فهرست مطالب

مطالعات ترجمه قرآن و حدیث - سال یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1393)
  • سال یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1394/10/17
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله تحقیقاتی
  • رضا امانی، شیدا کریمی، سیده زهره صالحی صفحات 1-24
    زبان عربی کلمه از اسم، فعل و حرف تشکیل می شود. وهرکدام از این عناصر در جایگاه خود معنای خاصی را به ذهن متبادر می کند. در قرآن کریم که در اوج فصاحت و بلاغت است، به دقیق ترین شکل از این عناصر مدد گرفته شده است. از آن جا که واژگان وحی به طور دقیق و کامل، مفاهیم و معانی مورد نظر را منتقل می کنند لذا ترجمه آیات نیز باید در نهایت دقت و ظرافت انجام شود. گروهای فعلی اساسا علاوه بر معنا بر عنصر زمان نیز دلالتی دارند، حال آنکه گروه های اسمی مقید به تخته بند زمان نیستند بلکه در گستره زمان (گذشته، حال و آینده) جاری اند. در این میان برگردان عناصر فعلی قرآن در ترجمه های فارسی به جهت برابری های دو زبان مناقشه ای در پی ندارد و آنچه محل تامل و بررسی است معادل گذاری عناصر اسمی است که غالبا در ترجمه های قرآن نادیده انگاشته شده و به عناصر فعلی برگردانده شده است. چنین مواجهه ای از سوی مترجمان نهایتا موجب عدم تعادل میان معادل های ذکر شده با ما به ازای آن در متن اصلی گشته است. در این نوشتار تعدادی از ترجمه های آیات قرآن کریم که در آن از عناصر اسمی-فعلی استفاده شده، مورد بررسی قرار گرفته و معادل دقیق عنصر اسمی- فعلی برای آن برگزیده شده است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است.
    کلیدواژگان: ترجمه قرآن، اسم، فعل، ترجمه، مترجم، معناشناسی
  • علی حاجی خانی، مونا امانی پور صفحات 25-56
    صنعت التفات به معنای دگرگونی و تغییر خلاف ظاهر در اسلوب کلام، ازجمله پرکاربردترین صنایع ادبی به کار رفته در قرآن و از ویژگی های سبکی آن به شمار می آید. دشواری کاربرد این فن سبب شده است تا آن را «شجاعات العربیه» بنامند و در ادبیات عرب پیش از قرآن، کمتر استفاده شود. از این رو کاربرد فراوان آن در قرآن با توجه به فایده های عام و خاصش، نشان دهنده فصاحت و بلاغت بی نظیر قرآن است؛ اما بااین وجود ‍‍، در ترجمه های قرآن به زبان فارسی، کمتر مورد توجه قرارگرفته شده است. البته از میان گونه های این فن، برخی مانند التفات در ادوات؛ التفات در ساختار نحوی و التفات در معجم به دلیل کاستی های زبان فارسی نسبت به عربی، در ترجمه قابل انتقال نیستند؛ اما برخی دیگر مانند التفات در ضمایر؛ التفات در عدد و التفات در صیغه ها قابل انتقال اند و مترجم قرآن باید تلاش کند این گونه موارد را منتقل کند تا خواننده ترجمه بتواند از این محسنات معنوی قرآن و فایده آن ها بهره مند شود. این تحقیق بر آن است تا با استفاده از دیدگاه های مفسران و محققان قرآنی درباره آیات التفات و حکمت آن ها، برخی از مهم ترین ترجمه های فارسی قرآن کریم در دوره معاصر را مورد بررسی و نقد قرار دهد تا پس از بیان نکات ضعف و قوت هر یک، هم شاخص ترین آن ها را در توجه به التفات و انتقال آن مشخص کند و هم برای مترجمان آینده قرآن راهنما باشد.
