فهرست مطالب

  • سال هجدهم شماره 9 (آذر 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/09/29
  • تعداد عناوین: 10
|
  • معصومه آشوری راد *، رسول باغبانی خضرلو صفحات 1-11
    زمینه و هدف
    سیگنال الکتروکاردیوگرام (ECG) نمایشی گرافیکی از فعالیت قلبی است. پردازش و تحلیل تغییرات مورفولوژیکی آن می تواند به تشخیص بصری بسیاری از بیماری های قلبی کمک کند. با این وجود، انواع نویز واغتشاش در سیگنال ECG تشخیص بصری و استخراج ویژگی از آن را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. هدف از این پژوهش، حذف نویزهای مختلف سیگنال ECG و بهبود کیفیت آن می باشد.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش، فیلتر تطبیقی کالمن بر اساس مدل بیزین استنتاج شد. با در نظر گرفتن ساده سازی های صورت گرفته و توزیع گوسی برای نویز اندازه گیری، روابط ریاضی پیچیده به روابط ساده تبدیل شد و در نتیجه پیاده سازی آسان گشت.
    یافته ها
    در این مقاله، نسبت سیگنال به نویز (SNR) با استفاده از طراحی فیلتر تطبیقی کالمن به میزان 21.46dB افزایش یافت. فیلتر تطبیقی کالمن با استنتاج از چارچوب بیزین قادر است تغییرات دینامیکی سیگنال ECG را با استفاده از تخمین ماتریس کوواریانس نویز اندازه گیری مدل سازی کند.
    نتیجه گیری
    برخلاف فیلترهای کالمنی که سیگنال ECG را بر اساس توابع پارامتری مدل سازی می کنند، فیلتر تطبیقی کالمن ارائه شده در این مقاله، ثبت های ECG واقعی را برای مدل سازی به کارگرفته است. توابع پارامتری که بتوانند تغییرات دینامیکی ECG را مدل سازی کنند نیازمند تعداد زیادی توابع تحلیلی هستند و این باعث کندشدن فرایند فیلترینگ می گردد. اما فیلتر تطبیقی کالمن ارائه شده در این پژوهش از سرعت بالایی برخوردار بوده و می تواند در کاربردهای زمان واقعی به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: فیلتر تطبیقی کالمن، مدل بیزین، الکتروکاردیوگرام، تخمین نویز
  • فاطمه سادات سیدآقامیری، نرگس حسین مردی *، مهیار جان احمدی، آزاده الهی ماهانی صفحات 12-22
    زمینه و هدف
    با توجه به افزایش فعالیت سلول های گلیای هیپوکمپ در اثر مصرف مزمن مورفین و نقش هیپوکمپ در به خاطر آوری تجربه استفاده از مواد اعتیاد آور، نقش این سلول ها را در ایجاد ترجیح مکان شرطی شده در اثر مورفین مورد بررسی قرار دادیم.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، حیوانات در 4 گروه آزمایشی بررسی شدند. به منظور ایجاد ترجیح مکان شرطی، پس از سازگاری حیوانات با دستگاه ترجیح مکان شرطی شده (CPP) در روز اول، شرطی سازی با تزریق مورفین (5 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم) و یا حلال آن (سالین) طی سه روز انجام شد. در روز پنجم، مدت زمان سپری شده در هر بخش قفس CPP و فعالیت حرکتی طی 20 دقیقه ثبت گردید. به منظور بررسی نقش سلول های گلیای هیپوکمپ در روند ایجاد ترجیح مکانی، این سلول ها با تزریق 1 میکرولیتر فلوئوروسیترات 1 نانومول قبل از هر تزریق مورفین، به صورت دو طرفه در داخل هیپوکمپ مهار شدند. آزمون ترجیح مکانی در این گروه و هم چنین در گروه دریافت کننده حلال فلوئوروسیترات (بافر فسفات سالین)، قبل از تزریق مورفین انجام گردید.
    یافته ها
    پیش درمانی با فلوئوروسیترات سبب کاهش اکتساب ترجیح مکان شرطی شده در اثر مورفین گردید. به طوری که کاهش معنی داری (p<0.01، آزمون تی تست غیر زوجی) در نمره شرطی شدن که این گروه (8=n) در مقایسه با گروه دریافت کننده مورفین (9=n) مشاهده شد. تزریق مورفین و نیز پیش درمانی با فلوئوروسیترات بر فعالیت حرکتی حیوان تاثیری نداشت (p>0.05 آزمون، آنووا).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که سلول های گلیای هیپوکمپ در ایجاد ترجیح مکانی شرطی شده ناشی از مورفین دخیل می باشند.
