فهرست مطالب

مطالعات جغرافیایی مناطق خشک - پیاپی 19 (بهار 1394)
  • پیاپی 19 (بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/05/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • غلامرضا تدین فر*، نرجس شهمیری صفحات 1-11
    کشور ایران به دلیل واقع شدن بخش های عظیمی از آن (21% مساحت کل) بر روی کمربند خشک و نیمه خشک جهان، در زمره کشورهای مستعد طوفان های گرد و خاک قرار دارد. وزش بادهای موسمی موجب می گردد که توده ای از ذرات رس و سیلت بصورت ریزگرد و گاه دود در جو پخش شده و دید افقی را بین 1 تا 2 کیلومتر محدود کند. در این راستا موضوع تثبیت ذرات ریز خاک با استفاده از پلیمر به عنوان روشی برای کاهش تولید گرد و غبار از محل های مستعد، تعریف می شود که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه های ساخته شده در این مطالعه عبارت بودند از ذرات خاک به اضافه ی درصد های مختلفی از پلیمر (0، 5 /0، 1، 2، 5 /2، 3 و 4 درصد نسبت به وزن خاک خشک) که بطور کامل با هم مخلوط شده بودند. این نمونه ها تحت شرایط محیط آزمایشگاهی به مدت 7 روز نگهداری می شدند تا پس از اطمینان از خشک شدگی کامل، پایداری آنها در مقابل وزش باد مورد بررسی قرار گیرد. با افزودن پلیمر به خاک، اگرچه وزن مخصوص خشک خاک، نسبت به حالت خاک بدون پلیمر کاهش یافت؛ اما افزودن پلیمر به خاک، افزایش چشم گیری در پایداری خاک در مقابل وزش باد با سرعت 72 کیلومتر بر ساعت از خود نشان داد. بهترین حالت برای افزایش 4 درصدی پلیمر به خاک بدست آمد که بر اساس آن پایداری تقریبا 15 برابر بیشتر از خاک فاقد پلیمر (نظیر خاک مناطق خشک و نیمه خشک) بود.
    کلیدواژگان: ریزگرد، پلیمراکریلیک، مناطق خشک و نیمه خشک، پایداری در برابر وزش باد _
  • مجتبی صادقی*، جعفر جوان، محمد رحیم رهنما صفحات 12-28
    از آن جا که «فضای جغرافیایی» درون مایه ی بنیادین دانش جغرافیاست، چون وچرا درباره ی چیستی آن، و این که «فضا» به معنای «جغرافیایی»آن، چیست؟ جستاری است که همواره ضرورت دارد. این نوشتار تلاش دارد تا با پرداختن به گونه های فلسفی فضااندیشی و با نگاهی سنجش گرایانه (انتقادی) به آن ها، راه را برای چون وچراها درباره ی چیستی «فضای جغرافیایی» باز کند. با نگریستن به «فضا» از چشم انداز «هستن در جهان» هایدگری، می توان از یک فضااندیشی فلسفی دیگری، با نام فضااندیشی «زیست جهان»ی نام برد و آن را جغرافیایی ترین گونه ی فضااندیشی دانست؛ تا جایی که در پاسخ به «فضای جغرافیایی چیست؟» این-گونه می توان گفت: «فضای جغرافیایی»، یعنی همان «هستن در جهان».
