فهرست مطالب

چشم پزشکی بینا - سال بیست و یکم شماره 1 (پاییز 1394)
  • سال بیست و یکم شماره 1 (پاییز 1394)
  • 104 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1394/10/10
  • تعداد عناوین: 14
|
  • مقالات پژوهشی
  • عباس باقری*، حامد عباسی، مهدی توکلی، علیرضا برادران رفیعی، عبدالرضا شیبانی زاده، بهاره خیری صفحه 3
    هدف
    تعیین تاثیر جراحی فتورفرکتیو کراتکتومی در بهبود حرکات لرزشی و کیفیت بینایی بیماران نزدیک بین با و بدون آستیگماتیسم دچار نیستاگموس مادرزادی.
    روش پژوهش: این مطالعه، یک گزارش موارد مداخله ای آینده نگر بر روی بیماران مبتلا به نیستاگموس مادرزادی با نزدیک بینی بیش تر یا مساوی 1- دیوپتر می باشد. برای همه بیماران قبل و سه ماه پس از جراحی فتورفرکتیو کراتکتومی، معاینات کامل چشمی شامل تعیین حدت بینایی تک و دو چشمی، حساسیت کنتراست و ویدیو نیستاگموگرافی (شامل متغیرهای فرکانس، دامنه و شدت نیستاگموس) صورت گرفت و نتایج با یکدیگر مقایسه شدند.
    یافته ها
    در مجموع 24 چشم از 12 بیمار با میانگین سنی 2±23 سال، مورد بررسی قرار گرفتند. متوسط عیب انکساری بیماران قبل از عمل به صورت معادل کروی 65/ 1±82/ 2- دیوپتر و آستیگماتیسم 14/ 1±33/ 1- دیوپتر و پس از عمل به صورت معادل کروی 25/ 0±26/ 0- دیوپتر و آستیگماتیسم معادل 51/ 0±31/ 0- دیوپتر بود که این تغییرات معنی دار بود (P<0.001). حدت بینایی بر اساس واحد لوگمار به صورت معناداری افزایش یافت به طوری که در دید تک چشمی از 21/ 0±36/ 0 به 25/ 0±27/ 0 و در دید دوچشمی از 2/ 0±33/ 0 به 16/ 0±17/ 0 رسید (P<0.001). میزان حساسیت کنتراست در فرکانس های پایین (P<0.001)، متوسط (P=0.001) و بالا (P=0.01) بهبود معناداری داشت. میزان فرکانس، دامنه و شدت نیستاگموس های پس از جراحی PRK به طور معنی داری کاهش یافت (P<0.001). رابطه معنی داری بین میزان بهبود معادل کروی و بهبود کنتراست و حدت بینایی و شاخص های حرکتی نیستاگموس مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    جراحی فوتورفرکتیو کراتکتومی در بیماران مبتلا به نیستاگموس مادرزادی، دید تک چشمی و دوچشمی را به طور معناداری افزایش داد. هم چنین حساسیت کنتراست و شاخص های حرکتی نیستاگموس (فرکانس، دامنه و شدت) به میزان قابل توجهی پس از انجام جراحی در بیماران مبتلا به نیستاگموس مادرزادی بهبود یافت.
  • مریم آل طه، حاج محمد قلی پور صفحه 10
    هدف
    بررسی اثر میزان آزادسازی (Dissection) غلاف تنون و حفظ غشاهای بین عضلانی (Intermuscular) بر نتیجه عمل جراحی استرابیسم افقی.
    روش پژوهش: بیماران مبتلا به استرابیسم افقی با محدوده سنی بین 6 تا 50 سال و بدون سابقه جراحی چشمی، در دو گروه تحت عمل جراحی قرار گرفتند. روش جراحی استرابیسم به جز در میزان جداسازی غلاف تنون در هر دو گروه مشابه بود. در گروه شاهد، غلاف تنون تا 10 میلی متری پشت محل اتصال عضله به صلبیه و اتصالات بین عضلانی بریده شد و در گروه مورد، این غلاف 4-3 میلی متر پشت به محل زدن بخیه بر روی عضله بریده شد و اتصالات بین عضلانی دست نخورده باقی ماند. بر حسب میزان زاویه استرابیسم افقی و وجود آمبلوپی، جراحی به صورت BMR Bimedial Recession)، (Bilateral Recession) BLR) و یا (R&R (Recession and Resection صورت گرفت.
    یافته ها
    این مطالعه روی 54 بیمار در دو گروه (هر گروه 27 نفر) صورت گرفت. دو گروه از نظر یافته های جمعیت شناسی با یکدیگر تفاوت آماری نداشتند. در هر دو گروه بعد از جراحی، در هر سه روش BMR، BLR و R&R، زاویه استرابیسم کاهش یافته بود ولی تفاوت میزان اصلاح زاویه استرابیسم بین دو گروه از نظر آماری معنی دار نبود. در بیمارانی که تحت جراحی BMR قرار گرفته بودند، به ازای هر میلی متر رسس عضله در گروه مورد، 39/ 0±59 /2 پریزم دیوپتر و در گروه شاهد، 99/ 0±16/ 2 پریزم دیوپتر زاویه انحراف استرابیسم اصلاح شد. در گروه ازوتروپی و R&R، به ازای هر میلی متر رسس یا رزکت عضله در گروه مورد، 31/ 0±38/ 3 پریزم دیوپتر و در گروه شاهد، 18/ 0±21/ 3 پریزم دیوپتر و در گروه BLR به ازای هر میلی متر رسس عضله در گروه مورد، 24 /0±34/ 2 پریزم دیوپتر و در گروه شاهد، 24/ 0±17/ 2 پریزم دیوپتر زاویه استرابیسم اصلاح شد. در گروه اگزوتروپی و R&R، به ازای هر میلی متر رسس یا رزکت عضله در گروه مورد، 46/ 0±12/ 3 پریزم دیوپتر و در گروه شاهد 28/ 0±72/ 2 پریزم دیوپتر زاویه استرابیسم اصلاح شد.
