فهرست مطالب

ایرانی آموزش در علوم پزشکی - سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 77، خرداد 1394)
  • سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 77، خرداد 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/18
  • تعداد عناوین: 47
|
  • رضا جفایی دلویی، حسین کریمی مونقی، حسین حقیر، سمیه علیزاده * صفحات 286-292
    مقدمه
    میزان شیوع اضطراب امتحان در حال افزایش است، به نظر می رسد عواملی مانند آشنایی دانشجو با نحوه سوالات اساتید و نیز نحوه برگزاری آزمون می تواند براضطراب امتحان تاثیرگذار باشد. در این پژوهش تاثیر آزمون های تکوینی اعلام نشده بر سطح اضطراب دانشجویان علوم پایه پزشکی در درس آناتومی اعصاب بررسی شد.
    روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی با گروه کنترل، تمامی 120دانشجوی علوم پایه پزشکی دانشکده پزشکی مشهد در ترم اول سال تحصیلی 92-1391 که درس آناتومی اعصاب را می گذراندند به صورت تصادفی به دو گروه 60 نفری تقسیم شدند. برای گروه تجربی در طول ترم، 8 آزمون برگزارشد. پس از آزمون پایان ترم برای بررسی میزان اضطراب امتحان در 2گروه شاهد و تجربی از پرسشنامه اضطراب 25 گویه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی وآزمون کای دو و تی تست مستقل تحلیل شد.
    نتایج
    در گروه شاهد کم ترین نمره اضطراب کسب شده 25، بیش ترین نمره کسب شده 100 از مجموع 100 نمره و میانگین نمره اضطراب 19 /0±62 بود. در گروه تجربی کم ترین نمره اضطراب 30، بیشترین نمره اضطراب 100 و میانگین نمره اضطراب 16 /0±60 بود. با وجود این که میانگین نمره اضطراب در گروه شاهد بیش تر از تجربی بود. اما آزمون کای دو ارتباط معناداری بین برگزاری آزمون های تکوینی اعلام نشده و سطح اضطراب امتحان دانشجویان نشان نداد (P=3.2).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که برگزاری آزمون های تکوینی اعلام نشده تاثیری بر سطح اضطراب امتحان دانشجویان علوم پایه پزشکی ندارد. به نظر می رسد که تغییر روش های آموزش و ارزشیابی به تنهایی نمی تواند بر کاهش اضطراب امتحان تاثیرگذار باشند، پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده علاوه بر مداخلات آموزشی عوامل روانشناختی موثر بر اضطراب نیز کنترل شود.
    کلیدواژگان: آزمون های تکوینی اعلام نشده، اضطراب امتحان، دانشجویان پزشکی علوم پایه
  • مسلم عباسی، شهریار درگاهی *، زینب محمد علیپور، علیرضا محرابی صفحات 293-303
    مقدمه
    رشته ی پرستاری یکی از رشته هایی است که می تواند تنش زیادی برای دانشجویان به همراه داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی نقش عوامل استرس زای دانشجویی در پیش بینی تعلل ورزی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان پرستاری بود.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی جامعه ی آماری شامل کلیه دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال تحصیلی92-93 بود که از میان آنها 270 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این مطالعه از پرسشنامه های تعلل ورزی و فرسودگی تحصیلی و عوامل استرس زای دانشجویی استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام شد.
    نتایج
    ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین عوامل استرس زای دانشجویی و تعلل ورزی و فرسودگی تحصیلی رابطه ی مثبت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که عوامل استرس زای دانشجویی مرتبط با شرایط تحصیلی، محیط آموزشی، فارغ التحصیلی و محیط خوابگاه در مجموع 8/ 11% از تغییرات فرسودگی تحصیلی دانشجویان و 6/ 18% از تغییرات تعلل ورزی را پیش بینی می کند.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نقش عوامل استرس زای دانشجویی در تعلل ورزی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان پرستاری را آشکار ساخت که می تواند بیان کننده این باشد که عوامل استرس زای دانشجویی نقش مهمی در زمینه تشدید و بروز تعلل ورزی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان پرستاری دارند.
    کلیدواژگان: عوامل استرس زا، تعلل ورزی، فرسودگی تحصیلی، دانشجویان پرستاری
  • شهرام یزدانی، مریم اکبری لاکه *، سلیمان احمدی، لیلا افشار، سید عباس فروتن صفحات 304-318
    مقدمه
    آگاهی از دیدگاه ها و درک ذی نفعان برنامه آموزشی به خصوص اساتید، در مورد مفهوم برنامه درسی ارزش مدار لازمه برنامه ریزی آموزشی مناسب در این حوزه است. به دلیل معانی متفاوت مفهوم برنامه درسی ارزش مدار در بسترهای مختلف، در این پژوهش الگوی مولفه های مفهومی برنامه درسی ارزش مدار با توجه به ارزش های بومی،از دیدگاه صاحب نظران آموزش اخلاق و ارزش ها تعیین گردید.
    روش ها
    این پژوهش مطالعه ای کیفی با رویکرد تحلیل محتوای موضوعی بود، که در سال 93 با نمونه گیری هدف مند از 6 نفر از صاحب نظران حوزه آموزش اخلاق و ارزش ها در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند انجام شد. تجزیه و تحلیل محتوا با نرم افزار MAXQDA 11 انجام گردید. معیارهای صحت و استحکام گوبا و لینکلن (Guba & Lincoln) در این مطالعه رعایت شد.
    نتایج
    تم محوری «ویژگی های برنامه درسی ارزش مدار» تشخیص داده شد و طبقات مرتبط با این تم، شامل نیازسنجی ارزشی عمومی و نیازسنجی ارزشی گروه هدف، بیانیه ماموریت و رسالت مبتنی بر ارزش ها، طبقه بندی ارزش های مورد انتظار از فارغ التحصیلان، اهداف و پیامدهای یادگیری و آموزشی ارزشی عینی و دست یافتنی، محتوای غنی از ارزش، سازمان دهی محتوای ارزشی، روش های یاددهی یادگیری مناسب برای درونی سازی ارزش ها، روش های ارزشیابی ارزش مدارانه، محیط و جو آموزشی مساعد انتقال ارزش ها استخراج شد.
    نتیجه گیری
    الگوی مفهومی بومی برنامه درسی ارزش مدار، فرآیندی را با ترتیب و توالی دقیق برای اجرای عینی و ملموس آموزش ارزش ها با توجه به شرایط مملکت خودمان پیشنهاد می دهد.
    کلیدواژگان: آموزش ارزش ها، برنامه درسی ارزش مدار، خبرگان، مطالعه کیفی
  • محمدحسین یارمحمدیان، مریم نظری، نجمه بهمن زیاری، رضا مرادی *، هیوا میرزایی، الهه نوابی صفحات 319-329
    مقدمه
    گسترش کمی نظام آموزش عالی بدون توجه به توسعه کیفیت، پیامدهایی همچون افت تحصیلی، وابستگی علمی، فرار مغزها، عدم کارآفرینی و ضعف تولید دانش را به همراه خواهد داشت. نظر به اهمیت کیفیت خدمات آموزشی، هدف از انجام مطالعه حاضر، ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی از دیدگاه دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بر اساس مدل سروکوال بود.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1393 در دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. جامعه آماری کلیه دانشجویان مقاطع مختلف رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی (96=N) بودند که به علت محدود بودن جامعه، نمونه گیری به شکل نمونه در دسترس در این مقطع زمانی (سرشماری) صورت گرفت. از پرسشنامه سروکوال شامل دو بخش مشخصات فردی و ابعاد پنج گانه کیفیت خدمات، برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های کولموگروف- اسمیرنوف، t مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه انجام گرفت.
    نتایج
    مطابق نتایج، بیش از نیمی از پاسخ گویان(7 /57%) کیفیت خدمات آموزشی را بد ارزیابی کرده و در همه ابعاد کیفیت خدمات آموزشی بین انتظارات دانشجویان و ادراکات آنها شکاف منفی وجود داشت و بیش ترین شکاف مربوط به بعد هم دلی(08/1-) بود.
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج به دست آمده مبنی بر وجود شکاف منفی در تمامی ابعاد کیفیت خدمات آموزشی پیشنهاد می گردد اقداماتی نظیر برگزاری کارگاه های آموزشی برای اعضای هیات علمی، اساتید مشاور و کارکنان جهت ارتقای مهارت های فنی و ارتباطی آنان صورت گیرد و نگاه دانشجو محوری در برنامه ریزی های آموزشی مد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کیفیت، آموزش، دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، مدل سروکوال
  • محبوبه مرادی سیاه افشادی *، ندا قاسمی، امیر قمرانی صفحات 330-337
    مقدمه
    مقیاس شکفتگی (Flourishing) از جمله مقیاس هایی است که یکی از ابعاد مثبت ذهن انسان را می سنجد. هدف پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی مقیاس شکفتگی بود. بررسی رابطه پیشرفت تحصیلی دانشجویان و شکفتگی به عنوان هدف فرعی این مطالعه در نظر گرفته شد.
    روش ها
    این تحقیق یک مطالعه توصیفی از نوع پیمایشی است که در سال 1393 روی نمونه ای متشکل از 200 نفراز دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گردید. انتخاب نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس بود. برای بررسی روایی پرسشنامه از روش های روایی محتوا، همبستگی گویه ها با نمره کل (تحلیل مواد) استفاده شد. پایایی مقیاس به وسیله روش های آلفای کرونباخ و پایایی تنصیفی بررسی گردید. برای بررسی رابطه بین شکفتگی و پیشرفت تحصیلی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
    نتایج
    همبستگی گویه ها با نمره کل (52/ 0 تا 76/ 0) و معنادار (01/ 0>p) بود. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی مقیاس را تک عاملی برآورد کرد، با بار عاملی 86 /3 که 46% از واریانس کل سوالات را تبیین نمود. ضریب آلفای کرونباخ82/ 0و ضریب پایایی تصنیفی 8 /0 بود. بررسی مقیاس شکفتگی و متغیر پیشرفت تحصیلی، نشان داد که پیشرفت تحصیلی با شکفتگی همبستگی مثبت و معنادار (01 /0>p) دارد.
    نتیجه گیری
    یافته ها مبین روایی و پایایی قابل قبول ابزار مورد مطالعه، در بررسی متغیر شکفتگی یا بهزیستی ذهنی در جامعه دانشجویان بود. با توجه به خصوصیات روان سنجی مطلوب، ابزار پژوهش حاضر می تواند در تحقیقات مربوط به روان شناسی مثبت مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: شکفتگی، تحلیل عاملی اکتشافی، پایایی، پیشرفت تحصیلی، دانشجویان
  • فریده اصغرزاده یزدی *، محسن آیتی، اسدالله زنگویی، رضا دستجردی صفحات 338-352
    مقدمه
    ارزیابی مداوم منابع درسی دانشگاهی و بازنگری در روش های ارائه آن ها برای کارآمدتر کردن این منابع در پاسخ گویی به نیازهای نسل نو و انتقال ارزش ها به آنان ضروری است. لذا در راستای ضرورت ارزشیابی کتاب های درسی، این پژوهش با هدف بررسی میزان توجه کتاب اخلاق پزشکی (پزشک و ملاحظات اخلاقی) به مولفه های ارزشی آلپورت انجام شده است.
    روش ها
    روش مطالعه، تحلیل محتوا و با رویکرد کمی و از نوع مقوله ای بوده است. جامعه پژوهش در این مطالعه، کتاب اخلاق پزشکی (پزشک و ملاحظات اخلاقی) است که در سال 1383 توسط معاونت آموزشی و امور دانشگاهی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تدوین و به چاپ رسیده است. در این پژوهش نظریه «سیستم ارزشی آلپورت» مبنای تحلیل قرار گرفته است. در این بررسی واحد تحلیل محتوا جملات است که در متن کتاب به طور مستقیم یا غیرمستقیم (مفهوم آن ها) درباره هر یک از مولفه های ارزشی آلپورت به آن اشاره شده است. به منظور تعیین پایایی، فرمول اسکات مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی پایایی ده درصد از کل محتوای کتاب به همراه تعاریف مربوط به مولفه های ارزش ها و نشانگرهای مربوط به هر مولفه در اختیار داور دوم جهت کدگذاری مجدد قرار گرفت که میزان توافق به عنوان شاخصه ای از پایایی برابر با 90 /0 مشاهده شد.
    نتایج
    میانگین سنخ ارزشی نسبت به کل جملات از 879 جمله که در آن به ارزش پرداخته شده 1±5/ 146 و انحراف معیار 766/ 2 است. یافته ها نشان داد به ترتیب بیش ترین درصد، ارزش های اجتماعی 83/30 درصد (271 جمله)، مذهبی 43/ 23 درصد (206 جمله)، سیاسی 09/ 23 درصد (203 جمله)، نظری 35/ 10 درصد (91 جمله)، اقتصادی 55/ 9 درصد (84 جمله) و زیباشناختی با فراوانی 73/ 2 درصد (24 جمله) است.
    نتیجه گیری
    ارزش های اجتماعی در این کتاب بیش تر مطرح شده و ارزش های زیباشناختی کم تر مد نظر قرار گرفته است. لذا پیشنهاد می شود با توجه به اهمیت موضوع، محتوای کتاب مورد نظر، بازبینی شود و حیطه های نظری، اقتصادی و زیباشناختی بیش تر مورد توجه قرار گیرند و با رعایت اصول سازمان دهی محتوا، اصل توازن رعایت شود.
