فهرست مطالب

تحقیقات غلات - سال پنجم شماره 3 (پاییز 1394)
  • سال پنجم شماره 3 (پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/10/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مصطفی صالحی فر، بابک ربیعی*، جعفر اصغری، منصور افشار صفحات 203-218

    به منظور بررسی اثر تنظیم کننده های رشد ایندول استیک اسید (IAA) و کاینتین بر صفات مرفولوژیک، عملکرد و اجزای عملکرد دانه ارقام برنج تحت شرایط تنش خشکی ابتدا و انتهای فصل، یک آزمایش گلدانی در قالب فاکتوریل با طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار در شرایط مزرعه ای در دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه گیلان در سال 1392 اجرا شد. عامل های آزمایش شامل رقم در چهار سطح (غریب، خزر، سپیدرود و آپلند 83750-131-1 IR)، تنش خشکی در سه سطح (بدون تنش، تنش خشکی ابتدای فصل از مرحله 1 تا مرحله 4 کدبندی ورگارا و تنش خشکی انتهای فصل از مرحله 4 تا پایان مرحله 9 کدبندی ورگارا) و تنظیم کننده رشد در سه سطح (شاهد بدون کاربرد تنظیم کننده رشد، IAA و کاینتین هر دو با غلظت 5-10×5 مول به صورت محلول پاشی روی کل گیاه) بود. نتایج حاصل نشان داد که اثر اصلی هر سه عامل بر تمامی صفات مورد مطالعه معنی دار بود، اما اثر متقابل سه جانبه رقم×تنش×تنظیم کننده رشد فقط بر چهار صفت تعداد کل دانه، تعداد دانه پر در خوشه، طول خوشه و وزن هزار دانه معنی دار شد. در همه ارقام مورد مطالعه، تنش ابتدای فصل با کاهش معنی دار تعداد پنجه، منجر به کاهش عملکرد دانه شد. به طور کلی، استفاده از هر دو تنظیم کننده رشد IAA و کاینتین میزان عملکرد دانه را در هر دو تنش ابتدا و انتهای فصل بیش از 50 درصد افزایش داد، اما در تنش انتهای فصل، نقش کاینتین بیشتر از اکسین بود. بیشترین شاخص تحمل به خشکی نیز به میزان 1/01 مربوط به رقم سپیدرود بود. بررسی شاخص حساسیت به تنش نیز نشان داد که تحت تنش انتهای فصل، همه صفات مورد مطالعه نسبت به شرایط بدون تنش کاهش یافتند و بیشترین کاهش به میزان 71/45 درصد در عملکرد دانه مشاهده شد. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که کاربرد خارجی این دو تنظیم کننده رشد، نقش موثری در بهبود صفات مرفولوژیک، عملکرد و اجزای عملکرد دانه در ارقام برنج در هر دو مرحله تنش ابتدا و انتهای فصل داشت.

    کلیدواژگان: تنظیم کننده های رشد، شاخص حساسیت به خشکی، شاخص تحمل به تنش
  • عباس حاجی پور، محمد مهدی سوهانی*، سید حسن حسنی، ولی الله بابایی زاده، سید محمد علوی صفحات 219-230

    قارچ درون‌هم‌زیست Piriformospora indica ریزجاندارای است که در بسیاری از موارد سبب القای مقاومت سیستمیک علیه بیمارگرها در گیاهان میزبان می‌شود. از طرف دیگر، قارچ Fusariumproliferatum که عامل بیماری پوسیدگی طوقه در گیاه زراعی برنج است، علاوه بر کاهش رشد و عملکرد، تولید زهرابه‌هایی می‌کند که برای انسان و دام سمی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین برهمکنش بین قارچ درون هم زیست P. indica و قارچ F. proliferatum به منظور کنترل بیماری پوسیدگی طوقه با استفاده از روش های غیر شیمیایی انجام شد. بر اساس نتایج حاصل، نشانه های مورفولوژیک بیماری پوسیدگی طوقه از قبیل ارتفاع غیر نرمال گیاهان، زرد یا قهوه‌ای شدن و خشکیدگی برگ ها، وجود ریشک‌های نابجا در گره های اول و دوم و پوکی در گیاهانی که قبلا با قارچ P. indica پیش تیمار شده بودند، مشاهده نشد. میزان فعالیت برخی از آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان در پاسخ به بیماری پوسیدگی طوقه در گیاهانی که با قارچ P. indica پیش تیمار شده بودند، در مقایسه با گیاهان شاهد (تیمار نشده) نشان داد که سطوح فعالیت آنزیم‌های پراکسیداز و آسکوربات ‌پراکسیداز در ریشه گیاهان پیش تیمار شده با این قارچ به طور معنی داری افزایش یافت، اما تغییر در برگ‌ها معنی دار نبود. فعالیت آنزیم کاتالاز نیز در برنج دارای هم‌زیست و آلوده به بیماری، افزایش معنی داری در برگ ها و ریشه ها داشت. این نتایج احتمالا نشان دهنده نقش موثر  قارچ P. indicaدر حفاظت از این گیاه زراعی مهم در برابر قارچ F. proliferatum با استفاده از روش های مختلف از جمله افزایش میزان فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانت است. بنابراین، بر اساس نتایج این تحقیق پیشنهاد می شود از قارچ P. indica به عنوان یکی از روش های کنترل غیر شیمیایی بیماری پوسیدگی طوقه در برنج استفاده شود.

