فهرست مطالب

پژوهش های فقه و حقوق اسلامی - سال یازدهم شماره 4 (پاییز 1394)
  • سال یازدهم شماره 4 (پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/09/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • جمیله جعفری *، سید محمد هادی مهدوی صفحات 11-32
    نظریه از دست دادن فرصت که به دنبال جبران خسارت وارده در نتیجه فوت فرصت مطرح می شود، حدود نیم قرن است در جامعه حقوقی جهان مطرح شده ولی همچنان در این مقوله تشدد آراء وجود دارد و وحدت رویه قضایی ایجاد نشده است، در حقوق موضوعه ایران نیز تلاشی در راستای محقق شدن ضابطه ای برای قابل مطالبه بودن خسارات ناشی از فرصت از دست رفته انجام نگرفته است. در دنیای امروز فرصت های ارزشمند افراد که می تواند موجب تحصیل منفعتی در آینده و یا دفع ضرری در آینده باشد، مورد توجه و اعتناء بوده و از بین رفتن آنها از جانب عرف مورد اغماض قرار نمی گیرد. این پژوهش به دنبال یافتن راه حل مناسب با استمداد از قواعد عام فقهی چون قاعده لاضرر و اتلاف و تسبیب و بر مبنای بنای عقلاء است و با قرار دادن این فرصت ها در زمره دارایی های ارزشمند و ملموس و قابل تقویم افراد، تردیدهای موجود در اثبات ضمان فرصت از دست رفته را کنار گذاشته و گام مثبتی در جهت آماده نمودن زمینه های مناسب حقوقی برای پذیرش صرف فرصت به عنوان ضرر قابل مطالبه برداشته است.
    کلیدواژگان: ضمان، از دست رفتن فرصت، تحصیل منفعت، اجتناب از ضرر
  • فاطمه سادات حسینی *، محمود قیوم زاده، محمدرضا رهبرپور صفحات 33-52
    در فقه نگرش های عمیق فقهی در مورد جبران ضرر وجود دارد. لهذا، قواعدی که در فقه برای اثبات احکام ثانوی مورد استناد قرار می گیرد بر مصلحت شخصی و نوعی استوار است؛ یکی از مصادیق خسارت معنوی، «قذف» یا نسبت اعمال ناروا می باشد که اقامه و اجرای آن متوقف بر مطالبه ی آن است، طبق مفاد قاعده ی لاضرر هر نوع حکمی که موجب ضرر و زیان گردد از نظر شرع منتفی است؛ لذا در بادی النظر، مداقه ی قانون گذار، در مرحله ثبوت مسوولیت عامل جبران ضرر و زیان وارده بر فرد مقذوف و جبران و تضمین آن در مرحله ی اثباتی که به مصالحه برای جبران مالی که مخالف شرع و مصلحت جامعه واقع نگردد، موجب تشفی و تفقد خاطر زیان دیده واقع می گردد. در این نوشتار تلاش خواهد شد تا علاوه بر معرفی مبانی به چگونگی استفاده از آن در واقعه ی حقوقی و تبیین موضوع فوق، به واکاوی و تحلیل ضرورت وضع قوانین جزایی در این مورد پرداخته شود.
    کلیدواژگان: ضرر، جبران خسارت معنوی، قاعده لاضرر، نظرات فقها، قذف
  • سجاد شهباز * صفحات 53-70
    یکی از متفرعات بحث ارث، موضوع تبعیت یا عدم تبعیت ارث خیار از ارث مال است. در مواردی که برخی از ورثه از اصل مال محروم باشند، آیا ایشان از حق خیار متعلق به آن مال نیز محروم خواهند بود؟ در این مساله نظرات متعددی از سوی فقها ابراز گردیده است. اختلاف نظرها ریشه در اختلاف در مفهوم خیار دارد. در این مقاله با پذیرش مفهوم حلی برای خیار و ترسیم استقلال حق خیار از مال و پذیرش ارتباط آن با عقد، نظریه مشهور فقها مبنی بر عدم تبعیت ارث مال از ارث خیار تقویت شده است. با این تحلیل سعی شده است سکوت و اطلاق قانون مدنی حمل بر نظریه مشهور گردد. در پژوهش حاضر داده ها با روش کتابخانه ای استخراج و با روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته اند.