    کلیدواژگان: ارزش ها، اخلاق پزشکی، تحلیل محتوا، پزشک
  • فرزان مددی زاده* صفحات 353-355
    علم آمار دانشی اساسی برای انجام پژوهش و استفاده صحیح از آن منوط به آشنایی و درک صحیح از مفاهیم و کاربرد آن است(1). مفاهیم آماری انحراف استاندارد (Standard Deviation) (انحراف معیار) و خطای استاندارد (Standard Error) (خطای معیار) در زمره مفاهیمی هستند که بسیاری از محققین علوم پزشکی در خصوص استفاده صحیح از آنها دچار ابهام شده و آنها را اشتباها به جای هم به کار می گیرند(2تا4). از اهمیت تمایز این دو شاخص همین بس که اکثر مجلات معتبر یکی از معیارهای پذیرش و چاپ مقاله ارسالی را منوط به مشخص نمودن دقیق این دو شاخص می دانند. بنابراین ذکر چند نکته در خصوص تفاوت و نحوه کاربرد صحیح این دو شاخص ضروری به نظر می رسد. انحراف استاندارد(SD): جذر واریانس نمونه ای، شاخصی است که نحوه پراکندگی (تغییرات) داده های نمونه ای حول میانگین شان را توصیف می کند. ارائه آن در تحقیق برای توصیف داده های نمونه الزامی است(5).: اطلاعات مشاهده i ام: میانگین مشاهدات n= حجم نمونه اما هدف اصلی پژوهشگر صرفا توصیف داده های نمونه (آمار توصیفی) نیست بلکه هدف اصلی تعمیم نتایج نمونه به جامعه هدف (آمار استنباطی) است. برای این امر لازم است نتایج نمونه از اعتبار (Reliability) کافی برخوردار باشند به عبارت دیگر اگر نمونه دیگری به جز آن نمونه به تصادف از همان جامعه انتخاب و نتایج (مثلا آماره هایی مانند میانگین یا درصد شیوع و سایر آماره ای مورد ادعا) محاسبه شود می بایست نتایج به دست آمده با نتایج نمونه قبل تفاوت چندانی نداشته باشد بررسی این موضوع از طریق محاسبه شاخص خطای استاندارد صورت می گیرد(6). خطای استاندارد(SE): اگر از جامعه چندین بار نمونه گیری با جای گذاری به حجم یکسان (n) انتخاب و در هر بارآماره مورد ادعا (مثلا میانگین) محاسبه شود پس از n بار تکرار این عمل، نمونه جدیدی به حجم n (شامل n تا مقدار نمونه از آماره مورد نظر مثلا n تا میانگین نمونه ای) به دست می آید حال اگر برای این نمونه جدید انحراف معیار محاسبه شود نتیجه برابر خطای استاندارد آماره مورد ادعا (مثلا خطای استاندارد میانگین نمونه) خواهد بود. اما برای به دست آوردن انحراف استاندارد یک آماره به جای اجرای این روش زمان بر و خسته کننده، می توان از فرمول ساده زیر با تقسیم انحراف معیار داده های نمونه بر جذر حجم نمونه به راحتی این شاخص را محاسبه نمود(5). تفاوت SD و SE: •SD شاخصی برای توصیف داده ها (آمارتوصیفی) اما SE شاخصی برای انجام استنباط (آمار استنباطی) راجع به داده ها است(7). • SD به تنهایی دارای مفهوم اما SE به تنهایی فاقد مفهوم و در قالب فاصله اطمینان ارائه می شود(7). • SD فقط برای جامعه های دارای توزیع نرمال ارائه و برای جامعه های غیرنرمال از دامنه میان چارکی (فاصله بین چارک اول و سوم) استفاده می شود(5). • SD با افزایش حجم نمونه ثابت اما SE با افزایش حجم نمونه کاهش می یابد(3). • مقدار SE همواره کوچک تر از SD است و استفاده از آن به جای SD باعث فریب خواننده و مناسب جلوه دادن داده ها می شود(8). نکته آخر این است که در صورت گزارش انحراف معیار همراه میانگین (فرمت) حتما قید شود که عدد ذکر شده پس از میانگین انحراف معیار است زیرا ممکن است خواننده در تشخیص آن با عبارت در فاصله اطمینان برای میانگین () دچار ابهام شود حتی بهتر است از نگارش صحیح با ذکر آن که عدد قید شده در پرانتز انحراف معیار است، استفاده شود(9). خلاصه سخن این که نویسندگان محترم ضمن توجه به نکات ارائه شده، شاخص های SD و SE را در جای مناسب خویش به کار برده و در صورت انجام پژوهش تحلیلی برای رفع شبهات مقدار SE را نیز گزارش نمایند. امید است با رعایت نکات آماری مذکور علاوه بر بالابردن کیفیت مقالات مجلات آموزش پزشکی از این رهگذر شاهد کاهش تولید مقالات بی کیفیت، کاهش هدر رفت هزینه های نظام سلامت و در نتیجه ارتقای سطح پژوهش های نظام سلامت باشیم.
  • زهرا میرزایی، حمید زاهدی *، جلیل کوهپایه زاده، محمود رضا آل بویه، زهرا نقی زاده موغاری صفحات 356-365
    مقدمه
    کسب تجارب آموزشی در اتاق عمل محور یادگیری برای دستیاران بیهوشی است. به همین جهت مطالعه حاضر، با هدف بررسی محیط آموزشی اتاق های عمل مراکز آموزشی درمانی دانشگاه های علوم پزشکی تهران، ایران، شهیدبهشتی از نقطه نظر دستیاران بیهوشی بر اساس پرسشنامه ATEEM انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی– مقطعی، نظرات 156 دستیار بیهوشی نسبت به محیط آموزشی اتاق عمل بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی به روش سرشماری با استفاده از پرسشنامهATEEM (Anaesthetic Trainee Theatre Educational Environment Measure) طی سال 93جمع آوری گردید و سپس داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه تحلیل گردید.
    نتایج
    میانگین نمره نهایی پرسشنامه 59/ 23±03/ 114از 160به دست آمد که در سطح مطلوب قرار داشت. میانگین نمره کل حیطه ها برای دستیاران زن 12/ 25±59 /113 و برای دستیاران مرد 78 /21±85 /114 بود که اختلاف معنا داری از نظر مقایسه میانگین نمرات حیطه ها بین دو گروه وجود نداشت (p=0. 742). درمقایسه میانگین نمرات حیطه ها بر حسب سال تحصیلی اختلاف معنا دار در حیطه درک دستیاران از آموزش و اساتید مشاهده گردید (p=0. 032، F=3. 025)، ولی در سایر حیطه ها تفاوت معنا دار دیده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که دیدگاه دستیاران بیهوشی از محیط آموزشی اتاق عمل مطلوب بود، البته به نظر می رسد با توجه به یافته ها، بالا بودن حجم کار و تداخل آن با برنامه های آموزشی و کم بودن فرصت یادگیری حین انجام کار از نقاط ضعف این محیط است که نیاز به بررسی و رسیدگی بیش تر توسط مسوولین ذی صلاح دارد.
    کلیدواژگان: محیط آموزشی، اتاق عمل، ATEEM، دستیاران بیهوشی
  • سارا مرتاض هجری *، رقیه گندم کار، عظیم میرزازاده، محمد جلیلی، غلامرضا حسن زاده صفحات 366-376
    مقدمه
    بازنگری دوره پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران در برگیرنده تغییرات اساسی در بسیاری از جنبه های برنامه آموزشی است که پس از گذشت حدود سه سال از اجرا، بررسی پیامدهای آن ضروری است. هدف از مطالعه حاضر، مقایسه پیشرفت تحصیلی دانشجویان و جو آموزشی مقطع علوم پایه مربوط به برنامه سنتی با موارد مشابه در برنامه جدید است.
    روش ها
    در این مطالعه کوهورت تاریخی معدل دوره علوم پایه کلیه دانشجویان پزشکی ورودی مهر 90 دانشگاه علوم پزشکی تهران و سه دوره قبل آن (87 تا 89) استخراج گردید. همچنین نتایج آزمون جامع علوم پایه دوره های 44، 46، 48 و 50 شامل رتبه دانشگاه و نمره استاندارد آن مورد بررسی قرار گرفت. برای سنجش جو آموزشی از پرسشنامه DREEM استفاده شد که در انتهای دوره علوم پایه توسط دانشجویان ورودی 89 و 90 تکمیل شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون آماری ANOVA،Chi-Square و T-test استفاده شد.
    نتایج
    تعداد کل دانشجویان پزشکی ورودی مهر 87 تا مهر 90 جمعا 1032 نفر بود که از میان آنها 589 نفر (57 درصد) دختر بودند. میانگین معدل علوم پایه، تعداد ترمهای مشروطی و مردودی دانشجویان در ورودی های مختلف با یکدیگر تفاوت آماری معناداری نداشت. بر اساس نتایج آزمون جامع علوم پایه، دانشگاه در سال 87 حائز رتبه سوم کشوری شد و طی سه سال بعد رتبه اول را در سطح کشور کسب کرد. نمره استاندارد دانشگاه در کل آزمون طی این سال ها به ترتیب 61/ 0، 96/ 0، 85 /0 و 94/ 0 بود. در مورد ارزشیابی جو آموزشی نمره کلی پرسشنامه قبل و بعد بازنگری به ترتیب 5/ 91 و 5/ 93 (از 200) با انحراف معیار 46/ 0 و 41/ 0 به دست آمد که این اختلاف و اختلاف بین نمرات 5 حیطه پرسشنامه بین دو گروه معنادار نبود.
    نتیجه گیری
    در اکثر پیامدهای مورد بررسی بعد از بازنگری بهبود مختصری مشاهده شد، اما از لحاظ آماری معنادار نیست. بنابراین ضمن این که علت این امر را می توان به وضعیت پایه بالای دانشگاه در سال های گذشته و همچنین کوتاه بودن فاصله زمانی بین مداخله و ارزیابی پیامدها نسبت داد، دغدغه مبنی بر افت تحصیلی متعاقب بازنگری بی مورد به نظر می رسد. پایش مستمر پیامدها برای ارزیابی اثربخشی بازنگری در طولانی مدت باید در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: بازنگری، ارزشیابی برنامه، پیشرفت تحصیلی، جو آموزشی، علوم پایه
  • منصوره تقوی نیا *، زهرا تقی پور انوری صفحات 377-379
    حجم بالای انواع جراحی در کشور دلیلی بر اهمیت گروه آموزش بیهوشی در دانشگاه های علوم پزشکی برای برطرف کردن مشکلات و تربیت نیروهای متخصص و کارآمد است(1). برای پاسخ گویی به نیازهای جامعه، برنامه ریزی با اهداف مشخص و تصمیم گیری اثربخش برای شناخت نیازها، نواقص و توانمندی ها بررسی دیدگاه افراد درگیر در حوزه ی مورد نظر لازم است. یکی از روش های تعیین نیازها، بررسی نواقص و نقاط قوت ارزیابی است(2). مطالعاتی در ارتباط با تعیین وضعیت آموزشی گروه های آموزشی تخصصی از طریق بررسی با روش ارزیابی به ویژه ارزیابی درونی انجام شده است(3و4) هدف این مطالعه ارزیابی کیفیت آموزشی بخش بیهوشی و درد در دانشگاه علوم پزشکی ایران بود تا با شناخت وضعیت موجود بتوان راه حل های ممکن، برای بهبود کیفیت آموزشی این گروه ارائه نمود.
  • محمد مهدی مردانشاهی *، انسیه دولتی صفحات 381-390
    مقدمه
    امروزه اهمیت کارآفرینی در توسعه جوامع آشکار و نقش دانشگاه ها در این خصوص ویژه است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه قابلیت کارآفرینی شامل پنج ویژگی کنترل درونی، استقلال طلبی، توفیق طلبی، ریسک پذیری، خلاقیت دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال تحصیلی 92-93 انجام گردید.
    روش ها
    در یک مطالعه مقطعی 750 دانشجوی شاغل به تحصیل دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال تحصیلی 92-93به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ای محقق ساخته شامل 74 گویه با مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود. داده های حاصله با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل واریانس و دانکن تحلیل گردید.
    نتایج
    قابلیت کارآفرینی اغلب دانشجویان 72/ 93 درصد (687 نفر) نامطلوب بود. بین دانشکده های مورد مطالعه از نظر قابلیت کارآفرینی (f=14.1، p= 0.015)، مولفه های استقلال طلبی (f=8.59، p=0.03) و توفیق طلبی (f=6.34، p 0.05) با اطمینان 95% و خلاقیت (f=25.23، p=0.005) و کنترل درونی ((f=63.78، p=0.001) با اطمینان 99% اختلاف معناداری مشاهد شد. دانشجویان دانشکده های بهداشت و پرستاری و مامایی از نظر قابلیت کارآفرینی، توفیق طلبی، استقلال طلبی و خلاقیت؛ بدون اختلاف در یک گروه قرار دارند اما میزان این مولفه ها، از دانشجویان دانشکده پیراپزشکی کم تر و با آن اختلاف معناداری دارد. از نظر کنترل درونی بین دانشجویان هر سه دانشکده اختلاف معناداری مشاهده شد، ولی در ویژگی ریسک پذیری اختلاف معناداری مشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
    ضعف قابلیت کارآفرینی دانشجویان نمایان گر ضرورت برنامه ریزی و توجه بیش تر به تقویت مولفه های موثر بر قابلیت کارآفرینی در برنامه های آموزشی و کمک آموزشی است.
    کلیدواژگان: قابلیت کارآفرینی، خلاقیت، دانشجویان علوم پزشکی
  • عباس عباسی قهرمانلو، سعید صفیری صفحات 391-392
  • مجید یوسفی افراشته، سید کامران سلطانی عربشاهی، شعله بیگدلی، شهنام صدیق معروفی * صفحات 393-404
    مقدمه
    ارزشیابی تدریس اساتید دانشگاه توسط دانشجویان، از فرایندهای ضروری و البته بحث برانگیز در نظام های آموزش عالی است. هسته اصلی مباحثات پیرامون ارزشیابی دانشجویان از استاد، احتمال دخالت عوامل زمینه ای و مستقل از مهارت ها و توانایی های تدریس مدرس است. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه عوامل مداخله گر در ارزیابی دانشجویان است.
    روش ها
    دراین مطالعه توصیفی همبستگی خاصه مدل یابی معادلات ساختاری، جامعه پژوهش شامل تمامی دانشجویان دوره کارشناسی پیوسته یا ناپیوسته دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود که در نیمسال دوم سال تحصیلی 93-1392 مشغول به تحصیل بودند که250 نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه از پرسشنامه طراحی شده توسط قاضی طباطبایی و یوسفی که با الهام از مارکز Marks)) و پاسوان و یانگ (Paswan and Young) تهیه شده بود، استفاده شد. این پرسشنامه شش عامل مرتبط با ارزش گذاری دانشجو به تدریس را با 31 سوال و در طیف لیکرت 5 نقطه ای بررسی و اندازه گیری می-نماید.جهت تحلیل داده ها از روش تحلیلی مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.
    نتایج
    در نهایت 219 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد ارتباط بین فردی استاد و دانشجو، علاقه دانشجو به درس و تلاش و درگیری مدرس با ارزشیابی دانشجویان همبستگی مثبت و سختی درس، عدم رضایت از نمره دریافتی و حجم تکالیف درسی با ارزشیابی دانشجویان از تدریس همبستگی منفی داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که عوامل مداخله گر و در برخی موارد مشتبه کننده ممکن است ارزشیابی دانشجویان از تدریس مدرس را تحت تاثیر قرار دهند و زمینه قضاوت ها یا تصمیم گیری های نادرست و ناروا را فراهم کنند.
