فهرست مطالب

ادیان و عرفان - سال چهل و هشتم شماره 1 (بهار و تابستان 1394)
  • سال چهل و هشتم شماره 1 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/07/22
  • تعداد عناوین: 8
|
  • زهرا خدایاری *، رحمان مشتاق مهر صفحات 1-17
    عین القضات همدانی با استفاده از جمال، جلال و دیالکتیک آن دو، یک نظام منسجم فکری را پی ریزی کرده که بدون درک صحیح آن نظام، دسترسی به اندیشه های وی ناممکن است. این حکیم مغانی به قدری به این دوگانه و دوگانی های دیگر توجه دارد که شتابزدگی در بررسی اندیشه های او، چه بسا منجر به این برداشت ناصواب شود که وی ثنوی است. یکی از این دوگانه که جلال است و تجلیات آن، در اندیشه وی و عارفان خراسان به برداشت های نادرستی از اعتقادات این طایفه منجر شده و چه بسا موجبات مرگ آنان را فراهم آورده است. این طایفه که سخنان خود را در پرده رمز بیان می کنند از ادامه دهندگان حکمت مغانی اند. حکمت مغانی شاه کلید رمزگشایی از دستگاه رمزی عین القضات محسوب می شود. در این زمینه استفاده از عرفان نظری به منظور تبیین رمزهای وی بسیار راهگشاست. هدف اصلی این پژوهش معرفی این نظام فکری و رمزگشایی از آن با استفاده از عرفان نظری خواهد بود.
    کلیدواژگان: جلال، جمال، حکمت مغانی، دیالکتیک، عین القضات و نور سیاه
  • مسلم خزلی *، وحید سبزیان پور صفحات 19-47
    پند پیران از متون عرفانی به جامانده از قرن پنجم هجری است که نویسنده آن ناشناخته است. این کتاب مجموعه ای از حکایات را با موضوعات مختلف در خود جای داده است. یکی از مهم ترین موضوعاتی که در حکایات این کتاب جلوه گری می کند، تصوف و عرفان است. منبع حکایات این کتاب که درباره صوفیان مشهور قرن سوم هجری و شیوه زندگی و کرامات ایشان است، ناشناخته مانده و بدان اشاره ای نشده است؛ بنابراین، در این گفتار برآنیم با کنکاش در منابع عربی و ایرانی سرچشمه های این حکایات را پیدا کنیم. براساس یافته های پژوهش، حکایات این کتاب در منابع عربی و برخی منابع ایرانی کهن که پیش از پند پیران یا هم عصر آن بوده، نقل شده اند. این مساله نشان می دهد که نویسنده پند پیران همه حکایات را با ذوق و قریحه خویش به نگارش در نیاورده، بلکه از منابع پیشین نیز استفاده کرده است. همچنین این حکایات در منابع پس از پند پیران با تغییر و تفاوت نقل شده اند که نشان می دهد این روندی عمومی است که در گذشته دور در ادبیات وجود داشته و مختص به دوره خاصی نیست. همچنین ردپای حکایات پند پیران به عنوان یکی از متون کهن را می توان در منابع بعدی ایرانی نیز یافت.