    کلیدواژگان: فضا، فضای جغرافیایی، دازاین، هستن، در، جهان
  • سید مهدی دلبری*، ابوالقاسم امیر احمدی، اسماعیل فیله کش صفحات 29-41
    لازمه بهره برداری از منابع تجدیدشونده ای چون گیاهان، شناخت دقیق روابط و ضوابط حاکم بر آن است و مدیریت در عرصه های طبیعی مناطق خشک بدون شناخت دقیق پتانسیل های آنها و عوامل محیطی میسر نخواهد شد. در تپه ها و اراضی ماسه ای بیابان ها گیاهان ویژه ای که سازگاری بالایی با شرایط خاک داشته باشند، رویش دارند و یکی از مهمترین آنها گونه Stipagrostis pennata می باشد که از جنس Stipagrostis طایفه Aristideae و تیره Poaceae (گندمیان) است. در این بررسی در منطقه بیابانی دشت سبزوار چهار سایت مطالعاتی مورد نظرقرارگرفته شد و عوامل اقلیمی، خاک، پوشش گیاهی و خصوصیات رویشی این گونه با استفاده از روش نمونه برداری سیستماتیک- تصادفی مطالعه گردید. مهمترین عامل اکولوژیکی برای رویش و پراکنش این در ماسه زارهای بیابانی منطقه به عنوان گونه شاخص و غالب به صورت اجتماعات رویشگاهی، سازگاری خاکی گونه با داشتن غلاف ماسه ای تارهای ریشه ای و گسترش سیستم ریشه بصورت شبکه گسترده، افشان و طویل است. مطالعات حاکی ازآن است که این گیاه ارزشمند مناطق بیابانی می تواند علاوه برتثبیت ماسه های روان، در تامین بخشی از علوفه دام مناطق خشک موثر باشد و رابطه بین میزان تولید و فاکتورهای خاک در سطح با معنی دار 5% بیانگر رابطه ی مستقیم بین تولید و میزان نیتروژن و درصد لاشبرگ می باشد.
    کلیدواژگان: گونه Stipagrostis، pennata، ویژگیهای رویشی Stipagrostis، pennata، خصوصیات رویشگاهی گونه سبد _
  • عبدالحسین رضایی پور باغدر، حسین بهرامی، جواد رفیع شریف آباذ، حسن خسروی * صفحات 42-54
    بیابان زایی پدیده ای است که در مناطق خشک، نیمه خشک، و خشک نیمه مرطوب به دلیل شکننده بودن اکوسیستم اثرات تخریبی بیشتری نسبت به سایر مناطق دارد. هدف از این تحقیق، بررسی وضعیت بیابان زایی و ارائه نقشه بیابان زایی در منطقه باغدر از توابع شهرستان بافق در استان یزد با استفاده از مدل IMDPA می باشد. جهت استفاده از این مدل و ترسیم نقشه بیابان زایی در منطقه باغدر، دو معیار خاک و پوشش گیاهی به عنوان معیارهای کلیدی بیابان زایی در نظر گرفته شد. با استفاده از روش فوق امتیازات هر شاخص در معیار مربوطه مشخص و ارزش هر معیار با محاسبه میانگین هندسی امتیاز شاخص های آن مشخص گردید و پس از آن با روی هم گذاری و تلفیق لایه های رستری معیارهای مذکور و محاسبه میانگین هندسی معیارها و تجزیه و تحلیل آن با استفاده از مدل IMDPA نقشه شدت بیابانزایی منطقه بدست آمد. نتایج حاصل از این ارزیابی نشان می دهد منطقه از نظر معیار خاک در کلاس شدید قرار داشته و بر اساس معیار پوشش گیاهی در کلاس متوسط تا شدید قرار دارد. از بین شاخص های معیار خاک، بافت خاک و شوری با میانگین وزنی 79 /1 و 2 /1 به ترتیب بیشترین و کمترین تاثیر را در روند بیابان زایی منطقه دارند. از بین شاخص های معیار پوشش گیاهی، شاخص های تجدید حیات و وضعیت پوشش گیاهی با میانگین وزنی 53 /1 و 54 /1 تاثیر بیشتری در روند بیابان زایی منطقه داشته است. مطابق نقشه های به دست آمده مشخص گردید، شدت بیابان زایی منطقه باغدر در کلاس متوسط تا شدید قرار دارد. بنابراین پیشنهاد می گردد با ارائه راهکارهای مدیریتی در چرای متعادل دام و آموزش و ترویج ساکنان محلی در بهره برداری مناسب از مراتع منطقه، از تخریب بیشتر جلوگیری نموده و حتی در صورت نیاز منطقه به طور موقت قرق گردد.