    نتیجه گیری
    میزان اصلاح زاویه استرابیسم افقی، رابطه ای با میزان دایسکشن بافت تنون یا بریدن اتصالات بین عضلات خارج چشمی ندارد. با توجه به احتمال آسیب کم تر بافتی و کاهش عوارض بالقوه در طولانی مدت، جراحی استرابیسم با دستکاری بافتی کم توصیه می شود.
  • علیرضا برادران رفیعی، مصطفی رضایی طاویرانی، سعید حیدری کشل*، دانیال روشندل صفحه 16
    هدف
    کشت و بررسی ماهیت سلولی و مولکولی سلول های بنیادی چربی اربیت و مقایسه آن با سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان و سلول های بنیادی چربی شکمی.
    روش پژوهش: جداسازی سلول های بنیادی از چربی اربیت، چربی شکمی و آسپیره مغز استخوان انجام پذیرفت. آنالیز فلوسیتومتری برای مارکرهای سطحی اختصاصی سلول های بنیادی، بررسی توانمندی تمایزی آن ها به رده های سلولی استئوبلاست و آدیپوسیت، بررسی میزان تکثیر آن ها با استفاده از تست MTT و ارزیابی میزان بیان ژن های پلوریپوتنسی با استفاده از Real-Time PCR صورت گرفت. ارزیابی قابلیت ترمیم نیز با آزمون های آزمایشگاهی ترمیم و توانایی بیان مارکرهای اپی تلیالی نیز با آزمایش های هم جوارسازی با هوا انجام شد.
    یافته ها
    نتایج فلوسیتومتری نشان داد که مارکرهای 105CD، 90CD، 73CD، 44CD، 166CD در سلول های بنیادی اربیت (OFSCs) همانند سلول های بنیادی مغز استخوان (MSCs) و چربی شکمی (ASCs) دارای بیان مثبت و مارکرهای 133CD، 34CD، 45CD، 31CD منفی بودند. تمایز به رده های سلولی آدیپوسیت و استئوبلاست در هر سه گروه دیده شد. در نتایج ترمیم آزمایشگاهی، سلول های OFSC در مقایسه با دو گروه دیگر با سرعت بالاتری ترمیم شدند. پس از هم جوارسازی با هوا، فقط در گروه OFSC مارکرهای اپی تلیال 3KRT، 12KRT و کانکسین 43 مثبت بودند.
    نتیجه گیری
    سلول های بنیادی چربی اربیت با منشاء اکتودرم توانایی بالایی در تکثیر و تمایز دارند. با توجه به امکان بیان مارکرهای اپی تلیالی و پتانسیل ترمیمی مناسب و هم چنین موضع قرارگیری آن در مجاورت چشم، شاید بتوان از این سلول ها در ترمیم نقائص پایدار اپی تلیوم قرنیه استفاده نمود.
  • یوسف علیزاده، سیامک مرادیان، محمد جواد محمدی، رضا سلطانی مقدم، محمدرضا پنج تن پناه، سهیل سلطانی پور، محمود رحیمی بشر* صفحه 27
    هدف
    ارزیابی تاثیر تزریق داخل زجاجیه ای بواسیزوماب بر فشار پایدار داخل چشمیروش پژوهش: این مطالعه به صورت آینده نگر و غیرتصادفی در بیمارستان های امیرالمومنین (رشت) و لبافی نژاد (تهران) روی 359 چشم از 359 بیمار صورت گرفت. پس از اخذ شرح حال و معاینه اولیه، فشار داخل چشمی بیماران یک هفته و یک روز قبل از تزریق (2 نوبت) و یک، هفت و سی روز پس از تزریق (3 نوبت)، در چشم های تزریق شده و تزریق نشده اندازه گیری شد. تمام موارد اندازه گیری فشار داخل چشمی توسط یک معاینه گر صورت گرفت.
    یافته ها
    سیصد و شش چشم (159چشم راست و 147چشم چپ) از سیصد و شش بیمار (2/ 42 درصد مرد و 8/ 57 درصد زن)، شامل 277 مورد (5/ 90درصد) رتینوپاتی دیابتی، 20 مورد (6 /5 درصد) انسداد وریدی شبکیه و 9 مورد (2/ 9 درصد) دژنراسیون ماکولای وابسته به سن با نورگ زایی پس از تزریق داخل زجاجیه ای بواسیزوماب وارد مطالعه شدند. موردی از افزایش پایدار فشار داخل چشمی در چشم های تزریق شده و تزریق نشده، یافت نشد. هم چنین، بین افزایش فشار داخل چشمی با جنس و علت تزریق رابطه معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    تزریق داخل زجاجیه ای بواسیزوماب در افراد بدون سابقه گلوکوم، منجر به افزایش پایدار فشار داخل چشمی طی یک ماه نمی گردد.
  • سیدهاشم دریاباری، سپهر فیضی، محمدعلی جوادی، ستاره کریمی دیزانی صفحه 32
    هدف
    بررسی عوامل گیرنده و متغیرهای جراحی که می توانند بر میزان موفقیت به دست آوردن غشا دسمه برهنه در پیوند قرنیه لایه ای عمیق قدامی (Deep Anterior Lamellar Keratoplasty; DALK) در بیماران مبتلا به قوزقرنیه اثرگذار باشند.