    کلیدواژگان: آسکوربات پراکسیداز، آنزیم های آنتی اکسیدانت، بیماری باکانه، پراکسیداز، درون هم زیست، کاتالاز
  • مرتضی کامرانی*، عباس فرضی، اصغر عبادی صفحات 231-246
    به منظور ارزیابی تحمل به خشکی در ژنوتیپ های گندم دیم، آزمایشی با 34 ژنوتیپ گندم در دو شرایط دیم (تنش خشکی) و آبیاری (بدون تنش) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 92-1391 انجام شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که تنش خشکی باعث کاهش معنی دار ارتفاع بوته، وزن بوته، طول و وزن پدانکل، تعداد دانه در سنبله، وزن دانه در سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، میزان کلروفیل، طول، عرض و سطح برگ پرچم و روز تا رسیدگی شد، اما بر تعداد دانه در سنبله، شاخص برداشت و روز تا خوشه دهی تاثیر معنی داری نداشت. ژنوتیپ های شماره 7، 11 و 13 به ترتیب با میانگین عملکرد 4/29، 4/29 و 4/26 تن در هکتار، بالاترین عملکرد دانه را تحت شرایط تنش خشکی به خود اختصاص دادند، در حالی که تحت شرایط آبیاری، بیشترین عملکرد دانه مربوط به ژنوتیپ های 13، 22 و 7 به ترتیب به میزان 7/440، 5/960 و 5/780 تن در هکتار بود. برای شناسایی ژنوتیپ های متحمل به خشکی، از شاخص های تحمل (TOL)، حساسیت به تنش (SSI)، میانگین بهره وری (MP)، میانگین هندسی بهره وری (GMP)، میانگین هارمونیک (HMP)، شاخص تحمل به تنش (STI) و شاخص پایداری عملکرد (YSI) استفاده شد. با توجه به اینکه شاخص های MP،GMP، HMP و STI همبستگی بالایی با عملکرد دانه تحت هر دو شرایط تنش و بدون تنش داشتند، به عنوان شاخص های مناسب جهت دستیابی به ارقام پرمحصول در هر دو شرایط محیطی معرفی می شوند. تجزیه خوشه ایبه روش کمترین واریانس Ward بر پایه شاخص های تحمل به خشکی و عملکرد دانه در هر دو شرایط محیطی، ژنوتیپ های مورد بررسی را در پنج گروه قرار داد. تجزیه به مولفه های اصلی با استفاده از شاخص های مقاومت به خشکی و عملکرد دانه در دو شرایط تنش و بدون تنش خشکی نیز ژنوتیپ های شماره 3، 7، 11 و 14 را به عنوان ژنوتیپ های متحمل به تنش خشکی و ژنوتیپ های شماره 4، 8، 30 و 32 را به عنوان ژنوتیپ های حساس به تنش خشکی معرفی کرد.
