فهرست مطالب

  • سال یکم شماره 2 (پیاپی 52، 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/12/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علیرضا عیوضی، ماریه جوانی، محمد رضایی صفحات 1-18
    سرمازدگی های زودرس پاییزه و دیررس بهاره اغلب خسارت هایی را به تولید گندم شمال غرب ایران تحمیل می کنند. برای بررسی تحمل به تنش سرما در نوتیپ های گندم، آزمایشی تحت شرایط گلخانه در قالب طرح کامل تصادفی و مزرعه ای با طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تاریخ کاشت 20 مهر و 10 و 30 آبان ماه در سال زراعی 87-1386 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی ساعتلوی ارومیه روی 15 ژنوتیپ گندم با سه تیپ رشد پاییزه، بینابین و بهاره انجام گرفت. نتایج نشان داد که بیشترین و کمترین میزان نشت یونی به ترتیب مربوط به ژنوتیپ های با تیپ رشد بهاره و بینابین بود. در مرحله شش برگی (60 روز پس از کاشت)، ژنوتیپ های با تیپ پاییزه شامل سایسون، مارتن، گاسکون، C-82-12، C-81-14، به همراه الوند، مهدوی و زرین با تیپ رشد بینابین در مرحله رشد رویشی بوده ولی ژنوتیپ های بهاره به اسامی شیراز، پیشتاز، M-79-7، M-81-13 و کویر با دو ژنوتیپ بینابین مرودشت و طوس وارد فاز زایشی و حساس به سرما شدند. ژنوتیپ های با تیپ بهاره از حداقل عملکرد دانه و اجزای آن نسبت به سایر تیپ های رشد برخوردار بودند. ژنوتیپ های با تیپ رشد بینابین، ماده خشک کل بیشتر و ارتفاع زیادتری داشتند. ژنوتیپ C-82-12 از نشت یونی کم و حداقل دمای لازم برای زنده ماندن 50% بوته ها با 35- درجه سلسیوس از میانگین عملکرد دانه و ماده خشک بالایی برخوردار بود. در مقابل، ژنوتیپ M-79-7 بیشترین نشت یونی، دامنه تغییرات و انحراف معیار برای صفات عملکرد دانه و ماده خشک را در سه تاریخ کاشت داشت و حداقل دمای لازم برای زنده ماندن 50% بوته ها 30- درجه سلسیوس بود. در بین اجزای عملکرد، صفت تعداد سنبله در متر مربع همبستگی مثبت معنی داری با عملکرد دانه داشت. به طور کلی، داشتن همبستگی منفی معنی دار بین نشت یونی با ماده خشک کل و عملکرد دانه می تواند به عنوان معیار غیر مستقیمی برای غربال ژنوتیپ های گندم متحمل به تنش سرما به کار برده شود.
    کلیدواژگان: تنش سرما، عملکرد دانه، نشت یونی، تیپ رشد
  • هاجر قراخانی بنی، محسن موحدی دهنوی*، علیرضا یدوی، سید مجتبی هاشمی جزی صفحات 19-33

    به منظور بررسی تاثیر تاریخ کاشت بر صفات کمی و کیفی سویا، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در سال 1387 اجرا گردید. کرت های اصلی به تاریخ های کاشت 15 اردیبهشت، 30 اردیبهشت، 14 خرداد و 29 خرداد و کرت های فرعی به چهار رقم سویا شامل M9، M7، L17 و ویلیامز اختصاص یافت. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته و عملکرد بیولوژیک مربوط به رقم M9 در تاریخ کاشت 30 اردیبهشت بود. هم چنین این تاریخ کاشت، بیشترین وزن هزار دانه، درصد روغن و عملکرد بیولوژیک را دارا بود. تاریخ های کاشت 14 خرداد و 29 خرداد (به ترتیب با 6/37% و 4/38%) بیشترین میزان پروتئین را داشتند. بین کلیه ارقام از نظر میزان روغن و پروتئین تفاوت معنی داری وجود نداشت. بین سه تاریخ کاشت 15 اردیبهشت، 30 اردیبهشت و 14 خرداد از نظر عملکرد دانه تفاوت معنی داری دیده نشد؛ ولی کمترین عملکرد دانه مربوط به 29 خرداد بود. به طور کلی، رقم M9 با عملکرد 1/2896 کیلوگرم در هکتار و در مرحله بعد رقم M7 با عملکرد 7/2597 کیلوگرم در هکتار مناسب ترین ارقام سویا برای کشت در منطقه شهرکرد قابل توصیه هستند.