    کلیدواژگان: التفات، انواع التفات، فوائد التفات، نقد ترجمه های قرآن
  • مستقل
  • کاووس روحی صفحات 57-82
    واژه ی «اسم» و مشتقات آن از واژه های بسیار پرکاربرد در علوم اسلامی (اعم از علوم نقلی و عقلی) است. این مقاله با روش کتابخانه ای در گردآوری مطالب و شیوه اسنادی در نقل دیدگاه ها و روش توصیفی تحلیلی در تحلیل داده ها مفهوم واژه اسم و مشتقات آن با تاکید بر کاربرد آن در مورد خداوند در قرآن و حدیث را مورد تحلیل قرار داده و به این نتیجه دست یافته است که واژه ی اسم و مشتقات آن افزون بر کاربرد در معنای نام لفظی، در بخشی از آیات قرآن (آیه بسمله؛ علق،، واقعه، 74؛ مزمل،8؛ انسان،25؛ اعلی،15 و1؛ الرحمن، 78)؛ هود، 41؛ اعراف، 180؛ اسراء، 110؛ طه، 8 و حشر، 24؛ بقره، 30) و بخشی از احادیث (مانند حدیث «ابراهیم بن عمر» از امام صادق (ع)؛ حدیث محمد بن سنان از امام رضا (ع)؛ فرازهای فراوان از دعاهای ماثور از اهل بیت (ع) که آثار تکوینی بر اسمای الهی مترتب شده است، در حد تواتر معنوی؛ تعابیری در روایات و ادعیه که گویای انشقاق اسم های با مفهوم جزئی تر از اسم های کلی است؛ مواردی که در آن وجود اهل بیت (ع) به عنوان اسمای الهی معرفی شده است؛ و موارد دیگر) در معنای عینی و خارجی و حقیقت نام های لفظی خداوند استعمال شده است و یا حداقل احتمال استعمال معنای عینی در مورد آن ها وجود دارد، لذا این مهم باید در ترجمه این گونه عبارات باید لحاظ گردد.
    کلیدواژگان: اسم خدا، لفظی، تکوینی، قرآن، حدیث
  • مقاله تحقیقاتی
  • آفرین زارع، فاطمه کوثری صفحه 83
    قرآن کریم اصیل ترین سرچشمه ی آموزه ها، به فصیح ترین زبان نازل شده، از این رو برای ترویج و تبلیغ مفاهیم والا و معارف بلند آن، ترجمه و شرح حقایق جاودانه اش به زبان های مختلف دنیا ناگزیر می نماید. از دیرباز و از سده های نخستین اسلام، متفکران و قرآن پژوهان بسیاری در ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری قرآن، اصول و مبانی ترجمه ی قرآن و انواع سبک های ترجمه ی آن قلم فرسایی کرده و ترجمه هایی شیوا و روان هم ارائه داده اند؛ در این میان فرزانگان نکته سنج، لغزش ها و غفلت ها را یافته و با نقدهای عالمانه، ترجمه ها را به سوی اتقان و استحکام بیشتری سوق داده اند.
    نویسنده در پژوهش حاضر برآن است تا با روش توصیفی- تحلیلی ابتدا به طور خلاصه به ذکر انواع ترجمه بپردازد سپس مصادیقی از نارسایی های ترجمه ی منظوم در حوزه ی ساختارهای واژگانی، دستوری، آوایی و معنایی را در ترجمه خدا امینیان بیان کند.
    مهمترین دستاورد این پژوهش آنست که شعر با وجود آرایش های لفظی و معنوی غالبا تکلف آمیز و تابع هنرنمایی و سلیقه ی گوینده است، به همین دلیل شاعر قبل از اینکه از متن پیروی کند تابع ضرورت های شعری و تنگنای وزن و قافیه است؛ در نتیجه واژگان انتخاب شده یا بیش از متن عربی است یا با آن تفاوت دارد. این حقیقت در مورد ترجمه ی قرآن- چه نظم و چه نثر- انکار ناپذیر است و نشان می دهد هنوز با ترجمه ی مطلوب، فاصله بسیار است.