    کلیدواژگان: بای پلات، تجزیه به مولفه های اصلی، شرایط دیم، عملکرد دانه
  • عبدالوهاب عبدالهی *، عادل دباغ محمدی نسب، صفر نصرالله زاده صفحات 247-259
    کشت مخلوط به عنوان یک روش موثر استفاده از منابع، موجب افزایش عملکرد و پایداری محصول در مقایسه با کشت خالص می شود. به منظور ارزیابی الگوهای مختلف کشت مخلوط گندم و نخود تحت مدیریت کود نیتروژن، آزمایشی در قالب فاکتوریل- کرت های خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در معاونت موسسه تحقیقات کشاورزی دیم سرارود-کرمانشاه به مدت دو سال زراعی (89-1387) اجرا شد. مدیریت نیتروژن در سه سطح (1- بدون کود نیتروژن، 2- 60 کیلوگرم در هکتار اوره برای گندم و 20 کیلوگرم در هکتار اوره برای نخود و 3- کود زیستی نیتراژین + 30 کیلوگرم در هکتار اوره برای گندم و بدون اوره برای نخود) و کنترل علف های هرز در دو سطح (1- بدون وجین و 2- وجین علف های هرز) به صورت فاکتوریل در کرت های اصلی و ده ترکیب کشت مخلوط شامل 1- کشت خالص گندم، 2- کشت خالص نخود، 3- کشت درهم-ردیفی با نسبت 1:1 گندم: نخود، 4- کشت درهم-ردیفی با نسبت 1:2 گندم: نخود، 5- کشت مخلوط ردیفی با نسبت 1:1 گندم: نخود، 6- کشت مخلوط نواری با الگوی 5:1:5:2 نخود: گندم: نخود: گندم، 7- کشت مخلوط نواری با الگوی 7:2 نخود: گندم، 8- کشت مخلوط نواری با الگوی 2:7 نخود: گندم، 9- کشت مخلوط نواری با الگوی 9:4 نخود: گندم و 10- کشت مخلوط نواری با الگوی 4:9 گندم: نخود در کرت های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در متر مربع، عملکرد دانه، ارتفاع بوته، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت گندم تحت تاثیر رقابت بین گونه ای (الگوهای کاشت)، سال و برهم کنش آنها قرار گرفت. در رقابت بین گونه ای، گندم در جذب و استفاده از منابع توانایی بیشتری داشت. الگوهای کاشت نواری با عرض کمتر نوار گندم و عرض بیشتر نوار نخود (الگوهای 8 و 10) و الگوی ردیفی (الگوی 5) در بیشتر صفات مورد بررسی از جمله ارتفاع بوته در سال اول، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه در سطح اشغالی، شاخص برداشت و دریافت نور بهتر از کشت خالص گندم بودند. الگوی کاشت ردیفی در سال دوم باعث کاهش بیوماس علف های هرز در نخود شد که علاوه بر برتری نسبت به کشت خالص، با بررسی بیشتر می تواند به عنوان رهیافتی جهت کنترل علف های هرز نخود مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: رقابت، کشت مخلوط ردیفی، کشت مخلوط نواری، PAR
  • بهروز واعظی، جعفر احمدی *، علیرضا پورابوقداره صفحات 261-272
    بررسی اثر متقابل ژنوتیپ × محیط و شناسایی ارقام پایدار و پرمحصول در شرایط محیطی مختلف، اهمیت زیادی در اصلاح نباتات دارد. در این تحقیق، پایداری عملکرد دانه 22 لاین پیشرفه جو به همراه دو رقم شاهد در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم گچساران به مدت سه سال زراعی (91-1389) مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از تجزیه واریانس مرکب، اثر متقابل لاین × سال معنی دار بود، به این معنی که لاین های مختلف واکنش های متفاوتی در سال های اجرای آزمایش داشتند و از این رو می توان لاین های پایدار و سازگار را در سال های مختلف شناسایی کرد. برای تعیین پایداری لاین ها، از روش های واریانس محیطی رومر، اکووالانس ریک، ضریب رگرسیون فینلی و ویلکینسون، واریانس انحراف از رگرسیون ابرهارت و راسل، واریانس پایداری شوکلا، ضریب تغییرات محیطی فرانسیس و کاننبرگ، مجموع رتبه بندی کانگ و روش گزینش همزمان عملکرد و پایداری کانگ استفاده شد. نتایج حاصل از روش های مختلف متفاوت بود و لاین های پایدار متفاوتی در هر روش شناسایی شدند، اما با توجه به کلیه روش های استفاده شده و با در نظر گرفتن عملکرد لاین ها در سال های مختلف، لاین های شماره 9، 3 و 10 به ترتیب با میانگین عملکرد 4119/84، 3659/50 و 3578/80 کیلوگرم در هکتار به عنوان لاین های پرمحصول و پایدار شناسایی شدند که برای کشت در شرایط دیم گچساران و مناطق مشابه معرفی می شوند.