    روش پژوهش: در این مطالعه مقایسه ای گذشته نگر، 290 چشم از 257 بیمار مبتلا به قوزقرنیه که تحت عمل جراحی DALK با روش حباب بزرگ (Big Bubble) قرار گرفته بودند، برای ورود به مطالعه انتخاب شدند. عوامل مختلف از قبیل تجربه جراح، سن و جنس گیرنده پیوند، سابقه خانوادگی و شدت بیماری قوزقرنیه، سابقه استفاده از لنز تماسی و کراتوکونژنکتیویت بهاره، ضخامت مرکزی و محیطی قرنیه، عمق اتاق قدامی، طول فضای ویتره و اندازه ترفاین استفاده شده در گیرنده مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    از 290 چشم، برای 289 چشم عمل جراحی DALK انجام شد (یک بیمار طی عمل به پیوند نافذ تبدیل شد) و در 229 چشم (2/ 79 درصد) حباب بزرگ به دست آمد (گروه دسمه برهنه). در جنس زن احتمال به دست آوردن دسمه برهنه 4/0 برابر کم تر از جنس مرد بود (P=0.02). به ازای هر 1/ 0 میلی متر افزایش در اندازه ترفاین احتمال موفقیت در ایجاد حباب بزرگ، 36/ 1 برابر بیش تر بود (P=0.03). سایر عوامل مورد بررسی بر میزان ایجاد حباب بزرگ تاثیری نداشتند.
    نتیجه گیری
    میزان تشکیل حباب بزرگ در قوزقرنیه، 2/ 79 درصد بود. در میان عوامل مختلف، جنس و اندازه ترفاین بر میزان موفقیت تشکیل حباب بزرگ تاثیر معناداری داشتند. در جنس زن، احتمال ایجاد حباب بزرگ کم تر بود که با اندازه ترفاین بزرگ تر، این میزان بیش تر شد.
  • افشین لطفلی صدیق، عبدالله شناسی، تهمینه آرین صفحه 39
    هدف
    مقایسه اعوجاج های رده بالا پس از فتورفرکتیوکراتکتومی با دو روش PT و PTA در بیماران نزدیک بین و نزدیک بین آستیگمات.
    روش پژوهش: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 80 چشم با توجه به معیارهای ورود به مطالعه، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 40 چشمی تحت فتورفرکتیوکراتکتومی با روش PT یا PTA قرار گرفتند. دید اصلاح نشده، دید اصلاح شده، رفراکشن آشکار، معادل کروی، فاکتورQ، اعوجاج های کروی و اعوجاج های رده بالا در بیماران قبل از عمل و در ماه های 1، 3 و 6 پس از عمل مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    در میزان اعوجاج های رده بالا بیماران در دو گروه پیش از عمل، تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت. میزان اعوجاج های رده بالا نسبت به پیش از عمل در گروه PT به صورت معناداری افزایش (p<0.001) و در گروه PTA کاهش یافت (p<0.001). میزان اعوجاج های کروی نسبت به پیش از عمل در گروه PT افزایش آماری معنی دار (p<0.001) ولی در گروه PTA فاقد تفاوت معنی دار آماری بود (P=0.57).
    نتیجه گیری
    انجام فتورفراکتوکراتکتومی با روش PT، سبب القای اعوجاج های رده بالا و کروی پس از عمل می گردد در حالی که روش PTA سبب درمان اعوجاج ها رده بالای از پیش موجود می شود.
  • سیامک دلفزای باهر، سپهر فیضی، محمدعلی جوادی، محمدرضا جعفری نسب، علیرضا برادران رفیعی، محمدمهدی صدوقی، امیر فرامرزی، دانیال نجدی* صفحه 45
    هدف
    توصیف علامتی که موقعیت صحیح لنتیکول پیوندی حین عمل DSAEK را تایید نماید.
    روش پژوهش: در این مطالعه بالینی و آزمایشگاهی، عمل DSAEK در سه چشم با تشخیص سودوفاکیک بولوس کراتوپاتی (PBK) صورت گرفت. هم چنین دو عدد گلوب کامل و دو عدد کورنئواسکلرای از قبل بریده شده (Precut) از سه جسد از بانک چشم، جهت بررسی آزمایشگاهی مطالعه فراهم شد. بعد از برداشتن غشا دسمه قرنیه گیرنده، لنتیکول دهنده داخل اتاق قدامی وارد شد، از حالت تاخورده باز شد و با کمک حباب هوا به قسمت خلفی استرومای قرنیه چسبانده شد. روند مشابهی روی چشم های بانک چشم صورت گرفت و لنتیکول هم در جهت صحیح و هم به صورت پشت و رو چسبانده شد.
    یافته ها
    پس از آن که اتاق قدامی به طور کامل با هوا پر شد، دو یا بیش از دو حلقه شفاف متحدالمرکز در حاشیه لنتیکول پیوندی تشکیل شد که علت آن انعکاس داخلی نور (Total Internal Reflection) در پیوند بود. در چشم های بیماران و چشم های بانک چشم که بافت پیوندی در جهت صحیح قرار گرفته بود، داخلی ترین حلقه شفاف که نشان دهنده جهت استرومایی پیوند بود، زیر قرنیه گیرنده و خارجی ترین حلقه که نشان دهنده سمت اندوتلیال بود، عمقی تر تشکیل شد. وقتی لنتیکول پیوندی به عمد در چشم های بانک چشم به صورت پشت و رو گذاشته شد، برعکس حالت فوق اتقاق افتاد و بزرگ ترین حلقه زیر قرنیه گیرنده مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    جهت صحیح قدامی خلفی لنتیکول پیوندی حین عمل DSAEK را می توان با کمک حلقه های شفافی که در حاشیه پیوند بعد از پرکردن کامل اتاق قدامی با هوا تشکیل می شود، تشخیص داد.