    کلیدواژگان: ترجیح مکانی شرطی شده، سلول های گلیا، هیپوکمپ، مورفین
  • مریم پناهی، سیامک راکعی اصفهانی *، محمود امینی، بهمن صادقی سده صفحات 23-29
    زمینه و هدف
    با وجود پیشرفت در تکنیک های جراحی و شیوه های کنترل خطر در سال های اخیر، باز شدن زخم به دنبال لاپاراتومی شکم هم چنان از شیوع بالایی برخوردار است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی میزان تاثیر بخیه فشاری در باز شدن زخم لاپاراتومی اورژانس شکم می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه کار آزمایی بالینی تصادفی، تعداد 160 بیمار کاندید لاپاراتومی اورژانس به دلیل پریتونیت یا تروما وارد مطالعه شدند. نیمی از بیماران به صورت تصادفی تحت بخیه فشاری و نیمی دیگر نیز تحت بخیه معمولی قرار گرفتند. در پایان، میزان باز شدن زخم جراحی بیماران و میزان عوارض بررسی گردید.
    یافته ها
    در گروه بخیه فشاری 3 نفر (7/ 3 درصد) و در گروه شاهد 11 نفر (7/ 13 درصد) دچار بازشدگی زخم شدند که اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود داشت(p=0.025). بر اساس تست آماری رگرسیون لجستیک چند متغیره نیز مشخص گردید که باز شدن زخم با وضعیت همودینامیک، نوع تروما و نوع آسیب وارده به اعضاء داخل شکمی و جنس مرتبط می باشد. بروز باز شدن زخم، وضعیت همودینامیک اولیه ناپایدار، ترومای نافذ شکمی و آسیب به روده ها در جنس مذکر بالاتر بود.
    نتیجه گیری
    به طور کلی، به نظر می رسد استفاده پیش گیرانه از بخیه فشاری در بیماران دارای فاکتورهای خطرمتعدد از نظر باز شدن زخم پس از عمل می تواند مفید باشد.
    کلیدواژگان: لاپاروتومی، شکم باز، بخیه فشاری، بازشدن زخم جراحی
  • مهری جمیلیان *، معصومه حیدری صفحات 30-38
    زمینه و هدف
    سقط فراموش شده به معنای باقی ماندن محصولات حاملگی مرده با سن کمتر از 20 هفته در رحم به مدت چندین هفته می باشد. این پژوهش به منظور بررسی اثر بخشی روغن کرچک بر آمادگی سرویکس در درمان سقط طراحی شد.
    مواد و روش ها
    این کارآزمایی بالینی سه سوکور بر روی 72 زن باردار با سقط فراموش شده صورت گرفت که بر اساس زوج یا فرد بودن شماره پرونده به دو گروه 36 نفری تقسیم شدند. گروه مورد 800 میکروگرم میزوپروستول واژینال و 60 میلی لیتر روغن کرچک خوراکی توام با آب میوه و گروه شاهد 800 میکروگرم میزوپروستول واژینال و 60 میلی لیتر دارونما توام با آب میوه دریافت نمودند. در هر دو گروه، در صورت نیاز، 3 دوز شیاف واژینال به میزان 800 میکروگرم و با فاصله حداقل 24 ساعت تکرار شد. پس از دفع محصولات بارداری، سونوگرافی صورت گرفت و در صورت لزوم کورتاژ انجام شد.
    یافته ها
    در طول مداخله، مدت زمان باز شدن دهانه رحم در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد کوتاه تر بود و اختلاف آماری معنی دار بود(032/ 0=p). هم چنین، گروه شاهد به تعداد دفعات تجویز میزوپروستول بیشتری نسبت به گروه مداخله نیاز داشتند و اختلاف آماری معنی دار بود(037/ 0=p).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که روغن کرچک بتواند بر آمادگی سرویکس در درمان سقط موثر باشد.
    کلیدواژگان: روغن کرچک، سقط فراموش شده، میزوپروستول
  • معصومه حبیبیان *، پروین فرزانگی، محسن سادات تبار بیشه صفحات 39-48
    زمینه و هدف
    التهاب نقش مهمی در پاتوژنز آترواسکلروز ایفا می کند و تعدیل شیوه زندگی یک استراتژی مفید برای پیش گیری از بیماری های قلبی عروقی است. از این رو، در تحقیق حاضر، اثرات ترکیبی تمرین پیلاتس و مکمل دانه کرفس بر پروتئین جذب شیمیایی مونوسیت-1 و پروتئین واکنش گر C در زنان غیرفعال بررسی شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی، 28 زن داوطلب با میانگین سنی 5/5 ±31 سال، پس از انتخاب به صورت نمونه گیری در دسترس، به طور تصادفی و مساوی به گروه های کنترل، تمرین، مکمل و تمرین+ مکمل تقسیم شدند. تمرین پیلاتس شامل انجام حرکات ورزشی با شدت 50 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب، 3 جلسه در هفته و به مدت 8 هفته بود. گروه های مکمل و مکمل+ تمرین، کپسول حاوی 3 /1 گرم دانه کرفس را 3 بار در روز پس از صرف غذا میل نمودند. نمونه های خونی ناشتا قبل و 48 ساعت پس از آخرین مداخله ها جمع آوری شدند. سطوح پروتئین جذب شیمیایی مونوسیت-1 و پروتئین واکنش گر C به روش الایزا اندازه گیری شد.
