فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 14 (پیاپی 64، 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/20
  • تعداد عناوین: 20
|
  • شهرام صداقت حور، محسن احمدی لاشکی، داود هاشم آبادی، بهزاد کاویانی صفحات 1-10
    شوری از مهم ترین تنش های محیطی است که اثرات نامطلوبی بر جوانه زنی بذرها دارد. این مطالعه به منظور بررسی میزان جوانه زنی بذور سه نوع چمن (Poa pratensis،Lolium perenne، وCynodon dactylon) تحت تیمار پرایمینگ و تنش شوری انجام شد. اثر تیمارهای مختلف (50 میلی گرم در لیتر جیبرلین، 2 درصد کلرید کلسیم و هیدروپرایمینگ، هر کدام به مدت 24 ساعت) بر درصد جوانه زنی بذرها، میانگین جوانه زنی روزانه، حداکثر میانگین جوانه زنی و ارزش جوانه زنی بذور سه نوع چمن فوق تحت چهار سطح شوری ناشی از کلرید سدیم (0، 3، 6 و 9 دسی زیمنس بر متر) مورد ارزیابی قرار گرفت. عامل پرایمینگ (جیبرلین و آب) نسبت به تنش شوری اثر بیشتری بر جوانه زنی بذور سه نوع چمن مورد مطالعه داشته اند. از بین چمن ها، Lolium perenne و Cynodon dactylon به-ترتیب بیشترین درصد و سرعت جوانه زنی را داشته اند و کمترین درصد و سرعت جوانه زنی را چمن Poa pratensis داشته است. از تیمارهای پرایمینگ، جیبرلین بهترین تاثیر را در جوانه زنی داشته است و بعد از آن هیدروپرایمینگ نیز تاثیر بسیار خوبی داشته است. اما تیمار کلرید کلسیم تاثیر معنی داری نسبت به دو تیمار قبلی نداشته است. اگرچه اثرات دو جانبه نوع چمن و کلرید کلسیم در میانگین جوانه زنی روزانه و ارزش جوانه زنی بذرها بیشترین تاثیر را نسبت به بقیه تیمارها داشت. نتایج کلی این مطالعه نشان داد که پرایمینگ بذور، به خصوص جیبرلین می تواند روش مناسبی برای بهبود جوانه زنی ارقام چمن تحت تنش شوری باشد.
    کلیدواژگان: چمن، پرایمینگ، جوانه زنی، تنش شوری
  • احمد رمضانی، امیر هوشنگ جلالی صفحات 11-22
    به منظور بررسی تاثیر سه روش تهیه بستر نشاء و سه رقم برنج بر عملکرد، اجزاء عملکرد و مقدار آب مصرفی در هر هکتار، پژوهشی در سال 1386 در دو منطقه شامل ایستگاه شهید فزوه (مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان) و زرین شهر، به صورت آزمایش کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. در این طرح سه روش تهیه بستر (روش سنتی، استفاده از غلتک و استفاده از روتیواتور) فاکتور اصلی و سه ژنوتیپ برنج (سازندگی، زاینده رود و لاین 2) فاکتور فرعی را تشکیل دادند. صفاتی که در این پژوهش اندازه گیری شدند عبارت بودند از: تعداد پنجه بارور، ارتفاع بوته، طول خوشه، عملکرد دانه، اجزای عملکرد و درصد پوکی دانه. در منطقه زرین شهر کاربرد روتیواتور در تمام ارقام استفاده شده نسبت به سایر ادوات (غلتک و روش سنتی) عملکرد بالاتری داشت. بالاترین مقدار عملکرد (8700 کیلوگرم در هکتار) با کاربرد روتیواتور و استفاده از لاین 2 در منطقه زرین شهر به دست آمد. درصد ورس ساقه در منطقه زرین شهر، در روش استفاده از غلتک در بین ارقام مختلف، دامنه ای از 15 تا 25 درصد داشت درحالی که این دامنه برای ارقام مختلف در دو روش تهیه بستر سنتی و استفاده از روتیواتور از 35 تا 45 درصد متغیر بود. نتایج این پژوهش نشان داد اگرچه هر دو روش استفاده از روتیواتور و غلتک نسبت به روش سنتی تهیه بستر عملکردهای بالاتری داشتند اما روش استفاده از غلتک شهر به ترتیب با کاهش (31 و 24) و (32 و 33) درصدی آب مصرف شده در دو منطقه فزوه و زرین شهر نقش موثرتری در کاهش آب مصرفی در هر هکتار داشت. با توجه به میزان آب مصرفی، به ترتیب استفاده از غلتک و روتیواتور برای تهیه بستر نسبت به روش سنتی برتری دارند.
    کلیدواژگان: پنجه زنی، شله زنی، ورس
  • طاهره مقبلی، محمد جواد آروین صفحات 23-34
    آماده سازی بذر با برخی تنظیم کننده های رشد باعث بهبود شاخص های جوانه زنی، رشد و افزایش عملکرد در گیاهان می گردد. به این منظور، در دو آزمایش گلخانه ای و مزرعه ای، اثر آماده سازی بذر با محلول های 1/0 میلی مولار سالیسیلیک اسید (SA)، 1 میکرومولار متیل جاسمونات (MJ)، 5/1 درصد هیومیک اسید (HA) و آب (شاهد) بر شاخص های جوانه زنی، رشد نشاء و هم چنین رشد و نمو و عملکرد میوه طالبی در مزرعه مطالعه گردید. آزمایش اول به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی روی دو رقم سمسوری و شاهپسندی انجام شد. در هر دو رقم و در مقایسه با شاهد، این ترکیبات باعث بهبود شاخص های جوانه زنی شدند و واکنش ارقام در بسیاری از موارد به این ترکیبات مشابه بود. در آزمایش دوم که به صورت بلوک های کامل تصادفی در مزرعه و روی رقم شاهپسندی انجام گرفت، کلیه ترکیبات شیمیایی باعث بهبود پارامترهای اندازه گیری شده گردیدند. در مقایسه با شاهد، تیمارهای SA، MJ و HA به ترتیب باعث افزایش وزن کل گیاه (19، 41 و 19 درصد)، تعداد میوه (30، 35 و 20 درصد) و محصول میوه (31، 45 و 31 درصد) گردیدند و به طورکلی تیمار متیل جاسمونات موثرتر از بقیه تیمارها بود. همبستگی معنی داری بین عملکرد نهایی میوه و پارامترهای آب نسبی برگ (*95/0(r =، نشت یونی (*93/0-= (r، وزن تر نهایی گیاه (**99/0= (r و تعداد میوه*) 93/0(r = مشاهده گردید که بر این اساس می توان نتیجه گیری کرد که تیمارهای اعمال شده از طریق کاهش نشت یونی و افزایش آب نسبی برگ باعث افزایش وزن گیاه گردیده و گیاه را قادر به تولید میوه و در نهایت محصول نهایی بیشتری کرده است که از نظر اقتصادی قابل اهمیت است.
    کلیدواژگان: آماده سازی، جوانه زنی، اسید سالیسیلیک، اسید هیومیک، طالبی، متیل جاسمونات
  • داوود خوشبخت، میترا میرزایی، علی اکبر رامین صفحات 35-47
    پژوهش گلخانه ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار سطح شوری شامل: شاهد (0 میلی مول)، 20، 40 و 60 میلی مول نمک کلرید سدیم و دو پایه بکرایی و نارنج سه برگ در سه تکرار با هدف بررسی مکانیزم تاثیر تنش شوری بر فاکتورهای فتوسنتزی، تغذیه ای و رشدی پایه های مرکبات انجام پذیرفت. پس از 8 هفته از اعمال تیمار شوری فاکتورهای وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه، طول ریشه، تعداد و سطح برگ، میزان کلروفیل کل برگ، میزان فتوسنتز، هدایت روزنه ای، کارآیی مصرف آب، میزان سدیم، کلر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم در ریشه و برگ اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد که تنش شوری باعث کاهش فاکتورهای رویشی و فتوسنتزی در هر دو پایه می شود. این کاهش در نارنج سه برگ نسبت به بکرایی بیشتر بود. نتایج نشان داد که نارنج سه برگ در سطوح پایین شوری از طریق تجمع سدیم در ریشه، سدیم کمتری را به اندام هوایی انتقال داد. بکرایی در مقایسه با نارنج سه برگ در هر سه سطح شوری، کلر کمتری را در ریشه و برگ تجمع نمود. تیمار شوری باعث کاهش منیزیم، کلسیم و افزایش میزان پتاسیم در برگ در هر دو پایه گردید. پایه بکرایی در مقایسه با نارنج سه برگ با جذب و انتقال کمتر کلر و سدیم، حفظ بهتر شاخص های فتوسنتزی و تغذیه ای و جلوگیری از آسیب شدید به کلروفیل برگ تحمل بیشتری به تنش شوری نشان داد.