    کلیدواژگان: ترجمه منظوم قرآن، سطح آوایی، واژگانی، دستوری، معنایی
  • مستقل
  • عیسی متقی زاده، سید علاء نقی زاده صفحات 107-136
    افتن معنای بلاغی فرآیند استدراک در مشخص نمودن معنی آیات قرآن کریم اهمیتی فراوان دارد. این اهمیت هنگامی نمایان تر می گردد که مترجم بخواهد معنی واژه «لکن» را به فارسی برگرداند. این واژه از حروف مشبهه بالفعل است و یکی از حروفی می باشد که می توان با آن فرآیند استدراک را ارائه نمود. مترجم بدون فهم آیه و بی آنکه به تفاسیر و معانی بلاغی این حرف را بیابد در ترجمه آن اشتباه خواهد کرد. هدف این نوشتار بررسی جنبه های بلاغی موضوع «استدراک» در قرآن کریم به ویژه دریافت معنای «لکن» ناسخه می باشد. برای این منظور به تفاسیر مختلفی مراجعه و در سیاق آیات قرآن و معانی آنها دقت شد. لذا 17 آیه برگزیده شد که حرف «لکن» در آنها بکار رفته بود. همچنین 16 ترجمه از قرآن کریم به فارسی انتخاب گردید و با توجه به این ترجمه ها و فرهنگ لغت ها، معانی این حرف در هریک از 17 آیه بررسی شد. در این راه تلاش شد تا با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی این ترجمه ها نقد و در نتیجه معنایی دقیق تر از نقش این حرف وترجمه آیه ارائه شود. پس از بررسی آیات ترجمه شده مذکور، مشاهده شد که بسیاری از مترجمان ایرانی قرآن کریم در ترجمه «لکن» ابعاد زبانی و بلاغی آن را نادیده، و بی توجه به نقش «تعلیل، تاکید واستدراک شبیه به استثنا»ی این حرف، تنها برای آن معادل های چون (اما، ولی، لکن، و لکن، لیکن، و لیکن، بلکه، و...) در نظر گرفته اند، بی آنکه نقش و معانی دیگر آن را در ترجمه آیات منعکس کنند.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، لکن، استدراک، تاکید، تعلیل، استثنا
  • مهدی ناصری، مصطفی شیروی خوزانی، محمود رضا توکلی محمدی صفحات 137-168
    اگر چه بیشتر ترجمه های تحت اللفظی قرآن کریم، در نگاه اول نارسا و نامفهوم به نظر می رسد و از سازگاری و مطابقت لازم با ساختارهای زبان فارسی برخوردار نیستند، اما در بسیاری از موارد از نقاط قوتی نیز برخوردارند که بسیاری از ترجمه های امروزی قرآن کریم، فاقد آن است. دقت در برابر گزینی، مطابقت با نص قرآن، توجه به ساختارهای صرفی و نحوی زبان مبدا و... از جمله مواردی هستند که ترجمه های تحت اللفظی توجه شایانی به آن داشته اند. از سوی دیگر، نارسایی و روان نبودن ترجمه، عدم توجه به محذوفات قرآنی، ترجمه تحت اللفظی کنایه ها و استعاره ها و... از جمله کاستی های ترجمه های تحت اللفظی محسوب می شود. در همین راستا پژوهش حاضر به روش کتابخانه ای و شیوه ی تحلیل داده، به بررسی ترجمه های تحت اللفظی: دهلوی، شعرانی، مصباح زاده و معزی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که ترجمه های تحت اللفظی قرآنی کریم در مقایسه با ترجمه های محتوایی، باوجود کاستی های خود، از برتری های نسبی نیز برخودارند.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، ترجمه تحت اللفظی قرآن، ترجمه محتوایی، زبان فارسی، نقد و بررسی
  • مقاله تحقیقاتی
  • رضا ناظمیان، حسام حاج مومن صفحات 169-192
    مقاله پیش رو نظر به چالش هایی که ثبت «کنیه» با کارکردهای متنوعش در فرایند ترجمه متون روایی به همراه دارد نگاشته شده است. هدف در این پژوهش، اولا طرح این چالش ها و ثانیا یافتن راهکارهایی عملی برای حل آن هاست. در این راستا چندی از این چالش ها که در طول تجربه نگارندگان در ترجمه متون روایی نمایان شده اند طرح می شوند و به لحاظ نظری تحلیل می شوند. سپس سه نمونه به نمایندگی از مواردی که هر چالش را در بر دارند از کتاب ارجمند بحار الانوار نقل می شوند تا چالش به طور تطبیقی بازخوانی شود. سپس راهکارهایی برای حل هر چالش، نظر به نمونه های مذکور، به دست داده می شود. کارکرد کنیه به مثابه یک اسم خاص، دلالت مجازی کنیه به عنوان یک وصف فرهنگی، ارجاع کنیه به پدیده های غیر انسانی و نیز مفاهیم انتزاعی، کارکرد «ابن» و «بنت» و «بنی» در ساخت های شبیه به کنیه، سیالیت نوشتاری «اب» در ساخت کنیه نظر به نقش های نحوی آن، و کاربست پربسامد کنیه های معصومین علیهم السلام، قضایایی هستند که در طول این پژوهش به عنوان مسائل چالش انگیز در ترجمه متون روایی به فارسی طرح شد اند و راهکارهایی برای حلشان به دست داده شده است.