    کلیدواژگان: اثر متقابل ژنوتیپ × محیط، سازگاری، شرایط دیم، عملکرد دانه
  • الهام مشهدی، حمید عباس دخت * صفحات 273-287
    به منظور بررسی اثر تلقیح بذر با کود زیستی نیتروکسین، هیدروپرایمینگ و سطوح مختلف کود نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه ذرت سینگل کراس 704، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی شاهرود در سال 1387 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل هیدروپرایمینگ بذر در دو سطح (هیدروپرایمینگ و بدون پرایمینگ) به عنوان فاکتور اصلی و تلقیح بذر با کود زیستی نیتروکسین در دو سطح (تلقیح و بدون تلقیح) و کود شیمیایی نیتروژن در سه سطح (150، 250 و 350 کیلوگرم در هکتار کود اوره) به صورت فاکتوریل به عنوان فاکتورهای فرعی آزمایش بودند. نتایج نشان داد که تلقیح بذر با نیتروکسین و هیدروپرایمینگ بذر به طور معنی داری موجب افزایش عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، تعداد ردیف دانه در بلال، تعداد دانه در ردیف، وزن هزار دانه، طول بلال، قطر بلال، تعداد برگ و ارتفاع بوته ذرت سینگل کراس 704 شدند. سطوح نیتروژن نیز به طور معنی داری عملکرد و اجزای عملکرد را تحت تاثیر قرار دادند، به طوری که بیشترین عملکرد در سطح 350 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. اثر متقابل هیدروپرایمینگ × نیتروکسین برای همه صفات به جز ارتفاع بوته، تعداد ردیف در بلال، تعداد دانه در ردیف، وزن هزار دانه و شاخص برداشت معنی دار بود، در حالی که اثر متقابل هیدروپرایمینگ × نیتروژن فقط بر وزن بلال و عملکرد دانه و اثر متقابل نیتروکسین × نیتروژن فقط بر ارتفاع بوته، طول بلال، وزن هزار دانه و عملکرد دانه معنی دار بود. نتایج این آزمایش نشان داد که هیدروپرایمینگ به همراه تلقیح بذر با باکتری های محرک رشد گیاه مانند نیتروکسین به طور معنی داری موجب افزایش عملکرد دانه ذرت شد. علاوه بر آن، تلقیح بذر در سطوح بالای نیتروژن در مقایسه با تلقیح در سطوح پایین نیتروژن نیز به طور معنی داری عملکرد بیشتری تولید کرد.
    کلیدواژگان: باکتری های محرک رشد، پرایمینگ، تلقیح بذر، درصد جوانه زنی
  • مریم تاج الدینی، وحیدرضا جلالی*، مهدی سرچشمه پور صفحات 289-300
    در سال های اخیر استفاده از کودهای آلی همانند ورمی کمپوست در کشاورزی مورد توجه بوده است. به منظور بررسی تاثیر اندازه و مقادیر مختلف ورمی کمپوست بر ویژگی های گیاهچه های ذرت دانه ای، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار تحت شرایط کنترل شده گلخانه ای به مدت 90 روز در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1393 اجرا شد. در این تحقیق، مقادیر ورمی کمپوست در چهار سطح 0، 1، 2 و 4 درصد جرمی و در سه اندازه مختلف 0/5، 1 و 2 میلی متر مورد استفاده قرار گرفت و صفات وزن تر و خشک ریشه، وزن تر و خشک ساقه، ارتفاع ساقه، تعداد برگ، حجم ریشه، تنفس میکروبی و درصد کلونیزاسیون ریشه اندازه گیری شد. نتایج حاصل نشان داد که کاربرد مقادیر مختلف ورمی کمپوست موجب افزایش معنی دار صفات وزن تر و خشک ساقه، ارتفاع ساقه، حجم ریشه، تعداد برگ و وزن تر و خشک ریشه گیاه ذرت نسبت به شاهد شد. اندازه های متفاوت ورمی کمپوست نیز تاثیر معنی داری بر صفات ارتفاع ساقه، درصد کلونیزاسیون ریشه و تعداد برگ داشتند، به طوری که اندازه 0/5 میلی متر تفاوت معنی داری با 2 میلی متر در سطح احتمال یک درصد داشت، اما تفاوت آن با اندازه یک میلی متر معنی دار نبود. به طور کلی، بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر بهبود ویژگی های مرفولوژیک و بیولوژیک گیاه ذرت در اثر کاربرد مقادیر مختلف ورمی کمپوست، اندازه ذرات ورمی کمپوست نیز احتمالا از طریق بهبود ویژگی های کیفی خاک، می تواند بر ویژگی های مرفولوژیک و در نهایت عملکردی گیاه ذرت موثر باشد.