    کلیدواژگان: ترکه، ارث خيار، ارث زوجه، حبوه، دين مستغرق
  • محمد صدری *، خدیجه صادقی صفحات 71-96
    در زمان کنونی، یکی از مسائل چالش برانگیز و مورد توجه جامعه (اعم از داخل و خارج) مساله تساوی یا عدم تساوی حقوق زنان در اسلام است که القائات نابجای خصم هم تحت عنوان جنگ نرم، بر ایجاد تردید و شبهه در این خصوص، نقش فزاینده ای داشته است و از جمله مصادیق مورد بحث در حقوق زنان، مساله شهادت زن مطرح گردیده است. صرفنظر از این که مبحث شهادت زنان، از مقوله تکالیف محسوب می شود نه حقوق، در این مقاله، سعی شده کنکاشی در خصوص اصل شهادت زنان و مصادیق پذیرش آن صورت گیرد. لذا با مراجعه به منابع شرعی و با اندک تامل و تدقیق در منابع مذکور احراز می گردد که اولا: شهادت زنان در جمیع امور، اعم از مالی و غیرمالی البته با تفاصیلی، پذیرفته می شود و مستثنیات عدم پذیرش آن به موارد معدودی، محدود می گردد آن هم به دلیل حفظ شخصیت و کرامت انسانی در زن، ابتناء موازین اسلام بر تخفیف، ارفاق و یا حکمت های خاص به عنوان مثال، اصل عدم اشاعه فحشاء در حدود عرضی و...، ثانیا: عدم تساوی عددی شهود زن و مرد، بنا به نص آیه شریفه و به دلیل خصوصیت عارضی اقتضائی، منحصر در امور مالی است و در سایر امور، بین شهود از نوع زن و مرد، بحث عدم تساوی عددی منتفی است.
    کلیدواژگان: شهادت، تکلیف، حق، تساوی، ارفاق
  • جلال الدین قیاسی *، زهرا حبیبی صفحات 97-122
    سقط جنین درمانی نوعی از ختم بارداری است که جنبه درمانی دارد. اگرچه در اکثر نظام های حقوقی اقدام به سقط جنین، عملی ممنوع شمرده می شود. لکن، در مواردی استثنائا سقط جنین را مجاز می شمرند. از جمله مبانی تجویز آنها می توان به قاعده تزاحم اشاره نمود. با توجه به این قاعده، امکان اسقاط جنین به جهت ناهنجاری جنین و حفظ حیات مادر قبل از ولوج روح در جنین بر اساس ماده واحده سقط درمانی میسر می باشد، اما مطابق این ماده واحده اسقاط جنین بعد از ولوج روح امکان پذیر نیست. لکن مطابق تبصره ماده 718 ق.م.ا مصوب 1392 حتی بعد از ولوج روح برای حفظ حیات مادر می توان جنین را سقط نمود. فقها، سقط جنین را قبل از دمیده شدن روح در جنین در موارد درمانی تجویز نموده اند. عده ای از فقها اعتقاد دارند، بعد از دمیده شدن روح در جنین، زمانی که وجود جنین برای مادر خطر جانی دارد، می توان چنین جنینی را سقط درمانی نمود. به نظر می رسد، فقهایی که اعتقاد به سقط درمانی بعد از ولوج روح ندارند، چنانچه مبنای استدلال خویش را قاعده تزاحم اهم و مهم قرار می دادند، نتیجه ای خلاف نظرشان می گرفتند. به عبارتی قاعده مذکور مورد اتفاق نظر هر دو دسته فقها می باشد و باید به دلالت قاعده عقلی دفع ضرر بیشتر، تئوری سقط درمانی بعد از ولوج روح را تقویت سپس، عینیت و حاکمیت بخشید.
    کلیدواژگان: سقط جنین درمانی، خطر جانی مادر، سلامتی مادر، قاعده تزاحم، قاعده اهم و مهم.
  • زینب مشهودی *، حسن عابدیان، محمدمهدی احمدی، علیرضا عسگری صفحات 123-144
    یکی از چالش هایی که وجود دارد احکام صادره نسبت به حق حضانت مادران مبتلا به اختلالات روانی است که به دلیل فقدان قانونی دقیق، این افراد تحت عنوان مجنون مورد بررسی قرار می گیرند. هدف ما تبیین اختلالات روانی مادر از جنون است، تا به وضع قوانین در حوزه ی رعایت حقوق این افرد کمک کنیم. روش این مقاله کتابخانه ای - تحلیلی است. یافته های به دست آمده عبارتند از این که: در فرض ابتلاء مادر به اختلالات روانی باید ابتدا نوع اختلال وی برای دادگاه مشخص شود و بعد صلاحیت وی نسبت به حضانت بررسی شود، زیرا اختلالات روانی، معنایی اعم از جنون دارند و به سه دسته تقسیم می شوند: اختلالات روانی جنونی، سفهی و معتوهی. به صرف ابتلاء مادر به اختلال روانی، نمی توان مانند جنون حکم به سلب حضانت وی نمود. در اختلالات روانی سفهی و اختلالات روانی معتوهی، شرایط روانی مناسب برای پذیرش حضانت در مادر وجود دارد و در برخی موارد حتی حضانت فرزند، منجر به بهبود حال مادر می شود، اما در اختلالات روانی جنونی، مادر شرایط غیرقابل درمانی دارد و به دلیل ماهیت آن اختلال، نه تنها توانایی حضانت را ندارد بلکه به مصالح فرزند آسیب می زند که در این موارد، حق حضانت از وی سلب می شود.