    کلیدواژگان: کلرید سدیم، کلروفیل، مرکبات، مکانیزم مقاومت به شوری
  • نعمت الله اعتمادی، رضوان محمدی نژاد، نجمه زمانی، محمد مهدی مجیدی صفحات 49-62
    از جمله مشکلات اساسی انتقال درختان در فضای سبز، میزان بالای تلفات و سرعت استقرار پائین درختان به ویژه در سال اول انتقال می باشد. پژوهش حاضر به منظور دستیابی به مناسب ترین شرایط استقرار درختان کاج تهران و چنار منتقل شده در فضای سبز اصفهان، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار و سه تیمار شامل نحوه انتقال (ریشه لخت و ریشه توپی)، سن (جوان و بالغ) و هورمون IBA (صفر و 150 میلی گرم بر لیتر) انجام شد. درختان مورد نظر طی سال های 1387 و 1388 در سه بازه زمانی فصل خواب، اوائل و اواخر فصل رشد انتقال یافتند. درصد زنده مانی و شاخص سرعت رشد نسبی بر مبنای ارتفاع (RGRH) و قطر تنه (RGRD) درختان در سال های اول و دوم پس از انتقال مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد انتقال درختان در اوائل فصل رشد از موفقیت بیشتری در مقایسه با دو بازه ی زمانی دیگر برخوردار است. در سال اول، درصد زنده مانی درختان منتقل شده به روش ریشه توپی و در سن جوان، به طور معنی داری در مقایسه با درختان بالغ و ریشه لخت افزایش یافت. تاثیر معنی دار تیمار سن در سال دوم نیز مشاهده گردید. در هیچ یک از دو گونه مورد بررسی، درصد زنده مانی تحت تاثیر هورمون IBA افزایش نیافت. نتایج هم چنین موید تاثیر معنی دار انتقال به روش ریشه توپی و در سن جوان در افزایش RGRH و RGRD درختان کاج طی اولین سال پس از انتقال بود. با توجه به نتایج این تحقیق می توان ضمن توصیه انتقال درختان کاج و چنار در اوائل فصل رشد، جابه جایی به روش ریشه توپی و در سن جوان را به-منظور افزایش زنده مانی و استقرار این درختان پیشنهاد نمود.
    کلیدواژگان: چنار، زمان انتقال، سرعت رشد نسبی، کاج تهران، جابه جایی
  • حمید باقری*، سلیمان جمشیدی، بابک عندلیبی صفحات 63-76

    به منظور بررسی و مقایسه ی عملکرد و اجزای عملکرد 10 ژنوتیپ امیدبخش جوی دیم با رقم ریحان (شاهد) در منطقه ی میانه، آزمایشی در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 90-1389 اجرا و صفات زراعی و مورفولوژیکی آن ها ثبت گردید. ژنوتیپ ها از نظر تمامی صفات مورد بررسی اختلاف بسیار معنی داری با یکدیگر داشتند. ژنوتیپ های شماره ی 10، 9 و 5 عملکرد دانه ی بالاتری نسبت به رقم ریحان داشتند. ژنوتیپ های مورد مطالعه در پنج گروه طبقه بندی شدند که گروه پنجم شامل 1/9 درصد کل ارقام، میانگین عملکرد دانه بالاتری (1972 کیلوگرم در هکتار) نسبت به گروه های دیگر داشت. تجزیه رگرسیونی نشان داد که صفات تعداد روز تا رسیدگی، طول آخرین میانگره، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، تعداد سنبله در مترمربع و تعداد دانه در سنبله، 8/98 درصد از تغییرات کل را توجیه می کنند. همچنین، صفات تعداد روز تا رسیدگی، درصد خسارت سرما، تعداد روز تا ظهور سنبله همبستگی منفی و معنی دار و صفات طول دوره پر شدن دانه، ارتفاع بوته، طول سنبله، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در مترمربع، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت همبستگی مثبت و معنی داری با عملکرد نشان دادند. ژنوتیپ شماره ی 9، با توجه به خصوصیات برتر از لحاظ صفات تعداد روز تا رسیدگی، طول دوره پرشدن دانه، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در متر مربع و عملکرد دانه برای کشت در منطقه مورد آزمایش مناسب می باشد.

  • کاوه لیموچی، عطاءالله سیادت، عبدالعلی گیلانی صفحات 77-88
    این پژوهش به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت (تغییر شرایط حرارتی محیط) بر ویژگی های خوشه و عملکرد در ارقام برنج در شرایط خوزستان به مدت یک سال (1389) به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. عامل اصلی تاریخ کاشت در سه سطح (5 خرداد، 20 خرداد و 5 تیر) و عامل فرعی شامل سه رقم برنج عنبوری قرمز (پابلند و پاکوتاه) و چمپا بود. نتایج نشان داد بیشترین عملکرد دانه، وزن دانه های هر خوشه، تعداد دانه پر و وزن هزار دانه، مربوط به تاریخ کاشت سوم، بیشترین میزان باروری در تاریخ کاشت دوم و هم چنین بیشترین میزان تعداد دانه پوک در خوشه و وزن هزار گلچه پوک در تاریخ کاشت اول مشاهده شد و دیگر صفات فاقد تفاوت معنی دار در بین تاریخ های مختلف کاشت بودند. در بین ارقام نیز بیشترین عملکرد را رقم چمپا با متوسط 4/3795 کیلوگرم در هکتار دارا بود. با توجه به ضرایب همبستگی عملکرد دانه بیشترین همبستگی مثبت و معنی دار را به ترتیب با وزن هزار دانه (*779/0)، وزن دانه های هر خوشه (**755/0) و تعداد دانه پر در خوشه (*403/0) داشت و نشان دهنده تاثیر مستقیم و زیاد این صفات در افزایش عملکرد و لزوم انجام پژوهش های بیشتر در جهت افزایش عملکرد دانه می باشد.
    کلیدواژگان: تنش، گرما، ارقام، برنج، دانه
  • کبری خلج، نورالله احمدی، محمدکاظم سوری صفحات 89-97
    کلسیم و بور به عنوان عناصر مهم تغذیه ای نقش های ویژه ای را در فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاه و میوه بازی می کنند، که می توان به استحکام دیواره سلولی و مشارکت در برخی از متابولیسم های سلولی اشاره کرد. با توجه به اهمیت این دو عنصر، در این تحقیق اثر محلول پاشی با غلظت های مختلف کلریدکلسیم (صفر، 5 و 7 در هزار) و اسید بوریک (صفر و 5 در هزار) در مرحله قبل از برداشت (در طی فصل رشد) روی میوه رقم ‘KS10’گلابی آسیایی در باغ تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس تهران مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که کاربرد کلسیم و بور باعث بهبود صفات فیزیکی و شیمیایی میوه می شوند. تحت تاثیر تیمارها، در زمان برداشت سفتی میوه افزایش یافت و سرعت افزایش مواد جامد محلول کاهش یافت. اگرچه سه ماه پس از نگهداری میوه ها در سردخانه سفتی میوه در تمامی تیمارها کاهش یافت، ولی میوه هایی که بیشترین میزان کلسیم و بور را دریافت کرده اند کمترین میزان نرم شدن بافت را نشان دادند. کاهش مقدار فنل کل در مدت انبارداری در میوه های تیمار شده کمترین مقدار بود، در حالی که میوه های شاهد بیشترین کاهش فنل کل را نشان دادند. بیشترین و کمترین میزان فعالیت پلی فنل اکسیداز به ترتیب در میوه های شاهد و تیمار شده به دست آمد. نتایج این آزمایش نشان داد که میوه های محلول پاشی شده کیفیت و عمر انباری بالاتری نسبت به میوه های شاهد داشتند و علائم قهوه ای شدن نسبتا کمتری را نشان دادند.