    کلیدواژگان: پند پیران، تصوف، قرن سوم هجری، ماخذشناسی، منابع عربی و ایرانی
  • مهدی رضایی*، مریم خسروانی خانیمنی صفحات 49-66
    شکل گیری جریان تصوف در قرن دوم هجری، از یک سو منشا تحولات فراوانی در حوزه های مختلف اجتماعی شده و از سوی دیگر این جریان فکری، پذیرای اندیشه ها، سلیقه ها و برداشت های گوناگون دینی شده است. این تاثیر و تاثرات سبب بروز درگیری و نزاع درونی جریان فکری تصوف شده است. در مراحل رشد و رونق تصوف، جوامع اسلامی درگیر حمله های بنیان کن مغول شدند که در همه سطوح فرهنگی و اقتصادی جامعه تاثیر نهاد و بی شک جریان فکری و اجتماعی تصوف نیز از این تاثیرات نمی توانست برکنار بماند. در این پژوهش سعی شده نقدهایی که صوفیان سده های پنجم و ششم – به عنوان سده های قبل از حمله مغول - و صوفیان سده های هشتم و نهم -که پس از ویرانی مغول قرار دارد - در آثار خود بر دیگر صوفیان روا داشته اند، استخراج و هر دوره با هم دیگر مقایسه شود تا بتوان از این میان به شناخت بهتر و بیشتری از جریان های نابه هنجار تصوف قبل و بعد از حمله مغول دست یافت. در پایان نتیجه گرفته می شود، حمله مغول به شکل مستقیم بر دگرگونی های صوفیانه و نقدهای درون مشربی آنان تاثیر نگذاشته است.
    کلیدواژگان: تصوف، عرفان، مغول، نقد
  • احمد زندوانیان، راضیه طیبی، رویا رسولی* صفحات 67-79
    روان شناسان مدل های خوبی را برای درک رشد شناختی، رفتاری و روان شناختی مطرح کرده اند، اما دکتر جیمز فاولر متخصص الهیات، بر این باور بود که مدلی ویژه برای رشد ایمانی تدوین نشده است. وی نظریه رشد ایمانی خود را براساس نظریه های رشدی پیاژه، اریکسون و کلبرگ و مباحثه های دینی در زمینه ایمان که تیلیش[1]، نی بوهر[2] و اسمیت[3] بیان کرده بودند، بنا نهاد و آن را مراحل رشد ایمانی[4] نامید. نظریه فاولر از طریق گوش دادن به زندگی سیصدوپنجاه وهفت مصاحبه شونده بین سال های 1972 تا 1981 پدید آمده است. فاولر پس از مصاحبه های متعدد با آزمودنی ها، به این نتیجه رسید که رشد ایمان که همان رشد ایجاد معنا است، پدیده ای جهانی و انسانی بوده و تا حدی ذاتی و غریزی است. او همچنین نشان داد که رشد ایمانی، مسیری رشدی، فکری، شناختی و پیش بینی پذیر را دنبال می کند. با اینکه دامنه گسترده ای از محققان خارجی به این نظریه توجه نشان داده اند، پیچیدگی های آن سبب شده چالش های نظری، اخلاقی و عملی زیادی به همراه داشته باشد. با توجه به اینکه در ایران این نظریه بسیار مهجور مانده است، در این مقاله کوشش شده درک بهتری از آن فراهم آید. ازاین رو ابتدا تعریف ایمان، و سپس مراحل رشد ایمانی از نگاه فاولر به تفصیل بررسی شده و درنهایت انتقادهای وارد بر این نظریه بیان می شود. به نظر می رسد این نظریه که شامل یک پیش مرحله و شش مرحله است، به عنوان ساختاری برای تدوین نظریه رشد دینی- ایمانی مطابق با آموزه های اسلامی- شیعی راهگشا باشد.