  • مرضیه سادات هاشمی منشادی، سیدباقر حسینی، بهار خیری، مژگان رضایی کنوی* صفحه 52
    هدف
    بررسی تظاهرات اسکن کانفوکال شبکه عصبی ساب بازال (Subbasal Nerve Plexus، SNP) و سلول های دندریتیک اپیتلیوم (Epithelial Dendritic Cells، EDCs) قرنیه در بیماران مبتلا به کراتیت هرپس سیمپلکس (Herpes Simples Keratitis، HSK) در مقایسه با کراتیت آکانتاموبایی (Acanthamoeba Keratitis، AK).
    روش پژوهش: تصاویر ثبت شده اسکن کانفوکال در بیمارانی که یافته های بالینی و اسکن کانفوکال مطرح کننده HSK و AK داشتند و نیز تصاویر اسکن کانفوکال افراد سالم مورد بررسی قرار گرفت. تراکم و متغیرها مورفولوژی EDCs و تغییرات SNP قرنیه ارزیابی و از نظر آماری بین گروه های مورد مطالعه مقایسه گردید.
    یافته ها
    در مجموع 52 چشم از 52 بیمار وارد مطالعه شدند: 12 چشم از 12 بیمار (08/ 23 درصد) با تظاهرات بالینی و اسکن کانفوکال مطرح کننده HSK، 20 چشم از 20 بیمار (46/ 38 درصد) با تظاهرات بالینی و اسکن کانفوکال مطرح کننده AK و 20 چشم از 20 فرد (46/ 38 درصد) سالم. میانگین تراکم، تعداد و مساحت EDCs در هر دو گروه HSK و AK در مقایسه با گروه شاهد افزایش معنی داری داشت (P<0.001). در ارزیابی شبکه عصبی ساب بازال، افزایش معنی داری در میانگین تعداد رشته های اصلی عصبی، تعداد رشته های فرعی عصبی، تعداد کل رشته های عصبی، قطر رشته های عصبی و تراکم اعصاب ساب بازال در گروه های HSK و AK در مقایسه با گروه شاهد مشاهده شد (P<0.001). انحنای رشته های عصبی (Nerve Tortuosity) در بیماران HSK و AK در مقایسه با گروه شاهد دارای کاهش معنی داری بود (P=0.013). در هیچ یک از عوامل ذکرشده اختلاف قابل توجهی از نظر آماری بین بیماران HSK و AK مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه با استفاده از اسکن کانفوکال، تغییرات معنی داری را در میانگین تراکم و متغیرهای مورفولوژیک SNP و EDCs در قرنیه بیماران مبتلا به HSK و AK نسبت به موارد طبیعی نشان داد که می تواند نشان دهنده وجود ارتباط متقابل بین پاسخ ایمنی و عملکرد سیستم عصبی قرنیه در مقابله با التهاب و عفونت باشد.
  • مقاله مروری
  • منصور شهریاری*، نازنین بهناز، محمدعلی جوادی صفحه 61
    خانواده تتراسیکلین، آنتی بیوتیک های وسیع الطیفی هستند که علاوه بر دسترسی آسان، ارزان بوده و عوارض جانبی به نسبت کمی دارند. این گروه دارویی علاوه بر آثار آنتی بیوتیکی با مهار ماتریکس متالوپروتئینازها و کلاژناز باعث مهار التهاب، کاهش رگ زایی و نورگ زایی و اثرات نسبی Neuroprotective و Antiapoptotic و آنتی اکسیدان می شوند. مجموع این خواص باعث استفاده از این خانواده در کاربردهای غیرآنتی بیوتیکی از جمله بیماری های مزمن قرنیه مانند خشکی چشم، سوختگی های شیمیایی و آسیب های تاول زای چشم، بلفاریت، اختلالات غدد میبومین، روزاسه، رد پیوند و درمان کمکی در ناخنک می شود. می توان از این داروها در مقادیر کم تر Subantibacterial (حدود 20 تا 100 میلی گرم در روز) استفاده نمود. به تازگی مطالعاتی برای استفاده از خواص Neuroprotective و Antioxidant و Antiapoptotic جهت درمان بیماری های نورورتینال مثل رتینوپاتی ها و آسیب های ناشی از ایسکمی انجام شده که نیاز به بررسی های بیش تر دارد.
  • گزارش مورد
  • همایون نیک خواه*، حمید احمدیه، جواد رضایی، ندا عین اللهی، محمدعلی صحراییان صفحه 70
    هدف
    گزارش یک مورد کاهش دید ناشی از ادم ماکولا به دنبال استفاده از داروی فینگولیمود در بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس.
    گزارش مورد: خانم 34 ساله مورد شناخته شده (Multiple Sclerosis (MS از 13 سال پیش، به دنبال کاهش دید چشم چپ از یک هفته قبل به درمانگاه شبکیه مراجعه نمود. وی به علت ابتلا به MS، از چهار ماه پیش تحت درمان با فینگولیمود با میزان روزانه 5/ 0 میلی گرم بود. قبل از شروع مصرف دارو در مرکز دیگری، معاینات چشم پزشکی برای وی انجام گردید که نتایج معاینات طبیعی بود. بهترین حدت بینایی اصلاح شده در آن زمان 25/ 20 در هر یک از چشم ها بود. وی سابقه ای از ابتلا به دیابت یا یووییت نداشت اما یک بار ابتلا به نوریت اپتیک رتروبولبار در هر یک از چشم ها را ذکر کرد. حدت بینایی اصلاح شده بیمار در بدو مراجعه، 25/20 در چشم راست و 70/ 20 در چشم چپ بود. مردمک مارکوس گان منفی بود. در معاینه اتاق و ویتره قدامی، سلول التهابی مشاهده نگردید. در معاینه فوندوسکوپی چشم چپ ادم ماکولا مشهود و سایر معاینات طبیعی بود. یافته های (Spectral Domain Optical Coherence Tomography (SD-OCT، بیانگر ادم ماکولا و ضخامت مرکزی آن، 605 میکرون بود. پس از مشاوره با متخصص مغز و اعصاب، فینگولیمود قطع و قطره سینارولاک سه بار در روز برای وی تجویز شد. شش هفته بعد، بینایی اصلاح شده چشم چپ 30/ 20 بود. در SD-OCT کاهش واضح ادم ماکولا مشهود بود و ضخامت مرکزی ماکولا 277 میکرون گزارش گردید.