    کلیدواژگان: سویا، عملکرد، اجزای عملکرد، پروتئین، روغن
  • امین حیاتی، محمود رمرودی*، محمد گلوی صفحات 35-44

    بررسی امکان کاهش مصرف آب در کشت های رایج مناطق مختلف از اولویت های مهم تحقیقاتی به منظور افزایش کارآیی مصرف آب در بخش کشاورزی می باشد. به منظور بررسی تاثیر زمان مصرف کود پتاسیم و دور آبیاری بر عملکرد دانه و میزان جذب نیتروژن در ارزن دم روباهی، آزمایشی در سال زراعی 1388 در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی یاسوج، به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. دور آبیاری شامل فواصل آبیاری 7، 14 و21 روز در کرت های اصلی و زمان کاربرد کود پتاسم در مراحل کاشت، پنجه زنی، ساقه دهی و گل دهی در کرت های فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تاثیر دور آبیاری بر وزن هزار دانه، عملکرد دانه و بیولوژیک، تعداد دانه در خوشه، شاخص برداشت، میزان پروتئین دانه و محتوای کلروفیل a، b و کل برگ معنی دار بود. با افزایش فواصل آبیاری، مقادیر مربوط به صفات مورد بررسی کاهش، ولی درصد پروتئین دانه افزایش یافت. وزن هزار دانه، عملکرد دانه و بیولوژیک، شاخص برداشت و میزان پروتئین تحت تاثیر زمان کاربرد کود پتاسیم معنی دار شد. بیشترین عملکرد دانه از برهمکنش تیمار فاصله آبیاری 7 روز با کاربرد پتاسیم در مرحله ساقه دهی حاصل شد. بیشترین میزان پروتئین دانه به تیمار کاربرد پتاسیم در مرحله گل دهی تعلق داشت. به طور کلی، با افزایش فواصل آبیاری و ایجاد تنش خشکی ناشی از آن، میزان رشد و اجزای عملکرد به شدت کاهش یافت. کاربرد کود پتاسیم در مراحل اولیه رشد تاثیر معنی دار افزایشی بر عملکرد و اجزای آن داشت، در حالی که در مراحل زایشی سبب افزایش کیفیت دانه گردید.

