف شغلی مشخص می باشد. ضوابط ورود به دوره در ایران داشتن مدرک کارشناسی و قبولی در آزمون می باشد در آمریکا علاوه بر آن، ارائه ریز نمرات و رزومه، انجام مصاحبه و پروانه کار ضروری است. برنامه آموزشی ایران به صورت ترمی در چهار نیمسال ارائه می گردد. در آمریکا امکان گذراندن دوره بصورت پاره وقت نیز وجود دارد. محتوی هر دو برنامه مشابه می باشد.
    نتیجه گیری
    برنامه آموزشی جدید دوره ارشد پرستاری کودکان ایران با توجه به ماهیت بالینی آن دارای نقاط قوت بسیاری می باشد. جهت بهبود کیفیت هر چه بیشتر دوره، توجه به سوابق کاری داوطلبان، انجام مصاحبه از لحاظ خصوصیات روانشناختی قبل از ورود به دوره و ارائه دوره بصورت پاره وقت پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: برنامه آموزشی، پرستاری کودکان، کارشناسی ارشد
  • مظفر غفاری *، نادر حاجلو، شهناز بایرامی صفحات 48-55
    مقدمه
    هوش اجتماعی و اخلاقی در محیط های دانشگاهی که از لحاظ تفاوت های فردی و شخصیتی از تنوع بسیاری برخوردار هستند، باعث افزایش سازگاری دانشجویان شده و عملکرد تحصیلی آنان تحت تاثیر قرار می دهد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط هوش اخلاقی و اجتماعی با عملکرد تحصیلی دانشجویان می باشد.
    روش
    روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه آماری این تحقیق شامل 333 نفر از دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه های آزاد و دولتی شهرستان های بناب و مراغه در سال 1393 بودند که به روش خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از نسخه فارسی پرسشنامه های هوش اجتماعی تت و هوش اخلاقی لنیک و کیل استفاده شد. سپس داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    بین عملکرد تحصیلی دانشجویان با متغیر هوش اجتماعی (R=0. 394، P=0. 00)، مولفه دلسوزی (r=0. 320، P=0. 00)، مولفه مسئولیت پذیری (R=0. 243، P=0. 00)، مولفه بخشش (r=0. 436، P=0. 00) و مولفه درستکاری هوش اخلاقی (r=0. 263، P=0. 00) رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. نتایج ضریب همبستگی چند متغیری به روش Enter نشان داد که متغیر هوش اجتماعی و خرده مقیاس های هوش اخلاقی در تبیین متغیر عملکرد تحصیلی دانشجویان (3/ 41%) سهم دارند.
    نتیجه گیری
    با توجه به ارتباط مستقیم عملکرد تحصیلی با هوش اجتماعی و مولفه های هوش اخلاقی، به نظر می رسد هوش اجتماعی و اخلاقی باعث افزایش عملکرد تحصیلی دانشجویان می شود.
    کلیدواژگان: هوش اجتماعی، اخلاقی، عملکرد تحصیلی، دانشجویان
  • رسول اسلامی اکبر، محسن حجت، زهره بادیه پیمای جهرمی * صفحات 56-65
    مقدمه
    روش سخنرانی به عنوان یکی از الگوهای استاد محور از روش های رایج در آموزش می باشد در حالی که طی سال های گذشته گرایش رشته های مختلف علوم پزشکی به سمت دانشجو محوری آشکار شده است. این مطالعه به هدف مقایسه تاثیر تدریس به روش یادگیری از طریق همتایان و سخنرانی بر میزان یادگیری دانشجویان و رضایتمندی آنان از الگوی یادگیری از طریق همتایان در قالب روش ارائه کنفرانس های کلاسی انجام گرفت.
    روش
    این مطالعه نیمه تجربی در سال 1392 در دانشگاه علوم پزشکی جهرم در درس تئوری فیزیوپاتولوژی به روش سرشماری بر روی 44 نفر از دانشجویان هوشبری انجام گردید. بعضی از مباحث به روش معمول سخنرانی و برخی از مباحث در قالب تدوین و ارائه کنفرانس های کلاسی توسط گروه های دانشجویان تدریس شدند. در پایان ترم تحصیلی، بعد از اجرای دو روش تدریس، پرسشنامه رضایتمندی از روش آموزشی ارائه کنفرانس توسط دانشجویان تکمیل گردید. همچنین در پایان دوره آموزشی از مطالب درسی دو روش تدریس، آزمون چهار گزینه ای به عمل آمد.
