فهرست مطالب

پژوهشنامه ادبیات تعلیمی - پیاپی 26 (تابستان 1394)
  • پیاپی 26 (تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/06/17
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رحمان مشتاق مهر*، سردار بافکر صفحات 1-28
    ادبیات تعلیمی مهم ترین و اصلی ترین گونه ادبی است که نیکبختی انسان را در بهبود منش اخلاقی او می داند و هم خود را متوجه آموزش و تعلیم اندیشه های پسندیده دینی، عرفانی، فلسفی، مسائل اخلاقی، علوم و فنون؛ تهذیب نفس، تذکیه ذهن، پروش قوای روحی و تعالی و کمال انسان می کند. ادبیات تعلیمی شاخص های محتوایی و صوری خاصی دارد که حد و مرز و وجوه تفارق آن را با انواع دیگر کاملا معین و مشخص می کند. برخی از آنها، شرط اصلی، لازم و کافی برای ادبیات تعلیمی هستند که فقدان آنها تعلیمی بودن متن ادبی را منتفی می کند و بعضی از آنها فرعی اند. هدف این مقاله کشف ارتباطات تازه میان محتوا، زبان، صور خیال، موسیقی شعر، مباحث دستوری، صنایع ادبی و... با ادبیات تعلیمی است. برای هر یک از این شاخص ها، نمونه هایی از مثنوی، رباعی، قصیده، غزل، نثر و... آورده شده است و نقاط ضعف و قوت آنها مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. آشنایی با این شاخص ها، در تشخیص متن تعلیمی از غیر آن، نگاه علمی به ادبیات و شناخت بهتر بسیاری از آثار ادبی تعلیمی کمک می کند.
    کلیدواژگان: شاخص های محتوایی و صوری، ادبیات تعلیمی، انواع ادبی
  • حسین حسن پور آلاشتی*، مرضیه حقیقی صفحات 29-60
    نظریه منطق مکالمه یا منطق گفتگویی در قرن بیستم در تقابل با نقد سبک شناختی و زبان شناسی ساختارگرای سوسوری مطرح شد. میخاییل باختین، از یک سو در اعتراض به رژیم تک آوای استالین و از سوی دیگر در مخالفت با نظریه فردی و غیراجتماعی بودن زبان -که پیش از او بر حوزه نقد ادبی حکمفرما بود- این نظریه را مطرح کرد و در آن به ساختار اجتماعی گفتار، نقش «غیر» یا «دیگری» در گفتگو و ماهیت چندصدا و مکالمه گرای زبان ادبی و هنری پرداخت. از آن جا که باختین، گفتگومندی را در ذات هنر نهفته می داند، این نظریه در عصر حاضر برای خوانش متون مختلف و آثار ادبی و هنری بسیاری به کار گرفته می شود.
    با توجه به این که منطق گفتگو برآمده از ساختار جامعه ای تک صدا، جزم اندیش و شادی ستیز است، در این پژوهش یکی از تاریک ترین ادوار حیات اجتماعی و ادبی ایران؛ یعنی دوره بعد از هجوم مغول مورد توجه قرار گرفته است و برای نشان دادن میزان تاثیر ساختار اجتماع بر گفتگوگرایی نویسندگان، دو اثر منثور قابوس نامه و گلستان که یکی مربوط به قبل از حمله مغول و دیگری مربوط به دوره استیلای مغول است، انتخاب شده است که گرچه به لحاظ اشتمال بر مضامین و نکات تربیتی و اخلاقی تا حدودی همسان هستند اما نوع بیان و رویکرد عنصرالمعالی با سعدی در روایت و توجه به مولفه های گفتگو تفاوت دارد. از این رو در این پژوهش به بررسی منطق گفتگو در این دو اثر منثور ادب فارسی پرداخته می شود.