    کلیدواژگان: کلروفیل برگ، گل دهی، عملکرد بیولوژیک، فواصل آبیاری
  • حسین صبوری، عاطفه صبوری، سعید نواب پور صفحات 45-63
    برنج دومین غله مهم کشور می باشد و بهبود صفات اقتصادی آن همواره از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در تحقیق حاضر، به منظور برآورد پارامترهای ژنتیکی و شناسایی لاین هایی که هیبریدهای آنها در مرحله گیاهچه ای متحمل به تنش شوری باشند، هفت رقم مادری (شاه پسند، غریب، طارم محلی، اهلمی طارم، هاشمی، عنبر بو و دم سفید) و چهار رقم پدری (خزر، سپیدرود، درفک و آی آر28) برنج در قالب تجزیه ژنتیکی لاین × تستر تلاقی داده شدند و نتاج حاصل در آزمایشگاه فیزیولوژی دانشگاه گنبد کاووس از لحاظ صفات مرتبط با تنش شوری مورد بررسی قرار گرفتند. این صفات شامل کد ژنتیکی، محتوای کلروفیل، طول ریشه و اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه و اندام هوایی، درصد سدیم و پتاسیم ریشه و اندام هوایی، نسبت سدیم به پتاسیم ریشه و اندام هوایی و درصد گیاهچه های زنده پس از اعمال تنش بودند. نتایج نشان داد که هر دو اثر افزایشی و غالبیت در کنترل صفات گیاهچه ای تحت شرایط شوری نقش دارند، اما آثار غیر افزایشی نسبت به آثار افزایشی نقش مهم تری را ایفا می کنند. در این مطالعه مشخص شد که ارقام هاشمی (101/0-)، غریب (284/0-)، طارم محلی (326/0-)، سپیدرود (562/0-) و درفک (164/0-) دارای قابلیت ترکیب پذیری عمومی خوبی برای انتقال صفت کد ژنوتیپی (عددی که نشان دهنده واکنش گیاه به شوری است) مطلوب تر و هم چنین درصد بوته های زنده بیشتر هستند و می توان از آنها در برنامه های اصلاحی برای کاهش کد ژنتیکی و افزایش درصد گیاهچه های زنده استفاده نمود. به علاوه، بررسی ترکیب پذیری خصوصی صفات مرفولوژیک و فیزیولوژیک نشان داد که از بین 28 تلاقی مورد ارزیابی، سه تلاقی سپیدرود×اهلمی طارم، درفک×هاشمی و درفک×سپیدرود می توانند برای برنامه های اصلاحی تحمل به شوری در مرحله گیاهچه ای مناسب باشند.
    کلیدواژگان: برنج، شوری، قابلیت ترکیب پذیری
  • جواد ربانی، یحیی امام صفحات 65-78
    تنش خشکی مهم ترین عامل محدود کننده رشد گیاهان زراعی از جمله ذرت، که بعد از گندم و برنج سومین غله مهم دنیا به شمار می رود، محسوب می شود. کمبود آب در مراحل مختلف رشد، آثار متفاوتی بر عملکرد دانه و اجزای عملکرد ذرت دارد. به منظور بررسی تغییرات عملکرد دانه و اجزای عملکرد چهار هیبرید ذرت در پاسخ به تنش خشکی در مراحل مختلف رشد، پژوهشی مزرعه ای به صورت آزمایش کرت های یک بار خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در دو سال زراعی 1388 و 1389 در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز طراحی و اجرا شد. عامل اصلی مرحله اعمال تنش در چهار سطح: آبیاری مطلوب و قطع آبیاری در مراحل رشد رویشی (8 برگی تا پیش از گل دهی)، گل دهی و پر شدن دانه و عامل فرعی چهار هیبرید ذرت شامل: زولا، BC666، ماکسیما و SC704 بودند. تجزیه مرکب داده های دو سال نشان داد که تنش خشکی بر همه صفات بجز تعداد ردیف دانه در بلال اثر معنی داری داشت. تنش خشکی در مرحله رشد رویشی، ارتفاع بوته را به نحو معنی داری (2/10 درصد) کاهش داد. هم چنین تنش در مرحله گل دهی باعث کاهش 6/12 درصدی طول بلال، 8/17 درصدی تعداد دانه در بلال، 1/29 درصدی عملکرد دانه و 4/20 درصدی شاخص برداشت گردید. بیشترین کاهش در وزن هزار دانه (3/10 درصد) نیز در تیمار تنش در مرحله پرشدن دانه به دست آمد. هیبرید SC704 دارای بیشترین ارتفاع بوته (07/ 281 سانتی متر)، طول بلال (45/19 سانتی متر)، تعداد دانه در بلال (62/710)، عملکرد بیولوژیک (25368 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد دانه (11291 کیلوگرم در هکتار) و وزن هزار دانه (49/316 گرم) بود. هیبرید ماکسیما بیشترین شاخص برداشت (99/46 درصد) را به خود اختصاص داد. بر اساس نتایج این پژوهش، حساس ترین مرحله زندگی ذرت به تنش خشکی، گل دهی بود. اگرچه تنش خشکی در همه مراحل رشد ذرت کاهش عملکرد دانه را به دنبال داشت، لیکن در شرایط کمبود آب می توان با پذیرش افت اندکی در عملکرد دانه، آبیاری در مرحله رویشی را حذف و به سایر گیاهان زراعی اختصاص داد. با توجه به نتایج این پژوهش می توان هیبرید SC704 را برای مناطق بدون محدودیت آب و هیبرید ماکسیما را برای شرایط دارای محدودیت آب توصیه کرد.