    یافته ها
    میانگین نمرات امتحانی دانشجویان در روش کنفرانس کلاسی دانشجویان 43/ 11±02 /79 و در روش سخنرانی استاد 21/ 8±57/ 78 بود که با یکدیگر تفاوت آماری معنی داری نداشتند(p=0.76). همچنین نتایج رضایتمندی دانشجویان از روش تدریس توسط دانشجویان نشان داد که اغلب دانشجویان(36/ 68٪) از روش ارائه کنفرانس های کلاسی راضی بودند.
    نتیجه گیری
    اگرچه دو روش تدریس مورد استفاده، بر نتایج آزمون پایان دوره اثرات ملموسی نداشت و بین یادگیری دانشجویان در دو روش تدریس تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد اما رضایت اغلب دانشجویان را جلب نموده است. با توجه به تاکید منابع بر استفاده از روش های یاددهی-یادگیری مبتنی بر مشارکت دانشجویان اجرای چنین روش هایی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: روش تدریس، سخنرانی، کنفرانس کلاسی، یادگیری
  • مهدیه آرین، حامد مرتضوی *، محبوبه طباطبایی چهر، ویدا طیبی، اکرم گازرانی صفحات 66-77
    مقدمه
    آموزش بیمار در بیمارستان کار دشواری است و موانع زیادی در مسیر آن وجود دارد. برای رسیدن به ملزومات آموزش به بیمار موثر، شناسایی موانع وانگیزه های آموزش به بیماراز دیدگاه افراد درگیر در فرآیند آموزش به بیمارضروری است.
    روش
    این پژوهش یک مطالعه ی تحلیلی مقطعی است. جامعه ی پژوهش، 131 نفر از پرستاران و مدیران پرستاری شاغل در بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی بجنورد در سال 1393 می باشد که به صورت سر شماری و بر اساس معیارهای ورود انتخاب شده اند. روش گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه بود که از طریق دفتر مدیریت پرستاری در اختیار افرد قرار گرفت و پس از تکمیل آن به سوپروایزر آموزشی بیمارستان عودت داده شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بررسی عوامل انگیزشی پرستاران در ارتباط با بیمار و پرسشنامه شناسایی موانع آموزش به بیمار در سه بعد مرتبط با بیمار، مدیریت و پرستار بود. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 20 استفاده شد.
    یافته ها
    از دیدگاه پرستاران عمده موانع آموزش به بیمار: کمبود آگاهی پرستاران در زمینه اصول آموزش به بیمار (9/ 71 درصد)، بی سوادی وکم سوادی بیماران (8/70 درصد)، عدم همکاری بیمار، عدم شناخت نیازآموزشی بیمار وکمبود نیروی انسانی پرستاری (7/66 درصد)،کمبود منابع آموزشی مکتوب (5/ 62 درصد)، عدم وجود برنامه ریزی منظم برای آموزش به بیمار (4/ 60 درصد)، وضعیت نامساعد عمومی بیمار و عدم وجود قوانین مدون در زمینه آموزش به بیمار (4/ 59 درصد) و از دیدگاه مدیران: کمبود آگاهی پرستاران در زمینه اصول آموزش به بیمار (1/ 97 درصد)، عدم همکاری بیمار(4/ 91 درصد)، وکمبود نیروی انسانی واختلاف جنس آموزش دهنده به بیمار (1/ 77 درصد)،ناتوانی بیمار برای مراقبت از خود (4/ 71 درصد)، کمبود وقت پرستاران (8/68 درصد)بی سوادی وکم سوادی بیماران(6/ 68 درصد)،عدم پذیرش آموزش توسط بیمار(60 درصد)، کمبود بودجه برای آموزش بیمار (3/54 درصد) بیان گردید. از دیدگاه پرستاران عمده عوامل انگیزشی آموزش به بیمار: وجدان کاری(9 /46 درصد)،شناخت وقدردانی از جانب مسئولین(8/ 43)،حقوق ودستمزد(7 /42 درصد) و از دیدگاه مدیران پیشرفت وارتقای شغلی(9/ 42 درصد)،علاقه به کار، نظارت وسرپرستی از جانب مسئولین (1/ 37 درصد) بیان گردید. همچنین بین برخی متغیر های دموگرافیک با برخی موانع وعوامل انگیرشی ارتباط معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    پرستاران و مدیران پرستاری در مورد اصلی ترین موانع مرتبط با بیمار و مرتبط با پرستاردیدگاه های مشترکی داشتند. ولی در مورداصلی ترین موانع مرتبط با مدیریت اختلاف نظرداشتند. با توجه به هزینه –اثر بخش بودن آموزش به بیمار ضروری است مسئولین امر با اتخاذ تدابیری همچون اختصاص بودجه کافی به امر آموزش که سبب برگزاری کلاس های آموزشی و جذب تعداد کافی نیروی پرستاری و برنامه ریزی موثر و نظارت تشویق مناسب پرستاران می گردد؛ در جهت رفع موانع آموزش به بیمار اقدام کنند.