    کلیدواژگان: تنفس میکروبی، کلونیزه شدن ریشه، ماده آلی، ویژگی های مرفولوژیک
|
  • Mostafa Salehifar, Babak Rabiei*, Mansour Afshar Mohammadian, Jafar Asghari Pages 203-218

    To assess the effects of indol acetic acid (IAA) and kinetin regulators on morphological، yield and yield components of rice (Oryza sativa L.) varieties under early and terminal drought stress conditions a pot experiment under farm condition was carried out as factorial experiment based on completely randomized design with three replications in Faculty of Agricultural Science، University of Guilan in 2013. The experimental factors were four rice varieties (Gharib، Khazar، Sepidrood and Upland rice، IR 83750-131-1)، drought stress in three levels (non-stress، early season stress from stage 1 to stage 4 of Vergara coding system and terminal season stress from stage 4 to end of the stage 9) and growth regulators in three levels (non-regulator and 5×10-5 M of IAA and kinetin as spraying on whole plant). Results indicated that main effects of the all factors on all measured traits were significant، but the interaction effect of variety×stress×growth regulator was significant only on total grain number، grain number per panicle، panicle length and 1000-grain weight. Under early season stress، reduction of tiller number leads to a reduction in grain yield in all studied varieties. Generally، application of both growth regulators، IAA and kinetin، increased grain yield more than 50 percent under both early and terminal season drought stress، but under terminal drought stress، the role of kinetin was more than IAA. The highest value of stress tolerance index (STI) with average of 1. 01 was observed in Sepidrood. Drought stress index (DSI) also indicated that all measured traits decreased under terminal season stress compared to non-stress condition and the highest decrease with average of 71. 45 percent was observed in grain yield. In total، results of this research indicated that exogenous application of these two regulators had the effective role in the improvement of morphological traits، grain yield and yield component in both early and terminal season drought stress.

    Keywords: Drought susceptible index, Growth regulators, Stress tolerance index
  • Mohammad Mahdi Sohani*, Seyed Hassan Hassani, Valiollah Babaiezad, Seyed Mohammad Alavi, Abbas Hajipoor Pages 219-230

    Fusarium prolifratum is a causal agent of Bakanae disease (root rot and crown rot) in rice (Oryza sativa L.) which result in sever reduction of plant growth and yield. Morever، it produces mychotoxin that cause toxication in human and animals. Piriformospora indica is a endophytic fungus that can induced systemic resistance against different plant pathogens. In the current study، rice plants were pre-inoculated with P. indica followed by infected with Fusarium prolifratum in order to study the endophytic effects on plant resistance against Bakane disease as well as possibility of non-chemical control of the disease. A mild typical symptoms of the Bakane disease were developed in rice plants pre-inoculated with P. indica and chalenged with the Fusarum. Activity of some antioxidant enzymes such as Proxidase (POD)، Ascorbat proxidase (POD) and catalase (CAT) were measured 4 days after inoculation with F. prolifratum in root and leaves. The concentration of the three enzymes were significantly higher in colonized plants with P. indica and challenged with F. prolifratum compare to non-colonized and control plants in root and leaves. These results suggest that P. indica might protect rice from necrotrophic pathogens through activating the plant antioxidant enzyme. Therefore، results of this research showed that the endophytic fungus P. indica can be used as one of the non-chemical methods for controlling Bakanae disease in rice.