    کلیدواژگان: میخاییل باختین، منطق گفتگویی، گلستان سعدی، قابوسنامه، چندصدایی، کارناوال
  • عبدالرضا مدرس زاده*، فاطمه نعنافروش، محبوبه خراسانی صفحات 61-82
    کتاب ارجمند کلیله و دمنه یکی از تاثیرگذارترین متون ادب فارسی است که کوشش کرده است به زبان حیوانات حرف های جدی و اساسی مورد نیاز انسان را بیان کند. در کنار همه آنچه به عنوان زیرساخت های شکل گیری ترجمه نصرالله منشی در این کتاب مطرح است، به نظر می رسد تغییر اوضاع سیاسی و نهایتا آشفتگی های دوران، مترجم فرزانه را متقاعد کرده است که بسیاری از دردها و دشواری ها و گرفتاری ها را به زبان حیوانات بیان کند و این را می توان از باب های اضافه شده به متن اصلی کتاب هم دریافت.راست این است که سلجوقیان بی کم ترین استحقاق و شایستگی اداره ایران، بر مسند قدرت قرارگرفتند و این پریشان احوالی پیش آمده بر چنین استیلایی کار را بر اهل فرهنگ و اندیشه سخت کرد. نصرالله منشی موفق شده است در سایه تحولات سیاسی سلجوقی سبک و سیاق کتاب خویش را دست کم در بخش بازتاب اندیشه به سوی نقد رفتارها پیش ببرد و حتی به آموزش شیوه های کشورداری به پادشاهان کم مایه سلجوقی دست بزند؛ حتی اگر این آموزش به زبان حیوانات باشد. هنر مترجم کلیله و دمنه استفاده از نقاب تمثیل های جانوری (fable) در به تصویر کشیدن اوضاع جامعه ای است که چندان خوشایند او نیست و کافی است گوش به فریادهای مترجم در مقدمه و متن کتاب بسپاریم.
    کلیدواژگان: ادبیات تعلیمی، نصرالله منشی، کلیله و دمنه، تمثیل، دوره سلجوقی
  • احمد امین*، اعظم سیامک دستجردی صفحات 83-104
    سلوک در راه شریعت و طریقت برای رسیدن به حقیقت بدون راهنمایی و هدایت کسی که خود این راه را رفته باشد، امکان پذیر نیست. برخی از مشایخ صوفیه که به چنین مقامی رسیده یا تا حدودی به آن نزدیک شده اند، وظیفه تعلیم دیگران را بر عهده گرفته اند. آنها برای نیل به این هدف از شیوه های مختلف تعلیمی و تربیتی استفاده کرده اند. در پژوهش حاضر پس از معرفی مختصر برخی از شیوه های تربیتی مشایخ صوفیه با توجه به منابع عرفانی منثور تا قرن ششم هجری، ضمن ذکر حکایت های مرتبط با هر روش، به نقد پاره ای از این شیوه ها پرداخته شده است. مقایسه و تحلیل این روش ها نشان می دهد که باوجود گوناگونی روش های تعلیمی شیوخ صوفیه، الگوهای آموزشی یکسانی در بین آنها وجود داشته است نظیر پرسش و پاسخ، تنبیه، اعزام به سفر و اخراج از محیط روحانی و.... همچنین تحلیل و بررسی حکایات نشان می دهد که ظرفیت، انگیزه و خواست مریدان برای آموختن و تعلیم دیدن، در برخورداری آنها از تعالیم صوفیه مهم است. طرح شمه ای از وضعیت آموزشی صوفیه به عنوان یکی از حوزه های اخلاقی و تربیتی وسیع و مهم آموزشی می تواند به عنوان پیشنهادی برای متولیان آموزش کنونی جامعه نیز به کار آید.
    کلیدواژگان: شی، مرید، شیوهاوی تعلییه، نقد، آسیب شیوسه، قرن ششم
  • حمید عالی کردکلایی*، ارسلان احمدی صفحات 105-125
    جامعه بشری از آغاز تا به امروز گرفتار جنگ، کشتار، خشونت و قربانی نزاع های مختلف قومی، دینی و سیاسی بوده است. یک سویه نگری های انجام گرفته، نبود مدارا، تساهل و تسامح در نابودی سرمایه های انسانی، فرهنگی و اجتماعی، نقش اصلی را داشته است. مدارا و تحمل یکی از حلقه های مغفول مانده اخلاقیات در تاریخ اجتماعی بسیاری از ملل جهان است. شناخت و بازنگری آرای گذشتگان در متون ادبی به عنوان آینه و سامان دهنده جامعه می تواند ما را در کاهش یا حل چالش های فرارو در عرصه های داخلی و خارجی کمک کند. نویسندگان مقاله درصددند تا تحمل و مدارا را به عنوان یکی از الگوهای اخلاق اجتماعی در قصاید حکیم ناصرخسرو قبادیانی بررسی و تحلیل کنند. یافته های پژوهش نشان می دهد که موضوع مدارا، به شکل های گوناگون از سوی شاعر خرد به تصویر کشیده شده است. علی رغم سفارش های این شاعر به رعایت تحمل و مدارا، به علت غلبه تعصب، تحجر، جزم اندیشی و... گسترش آن در جامعه عصر ناصرخسرو، امکان پذیر نبوده است و سرانجام کار شاعر به حذف، راندن و تاراندن انجامیده است.