    کلیدواژگان: ارزشیابی دانشجو، تدریس استاد، مدل معادلات ساختاری، آموزش پزشکی
  • شهناز کهن، فریده بهمن جنبه، سهیلا احسان پور، گلنوش احمدی، مهشید عبدی شهشهانی * صفحات 426-405
    مقدمه
    ارزشیابی یکی از عمده ترین روش های بهبود کیفیت نظام های آموزشی است. این مطالعه با رویکرد کیفی به تبیین دیدگاه دانشجویان و دانش آموختگان درباره سرفصل دروس تخصصی اجباری دوره دکتری تخصصی بهداشت باروری پرداخت.
    روش ها
    در این مطالعه کیفی، با روش تحلیل محتوی قراردادی، اطلاعات از 7 دانش آموخته و 16 دانشجوی دکتری بهداشت باروری طی مصاحبه نیمه ساختار یافته انفرادی، پرسشنامه ارزیابی دروس تخصصی و تحلیل محتوی برنامه درسی در سال 93-1392 جمع آوری و تحلیل گردید.
    نتایج
    از توصیف مشارکت کنندگان درباره سرفصل دروس تخصصی و تحلیل محتوی برنامه درسی این رشته سه طبقه اصلی «ضرورت انطباق برنامه درسی با رسالت رشته بهداشت باروری، تقویت ماهیت جامعه نگری و بالینی دروس تخصصی و اصلاح نحوه ارائه دروس تخصصی» استخراج گردید.
    نتیجه گیری
    اصلاح برنامه درسی دوره دکتری بهداشت باروری ضروری بوده و پیشنهاد می_گردد دروس تخصصی در راستای تامین رسالت رشته بهداشت باروری بازنگری شود و توسعه یابد، همچنین ماهیت بالینی و جامعه نگری آنها تقویت گردد.
    کلیدواژگان: پژوهش کیفی، تحلیل محتوی، ارزیابی آموزشی، دوره دکتری تخصصی بهداشت باروری
  • فاطمه حاجی حسینی، منصوره زاغری تفرشی *، میمنت حسینی، احمدرضا باغستانی صفحات 427-437
    مقدمه
    جو آموزشی یکی از مهم ترین عوامل موثر بر موفقیت و رضایت و تعیین کننده چگونگی رفتار در دانشجویان است. اندازه گیری جو آموزشی جهت بازبینی و ایده ال سازی محیط ضروری است. مطالعه حاضر با هدف معرفی ابزار های اندازه گیری جو آموزشی در دانشگاه های علوم پزشکی، حیطه ها و کاربرد آنها انجام شده است.
    روش ها
    پژوهش حاضر به صورت مروری بر متون انجام شده که جستجوی مقاله های مرتبط با آن با کلید واژه های «جو آموزشی، محیط آموزشی، ابزارهای اندازه گیری جو آموزشی، ابزارهای اندازه گیری محیط آموزشی، آموزش پزشکی، دانشگاه های علوم پزشکی» به صورت جدا و ترکیبی در پایگاه های اطلاعاتی google scholar، science direct، SID، Iran medex، magiran prequest، Scopus، PubMed، web of science و بدون محدودیت زمانی صورت گرفته است. پس از بررسی مقاله ها و حذف رکوردهای تکراری، ابزارهای پرکاربرد اندازه گیری جو آموزشی در دانشگاه های علوم پزشکی و حیطه های آنها معرفی و کاربرد آنها دسته بندی شدند.
    نتایج
    در مروری بر متون حاضر، 25 ابزار پرکاربرد در اندازه گیری جو آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی و حیطه های آنها معرفی و کاربرد آنها در سه دسته «تشخیص»، «مقایسه» و« ارزشیابی» دسته بندی شدند.
    نتیجه گیری
    برخی از ابزارهای پرکاربرد اندازه گیری جو آموزشی در دانشگاه های علوم پزشکی، در نام اختصاری و نام کامل مشابهت هایی دارند. همچنین، تعدادی از این ابزارها برای رشته های خاصی طراحی شده و در کلیه رشته های علوم پزشکی قابل استفاده نیستند. بنابراین، پژوهشگران هنگام انتخاب ابزار باید به نکات مختلفی مانند نام ابزار و مشابهت های احتمالی و اختصاص ابزار به رشته مورد نظرشان توجه نمایند.
    کلیدواژگان: جو آموزشی، محیط آموزشی، ابزار اندازه گیری جو آموزشی، دانشگاه های علوم پزشکی
  • فاطمه حشمتی نبوی *، زهره پوراسماعیل، زهراسادات منظری، زهره حسین پور، تکتم میکانیکی، سیامک حیدربیگی صفحات 438-439
  • اکرم ثناگو، فرشته عراقیان مجرد، لیلا جویباری * صفحات 442-443
  • مرتضی عرب زوزنی * صفحات 444-446
  • سیمین اسمعیل پورزنجانی، سهیلا مشعوف، سوره خاکی* صفحات 447-459
    مقدمه
    عملکرد پرستاری در بطن خود امری ارزشی و اخلاقی محسوب می گردد و کیفیت مراقبت های بهداشتی نیز به میزان زیادی به نحوه عملکرد پرستاران بستگی دارد. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت آیین اخلاق حرفه ای در عملکرد پرستاری از دیدگاه پرستاران و بیماران مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران در سال 1393 انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی-مقطعی با مشارکت 210 بیمار بستری و210 پرستار شاغل در بخشهای مختلف 5 مرکز آموزشی و درمانی منتخب دانشگاه شهید بهشتی تهران با استفاده ازنمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس آیین اخلاق پرستاری ایران جمع آوری و با آمار توصیفی و استنباطی (آزمون من ویتنی) تجزیه و تحلیل گردید.
    نتایج
    بر اساس یافته ها 3/48% از بیماران عملکرد پرستاران را در رعایت آئین اخلاق حرفه ای در سطح خوب و 9/6% ضعیف ارزیابی نمودند، در حالی که اکثر پرستاران (7/91%) عملکرد خود را در سطح خوب ارزیابی کردند. نتایج نشان داد بین دیدگاه پرستاران و بیماران از نظر رعایت آیین اخلاق حرفه ای تفاوت معناداری وجود دارد(001/0p<).
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه برای مدیران و برنامه ریزان پرستاری قابل تامل است به طوری که برنامه ریزی موثری در جهت کاهش اختلاف بین دو دیدگاه انجام شود.
    کلیدواژگان: آیین اخلاق حرفه ای، عملکرد پرستاران، بیمار، پرستار
  • مهدی محمدی *، هلنا قطرئی صفحات 460-474
    مقدمه
    هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین انسجام اجتماعی و تحصیلی دانشجویان با ارزشیابی آنان از کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی شیرازبود.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی همبستگی جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایمرحله ای 431 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه انسجام موسسه ای و پرسشنامه کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی بود، که پس از محاسبه روایی و پایایی بین دانشجویان نمونه توزیع شده و داده ها با روش آماری مدل یابی معادله ای ساختاری تحلیل شد.
    نتایج
    انسجام اجتماعی دانشجویان به طور تکی، پیش بینی کننده مثبت و معنادار ارزشیابی آنان از کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی است. انسجام تحصیلی دانشجویان، پیش بینی کننده مثبت و معنادار ارزشیابی آنان از کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی است. انسجام اجتماعی و تحصیلی دانشجویان به طور هم زمان، پیش بینی کننده مثبت و معنادار ارزشیابی آنان از کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی است. همچنین نتایج نشان داد که مدل های ارائه شده از برازش مناسبی برخوردار هستند.
    نتیجه گیری
    تجارب تحصیلی و دانشگاهی موفق و تعاملات منسجم دانشجویان با هم سالان، کارکنان و هیات علمی بر ارزشیابی آنان تاثیر می گذارد و میزان رضایت آنان از کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی را تعیین نماید.
    کلیدواژگان: انسجام اجتماعی، انسجام تحصیلی، کیفیت عملکرد آموزشی، ارزشیابی استاد
  • سلبی حیدری، مصطفی حیدری، هدی احمری طهران *، آمنه سید فرج الله، معصومه خشک دهان، زینب مجاهدی صفحات 475-480
    مقدمه
    پیشرفت تحصیلی از مهم ترین نتایج نظام آموزشی به شمار آمده و توجه به عوامل اثرگذار بر آن از اهمیت خاصی برخوردار است. در این زمینه عوامل موثر درونی و محیطی زیادی وجود دارد که در تحقیق حاضر عامل دست برتری مورد بررسی قرار گرفت. هدف این پژوهش بررسی تفاوت پیشرفت تحصیلی بین دانشجویان چپ دست، راست دست و دو سو توان بود.
    روش ها
    این پژوهش توصیفی به صورت مقطعی در سال تحصیلی 94-93 بر روی 370 نفر از دانشجویان دانشگاه های دولتی استان قم که به صورت طبقه بندی تصادفی و به شکل تناسبی از گروه های مختلف انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه دست برتری آنت(Annett) بودکه روایی و پایایی آن در پژوهش های قبلی تایید شده است. جهت تحلیل داده ها از شاخص های آمارتوصیفی، آزمون همبستگی و آزمون مجذور کای استفاده شد.
    نتایج
    ارتباط بین پیشرفت تحصیلی دانشجویان با دست برتری از لحاظ آماری معنادار نبود (015/0-=r و 77/0=p). بین پیشرفت تحصیلی و سن، رشته، مقطع، میزان تحصیلات والدین و شغل والدین ارتباط معناداری وجود داشت، ولی ارتباط پیشرفت تحصیلی و جنسیت معنادار نبود. در مورد ارتباط دست برتری و سن، جنسیت، رشته، مقطع، شغل والدین و میزان تحصیلات آنها نیز ارتباط معناداری یافت نشد.
    نتیجه گیری
    دست برتری به خودی خود ارتباطی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان ندارد. برای شناخت عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان نیاز به شناسایی و تحقیقات بیش تر در راستای پیدا کردن عوامل پنهان وجود دارد.
    کلیدواژگان: دست برتری، پیشرفت تحصیلی، دانشجو
  • شهین سالاروند، نیکو یمانی، فهیمه کاشانی *، مریم سالاروند، محمد عطایی، مریم اسادات هاشمی صفحات 481-494
    مقدمه
    یکی ازپارامترهای موثر بر ارتقای کیفیت آموزش، اساتید می باشد. دانشجویان به عنوان مصرف کنندگان در فرآورده آموزش دانشکده ذی نفع هستند، با توجه به این که کسب بازخورد از مشتری یکی از گام های اساسی برای ارتقای کیفیت خدمات می باشد، لزوم پرداختن هرچه عمیق تر به این موضوع احساس می شود تا ابعادی جدیدتر از استاد ایده آل از دیدگاه دانشجویان روشن شود. لذا این تحقیق با هدف توصیف درک دانشجویان پرستاری از استاد ایده آل انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوای، نمونه گیری هدف مند از20 دانشجوی کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی لرستان در سال 1393 انجام شد. تجزیه و تحلیل محتوا انجام گردید. استحکام این مطالعه بر اساس دو معیار اطمینان پذیری و باور پذیری انجام گردید.
    نتایج
    در این بررسی پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات،450 کد و پنج مفهوم ساختاری پدیدار شد که شامل توانمندی علمی، حرفه ای بودن در تدریس، ویژگی های فردی، الگو بودن، اخلاق حرفه ای پرستاری بود.
    نتیجه گیری
    استاد ایده آل از نظر دانشجویان پرستاری جنبه های مختلفی را شامل می شود. از نظر دانشجویان استاد ایده آل استادی عالم است که در عین حال که فردی با ویژگی ها و مشخصات برجسته اخلاقی است، مدیری است که از دانشجویان به خوبی حمایت می کند، نسبت به جامعه و کشورش متعهد است و در همان حال حرفه ای گری پرستاری را به خوبی رعایت می کند.
    کلیدواژگان: دانشجوی پرستاری، استاد پرستاری، شاخص های استاد ایده آل، ویژگی های استاد، تحقیق کیفی
  • محمد زارع *، راحله ساریخانی صفحات 495-496
  • اکرم ثناگو، لیلا جویباری *، مونا رضاپور اصفهانی، آرش رضایی شهمیرزادی صفحات 508-509
  • محسن ادیب حاج باقری *، حمیدرضا صادقی گندمانی، عفت امین الرعایایی یمینی صفحات 510-520
    مقدمه
    شناسایی عوامل موثر بر موفقیت آکادمیک دانشجویان پرستاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به تناقضات موجود در ارتباط با عوامل تاثیرگذار، مطالعه ای با هدف شناسایی عوامل پیش گویی کننده موفقیت آکادمیک دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، 134 دانشجوی سال دوم تا چهارم پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال 1393 به صورت تصادفی منظم انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک و موفقیت آکادمیک پس از تایید روایی و پایایی آن، استفاده گردید. اطلاعات با استفاده از آزمون های مجذور کای، کروسکال والیس، من ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن، تحلیل شد.
    نتایج
    وضعیت غیر بومی و اقامت در خوابگاه بر موفقیت آکادمیک تاثیر مثبت داشت (05/0> p). با وجود افزایش نمره موفقیت آکادمیک دانشجویان با افزایش ترم تحصیلی، تفاوت معناداری بین میانگین نمره موفقیت آکادمیک در ترم های مختلف تحصیلی مشاهده نشد (26/0=p). میانگین نمره کل موفقیت آکادمیک دانشجویان 02/10±23/105 از حداکثر نمره قابل کسب 156 بود (30/67% از نمره کل). همچنن ارتباط معناداری بین معدل کل و نیز معدل ترم قبل دانشجویان با میانگین نمره کل موفقیت آکادمیک، مشاهده نشد(59/0=p).
    نتیجه گیری
    با توجه به نقش پیش گویی کنندگی فاکتورهای دموگرافیک در موفقیت آکادمیک دانشجویان پرستاری، مسوولان باید در راستای بهبود موفقیت آکادمیک آن ها برنامه ریزی نمایند.
    کلیدواژگان: موفقیت آکادمیک، عوامل پیش گویی کننده، دانشجویان پرستاری
  • عبدالحسین شکورنیا *، مریم اسلمی صفحات 521-529
    مقدمه
    مشارکت دادن دانشجویان در طراحی سوالات امتحانی با هدف افزایش یادگیری و بهبود عملکرد تحصیلی از روش هایی است که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تهیه سوالات امتحانی توسط دانشجویان بر عملکرد تحصیلی آنان در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال 94-1393 انجام پذیرفت.