    کلیدواژگان: پلی فنل اکسیداز، پلی فنل کل، سفتی بافت، قهوه ای شدن داخلی
  • زهرا کریمیان، علی تهرانی فر، محمد بنایان، مجید عزیزی، فاطمه کاظمی صفحات 99-109
    تعیین میزان رشد و فاصله کشت درختان در فضاهای سبز شهری امروزه به صورت یکی از ضرورت های برنامه های طراحی کاشت و مدیریت فضای سبز در آمده است. به منظور تعیین میزان و سرعت رشد دو گونه درختی زیتون تلخ و توت زینتی داده برداری از ابعاد مختلف درخت شامل ارتفاع کل، ارتفاع تنه و قطر تاج درختان در سنین مختلف، در محوطه پردیس دانشگاه فردوسی مشهد و در طی فصل رشد سبز آن ها انجام شد. تجزیه رگرسیون این ابعاد به عنوان متغیر وابسته با سن به عنوان متغیر مستقل مدل های مختلفی را ایجاد کردند که می توانند برای تخمین میزان رشد ابعاد اندازه گیری شده این دو گونه طی زمان مورد استفاده قرار گیرند. نتایج تجزیه ها نشان داد که در بین مدل های برارش شده، بالاترین ضرایب رگرسیون مربوط به توابع خطی، چند جمله ای و نمایی است، اما تابع لگاریتمی به عنوان قابل قبول ترین مدل برای تخمین ابعاد اندازه گیری شده در طی زمان در دو گونه زیتون تلخ (ارتفاع کل 87/0=R2، ارتفاع تنه 67/0=R2، قطر تاج 67/0=R2) و توت زینتی (ارتفاع کل 60/0= R2، ارتفاع تنه40/0=R2، قطر تاج 65/0=R2) معرفی شدند. همچنین در هر دو گونه بیشترین سرعت رشد ابعاد اندازه گیری شده همزمان با افزایش سن تا 15 سالگی در قطر تاج یا رشد عرضی شاخساره درختان دیده شد.
    کلیدواژگان: ابعاد رشد، توت زینتی، زیتون تلخ، سن، رگرسیون
  • محمد مهرداد شریف تبار، محسن اسماعیل زاده مقدم، منوچهر خدارحمی، رضا بزرگی پور صفحات 111-121
    در این مطالعه به منظور بررسی عملکرد دانه و اجزاء آن و نیز پایداری عملکرد دانه در گندم دوروم، 49 ژنوتیپ مربوط به خزانه بین المللی عملکرد گندم دوروم (IDYN)، دریافتی از مرکز تحقیقات بین المللی ذرت و گندم (سیمیت)، به همراه یک شاهد تجارتی در قالب طرح آزمایشی آلفا لاتیس با 2 تکرار و در 5 منطقه کرج، نیشابور، داراب، خرم آباد و گنبد مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل پایداری عملکرد دانه بر مبنای دو روش AMMI و SHMM نشان داد که چهار ژنوتیپ 3، 25، 10 و11 ژنوتیپ هایی با سازگاری عمومی بالاتر نسبت به سایر ژنوتیپ ها می باشند. بر مبنای روش AMMI، ایستگاه کرج به دلیل داشتن مولفه اصلی اول بزرگ و منفی و ایستگاه خرم آباد به دلیل داشتن مقدار بزرگ و مثبت برای آن با هیچ یک از ژنوتیپ ها سازگاری اختصاصی نداشتند. نتایج SHMM، نشان داد که گروه بندی ژنوتیپ ها بر مبنای تابع رفتار آنها از جنبه پایداری و سازگاری با مکان های مورد بررسی در این مطالعه انجام شده است. ضرایب مسیر نشان داد که بیوماس با اثر مستقیم 12/1، بیشترین توجیه کننده تغییرات عملکرد دانه در گندم دوروم این مطالعه بوده است. اثر مستقیم شاخص برداشت با 93/0 (01/0P≤) معنی دار بود و پس از عملکرد بیولوژیک، بیشترین اثر مستقیم را بر عملکرد دانه داشت. در بین اجزاء عملکرد بیشترین اثر مستقیم و مثبت به تعداد سنبله در مترمربع اختصاص یافت.
    کلیدواژگان: گندم دوروم، عملکرد دانه، ضرایب مسیر، پایداری
  • سید احمد کلانتر احمدی، علی عبادی، سید عطاءالله سیادت صفحات 123-132
    به منظور بررسی مشکلات مراحل گل دهی و رسیدگی در تاریخ کاشت های تاخیری که در خوزستان با درجه حرارت های بالا مواجه است، آزمایشی در مرکز تحقیقات کشاورزی صفی آباد دزفول در سال زراعی 85-1384 به مورد اجرا گذاشته شد تا اثرات تاریخ کاشت بر عملکرد ژنوتیپ های کلزا بررسی گردد. آزمایش به صورت کرت های یکبار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار بود. تاریخ کاشت به عنوان عامل اصلی در سه سطح (ده آبان، بیست و پنج آبان و ده آذر) و فاکتور فرعی نیز شامل هفت ژنوتیپ کلزا (Hyola60، Hyola308، Hyola330، Hyola401، Hyola420، RGS003 وOption500) بود. عملکرد دانه در تاریخ کاشت های دوم و سوم در مقایسه با تاریخ کاشت اول به ترتیب به میزان 72/5 و27/21 درصد کاهش یافت. نتایج مقایسه میانگین های مربوط به اثر متقابل تاریخ کاشت و رقم نشان داد که بیشترین عملکرد دانه (09/5055 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت اول (10 آبان ماه) به رقم Hyola420 و کمترین عملکرد دانه (68/2360 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت سوم (10 آذر ماه) به رقم Option500 اختصاص یافت. تعداد خورجین در بوته نیز به میزان 61/20 و 02/36 به ترتیب در تاریخ کاشت های دوم و سوم در مقایسه با تاریخ کاشت اول کاهش یافت. بیشترین تعداد دانه در خورجین در تاریخ کاشت سوم (10 آذر) با میانگین 93/28 دانه در خورجین به رقم Hyola401 مشاهده گردید و البته کمترین تعداد دانه در خورجین (69/15) نیز در تاریخ کاشت سوم (10 آذر) به رقم Hyola60 اختصاص یافت. با توجه به نتایج آزمایش تاریخ کاشت10 آبان را برای رقم Hyola420 و برای سایر ارقام مورد آزمایش تاریخ کاشت های 10 و 25 آبان مناسب می باشد.
    کلیدواژگان: کلزا، تاریخ کاشت، ژنوتیپ، گرما، عملکرد
  • عزیز کرملاچعب، عبدالمهدی بخشنده، محمدحسین قرینه، محمدرضا مرادی تلاوت، قدرت الله فتحی صفحات 133-145
    به منظور بررسی تاثیر سیلیسیوم بر برخی صفات فیزیولوژیک، عملکرد و اجزای آن و کیفیت دانه گندم رقم چمران در شرایط تنش خشکی، آزمایشی در سال زراعی 91-1390 در مزرعه دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان به صورت کرت های خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. در این آزمایش سطوح تنش خشکی (آبیاری پس از تخلیه 25، 50 و 75 درصد رطوبت قابل استفاده خاک) در کرت های اصلی و سیلیسیوم (صفر، 10، 20 و 30 کیلوگرم سیلیس خالص در هکتار) (از منبع پتاسیم سیلیکات) در کرت های فرعی جای داده شدند. نتایج نشان داد که تنش خشکی باعث افزایش میزان نشت الکترولیتی، موم کوتیکول، محتوای سیلیسیوم برگ و دانه و نیتروژن دانه شد، اما بر صفات عملکرد و اجزای آن و محتوای پتاسیم دانه تاثیر منفی داشت. تنش ملایم و شدید باعث کاهش به ترتیب 17 و 38 درصد عملکرد نسبت به شاهد بدون تنش شد. اثر کاربرد سیلیسیوم به جز بر صفت تعداد سنبله در مترمربع، بر سایر صفات معنی دار بود. سیلیسیوم بیشترین تاثیر را بر میزان نشت الکترولیتی داشته و سبب کاهش 35 درصدی این شاخص گردید. هم چنین مصرف 30 کیلوگرم سیلیسیوم سبب افزایش محتوای در برگ و دانه، پتاسیم دانه و عملکرد و اجزای آن شد. میزان افزایش عملکرد دانه با مصرف 30 کیلوگرم سیلیسیوم، 6 درصد بوده و در تنش شدید این میزان به 14 درصد افزایش یافت. بنابراین با توجه به فراوانی و در دسترس بودن سیلیسیوم، مصرف این عنصر در شرایط تنش می تواند به عنوان یک عنصر مفید برای گیاه گندم مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تنش خشکی، صفات فیزیولوژیکی، کاربرد سیلیسیوم، عملکرد دانه گندم
  • مرضیه گرجی، مرتضی زاهدی، حمیدرضا عشقی زاده صفحات 147-159