    کلیدواژگان: باغدر، شدت بیابانزایی، معیار، شاخص، IMDPA
  • فیروز مجرد*، امان الله فتح نیا، سعید رجایی صفحات 55-69
    برنامه ریزی های مختلف کشاورزی، آب شناسی، معماری و انرژی تا حد زیادی وابسته به برآورد صحیح مقدار تابش خورشیدی است. اغلب مطالعات قبلی برای برآورد تابش خورشیدی از مدل آنگستروم که از مقادیر ساعات آفتابی به عنوان ورودی خود استفاده می کند، و یا از معادلات رگرسیونی از طریق تاثیردادن عوامل و عناصر اقلیمی موثر در تابش استفاده کرده اند. در این تحقیق برای برآورد میزان تابش خورشیدی دریافتی در استان کرمانشاه از مدل بهینه شده «برد و هول استورم» با استفاده از داده های روزانه ایستگاه های هواشناسی سینوپتیک استان در دوره زمانی 2009- 1990 با بهره گیری از تمامی پارامتر های دخیل در تابش، از جمله طول روز، رطوبت، جرم جو، فشار هوا، آب قابل بارش، آلبدوی جو، مقدار جذب در جو و مقدار جذب به وسیله ازن استفاده شده و تغییرات فضایی زمانی تابش حاصله تحلیل گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد بین مقادیر تابش اندازه گیری شده با پیرانومتر و مقادیر برآوردشده توسط مدل اختلاف کمی وجود دارد که نشان دهنده توانایی مدل در برآورد تابش است. کمترین مقادیر تابش دریافتی ماهانه منطقه در ماه های ژانویه و دسامبر رخ می دهد که از 9 تا 13 مگاژول بر مترمربع در نقاط مختلف استان متغیر است. در فصل تابستان، مقدار جذب تابش به وسیله ازن به دلیل کاهش جرم جو به-خصوص در مناطق مرتفع، کاهش می یابد و در مقابل، به مقدار تابش مستقیم و در نتیجه تابش کلی افزوده می-شود. بیشترین مقدار تابش دریافتی منطقه در ماه ژوئن اتفاق می افتد که از 32 تا 42 مگاژول بر مترمربع در نقاط مختلف متغیر است. در فصول پاییز و زمستان به دلیل نقش تابش پراکنده، اختلاف تابش در مناطق مختلف استان کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: برآورد، تابش دریافتی، استان کرمانشاه، تغییرات فضایی، زمانی، مدل برد و هول استورم
  • مهدی بروغنی، حمیدرضا مرادی*، محمدعلی زنگنه اسدی صفحات 70-84
    خشکسالی یک پدیده خزنده محیطی است که اثرات مخرب زیادی بر اقتصاد، کشاورزی و جامعه دارد. این پدیده در بخش های شرقی، مرکزی و جنوبی ایران به علت آب و هوای خشک و نیمه خشک نمود بیشتری دارد. در این تحقیق از شاخص های SPI، PNI و ZSI به منظور پهنه بندی خشکسالی و تعیین بهترین شاخص در استان خراسان رضوی استفاده شد. داده های مربوط به بارش از سال 1980 تا 2010 به صورت سالانه میانگین گرفته شد. بعد از محاسبه SPI، PNI و ZSI با استفاده از نرم افزار DIP، این داده ها وارد نرم افزار ArcGIS شد و سپس با استفاده از روش کریجینگ پهنه بندی خشکسالی برای دوره مطالعه 11 ساله انتهایی (2010-2000) صورت گرفت. نتایج حاکی از آن بود که پهنه بندی خشکسالی در هیچ یک از شاخص ها از روند منظمی در طی دوره مورد مطالعه تبعیت نمی کرد. نتایج شاخص SPI نشان داد که شدت خشکسالی در سال 2008 نسبت به سال های دیگر بیشتر و از نظر ترسالی سال 2003 شرایط بهتری نسبت به سال های دیگر دارد. نتایج پهنه بندی خشکسالی شاخص PNI حاکی از آن است که سال 2010 شرایط خشکسالی بیشتر از سال های دیگر است و سال های 2003، 2004 و 2009 در کل استان شرایط ترسالی وجود دارد. نتایج شاخص ZSI نشان داد که سال 2000 و 2003 به ترتیب خشک ترین و پر بارش ترین سال در دوره مورد مطالعه می باشد. هم-چنین نتایج حکایت از آن داشت که شاخص خشکسالی SPI بهترین عملکرد را نسبت به شاخص های دیگر دارد.