    یافته ها
    8 هفته تمرین پیلاتس، مکمل سازی و مداخله ترکیبی با کاهش معنی دار سطوح پروتئین جذب شیمیایی مونوسیت-1 و پروتئین واکنش گر C همراه بود(05/ 0>p). به علاوه، مداخله های ترکیبی و تمرین پیلاتس با افزایش بیشتری در درصد تغییرات این شاخص ها در مقایسه با گروه مکمل همراه بود(05 /0>p).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته ها، بخشی از اثرات حمایتی مداخله های غیردارویی تمرین پیلاتس و مکمل سازی با دانه کرفس ممکن است به علت سرکوب فرآیندهای التهاب باشد.
    کلیدواژگان: کرفس، پروتئین واکنش گر C، پروتئین جذب شیمیایی مونوسیت، 1، تمرین پیلاتس
  • داورخواه ربانی، محمدرضا رضایی مفرد، اشرف مظاهری، محدثه مسیبی * صفحات 49-56
    زمینه و هدف
    افزایش جمعیت، بهبود سطح کیفیت زندگی و توسعه صنایع باعث افزایش نرخ تولید زباله های شهری و صنعتی گردیده است. شیرابه حاصل از زباله، به دلیل آلودگی زیاد، اثرات نامطلوب فراوانی بر سلامت انسان و محیط زیست دارد. تحقیقات نشان می دهند که فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته نظیر فنتون و فرایندهای وابسته به فنتون می توانند به شکل موثر تقاضای اکسیژن شیمیایی (COD) شیرابه را کاهش دهند.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق، میزان کاهش کل جامدات معلق (TSS) موجود در شیرابه زباله کارخانه کمپوست اصفهان از طریق فرآیندهای الکتروشیمیایی، فنتون و الکتروفنتون مورد بررسی قرار گرفت. این فرآیندها در زمان های صفر، 20، 40 و60 دقیقه با شدت جریان های 5/ 0، 1 و 5/ 1 آمپر و غلظت پراکسیدهیدروژن برابر با 2000،1000و3000(میلی گرم بر لیتر) انجام گرفتند.
    یافته ها
    در هر سه فرآیند مورد بررسی، بیشترین مقدار حذف TSS، پس از 40 دقیقه از شروع آزمایش مشاهده شد. در بین فرآیندهای مورد بررسی، فرآیند الکتروفنتون با حذف 4 /92 درصد به عنوان موثرترین روش شناخته شد. به علاوه، روش های فنتون و الکتروشیمیایی نیز به ترتیب 3/ 60 درصد و 7/ 41 درصد از TSS موجود در شیرابه را حذف نمودند.
    نتیجه گیری
    بنابراین، کاهش ذرات معلق موجود در شیرابه باعث تغییر ویژگی های آن می شود و آلودگی و اثرات نامطلوب زیست محیطی آن را می کاهد.
    کلیدواژگان: تصفیه شیرابه، الکتروشیمیایی، فنتون، الکتروفنتون
  • سید کاظم شکوری، بینا افتخارسادات، فرزانه جوهری *، مرتضی قوجازاده، سالار همتی، قادر غفاری صفحات 57-65
    زمینه و هدف
    اپی کندیلیت خارجی باعث ایجاد درد و اختلال عملکرد در بسیاری از فعالیت های روزانه می شود. تزریق استروئید یا فنوفورزیس از درمان های پیشنهادی در این رابطه هستند. در این مطالعه قصد داریم به مقایسه تاثیر تزریق موضعی دگزامتازون تحت گاید سونوگرافی با فنوفورزیس دگزامتازون در درمان اپی کندلیت خارجی بپردازیم.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، بیماران مبتلا به اپی کندیلیت خارجی به طور تصادفی در دو گروه درمانی تزریق (18=n) و فنوفورزیس (18=n) قرار گرفتند. 3 بیمار در گروه فنوفورزیس از ادامه مطالعه منصرف شدند. در گروه تزریق، یک نوبت دگزامتازون با لیدوکایین به کمک سونوگرافی در محل اتصال تاندون اکستانسور مشترک تزریق شد. گروه فنوفورزیس درمان سونوگرافی فراصوتی با ژل دگزامتازون را به مدت 5 دقیقه برای 10 جلسه دریافت کردند. میزان درد بیماران به طور کلی و در انجام فعالیت های خاص و معمولی بر اساس پرسش نامه PRTEE قبل، یک ماه و سه ماه بعد از درمان مشخص شد.