    کلیدواژگان: تربیت دینی، جیمز فاولر، نظریه رشد ایمانی
  • پریوش سیاه، وحید عسکرپور* صفحات 81-99
    هدف از انجام این پژوهش بررسی باورها و آداب و رسوم مرتبط با چشم زخم در چارچوب مردم شناسی دین و آیین است. در مردم شناسی دین همواره میان مناسک دینی و جادویی تفاوت هایی ترسیم شده است. در این پژوهش ابتدا به ارائه تعاریف مشخص از دین و جادو از منظر مردم شناختی پرداخته خواهد شد و سپس مبتنی بر آن تعاریف مجموعه باورها و آداب و رسوم وابسته به چشم زخم در روستای پیربالای آذربایجان شرقی بررسی شده و درهم آمیختگی عناصر جادویی و دینی در آن باورها و مناسک تجزیه و تحلیل می شود. روستای پیربالا در هجده کیلومتری جنوب غربی شهرستان مرند از توابع استان آذربایجان شرقی قرار دارد. داده های مورد مطالعه در این پژوهش از طریق مشاهدات میدانی و ثبت مصاحبه با ساکنان آن روستا گردآوری شده و درون چارچوب پژوهشی مذکور تجزیه و تحلیل شده است. تمایزهای موجود میان عناصر دینی و جادویی در عمل و در بطن زندگی روزمره چندان هم پررنگ و مشخص نبوده و نتایج این پژوهش درهم آمیزی قابل توجهی را میان آن ها نشان می دهد. اصل و منشا باور به چشم زخم اکنون برای اهالی پیربالا خصلتی دینی دارد و به طور دقیق از گفتمان دینی حاکم بر فرهنگ شیعی برمی خیزد. با این حال از شواهد قوم نگاشتی چنین برمی آید، ورای این باور دینی و در سطوح پایین تر، رفتارها، سلوک و ابزارهایی در زمینه دفع چشم بد نمایان می شوند که از ساحت دینی فراگذشته و مواجهه ای تجربی و انسانی تر را با نیروهای شر دامن می زند.
    کلیدواژگان: چشم زخم، دین، جادو، فتیش، روستای پیربالا
  • جعفر فلاحی صفحات 101-120
    ظهور حزب نازی، به قدرت رسیدن و جنگ افروزی آن ها، تنگنایی دشوار برای مردم اروپا و آلمان به وجود آورد. کلیساهای آلمان در این دوره با آزمونی دشوار روبه رو شدند. کارنامه کلیساهای پروتستان آلمان در این دوره جالب توجه است. ظرفیت ها و کمبودهای الهیاتی کلیساها در این بحبوحه آشکار شد. در کلیسای پروتستان جنبش های مسیحیان ژرمن و کلیسای معترف ظهور کردند، که به ترتیب به حمایت و مخالفت با رژیم نازی پرداختند. تبعیت از حکومت و مخالفت با یهودیان پیش زمینه ای در الهیات لوتر داشت که در این دوره آسیب های خود را نشان داد. بعضی از متالهان و شبانان کوشیدند ضعف های الهیاتی را برطرف کنند؛ الهیات کارل بارت و دیتریش بونهوفر و بیانیه بارمن از این جهت حایز اهمیت هستند. این تلاش های الهیاتی در پی اصلاح برخی موانع الهیاتی یا سوءبرداشت ها از مسیحیت در راه مبارزه با حاکمان ستمگر بودند. کوتاهی در قبال کشتار یهودیان، ضعفی آشکار در کارنامه کلیسا بود. ظهور رژیم نازی در آلمان پیامدها و درس های آموخته ای را برای کلیسای آلمان برجای نهاد. نزاع ایمان و هراس در سطوح جمعی و فردی آشکار بود. تکیه بر کتاب مقدس در این دوران خود سنتی را برجای نهاد که تا مدت ها بعد مورد استفاده کلیسا قرار گرفت.