    کلیدواژگان: پهنه بندی خشکسالی، شاخص SPI، شاخص PNI، شاخص ZSI، خراسان رضوی
  • سیروس جمالی صفحات 85-102
    چکیده این پژوهش توصیفی- تحلیلی تلاشی است برای ارزیابی جایگاه ملاحظات گونه- ریخت شناسی شهری در طرح های توسعه ی شهری ایران. گونه-ریخت شناسی یک حوزه ی میان رشته ای است که به تحلیل و بررسی فرم شهرها بر اساس مطالعه ی گونه های فضا و بنا می پردازد. تطبیق محتوای طرح های کالبدی با مبانی گونه– ریخت شناسی شهری، میزان توجه (یا عدم توجه) تهیه کنندگان این طرح ها را به جنبه های شکلی شهر را آشکار خواهد ساخت. مفاد این طرح ها به عنوان دستورالعمل تولید فضا به ویژه از منظر برخورد با شکل محیط کالبدی اهمیت ویژه می یابد و ضرورت کنکاش برای تعیین جایگاه این مقوله را در میان مباحث و معیارهای این گونه طرح ها در قالب پژوهش هایی همچون پژوهش حاضر پیش می آورد. در این مقاله پس از مقدمه ای کوتاه، مبانی نظری گونه-ریخت شناسی به صورت مختصر و گزینشی طرح شده است. بنا به ماهیت پژوهش، از میان انبوه مقولات این حوزه، عناوین عمده ای چون مکاتب و ریشه های فکری-فلسفی این رشته به همراه گونه شناسی بافت های شهری از منظر مدل فضا/زمانی برای سنجش با محتوای طرح های کالبدی شهری گزین شده است. پس از اشاره ای کوتاه به طرح های مصوب کلان شهر تبریز، در بخش بحث و تحلیل، محتویات طرح ها مورد به مورد با اصول نظری گونه- ریخت شناسی سنجیده شده است. این بررسی از پنج منظر، و مجموعا در 18 فقره به ابعاد گوناگون مساله و موارد نقصان می پردازد. اکثر موارد مطرح شده، برای بسیاری از شهرهای ایران نیز با تفاوت هایی قابل تعمیم است. نتایج این پژوهش بی توجهی عمیق این طرح ها و برنامه ها به رویکرد گونه– ریخت شناسانه به پیکره ی شهرها (به ویژه مورد مطالعه، تبریز) را آشکار می سازد و به جرات می توان گفت که منطق حاکم بر طرح های توسعه از مفاهیم شکلی هیچ گونه بهره و نشاتی نگرفته و بروز صوری آن کاملا اتفاقی است و بیش تر به صورت یک اجبار مطرح می گردد، تا یک انتخاب
    کلیدواژگان: گونه، ریخت شناسی شهری، طرح های توسعه شهری، طرح جامع، بافت شهری، مدل فضا، زمانی
|
  • Gholamreza Tadayonfar *, Narges Shahmiri Pages 1-11
    Iran is located in the desert and sandy location because the large sections of this country is on arid and semi arid belt of the world. Due to the dust and Haze in these areas is a major problem that has plagued the residents and bystanders and so lives of them is disrupted every so often. Airflow of the monsoon winds, which caused a mass of clay and silt as so as spread dust and smoke in the atmosphere, it does limit sometime visibility between 1 and 2 km in the horizontal. In addition to the environmental problems of this phenomenon, it has many hazards for heart disease - cardiovascular and respiratory and so be detrimental to the children. In this regard, the subject soil stabilization using polymer as a way to reduce the production of dust is defined for prone area. In this paper, the effect of polymer acrylic on a mass of fine-grained soil has been studied. The soil has been simulated for different sizes of fine grains. Samples in this study were uncompacted particles of soil with different amount of water-solvated polymer (0, 5, 10, 15,20,25,30 grams per meter squared) poured over them. These samples are kept in experimental environment for 7 days. After ensuring complete dryness, their stabilities are tested against wind flow with 72 km/h speed. Results show that adding more polymers to soil would considerably increase its particles’ stabilities. This stability is due to positive reaction of polymer with soil particles. The effect of this stability is maintained during sample drying time in the lab and the soil maintains its characteristics during testing. The best results are obtained for 4% polymer, where caused increase in stability to about 15 times that of the soil without polymer