    یافته ها
    روند بهبود درد در گروه تزریق در مقایسه با گروه فنوفورزیس به طور آشکار بهتر بود(04/0=p)، ولی تفاوت بارزی از نظر سیر تغییرات زیر گروه عملکردی و امتیاز کلی PRTEE بین دو گروه وجود نداشت. گروه تزریق نسبت به فنوفورزیس به طور بارزی سطح درد و امتیاز کلی بهتری یک ماه بعد از درمان داشتند(به ترتیب، 003/ 0=p و 01/ 0=p).
    نتیجه گیری
    تزریق دگزامتازون نسبت به فنوفورزیس بهبود قابل ملاحظه ای در کاهش درد این بیماران داشت که یک ماه بعد از درمان چشم گیرتر بود، ولی نتایج سه ماه بعد از درمان بین دو گروه مشابه بود.
    کلیدواژگان: تزریق کورتیکواستروئید، اپی کندیلیت، هومورال خارجی، فنوفورزیس
  • حکیمه کوه پیما، ایران گودرزی *، محمود الله دادی سلمانی، کتانه ابراری، تقی لشکربلوکی صفحات 66-73
    زمینه و هدف
    کورتیکواستروئیدها مثل دگزامتازون در درمان بیماری های التهابی غیر اختصاصی کاربرد بسیار دارند. با این وجود، این داروها به علت اثرات کاتابولیکی در پوست منجر به تاخیر در ترمیم زخم می شوند. از این رو، هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر کوئرستین بر تاخیر ترمیم زخم در موش های تیمار شده با دگزامتازون می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، تعداد 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار استفاده شدند. پس از ایجاد زخم های برشی به فاصله 5/ 1 سانتی متر از ستون مهره و به طول 30 میلی متر، حیوانات به مدت 21 روز تحت تیمار با دگزامتازون (17/ 0میلی گرم بر کیلوگرم)، کوئرستین (50 میلی گرم بر کیلوگرم) و یا هر دو قرار گرفتند. مراحل بهبودی زخم با اندازه گیری درصد بهبودی، طول زخم، مدت بهبودی و مقاومت زخم در برابر کشش ارزیابی گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که مدت ترمیم زخم در موش های تیمار شده با دگزامتازون در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری افزایش یافته است. در مقابل، سرعت بهبودی و قدرت کشش پوست در موش های تیمارشده با دگزامتازون که کوئرستین دریافت کردند بیشتر بود. به علاوه، مدت ترمیم زخم در گروه تیمار شده با دگزامتازون که کوئرستین دریافت کردند کمتر از گروه دگزامتازون بود.
    نتیجه گیری
    این مطالعه شواهدی را دال بر تایید کاربرد کوئرستین در تسریع ترمیم زخم در حیوانات تیمار شده با دگزامتازون ارائه می کند. با این وجود، تحقیقات بیشتری جهت تعیین مکانیسم اثر کوئرستین در تسریع ترمیم زخم مورد نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: دگزامتازون، کوئرستین، موش صحرایی، ترمیم زخم
  • الناز واقف مهربانی، لیلا واقف مهربانی، شراره نوروزی، سمیه زیادی، عزیز همایونی راد * صفحات 74-84
    زمینه و هدف
    سندرم متابولیک که به مجموعه ای از اختلالات شامل وزن بالا و توزیع شکمی چربی ها، نقصان متابولیسم گلوکز و انسولین، دیس لیپیدمی و افزایش فشار خون اتلاق می شود، از مهم ترین مسائل پیش روی بشر در عصر حاضر است. پروبیوتیک ها میکروارگانیسم های زنده ای هستند که در صورت مصرف کافی، موجب بروز اثرات سلامت بخش در میزبان می شوند. هدف از مطالعه ی حاضر، مرور شواهد بالینی موجود در ارتباط با نقش پروبیوتیک ها در بهبود اختلالات وابسته به سندرم متابولیک می باشد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق، مطالعات بالینی چاپ شده بین سال های 2000 تا 2014 در Pubmed و ScienceDirect مورد بررسی قرار گرفتند. «پروبیوتیک»، «سندرم متابولیک» و اجزای آن به عنوان واژگان کلیدی به کار رفتند.