    کلیدواژگان: عملکرد بیولوژیک، هیبریدهای ذرت، مراحل رشد
  • شمیده شعبان زاده، محمود رمرودی، محمد گلوی صفحات 79-89
    به منظور ارزیابی تاثیر زمان آبیاری و محلول پاشی ریزمغذی ها بر عملکرد و ویژگی های کیفی دانه گیاه دارویی سیاه دانه، آزمایشی در سال زراعی 1388 در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی بجنورد، به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. در این آزمایش، دور آبیاری شامل فواصل آبیاری 7، 14 و 21 روز به عنوان عامل اصلی و محلول پاشی عناصر ریزمغذی شامل شاهد (عدم محلول پاشی)، روی، بر و آهن به ترتیب با غلظت 3، 2 و 4 در هزار و مخلوط سه عنصر به عنوان عامل فرعی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که با افزایش زمان آبیاری وزن هزار دانه، عملکرد دانه و عملکرد اسانس دانه کاهش، ولی درصد اسانس دانه افزایش یافت. عملکرد دانه، وزن هزار دانه، درصد و عملکرد اسانس دانه، غلظت عناصر آهن، روی و بر در دانه به طور معنی داری تحت تاثیر محلول پاشی عناصر ریزمغذی قرار گرفتند و غلظت عناصر مزبور در دانه در مقایسه با شاهد به طور معنی داری افزایش نشان داد. برهمکنش دور آبیاری و محلول پاشی بر درصد اسانس معنی دار بود. بیشترین عملکرد دانه از کاربرد محلول پاشی مخلوط عناصر ریزمغذی و فاصله آبیاری 7 روز به دست آمد. بیشترین درصد اسانس دانه از تیمار فاصله آبیاری 21 روز توام با محلول پاشی مخلوط عناصر ریزمغذی حاصل شد. بنابراین چنین به نظر می رسد که محلول پاشی عناصر ریزمغذی همراه با دور مناسب آبیاری می تواند در افزایش عملکرد و ویژگی های کیفی دانه گیاه دارویی سیاه دانه موثر باشد.
    کلیدواژگان: عملکرد اسانس دانه، عناصر ریزمغذی، سیاه دانه
  • زهره امامی بیستگانی، سید عطاءالله سیادت، عبدالمهدی بخشنده، خلیل عالمی سعید، غلامحسین شیراسماعیلی صفحات 91-103
    برای ارزیابی تاثیر تراکم بوته بر عملکرد کمی و کیفی چهار ژنوتیپ آفتابگردان (Helianthus annuus L.) آزمایشی در سال 1388 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی کبوترآباد اصفهان اجرا شد. تراکم بوته در چهار سطح 6، 8، 10 و 12 بوته در متر مربع و چهار ژنوتیپ آفتابگردان به نام های Arm-mok18-85، S1R-85-ES، MOK13-85 و KC20/83ES85 در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که اثر تراکم بوته بر تمامی صفات اندازه گیری شده به جز درصد روغن، نسبت مغز به پوست دانه، درصد پروتئین و تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک معنی دار بود. اثر ژنوتیپ بر همه صفات به جز قطر طبق، تعداد کل دانه در متر مربع، عملکرد روغن، درصد پروتئین و شاخص برداشت معنی دار بود. اثر برهمکنش تراکم بوته و ژنوتیپ بر عملکرد روغن، عملکرد بیولوژیک و تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک در سطح احتمال 1% معنی دار بود. بیشترین عملکرد دانه (52/3500 کیلوگرم در هکتار) از تراکم 12 بوته در متر مربع و ژنوتیپ Arm-mok18-85 به دست آمد. به طور کلی، نتایج نشان داد که بین تراکم های 10 و 12 بوته در متر مربع تفاوت معنی داری از نظر عملکرد دانه وجود نداشت. لذا به نظر می رسد به منظور کاهش مصرف بذر می توان تراکم 10 بوته در متر مربع را توصیه نمود.