    Keywords: Haze, acrylic polymer, arid, semi, arid area, stability against wind
  • Mojtaba Sadeghi*, Jafar Javan, Mohammad Rahim Rahnama Pages 12-28
    Introduction
    Because the geographical space is the fundamental content of the geography science, the discussion of nature of it and this question that what is the “geographical” meaning of “space”? Are always essential issues in the geography science? This article tries to prepare a context to debate of the nature of "geographical space" and it tries to answer to this question that what is the "geographical space"? This article does these via the debating of the philosophical kind of spatial thoughts and via a critical view to them. Research
    Methodology
    The method of this article is a philosophical - logical method tries to make a systematic set of reasons by making logical relations between philosophical concepts and geographical concepts. In final, it shows geographical space is same Heideggerian “being-in-the-world”. Discussion and
    Results
    The philosophical view to geographical space tell us geographical space is made from two parts: objects (un- Dasein) like trees, mountains, rivers, building, streets, land use, … and subjects (Dasien) like citizens, managers, planners, …. So geographical space is a complex network it is made from complex network of objects (un- Dasein layer) and from complex network of subjects (Dasein layer). “bing – in- the- “world” means being-in-the-“world”. The meaning of the Heideggerian “world” is “compelx network of understandings” (malayeri, 2011, 220), what kind of understandings? The understanding of two layers of geographical space (Dasein(s) and unDasien(s) layer). So the meaning of “bing - in- the - world” is “bing - Dasien(s)-in-the compelx network of understandings of other Dasien(s) and un-Dasien(s). Geographical space is also the understandings of Dasiens (humans) of things exist around them (un-Dasien(s) like mountain, treet,... and Dasien(s)- like all of humans). So the geographical space is“bing – in- the- “world”. only the geographical spaces is kind of space that involves the complex network of understandings subjects and objects together because only the geographical spaces is kind of space that involves subjects and objects together. Each other space do not involve all of them. for example: social space do not involve mountains, trees, physical space do not involve social relations and … but geographical space involves all of things that Dasien(s) live with them and understand them. So only the geographical spaces is “being-in-the-world”.
    Conclusion
    With looking to ‘space’ from Heideggerian perspective of “being-in-the-world”, we can name another spatial thought that is called “world-life” spatial thought, this is most geographical of the kind of spatial thought. so the answer this question: “what is the geographical space?” is ‘being – in-the-world’ or the ‘geographical space’ as ‘being – in-the-world’.the concept of “being-inthe-world” is the concept of “geographical space” because “geographical space” involves subjects (Dasiens that understands things(other Dasiens and un-Dasiens))and objects(un-Dasien that is understood by Dasien) together.