    نتیجه گیری
    ادم ماکولا ناشی از فینگولیمود عارضه خوش خیم در درمان مولتیپل اسکلروزیس می باشد که به دنبال قطع دارو و استفاده از قطره موضعی سینارولاک بهبود می یابد.
  • مجید شمس*، محمدعلی جوادی، سیدهاشم دریاباری صفحه 75
    هدف
    گزارش یک مورد سندرم نادر سیستمیک به نام اسکرومیکس ادم (Scleromyxedema) همراه با درگیری پلک ها.
    گزارش مورد: آقای 29 ساله ای به دلیل احساس جسم خارجی در هر دو چشم و تورم همراه با سفت شدن پلک های فوقانی و تحتانی که از حدود 9 سال قبل شروع شده بود به درمانگاه چشم پزشکی بیمارستان دکتر لبافی نژاد مراجعه نمود. وی دارای سابقه بیماری کلیوی (هماچوری) از حدود 9 سال قبل بود، ولی سابقه خانوادگی سایر بیماری ها، جراحی قبلی و یا مصرف داروی خاصی را ذکر نکرد. در معاینه سیستمیک به عمل آمده، درگیری پوست دست ها و پاهای بیمار مشهود بود، به طوری که برای وی تشخیص اسکلرومیکس ادما مطرح شد.
    نتیجه گیری
    سندرم Scleromyxedema، یک سندرم بسیار نادر است که بیش تر موارد افراد را در سنین 50-30 سالگی درگیر می کند. در این بیماری، زنان و مردان به طور یکسان درگیر می شوند. در مراحل اولیه، ضایعات پوستی به صورت کوچک با اندازه 2 تا 3 میلی متر، به رنگ قرمز- قهوه ای می باشند که با پیش رفت بیماری، چین های عمیق و بزرگ در ناحیه پیشانی ایجاد می شوند. برای این بیماری، درمان خاصی جز درمان های حمایتی و پی گیری های دوره ای وجود ندارد2و1.
  • مقالات ترجمه شده
  • ترجمه: دکتر دانیال نجدی، دکتر محمدعلی جوادی صفحه 79
    لیزر فمتوسکند یک فن آوری جدید و در حال توسعه برای جراحی آب مروارید است. این فن آوری برای کپسولوتومی، برش های اولیه، برش های آستیگماتیسم و قطعه قطعه کردن لنز تایید شده و این قابلیت را دارد که با مزایای فراوانی که نسبت به روش کنونی فیکوامولسیفیکاسیون برای آن مطرح است تا 10 سال آینده به عنوان روش استاندارد جراحی آب مروارید مورد استفاده قرار گیرد.
    * این مقاله ترجمه ای از مقاله “Femtosecond laser will be the standard method for cataract extraction ten years from now”، نویسندگان “Milan Ranka، Eric D. Donnenfeld” مربوط به مجله Survey of Ophthalmology، سال 2015، دوره 60، صفحات 365-356 می باشد.
  • ترجمه: دکتر دانیال نجدی، دکتر محمدعلی جوادی صفحه 85
    به تازگی لیزر فمتوسکند برای جراحی آب مروارید معرفی شده تا تکنیک لیزر اتوماتیک، جایگزین روش فوق العاده موفق و کم خطر جراحی دستی شود. با وجود این که به نظر می رسد (Femtosecond Laser-assisted Cataract Surgery) FLACS می تواند منجر به نتایج جراحی قابل پیش بینی تر و مطمئن تر شود، تمام مقالات نشان می دهند که FLACS هیچ مزیتی بر جراحی آب مروارید استاندارد فیکوامولسیفیکاسیون ((Standard Phacoemulsification، SP ندارد ولی معایب FLACS در مقایسه با SP بیش تر است زیرا FLACS پرهزینه تر و زمان برتر بوده و ممکن است عوارض جراحی را حین دوره آموزشی ابتدایی جراحان افزایش دهد، هم چنین خطر یگانه ای در اثر مراحل اضافه Docking و درمان لیزر ایجاد می کند و دامنه عملکرد آن در مقایسه با SP به علت عواملی مانند مردمک های کوچک و آناتومی اربیت محدود است. اگرچه ممکن است زمانی به اثبات برسد که FLACS برای تعداد کمی از بیماران مانند افراد با اختلال عملکرد سلول های اندوتلیال قرنیه یا ناپایداری زنول ها مفید است، ولی این بیماران گروه هدف این فن آوری نبوده اند و FLACS در دهه های آینده تبدیل به روش استاندارد جراحی آب مروارید نخواهد شد.
    * این مقاله ترجمه ای از مقاله “Femtosecond laser will not be a standard method for cataract extraction ten years from now”، نویسنده “Brad H. Feldman” مربوط به مجله Survey of Ophthalmology، سال 2015، دوره 60، صفحات 365-356 می باشد.
  • ترجمه: دکتر محمد اسحاقی صفحه 91
    در این مقاله، نمای پاتوفیزیولوژی اکتروپیون (برگشت لبه پلک به خارج) و انتروپیون (برگشت لبه پلک به داخل) ارایه می شود. مرور نمای بالینی و روش های درمانی، اهمیت توجه به آناتومی در ترمیم پلک را مورد تاکید قرار می دهد.