    کلیدواژگان: ژنوتیپ آفتابگردان، صفات زراعی، عملکرد روغن، فاصله بوته
|
  • A. Eivazi, M. Javani, M. Rezaei Pages 1-18
    Early autumnal and late spring frosts usually impose damages to wheat production in North-West of Iran. In order to investigate cold tolerance of wheat genotypes, two laboratory and field experiments were carried out at three planting dates of 12 Oct. and 1 and 21 Nov. 2007 in Saatlu Agricultural Research Station on 15 genotypes with winter, facultative and spring-growth types. Arrangement of the greenhouse and field experiments were completely randomized design and randomized complete blocks design, respectively. Results showed that spring and facultative- growth types had the highest and lowest ion leakage. At 6-leaf stage (60 days after planting), autumn-growth type genotypes including Saison, Marton, Gascogen, C-82-12, C-81-14, along with facultative-growth type genotypes of Alvand, Mahdavi and Zarrin were in vegetative growth stage, but Shiraz, Pishtaz, M-79-7, M-81-13 and Kavir spring-growth type genotypes, with two facultative-growth type genotypes of Marvdasht and Tus entered the reproductive stage and were susceptible to cold stress. Spring-growth type genotypes had the minimum grain yield and yield components. Facultative-growth type genotypes had more total dry matter and were taller. The C-82-12 genotype had minimum ion leakage, needed minimum survival temperature of -35 ْC for 50% of the plants, and had maximum grain yield and total dry matter. In contrast, the M-79-7 genotype had maximum ion leakage, highest standard deviation for grain yield and dry matter, and needed minimum survival temperature of -30 ْC for 50% of the plants. Number of spike per m2 had positive correlation with grain yield. In general, negative correlation of ion leakage with total dry matter and grain yield could be used as an indirect criterion for screening of cold tolerant wheat genotypes.
    Keywords: Cold stress, Grain yield, Ion leakage, Growth type
  • H. Gharakhani Beni, M. Movahhedi Dehnavi, A. Yadavi, S. M. Hashemi Jazi Pages 19-33

    To study the effect of sowing date on quantitave and qualitative traits of soybean in Shahrekord region, an experiment was performed as split plot based on randomized complete blocks design with four replications at Agricultural and Natural Resources Research Centre of Chaharmahal-va-Bakhtiari, Shahrekord, in 2008. Four sowing dates (May 5, May 20, June 4 and June 19) and four varieties (M9, M7, L17 and Williams) were selected as main and sub plots, respectively. Results showed that maximum number of pods per plant, seeds per plant and biological yield were observed for M9 cultivar at 20 May sowing date. This sowing date had also the highest seed weight, oil percent and biological yield comared to other dates. The maximum protein percent was observed in June 4 (37.6%) and June 19 (38.4%) sowing dates. There was no significant difference between cultivars for oil and protein percent. There was no significant difference between three planting dates of May 5, May 20 and June 4 for seed yield. But minimum seed yield belonged to June 19 sowing date. In general, the M9 cultivar, with 2896.1 kg/ha seed yield, and then M7 cultivar with 2597.7 kg/ha seed yield, are recommendable as suitable soybean cultivars for cultivation in Shahrekord region.