    یافته ها
    پروبیوتیک ها با تغییر فلور باکتریایی روده می توانند وزن را کاهش دهند و از طریق تعدیل عملکرد سیستم ایمنی و کاهش التهاب، منجر به کاهش مقاومت انسولینی شوند. بهبود پروفایل لیپیدی به دنبال مصرف پروبیوتیک ها ناشی از کاهش جذب کلسترول، تولید اسیدهای چرب کوتاه زنجیر، تجزیه ی اسیدهای صفراوی و تبدیل کلسترول به کوپروستانول می باشد. هم چنین اظهار شده است که پروبیوتیک ها با عمل پروتئولیتیک خود و از طریق آزاد سازی پپتید مهاری آنزیم مبدل آنژیوتانسین منجر به کاهش فشار خون می شوند.
    نتیجه گیری
    با وجود آن که کارآزمایی های بالینی اغلب از دستیابی به اثرات مفید پروبیوتیک ها بر اجزاء سندرم متابولیک عاجز مانده اند، اما اکثر مطالعات انجام گرفته در این زمینه نتایج مثبتی را برای این میکروارگانیسم ها ارائه کرده اند. از این رو، می توان استفاده از پروبیوتیک ها را به عنوان رویکردی نوین در پیش گیری یا بهبود اجزای سندرم متابولیک در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: دیابت ملیتوس، دیس لیپیدمی، پرفشاری خون، متابولیک (سندرم X)، پروبیوتیک ها
  • احمد همتا، مریم یوسفی، مسعود فاضلی مصلح آبادی، افسانه طلایی، عبدالرحیم صادقی * صفحات 85-91
    زمینه و هدف
    ندول های تیروئید شایع هستند. 4 تا 7 درصد بزرگسالان یک ندول قابل لمس دارند و 50 تا70 درصد از آن ها با دقت بالا در سونوگرافی قابل تشخیص اند. میزان وجود ندول تیروئیدی در زنان 4 برابر مردان است و نسبت سرطان تیروئید در زنان در مقایسه با مردان 3 به 1 است و ششمین سرطان شایع در زنان می باشد. یافته های اپیدمیولوژیک و آزمایشگاهی نشان می دهند که هورمون های جنسی به ویژه استروژن ممکن است بر این غده و نئوپلاسم آن موثر باشد. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط پلی مورفیسم 1256049rs در ژن گیرنده استروژن بتا با بیماری ندول تیروئید است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مورد - شاهدی، 146 بیمار با ندول تیروئید و 151 فرد سالم مراجعه کننده به بیمارستان امیرالمومنین (ع) شهر اراک، وارد مطالعه شدند. تشخیص بیماری با اولتراسونوگرافی و تایید متخصص غدد انجام شد. DNA ژنومی از خون کامل حاوی ضد انعقاد EDTA استخراج شد. ژنوتیپ ها با استفاده از روش T-ARMS PCR مشخص شدند و با استفاده از روش های آماری تجزیه و تحلیل گردیدند.
    یافته ها
    فراوانی ژنوتیپ های CC، TC و TT در گروه مورد به ترتیب 136 (2 /93 درصد)، 10(8/ 6 درصد) و صفر (صفر درصد) و در گروه شاهد 139 (1/ 92 درصد)، 12(9/ 7 درصد) و صفر(صفر درصد) به دست آمد. در این تحقیق، ارتباط معنی داری بین بیماری ندول تیروئید و چندشکلی 1256049rs مشاهده نشد(p=0.72).
    نتیجه گیری
    یافته های ما حاکی از عدم ارتباط معنی دار بین چندشکلی 1256049rs و بیماری ندول تیروئید است. برای نتیجه گیری بهتر، پیشنهاد می شود این مطالعه در جمعیت های دیگر نیز انجام شود.
    کلیدواژگان: گیرنده استروژن بتا، 1256049rs، ندول تیروئید
|
  • Masoomeh Ashoorirad *, Rasool Baghbani Khezerloo Pages 1-11
    Background
    Electrocardiogram signal (ECG) is a graphical representation of the heart activity. Processing and analysis of these morphological changes can result in visual diagnosing some cardiac diseases. However، various types of noises and disturbances in ECG influence the visual recognition and feature extraction from it. The aim of this research is to eliminate different noises from ECG and to enhance its quality.
    Materials And Methods
    In this study، an adaptive Kalman filter is developed by using Bayesian model. Considering simplification and Gaussian distribution for measurement noise، complicated mathematical equations were converted to simple relations and therefore implementation was simplified.
    Results
    In this paper، by designing an adaptive Kalman filter، the signal to noise ratio (SNR) has increased to 21. 46dB. Adaptive Kalman filter based on Beyesian framework could model dynamic variations of ECG signal by estimating covariance matrix for measurement noise.