    کلیدواژگان: اختلال روانی، حضانت، زوجه، حق
  • عباس مقدری امیری *، حکمت الله عسکری صفحات 145-162
    به رغم پذیرش اصل لزوم قراردادها در تمام نظام های حقوقی و لزوم احترام به مفاد تراضی طرفین، تاثیر حوادث اجتماعی و اقتصادی بر قرارداد در فاصله انعقاد تا اجرای قرارداد، انکارناپذیر است. در واقع طرفین قرارداد با در نظر گرفتن اوضاع و احوال قابل پیش بینی مبادرت به انعقاد قرارداد می نمایند. این سخن برای شرایط معمولی سنجیده و معقول است لیکن وقوع حوادثی که موجب عدم امکان اجرای قرارداد گردد، بموجب قوانین کشورهای مختلف از جمله ایران، متعهد را از انجام تعهد معاف می گرداند. اما اگر در اثر وقوع حوادث و تغییر در اوضاع و احوال زمان انعقاد عقد، اجرای قرارداد برای متعهد موجب دشواری بیش از حد و یا ضرر غیرمتعارف گردد و در عین حال اجرای تعهد غیرممکن نشود، قانون کشور ما در این حالت راه حل روشنی ارائه نمی کند. بنظر می رسد با تمسک به قاعده فقهی «نفی عسر و حرج» و یا «قاعده لاضرر» بتوان امکان تعدیل و تجدیدنظر در قرارداد را به طرفین یا قاضی داده و یا حق فسخ برای طرف قرارداد قائل شد.
    کلیدواژگان: عسر و حرج، لاضرر، تعدیل، فسخ
|
  • Jamileh Jafari *, Mohammad Hadi Mahdavi Pages 11-32
    Loss of chance theory that related to compensation of damages because of the loss of opportunity has been posed in the world legal community for about half of a century, but there is also the issue of vote violence in this field and there are no judicial precedents. In Iranian law efforts to achieving the criteria for a claim of damages resulting from lost opportunity has not been made. In today's world people`s valuable opportunities that could lead to profit or disposal of harmful in the future has been taken into consideration and waste of them should not be overlooked according to common law. This study aims to find the right solution by using general rules of Fiqh (Jurisprudence) such as rule of negation of loss, wastefulness and casualty and it is based on a rational foundation. By placing it among the most valuable, convertible to money and tangible assets of individuals, the existing doubt prove liability of missed opportunity has been set aside and proper steps has been taken to prepare the appropriate legal ground for acceptance of loss of opportunity as a claim for loss compensation.
    Keywords: Warranty, Loss of opportunity, Profit, Avoid losses
  • Fatemeh Sadat Hosseini *, Mahmoud Ghayoumzadeh, Mohammadreza Rahbarpour Pages 33-52
    In Jurisprudence there are sound approaches about redressing detriment. So the rule that used in Jurisprudence for proofing secondary commandments is based on personal and typical expedient. An instance of these moral detriments is “accusation” or charge of wrongdoing which its adduction is abeyant to demanding of it. According to intent of “no detriment” formula, any kind of sentences that caused detriment is forbidden. So legislative scrutiny primarily, in the step of fixity of responsibility is a factor of redressing detriment for whom accused and redressing and assurance of it in the step of affirmation that conciliation for redressing financially which is not opposed to religion and society expedient is lead to relief and appeasement for wronged one. In this paper, we try to along with introducing principles pay attention to how to use that in the legal events, explanation of this subject, and reviewing and analyzing necessity of making penal law in such cases.
    Keywords: Detriment, Redressing moral detriment, Formula “no detriment”, Jurisconsult opinions, Accusation
  • Sajad Shahbaz Pages 53-70
    One of the derivatives of the inheritance discussion is the subject of compliance or non-compliance of option inheritance with property inheritance. When some of the heirs are deprived of the property itself, the question arises as to whether or not those persons will also be deprived of the right of option belonging to that property. To answer this question, various opinions have been expressed by jurisprudents. The disagreement is rooted in the concept of option. In this paper, by adopting nullificatory conception of option and illustrating option right’s independence of property and accepting its relationship with contract, the famous theory of the jurisprudents concerning non-compliance of property inheritance with option inheritance is consolidated. This analysis is meant to apply the silence and general acceptance of the civil law to the famous theory. Data were collected through library method and analyzed using descriptive-analytical method.