    Keywords: Antioxidant enzyms, Ascorbat proxidase, Bakanae disease, Catalase, Endophyte, Proxidase
  • Morteza Kamrani*, Abbas Farzi, Asghar Ebadi Pages 231-246
    To evaluate drought tolerance in rainfed wheat genotypes، an experiment was conducted with 34 genotypes of bread wheat in two conditions (drought stress and non-stress) using randomized complete block design with three replications، in 2012-2013 growing season. Combined analysis of variance over two experiment showed that drought stress significantly decreased plant height، plant weight، peduncle weight and length، grain weight per spike، grain number per spike، 1000 grain weight، grain yield، chlorophyll content and day to ripening، but there was no significant effect on the harvest index and days to heading. Under the drought condition، the genotypes 7، 11 and 13 had the highest grain yield with an average of 4. 290، 4. 290 and 4. 260 ton. ha-1، respectively، while under the irrigated condition، the genotypes 13، 22 and 7 produced the highest grain yield with an average of 7. 44، 5. 96 and 5. 78 ton. ha-1، respectively. To identify drought tolerance genotypes، drought tolerance indices such as tolerance index (TOL)، stress susceptibility index (SSI)، mean productivity (MP)، geometric mean productivity (GMP)، harmonic mean (HMP)، stress tolerance index (STI) and yield stability index (YSI) were used. Results showed that GMP، MP، HMP and STI indices were positively correlated with grain yield under both stress and non-stress conditions. Therefore، they can be exploited not only to screen drought tolerance but also to identify superior genotypes for both stress and non-stress field conditions. Principal component analysis using grain yield under both conditions and drought tolerance indices showed that the genotypes 3، 7، 11 and 14 were the most tolerant genotypes to drought conditions، while the genotypes 4، 8، 30 and 32 were the most sensitive genotypes.
    Keywords: Bi, plot, Grain yield, Principal component analysis, Rainfed condition
  • Abdolvahab Abdulahi*, Adel Dabbagh Mohammadinasab, Safar Nasrolahzadeh Pages 247-259
    Intercropping is known to improve the utilizing resources and increasing yield and yield stability as compare with monoculture. To evaluate wheat-chickpea intercropping، an experiment in factorial split plot based on randomized complete block design with three replications was carried out in Dryland Agricultural Research Institute، Sararoud، Kermanshah، Iran، during two years (2008-10). Two factors، N fertilizer in three levels (1. No fertilizer; 2. 60 kg. ha-1 urea for wheat and 20 kg. ha-1 for chickpea and 3. Nitragin as a biofertilizer + 30 kg. ha-1 urea for wheat and no urea for chickpea) and weed control in two levels (no weeding and weeding) were placed as factorial in main plots. In the sub-plots were also placed ten intercropping patterns including: 1. Wheat monoculture، 2. Chickpea monoculture، 3. Mixed-row intercropping with 1:1 ratio of wheat: chickpea، 4. Mixed-row intercropping with 2:1 ratio of wheat: chickpea، 5. Row intercropping with 1:1 ratio of wheat: chickpea، 6. Strip intercropping with 2:5: 1:5 ratio of chickpea: wheat: chickpea: wheat، 7. Strip intercropping with 2:7 ratio of chickpea: wheat، 8. Strip intercropping with 7:2 ratio of chickpea: wheat، 9. Strip intercropping with 4:9 ratio of chickpea: wheat and 10. Strip intercropping with 9:4 ratio of chickpea: wheat. Results showed that number of grain per spike، number of spike per m2، grain yield، plant height، biological yield and harvest index of wheat were affected by inter-specific competition (cropping pattern)، year and their interaction effect. Wheat had higher competition ability to uptake and use the resource than chickpea. Strip intercropping patterns with lower width of the wheat strip and more width of chickpea strip (patterns 8 and 10) and row intercropping (pattern 5) were better than the wheat monoculture in most studied traits like plant height in first year، biological and grain yield، harvest index and light absorption. The row intercropping in second year reduced weed biomass in chickpea which not only was superior to monoculture، but it can be used as an approach to weed control in chickpea
    Keywords: Competition, PAR, Row intercropping, Strip intercropping
  • Behroz Vaezi, Jafar Ahmadi, Alireza Pour, Aboughadareh Pages 261-272
    Evaluating genotype × environment interaction effects and identifying stable and high performance varieties under different environmental conditions is very important in plant breeding. In this research، the stability of grain yield of 22 barley advanced lines and two check varieties were evaluated using randomized complete block design with four replications at Gachsaran Rainfed Agricultural Research Station، Gachsaran، Iran، from 2010 to 2013 cropping seasons. Results of combined analysis of variance showed that year × line interaction effect were significant، indicating the studied lines showed different responses to different years and therefore the stable and compatible lines can be recognized. To determine stability of the studied lines، the methods of Romer’s environmental variance، Wrick’s equivalence، Finlay and Wilkinson’s coefficient of regression، Eberhart and Russell’s deviation variance of regression، Shukla’s stability variance، Francis and Kannenberg’s environmental coefficient of variation، Kang’s sum-rank and Kang’s simultaneous yield-stability statistic were used. Results of various parameters were different and different stable lines were identified. However، according to all stability parameters and grain yield of the studied lines in different years، lines 9، 3 and 10 with average grain yield of 4119. 84، 3659. 50 and 3578. 80 kg. ha-1 respectively، were identified as stable and high yielding lines. These lines are recommended to Gachsaran rainfed conditions and similar regions.