    Keywords: Space_geographical space_Dasien_being – in_the_world'
  • Seyed Mahdi Delbari*, Abolghasem Amirahmadi, Ismaeal Filehkesh Pages 29-41
    Introduction
    Understanding the environmental factors is considered as an applied study aiming to shed light on edaphic and ecological factors influencing the very labor ever and their management. In the hills and sandy desert land with soil conditions grow special plants. In the current research the relationship between the physicochemical properties of the soils and growth characteristics of the S. pennant. In the current research the relationship between the physicochemical properties of the soils and growth characteristics of the S. pennanta including density, canopy cover, height and cordage protean have been studied in the lands of the Sabzevar plain about 75 km southwest of the Sabzevar city.The climate of the study area is cold dry. Research
    Methodology
    A random systematic design has been applied in 4 sites called A, B, C, and D within a distincthabitat of S. pennanta. Soil samples have been taken from 2 depths (0 - 30 cm) and 30-60 and prop Hon of clay, silt and sand content, amount of N, P, K, C, Na, Ca, Mg,; in addition and PH have been determined in a soil lab. The soil physico–chemical and plant growth data have been analyzed through statistical methods using the SPSS software and Excel worksheet. Discussion and
    Results
    Vegetation consists type Salsola - Astragalus - Stipagrostis.The most important ecological factor for the growth and distribution of Sand plain desert region as a dominant species and communities of habitat, species Soil compatibility with sandy hair root sheath and the development of the root system in wide area network. The results indicated that the soil texture of the study area is predominantly sandy (more them 91%); it is concluded that for establishment of Spinet the soil of area should have at least 90% sand. However the sand amount of more than 90% dose of sand does not have signifying inflounce on the S. pennanta growth characteristics. Further finding of this study show that the growth characteristics of S. pennanta such as density, canopy cover, height and forage production rarely depend on soil chemical properties while they are mainly influenced by ecological factors. However, it should be mentioned that there is a statistically significant positive correlation between the canopy cover and amount of Ca. This has been shown by higher canopy cover in site B which has higher Ca. The results show that there is a direct relationship between the amount of nitrogen and Calsiom and canopy.
    Conclusion
    This has been shown by higher canopy cover in site B which has higher Ca. The result showed that the S. pennanta height in all sites is nearly similar. The lower density of S. pennanta in sites C and D in comparison with sites A and B is mainly due to ecological factors such as existence of more accompanying species, hence more competition among species in sites C and D. In the presence of nitrogen and plant litter and nutrients that nitrogen source, the impact on plant growth and production. Research has shown that the macro elements and especially the nitrogen of the soil on plant growth is desert. Tangway (2004: 111) with degraded pastures Australian study using analysis of variance were the factors of soil organic carbon and nitrogen has the greatest impact on plant communities. According to the survey results, the comparison of habitat cow tail and a control area without cow's tail by Azarnivand and colleagues.This desirable species should be used to stabilize sand dunes and arid flowing from the pastures in the wilderness and desert, with some nitrogen and pH-neutral to slightly alkaline calcium are introduced.
    Keywords: Stipagrostis pennata, growth properties S. pennata, Vegetative characteristics of S.pennata.
  • Abdolhossein Rezaipoorbaghedar, Hossein Bahrami, Javad Rafee Sharifabad, Hassan Khosravi* Pages 42-54
  • Firouz Mojarrad*, Amanollah Fathnia, Saeed Rajaee Pages 55-69
    Various plannings in agriculture, hydrology, architecture and energy largely depend on the correct estimation of the amount of solar radiation. To estimate the solar radiation, most of the previous studies have used Angstrom model, having the values of sunshine hours as it's input, or regression equations through considering the climatic factors and elements affecting the radiation. In this study, optimized "Bird and Hulstrom" model is used to estimate incoming solar radiation in Kermanshah Province by using the daily data from synoptic weather stations of the province between the years 1990- 2009. For this purpose, all parameters involved in radiation, including length of day, humidity, air mass, air pressure, precipitable water, sky albedo, atmospheric absorption and absorption by ozone were used and the resulting spatial-temporal variations of radiation were analyzed. The results showed that there is little difference between the radiation values measured by pyranometer and values estimated by the model. This indicates the ability of the model to estimate radiation. The least amount of incoming solar radiation in the region occurs in January and December, which varies from 9 to 13 MJ/m2/day in different locations of the province. The amount of radiation absorbed by ozone is reduced in the summer due to the reduction of air mass, especially in the highlands; while the amount of direct radiation and thereby total radiation is increased in this season. The highest amount of incoming solar radiation in the region occurs in June, which varies from 32 to 42 MJ/m2/day in different locations. In autumn and winter, radiation differences in the region are reduced because of the role of diffuse radiation.
    Keywords: Estimating, Incoming Solar Radiation, Kermanshah Province, Spatial, Temporal Changes, Bird, Hulstrom Model
  • Mehdi Boroghani, Hamidreza Moradi *, Mohamadali Zangane Asadi Pages 70-84