    روش ها
    این تحقیق نیمه تجربی به صورت دو گروهی به همراه پیش آزمون و پس آزمون در دانشجویان پرستاری مامایی که درس ایمنی شناسی را با یک مدرس انتخاب واحد نموده بودند، انجام گرفت. دانشجویان مامایی (40 نفر) به عنوان گروه تجربی و دانشجویان پرستاری (60 نفر) به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. از دانشجویان رشته مامایی خواسته شد که از مطالب درسی هر جلسه تعداد 7 سوال چندگزینه ای به عنوان تکلیف تهیه و در جلسه بعد تحویل دهند. ابزار گردآوری داده ها، آزمون های چندگزینه ای بود که بر اساس محتوای درس توسط مدرس تهیه گردید. پیش آزمون و پس آزمون شامل 50 سوال چهار گزینه ای بود که حداقل نمره هر آزمون صفر و حداکثر آن 50 بود. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی، آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد.
    نتایج
    میانگین و انحراف معیار نمرات پیش آزمون و پس آزمون در گروه تجربی به ترتیب 65/4±78/14 و 21/6±85/44 و در گروه شاهد به ترتیب 58/3±72/15 و 05/7±33/42 بود. آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که که میانگین نمرات در گروه تجربی در مقایسه با گروه شاهد افزایش معناداری داشت (048/0=p).
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه نشان داد که مشارکت دادن دانشجویان در تهیه سوالات امتحانی باعث افزایش نمرات این دانشجویان در درس ایمنی شناسی شد.
    کلیدواژگان: تهیه سوالات چندگزینه ای، یادگیری دانشجویان، عملکرد تحصیلی
  • فریبا تابع بردبار، احمد رستگار * صفحات 530-542
    مقدمه
    شناسایی عوامل تاثیرگذار بر خودناتوان سازی تحصیلی به عنوان آسیبی روان شناختی و یک استراتژی جهت توجیه شکست تحصیلی احتمالی در آینده، دارای پیامدهای تحصیلی نامطلوبی است. لذا پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی بر اساس ویژگی های شخصیت و اهداف پیشرفت انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش توصیفی- همبستگی در سال 1393 انجام گرفت. نمونه آماری پژوهش شامل 258 نفر از دانشجویان دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شیراز بودند که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه ای خودگزارشی شامل خرده مقیاس های اهداف پیشرفت، ویژگی های شخصیت و خودناتوان سازی تحصیلی پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر بوسیله نرم افزار lisrel استفاده گردید.
    نتایج
    نتایج نشان داد که اثرات غیر مستقیم برون گرایی، وظیفه مداری، توافق پذیری و گشودگی تجربه بر خود ناتوان سازی تحصیلی به ترتیب برابر با 08/0-، 11/0- و 07/0- و معنادار هستند (01/0> P). اثر غیر مستقیم توافق پذیری بر خودناتوان سازی نیز برابر با 03/0 و معنادار است (05/0> P). همچنین اثر غیر مستقیم ویژگی روان نژندی بر خودناتوان سازی تحصیلی بر خلاف سایر ویژگی های شخصیت مثبت و برابر با 10/0 و معنادار است(01/0> P). بر اساس نتایج RMSEA برابر با 06/0، CFI برابر با 98/0، GFI برابر با 99/0، AGFI برابر با 94/0 و نسبت X/df2 برابر با 68/2 است که همه بیانگر برازش خوب مدل هستند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج با اجرای سنجه های شخصیت در محیط های تحصیلی و شناخت عمیق تر رگه های درونی شخصیت فراگیران، می توان آنها را از قرار گرفتن در معرض آسیب های روان شناختی مانند خود ناتوان سازی تحصیلی دور نگه داشت.
    کلیدواژگان: اهداف پیشرفت، ویژگی های شخصیت، خودناتوان سازی تحصیلی، آسیب های روان شناختی
  • زهره سهرابی، نسرین محمد بخشی، لیلی صالحی * صفحات 543-554
    مقدمه
    دانشگاه ها به عنوان سازمان یادگیرنده مراکزی برای تعالی، یاددهی، تحقیق و عرضه دانش هستند. هدف این مطالعه طراحی و روان سنجی ابزار ویژگی های دانشگاه به عنوان سازمان یادگیرنده از دیدگاه رهبران آموزشی بود.
    روش ها
    این مطالعه ترکیبی درسال 1392 در جامعه پژوهش اعضای هیات علمی دانشگاه های علوم پزشکی تهران و ایران انجام گرفت. بر اساس جلسات بحث گروهی (24نفر)، ابزار اولیه با 63 گویه طراحی شد که در سه دور دلفی (30 نفر) به 59 گویه تقلیل یافت. روایی ابزار از طریق شاخص تاثیر آیتم وبا استفاده از 10 عضو هیات علمی، نسبت و شاخص روایی محتوا با قضاوت 12 نفر انجام شد. از تحلیل عامل اکتشافی با تعداد نمونه 200 نفر جهت روایی سازه و از آزمون همسانی درونی (آلفای کرونباخ) با تعداد 20 نفرجهت پایایی استفاده شد.
    نتایج
    از 59 گویه، 40 گویه پس از محاسبه امتیاز تاثیر آیتم با مقادیر بالاتر از 5/1، نسبت روایی محتوی بیش از 56/0 و شاخص روایی محتوی بالاتر از 79/0 انتخاب شد. بر اساس تحلیل عامل گویه های یاد شده 40 گویه حفظ شد که با در نظر گرفتن مقدار ارزش ویژه بالاتر از 1، در هفت عامل رهبری – شایستگی فردی، مدیریت دانش، یادگیری تیمی، مدیریت اطلاعات، ارزیابی عملکرد، تسهیل تغییر گروه بندی شد. ابزار یاد شده قادر به پیش بینی 6/64% از تغییرات کل ویژگی های سازمان یادگیرنده است.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه شاهد مناسبی در خصوص استحکام ساختار عاملی و پایایی ابزار سنجش ویژگی دانشگاه به عنوان سازمان یادگیرنده بود. این نتایج می تواند در توسعه ابزار سنجش ویژگی دانشگاه به عنوان سازمان یادگیرنده در سایر مراکز علمی، مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.
    کلیدواژگان: روایی، پایایی، تحلیل عاملی، سازمان یادگیرنده
  • فوزیه رفعتی، مریم خاندان *، سکینه سزواری، عصمت نوحی صفحات 555-568
    مقدمه
    برنامه های دوره دکتری پرستاری در تمام دنیا در حال گسترش بوده و از دانش آموختگان این مقطع، به عنوان پرستارانی حرفه ای، انتظار می رود با بصیرت و توانایی وضعیت مراقبت پرستاری را در سیستم سلامت، مطابق با نیاز های جامعه اصلاح نمایند. دراین پژوهش مقایسه تطبیقی برنامه آموزشی دوره دکتری پرستاری دانشگاه ویدنر (Widener) با برنامه آموزشی دکتری پرستاری ایران، انجام شد.
    روش ها
    مطالعه توصیفی و تطبیقی حاضر در سال 1393 انجام شد. به منظور مقایسه عناصر تشکیل دهنده برنامه آموزشی دکتری پرستاری ایران و دانشگاه ویدنر و با جستجو اینترنتی، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری و با استفاده از الگوی Beredy چهارمرحله توصیف، تفسیر، هم جواری و مقایسه، تطبیق برنامه ها انجام شد.
    نتایج
    در برنامه آموزشی دوره دکتری پرستاری ایران ارتباط بین ارزش های اسلامی و حرفه ای، نیازها و توانایی های فراگیران به وضوح مشخص نیست. محتوا بعضی از دروس تاکید بر مسائل تئوریک دارد و بسیار انتزاعی است. در استراتژی های اجرایی برنامه آموزشی دانشگاه ویدنر تاکید بر موظف کردن دانشجو به نگارش یافته های علمی در رابطه با هر درس دیده نمی شود اما در ایران سیاست های مربوط به چاپ مقاله حاصل از پایان نامه بسیار سخت گیرانه است. ارائه دروس در دانشگاه ویدنر هم به صورت حضوری و هم به صورت مجازی است اما در ایران فقط به صورت حضوری است. برنامه درسی دوره دکتری پرستاری ایران فقط در قسمت هایی مانند مشخصات و ساختار دوره وجوه مشترک با برنامه درسی دوره دکتری پرستاری دانشگاه ویدنر دارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه، پیشنهاد می شود که با توجه به ارزش های حرفه ای، تعالیم و فرهنگ اسلامی، نقش و وظایف فارغ التحصیلان این مقطع و با در نظر گرفتن نیاز جامعه، در محتوا، شیوه ارائه و ارزشیابی برنامه درسی این دوره بازنگری هایی صورت گیرد.
    کلیدواژگان: مطالعه تطبیقی، برنامه درسی، مدل بردی، دکتری پرستاری، برنامه درسی دانشگاه ویدنر
  • محمد زارع *، راحله ساریخانی صفحات 571-578
    مقدمه
    پیشرفت های اخیر در حوزه فناوری اطلاعات، ارتباطات و فناوری های بی سیم، یادگیری الکترونیکی را به یادگیری سیار متحول ساخته است. هدف از این پژوهش بررسی عوامل انسانی، پداگوژیکی، مدیریت و رهبری، فناوری، اقتصادی و نگرش به عنوان موانع به کارگیری یادگیری سیار در دانشگاه علوم پزشکی همدان بود.
    روش ها
    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش در زمره پژوهش های توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اساتید دانشگاه علوم پزشکی همدان (تعداد 300 نفر) در سال 1394 بود که تعداد 130 نفر به روش نمونه گیری تصادفی و با استفاده از جدول مورگان به عنوان نمونه بررسی شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته موانع به کارگیری یادگیری سیار در آموزش پزشکی بود که پس از تایید روایی صوری آن توسط متخصصین تکنولوژی آموزشی و فناوری اطلاعات، پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 83/0 به دست آمد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری تی تک نمونه ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج پژوهش نشان داد که هر شش عوامل انسانی (31/0±13/19) از مجموع 25نمره، پداگوژیکی (20/0±86/15) و مدیریت و رهبری (43/0±85/15)از مجموع 20 نمره، فناوری (67/0±84/18) از مجموع 25نمره ، اقتصادی (28/0±77/12) و نگرش (46/0±51/12) از مجموع 15 نمره به عنوان موانع به کارگیری آموزش سیار در دانشگاه علوم پزشکی همدان به شمار می آیند (001/=p).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش، برای استقرار آموزش سیار در دانشگاه علوم پزشکی همدان باید عوامل انسانی، پداگوژیکی، مدیریت و رهبری، فناوری، اقتصادی و نگرش به عنوان موانع به کارگیری این شیوه آموزشی مرتفع گردد.
    کلیدواژگان: یادگیری سیار، موانع، اساتید دانشگاه علوم پزشکی
  • هادی جعفری منش *، سلیمان زند، مهدی رنجبران، پوران وروانی فراهانی، غلامرضا صدرکیا صفحات 579-588
    مقدمه
    با توجه به مشکلاتی که در آموزش پرستاری به روش سخنرانی وجود دارد و مبهم بودن اثربخشی آموزش بوسیله پیام کوتاه، این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی دو روش باز آموزی از طریق پیام کوتاه و سخنرانی انجام گرفت.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه مداخله ای تصادفی شده بود که در سال 1392 انجام گرفت. نمونه ها در این مطالعه به صورت نمونه گیری خوشه ایو از بین پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر اراک انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی به دوگروه سخنرانی (گروه اول: 43 نفر) و پیام کوتاه (گروه دوم: 43 نفر) تقسیم شدند. آموزش ضمن خدمت در مورد کتواسیدوز دیابتیک از طریق سخنرانی برای گروه اول و از طریق سرویس پیام کوتاه برای گروه دوم ارائه شد و سپس یک ماه پس از پایان آموزش، میزان آگاهی پرستاران هر دوگروه مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگر ساخته حاوی اطلاعات دموگرافیک و سوالات مربوط به سنجش دانش پیرامون کتواسیدوز دیابتیک بود که شامل23 عبارت چهار گزینه ای بود، به پاسخ صحیح هر سوال، نمره یک و پاسخ منفی، نمره صفر اختصاص داده شد. این ابزار پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های تی- زوجی، تی- مستقل و کوواریانس تحلیل شد.
    نتایج
    بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه بازآموزی از طریق پیام کوتاه (68/2±15/16) و سخنرانی (86/1±93/18) اختلاف معنادار آماری وجود داشت. به طوری که میانگین نمرات گروه آموزش از طریق سخنرانی بیش تر از بازآموزی از طریق پیام کوتاه بود (001/0 > P، 49/5t=).
    نتیجه گیری
    اجرای باز آموزی از طریق سخنرانی بیش تر از پیام کوتاه در افزایش آگاهی پرستاران اثربخش بود. پیشنهاد می گردد علاوه بر آموزش سخنرانی به عنوان یک روش اثربخش جهت پرستاران، روش های دیگری از جمله استفاده از سیستم پیام کوتاه هم در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: اثربخشی، باز آموزی، پرستاران، پیام کوتاه، سخنرانی
  • محمد کشوری، آرش شیردل، علیرضا یوسفی * صفحات 589-600
    مقدمه
    حاکمیت بالینی چارچوبی است که در آن سازمان های ارائه کننده خدمت در قبال بهبود دائمی کیفیت پاسخ گو بوده وبا ایجاد محیطی که در آن تعالی درخدمات بالینی شکوفا می شود به صیانت ازاستانداردهای عالی خدمت می پردازند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی چالش های استقرار حاکمیت بالینی در حیطه ی آموزش بیماران بود.
    روش ها
    در این پژوهش کیفی ، محیط پژوهش را 4 بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران و جامعه پژوهش راکارشناسان درگیردر برنامه حاکمیت بالینی تشکیل دادند. 16 شرکت کننده با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدف مند و از روش موارد شناخته شده انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود که با موافقت شرکت کنندگان ضبط، بازنویسی و تحلیل گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوای کیفی استفاده شد.
    نتایج
    تجزیه و تحلیل داده ها منجر به تولید دو درون مایه اصلی «عوامل مربوط به سازمان و عوامل مربوط به بیمار» گردید. عوامل فرهنگی «ضعف فرهنگ کارتیمی، عدم وجود انگیزه در پرستاران جهت آموزش بیمار، ارزشمند نبودن آموزش، کمبود وقت و حجم بالای کار، کمبود پرسنل، نبود دستورالعمل مشخص برای آموزش، فرایندهای اضافه کار، اهمیت ندادن مدیران به آموزش»را دربرگرفت. عوامل مربوط به بیمارشامل «آکاه نبودن بیماران به حقوق قانونی خود، وضعیت نامساعد عمومی و عدم همکاری بیمار، بی سوادی و کم سوادی بیمار، کمبود انگیزه، تنوع فرهنگی بیماران و سخت شدن ارتباط با آنها »بود.