    Keywords: Adaptation_Genotype × environment interaction_Grain yield_Rainfed condition
  • Elham Mashhadi, Hamid Abbasdokht* Pages 273-287
    To study the seed inoculation، hydropriming and different levels of nitrogen on yield and yield components of corn، an experiment was carried out as split plot factorial based on randomized complete block design with four replications in Agricultural Research Station of Shahrood Industrial University، during 2007-2008. The treatments were seed priming at two levels (priming and non-priming) in main plots and seed inoculation at two levels (inoculated and non-inoculated) and nitrogen levels (150، 250، 350 kg/ha) as factorial in sub plot. Results showed that seed inoculation and seed priming significantly increased seed yield، biological yield، harvest index، number of row per ear، number of seed per row، 1000-grain weight، ear length، ear diameter، number of leaf per plant and plant height in maize، SC704. Nitrogen levels significantly affected yield and yield components، so that 350 Kg. ha-1 nitrogen produced the highest grain yield. The priming × inoculation interaction effect was significant on the all studied traits except plant height، number of row per ear، number of grain per row، 1000-grain weight and harvest index. The priming × nitrogen interaction effect was also significant on ear weight and grain yield and the inoculation × nitrogen interaction effect was significant on plant height، ear length، 1000-grain weight and grain yield. Results of this research indicated that the hydropriming together with seed inoculation and growth stimulator bacteria including nitroxin significantly increased maize grain yield. Also، seed inoculation together with higher levels of nitrogen fertilizer significantly resulted higher grain yield than the seed inoculation with lower levels of nitrogen.
    Keywords: Germination percentage, Growth stimulator bacteria, Priming, Seed inoculation
  • Maryam Tajodini, Vahid Reza Jalali*, Mehdi Sarcheshmehpoor Pages 289-300
    In recent years، the use of organic fertilizers like vermicompost has extensively been considered in agriculture. To evaluate the effect of different sizes and amounts of vermicompost on seedlings characteristics of grain maize، a factorial experiment based on completely randomized design with four replications was conducted، in a controlled conditions greenhouse for 90 days at Shahid Bahonar University of Kerman، Iran، in 2014. In this study، vermicompost at four amounts، 0، 1، 2 and 4 percent and three sizes، 0. 5، 1 and 2 mm were used and root and shoot fresh weight، root and shoot dry weight، stem height، leaf number، root volume، percentage of colonization and microbial respiration were measured. Results showed that different vermicompost amounts had significant effect than the control treatment on shoot fresh and dry weight، stem height، root volume، leaf number and root fresh and dry weight of maize plant at 1% of probability. Also، results showed significant differences between vermicompost sizes of 0. 5 and 2 mm at 1% probability level on the stem height، leaf number and root colonization. Based on the results، it can be concluded that not only incorporating soil with different vermicompost amounts can improve maize morphologic and biologic characteristics، but also the sizes of vermicompost via improving the soil qualitative characteristics could affects the maize morphologic and yield characteristics.
    Keywords: Microbial respiration, Morphologic characters, Organic matter, Root colonization