    Conclusion
    In despite of Kalman filters that use parametric functions to model ECG signal، the adaptive Kalman filter introduced in this paper uses real ECG records for modeling. Parametric functions which could model dynamic variations of ECG need a lot of analytical functions and this decreases the time of filtering process but the adaptive Kalman filter proposed in this research has a high speed and could be used in real time applications.
    Keywords: Adaptive kalman filter, Bayesian model, Electrocardiogram, Noise estimation
  • Fatemeh Sadat Seyedaghamiri, Narges Hosseinmardi *, Mahyar Janahmadi, Azadeh Elahi Mahani Pages 12-22
    Background
    Considering the increased activity of hippocampal glial cells due to chronic morphine administration and the involvement of hippocampus in restoration of the addictive drug-associated experience, the role of these cells on morphine induced conditioned place preference (CPP) was investigated.
    Materials And Methods
    In this experimental study, four groups of animals were evaluated. After habituation to CPP apparatus on the first day, conditioning was done by injection of morphine (5 mg/kg) or its vehicle (saline) during three consecutive days. On the fifth day, the time spent in each compartment of CPP cage and locomotor activity was recorded for 20 min. To investigate the role of hippocampal glial cells in CPP, these cels were inbibited by bilaterally injecting fluorocitrate (1nmol/1ml), before each morphine injection. CPP testing in this group and animals received fluorocitrate vehicle (Phosphate buffer saline) was done before morphine injection.
    Results
    Fluorocitrate pretreatment reduced morphine induced conditioned place preference acquisition, so that a significant decrease was observed in conditioning score (unpaired t-test, p<0.01) in this group (n=8) compared to animals received morphine (n=9). Neither morphine nor fluorocitrate pretreatment did not affect locomotor activity (ANOVA, p>0.05).
    Conclusion
    The results suggest that glial cells in the hippocampus are involved in morphine induced conditioned place preference.
    Keywords: Conditioned place preference, Glial cells, Hippocampus, Morphine
  • Maryam Panahi, Syamak Rakei Isfahani *, Mahmoud Amini, Bahman Sadeghi Sadeh Pages 23-29
    Background
    Despite advances in surgical techniques and risk management practices in recent years, wound dehiscence following abdominal laparotomy has still high prevalence. The purpose of this study is to evaluate the effect of retention sutures on wound dehiscence of emergent abdominal laparotomy.
    Materials And Methods
    In this randomized clinical trial study, 160 patients scheduled for emergency laparotomy for peritonitis or trauma were enrolled. Half of the patients randomly underwent retention suture and the other half underwent routine sutures. Finally, the amount of surgical wound dehiscence and complications were assessed.
    Results
    Three patients (3.7%) in retention group and 11 patients (13.7%) in the control group developed wound dehiscence which there was a significant difference between them (p=0.025). It was determined by multivariate logistic regression that wound dehiscence is correlated with hemodynamic status, type of trauma and injury to the abdominal organs, and sex. The incidence of wound dehiscence, early hemodynamic instability, penetrating abdominal trauma and damage to the intestines were higher in males.
    Conclusion
    In general, it seems that the preventive use of retention sutures in patients with multiple risk factors for postoperative wound dehiscence can be useful.
    Keywords: Laparotomy, Open abdomen, Retention suture, Surgical wound dehiscence
  • Mehri Jamilian *, Masoomeh Heydari Pages 30-38
    Background
    Missed abortion refers to pregnancy products remain dead with age less than 20 weeks in the womb for several weeks. This study was designed to evaluate the efficacy of castor oil on cervical ripening in the treatment of abortion.
    Materials And Methods
    This triple blind clinical trial was done on 72 women with missed abortion who were divided into two groups of 36 patients based on odd or even numberd of cases. The case groups received 800 mg vaginal misoprostol and 60 ml castor oil mixed with fruit juice and control groups received 800 mg vaginal misoprostol and 60 ml placebo with fruit juice, respectively. In both groups, if needed, 3 doses of vaginal suppository 800 mg were repeated with at least 24 hours. After the disposal of pregnancy products, sonography and curettage were performed if necessary.
    Results
    During the intervening period, the time of the opening of the cervix in the intervention group was shorter than control group and there was a statistically significant difference (p=0.032). Also, the control group required a higher frequency of administration of misoprostol than intervention group and the difference was statistically significant (p = 0.037).
    Conclusion
    It seems that the castor oil can be effective on cervical ripening for treatment of abortion.