    کلیدواژگان: اخلاق اجتماعی، مدارا، تسامح، تساهل، قصاید ناصرخسرو
  • حشمت قیصری*، سیده رقیه مهری نژاد صفحات 129-156
    در نوع تعلیمی ادبیات هدف سراینده و گوینده، آموزش حکمت و اخلاق، همچنین تشریح و تبیین مسایل اخلاقی و تربیتی و اندیشه های مذهبی، حکمی و فلسفی جامعه است. بروز انحطاط فکری و اخلاقی و روابط غیرانسانی در جامعه سبب می شود که اشعار تعلیمی در کلام سخنوران گسترش روزافزون یابد. به علاوه کثرت و شدت انحرافات موجود در جامعه، به خصوص طبقات بالای آن (حاکمان سیاسی و دینی) و سپس شیوع آن در بین مردم، باعث می شود تا بسیاری از شاعران به عنوان روشنفکر عصر خویش به بررسی و نقد اعمال این عاملان در آثار خود بپردازند و در کنار آموزه های اخلاقی و تشریح و تبیین مسایل تربیتی، به شعر خود رنگی از اعتراض و انتقاد نیز بزنند. نظامی که همچون جامعه شناسی آگاه به بررسی رفتارهای مردم جامعه زمان خود می پردازد، شعرش آیینه تمام نمای رفتارهای فردی و اجتماعی زمانش است که توانسته آن را به بهترین شکل به تصویر بکشد. حافظ نیز حامی ارزش ها و منش های اخلاقی است و پند و اندرزهایش مبتنی بر این اصول است. حافظ در پاره ای از موارد از کلام نظامی تاثیر پذیرفته اما مقلد او نیست. به طور کلی از شعر وی به دو صورت استفاده می کند: یکی گرفتن مضامین و دیگر قالب های شعری اما خیلی اسیر چارچوب تفکرات نظامی نمی شود.
    کلیدواژگان: تعلیم و تربیت، آموزه های اخلاقی، نظامی، حافظ
  • مقایسه آموزه های تعلیمی در شاهنامه فردوسی با بوستان سعدی
    صفحات 157-180
    ادبیات تعلیمی بخشی گسترده از ادبیات کهن فارسی را شامل می شود. اگر چه شاهنامه اثری حماسی به شمار می رود اما فردوسی در جای جای این اثر ارزشمند، از هر فرصتی برای بیان آموزه های تعلیمی استفاده کرده است، به ویژه در صحنه های حساس و در پایان داستان ها حضور آشکار فردوسی و بیان آموزه های اخلاقی قابل توجه است. توصیه های فردوسی به خردورزی، نام خواهی، دوری از آز، دادگری، رعایت اعتدال و... در حوزه زندگی شخصی و اجتماع، بیانگر توجه فردوسی به ادب تعلیمی است. دو قرن بعد سعدی به عنوان یک مصلح اجتماعی، بوستان را درحوزه ادبیات عرفانی و تعلیمی سرود. سعدی با توجه به مقتضیات جامعه ایرانی و به ویژه اوضاع زمانه خود در بوستان به مسائلی چون احسان، تواضع، دادگری، رعایت اعتدال، نام خواهی، اغتنام فرصت، نفی آز و... پرداخته است. مقایسه آموزه های تعلیمی فردوسی با سعدی بیانگر شباهت ها و تفاوت هایی در نگاه این دو شاعراست. تفاوت ها غالبا برخاسته از شرایط زمانی و اوضاع ایران در آن روزگار است که ازآن جمله می توان به تاثیر قرن ها تسلط بیگانگان، رواج عرفان و تفکر اشعری وکم رنگ شدن روحیه حماسی در روزگار سعدی اشاره کرد. در این مقاله به مقایسه آموزه های تعلیمی در شاهنامه فردوسی با بوستان سعدی پرداخته ایم و شباهت ها و تفاوت های موجود میان آموزه های تعلیمی این دو شاعر فرزانه را مورد بررسی قرارداده ا یم.