    کلیدواژگان: الهیات پروتستان، بیانیه بارمن، دیتریش بونهوفر، کارل بارت، کلیساهای پروتستان آلمان، کلیسای معترف، مسیحیت و حزب نازی و یهودستیزی در آلمان نازی
  • ضرغام گرجی پور، محمدعلی چلونگر، علیرضا ابطحی صفحات 121-138
    از نیمه دوم قرن اول هجری به بعد، فرق و مذاهب مختلف کلامی شروع به رشد کردند. یکی از این جریان های فکری معتزله بود که تا اواسط قرن سوم هجری روابط چندان مطلوبی با شیعه نداشت؛ بنابراین تا این برهه از زمان بسیاری از رهبران دو گروه ردیه های فراوانی بر آثار هم دیگر می نوشتند که هدف آن ها از این عمل، دفاع از اصول اعتقادی مکتب خود بود که در بسیاری از موارد با تعصب و چشم پوشی از حقیقت نیز همراه می شد. اما از نیمه دوم قرن سوم هجری خصوصا با روی کار آمدن حکومت شیعی آل بویه این جریان فکری به گونه ای دیگر طی طریق کرد و روابط فکری معتزله با شیعه بسیار به هم نزدیک شد به طوری که بسیاری از شیعیان از استادان معتزلی علم فراوانی کسب کردند و بعضی از معتزلیان مثل راوندی و ابوعیسی وراق به شیعه گرویدند و اصطلاح متشیعه معتزله در این عصر، اصطلاحی رایج که به معتزلیانی که به شیعه گرایش پیدا کرده بودند، اطلاق می شد. همچنین بسیاری از بزرگان معتزله با رهبران فکری شیعه مثل شیخ مفید، خاندان نوبختی و... تعاملات مختلفی برقرار کردند که این تعاملات هرگز به خشونت نگرایید و هر دو گروه، نظریات هم را با تسامح و تساهل می شنیدند. در نگاه کلی، در قرن چهارم هجری معتزله و شیعه خصوصا شیعه زیدیه تاثیر متقابلی بر یکدیگر برجا گذاشتند.
    کلیدواژگان: آل بویه، شیعه، صاحب بن عباد، قاضی عبدالجبار، قرن چهارم هجری و معتزله
  • سید ابوالفضل موسوی *، محمد فنایی اشکوری صفحات 139-161
    ریاضت، گرچه در تداعی ذهنی اکثر افراد، اعمال شاق صوفیان و مرتاضان است، در شکل صحیح آن، لایه زیرین شریعت و شیوه دیرین طریقت و تنها راه خروج از منزل نفسانی و عروج به مقام ربانی است.
    تفاوت رهبانیت و تصوف جاهلانه با ریاضت مطلوب دین، در اصل لزوم ریاضت نیست، بلکه در انگیزه ها و ابعاد ریاضت است. پیام «رهبانیه امتی الجهاد»، خروج از ریاضت انحرافی و ورود در ریاضت مطلوب است نه خروج کلی از ریاضت. اجتماعی و جهانی بودن اسلام، ریاضت را از ابعاد فردی و کوته بینانه به ابعاد اجتماعی و متعالی ارتقا می دهد؛ بنابراین گرچه از صدمات بدنی می کاهد، ضربات سهمگین تری بر بت نفس وارد می آورد.
    این نوشتار با استفاده از احتجاجات ائمه معصومین (ع) در مقابل برخی صوفی منشان، سعی در ارائه شاخص های ریاضت مطلوب از منظر دین دارد.
    کلیدواژگان: اجتماع، حکومت، خانواده، رهبانیت، ریاضت، صوفیه و فقر
|
  • Zahra Khodayari*, Rahman Moshtaghmehr Pages 1-17
    Ayn Al Qodat Hamadani has created a unified thought system through Jamal and Jalal and the dialectic between them. It is impossible to perceive his mindset without a deep understanding of this thought system. He relies so heavily on this duality and other dualities that jumping to conclusions while studying his thought might mislead us to think that he is dualistic. Jalal and its emanations in his thought and Khorasan`s mystics has resulted in misunderstanding their beliefs and even in some cases has cost their lives. They are the followers of Maqian wisdom and express their ideas in symbolic ways. The Maqian wisdom is the key to unraveling these symbols. Moreover, theoretical mysticism is very useful in explaining their symbols. The current paper focuses on introducing this thought system and explaining its symbols through theoretical mysticism.