    این تحقیق طی دو آزمایش جداگانه به منظور ارزیابی واکنش ژنوتیپ های گلرنگ به تنش شوری در مراحل جوانه زنی و رشد رویشی و نیز تعیین ارتباط بین تحمل به شوری در این دو مرحله، انجام گرفت. در هر دو آزمایش 13 ژنوتیپ گلرنگ در دو سطح شوری صفر و 100 میلی مولار محلول کلرید سدیم مورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش جوانه زنی در آزمایشگاه تحقیقات بذر و آزمایش ارزیابی رشد رویشی ژنوتیپ ها با استفاده از روش کشت هیدروپونیک در داخل گلخانه ی پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال 1389 انجام گرفت. در این تحقیق مقادیر مربوط به درصد و سرعت جوانه زنی، طول ساقه چه و ریشه چه، ارتفاع گیاه، سطح برگ، وزن خشک اندام هوائی و ریشه در اثر شوری کاهش یافت. تاثیر شوری بر نسبت وزن اندام هوائی به ریشه معنی دار نبود. برهمکنش شوری و ژنوتیپ بر درصد و سرعت جوانه زنی، طول ساقه چه و ریشه چه، ارتفاع گیاه و وزن خشک ریشه معنی دار بود. میزان کاهش وزن خشک اندام هوائی در شرایط شور نسبت به شاهد برای متحمل ترین ژنوتیپ (A1) حدود 32 درصد و برای حساس ترین ژنوتیپ (C121) حدود 60 درصد بود. در شرایط این آزمایش با در نظر گرفتن مجموع صفات اندازه گیری شده برای هر مرحله رشد به ترتیب ژنوتیپ های E1431، A1 وLRV51-51 در مرحله جوانه زنی و ژنوتیپ های IL111، A1 و اراک 2811 در مرحله رشد رویشی نسبت به سایر ژنوتیپ ها بیشترین تحمل را به شوری 100 میلی مولار کلرید سدیم نشان دادند. به طورکلی، به استثنای ژنوتیپ A1، بین تحمل به شوری ژنوتیپ های گلرنگ در مرحله جوانه زنی با تحمل به شوری در مرحله رشد رویشی همبستگی معنی داری مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: جوانه زنی، رشد رویشی، ژنوتیپ، شوری، گلرنگ
  • سیده سهیلا زربافی، بابک ربیعی*، مهرزاد الله قلی پور صفحات 161-173

    به منظور تعیین نوع عمل ژن ها و برآورد وراثت پذیری صفات مرتبط با عملکرد دانه در برنج، شش ژنوتیپ برنج به اسامی هاشمی، واندانا، کادوس، حسنی، شاه پسند و ‘ IR36 ’به صورت دای آلل کامل در سال زراعی 1389 تلاقی داده شدند. والدین و بذور 1F به دست آمده (مجموعا 36 تیمار) در سال زراعی 1390 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی موسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) کشت شدند و صفات مرتبط با عملکرد شامل عملکرد دانه، تعداد خوشه در بوته، تعداد خوشه چه در خوشه، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، طول خوشه و مساحت برگ پرچم مورد ارزیابی قرار گرفتند. بررسی اثر ژن ها براساس تجزیه گرافیکی هیمن، نشان دهنده ی حضور اثرات غالبیت ناقص در کنترل صفت وزن هزار دانه بود، اما سایر صفات مورد بررسی تحت تاثیر اثرات غالبیت کامل تا فوق غالبیت ژن ها بودند. وراثت پذیری عمومی صفات بین 91/54% برای صفت مساحت برگ پرچم تا 84/99% برای صفت ارتفاع بوته و وراثت پذیری خصوصی صفات بین 04/26% برای صفت طول خوشه تا 68/88% برای صفت وزن هزاردانه متغیر بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که برای اصلاح جمعیت مورد مطالعه از نظر بعضی از صفات نظیر وزن هزاردانه می توان از اثر افزایشی ژن ها استفاده نمود، اما برای صفات دیگر استفاده از پدیده هتروزیس و روش تولید هیبرید روش مناسبی برای اصلاح جمعیت خواهد بود.

    کلیدواژگان: برنج، تجزیه و تحلیل گرافیکی هیمن، دای آلل، عمل ژن و وراثت پذیری
  • عبدالله جوانمرد، عادل دباغ محمدی نسب، عزیز جوانشیر، محمد مقدم، حسین جانمحمدی، یوسف نصیری، فریبرز شکاری صفحات 175-190
    به منظور بررسی اثر ترکیبات مختلف کشت مخلوط بر برخی ویژگی های کیفی علوفه ذرت، آزمایشی به صورت بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار به مدت دو سال (1385 و 1386) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دانشگاه تبریز اجرا گردید. تیمارها کشت خالص شبدر برسیم، ماشک گل خوشه ای، لوبیا، گاودانه و دو هیبرید ذرت (هیبرید سینگل کراس 704 و 301) در تراکم مطلوب و هم چنین کشت مخلوط هیبرید ذرت 704 و 301 با هر یک از این لگوم ها به صورت افزایشی کامل را شامل می شد. نتایج نشان داد غلظت دیواره سلولی یا الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF) و دیواره سلولی بدون همی سلولز یا الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF) ذرت در کشت مخلوط با لگوم ها کاهش می یابد. کمترین میزان NDF در کشت مخلوط ذرت 301 با ماشک گل خوشه ایو گاودانه حاصل شد. به دلیل همبستگی منفی بالا در بین NDFو DMI (ماده خشک مصرفی)، وقتی که میزان NDF ذرت در کشت مخلوط کاهش یافت، DMI آن افزایش پیدا کرد. هم چنین کمترین میزان ADF متعلق به کشت مخلوط هیبرید 301 با گاودانه، ماشک گل خوشه ایو لوبیا بود. بنابراین، با کاهش غلظت ADF، میزان TDN (کل ماده مغذی قابل هضم) افزایش یافت. زیرا TDN بیانگر مواد غذایی قابل دسترس برای دام است و به میزان غلظت ADF علوفه ذرت بستگی دارد. در نتیجه با کاهش NDF و ADF علوفه، میزان TDN، DMI و NEL (انرژی ویژه شیردهی) ذرت افزایش یافت. بنابراین کشت مخلوط ذرت با لگوم کیفیت علوفه را بر اساس NDF، ADF، TDN، DMI و NEL در مقایسه با کشت خالص ذرت بهبود بخشید.
    کلیدواژگان: کشت مخلوط، کیفیت علوفه، لگوم، ذرت
  • نرگس پاکار، هادی پیرسته انوشه، یحیی امام صفحات 191-202
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر غلظت های متفاوت سالیسیلیک اسید بر تحمل به شوری جو به صورت یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در محیط کنترل شده در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در سال 1392 طراحی و اجرا شد. در این پژوهش تاثیر چهار غلظت متفاوت سالیسیلیک اسید (صفر، 5/0، 0/1 و 5/1 میلی مولار) بر رشد، عملکرد، اجزای عملکرد، محتوای عناصر و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی جو رقم ریحان در پنج سطح شوری (آب شهر به عنوان شاهد، 5، 10، 15 و 20 دسی زیمنس بر متر) بررسی شد. نتایج نشان داد که تنش شوری سبب کاهش معنی دار ارتفاع بوته (1/41%)، سطح برگ (4/23%)، تعداد دانه در سنبله (5/19%)، وزن خشک شاخساره (8/26%)، عملکرد دانه (6/34%) و غلظت پتاسیم شاخساره (2/28%) گردید. به علاوه، شوری غلظت سدیم شاخساره (4/239%) و هم چنین فعالیت آنزیم های کاتالاز (0/46%)، سوپراکسیددیسموتاز (6/256%) و پراکسیداز (3/760%) را افزایش داد. سالیسیلیک اسید، بسته به غلطت کاربرد، تاثیر مثبتی بر رشد و سایر صفات اندازه گیری شده داشت، به طوری که در اغلب موارد بیشترین تاثیر مربوط به غلظت های 0/1 و 5/1 میلی مولار بود. برهمکنش ها نیز نشان داد که با کاربرد سالیسیلیک اسید و افزایش غلظت آن بخشی از تغییرات منفی شوری بر رشد، عملکرد، محتوای یون ها و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان جبران گردید؛ درحالی که غلظت 5/0 میلی مولار تاثیری معنی داری نداشت. به طورکلی نتایج این پژوهش نشان داد که کاربرد محلول پاشی سالیسیلیک اسید منجر به افزایش تحمل جو به تنش شوری، از راه تغییر نسبت جذب یون های سدیم و پتاسیم و هم چنین افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانت گردید.