    کلیدواژگان: ادبیات تعلیمی، فردوسی، شاهنامه، سعدی، بوستان
|
  • Pages 1-28
    Didactic literature has special formal and content indexes content that determine its distinction from other genres. Some of them are main, necessary and sufficient condition. If they don’t exist, we have no didactic literature. some of these condition are ancillary. The purpose of the present paper is to discover new relationships between content, language, imagery, music, poetry, debates grammatical, literary industry and the educational literature. For each of these parameters, samples of couplets, quatrains, odes, sonnets, prose and their strengths and weaknesses have been examined. Familiarities with these criteria help us to make distinction between didactic and non- didactic literature. Besides, it gives us a scientific glance to the didactic literature.
    Keywords: formal, content indexes, Didactic Literature, genres
  • Pages 29-60
    The theory of the logic of dialogue or the logic of conversation in the twentieth century was proposed in contrast to Saussure's structural linguistics and cognitive style. On the one hand, Mikhail Bakhtin in the protest of single voice of Stalin’s regime and on the other hand, the opposition of the theory of individualism and non- socialism of language that was dominant before him in the criticism domain, he proposed the theory of multiple voices and dialogue-centerd language of literature and art. Since Bakhtin considersthe dialogue-centered approach in the essence of art, this theory is used in reading of different works literature and art at present time. Given that the logic of conversation coming from the mono-voice, anti-dogmatic, and anti-happiness community, in this study one of the darkest periods of social and literary life in Iran after the Mongol invasions has been considered.in order to demonstrate the effectiveness of the social structure dialogue-centered method of authors, two prose works of Golestan and Qaboosnamh have been concidered that one of them relates to the pre-Mongol period and the other one belongs to Mongol conquest, are selected. In spite of the facts that both works are equal with respect to contents and didactic points Onsorolmali’s approach is different from Saadi‘s apporoch from dialogue components point of view. Therefore, this paper aims to study the logic of conversation in theses two written works of Persian literature.
    Keywords: Mikhail Bakhtin, the logic of dialogue, Saadi's Golestan, Qaboosnameh, polyphony, c
  • Pages 61-82
    The venerable book of KelilehVa Demneh is one of the most influential Persian Literary texts which tries to render human’s essential needs and serious words in animal language. Besides all issues which can be considered as the frame-work of creating the translation, it seems that the political changes and ultimately the era disorders have persuaded the translator to render some of the pains and difficulties in animals’ language. Furthermore, it can be understood that this chapter has been appended to the main text. It is true that Seljuk had governed Iran without any worthiness and qualification. This kind of disorder and ascendancy was so difficult for educational and thoughtful people. In the light of political changes, Nasrollah Monshi has managed to expand his book style to criticize behaviors, at least in the chapter of thought reflection. He has even managed to teach the Seljuk ignoble kings in animals’ languages. The translator’s art is to depict the status of society by means of fables which is not his own interest. It is obvious just when you listen to the translator’s cries in the text and introduction of the book.
    Keywords: Didactic Literature, Nasrollah Monshi, Kelileh Va Demneh, Fable, Seljuk era
  • Pages 83-104
    Realization of the law and the way of reaching the truth without the guidance of someone who has gone this way is not possible. Some Sufi masters who have reached this status or are somewhat close to it because they have taken the responsibility for educating others. For this purpose they have used various educational and training practices. This study is in the response to the question of what these educational methods are and how they have used. After introducing some of the educational methods of Sufi masters with regard to prose mystical sources up to the sixth century, some anecdotes associated with each method have discussed and they have been criticized. It should be noted that few researches have been done related to this issue. It can be concluded that despite differences in teaching methods of Sufi masters, there had been same training patterns among them such as: question and answers, punishment, traveling and expelling from the spiritual environment, paying attention to positive behavior of other great men in different schools, lack of attention to their bad behavior, etc….. Paying attention to the capacity of disciples and ultimately the motivation and desire to learn are also of remarkable points in Sufi teachings. Posing these issues as a small part of Sufi's educational situation is one of the significant moral and educational fields. Apart from the issue of presenting a teaching history it can be considered as a recommendation to custodians of the current education community.