    نتیجه گیری
    آگاه نمودن بیمار در زمینه حق خود برای دریافت آموزش کامل و جامع و مطلع نمودن فرد مراقبت کننده از این حقوق، تجلی مفهوم بیمارمحوری است و برای رفع چالش های برنامه حاکمیت بالینی راه گشاست.
    کلیدواژگان: حاکمیت بالینی، آموزش بیمار، مطالعه کیفی
  • هاشم حشمتی، کریم درویش پور * صفحات 601-612
    مقدمه
    آموزش بالینی از مهم ترین جنبه های آموزشی دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی است که نقش تعیین کننده ای در آینده حرفه ای این دانشجویان و تربیت و آموزش نیروی انسانی متخصص بهداشتی- درمانی دارد. لذا این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر کیفیت آموزش بالینی از دیدگاه دانشجویان اتاق عمل و هوشبری دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی-مقطعی، تعداد 115 نفراز دانشجویان اتاق عمل و هوشبری دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه در سال 1394 به روش نمونه در دسترس در این مقطع زمانی انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه بود؛ بخش اول مشخصات دموگرافیک، بخش دوم برگرفته از مطالعه قربانیان و همکاران در مورد آموزش بالینی که روایی و پایایی آن قبلا مورد تایید قرار گرفته بود وبخش سوم پرسشنامه محقق ساخته خودکارامدی دانشجویان که روایی و پایایی آن دراین پژوهش بررسی و تایید شد. میانگین نمره حیطه های مورد سنجش بین 0 تا100 تراز شد و این دامنه در سه سطح ضعیف، متوسط و مطلوب دسته بندی شد. داده ها با استفاده از آمارتوصیفی وآزمون تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین سنی دانشجویان 41/1 ±69/21بود. میانگین نمره حیطه های مورد سنجش به ترتیب عبارت بودند از: اهداف و برنامه های آموزشی (77/21±03/51)، مربی (47/26±21/51)، برخورد با دانشجو (89/24±85/25)، محیط آموزشی (288/0±85/47)، نظارت و ارزشیابی (08/29±76/44) و خودکارآمدی (15/20±67/63). در بین دانشجویان اتاق عمل و هوشبری به ترتیب: مربی (22±88/55) و برخورد با دانشجو (05/55±5/52) بیش تربن نمره میانگین را کسب نمودند. بین رشته ی اتاق عمل و هوشبری در هیچ کدام از حیطه های مورد سنجش، تفاوت معناداری مشاهده نشد (25/0p=).
    نتیجه گیری
    میانگین نمرات حیطه های اهداف و برنامه آموزشی، مربی، برخورد با دانشجو، محیط آموزشی، نظارت و ارزشیابی و خودکارآمدی در سطح متوسط بود. لذا پیشنهاد می شود مداخلات آموزشی لازم جهت ارتقای وضعیت اهداف آموزشی در بالین، کارایی مربیان، برخورد با دانشجو، محیط آموزشی، روند ارزشیابی و خودکارآمدی دانشجویان در بالین صورت گیرد.
    کلیدواژگان: کیفیت، آموزش بالین، دانشجویان اتاق عمل، دانشجویان هوشبری
  • رابطه بین ویژگی های شخصیتی با راهبردهای حل مساله در دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
    ریحانه طاهری، فریبا کریمی * صفحات 613-622
    مقدمه
    یکی از مهم ترین عوامل موثر بر شیوه حل مساله افراد، ویژگی های روانی و شخصیتی آنان است. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی با راهبردهای حل مساله در دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گردید.
    روش ها
    در این تحقیق توصیفی همبستگی، جامعه ی آماری دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 93-92 به تعداد 380 نفر بودند که 191 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، دو پرسشنامه نئو مک کری و کاستا (McCrae & Costa) و پرسشنامه راهبردهای حل مساله کسیدی و لانگ (Cassidy & Long) بود. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شد.
    نتایج
    بین روان رنجوری (013/0، p= 242/0-r=) و با وجدان بودن (001/0، p= 474/0-r=) با شیوه سازنده حل مساله همبستگی معنادار وجود دارد و با وجدان بودن بهترین پیش بینی کننده شیوه سازنده حل مساله است. هم چنین بین ابعاد برون گرایی (001/0، p= 201/0-r=) توافق پذیری (001/0، p= 452/0-r=) و با وجدان بودن (001/0، p= 416/0-r=) با شیوه غیرسازنده حل مساله همبستگی معنادار و معکوس و بین روان رنجوری و شیوه غیرسازنده حل مساله همبستگی مستقیم وجود دارد (001/0، p= 429/0-r=) و توافق پذیری، روان رنجوری و با وجدان بودن بهترین پیش بینی کننده شیوه غیرسازنده حل مساله هستند.
    نتیجه گیری
    با توجه به معنادار شدن رابطه بین ویژگی های شخصیتی با راهبرد حل مساله دانشجویان، پیشنهاد می گردد که دانشگاه ها توجه به ویژگی شخصیتی دانشجویان خود را جدی گرفته تا بتوانند از این طریق راهبردهای حل مساله را به دانشجویان خود آموزش دهند.
    کلیدواژگان: راهبرد حل مساله، ویژگی های شخصیتی، دانشجویان پرستاری
  • فرشته عراقیان مجرد، اکرم ثناگو، لیلا جویباری * صفحات 628-629
  • محمد زارع *، راحله ساریخانی صفحات 629-630
  • میلاد مهرآرام، مهناز بهادرانی، زهرا باقرصاد* صفحات 631-639
    مقدمه
    امروزه یادگیری الکترونیک به عنوان یکی از بسترهای موثر آموزشی در برنامه های آموزش مداوم محسوب می شود. مشارکت در یادگیری الکترونیک وابسته به سطح آمادگی فراگیران است. لذا پژوهشگر بر آن شد تا مطالعه ای با هدف تعیین دانش، نگرش، توانایی و آمادگی فراگیران دوره های آموزش مداوم پزشکی در رابطه با یادگیری الکترونیک انجام دهد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، تعداد 300 نفر از فراگیران مشمول دوره های آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از میان شرکت کنندگان دوره های پاییز و زمستان 1393 به روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته بود که در جلسات آموزش مداوم حضوری تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن) استفاده شد.
    نتایج
    میانگین نمره واحدهای مورد مطالعه در توانایی و دانش (23±8/37)، نگرش (4/18±3/74) و آمادگی های مورد نیاز (8/22±7/60) به دست آمد. همچنین، نتایج این مطالعه نشان داد که بین مدت زمان استفاده از رایانه و اینترنت با توانایی و دانش ، نگرش و آمادگی های مورد نیاز یادگیری الکترونیک رابطه معنادار وجود دارد (001/0>p). بین نمره توانایی و دانش با نگرش و سنجش آمادگی مورد نیاز رابطه معنادار وجود داشت (001/0>p). همچنین یافته ها نشان دادند که متغیرجنس در میزان توانایی و دانش (08/0=p)، نگرش (134/0=p) و آمادگی های مورد نیاز (54/0=p) برای آموزش های الکترونیک تاثیری نداشت .
    نتیجه گیری
    نتایج به دست امده از این مطالعه نشان داد که فراگیران دوره های آموزش مداوم پزشکی، علی رغم نگرش و آمادگی مورد نیاز جهت دریافت اطلاعات از طریق الکترونیک، آگاهی لازم را در این زمینه ندارند. به نظر می رسد، مسوولان در امر پیاده سازی این شیوه آموزشی، باید در راستای ارتقای دانش افراد اقدامات لازم را انجام دهند.
    کلیدواژگان: توانایی، آمادگی، یادگیری الکترونیک، رایانه، اینترنت، دانش، نگرش، آموزش مداوم پزشکی
  • ابوالفضل قاسم زاده علیشاهی *، مهدی کاتب، مهدی کاظم زاده بیطالی صفحات 640-648
    مقدمه
    در سال های اخیر به طور روزافزون سرمایه اجتماعی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. زیرا سازمان نیز می تواند از طریق ایجاد، تقویت و گسترش این سرمایه های ناملموس اما ارزشمند، اثربخشی خود را بهبود بخشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه و پیش بینی آموزش اثربخش از طریق ابعاد سرمایه اجتماعی انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی همبستگی، تعداد 240 نفر از اعضای هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1394 به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای وارد مطالعه شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (Nahapiet& Ghoshal) و پرسشنامه آموزش اثربخش محقق ساخته استفاده شد. داده ها از طریق آزمون های همبستگی و رگرسیون چندگانه تعدیل کننده مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین نمره اعتماد اساتید 8/0±25/3 ، همدلی 58/0±90/3 و آموزش اثربخش 60/0±80/3 (از مجموع 5 نمره) بود. شدت همبستگی دو به دو از 13/0 تا 45/0 در نوسان بود. نتایج حاکی از رابطه مثبت و معنادار بین اعتماد و همدلی با آموزش اثربخش بود (12/0=r ، 40/0=r ، 05/0>p). همچنین نقش تعاملی اعتماد و همدلی بر آموزش اثربخش اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تایید شد (05/0>p و 226/0=R2 و 256/0=β).
    نتیجه گیری
    طبق یافته های این پژوهش بین ابعاد اعتماد و همدلی سرمایه اجتماعی با آموزش اثربخش رابطه وجود دارد و از طرفی نقش تعاملی اعتماد و همدلی بر آموزش اثربخش تایید شد. لذا برنامه ریزی در زمینه ایجاد جو مناسب در رابطه با سرمایه های اجتماعی در دانشگاه وآگاه سازی اعضای هیات علمی ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، اعتماد، همدلی، آموزش اثربخش
  • فرحناز صدوقی، زهرا میدانی *، مهرداد فرزندی پور، عبدالحسین داودآبادی، علیرضا فرخیان، حمیدرضا گیلاسی صفحات 649-657
    مقدمه
    بررسی ها نشان می دهد که به کارگیری مداخلات تغییر رفتار می تواند در بهبود میزان مستند سازی موثر واقع گردد. این مطالعه تاثیر ارائه بازخورد و تشویق را بر بهبود مستندسازی دستیاران گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی کاشان مورد ارزیابی قرار داد.
    روش ها
    در یک مطالعه نیمه تجربی در سال1392- 1393 تاثیر مداخله ارائه بازخورد و تشویق بر میزان مستندسازی 19 دستیار جراحی بیمارستان شهید بهشتی کاشان ارزیابی شد. در سه فاز قبل از مداخله، بعد از مداخله و 3 ماه بعد از مداخله 5 پرونده پزشکی به ازای هر دستیار(95 پرونده) انتخاب شد و میزان مستندسازی آنها توسط چک لیست بررسی شد. داده ها با استفاده از آزمون t-test و ویلکاکسون تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    میزان مستندسازی پرونده های پزشکی دستیاران گروه جراحی در مرحله قبل از مداخله و بعد از مداخله و سه ماه بعد از قطع مداخله تغییرات معناداری داشت (0001/0p=). یافته ها نشان داد میزان مستندسازی اطلاعات فرم های شرح حال، سیر بیماری، پذیرش و خلاصه ترخیص و گزارش عمل دستیاران گروه جراحی بعد ازقطع مداخله تغییرات معناداری داشت(0001/0p=).
    نتیجه گیری
    از آنجا که نتایج مطالعه نشان داد ارائه بازخورد و تشویق بر بهبود رفتار مستندسازی دستیاران تاثیر مثبت دارد توصیه می شود عملکرد مستندسازی دستیاران به طور منظم مورد بررسی قرار گیرد و به دستیاران و سایر گروه های ذینفع بازخورد داده شود.
    کلیدواژگان: مستندسازی، پرونده های پزشکی، بازخورد، تشویق، تغییر رفتار، دستیاران
  • سمیه علیزاده، زهرا نهاردانی، زهره سهرابی*، مریم دورفرد صفحات 658-664
    مقدمه
    ارزشیابی آموزشی با توجه به هدف و زمان انجام آن انواع مختلف دارد. در بین انواع ارزشیابی، در نوع تکوینی یادگیری به صورت یک فرآیند در حال پیشرفت و مداوم در نظر گرفته می شود. از آنجایی که ارزشیابی تکوینی به شکل های مختلف برگزار می شود. پژوهش حاضر با هدف، بررسی تاثیر دو نوع آزمون تکوینی بر میانگین نمرات پایان ترم درس روان شناسی عمومی دانشجویان رشته های توانبخشی در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر به صورت نیمه تجربی، از نوع گروه ایستا (Static-Group Comparison) در ترم دوم سال تحصیلی 1394-1393 با شرکت58 نفر از دانشجویان رشته های شنوایی سنجی، گفتار درمانی و فیزیوتراپی دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران، که درس روانپزشکی عمومی را می گذراندند انجام شد. با استفاده از نمونه گیری طبقه ای 3 رشته تحصیلی با درس مشترک و استاد مشترک انتخاب شدند. مداخله در 2گروه تجربی، یکی به صورت آزمون تکوینی اعلام نشده و دیگری آزمون تکوینی اعلام شده انجام شد، در گروه شاهد تدریس به شیوه معمول انجام شد. در انتهای ترم آزمون پایان ترم یکسان و هم زمان برای سه گروه برگزار شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری آنوا، تی تست مستقل و همبستگی تای کندال اسپیرمن تحلیل شد.
    نتایج
    میانگین نمره پایان ترم در گروه تجربی با آزمون اعلام نشده (2/2±60/18)، گروه تجربی با آزمون اعلام شده (94/2±45/18) و گروه شاهد (1/3±20/18) بود. نتیجه آزمون آماری آنوا، نشان داد که اختلاف مشاهده شد بین میانگین نمرات سه گروه دانشجویان معنادار نیست (47/0p=).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که ارزیابی تکوینی به صورت آزمون های تکوینی اعلام نشده و آزمون های تکوینی اعلام شده بر یادگیری دانشجویان رشته های توانبخشی تاثیری نداشت. به دلیل این که ارزشیابی تکوینی می تواند اطلاعات مفیدی در خصوص اشکالات طرح آموزشی در اختیار استاد قرار دهد. پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده سایر کارکردهای این نوع ارزشیابی مورد بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ارزشیابی تکوینی، آزمون تکوینی اعلام نشده، آزمون تکوینی اعلام شده، دانشجویان توانبخشی
  • عباس عباسی قهرمانلو *، سعید صفیری صفحات 665-666
|
  • Reza Reza Jafaei Deloie, Hosein Karimi Monaghi, Hosein Haghir, Somayeh Alizadeh* Pages 286-292
    Introduction
    Prevalence of test anxiety is continuously increasing. It seems that factors such as students’ familiarization with questions and how tests are given may affect test anxiety. Accordingly، this study examined the effects of pop quizzes (unannounced formative tests) on the test anxiety in students of basic medical sciences in neuroanatomy course.