    کلیدواژگان: آموزش به بیمار، مدیران پرستاری، موانع
|
  • Z. Azarpoor, A. Masoompour*, C. Rohani, S. Jambarsang Pages 1-10
    Introduction
    Cardiopulmonary arrest remains a major health problem and a cause of sudden death in the world. Immediate help to save the life of cardiac arrest patients is very important. Cardiopulmonary resuscitation training in schools could be an effective and affordable idea to develop those skillsin the society. The aim of this study was toassess the effect of cardiopulmonary resuscitation training on Basic Life Support knowledge and performance among thestudents.
    Method
    In this quasi-experimental study، a total of 40 6th grade students from both sexes were selected randomly from Larschools from 2013 to 2014. Validity and reliability of the personal characteristics، knowledge questionnaire، checklist، and Half-body Cpr Training Manikin، “personal characteristics” and “knowledge” questionnaire، and checklist were completed before cardiopulmonary resuscitation training. The training session included theoretical and practical sessions. Right afterthe intervention and one month after the training، “knowledge” questionnaire and checklists were completed again. Then، data were analyzed using SPSS version 22.
    Results
    The results showed significant difference in mean scores of knowledge and performance of students before، immediately، and one month after the training (P<0. 001). After one month، mean score of knowledge and performance decreased in comparison with immediately after training (P<0. 001) but remained significantly higher than before training (P-value < 0. 001). Although immediately after the training،there were no significant difference in the score of knowledge and performance of students according to theirparents education، and mother’s occupation (P>0. 05)، but there was a significant difference in the mean score of performance of students according to their father’s occupation immediately after the training (P<0. 05). Also، there was a significant difference in the mean score of performance between body mass index groups immediately after the training (P<0. 05).
    Conclusion
    The results of this study emphasizes the need for planning and implementing cardio-pulmonary resuscitation courses among elementary school students; as well as، regular implementation and retraining courses in order to maintain and promote public health usingschool pediatric nurses.
    Keywords: Cardiopulmonary resuscitation, Education, Knowledge, Performance, Primary school students
  • A. Namazi, Sh Alizadeh*, S. Kouchakzadeh Talami Pages 11-18
    Introduction
    Due to their educational situations, medical students are more vulnerable to general health and mental disorders. Therefore, their health could lead to improving science, practice, and improving their education. This study aimed to investigate the general health in nursing and midwifery students and its relationship with their academic achievement at Islamic Azad University, Rasht, Iran.
    Method
    This was a correlational study using the census method. Participants were midwifery and nursing students who were studying at Islamic Azad University of Rasht in their second semester of academic year 2013. Data were obtained using a two parts questionnaire including demographic data and general health status based on GHQ- 28.Then data were analyzed by SPSS version 16 using descriptive and analytical statistics.
    Results
    The mean score and the standard deviation of general health among midwifery and nursing students were 22.85±11.22 and 48.20±10.8, respectively. There was a significant relationship between general health among midwifery and nursing students (p=0.03). However there was no significant relationship between general health and score of academic achievement in midwifery and nursing students (p>0.05).
    Conclusion
    The results of this study showed that the majority of nursing and midwifery students are in a state of perfect health. Consequently, providing training and counseling are necessary to maintain and improve their level of health.
    Keywords: Educational Status, General Health, Student
  • A. Abdi*, P. Assadi, T. Mohammadyari, J. Miri Pages 19-29
    Introduction
    Decision-making is the main concept in nursing, having a direct effect on nursing care. Awareness of the relationship between decision-making style and nursing clinical competence is a prerequisite for establishing proper educative programs over developing the nurses’ expertise. The current study was conducted to determine the correlation between general decision-making style and clinical competence of nurses.