    Keywords: Ayn Al Qodat, black light, dialectic, Jalal, Jamal, Maqian wisdom
  • Moslem Khezeli*, Wahid Sabzian Poor Pages 19-47
    Pand-e piran is of the mystical texts from fifth century of Hegira whose author is unknown. This work contains a set of parables with various subjects. One of the most prominent subjects in this work is Sufism and mysticism. The source of this work’s parables which is on famous sophists of third century and their life styles is unknown. So, in this study we aim to find the origins of these parables with an analysis of Arabic and Persian sources. According to the findings of the study, the parables of this work in Arabic sources and some ancient Iranian sources which have been previous or contemporary to it, are quoted. This suggests that Pand-e piran's author has not composed all of the parables with his own talent but with use of previous sources. Also these parables in sources after Pand-e piran are quoted with some detailed changes which indicate that this is a common process which has been existed in the very past literature and doesn’t belong to a special period. Also, we can find the traces of the parables of Pand-e piran as one of the old texts in the later Iranian sources.
    Keywords: Pand, e piran, Sufism, third hegira century, source study, Arabic, Iranian sources
  • Mehdi Rezaei*, Maryam Khosravani Khanimani Pages 49-66
    The formation of Sufism in the 2nd century is the origin of many evolutions in different social eras. Simultaneously, this school is affected by different thoughts and ideas which led to some challenges. While this school was developing, Islamic societies were attacked by Moguls which affected all cultural- economic layers of those societies. This article aims at investigating and comparing the criticism of Sufis in the 5th and 6th century (before Mogul's attack) with 8th and 9th century (after Mogul's attack) to achieve better understanding of the effects of this attack. At last, we can observe that this attack did not affect Sufism directly.
    Keywords: criticism, Mogul, mysticism, Sufism
  • Ahmad Zandvaniyan Naeeni, Razieh Tayyebi, Roya Rasooli* Pages 67-79
    Abstract Psychologists have stated helpful models for understanding cognitive, behavioral and psychological development, but Dr. James W. Fowler a theologian noted that there arent any specific models dealing with faith development. He built his theory on the foundations laid by the developmental theories Piaget, Erikson, and Kohlberg plus the theological discussions of faith by Tillich, Niebuhr, and Smith and called his theory as faith development spaces. Fowler’s model emerged as he listened to the life stories of 357 individuals interviewed between 1972 to 1981. After several interviewing, fowler concluded that faith development, that is, growth in meaning making, is a universal, human phenomenon. It is somehow innate and Instinctive. Fowler demonstrated that faith development follows a predictable, cognitive, conceptual and development trajectory. Although this theory has been considered by many international researchers, but the complexity of this theory has led to a lot of theoretical, ethical and practical challenges. Because this theory remains very obsolete in Iran, this review article attempts to provide a better understanding of this theory. So At first the definition of faith according to fowler is presented, then the stages of faith development is studied in detail and ultimately the criticisms of this theory has been proposed. It seems that the theory Which includes one pre Phase and six Phase, be helpful As a framework for Codification religious- faith Development theory In accordance to Islamic teachings.
    Keywords: religious education, James Fowler, faith development theory
  • Vahid Askarpour*, Pariwash Siyah Pages 81-99
    The aim of current study is to investigate customs, traditions and beliefs related to evil eye according to anthropology of religion and beliefs. Some differences have been always distinguished between religious rites and magical rites in anthropology of religion. In this study, we first present determined definitions of religion and witchery from anthropological perspective and then based on presented definitions, a set of beliefs, traditions and customs of evil eye are studied in Pirbala village located at East Azerbaijan. It also tries to analyze integration of magical and religious elements in such rites and beliefs. Pirbala village has been located in 18 kilometers of Southwest of Marand town (East Azerbaijan). The research data collected by field observations and interviewing the village residents and analyzed in above mentioned research framework. According to findings of current study, distinctions between religious and magical elements were not much identified and highlighted in practice and daily life and results of present study indicated considerable integration among them. The origin of believing in evil eye is now a religious nature for Pirbala villagers, originating exactly from religious discourse governing Shiite culture. That is, while ethnographic evidences reveal that behind such religious belief and at a lower level, some behaviors, rites and instruments appear to repel evil eye which oversteps religious rites, requiring humanistic and experimental confrontation with evil forces.