    کلیدواژگان: آنزیم، آنتی اکسیدان، پتاسیم، سدیم
  • تاثیر مقادیر مختلف نیتروژن بر رشد و بررسی رابطه نیترات دمبرگ و شاخص کلروفیل با نیترات هیپوکتیل تربچه
    طیبه حرفی، سید جلال طباطبایی صفحات 203-213
    هدف اصلی از این آزمایش اندازه گیری نیترات قسمت هوایی گیاه و میزان کلروفیل برگ ها است که از طریق آن بتوان نیترات هیپوکتیل را پیش بینی نمود. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 سطح نیتروژن (0،25، 50، 100 و 200 میلی گرم در لیتر) و 5 تکرار با دو رقم تربچه (Cherry Belle و Sparkler) در گلدان های حاوی پرلایت انجام شد. پارامترهای اندازه گیری شده در این تحقیق شامل: ویژگی های رویشی (سطح برگ، وزن تر و خشک برگ، هیپوکتیل و طول و قطر هیپوکتیل)، نیترات وزن تر دمبرگ و هیپوکتیل، نیترات وزن خشک برگ و هیپوکتیل، مواد جامد محلول هیپوکتیل و دمبرگ و شاخص کلروفیل برگ بود. در این تحقیق همبستگی مثبت در سطح احتمال پنج درصد بین شاخص کلروفیل برگ و نیترات ماده تر هیپوکتیل در زمان برداشت بین ارقام مشاهده شد (896/0 cherry bell=2r و 841/0 SPARKLER= 2r) و همبستگی مثبت بین نیترات ماده تر هیپوکتیل و دمبرگ و بین نیترات ماده خشک هیپوکتیل و برگ تربچه وجود داشت. براساس معادلات به دست آمده به ازای افزایش 1 واحد نیترات دمبرگ، نیترات هیپوکتیل 212/ واحد در رقم Cherry Bell و 266/0 واحد در رقم Sparkler افزایش یافت. نتایج نشان داد که تست شیره دمبرگ، تکنیک سریع و با ارزش برای اطلاع از وضعیت نیترات تربچه است.
    کلیدواژگان: تربچه، نیترات، مواد جامد محلول، کلروفیل، نیترات سنج
  • سیده فاطمه عطار، عبدالرحمان محمدخانی، سعدالله هوشمند صفحات 215-227
    این آزمایش در سال 1391 به منظور بررسی اثر تنش شوری بر درصد و عملکرد روغن، عملکرد دانه و برخی شاخص های فیزیولوژیکی سه توده گیاه کرچک (Ricinus communis L.) در دانشگاه شهرکرد به اجرا در آمد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل پنج سطح شوری با استفاده از کلرید سدیم (2/1 (شاهد)، 2، 6/2، 8/3 و 8/4 دسی زیمنس بر متر عصاره اشباع خاک) به عنوان فاکتور اول و سه توده محلی کرچک (شیراز، کرمان و ارومیه) به عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شدند. عملکرد دانه، درصد و عملکرد روغن، میزان کلروفیل کل، aو b و هم چنین میزان پرولین اندازه گیری شد. بر اساس نتایج تجزیه واریانس، اثر شوری بر عملکرد دانه، درصد و عملکرد روغن، پرولین، کلروفیل a و b در سطح احتمال یک درصد و بر میزان کلروفیل کل در سطح احتمال پنج درصد معنی دار بود. توده ها از نظر میزان پرولین، کلروفیل a،b و کلروفیل کل تفاوت معنی داری در سطح احتمال یک درصد نشان دادند. مقایسه میانگین ها نشان داد که توده ارومیه و کرمان بدون تفاوت معنی دار پرولین بیشتری در مقایسه با توده شیراز دارا بودند. به طور کلی با افزایش سطوح شوری، میزان پرولین افزایش، ولی میزان کلروفیل a، b و کل کاهش یافت. در سطوح پایین شوری بیشترین عملکرد دانه و روغن مربوط به توده شیراز بود ولی با افزایش شوری، این توده بیشتر تحت تاثیر منفی قرار گرفت و عملکرد دانه و روغن آن از دو توده دیگر کمتر شد. اگر چه در این زمینه مطالعه بیشتری نیاز است ولی به نظر می رسد که برای شرایط غیر شور توده شیراز، ولی برای مناطق با آب و یا خاک شور، توده کرمان قابل توصیه می باشند.
    کلیدواژگان: شوری، روغن، کرچک، کلروفیل، پرولین
  • محمد مهدی مجیدی، ساجده بهرامی صفحات 229-238
    این پژوهش با هدف مطالعه میزان خودناسازگاری و نحوه گرده افشانی در دو محیط رطوبتی (عدم تنش و تنش خشکی) روی 25 ژنوتیپ بروم گراس نرم در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سال 1391 در مزرعه دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شد.بدین منظور نیمی از خوشه های هر ژنوتیپ جهت انجام خودگشنی اجباری پاکت شدند و به نیم دیگر اجازه گرده افشانی آزاد داده شد. نتایج نشان داد که میانگین تعداد دانه در خوشه تحت شرایط عدم تنش برای شرایط دگرگشنی 4/161 و برای حالت خودگشنی 60/5 عدد بود که حاکی از میزان بالای خودناسازگاری در این گونه است. تحت شرایط تنش خشکی این مقادیر به ترتیب 8/142 و 76/4 عدد بود که حاکی از تاثیر شرایط محیطی (تنش رطوبتی) بر تولید بذر در هر دو شرایط خودگشنی و دگرگشنی است. همین روند برای وزن دانه در خوشه نیز مشاهده گردید. برای صفت وزن دانه در خوشه در شرایط عدم تنش نسبت به شرایط تنش تنوع و پراکندگی بین ژنوتیپ ها بیشتر بود. تنوع بالایی بین ژنوتیپ ها از نظر شاخص خودسازگاری مشاهده گردید. به طوری که ژنوتیپ های دارای بیشترین و کمترین خودسازگاری مشخص گردید.
    کلیدواژگان: بروموس، خود ناسازگاری گیاه، کم آبی
  • مهری عسکری، شیما حسین خانی هزاوه، فریبا امینی صفحات 239-250
    دی اکسیدگوگرد (SO2) یکی از آلاینده های مهم اتمسفر است که سبب القاء اثرات منفی در فیزیولوژی و بیوشیمی سلولی گیاهان می شود. از طرفی تلقیح ریزوبیومی می تواند سبب افزایش مقاومت گیاه نسبت به تنش های زیستی و غیر زیستی شود. در این مطالعه، اثرات غلظت های مختلف گاز دی اکسیدگوگرد (0، 5/0، 1، 5/1 و ppm 2) بر میزان رنگیزه های فتوسنتزی، پرولین، پروتئین، گوگرد، پتاسیم و فسفر گیاه یونجه تلقیح یافته با ریزوبیوم (سویه بومی و استاندارد) در شهر اراک ارزیابی شد. نتایج نشان داد که غلظت های بالای دی اکسیدگوگرد (1، 5/1 و 2ppm) سبب کاهش میزان رنگیزه های فتوسنتزی، پروتئین، پتاسیم، فسفر و افزایش مقدار گوگرد و پرولین در مقایسه با گیاهان کنترل شد. در غلظت پایین گاز SO2 (ppm5/0) افزایش میزان رنگیزه های فتوسنتزی، پروتئین، پتاسیم و فسفر مشاهده شد. تلقیح ریزوبیومی به تنهایی سبب افزایش میزان رنگیزه های فتوسنتزی، پروتئین، پتاسیم و فسفر شد ولی بر مقدار پرولین و جذب عنصر گوگرد تاثیر معنی داری نداشت. تلقیح یونجه با دو سویه ریزوبیوم تغییرات ناشی از غلظت های بالای گاز SO2 را بر این شاخص های بیوشیمیایی به طور معنی داری (در سطح 01/0) در مقایسه با گیاهان شاهد کاهش داد. بنابراین مایه تلقیح ریزوبیومی می تواند مقاومت گیاهان میزبان را نسبت به تنش آلودگی SO2 هوا افزایش دهد و به عنوان کود زیستی استفاده شود.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، پروتئین، پرولین، رنگیزه فتوسنتزی، عناصر ضروری، مایه تلقیح ریزوبیومی
|
  • Sh. Sedaghathoor, M. Ahmadi Lashaki, D. Hashemabadi, B. Kaviani Pages 1-10
    Salinity is one of the most important ecological stresses which have undesirable effects on seed germination. This study was carried out to evaluate the germination of three species of lawn (Poa pratensis, Lolium perenne, Cynodon dactylon) seeds under salinity stress. The effect of different treatments (Gibberellins 50 mgl-1, 2% CaCl2 and hydroprimig in 24 hours) was evaluated on total germination, mean daily germination, maximum and mean germination percent in three species of lawn, under four levels of salinity (0, 3, 6, 9 dS/m). Priming factor (Gibberellins and water) was more effective than salinity on the seed germination. Among lawn types, Lolium perenne and Cynodon dactylon indicated greater seed germination percentage and germination rate. The least rate and percentage of germination belonged to Poa pratensis. Among priming treatments, gibberellins had the greatest effect on germination, followed by hydropriming. However, interaction effects of "Lolium × CaCl2" were greater than other treatments on the mean daily germination and germination value. Based on the results, seed priming specially Gibberellins could be an appropriate substrate to improve seed germination in lawns, when grown under salinity.
    Keywords: Lawn, priming, germination, salinity stress.