    Keywords: Legacy, Option inheritance, Wife's inheritance, Hebveh, Exceeding debt
  • Mohammad Sadri *, Khadijeh Sadeghi Pages 71-96
    Nowadays, the equality or inequality of women's rights in the society (both inside the country and abroad) is considered as a significant and challenging problem, and the enemy's wrong inspiration and advertisement called soft war has had a growing influence on creating doubt and suspicion, and women's right of witness have been included among discussions about women's rights. Regardless of the fact that the subject of women's witness is considered among the categories of assignments rather than right, this study has tried to do an exploration on women's right and its acceptable cases. By referring the legal sources and a careful thought, it becomes clear that Priestly women's witness in all cases of financial or nonfinancial matters with some details is accepted. It is not accepted in just a few cases due to the women's nobility and respect, Islam's attention to mitigation, compassion or other specific reasons such as preventing the promotion of obscene acts. Secondly, the inequality of the number of men and women witness, according to the Quranic verses, and because of the vitality of lateral incoming features is limited to the financial affairs and it is ignored in others cases.
    Keywords: Witness, Assignment, Right, Equality, Leniency
  • Jalodin Ghiasi *, Zahra Habibi Pages 97-122
    Therapeutic abortion is a kind of termination of pregnancy that has medical application. Although act to abort is considered forbidden in the most of the legal systems, but in some cases, exceptionally it is allowed one case in which the abortion is allowed is interference rule. According to this rule, due to abnormality of embryo and keeping mother's health, the abortion is possible before insufflations of spirit and based on single article of Therapeutic Abortion, but in accordance with the single article, after insufflations of spirit, abortion is impossible. Therefore, by virtue of note of Art. 718 of Islamic Penal Code approved in 2013, in order to keep mother's health, the abortion is allowed even after insufflations of spirit. The jurists prescribe abortion before insufflations of spirit for therapeutic cases. Some of jurists believe that even after insufflations of spirit in the embryo, if it would be proved that existing of embryo threaten mother's health, abortion of such embryo is allowed It looks that the jurists who don’t believe in abortion after insufflations of spirit, if state their reasoning based on interference rule- most important – important, then they change their idea. In the other word, intellectually we can diagnose that due to reduce more damage, the theory of abortion even after insufflations of spirit shall be empowered and identified and executed.
    Keywords: Therapeutic Abortion, Mother threatening, Mother health, Interference rule, Rule of most important, important
  • Zeynab Mashoudi *, Hassan Abedian, Mohammadmehdi Ahmadi, Alireza Asgari Pages 123-144
    One of the current challenges is the issued verdicts regarding the custody of mothers suffering from mental disorders which, due to lack of accurate regulations, causes these people to be categorized as insane individuals. This study is aimed at distinguishing mental disorders from the insanity of the mother so that we could help enact laws and regulations to protect the rights of these persons. Findings of this study are as follow: if the mother is suffering from mental disorders, first the type of mental disorder should be determined for the court and after that her eligibility for the custody of the child should be investigated since mental disorders come under the general term insanity and are categorized into three groups: schizophrenia, minor insanity and foolishness. If the mother is suffering from a mental disorder, her right to the custody cannot be taken away based on their insanity. In cases where the mother is suffering from minor insanity or foolishness, proper mental conditions exist for granting the custody and in some cases even the custody itself can make the mother recover from her mental problem. However, a mother suffering from schizophrenia is not curable and she cannot be granted the custody of children because it may be detrimental to the children in which case she cannot have the right to custody.
    Keywords: Mental disorder, Custody, Wife, Right
  • Abbas Moghadari Amiri *, Hekmatollah Askari Pages 145-162
    Despite the necessity of the principle of binding contracts and respecting the contractual obligations in the legal systems; the effect of social and economic circumstances on the possibility of the fulfillment of the obligations over the period of signing to fulfilling of the contract is undeniable. In fact, contracts are signed under presumably normal and predictable circumstances, however in case of unpredicted and unusual circumstances preventing the fulfillment of the contract obligations; the obliged party is exempt based on the law of different countries including Iran. Nevertheless there is no concrete solution if the unusual and unpredicted circumstances cause excessively severe difficulty or unconventional loss yet allowing for the fulfillment of the contract obligations. Here aided by the principles of “No Distress and Constriction” and “No damage” it is possible to give the right of adjusting or reviewing the contract to the parties or the judge or recognize the option of rescission of the contract for the parties.
    Keywords: No distress, constriction, No damage, Adjustment, Rescission