    Keywords: evil eye, religion, fetish, Pirbala village
  • Jaafar Fallahi* Pages 101-120
    The appearance of Nazism, rising to power and bringing about 2nd world war, raised a difficult situation for people in Europe and Germany. German churches found themselves in a trial in this period and their theological points of strength and weakness revealed. The behavior of protestant churches is noticeable. Two movements, German Christians and Confessing Church, were shaped that respectively were adherent and opponent of Nazi regime. Roots of some protestant churches’ submission to state and hostility to Jews can be traced to Luther theology and his two kingdoms doctrine that affect on their function in this period. Some theologians and pastors tried to remove these defects; Karl Bart and Dietrich Bonhoeffer were of key figures and writing Barmen Declaration was an important event in this regard. Failure in protecting Jews was an obvious weakness in the operation of churches. However the appearance of Nazi regime was instructive for German churches and had some consequences for them. The conflict between fear and faith was explicit in collective and individual level. A tradition, based on reading and exegesis of bible, was established in this period and has been useful for the Europe churches after that.
    Keywords: German Protestant Churches, Protestant Theology, Christianity, Nazism, Confessing Church, Barmen Declaration, Karl Barth, Dietrich Bonhoeffer
  • Zargham Gorjipour*, Mohammad Chelonegar, Alireza Abtahi Pages 121-138
    Abstract Since the second half of the first century AD onward, various verbal sects and cults began to flourish. One of the currents, thought was Mutazelie that had no desirable relations with Shia until the middle of third century AD. Therefore, at this point of times many leaders of two groups wrote so many refutations in the case of each other, that their purpose was to defend their beliefs against each other, which in many cases were associated with prejudice and condone of the fact. But, since the second half of the third century AD, this thought went otherwise. Especially with coming of Ale Boyeh Shiite government, intellectual relations of Mutazelies and Shiites were closed to each other. So that, many Shiites gained so much knowledge from Mutazele's masters. Some of Mutazelies like Ravandi and Abo Isa waragh joined Shiism.The term Shiite Mutazelie in this era, was the most common term that referred to mutazeles that were tending to Shiism. Many Shiite leaders established various interactions with Shia thought leaders like sheikh Mofied, nobakht's families and …. and these interactions were never lead to violence and both groups heard the theories of each other with tolerance. In general overview it must be said that in the fourth century AD, Mutazele and Shia, especially Zeydi Shia had mutual effects on each other.
    Keywords: Ale, Boyeh, Fourth century, ghazi Abdul Jabar, Mutazele, Sahebe bne Ebad, Shiite
  • Seyyed Abolfazl Mousavi*, Mohammad Fanaei Eshkevari Pages 139-161
    Abstract Although the term Riyadha in the minds of many refers to the extreme ascetic practices of Sufis, however in its true religious sense it is the hidden aspect of Shari’ah and the standard method of tariqa and the only way for overcoming the evil desires and ascending toward proximity to the Almighty. The difference between superficial Sufi concept of Riyadha and the true religious concept of the term is not on the necessity of Riyadha, rather the difference lies on its motivations and dimensions. When the Prophet says that the “Riyadha of my Ummah is jihad”, he does not intend to reject Riyadha, rather he wants to reject the false understanding of the concept and replace it with its correct understanding. The fact that Islam is a social and universal religion, does not limit Riyadha into its individual aspect, rather it extends it into the higher social aspects. Thus, although it decreases the bodily harms of Riyadha, however it intensifies its blow on the idol of the ego. In this paper by referring to the arguments of infallible Imams against some Sufis of their time, I try to present religious concept and criteria of Riyadha.
    Keywords: Asceticism, monasticism, poverty, government, family, community