    Methods
    This quasi-experimental study was performed in first semester of the academic year 2012-2013 and all of 120 students of basic medical sciences taking neuroanatomy course were divided randomly into two groups of 60. During the semester، eight tests were given to the experiment group. After the final exam، a 25 item anxiety questionnaire was used to explore test anxiety in both of experimental and control groups. Data were analyzed by means of descriptive statistics، chi-square and t- tests.
    Results
    The lowest and highest anxiety scores were 25 and 100 respectively out of 100 in the control group and the mean anxiety score was 62±0. 19. In the experimental group the lowest and highest scores were 30 and 100، and the mean anxiety score was 60±0. 16. Despite higher mean anxiety score in the experimental group than the control group، Chi-square test did not show a significant relationship between unannounced formative tests and test anxiety scores (P=3. 2).
    Conclusion
    The results showed that unannounced formative tests had no impact on test anxiety in students of basic medical sciences. It seems that changes in teaching and evaluation methods alone may not reduce test anxiety; it is therefore suggested that besides educational interventions، future researches control for psychological factors affecting anxiety.
    Keywords: Unannounced formative tests, pop quiz, test anxiety, students of basic medical sciences
  • Moslem Abbasi, Shahriar Dargahi *, Zeynab Mohammad Alipor, Alireza Mehrabi Pages 293-303
    Introduction
    Nursing is one of the disciplines which may cause a lot of tension for students. The aim of this study was to investigate the role of student stressors in predicting procrastination and academic burnout among nursing students.
    Methods
    This research was a descriptive correlational study. Statistical population consisted of all nursing students of Arak University of Medical Sciences in 2013-14 academic years; the sample included 270 participants who were selected through available sampling. The data was collected through procrastination and academic burnout and student stressors questionnaires. The collected data were analyzed using Pearson correlation coefficient and regression analysis.
    Results
    Pearson correlation coefficient showed that there was a significant positive relationship between student stressors and procrastination and academic burnout. Regression analysis also indicated that stressors associated with academic conditions, educational environment, graduation and dormitory environment predicted 11.8% of students’ academic burnout variations and 18.6% of procrastination variations.
    Conclusion
    The results of this study revealed the role of student stressors in procrastination and academic burnout among nursing students which may suggest that student stressors play an important role in the incidence and escalation of procrastination and academic burnout in nursing students.
    Keywords: Stressors, procrastination, education burnout, nursing students
  • Shahram Yazdani, Maryam Akbarilakeh *, Soleiman Ahmady, Leila Afshar, Syed Abbas Foroutan Pages 304-318
    Introduction
    Knowing and understanding the views of educational program stakeholders, especially faculty members about the concept of value-based curriculum are requirements of appropriate planning in this field. Given multiple conceptualizations of value-based curriculum in different contexts, this research developed the conceptual components model of the value-based curriculum with respect to indigenous values from the viewpoints of experts in education of ethics and values.
    Methods
    This qualitative study with thematic content analysis approach was performed in 2014. Six experts in education of ethics and values in Shahid Beheshti University of Medical Sciences were selected through purposive sampling method and then participated in semi-structured in-depth interviews. MAXQDA 11 software was used for content analysis. Guba and Lincoln’s standards of rigor and trustworthiness were respected in this study.
    Results
    The main theme “value-based curriculum features” was identified and associated categories were extracted including: general and targeted value needs assessment, value-based mission statement, classification of values expected from graduates, concrete achievable outcomes and objectives of value-based learning and education, value rich contents, organization of value content, proper teaching-learning methods for internalization of values, value-oriented evaluation methods, conducive educational environment for value transfer.
    Conclusion
    Indigenous conceptual model of value-based curriculum suggests a process with a precise sequence for the concrete implementation of values education in accordance with the situation in Iran.
    Keywords: Values education, value, based curriculum, experts, qualitative study
  • Mohammad Hossein Yarmohammadian, Maryam Nazari, Najmeh Bahman Ziari, Reza Moradi *, Hiva Mirzaei, Elahe Navvabi Pages 319-329
    Introduction
    Developing a system of higher education regardless of increasing the quality will bring about outcomes such as academic failure, scientific dependency, brain drain, lack of entrepreneurship and poor knowledge generation. Considering the importance of educational services quality, the aim of this study was to evaluate the quality of educational services from the viewpoints of healthcare services management students of Isfahan University of Medical Sciences based on SERVQUAL model.
    Methods
    This descriptive cross sectional study was carried out at the School of Management and Medical Information in Isfahan University of Medical Sciences in 2014. The population consisted of all students studying at different levels of health services management field (N=96); because of the limited population, available sampling was employed at that period of time (census method). The standard SERVQUAL questionnaire including two parts of demographic information and the five dimensions of service quality was used for data collection. The collected data were analyzed using descriptive statistics tests, Kolmogorov-Smirnov test, t-test and one-way ANOVA.
    Results
    Findings showed that more than half of the respondents (57.7%) evaluated the quality of educational services as bad and there was a negative gap between student’s expectations and their perceptions in all dimensions of educational services quality with the greatest gap related to empathy (-1.08).
    Conclusion
    Given the negative gaps in all dimensions of educational services quality, it is recommended that some actions such as providing training workshops for faculty members, consultants and staff should be taken to improve their technical and communicational skills and student-centered view should be taken into account in educational planning.
    Keywords: Quality, Education, Health Care Management Students, SERVQUAL Model
  • Mahboobeh Moradi Siah Afshadi *, Neda Ghasemi, Amir Ghamarani Pages 330-337
    Introduction
    Flourishing scale measures one of positive aspects of human mind. The aim of this study was to examine validity and reliability of the flourishing scale. The secondary objective of the study was to determine the correlation between flourishing and academic achievement.
    Methods
    This descriptive survey study was performed on 200 of medical students in Isfahan University of Medical Sciences who were selected through convenient sampling in 2014. In order to check the validity of the questionnaire, content validity and item-total correlation (material analysis) was used. The reliability of the scale was examined with Cronbach’s alpha and half-split reliability. The Pearson correlation coefficient was used to determine the relationship between flourishing and academic achievement.
    Results
    Item-total correlation was 0.52 to 0.76 and significant (P<0.01). Results of exploratory factor analysis estimated the scale as single factor with factor loading at 3.86 which explained 46% of variance of total items. The cronbach’s alpha coefficient was 0.82 and half-split reliability coefficient was 0.8. Analysis of flourishing scale and academic achievement revealed a positive significant relationship between the two variables (p<0.01).
    Conclusion
    Findings indicated the acceptable validity and reliability of the scale in assessing flourishing or subjective well-being of university students. Given the properties of desirable psychometrics, the present research instrument could be used in positive psychology researches.
    Keywords: Flourishing, Exploratory factor analysis, Reliability, Academic achievement, Students
  • Faride Asgharzadeyazdi *, Mohsen Ayati, Asadolah Zangooie, Reza Dastjerdi Pages 338-352
    Introduction
    Regular assessment of academic textbooks and revision of teaching methods are critical for making such textbooks more efficient in meeting the needs of the new generation and conveying values to them. Therefore, in line with the necessity of textbook evaluation, this research examined the extent to which the Medical Ethics book named “physicians and ethical considerations” observed Allport’s value components.
    Methods
    The research was carried out by means of content analysis with a quantitative approach and was categorical in type. The Medical Ethics Book (physician and ethical considerations) published in 2004 by deputy of education and university affairs, Ministry of Health and Medical Education was subject to analysis. Analyses were based on Allport’s value system. Units of content analysis were sentences which directly or indirectly (their concepts) referred to one of Allport’s value components. Scott’s formula was used to determine the reliability. In order to check the reliability, ten percent of the total content of the book along with definitions associated with value components and related indicators were recoded by a second rater and the agreement was found at 0.90 as the reliability index.
    Results
    The mean of value orientation in a total of 879 sentences referring to values was 146.5±1 with the standard deviation of 2.766. Findings showed, were ranked as social values (30.83% with 271 sentences), religious values (23.43% with 206 sentences), political values (23.09% with 203 sentences), theoretical values (10.35% with 91 sentences), economic values (9.55% with 84 sentences) and aesthetic values (2.73% with 24 sentences).
    Conclusion
    Social values were highly expressed in the book and aesthetic values were dealt with to a lesser degree. Therefore, considering the importance of the matter, it is suggested that the content of this book be revised and take theoretical, economic and aesthetic aspects into account in order to bring balance to even content distribution.
    Keywords: Content analysis, medical ethics, physicians, values
  • Zahra Mirzaei, Doctor Hamid Zahedi *, Doctor Jalil Koohpayehzadeh, Doctor Mahmoud Reza Alebouyeh, Zahra Naghizadeh Moogari Pages 356-365
    Introduction
    Teaching experience in operating room is the core of learning for residents of anesthesiology. Therefore, the present study was carried out to evaluate the learning environment of operating rooms from viewpoints of anesthesiology residents in teaching hospitals of Tehran, Iran, and Shahid Beheshti Universities of Medical Sciences based on ATEEM questionnaire.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, views of 156 anesthesiology residents regarding the learning environment of operating rooms in hospitals associated with Tehran, Iran and Shahid Beheshti Universities of Medical Sciences were collected by means of census method using ATEEM (Anesthetic Trainee Theatre Educational Environment Measure) questionnaire in 2014-2015. Data were analyzed using independent t-test and one-way ANOVA.
    Results
    Final mean score of the questionnaire was 114. 03±23. 59 (out of 160) and at a desired level. Total mean scores of all domains were 113. 59±25. 12 and 114. 85±21. 78 for female and male residents respectively and were not significantly different (p=0. 742). Comparison of mean scores in terms of academic year showed significant difference (p=0. 032, F=3. 025) regarding the domain of residents’ perception of faculty members and teaching; however, no significant difference was found in other domains.
    Conclusion
    Results showed that residents’ perspective of the learning environment in operating rooms was favorable. It seems that high workload and interference with training programs and lack of learning opportunity during practice are weaknesses of this learning environment that needs to be further investigated and handled by the competent authorities.
    Keywords: Learning environment, operating room, ATEEM, anesthesiology residents
  • Sara Mortaz Hejri *, Roghayeh Gandomkar, Azim Mirzazadeh, Mohammad Jalili, Gholamreza Hasanzadeh Pages 366-376
    Introduction
    Curriculum reform of MD program in Tehran University of Medical Sciences involves fundamental changes in many aspects of the program. Three years after implementation of the new curriculum, evaluation of program outcomes is necessary. The aim of this study was to compare academic achievement and educational environment of basic sciences phase of the previous curriculum with those of the revised curriculum.
    Methods
    In this retrospective cohort study, the average score of basic sciences courses for all medical students accepted to Tehran University of Medical Sciences in 2011 and previous three years (2008-10) was extracted. The results of the 44th, 46th, 48th and 50th basic sciences comprehensive exams, including university rank and the standard score were analyzed. DREEM questionnaire was used to assess the educational environment which was completed by students admitted in 2010 and 2011 at the end of basic sciences phase. The data were analyzed by means of ANOVA, Chi-Square and t-test.
    Results
    The total number of medical students from 2008 to 2011 was 1032, of whom 589 students (57%) were female. The difference between the basic sciences average score, number of probationary and failed semesters over the years was not statistically significant. Based on the results of comprehensive exams, the university ranked third in 2008 and first in three subsequent years. University’s standard scores in all comprehensive exams were 0.61, 0.96, 0.85 and 0.94 respectively. The DREEM questionnaire scores were 91.5±0.46 and 93.5±0.41 (out of 200) respectively before and after the reform. This difference and differences between scores of questionnaire’s five areas were significant for the two groups.
    Conclusion
    Although slight improvements could be seen in most of the assessed outcomes after the reform, they are not statistically significant. This could be attributed to near-perfect performance of the university in previous years or to the short interval between the intervention and outcome evaluation and therefore, concerns about academic failure following the curriculum reform do not seem to be valid. Regular monitoring of the outcomes is necessary for assessing long-term effectiveness of the curriculum reform.
    Keywords: Reform, Program Evaluation, Academic Achievement, Educational Environment, Basic Sciences
  • Mohammad Mehdi Mardanshahi*, Ensieh Dolati Pages 381-390
    Introduction
    The importance of entrepreneurship in developing countries is obvious and universities play a special role in this regard. Therefore, the present study aimed to compare the entrepreneurial ability including internal control, need for independence, need for achievement, risk taking and creativity in students of Mazandaran University of Medical Sciences in 2013-14 academic year.
    Methods
    In this cross-sectional study, 750 students of Mazandaran University of Medical Sciences were randomly selected in 2013-1 academic year. The data was collected through a 74 item researcher-made questionnaire with a five-point Likert scale. The collected data were analyzed using descriptive statistic, ANOVA and Duncan tests.
    Results
    Entrepreneurial abilities of the majority of students (n=687, 93.72%) were unfavorable. There was a significantdifference between different schools in terms of entrepreneurial ability (f=14.1, p= 0.015), need for independence (f=8.59, p=0.03) and need for achievement (f=6.34, p 0.05) with a 95% confidence. A significant difference was also found in terms of creativity (f=25.23, p=0.005) and internal control (f=63.78, p=0.001) with a 99% confidence. Students of health school and nursing and midwifery school were classified in one group in terms of entrepreneurial ability, need for achievement, need for independence and creativity with no differences. However, the rates of these components were significantly lower than those in students of paramedical school. In terms of internal control, there was a significant difference between students of the three schools; however, no significant difference was found in terms of risk taking.
    Conclusion
    Low entrepreneurial ability of students suggests the necessity of further planning and more attention to reinforcing components which affect entrepreneurial abilities in educational and educational assistance programs.
    Keywords: Entrepreneurial ability, creativity, medical sciences students
  • Abass Abasi Ghahramanloo, Saeedeh Safiri * Pages 391-392
  • Majid Yousefi Afrashteh, Seyed Kamran Soltani Arabshahi, Shole Bigdeli, Shahnam Sedigh Maroofi* Pages 393-404
    Introduction
    Teaching evaluation by university students is one of essential and controversial processes in higher education. The core of debates over student evaluation of professors is the possibility of interference of factors irrelevant to professor’s teaching skills and capabilities. The main purpose of this research was to explore the confounding variables in teaching evaluation by students.