  • A. Ramazani, A. H. Jalali Pages 11-22
    To investigate the effect of three methods of bed preparation on yield, yield components, and amount of water used in three rice cultivars, a study was carried out in two regions, including Fozve Research Station (Isfahan Agricultural Research Center) and Zarinshahr, using a split plot experiment based on a complete block design in three replications in 2007. Three bed preparation methods (conventional, using roller and rotivator) were assigned as main factors and three rice genotypes (Sazandegi, Zayandehrud, and Line2) as sub-factors. The number of fertile tillers, plant height, panicle length, grain yield, yield components and percentage of hollow grains were measured. In Zarinshahr area, using rotivator led to higher grain yield in all the cultivars, compared to using roller and traditional methods. In this study, the highest grain yield (8700 Kg ha-1) was obtained using rotivator and the line2 cultivar in Zarinshahr area. The stem lodging extent in Zarinshahr, with the use of rollers in all cultivars, ranged from 15 to 25 percent, while the range for different cultivars, in conventional methods of bed preparation and use of rotivator was variable from 35 to 45 percent. The results of this study showed that although using both methods of rotivator and roller had higher yield than conventional methods of bed preparation, the use of roller, with lower water consumption per hectare in two regions of the Zarinshahr and Fozve, was proven more effective in reducing consumption of water per hectare. Based on the amount of water consumed, the use of roller and rotivator for bed preparation seems superior to the conventional method.
    Keywords: Tillering, Puddling, Lodging.
  • T. Moghbeli, M. J. Arvin Pages 23-34
    Seed pretreated with plant growth regulators can improve germination parameters, growth, and yield of crops. Thus, in two greenhouse and field experiments, effects of seed treatment with 0.1 mM salicylic acid (SA), 1µM methyl jasmonate (MJ), 1.5% humic acid (HA), and water (as Control) on germination parameters, seedling growth, and also growth and fruit yield were studied. In the first experiment which was conducted on two cultivars (Semsuri and Shahpasandi), all the treatments improved most of parameters the recorded, and the response of two cultivars was rather similar for most parameters. In the second experiment which was conducted on one cultivar (Shahpasandi) in the field, all the treatments improved most of parameters the recorded. Compared with the control, SA, MJ and HA increased total plant fresh weight (19, 41 and 19%), fruit number (30, 35 and 20%) and fruit yield (31, 45 and 31), respectively. Significant correlations were found between fruit yield and relative water content (r = -0.95*), ion leakage (r = -0.93*), final plant shoot fresh weight (r = 0.99**) and fruit number (r = 0.93*), indicating that treatments could increase fruit yield by improving ion leakage and relative water content.
    Keywords: Seed pretreatment, Germination percentage, SA, Muskmelon, MJ, HA
  • D. Khoshbakht, M. Mirzaei, A. A. Ramin Pages 35-47
    A greenhouse study was undertaken to assess the salt tolerance of two citrus rootstocks, namely, Bakraii (Citrus sp.) and Trifoliate orange (Poncirus trifoliata). A factorial experiment through a completely randomized design (CRD) with three replications and four levels of salt including 0, 20, 40 and 60 mM NaCl was conducted. After eight weeks of treatment, number of leaves, plant height, leaf area, wet and dry weight of leaf, stem and root, length of root, chlorophyll content, net CO2 assimilation rate (ACO2), stomatal conductance (gs), transpiration (E) and water use efficiency (WUE) and ion concentrations were measured. Salinity decreased growth and net gas exchange. Trifoliate orange showed the most decrease in growth indices and net gas exchange compared with Bakraii. The ability to limit the transfer of sodium to leaves in low levels of salt was observed in Trifoliate orange, but this ability was not observed in high levels of salt. Results showed that accumulation of chloride in leaves and roots were less in Bakraii compared to the Trifoliate orange. The lower Cl- concentration in leaves of Bakraii than trifoliate orange suggests that the salinity tolerance of Bakraii is associated with less transport of Cl- to the leaves. Salinity increased K+ and decreased Mg2+ and Ca2+ concentrations in leaves of both rootstocks. It is proposed that salt stress effect on plant physiological processes such as changes in plant growth, Cl- and Na+ toxicity, and mineral distribution, decreases chlorophyll content and reduces the photosynthetic efficiency of these citrus species.
    Keywords: Chlorophyll, Citrus, Mechanisms of salt tolerance, Sodium chloride
  • N. Etemadi, R. Mohammadi Nezhad, N. Zamani, M. M. Majidi Pages 49-62
    The major problems in transplanting the landscape trees are high level of mortality and low establishment rate of transplanted trees, especially in the first year. In order to achieve the best condition for successful transplanting of pine and plane trees in Isfahan landscape, the present study was carried out based on a completely randomized block design with four replicates and three treatments including transplanting method (balled and burlapped and bare root), tree age (immature and mature) and IBA application (0 and 150 mg/L). Trees were transplanted during 2009 and 2010 in three times (dormant season, early and late growing season). Survival rate and Relative Growth Rate index based on tree height (RGRH) and trunk diameter (RGRD) were measured during the first and second years. Trees transplanted early in the growing season showed the most survival percentage during the two years, as compared to other transplanting dates. Survival of Balled and burlapped and immature transplanted trees was significantly greater than bare root or mature trees. The significant effect of age treatment was continued in the second year. IBA treatment had no effect on survival rate of the studied species. Balled and burlapped and immature transplanted pine trees also had higher RGRH and RGRD compared to bare root or mature trees. According to the results of this study, early growing season is the best time for transplanting pine and plane trees. Also, transplanting of immature trees using balled and burlapped method is recommended to increase the survival and establishment rate.
    Keywords: Pinus eldarica Medw, Platanus orientalis, Relative growth rate, Transplanting time
  • H. Bagheri, S. Jamshidi, B. Andalibi Pages 63-76

    To compare the yield and yield components of 10 promising dryland barley genotypes with a conventional cultivar (Reihan03), a field experiment was conducted based on a randomized complete block design in Miyaneh region in the 2010-2011 growing season, and their agronomic and morphological traits were recorded. Genotypes were significantly different in terms of all the studied traits, and genotypes no. 5, 9 and 10 had higher yield than Reihan03. The studied genotypes were clustered in five groups; the fifth group, consist 9.1% of genotypes, had the highest yield (1972 Kg/ha). Regression analysis showed that traits including days to ripening, length of the final internode, thousand kernel weight, plant height, and spike number per m2 accounted for 98.8% of the changes. Furthermore, there was a negative and significant (P<0.01) correlation between yield and days to ripening, chilling injury percentage and days to spike emergence, and a positive and significant (P<0.01) correlation between yield and grain filling period, spike length, seed number per spike, spike number per m2, biological yield and harvest index. Genotype no. 9 was found suitable for this region considering its superior traits such as days to ripening, grain filling period, seed number per spike, spike number per m2 and grain yield.

    Keywords: Morphological diversity, Rainfed cropping, Varieties adaptation, Hordeum vulgare
  • K. Limoochi, A. Siyadat, A. A. Gilani Pages 77-88
    This study aimed at evaluating the effect of different planting dates (different ambient temperature conditions) on the characteristics of rice panicle and yield of its cultivars in Khuzestan climate in 2010. The experimental design was a split plot in a Randomized Block Design with four replications. The main factor was the planting date with three dates (May 25th, June 9th, and June 25th) and the sub factor consisted of three rice cultivars including Red Anbori (long and short), and Champa. Results showed that the highest grain yield, seed weight in each panicle, grain number, and 1000-grain weight belonged to the third planting date; the highest fertility percentage belonged to the second planting date; and the highest number of unfilled seeds in panicle and weight of unfilled 1000-grain were observed in the first planting date. With an average of 3795.4 Kg/ ha, Champa cultivar had the highest grain yield. In addition, given the correlation coefficients, grain yield had the most positive and significant correlations with 1000-grain weight (0.779*), weight of each panicle`s seeds (0.755*), and the number of filled seeds per panicle (0.403*), which indicates the high and direct impact of these characteristics on the increase of yield as well as the necessity of conducting further studies to increase the yield.
    Keywords: Stress, Heat, Cultivar, Rice, Seed
  • K. Khalaj, N. Ahmadi, M. K. Souri Pages 89-97
    Calcium and boron as plant nutritional elements play major roles in plant physiological processes including regulating various cell and plant functions. Considering the importance of both elements, this study was conducted during 2010-2011 in the Experimental Asian Pear Orchard at Faculty of Agriculture, Tarbiat Modares University. Different concentrations of calcium chloride (0, 0.5 and 0.7 percent) and acid boric (0 and 0.5 percent) were used as foliar spray of Asian pear cultivar "KS10" during growing season. The results showed that foliar application of calcium and boron led to the improvement in physicochemical characteristics of pear fruits. Under treatment conditions, fruit tissue hardness increased, while total soluble solids decreased. Various concentrations of calcium resulted in decreasing fruit softening, although after 3-month's storage all treatments showed low fruit firmness. Total phenolic compounds decreased more significantly in control fruits compared to in fruits sprayed with calcium and/or boron during the storage. The highest and lowest levels of polyphenol oxidase activity were found in elements-sprayed fruits and non-sprayed ones respectively. In brief, calcium and boron application resulted in improving postharvest characteristics of Asian pear fruits and reducing internal browning symptoms.