    * این مقاله ترجمه ای از مجموعه “Focal Point” مربوط به ماه February سال 2014 با عنوان “Ectropion and Entropion” می باشد.
|
  • Bagheri A.*, Abbasi H., Tavakkoli M., Baradaran Ar, Sheibanizadeh Ar, Kheiri B Page 3
    Purpose
    To determine the effect of photorefractive keratectomy (PRK) on improvement of involuntary eye movements and visual functions in myopic patients with congenital nystagmus.
    Methods
    This prospective interventional case series included patients with congenital nystagmus and myopia ≥ -1 D who underwent PRK over a 2-year period. Complete ophthalmological examinations including visual acuity, contrast sensitivity and video-nystagmography were performed and compared before and 3 months after PRK.
    Results
    A total of 24 eyes of 12 patients with a mean age of 23±2 years were enrolled in the study. Spherical equivalent was -2.82 ± 1.65 preoperatively and -0.26 ± 0.25 postoperatively (P<0.001). Pre- and postoperative mean sphere was -2.16±1.36 and -0.10±0.35 and astigmatism was -1.33 ± 1.14 and -0.31 ± 0.51, respectively (P<0.001 for both comparisons). Mono-ocular visual acuity was improved from 0.36±0.21 in LogMAR preoperatively to 0.27±0.25 LogMAR postoperatively (P<0.001). Binocular visual acuity was significantly improved from 0.33±0.2 LogMAR to 0.17±0.16 LogMAR (P<0.001). A significant increase in contrast sensitivity was observed in low (P<0.001), intermediate (P<0.001) and high (P=0.01) spatial frequencies. Frequency, amplitude and intensity of nystagmus were significantly decreased after PRK (p<0.001). There was no correlation between degree of myopic correction and improvement in sensory and motor indices of nystagmus (P>0.1 for all correlations).
    Conclusion
    PRK in patients with congenital nystagmus increased mono-ocular and binocular vision. Additionally, contrast sensitivity and motor indices of nystagmus (frequency, amplitude and intensity) were significantly improved postoperatively.
    Keywords: Myopia, Nystagmus, PRK
  • Aletaha M.*, Gholipoor Hm Page 10
    Purpose
    To evaluate the effect of limited dissection of tenon sheath on the outcome of horizontal strabismus surgery.
    Methods
    Patients with horizontal strabismus, aged between six and 50 years, were enrolled in this non-randomized study. Patients with pattern and vertical strabismus or a history of strabismus surgery were excluded. The strabismus surgeries consisted of bimedial recession (BMR), bilateral recession (BLR), and recession and resection (R&R) depending on the type of horizontal strabismus and presence of amblyopia. The participants were divided into the case and control group. The method of operation was similar in both groups except for the amount of Tenon sheath dissection. In the control group, the Tenon sheath was cut 10 millimeters behind the insertion of the muscle and all the intramuscular connections were cut as much as possible. In the case group, the Tenon capsule was cut 3-4 mm posterior to the location of the sutures over the recessed or resected muscles and intermuscular connections were left intact.
    Results
    Fifty-four patients were enrolled in the study with 27 patients in each study group. There was no statistical difference between the two groups in terms of demographic variables. In both groups, the angle of strabismus was significantly reduced (P<0.05) postoperatively irrespective of the type of surgery. There was no significant difference between the two groups in terms of the corrected strabismus angle. After BMR, the angle of correction was 2.6±0.4 prism diopters per millimeter of muscle recession in the case group and 2.2±0.9 prism diopters per millimeter in the control group. After BLR, the angle of strabismus was corrected by 2.3 ±0.2 prism diopters per millimeter of muscle recession in the case group and 2.2±0.2 prism diopters per millimeter in the control group. After R & R performed for esotropia, the angle of strabismus was corrected by 3.4 ±0.3 prism diopters per millimeter of muscle recession or resection in the case group and 3.2± 0.2 prism diopters per millimeter in the control group. After R & R for exotropia, the angle of strabismus correction was 3.1±0.5 prism diopters per millimeter of muscle recession or resection in the case group, and 2.7±0.3 prism diopters per millimeter in the control group.
    Conclusion
    The extent of the Tenon dissection as well as cutting the intermuscular connections had no significant effect on the corrected strabismus angle. Therefore, it is advisable to preserve the Tenon capsule and intermuscular connections as much as possible to reduce postoperative complications.
    Keywords: Minimally Invasive, Strabismus Surgery, Tenon Capsule
  • Baradaran, Rafii Ar, Rezaei, Tavirani M., Heidari, Keshel S.*, Roshandel D Page 16
    Purpose
    To separate and characterize orbital fat-derived stem cells (OFSCs) and compare its cellular and molecular properties with those of bone marrow-derived mesenchymal stem cells (MSCs) and adipose-derived stem cells (ASCs).
    Methods
    Stem cells from orbital fat, abdominal fat and bone marrow aspirates have been isolated. We assessed stem cell specific cell surface markers using cytometry, osteoblast and adipocyte differentiation potential using special stains, and cellular proliferation rate using MTT test and expression of pleuripotency genes by Real-Time polymerase chain reaction (PCR). We also assayed wound healing using a scratch test and expression of corneal epithelial specific cell markers using an air lifting test.
    Results
    Results of flow cytometry showed that OFSCs were positive for CD105, CD90, CD44, CD166 and CD73 and negative for CD34, CD45, CD31 and CD133, similar to MSCs and ASCs. Differentiation to osteoblast and adipocyte was observed in all groups. OFSCs healed more rapidly as compared to MSCs and ASCs. Only OFSCs expressed epithelial markers KRT3, KRT12 and Connexin43 after air lifting.