    Keywords: sheikh, disciple, educational methods, criticism, pathology, the sixth century
  • Pages 105-125
    Human society has been suffering from war، killing، cruelty and victim of various religious، political and racial conflicts. Lack of tolerance، bearing each other، indulgence in devastating human، cultural and social capitals have key roles in these challenges. Tolerance and bearing which have a special place in field of religion ethics are one of the circles in social history of many nations. Reviewing and recognizing ideas of those who lived in the past about literacy texts which on the one hand the are the mirror of the society and on the other hand have organized it could help us in solving challenges of our modern them. The subject tolerance contained in many Iranian poets. These poems follow Iranian-Islamic culture patterns where odes of Naser Khosro Qobadiani are one of their most prominent one. Hakim Naser Khosro after a spiritual development devoted his religion، mind and poem to develop moral themes. The authors of the present article try to analyze and investigate tolerance as one of the social moral patterns in odes of Hakim Yamgan. The findings of the research indicate that tolerance has various forms including religious tolerance، social tolerence and so forth which were emphasized by the poet. Despite of recommendation of Naser Khosro to respect tolerance، the society didn’t accept it because of bias، intolerance and fanaticism.
    Keywords: social ethics, tolerance, bearing, moderation, odes of Naser Khosro
  • Pages 129-156
    In the genre of didactic literature the goal of author is the teaching of wisdom، ethics، the explanation of moral and educational issues، as well as religious and philosophical ideas in the society. The emergence of moral and intellectual deterioration as well as inhuman relationships in the society leads to increase of didactic poems among orator and poets. Moreover، the intensity of deterioration in the society especially among higher classes (the political and religious rulers) and its spread among ordinary people cause many poets as intellectual figure of their time age to review and criticize the actions of these people in their works. Besides ethical teachings and explanation of educational issues their poetry became a protest against religious and political rulers. Nezami like an attentive sociologist examines the behaviors of his community. His poem is the mirror of individual and social behaviors of his society that depicted quite it very well، that it is the best. Hafez is also the supporter of the moral values and advices based on them. Hafez in some respect was under influence of Nezami but he wasn’t the imitator of him. Generally،Hafez made use of Nezami’s poetry in two ways one of them is taking content and the other is the poetry framework; however، he does not limit himself to the framework.
    Keywords: education, ethical doctrines, Nezami, Hafez
  • A comparison of didactic doctrines in Ferdwsi's Shahnameh Ferdwsi's Shahnameh
    Pages 157-180
    Didactic literature includes a large part of Persian literature. Although Shahanameh considered to be an epic work، Ferdousi used every opportunity to express didactic doctrines in his work، especially in dramatic scenes and the final parts of stories Ferdousi’s presence and his moral doctrines is noticeable. Ferdousi’s recommendation to wisdom، fame، avoiding greediness، respecting moderation etc…. in domain of individual and social life are demonstrative of Ferdousi’s attention to the didactic literature. Saadi، as a social peacemaker، two century later، wrote Boustan within the domain of mystical and didactic literature. Saadi with respect to the requirement of Iranian society; especially، his time states، Saadi in Bostan deals with issues like goodness، modest، justice، fame، taking opportunities، avidness of greediness etc…. a comparison of Ferdowsi’s didactic doctrines Saadi shows similarities and differences. Differences arise from time conditions and Jran situation at that time، including to effect of foreign domination، circulation of mysticism، poetic thinking، and disappearing of enthusiastic spirituality at Saadi’s time. In the present paper a comparison is made between didactic doctrines in Ferdwsi’s Shahnameh ans Saadi’s Boustan so that similarities and differences have been revrealed. Ferdwsi’s Shahnameh
    Keywords: Didactic Literature, Ferdowsi, Shahnameh, Saadi, Boustan