    Keywords: Internal browning, Polyphenol oxidase, Tissue firmness, Total phenolic compounds
  • Z. Karimian, A. Tehranifar, M. Bannayan, M. Azizi, F. Kazemi Pages 99-109
    Determination of growth rate and planting space of trees in urban spaces is needed for the planting design programs and land scape management. To determine the growth rate of two tree species, Chinaberry (Melia azedarach) and Mulberry (Morus alba), data was collected on different dimensions of these trees including, tree height, tree crown height and tree crown diameter at various ages at Pardis campus of Ferdowsi University of Mashhad during their growth. Regression analysis of these dimensions as a dependent variable and age as an independent variable produced different models that can be used for estimating the growth of the measured dimensions of these two species. The results showed that the highest regression coefficient among the models was linear, polynomial and exponential function, but logarithmic types were selected as the most acceptable model for estimating the growth of measured dimensions in the two tree species of Chinaberry (tree height with r2=0.87, crown height with r2=0.67, crown diameter with r2=0.67) and Mulberry (total height with r2=0.60, crown height with r2=0.40, crown diameter with r2=0.65). Also, in both species, the most increase in growth rate of measured dimensions for the 15 years old trees was found in crown diameter.
    Keywords: Age, Chinaberry, Growth dimensions, Mulberry, Regression
  • M. M. Shariftabar, M. Esmaeilzadeh Moghaddam, M. Khodarahmi, R. Bozorghipoor Pages 111-121
    In order to determine grain yield stability and yield components in durum wheat, 49 genotypes from International Durum Yield Nursery (IDYN), received from International Research Center for Maize and Wheat Improvement (CIMMYT) with one cultivar as check, were studied in an alpha lattice design with two replications at five locations including Karaj, Darab, Neishabour, Khorramabd and Gonbad. Grain yield stability analysis with AMMI and SHMM models revealed that four genotypes including 3, 10, 11 and 25 lines were more stable genotypes in this study. Based on AMMI model, Karaj station with high and negative loading of the first principal component and Khorramabad with high and positive loading of the first principal component, PCA1, did not display adaptability with any genotypes in this study. SHMM model revealed that the pattern of genotype clustering was a function of stability and adaptability of genotypes in the study locations. Path analysis revealed that the direct effect of biomass and harvest index on grain yield was high and significant. Among yield components, the number of spike per square meter showed high and positive direct effect on grain yield.
    Keywords: Durum wheat, Grain yield, Path analysis, Stability
  • S. A. Kalantar Ahmadi, A. Ebadi, S. A. Siadat Pages 123-132
    This experiment was conducted in 2005-2006 at Safiabad Agricultural Research Center to assess the effects of sowing date on the yield of canola genotypes. The design was a split plot in a completely randomized block with 3 replications. Main plots consisted of 3 levels of sowing date (November 1st, November 16th and December 1st) and subplots included 7 canola cultivars (Hyola60, Hyola308, Hyola330, Hyola401, Hyola420, RGS003 and Option500). Grain yield was decreased by 5.72% and 21.27% in the second and third sowing dates compared with the first one, respectively. The results of interaction between sowing date and cultivars showed that the highest grain yield (5055.09 Kg/ha) at the first sowing date (Nov 1st) belonged to Hyola420 cultivar and the lowest grain yield (2360.68 Kg/ha) at the third sowing date (Dec 1st) to the Option500 cultivar. The number of pods per plant was decreased by 20.61% and 36.02% in the second and the third sowing dates compared with the first one, respectively. The highest (28.93) number of grains per pod belonged to Hyola401 cultivar sown on December 1st and the lowest (15.69)) number of grains per pod belonged to Hyola60 cultivar sown on December 1st. Considering the results of the experiment, the sowing date of Nov 1st for Hyola420 cultivar, and Nov 1st and Nov 16th for other cultivars could be appropriate.
    Keywords: Canola, Sowing date, Genotype, Heat, Yield
  • A. Karmollachaab, A. Bakhshandeh, M. H. Gharineh, M. R. Moradi Telavat, G. Fathi Pages 133-145
    In order to investigate the effect of silicon application on some physiological characteristics, yield and yield components, and grain mineral contents of bread wheat (Triticum aestivum) under water stress condition, an experiment was conducted in Ramin Agriculture and Natural Resources University, Khuzestan, in 2012. The experiment was arranged in split-plots design in RCBD (Completely Randomized Blocks Design) with three replications. Treatments consisted of drought stress (irrigation after 25, 50 and 75% depletion of Available Water Content) in main plots and silicon (0, 10, 20 and 30 Kg Si ha-1) arranged in sub-plots. Results showed that the effect of drought stress was significant on most traits and led to the increase of electrolyte leakage (EL), cuticular wax, leaf and grain silicon content and grain nitrogen content. But drought led to negative impacts on grain yield and its components, and leaf potassium content, i.e. moderate and severe stresses reduced yield by 17% and 38% compared to control, respectively. Effect of silicon application was significant on all traits except for spike per square meter. Silicon had the greatest impact on EL and led to 35% decrease in this trait. Also, silicon led to increase in leaf and grain silicon contents and grain K content and grain yield and yield components, when applied at 30 kg ha-1. Generally, application of 30 kg ha-1 of silicon led to 6 and 14% increases of grain yield at the presence of moderate and severe drought stresses, respectively. Thus, given the abundance of silicon it can be used as an ameliorating element for planting bread wheat in drought-prone conditions.
    Keywords: Drought stress, Grain yield, Physiological characteristics, Silicon application
  • M. Gorgi, M. Zahedi, H. R. Eshghizadeh Pages 147-159
    This study was carried out in two separate experiments in order to evaluate the responses of different safflower (Carthamus tinctorius L.) genotypes to salinity at germination and vegetative growth stages. In both experiments, thirteen safflower genotypes were investigated under non-saline and saline conditions (100 mM sodium chloride). Germination experiment was done in the seed laboratory and the experiment regarding the response of plants at vegetative stage was carried out inside a research greenhouse, Faculty of Agriculture, Isfahan University of Technology, using hydroponic culture in 2009. In this experiment, the germination rate and percentage, the root and shoot length of germinating seeds, plant height, leaf area, shoot and root dry matter were decreased under the salt treatment. The effect of salinity was not significant on shoot/root weight ratio. The interaction effects of salinity and genotype were significant on germination traits, plant height, and root dry weight. The reductions in shoot dry matter in saline compared to non saline treatment were about 32 percent for the most tolerant (A1) and about 60 percent for the least tolerant genotype (C121). Considering all traits evaluated in this study, genotypes E1431, A1, and LRV51-51 at germination stage and genotypes IL111, A1, and Arak2811 at vegetative stage were the most tolerant compared to other tested genotypes when subjected to the salinity level of 100 mM sodium chloride. Except for genotype A1, no significant relationship was found between salinity tolerance of safflower genotypes at germination and vegetative growth stages.
    Keywords: Germination, Vegetative growth, Genotypes, Salinity, Safflower
  • S. S. Zarbafi, B. Rabiei, M. Allahgholipour Pages 161-173

    To determine gene action and heritability of grain yield related traits in rice, six rice varieties including Hashemi, Vandana, Kadous, Hassani, Shahpasand and IR36 were crossed in a diallel design in 2010. The parents and seeds of F1 generation (36 genotypes) were grown in a completely randomized block design with three replications at the Research Field of the Rice Research Institute of Iran-Rasht in 2011. In this experiment, the yield related traits including grain yield, number of panicles per plant, number of spikelet’s per panicle, 1000-grain weight, plant height, panicle length and flag leaf area were measured in each experimental unit. Evaluation of the gene action based on the Hayman graphical method indicated that 1000-grain weight was controlled by partial dominance effect and the other attributes were controlled by complete dominance to over-dominance effects. Broad-sense heritability varied from 54.91% to 99.84% for flag leaf area and plant height, respectively and narrow-sense heritability ranged from 26.04% to 88.68% for panicle length and 1000-grain weight, respectively. Results of this research showed that the additive gene effect can be used to improve several traits including 1000-grain weight, but utilizing the heterosis phenomenon and hybrid production is recommended to improve the remaining traits in the studied population.