    Conclusion
    Orbital fat-derived stem cells had a high capability of proliferation and differentiation. Given the possibility of expression of epithelial markers and the potential of regeneration as well as its close location to the eye, these cells can be considered for cell therapy to treat persistent corneal epithelial defects.
    Keywords: Adipose, derived Stem Cell, Bone Marrow, derived Mesenchymal Stem Cell, Orbital Fat, derived Stem Cell
  • Alizadeh Y., Moradian S., Mohammadi Mj, Soltani Moghadam R., Panjtanpanah M., Soltanipour S., Rahimibashar M.* Page 27
    Purpose
    To evaluate the effect of intravitreal Bevacizumab (IVB) injection on sustained intraocular pressure (IOP)
    Methods
    This non-randomized prospective study was conducted on 359 eyes of 359 patients in Amir Almomenin (Rasht) and Labbafinejad (Tehran) Hospitals. After history taking and complete ocular examination, IOP was measured one week and one day before injection (twice at each session), and 1, 7 and 30 days after injection (three times at each session). All IOP measurements were obtained by a single examiner.
    Results
    Of all eyes, 306 eyes (159 right and 147 left eyes) of 306 patients (42.2% men, 57.8% women) were eligible for the study. Indications included diabetic retinopathy (277 eyes; 90.5 %), retinal vein occlusion (20 eyes; 6.5%), neovascular age related macular degeneration (9 eyes; 2.9%). No sustained increase in IOP was observed in the injected and non-injected fellow eyes. No significant association was found between the IOP elevation and subject gender or indications for injection.
    Conclusion
    IVB injection in eyes without a history of glaucoma did not lead to a sustained increase in IOP during one month after injection.
    Keywords: Diabetic Retinopathy, Intravitreal Injection of Bevacizumab, Intraocular Pressure, Neovascular
  • Daryabari Sh, Feizi S.*, Javadi Ma, Karimdizani S Page 32
    Purpose
    To assess parameters that had a capability of influencing the rate of big bubble formation during deep anterior lamellar keratoplasty (DALK) in keratoconus.
    Methods
    A total of 290 consecutive eyes from 257 patients with keratoconus that underwent DALK using the big-bubble technique were enrolled. The influence of patient age and sex, family history of keratoconus, history of contact lens wear or vernal keratoconjunctivitis, the presence of Vogt’s striae or superficial opacities, keratometric readings, central and peripheral corneal thickness, anterior chamber depth, vitreous length, and trephination size on the rate of a bare DM achievement was investigated.
    Results
    DALK was performed in 289 of 290 eyes and a bare DM was successfully achieved in 229 (79.2%) eyes. The recipient sex and trephination size had a significant association with the success rate of big-bubble formation. The female sex decreased the odds of bare DM achievement by 0.44 times (P=0.02). For each 0.1-mm increase in the trephination size, the odds of the successful big-bubble formation increased by 1.36 times (P=0.03). Other factors failed to demonstrate any significant association with the rate of successful bare DM achievement.
    Conclusion
    The rate of successful big-bubble formation was 79.2% in keratoconus. Among different factors, female sex predicted a less likelihood of big bubble formation while large trephination size was significantly associated with an increase in the chance of bare DM achievement.
    Keywords: Big, bubble Technique, Deep Anterior Lamellar Keratoplasty, Keratoconus, Success Rate
  • Lotfi Sedigh A., Shenasi A., Aryan T.* Page 39
    Purpose
    The aim of this study was to compare higher-order aberrations between personalized treatment (PT) versus personalized treatment advanced (PTA) photorefractive keratectomy (PRK) for myopia and myopic astigmatism.
    Methods
    In this clinical trial, 80 eyes of 40 patients who met inclusion criteria were enrolled. They underwent PRK using PT or PTA algorithm randomly. Higher-order aberrations were measured and compared between the study groups pre-operatively and at months 3 and 6 postoperatively.
    Results
    The two study groups were comparable in terms of preoperative higher-order aberrations. Compared to the preoperative values, higher-order aberrations were significantly increased in the PT group (p<0.001), but decreased in the PTA group (p<0.001). Spherical aberration exhibited a significant increase postoperatively in the PT group (p<0.001) but remained unchanged in the PTA group (P=0.57).
    Conclusion
    PRK using PT algorithm resulted in an increase higher-order aberrations. PTA algorithm provided better results in terms of postoperative higher-order aberrations and could treat pre-existing higher-order aberrations.
    Keywords: Higher, Order Aberrations, Personalized Treatment Advanced, Personalized Treatment, Photorefractive Keratectomy
  • Delfazayebaher S., Feizi S., Javadi Ma, Jafarinasab Mr, Baradaran Rafii Ar, Sadoghi Mm, Faramarzi A., Najdi D.* Page 45
    Purpose
    To describe a new noninvasive method to assure correct orientation of donor lenticules in Descemet stripping automated endothelial keratoplasty (DSAEK) surgery.
    Methods
    DSAEK surgery was performed in three eyes with the diagnosis of pseudophakic bullous keratopathy (PBK). For the laboratory part of the study, two whole globes and two precut corneoscleral buttons were used. The donor lenticules were inserted in correct orientation and upside down orientation in the eye-bank globes.
    Results
    When anterior chamber was completely filled with air, two or more shiny rings were formed at the borders of donor lenticules because of total internal reflection in the graft. In both live and eye-bank eyes, the smoother larger thinner outermost ring which represented endothelial side of the grafts was formed deeper and the smaller thicker innermost ring which represented stromal side was formed more superficial when the grafts were attached in correct orientation,. When the lenticules were inserted upside down in the eye-bank eyes, a reverse situation was observed and the largest ring formed more superficial.
    Conclusion
    The double-ring sign can be used to assure the correct orientation of the donor lenticles at the end of the DSAEK surgery.