    Keywords: Castor oil, Missed abortion, Misoprostol
  • Masoumeh Habibian *, Parvin Farzanegi, Seyed Mohsen Sadat Tabar Bisheh Pages 39-48
    Background
    Inflammation plays an important role in the pathogenesis of atherosclerosis and change in lifestyle represents a successful strategy to prevent cardiovascular disease. Therefore, the present study investigated the combined effects of regulae Pilates training and Apium Graveolens seed supplement on monocyte chemoattractant protein-1(MCP-1) and C-reactive protein (CRP) in sedentary women.
    Materials And Methods
    In this quasi-experimental study, 28 healthy sedentary woman with age average 31±5.5 years old are selected in a convenience sampling way and randomely divided into and control, exercise, supplement and exercise+supplement groups. Pilates exercise was consisted of exercise movements at 50% to 80% maximal heart rate in, 3 sessions per week for 8 weeks. Supplement and exercise+supplement groups consumed 1.3 gr Apium Graveolens seed capsule three times a day after meals. Fasting blood samples were collected before and 48 hours after the last interventions. MCP-1 and CRP levels were measured by ELISA method.
    Results
    Eight weeks of Pilates exercise, supplementation and the combined intervention were associated with a significant increase in MCP-1 and CRP levels (p<0.05). Furthermore Pilates exercise and combined intervention were associated with significantly greater increases in percent changes of the MCP-1 and CRP compared to supplement group (p<0.05).
    Conclusion
    These findings suggest that the protective effect of Pilates exercise and Apium Graveolens seed supplementation non-drug interventions might in part be due to suppression of the inflammatory processes.
    Keywords: Apium Graveolens, C, reactive protein, Monocyte chemoattractant protein, 1, Pilates training
  • Davarkhah Rabbani, Mohammad Reza Rezaeimofrad, Ashraf Mazaheri, Mohadeseh Mosayebi* Pages 49-56
    Background
    The growth of population, improvement of quality of life and the development of industries have led to increase in the rate of urban and industrial waste. As the leachate of the waste has a lot of pollution, influences harmfully human health and the environment. Researches have shown that the advanced oxidation processes (AOPs) such as Fenton and Fenton-related processes can reduce chemical oxygen demand (COD) of the leachate effectively.
    Materials And Methods
    In this paper, the rate of decrease in the total suspended solids (TSS) of leachate from a composting facility in Isfahan was studied using electrochemical, Fenton and electro-Fenton processes. These processes were conducted at reaction times 0, 20, 40, and 60 minutes, with the currents of 0.5, 1 and 1.5A and hydrogen peroxide dosages 1000, 2000, and 3000 mg/L.
    Results
    In the three mentioned processes, the most TSS removal was observed at the first 40 minute of the reactions. Among the studied processes, the electro-Fenton removed up to 92.4% of the TSS and was recognized as the most effective method. Furthermore, electrochemical and Fenton removed 41.7% and 60.3% of the TSS, respectively.
    Conclusion
    Therefore, decreasing the TSS of leachate could change its qualities and reduce the leachate pollution and the adverse environmental effects.
    Keywords: Leachate treatment, electrochemical, Fenton, Electro, Fenton
  • Seyyed Kazem Shakouri, Bina Eftekhar, Sadat, Farzaneh Johari *, Morteza Ghojazadeh, Salar Hemmati, Ghader Ghaffari Pages 57-65
    Background
    Lateral epicondylitis may cause pain and functional disability in many daily activities. Steroid injection or phonophoresis are the recommended treatments in this regard. In this study, we aim to compare the effect of ultrasound guided local injection of dexamethasone with dexamethasone phonophoresis for treatment of lateral epicondylitis.
    Materials And Methods
    In this clinical trial, patients with lateral epicondylitis were randomely assigned to injection (n=18) and phonophoresis (n=18) groups. Three patients in phonophoresis group dropped out from the study. In injection group, dexamethasone with lidocaine was injected once with the guide of sonography at the base of common extensor tendon. Phonophoresis group received 5 minutes treatment with ultrasound using dexamethasone gel for 10 sessions. Patients’ pain in total and in specific and usual activities according to PRTEE questionnaire before, one and three months after treatment was calculated.
    Results
    Injection group compared to phonophoresis had significantly better improvement in pain (p=0.04), but there was no significant difference in serial changes of functional subscale and total score of PRTEE between groups. Injection group compared to phonophoresis had also better pain and total score one month after treatment (p=0.003 and p=0.01, respectively).
    Conclusion
    Dexamethasone injection compared to phonophoresis had significant improvement in patients’ pain which was more apparent one month after treatment, but the results were similar between groups three months after treatment.
    Keywords: Corticosteroid injection, Epicondylitis, Lateral humeral, Phonophoreses
  • Hakimeh Koohpayma, Iran Goudarzi *, Mahmood Elahdadisalmani, Kataneh Ebrari, Taghi Lashkarbolouki Pages 66-73
    Background
    Corticosteroids as dexamethasone are used for treating non-specific inflammatory diseases, however, may result in delayed wound healing due to its catabolic effects in skin. Thus, the purpose of the present study was to investigate the effect of quercetin on delayed wound healing in dexamethasone-treated rats.