    Keywords: Diallel, Gene action, Hayman graphical analysis, Heritability, Rice
  • A. Javanmard, A. D. Mohammadi Nasab, A. Javanshir, M. Moghaddam, H. Janmohammadi, Y. Nasiri, F. Shekari Pages 175-190
    In order to study the effect of different intercropping combinations on some maize qualitative traits, an experiment was conducted as a completely randomized block design with three replications in Agricultural Research Station, Faculty of Agriculture, University of Tabriz, Iran, in 2006 and 2007. Two maize (Zea mays L.) hybrids (704, 301), vetch (Vicia villosa), bitter vetch (Vicia ervilia), berseem clover (Trifolium alexandrinum L.) and common bean (Phaseolus vulgaris) single crops as well as intercrops of maize hybrids with legumes were used. The results showed that neutral detergent fiber and acid detergent fiber of forage maize in intercropping with legume decreased. The lowest neutral detergent fiber (NDF) was obtained from 301 hybrid-vetch mixture and 301 hybrid –bitter vetch mixture. The NDF was used to predict DMI and was negatively correlated with DMI, which means that when NDF is low the quality and DMI are high. Also, the lowest ADF content was achieved in intercropping of 301 hybrid with bitter vetch, vetch and bean. As ADF decreased there was an increment in TDN, which means that animals are able to utilize the nutrients present in the forage. In conclusion, with the decrease of NDF and ADF in intercrops, DMI, TDN and net energy for lactation (NEL) content increased. Intercropping of maize with legume improved the forage quality in terms of TDN, DDM, NEL, NDF and ADF concentrations, as compared with the single cropping of maize.
    Keywords: Forage quality, Intercropping, Legume, Maize (Zea mays L.)
  • N. Pakar, H. P. Anosheh, Y. Emam Pages 191-202
    The current study was conducted to evaluate the effect of different salicylic acid levels on salinity tolerance of barley as a factorial experiment based on a completely randomized design in the controlled conditions in College of Agriculture, Shiraz University, in 2013. In this study, the effects of four salicylic acid concentrations (0.0, 0.5, 1.0 and 1.5 mM) were examined on growth, yield, yield components, ions content, and activity of antioxidant enzymes of barley (cv. Reyhane) under five salt stress conditions (tapwater as control, 5, 10, 15 and 20 dS m-1). The results showed that salt stress caused a significant reduction in plant height (%41.1), leaf area (%23.4), grain number per ear (%19.5), dry weight (%26.8), grain yield (%34.6), and shoot potassium concentration (%28.2). Furthermore, salinity significantly increased shoot sodium concentration (%239.4), activity of catalase (%46.0), superoxide dismutase (%256.6), and peroxidase (%760.3). Salicylic acid, depending on the concentration, had a positive effect on growth and other measured traits, with the highest effect found in 1.0 and 1.5 mM salicylic acid in most cases. The interactions also showed that salicylic acid application and increase of its concentration compensated for some negative impact of salt stress on growth, yield, ions content and activities of antioxidant enzymes. By contrast, 0.5 mM salicylic acid had no significant effect. Overall, the result of this study indicated that exogenous application of salicylic acid increases salinity tolerance of barley, with a change in sodium/potassium absorption, as well as, an increase in the activity of antioxidant enzymes.
    Keywords: Antioxidant, enzymes, potassium, sodium
  • Effect of Nitrogen Level on Growth, and Relationships between Petiole Nitrate Level, Leaf Chlorophyll Index, and Hypocotyl Nitrate Level of Radish
    T. Harfi, S. J. Tabatabai Pages 203-213
    The aim of this study was measuring nitrate and leaf chlorophyll content in aerial parts of plant, from which we can predict the hypocotyl nitrate content of radish. A factorial experiment in a completely randomized design with five replicates was carried out on two varieties of radish (Cherry Belle and Sparker). Plants were grown in perlite containing pots and were treated with five levels of N (0, 25, 50, 100 and 200 mg/l). Vegetative traits including leaf area, leaf and hypocotyl fresh and dry weight, hypocotyl length and diameter, and hypocotyl and petiole nitrate levels in fresh and dry matter, soluble solids in hypocotyl and petioles, and leaf chlorophyll index were measured. A positive correlation between leaf chlorophyll index and nitrate level in hypocotyl dry matter was observed at harvest time (r2 sparkler = 0.841, r2 cherry belle = 0.869). Significant positive correlations were also found between hypocotyl and petiole nitrate level in fresh matter, and between leaf and nitrate level in hypocotyl dry matter. Based on equations obtained from this study, we can claim that increase per unit in petiole nitrate content could result in the increase of 0.212 and 0.266 units in hypocotyl nitrate content, respectively, in Cherry belle and Sparkler varieties. Results showed that petiole sap test is a rapid and valid technique for describing nitrate status of radish plants.
    Keywords: Radish, Nitrate, Total soluble solids, Chlorophyll, Nitrate meter
  • S. F. Attar, A. Mohammadkhani, S. Houshmand Pages 215-227
    The experiment was conducted in 2012 to evaluate the effect of salinity stress on oil percent, oil yield, seed yield and some physiological charactristics on three local populations of castor bean (Ricinus communis L.), at the University of Shahrekord, Iran. Experiment was carried out with three replications in a completely randomized design including five levels of salinity (1.2, 2, 2.6, 3.8 and 4.8 dS/m in soil saturation paste) as the first factor and castor populations (Shiraz, Kerman and Urumieh) as the second factor. The effect of salinity was statistically significant (α>0.01) on seed yield, oil percent and oil yield, chlorophyl a, chlorophyll b and proline, while a significant effect (α>0.05) was observed for total chlorophyl. The results also showed that different populations had a significant difference (α>0.01) with regard to all studied factors. The highest and the lowest proline content were observed for Kerman and Shiraz populations, respectively. Increasing salinity increased the leaf proline content while it decreased the chlorophyll content was decreased. At low salinity levels, Shiraz population resulted to the highest seed and oil yield. However, with increasing salinity, seed yield and oil content of Shiraz population was less than other populations. Although more research is needed in this respect, but it seems that in castor been Shiraz population for soils with a low salinity and Kerman population for more saline conditions can be recommended.
    Keywords: Salinity, Oil, Castor bean, Chlorophyll, Proline
  • M. M. Majidi, S. Bahrami Pages 229-238
    This research was conducted to study the amount of self- incompatibility in 25 genotypes of Bromus inermis, under two water environments (non-stress and drought stress) in a completely randomized block design. For this purpose, half of the panicles of each genotype were bagged for obligate selfing and the others were allowed to open pollination. Results showed that under non-stress condition the average number of seeds per panicle for open pollination was 161.4 and for selfing mode was 5.6, indicating the high rate of self-incompatibility in this grass. Under drought stress condition, these values were 142.8 and 4.7, respectively, showing the effect of relative environmental conditions (drought stress) on seed production in regard to both the selfing and crossing. The same trend was also observed for seed weight. Under non-stress condition, variation among genotypes for seed weight per panicle was more than the stress condition. High variability was observed among genotypes for self-compatibility index, and thus the genotypes with the highest and lowest incompatibility index were determined.
    Keywords: Bromus inermis, Self, incompatibility, Drought stress
  • M. Askary, Sh. Hosseinkhani Hezave, F. Amini Pages 239-250
    Sulphur dioxide (SO2) is one of the major atmospheric contaminant that induces negatively effects in the cellular biochemistry and physiology of the plants. However, Rhizobium inoculation can cause increas in plant resistance to abiotic and biotic stresses. In this study, effects of different concentrations of Sulphur dioxide gas (0, 0.5, 1, 1.5 and 2 ppm) on photosynthetic pigments, proline, protein, sulphur, potassium and phosphorus of inoculated alfalfa with Rhizobium (native and standard strains) were evaluated in Arak city. The Results showed that high concentrations of Sulphur dioxide (1, 1.5 and 2 ppm) caused a decline in photosynthetic pigments, protein, potassium and phosphorus and an increase in sulphur and proline content of alfalfa plant in compared to the controls. In low concentration of SO2 (0.5 ppm), the increase in photosynthetic pigments, protein, potassium and phosphorus were observed. Rhizobium inoculation itself caused an increase in photosynthetic pigments, protein, potassium and phosphorus contents but did not effect on the proline content and sulfur uptake. Inoculation of alfalfa with two strains of Rhizobium decreased induced effects of high concentrations of SO2 on these biochemical parameters significantly (at 0.01 level) in comparison with the control plants. Therefore, rhizobial inoculant be able to increase host plants resistance to SO2 pollution stress and have been applied as a biofertilizer.
    Keywords: Air pollution, Essential elements, Photosynthetic pigment, Proline, Protein, Rhizobia inoculant