    Keywords: Descemet Stripping Automated Endothelial Keratoplasty, Double Ring Sign, Lenticule Orientation
  • Hashemi Manshadi M., Hosseini Sb, Kheiri B., Mozhgan Rezaei Kanavi* Page 52
    Purpose
    To investigate confocal scan features of corneal subbasal nerve plexus and epithelial dendritic cells in herpes simplex keratitis (HSK) as compared to Acanthamoeba keratitis (AK).
    Methods
    Confocal scan records of patients with clinical and confocal microscopic features compatible with HSK and AK as well as confocal scan records of normal participants were reviewed. The density and morphologic parameters of epithelial dendritic cells (EDCs) and changes in subbasal nerve plexus (SNP) were evaluated and compared among the groups.
    Results
    A total of 52 eyes of 52 patients were enrolled: 12 eyes (23.08%) of 12 patient with clinical and confocal scan features of HSK, 20 eyes of 20 patients (38.46%) with clinical and confocal scan results compatible with AK, and 20 eyes (38.46%) of 20 normal subjects. Mean density, numbers, and area of EDCs were significantly increased in both HSK and AK groups compared to the controls (P<0.001). Main nerve trunk number, nerve branches, total nerve numbers, nerve diameter and subbasal nerve density were statistically lower in HSK and AK groups as compared to the controls (P<0.001). Nerve tortuosity was significantly decreased in HSK and AK groups in comparison to the normal eyes (P=0.013). No statistically significant difference was observed between the HSK and AK groups in abovementioned parameters.
    Conclusion
    Using confocal scan, this study showed significant changes in mean density and morphometric parameters of SNP and EDCs in HSK and AK. The findings can indicate a strong interaction between immune response and corneal innervation in these two corneal diseases.
    Keywords: Acanthamoeba Keratitis, Confocal Microscopy, Dendritic Cells, Herpes Simplex Keratitis, Subbasal Nerve Plexus
  • Shahriari M.*, Behnaz N., Javadi Ma Page 61
    Tetracyclines are broad spectrum antibiotics which are inexpensive and widely available and have an appropriate safety profile. In addition to antibiotical effects, tetracyclines can inhibit matrix metaloproteinase and collagenase, and subsequently reduce inflammation, angiogenesis, and neovascularization. They have partial neuro-protective, anti-apoptotic and antioxidant properties. Given these properties, tetracyclines are commonly used for the management of some ocular diseases such as pdry eye, blepharitis, meibomian gland dysfunction, rosacea, chemical burn, vesicant injuries, graft rejection reactions, and pterygium. Sub-antibacterial doses (20-100 mg/day) are used for the aforementioned purposes. Recently some studies investigated the neuro-protective, anti-oxidant and anti-apoptotic properties of tetracyclines which can be exploited for some neuroretinal diseases including retinopathies and ischemia-reperfusion injuries. However, more studies are needed for these new applications of tetracyclines.
    Keywords: Anti, inflammation, Doxycycline, Minocycline, Ophthalmology, Tetracycline
  • Nikkhah H.*, Ahmadieh H., Rezaei J., Einollahi N., Sahraian Ma Page 70
    Purpose
    To report a case of severe macular edema following the taking of fingolimod in multiple sclerosis.Case Report: A 34-year-old woman with a long history of relapsing-remitting multiple sclerosis presented complaining of blurred vision in the left eye that started 1 week before the presentation. She had been taking fingolimod for 4 months. She was not diabetic and had no history of uveitis but reported an episode of retrobulbar optic neuritis in both eyes. The initial ophthalmic examination, which was performed 2 weeks before initiating fingolimod, revealed a best corrected visual acuity (BCVA) of 20/25 OU and no ocular abnormalities. Upon the recent presentation, BCVA was 20/25 OD and 20/70 OS and there was no afferent papillary defect. The examination of anterior segment and anterior vitreous was unremarkable. Retinal examination of the left eye revealed cystoid macular edema with no other inflammatory signs or vascular changes. The findings of spectral domain optical coherence tomography (SD-OCT) were compatible with macular edema and indicated that the central macular thickness (CMT) was 605 microns. Fingolimod was discontinued and sinarolac was started three times daily. After 6 weeks, BCVA was 20/25 OD and 20/30 OS. Macular edema was resolved clinically and SD-OCT exhibited a significant reduction in macular edema with a CMT of 277 microns.
    Conclusion
    Fingolimod-associated macular edema is a benign complication of the drug used for multiple sclerosis and. This complication responds well to the drug discontinuation and topical non-steroidal anti-inflammatory administration.
    Keywords: Cystoid Macular Eedema, Fingolimod, Multiple Sclerosis, Non, steroidal Anti, inflammatory Drug
  • Shams M.*, Javadi Ma, Daryabari Sh Page 75
    Purpose
    To present a case of bilateral enlargement of eyelids in 29 year old man with sclromyxedema syndrome.Case Report: A 29- year- old man was referred to labbafinegad clinic with bilateral enlargment of upper and lower eyelids, and foreign body sensation since 9 year ago. Investigating of patients history show renal deasese(hematuria) since 9 year ago. In systemic examination the patients showed hands and feet involvement obviously. At further investhgations sclermyxderma was confirmed.
    Conclusion
    Scleromyxedema is a rare, chronic and persistent idiopathic disorder characterized by a generalized papular eruption due to dermal mucin deposition with an increase in dermal collagen. Uusually associated with a systemic involvement and paraproteinemia. The disease is characterized with mucin deposits in the skin and/or other organs. Its etiology remains unknown affecting both genders equally between 30 and 50 years. The therapeutic options include numerous treatment modalities; however, no standard treatment exists as the rarity of this disease prevents the execution of controlled therapeutic trials.
    Keywords: Paraproteinemia¸ Scleromyxedema¸ Systemic sclerosis