    Methods
    In this correctional research, 204 nurses working in the educational hospitals in Kermanshah enrolled in the study using a stratified random method in 2014. The tools included clinical competence of Benner and Scott and Bruce decision-making styles questioners. Data were collected from work location of the participants and completing the questioners. Then they were analyzed using SPSS version 16 and descriptive and inferential statistics.
    Findings
    Mean and standard deviation of total clinical competence was 69.56± 10.74. The mean number of rational decision- making (17.97± 3.07) and intuitive decision-making (17.95± 3.43) styles was higher than other styles. There was a significant positive correlation between rational (r=0.209 P=0.003) and intuitive (r=0.193 P=0.006) decision- making styles with clinical competence.
    Conclusion
    There was a positive relationship between rational and intuitive decision- making styles with clinical competence. Consequently, an appropriate educational program should be designed to strengthen the clinical competency of nurses and nursing students.
    Keywords: decision, making, clinical competence, nurses
  • Mr Amini Moridani, A. Tol, R. Sadeghi*, B. Mohebbi, K. Azam Pages 30-40
    Introduction
    diabetes is one of problems in aging. Family support helps to maintain independence and self-care which results in reducing diabetes cost and burden. This study aimed at evaluating the effect of a family-based social support educational intervention program among older people with type 2 diabetes.
    Methods
    In this interventional study, eligible elderly patients with type 2 diabetes participated in the study using randomized sampling. A three parts questionnaire including demographic and heath related variable, standard perceived social support instrument and self-designed questionnaire based on Social Cognitive Theory (SCT). After baseline, an educational program performed based on Social Cognitive Theory constructs (SCT) (knowledge and situation analysis, expected outcome, self-efficacy, self-management and self-control to relatives who lived with the subjects (the intervention group). Collected data was analyzed using SPSS version 16 with statistical tests at the significant level of p<0.05.
    Results
    Before intervention, there was no significant differences perceived social support and constructs of SCT between intervention group and compare based on Wilcoxon test (p>0.05). But after the intervention, there was a statistical difference (p<0.001). SCT' structures and perceived social support just in the intervention group revealed a statistical differences using Paired t- Test (p<0.001).
    Conclusion
    family-centered educational program based on SCT can be effective in diabetes care improvement and family support promotion in health care systems.
    Keywords: Elder people, Type2 diabetes, Social support, Social Cognitive Theory, Family centered education
  • F. Ghorbani, M. Rahkar Farshi *, L. Valizadeh Pages 41-47
    Introduction
    The purpose of most of the nursing programs is to graduate nurses who can make positive changes in the healthcare system. Comparing different educational systems may lead to the improvement in the content and quality of curriculum and considering successful curriculum around the world can establish an efficient system. This study aimed at comparing the MS curriculum in pediatric nursing in Iran and USA resulting in practical suggestions for improving the curriculum.
    Method
    This descriptive, analytical study was carried out in 2015. After searching the network on the master curriculum of pediatric nursing in well-known international universities, we selected John Hopkins University due to relative similarities between two courses. Both curriculums were assessed in terms of their philosophy, goals, content, and their weak, and strong points.
    Results
    Iran Master’s curriculum of pediatric nursing has distinctive philosophy, values, position, and career duties. The required qualification to enter the course is included having a Bachelor’s of Science degree in nursing and passing the test. In the United States interview and presenting the scores, CV, and working licensure were essential as well. Pediatric nursing course is delivered during 4 semesters in Iran. In the curriculum of the USA it is also possible to pass the course as part-time. The content of both curriculums were similar.
    Conclusion
    The new pediatric nursing master’s curriculum in Iran has many strong points regarding its clinical nature. Considering the volunteers’ carrier records, interviewing participants in terms of their psychological qualification before entering the course and also delivering the course as a part-time program could be worthwhile.
    Keywords: Curriculum, pediatric nursing, master of science
  • M. Ghaffari *, N. Hajlo, Sh Bayami Pages 48-55
    Introduction
    Social and moral intelligence in university settings stimulates students’ adaptation in the university and affect their academic performance. The aim of this research was to investigate the relationship between social and moral intelligence with students’ academic performance.
    Methods
    This descriptive correlational study was carried out on 333 medical students of Islamic Azad Universities and State universities of Bonab and Maragheh, Iran in 2015. Samples were selected through a cluster sampling in several phases. Data were collected using Farsi versions of Thet’s social intelligence questionnaire as well as Lennick & Kiel’s moral intelligence. Data was analyzed using Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis.