    Materials And Methods
    In this experimental study, 40 male Wistar rats were used. After dermal incisions within a distance of 1.5 mm to the spinal column (30 mm length), rats were treated with 0.17 mg/kg dexamethasone, 50 mg/kg quercetin or both until 21 days. Wound healing was evaluated by measuring surface area, percentage of healing, wound length, duration of healing, and wound tensile strength.
    Results
    Our results showed that the duration of wound healing was significantly increased in dexamethasone treated rats in comparison with control group. In contrast, the rate of healing and skin tensile strength in dexamethasone treated rats receiving quercetin was significantly greater than dexamethasone treated group. In addition, the duration of wound healing in the dexamethasone treated group receiving quercetin was less than dexamethasone group.
    Conclusion
    This study provides some evidence to support the use of quercetin to accelerating wound healing in dexamethasone treated animals. However, Further research is needed to determine the quercetin mechanisms in acceleration of wound healing.
    Keywords: Dexamethasone, Quercetin, Rat, Wound healing
  • Elnaz Vaghef Mehrabani, Leila Vaghef Mehrabani, Sharareh Norouzi, Somayyeh Ziyadi, Aziz Homayouni Rad* Pages 74-84
    Background
    Metabolic syndrome, a concurrence of overweight and abdominal fat distribution, disturbed glucose and insulin metabolism, mild dyslipidemia and hypertension is among the most important issues that man deals with, in today's world. Probiotics are live microorganisms which, when administered in adequate amounts, can confer a health benefit on the host. The aim of the present study was to review the clinical evidence available regarding the role of probiotics in improvement of disorders associated with metabolic syndrome.
    Materials And Methods
    In this research, clinical trials performed between 2000-2014 were searched in two databases, Pubmed and ScienceDirect. In both databases “Probiotics”, “metabolic syndrome” and each of its elements were used as the key words.
    Results
    Probiotics may reduce body weight through manipulating the gut flora. Through reducing inflammation and immune-regulation, probiotics decrease insulin resistance. They also improve lipid profile through reducing cholesterol absorption and producing short chain fatty acids, as well as deconjugating bile acids and converting cholesterol to coprostanol. Moreover, probiotics have been suggested to have a hypotensive effect through release of angiotensin-converting enzyme inhibitory peptides, through proteolytic action.
    Conclusion
    Although some clinical trials have failed to obtain beneficial effects of probiotics on metabolic syndrome related situations, a majority of the studies have shown positive results for these microorganisms in this regard. Thus, probiotics can be looked upon as a novel approach when either prevention or alleviation of metabolic syndrome is aimed.
    Keywords: Diabetes mellitus, Dyslipidemia, Hypertension, Metabolic syndrome (syndrome X), Probiotics
  • Ahmad Hamta, Maryam Yousefi, Masood Fazeli Mosleh Abadi, Afsaneh Talaei, Abdorrahim Sadeghi* Pages 85-91
    Background
    Thyroid nodules are common. 4-7% of adults have a palpable nodule and up to 50-70% of nodules are detected in high-resolution sonography. Thyroid nodules in women are 4 times greater than men and the rate of thyroid cancer in women is 3:1 compared to men, and is the sixth most common cancer in women. Epidemiological findings and experimental evidences show that sex hormones, especially estrogen, may have effect on this gland and its neoplasm. The aim of this study was to investigate the association between rs1256049 polymorphism in the estrogen receptor beta gene with thyroid nodular disease.
    Materials And Methods
    In this case-control study, 146 Patients with nodular thyroid and 151 health individuals were referred to Amiralmomenin hospital of Arak were recruited in study. Diagnosis is based on by ultrasonography and was confirmed by an endocrinologist. Genomic DNA was extracted from EDTA treated whole blood. The genotypes were determined using tetra-amplification refractory mutation system-polymerase chain reaction (T-ARMS-PCR) and analyzed by statistical methods.
    Results
    The frequency of CC, TC and TT genotypes in case group 136(93.2%), 10(6.8%) and 0(0%) and in the control group 139(92.1%), 12(7.9%) and 0(0%) were obtained respectively. No statistically significant association (p=0.72) was observed between nodular thyroid disease and rs1256049 polymorphism.
    Conclusion
    Our findings showed no significant association between rs1256049 polymorphism and nodular thyroid disease. For best deduction, it is recommended that this study be done in other populations.
    Keywords: Estrogen receptor beta, rs1256049, Thyroid nodule