    Keywords: Soybean, Yield, Yield components, Protein, Oil
  • A. Hayati, M. Ramroudi, M. Galavi Pages 35-44

    The research on reducing the water consumption in conventional cropping system is one of the important strategies to improve the water use efficiency in agriculture. In order to investigate the effect of time of potassium application under different irrigation regimes on millet grain yield and protein percent, a field experiment was carried out in Agricultural Research Center of Yasuj, Iran, in 2009. The experiment was conducted as split plot design in a randomized complete blocks design with 3 replications. Irrigation regime included 7, 14 and 21-day intervals as main factor and sub-plots included time of potassium fertilizer application in four stages: planting, tillering, stem development and flowering. The results showed that the effect of irrigation interval was significant on 1000-seed weight, grain and biological yield, number of grains per spike, harvest index, protein content, and chlorophyll a, b and total of leaves. By increasing the irrigation interval, all the above-mentioned traits decreased, except the protein percent that increased. The 1000-seed weight, grain and biological yield, harvest index and protein content were affected significantly by the time of potassium application. Maximum grain yield was obtained by interaction of 7- day irrigation interval and potassium application at the stem development stage. Maximum grain protein content was measured in potassium application at flowering stage. In general, increasing the irrigation interval, and subsequent water stress, reduced plant growth and yield components. Application of potassium fertilizer at early growth stages increased yield and yield components, while in reproductive stages increased seed quality.

    Keywords: Leaf chlorophyll, Flowering, Biological yield, Irrigation intervals
  • H. Sabouri, A. Sabouri, S. Navvabpour Pages 45-63
    After wheat, rice is the second most important cereal grown in Iran that improvement of its economical characteristics always has important role in the rice breeding programs. In order to estimate the genetic parameters and identify salt-tolerant varieties and hybrids in seedling stage, seven female parents (Shah-pasand, Gharib, Tarom Mahalli, Ahlami Tarom, Hashemi and Dom Sepid) and four male parents (Khazar, Sepidroud, Dorfak and IR28) were crossed in a Line × tester mating design and their progenies were evaluated for traits related to salinity tolerance in Physiology Laboratory of Gonbad Kavous University. These traits include genetic code, chlorophyll content, root and shoot length, dry weight of root and shoot, sodium and potassium percentage in roots and shoots, ratio of sodium to potassium in roots and shoots and the percentage of seedlings’ stand. The results showed both additive and non-additive effects are involved in seedlings’ traits under salinity condition but non-additive effects play more important role in the genetic control of the traits. In this study, it was found that varieties of Hashemi (-0.101), Gharib (-0.284), Tarom Mahalli (-0.326), Sepidroud (-0.562) and Dorfak (-0.164) which possess good general combining ability are suitable for transferring more desirable genetic code and the higher percentage of seedlings stand and could be used in breeding programs to reduce the genetic code and increase the seedlings’ stand under salinity stress. In addition, investigation of specific combining ability for morphological and physiological characteristics showed that among the 28 crosses, three hybrids of Sepidroud×Ahlami Tarom, Dorfak×Hashemi and Dorfak×Sepidroud could be suitable for the breeding programs of salinity tolerance in seedling stage.