    Results
    Positive and direct correlation was observed between students’ academic performance and social intelligence (R=0. 394, P=0. 00), a compassion subscale of moral intelligence (r=0. 320, P=0. 00), a responsibility subscale of moral intelligence (R=0. 243, P=0. 00), a forgiveness subscale of moral intelligence (r=0. 436, P=0. 00), and honesty subscale of moral intelligence (r=0. 263, P=0. 00). The results of multivariate correlation coefficient showed that variable of social intelligence and the subscales of moral intelligence may partially (41.3%).
    Conclusion
    According to the direct correlation of academic performance with social intelligence and subscales of moral intelligence, it seems that social and moral intelligence causes an increase in the students’ academic performance.
    Keywords: Social Intelligence, Moral Intelligence, Academic Performance, Students
  • R. Eslami Akbar, M. Hojat, Z. Badiyepeymaie Jahromi* Pages 56-65
    Introduction
    Lecture as a teacher-centered pattern is a common method in education. However, previous years showed a tendency of various disciplines of medical sciences toward a student-centered orientation. This study aimed to compare the effectiveness of teaching through lecture and conference presentation method on the learning level of anesthesiology students.
    Method
    This quasi-experimental study was performed on 44 anesthesiology students through census method in Jahrom University in 2013. This study compared teaching through peer learning with lecture method. At the end of the semester, satisfaction questionnaires were completed by the students. Also, at the end of the course, students were assessed using multiple-choice questions.
    Results
    Mean test scores in the classroom conference method and teacher lecture method were79.02 ± 11.43 and 78.57 ± 8.21, respectively. The difference was not statistically significant (p=0.76). Also the results showed that most of the students (68.36%) were satisfied with the class conference method.
    Conclusion
    The two teaching methods used did not have a statistically significant difference and a tangible effect on the final exam results. However, conference method had the highest student’s satisfaction. In line with the finding of this study, learning method based on the student participation is recommended.
    Keywords: Education, family caregivers, dementia, depression, anxiety, stress
  • M. Arian, H. Mortazavi*, M. Tabatabaeichehr, V. Tayebi, A. Gazerani Pages 66-77
    Introduction
    Patient education is difficult in hospital. And there are many barriers to its implementation. For effective patient education,, identifying the barriers and motivations of patient education from involved people’s point of view in the process of patient education is necessary.
    Method
    In this analytical cross-sectional study 131 nurses and Nurse Managers employed at bojnoud University of Medical Sciences hospitals in 2014, were selected by census sampling method and studied. Data was collected by Nurses motivational factors associated with Patient Education questionnaires and Questionnaire to identify barriers to patient education In three dimensions related to patient, management and nurses. Data were analyzed by SPSS V20 software using descriptive statistical tests and independent t-test.
    Results
    From the nurses’ point of view most of the barriers for patient education were: nurses’ lack of knowledge toward patient education (71.9%) illiteracy or low literacy of the patients (70.8%), not identifying the requirements of patients’ education and lack of nursing manpower (66.7%), lack of educational textbooks (62.5%), lack if regular plans for patient education (60.4%), patients unfavorable general condition and lack if law about patient education (59.4%) and from managers’ point of view: lack of nurses’ knowledge toward patient education (97.1%) lack of patient cooperation (91.4%) and, lack of manpower and sex difference between educator and patient (77.1%) the inability of patient for taking care of him/herself (71.4%) lack of time for nurses (68.8%) illiteracy or low literacy of patients (68.6%), rejection of education from patients (60%), low budget for patient education (54.3%). From nurses’ point of view most of the motivational factors for patient education were: job conscious (46.9%), awareness and appreciation from authorities (43.8%) salary (42.7%). And from managers’ point of view: advancement and job improvement (42.9%) interest in the job, and supervision from authorities (37.1%). And also there has been a meaningful relation between some of the demographic variables.
    Conclusion
    Nurses and managers had a common point of view toward the main barriers regarding the patients and nurses. But they had a different point of view toward barriers regarding the administration. According to costs the effectiveness of patient education is essential and the authorities can contribute in removing the barriers of patient education by applying measures like attributing enough budget for education that lead to holding training courses, employing enough manpower, effective planning, appropriate supervised encouragement.
    Keywords: Patient Education, Nurse Managers, Barriers