    Methods
    This paper was a descriptive correlational study which employed structural equation modeling. The population included all BSc students of paramedics'' faculties studying in the second semester of 2013-2014 academic year in Iran University of Medical Sciences. A number of 250 participants were selected through cluster sampling. The data collection tool was Ghazi Tabataei and Yousefi’s questionnaire modeled after Marks¡ Paswan¡ and Young with a five point Likert scale and 31 items. It measured six factors related to student evaluation of teaching. The data were analyzed by means of structural equation modeling technique.
    Results
    A number of 215 questionnaires were analyzed. The findings showed that professor-student interpersonal relationship¡ students'' interest in the course¡ and professors'' effort and involvement had a positive correlation with student evaluation¡ and course difficulty¡ dissatisfaction with the scores and the difficulty of assignments had a negative correlation with student evaluation of the professor.
    Conclusion
    The results showed that confounding and sometimes confusing factors may affect student evaluation of teaching and cause false judgments or decisions.
    Keywords: Student Evaluation, professors\ teaching, structural equation modeling, medical education
  • Shahnaz Kohan, Farideh Bahman Janbeh, Soheila Ehsanpour, Gholnoosh Ahmadi, Mahshid Abdishahshahani * Pages 426-405
    Introduction
    Evaluation is one of the most common ways of improving educational systems. This qualitative study investigated students and graduates’ viewpoints on the compulsory specialized courses syllabus in reproductive health PhD program.
    Methods
    In this qualitative study with conventional content analysis approach, the data were gathered from 7 graduates and 16 PhD candidates of reproductive health through individual semi-structured interviews and evaluation of specialized courses and curriculum content analysis questionnaire in 2013-2014 academic years.
    Results
    Three main categories were extracted from participants’ descriptions of compulsory specialized courses syllabus as well as the content analysis of reproductive health PhD curriculum: the necessity of curriculum conformity to the mission of reproductive health, reinforcement of the society-oriented and clinical nature of specialized courses, and the revision of specialized course's offering order.
    Conclusion
    Examination of the main categories indicates that it is necessary to revise the curriculum of reproductive health PhD program. It is suggested that specialized courses should be revisited and developed in order to fulfill the mission of this field. It is also essential that the society-oriented and clinical nature of the courses be reinforced.
    Keywords: Qualitative research, content analysis, educational evaluation, PhD program in reproductive health
  • Fatemeh Hajihosseini, Meimenat Hosseini, Ahmadreza Baghestani Pages 427-437
    Introduction
    Educational climate is one of the most important factors affecting achievement and satisfaction of students and determining their behavior. Measuring educational climate is necessary for reforming and idealizing educational environment. The purpose of this study was to introduce educational climate measurement tools and their subscales and application in medical sciences universities.
    Methods
    In this review study, the data was collected by searching of online databases, such as Google Scholar, Science Direct, SID, Iran Medex, Magiran, ProQuest, Scopus, PubMed and Web of Science. Key words such as educational climate, educational environment, educational climate measurement tools, educational environment measurement tools, medical education, and medical Sciences universities were used separately and in combination to obtain the relevant researches without time limitation. After analysis and duplicates removal, common educational climate measurement tools in medical sciences universities were introduced and classified in terms of subscales and applications.
    Results
    Twenty-five most common educational climate measurement tools in medical sciences universities along with subscales were introduced and classified in three groups in terms of application: diagnosis, comparison, and evaluation.
    Conclusion
    Some of the most common educational climate measurement tools in medical sciences universities are somewhat similar in their full or abbreviated names. In addition, some of these tools are designed for specific disciplines and not applicable to all medical fields. Therefore, when choosing a tool, researchers should take a number of points into account such as the name, similarities and specialty of that tool.
    Keywords: Educational climate, educational environment, Educational climate measurement tools, Medical Sciences Universities
  • Fatemeh Fatemeh Heshmati Nabavi *, Zohreh Zohre Pouresmail, Zahra Saddat Zahra Sadat Manzari, Zohreh Hoseinpour, Toktam Mikaniki, Siamak Heydarbegi Pages 438-439
  • Akram Sanagoo, Fereshteh Araghian Mojarad, Leila Jooybari* Pages 442-443
  • Simin Esmaeilpourzanjani, Soheila Mashouf, Sore Khaki * Pages 447-459
    Introduction
    Nursing is inherently a moral and ethical practice and health care quality is largely contingent upon how nurses fulfill their duties. Therefore, this study evaluated professional ethics observance in nursing practice from viewpoints of nurses and patients in teaching hospitals of Shahid Beheshti University of Medical Sciences in 2014.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed on 210 inpatients and 210 nurses working in different wards of 5 teaching hospitals of Shahid Beheshti University of Medical sciences. Participants were selected by available sampling method. Data were collected through a researcher-made questionnaire according to Nursing Ethics in Iran. The collected data were analyzed using descriptive and inferential statistics (independent t-test, Mann-Whitney test, and Spearman and Pearson correlation coefficient).
    Results
    Findings showed that 48.3% and 6.9% of patients evaluated nurses’ performance in observing professional ethics at bad and good level respectively, while most patients (91.7%) evaluated their performance as good. Findings also showed a significant difference between the views of patients and nurses in terms of observing professional ethics (p
    Conclusion
    Findings could have implications for nursing managers and planners in order to make effective plans to reduce the difference between the views of patients and nurses.
    Keywords: Professional ethics, nursing practice, patient, nurse
  • Mehdi Mohammadi *, Helena Ghatrei Pages 460-474
    Introduction
    The purpose of this study was to explore the relationship between students’ social and academic integration and their evaluation of the faculties’ educational performance quality in Shiraz University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive-correlational study was performed on all students of Shiraz University of Medical Sciences. The participants (n = 431) were selected through two-stage cluster sampling method. The data was collected through the institutional integration questionnaire and faculties’ educational performance quality questionnaire. After verifying the validity and reliability of the questionnaires, they were distributed among students. The collected data were analyzed using structural equation modeling.
    Results
    Students’ social integration, by itself, was a positive and significant predictor of their evaluation of faculties’ educational performance quality. Students’ academic integration, by itself, was also a positive and significant predictor of their evaluation of faculties’ educational performance quality. Students’ Social and academic integration, simultaneously, was a positive and significant predictor of their evaluation of faculties’ educational performance quality. Findings also showed that the proposed models had appropriate fitness.
    Conclusion
    Students’ successful academic experiences and their social integration with peers, staff and faculty members affect their evaluation and determine their level of satisfaction with faculties’ educational performance quality.
    Keywords: Social integration, academic integration, educational performance quality, professor evaluation
  • Salbi Heydari, Mostafa Heydari, Hoda Ahmari Tehran*, Amene Seyedfarajollah, Masoume Khoshkdahan, Zeinab Mojahedi Pages 475-480
    Introduction
    Academic achievement is considered as one of the main results of the educational system and focusing on factors affecting it is of great importance. There are many related internal and an environmental factors, of which handedness is explored in this paper. The aim of this study was to evaluate the difference in academic achievement among left-handed, right-handed and ambidextrous students.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed on 370 students of governmental universities of Qom Province who were selected proportionally from different groups by random stratified sampling in 2014-15 academic years. Data collection tool was Annette handedness questionnaire whose validity and reliability had already been verified in previous studies. Data were analyzed using descriptive statistics, correlation test and chi-square test.
    Results
    The relationship between educational achievement and handedness was not statistically significant (p=0.77, r=-0.015). There was a significant relationship between academic achievement and age, discipline, degree, parents’ education and occupation; however, no significant relationship was found between academic achievement and gender. There was no significant relationship between handedness and age, gender, discipline, degree, parents’ occupation and education.
    Conclusion
    Handedness, by itself, has no relationship with academic achievement of students. More research is required to explore hidden factors affecting academic achievement.
    Keywords: Handedness, academic achievement, student
  • Shahin Salarvand, Nikoo Yamani, Fahimeh Kashani *, Maryam Salarvand, Mohammad Ataei, Maryamsadat Hashemi Fesharaki Pages 481-494
    Introduction
    One of the factors affecting in promoting educational quality is the properties of the faculty members. As consumers, students are stakeholders of educational products of the faculty. Since receiving feedback from customers is one of the substantial steps for promoting service quality, it is necessary to perform a deep examination of the issue to explicate new dimensions of an ideal professor from the perspective of students. Therefore, the purpose of this study was to describe students’ perception of an ideal professor.
    Methods
    In this qualitative study, with a content analysis approach, a number of 20 nursing undergraduates studying in Lorestan University of Medical Sciences were selected through purposive sampling in 2014. Content analysis was performed to analyze the collected data. The rigor of this study was reinforced through dependability and credibility criteria.
    Results
    After data analysis, 450 codes and 5 structural concepts emerged: academic abilities, professional teaching, personal characteristics, role modeling, and nursing ethics.
    Conclusion
    An ideal professor has a variety of characteristics from the viewpoint of nursing students. Accordingly, an ideal professor is a person who besides possessing a distinguished ethical profile, is also an administrator who adequately supports students, is committed to his society and country, and at the same time, and respects professionalism in nursing.
    Keywords: Nursing students, nursing professors, ideal professor characteristics, qualitative research
  • Mohammad Zare *, Raheleh Sarikhani Pages 495-496
  • Majid Zare Bidaki* Pages 501-504
  • Mohsen Adib, Hajbaghery *, Hamidreza Sadeghi Gandomani, Efat Aminolroayaee Yamini Pages 510-520
    Introduction
    Identifying the factors influencing nursing students’ academic success is of great importance. Due to controversies on the role of influencing factors, this study aimed to identify the predictors of academic success among nursing students of Kashan University of Medical Sciences.
    Methods
    In this cross-sectional study, 134 sophomore to senior nursing students studying at Kashan University of Medical Sciences were selected through systematic random sampling in 2014. The data was collected through a questionnaire including demographic and academic success information which was used after confirming its validity and reliability. Data were analyzed using Chi-square, Kruskal-Wallis, Mann-Whitney and Spearman correlation coefficient.
    Results
    Non-native status and staying in dormitory had positive effects on academic success (p
    Conclusion
    Considering the predicting role of demographic factors in the nursing students’ academic success; the authorities should plan to improve the students’ academic success.
    Keywords: Academic success, Predictors, Nursing students
  • Abdolhussein Shakurnia *, Maryam Aslami Pages 521-529
    Introduction
    Involvement of students in exam questions generating is a technique that has been recently used in order to increase learning and improve academic achievement. This study aimed to investigate the effects of multiple choice questions (MCQ) generating by students on their academic achievement in Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences in 2014-15 academic years.
    Methods
    This quasi-experimental study with a two-group pretest-posttest design was conducted on nursing and midwifery students who took the immunology course with a single instructor. Midwifery students (n=40) were selected as the experimental group and nursing students (n=60) were selected as the control group. Midwifery students were asked to prepare 7 multiple choice questions from the course content of each session as homework and submit them the next session. Data collection tool was multiple choice tests prepared by the instructor based on the course content. The pre-test and post-test each consisted of 50 MCQs with the minimum and maximum scores at zero and 50 respectively. The data were analyzed using descriptive statistics, independent t-test and covariance analysis.
    Results
    The means and standard deviations of pre- and post-tests in the experimental group were 14.78±4.65 and 44.85±6.21 respectively; in the control group these were 15.72±3.58 and 42.33±7.05 respectively. Covariance analysis showed that the mean score of the experimental group was significantly higher than the mean score of the control group (p=0.048).
    Conclusion
    Findings showed that involvement of students in exam questions generating increased their scores in the immunology course.
    Keywords: Student, Generated MCQs, student's learning, academic achievement
  • Fariba Tabe Bordbar, Ahmad Rastegar* Pages 530-542
    Introduction
    Identifying factors affecting academic self-handicapping as a psychological harm and a strategy to justify probable academic failure in the future has undesirable educational consequences. Thus, the purpose of this study was to provide a model to predict academic self-handicapping on the basis of personality traits and achievement goals.
    Methods
    This descriptive-correlational study was performed on 258 students of nursing school in Shiraz University of Medical Sciences in 2014. Participants were selected through stratified sampling. The subjects answered to a self-report questionnaire measuring achievement goals, personality traits, and academic self-handicapping. Data were analyzed using path analysis in LISREL software.
    Results
    Findings showed that indirect effects of extroversion, task-orientation, agreeableness and openness to experience on academic self-handicapping were all significant at -0.08, -0.11, and -0.07 respectively (p
    Conclusion
    The results showed that implementation of personality measures in educational settings and deeper understanding of the inner characteristics of learners might keep them away from exposure to psychological harms such as academic self-handicapping.
    Keywords: Achievement goals, personality traits, academic self, handicapping, psychological harms
  • Zohreh Sohrabi, Nasrin Mohammadbakhshi, Leili Salehi * Pages 543-554
    Introduction
    Universities as learning organizations are places for transcendence, teaching, research and offering knowledge. The aim of this study was to design and assess psychometric properties of an assessment tool for university characteristics as a learning organization from the perspective of educational leaders.
    Methods
    This mixed methods research was performed on faculty members of Tehran and Iran Universities of Medical Sciences in 2013. Drawing on focus group discussions (24 subjects), a preliminary 63-item tool was designed, and then the items were reduced to 59 in three Delphi rounds (30 subjects). The validity of the tool was verified by item impact method and using 10 faculty members and content validity ratio and index was evaluated by the opinions of 12 experts. Exploratory factor analysis with a sample of 200 was used to verify construct validity, and internal consistency test (Cronbach’s alpha) with a sample of 20 was used to verify reliability.
    Results
    Forty items out of 59 items were selected after calculating the scores of item impact, content validity ratio and content validity index with values higher than 1.5, 0.56 and 0.79 respectively. Drawing on the factors analysis of the mentioned items, 40 items were kept. Taking higher than 1 eigenvalue, they were grouped into seven factors: leadership, individual competency, knowledge management, team learning, information management, performance assessment, change facilitation. The proposed tool is able to predict 64.4% of the total changes in characteristics of the learning organization.
    Conclusion
    The results of this study provide solid evidence for the robust factor structure and reliability of the assessment tool for university characteristics as a learning organization. These results could be used by other researchers to develop this tool in other scientific centers.
    Keywords: Validity, reliability, factor analysis, learning organization
  • Foozieh Rafati, Maryam Khandan *, Sakine Sabzevari, Esmat Nouhi Pages 555-568
    Introduction
    Nursing PhD programs are developing across the world and graduates, as professional nurses, are expected to reform nursing care in health systems according to society's needs. This study aimed to compare the curricula of nursing PhD programs in Widener University and Iran.