    Keywords: Cold stress, Grain yield, Ion leakage, Growth type
  • J. Rabbani, Y. Emam Pages 65-78
    Drought stress is the most important limiting factor in crop plants including maize (Zea mays L.), which is the third important world crop after wheat and rice. Water deficiency at different growth stages affects maize yield differently. To examine the response of four maize hybrids to drought stress at different growth stages, a field experiment was carried out as a split plot based on completely randomized block design at Research Farm of College of Agriculture, Shiraz University, during 2009 and 2010 growing seasons. The main plots composed of four drought stress levels including optimum irrigation, withholding irrigation at vegetative growth stage (8-leaf to flowering), flowering and kernel filling. Four maize hybrids including Zola, BC666, Maxima and SC704 were allocated into sub-plots. Data analysis showed that the effect of year was not significant on measured characters; thus, the data of both years were combined. Drought stress affected all measured characters except number of kernels per ear. The most significant effect of drought stress at vegetative growth phase was on reduction of plant height (10.2%). Drought stress at flowering reduced ear length (12.6%), kernel per ear (17.8%), yield (29.1%) and harvest index (20.4%). The 1000-kernel weight was significantly reduced (10.3%) when drought stress occurred at kernel filling stage. SC704 hybrid had the highest height (281.07 cm), kernel per ear (710.62), ear length (19.45 cm), 1000-kernel weight (316.49 gr), biological yield (25368 kg/ha) and kernel weight (11291 kg/ha). The highest harvest index (46.99%) was achieved in Maxima hybrid. It appears that flowering stage was the most sensitive stage to drought. Although drought stress at all growth stages reduced maize yield, but in dry areas, it might be possible to accept a small reduction in maize yield and save an irrigation in favor of other crops, simultaneously grown with maize. According to the results of this 2-year experiment, Maxima hybrid appeared to be suitable for drought-prone areas, while SC704 is better for normal conditions.
    Keywords: Biological yield, Maize hybrids, Growth stages
  • Sh. Shabanzadeh, M. Ramroudi, M. Galavi Pages 79-89
    In order to investigate the effect of micronutrients foliar application and irrigation regimes on black cumin, a field experiment was carried out in Agricultural and Natural Resources Research Center of Bojnord, Iran, in 2009. The experiment was conducted as split plots in randomized complete blocks design with 3 replications. Irrigation regime included: 7, 14 and 21-day irrigation intervals as main factor and sub-plots included micronutrients foliar application in five treatments: No-foliar application (control), Zn foliar application with concentration of 3‰, B foliar application with concentration of 2‰, Fe foliar application with concentration of 4‰, and mixture of the three elements. Results showed that the effect of irrigation regime on 1000-seed weight, seed yield, and the percentage and yield of essential oils was significant. By increasing the irrigation interval, all of the above mentioned traits were decreased, except the essential oils percentage that was increased. Also, micronutrients foliar application affected seed yield, Fe, Zn and B concentration, and the percentage and yield of essential oils. Interaction between irrigation regime and micronutrients foliar application on percentage of essential oils showed significant effects. Maximum seed yield was obtained from 7-day irrigation regime and foliar application with a mixture of the three elements. Besides, maximum essential oils percentage was observed in interaction of 21-day irrigation regime and foliar application with a mixture of the three elements. Therefore, it appears that foliar application of micronutrients, along with proper irrigation interval, increases the seed yield and qualitative traits in black cumin.
    Keywords: Yield of essential oil, Micronutrients, Black cumin
  • Z. Emami Bistgani, S. A. Siadat, A. Bakhshande, Kh. Alami Saeid, Gh. H. Shiresmaeili Pages 91-103
    In order to determine the effect of plant density on yield and qualitative traits of four genotypes of sunflower (Helianthus annuus L.) an experiment was conduct in Research Farm of Kabotar Abad, Isfahan province, Iran, in 2009. The statistical design was factorial arrangement in complete randomized blocks with four replications. Four plant density (6, 8, 10 and 12 plants/m2) and four genotypes of sunflower (Arm-mok18-85, S1R-85-ES, MOK13-85 and KC20/83ES85) were considered. The results indicated that the effect of plant density was significant on all measured traits except oil percentage, ratio of nut to seed coat, protein percentage and number of days to physiological maturity. The effect of genotype was significant on all traits except head diameter, number of seeds per m2, oil yield, protein percentage and harvest index. Interaction of plant density and genotype was significant on oil yield, biologic yield and number of days to physiological maturity (p<0.01). The highest yield (3500.52 kg/ha) was produced in by plants/m2 and Arm-mok18-85 genotype. In general, results indicated that there was no significant difference for seed yield between 10 and 12 plants/m2 densities. Therefore, to decrease seed consumption, it seems that 10 plants/m2 could be recommended.
    Keywords: Sunflower genotype, Agronomic traits, Oil yield, Plant spacing