    Methods
    This descriptive-comparative study was carried out in 2014. In order to compare components of nursing PhD program curriculum in Iran and Widener University, data were collected by searching through the internet and compared using Bereday’s four-stage model: description, interpretation, juxtaposition and comparison.
    Results
    In Iran’s nursing PhD curriculum, the relationship between Islamic and professional values, and learners’ needs and capabilities is not clear. The content of some courses are very abstract and emphasize on theoretical issues. The executive strategies of the Widener University’s curriculum do not stress writing papers as a course requirement; while it is obligatory in Iran to publish papers based on dissertations. Courses are presented in both in-person and virtual classes in Widener University; however, they are presented only in in-person classes in Iran. It is only in terms of the specifications and structure of the program where Iranian and Widener University’s curricula have common grounds.
    Conclusion
    The findings suggested that considering professional values, Islamic doctrine and culture, graduates’ roles and tasks, and society’s needs, the content and methods of presentation and evaluation of the PhD curriculum should be revised.
    Keywords: Comparative Study, Curriculum, Bereday's Model, PhD in Nursing, Widener University's Curriculum
  • Ehsan Sabouri *, Toktam Rajaei, Darioush Asgarpour Pages 569-570
  • Mohammad Zare*, Rahele Sarikhani Pages 571-578
    Introduction
    Recent advances in information and communication technology and wireless technologies, have transformed e-learning into mobile learning. The purpose of this study was to investigate human, pedagogical, management and leadership, technological, economic and attitudinal factors as obstacles to implementation of mobile learning in Hamadan University of Medical Sciences.
    Methods
    This study was an applied descriptive-survey. The study population included all faculty members (n=300) of Hamadan University of Medical Sciences in 2015, of whom 130 were selected through random sampling and Morgan table. Data collection tool was a researcher-made obstacles to implementation of mobile learning in medical education questionnaire whose face validity was confirmed by ICT experts and its reliability was verified by Cronbach’s alpha which was 0.83. The collected data were analyzed using one sample t-test.
    Results
    Findings showed that all of the six factors namely human (19.13±0.31) out of 25 points, pedagogical (15.86±0.20) and leadership and management (15.85±0.43) out of 20 points, technological (18.84±0.67) out of 25 points, economic (12.77±0.28) and attitudinal (12.51±0.46) out of 15 points were considered the obstacles to implementation of mobile learning in Hamadan University of Medical Sciences (p=0.001).
    Conclusion
    Results indicated that in order to establish mobile learning in Hamadan University of Medical Sciences, the obstacles including human, pedagogical, management and leadership, technological, economic and attitudinal factors should be removed.
    Keywords: Mobile learning, obstacles, faculty members of medical universities
  • Hadi Jafarimanesh *, Soleyman Zand, Mehdi Ranjbaran, Pouran Varvani Farahani, Gholam Reza Sadrkia Pages 579-588
    Introduction
    Due to difficulties in nursing education by teaching methods, and the uncertainty of the effectiveness of teaching by SMS, this study Comparing the effectiveness of SMS and lectures on the job training for nurses.
    Methods
    This study was a randomized intervention study in 2014. The samples in this study were selected by cluster sampling among the nurses in hospitals of Arak. Then randomly divided into two intervention groups: lectures (Group I: 43) and SMS (Group II: n = 43). Diabetic ketoacidosis was trained through lectures for the first group and short message service for the second group. Then, knowledge of nurses examined one month after the end of training. The data were analyzed by SPSS 20, using Frequency, Percentage, Mean, Standard deviation, Independent t-test, Paired t-test and Analysis of Covariance.
    Results
    There was a significant difference between the post-test scores of the two groups (P
    Conclusion
    Job training through lectures more than short message has been effective to increase the knowledge of nursing. It is suggested that in addition to the lecture as an effective method for training nurses, other methods such as the use of short message system has to be considered.
    Keywords: Diabetic Ketoacidosis, Effectiveness, Job training, lecture, Nurses, Short message service
  • Mohammad Keshvari, Arash Shirdel, Alireza Yusefi * Pages 589-600
    Introduction
    Clinical governance is a framework in which service provider organizations are accountable for continuous improvement of responsive quality and protect high service standards by creating an environment where clinical service excellence is flourished. The purpose of this study was to explore challenges of establishing clinical governance in the field of patient education.
    Methods
    This qualitative study was conducted in four teaching hospitals of Tehran University of Medical Sciences and the population consisted of experts involved in the clinical governance program. Sixteen participants were selected using non probability purposive sampling and known cases. Data were collected through semi-structured interviews which were recorded, transcribed and analyzed after informed consent was obtained. Qualitative content analysis was used to analyze the data.
    Results
    Two major themes were emerged: “organization-related and patient-related factors”. Cultural factors included “poor teamwork culture, nurses’ lack of motivation to train patients, unvalued education, lack of time and high workload, shortage of personnel, lack of clear guidelines for education, overtime processes, managers’ neglect of education”. Patient-related factors, included “patients’ unawareness of their legal rights, public predicament and lack of cooperation from patients, patients’ illiteracy and low literacy, low motivation, cultural diversity of patients and difficulty to communicate with them”.
    Conclusion
    Informing patients of their rights to receive comprehensive education and informing caregivers of such rights are the manifestation of patient-orientation concept and could pave the way to remove the challenges of clinical governance program.
    Keywords: Clinical governance, Patient education, Qualitative study
  • Hashem Heshmati, Karim Darvishpour* Pages 601-612
    Introduction
    Clinical education is one of the most important aspects of medical and paramedical student's education and has a determining role in the professional future of these students as well as other professionals in health care. So this study aimed to evaluate the effective factors in the quality of clinical education from the viewpoints of operation room and Anesthesiology students in Torbat Heydarieh University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, a number of 115 students of operation room and Anesthesiology studying in Torbat Heydarieh university of Medical science in 2015 were selected through convenient sampling in that period of time. The data was collected through a questionnaire consisted of three parts. Part one dealt with demographic characteristics of the participants. Part two was adapted from the valid and reliable Ghorbanian`s questionnaire. Part three was a researcher- made student`s efficacy questionnaire which its validity and reliability were calculated in this study. The mean scores of the evaluated domains were between 0 and 100 and were consequently categorized at three levels: weak, medium and desirable. The collected data was analyzed using descriptive statistics and independent T-tests.
    Results
    the mean age of the students was 21.69±1.41. The mean scores of the assessed domains were: goals and educational plans (51.03±23.77), Instructor (51.21±26.47), dealing with students (52.85±24.89), educational environment (47.85±0.288), supervision and evaluation (44.76±29.08) and self-efficacy (63.67±20.15). The mean scores of Instructor (55.88±22) and dealing with students (52/5±55.05) were the highest among Operation Room and Anesthesiology students, respectively. There was no significant difference between the two groups regarding the evaluated domains (p=0.25).
    Conclusion
    The mean scores of goals, Instructor, dealing with students, educational environment, supervision and evaluation, and self-efficacy were in average level. Therefore, educational interventions are recommended to promote educational goals, efficacy of instructors, dealing with students, educational environment and self-efficacy of students in clinical settings.
    Keywords: Quality, clinical education, operation room, Anesthesiology students
  • The Relationship between Personality Traits and Problem-Solving Strategies among Undergraduate Nursing Students of Isfahan University of Medical Sciences
    Reyhaneh Tahery, Fariba Karimi* Pages 613-622
    Introduction
    Psychological and personality traits are among the most important factors greatly affecting people’s problem-solving strategies. This study aimed to determine the relationship between personality traits and problem-solving strategies among undergraduate nursing students of Isfahan University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive-correlational research was performed on all 380 undergraduate nursing students of Isfahan University of Medical Sciences in 2013-14 academic years. 191 of whom were selected as the sample. Research tools were Neo McCrae and Costa’s questionnaires and Cassidy and Long’s problem-solving strategies questionnaire. Data were analyzed using of Pearson correlation coefficient and stepwise regression.
    Results
    Findings showed that there was a significant correlation between neuroticism (r=-0.242, P=0.013) and conscientiousness (r=0.474, P=0.001) and constructive style of problem-solving and conscientiousness was the best predictor of constructive style of problem-solving. There was also a reverse significant correlation between non-constructive style of problem-solving and the dimensions of extraversion (r=-0.201, P=0.001), agreeableness (r=-0.452, P=0.001) and being conscientiousness (r=-0.416, P=0.001). A direct correlation was found between neuroticism and non-constructive style of problem-solving (r= 0.429, P=0.001) and agreeableness, conscientiousness and neuroticism were the best predictors of non-constructive style of problem-solving.
    Conclusion
    Taking into account the significant relationship between students’ personality traits and problem-solving strategies, it suggested that universities focus on students’ personality traits in order to be able to teach them problem-solving strategies.
    Keywords: Problem, solving strategy, personality traits, nursing students
  • Fereshteh Araghian Mojarad, Akram Sanagoo, Leila Jooybari* Pages 628-629
  • Mohammad Zare *, Raheleh Sarikhani Pages 629-630
  • Milad Mehraram, Mahnaz Bahadorani, Zahra Baghersad * Pages 631-639
    Introduction
    Today, e-learning is considered one of the efficient learning contexts in continuing medical education (CME). Participation in e-learning is dependent on learner’s level of preparedness. Therefore, this study aimed to determine CME learners’ knowledge, attitude, ability and preparedness in relation to e-learning.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, 300 learners attending 2014 autumn-winter CME programs in Isfahan University of Medical Sciences were selected by means of convenience sampling. Data were collected through a researcher-made questionnaire which was completed in continuing education sessions. The data were analyzed using descriptive and inferential statistics (independent t-test, Pearson and Spearman correlation coefficients).
    Results
    The mean scores were obtained for ability and knowledge (37.23±8), attitude (74.18±3.4) and preparedness (60.22±7.8). Findings showed that there was a significant relationship between computer and internet usage time and learner’s ability and knowledge, attitude and preparedness for e-learning (P
    Conclusion
    The results of this study showed that despite having the features of attitude and preparedness, CME learners did not have the necessary knowledge for receiving information electronically. It seems that authorities should take necessary measures to implement this teaching method in order to promote learners’ knowledge.
    Keywords: Ability, Preparedness, E, learning, Computer, Internet, Knowledge, Attitude, Continuing Medical Education
  • Abolfazl Ghasemzadeh Alishahi *, Mehdi Kateb, Mehdi Kazemzadehbeytali Pages 640-648
    Introduction
    Social capital has been increasingly attracted scholars’ attention in recent years because organizations can improve their effectiveness through establishing, strengthening and developing this intangible but valuable capital. Hence the present study was conducted with the aim of identifying the relationship and predicting effective training through social capital dimensions.
    Methods
    In this descriptive-correlational study, a number of 240 faculty members of Tabriz University of Medical Sciences were selected through stratified random sampling in 2015. Data collection tools were Ghoshal & Nahapiat’s standard social capital questionnaire and a researcher-made effective training questionnaire. The data were analyzed using correlation tests and moderated multiple regression.
    Results
    The mean scores of trust, empathy and effective training variables were respectively 3.25±0.80, 3.90±0.58 and 3.80±0.60 (out of 5). Findings showed a significant positive correlation between trust and empathy and effective training (r=0.12; r=0.40; P
    Conclusion
    According to the findings of the present research, there was a correlation between trust, empathy dimensions of social capital and effective training. On the other hand, the interactive role of trust and empathy in effective training was confirmed. Therefore, planning for establishing a proper environment in relation to social capital in universities and accordingly informing faculty members are of great necessity.
    Keywords: Social Capital, trust, empathy, effective training
  • Farahnaz Sadoughi, Zahra Meidani *, Mehrdad Farzandipour, Abdoulhossein Davoodabadi, Alireza Farrokhian, Hamidreza Gilasi Pages 649-657
    Introduction
    Studies indicate that using behavior changing interventions may improve medical record documentation. This study aimed to examine the effect of feedback and incentive mechanisms on medical record documentation among surgery residents in Kashan University of Medical Sciences.
    Methods
    This quasi-experimental study examined the effect of feedback and incentive mechanisms on 19 surgery residents’ medical record documentation in Kashan Shahid Beheshti Hospital in 2013-14. During three phases of pre-intervention, post-intervention and 3 months after intervention, five medical records for each resident (total=95) were selected and assessed using a checklist. Data were analyzed by means of t-test and Wilcoxon test.
    Results
    There were significant changes in surgical residents’ medical record documentation during pre- intervention, post-intervention three months after intervention (P=0.0001). Findings showed that the rate of documentation in medical history form, course of disease, reception and discharge summary, and surgery report had significant changes after the interventions (P= 0.0001).
    Conclusion
    Since the results showed that feedback and incentive mechanisms had positive impacts on improving residents’ documentation behavior, it is suggested that residents’ documentation performance should be regularly assessed and feedbacks be provided for other residents and stakeholders.
    Keywords: Documentation, medical records, feedback, incentive, behavior change, residents
  • Somayeh Alizadeh, Seyedeh Zahra Nahardani, Zohreh Sohrabi *, Maryam Doorfard Pages 658-664
    Introduction
    Educational assessment varies in terms of objectives and the time. The formative assessment type considers learning as a progressing and continuing process. Since formative assessment is carried out in different ways, this study aimed to investigate the effect of formative tests on the mean score of general psychology course among rehabilitation students in Iran University of Medical Sciences.
    Methods
    This quasi-experimental static-group comparison study was performed in the second semester of 2014-15 academic years on 58 students of audiometry, speech therapy, and physiotherapy who were attending the general psychology course in faculty of rehabilitation, Iran University of Medical Sciences. Three fields of study with the same course and instructor were selected using stratified sampling. For two experimental groups, one was given unannounced formative test and the other was given announced formative test. The control group was being taught the usual way. The three groups were simultaneously given a similar test for their final exam. Data were analyzed using ANOVA, independent t-test, correlation test and Spearman’s and Kendall’s Tau coefficients.
    Results
    The mean final scores were (18.60.2) in the unannounced test experimental group, (18.45.94) in the unannounced test experimental group and (18.20.1) in the control group. ANOVA test results showed no significant difference between the mean scores of students (p=0.47).
    Conclusion
    The results showed that formative assessments, both announced and unannounced, had no impact on the learning of rehabilitation students. Since formative assessment may provide instructors with useful information about problems of the education program, it is suggested that future research examine other functions of this type of assessment.
    Keywords: Formative assessment, unannounced formative assessment, announced formative assessment, rehabilitation students
  • Abass Abassi Ghahremanloo *, Saeed Safiri Pages 665-666