    کلیدواژگان: کنیه، ترجمه، متون روایی، بحار الانوار
|
  • Pages 1-24
    The word is composed of three elements: noun and verb and grapheme. And each of these elements has special meaning. The Quran, which is a literary masterpiece, has used of these structures very good. Because the words of revelation included the meaning fully and exactly, so the translation of verses must be accurate. The verbs express the time in addition to the meaning, while the nouns have not the time. Because of the equality between two languages Arabic and Persian, translation of the verbs in Quran into Persian is not a problem. But it is difficult to translate noun elements to Persian and usually the noun elements are translated to verbs. This action of the translators has caused an imbalance between the equivalents in front of the main text.
    Keywords: Translation of the Quran, Noun, verb, translator, semantics
  • Pages 107-136
    Finding the rhetoric meaning of understanding process is very important in identifying the meaning of the Quranic verses. The importance becomes more apparent when the interpreter tries to translate the meaning of the term "However" into Persian. This word is similar verbs and is one of the terms through with the understanding process can be presented. Without understanding the meaning of the verse and not knowing the interpretation and rhetoric meaning of this word, the translator will misinterpret. The purpose of this article is to examine the rhetorical aspects of "understanding" in the Quran, especially the meaning of "However". For this purpose, we refer to various interpretations and considered their meanings in the context of the verses. Therefore, we chose 10 verses that the word "However" is used. Also, 16 top translation of the Quran into Persian were chosen and according to the translation and dictionaries, the meanings of the words in each of the ten verses were reviewed. In this way we try to use the descriptive and analytical approach to critically examine the translations and thus give a more accurate sense of the word. In this paper, we conclude that many Iranian translators of the Quran neglected the true meaning of this word because of the lack of attention to the rhetorical role of "However" in its translation. Therefore, we tried to provide a more accurate meaning of this word considering the rhetorical use of "However" and the context of selected verses from one side and referring to the interpretation and understanding of its true meaning on the other hand.
    Keywords: Holy quran, Lakinna, understanding, confirmation, explanation, exception
  • Pages 137-168
    Although the literal translations of the Quran seemed insufficient and unclear, and do not have enough adaption with Persian language, however in many cases these translations have strong points which make them better than modern translations. Some of the strong points of these translations are: accuracy in finding exact equivalents, consistency and cohesion with the text of the Quran, paying attention to the morphological and syntactic structures in the source language. On the other hand, Lack of eloquence, ignoring the deletions, literal translation of metaphors are some of the shortcomings of literal translations of Quran. In this regard, this paper is to study the advantages and disadvantages of following literal translations of Holy Quran: Dehlavi, Sharany, Mesbah-zadeh and Moezzi.
    Keywords: Holly Quran, Persian literal translations of Quran, Persian language, review
  • Pages 169-192
    One of the style-oriented features of narrative texts is frequent application of “epithet” with various functions. In documents and texts of narrations, epithet often refers to persons through expressing the parentage relationships, such as a proper noun; however, in addition to the foregoing, in many of cases not as per such parentage relationships, but through a virtual implication, it makes a certain name for someone to show him/her as considerable in being attributed to a certain feature, so that again it virtually names other phenomena or even abstract concepts. Whereas the epithet discussion is fully based on Arabic culture, it causes certain challenges in translating narrative texts into Persian; especially due to the fact that apparent inclusion of the same in Persian text as a proper noun hides the relevant variable semantic implications; like the fact that due to the syntax and spelling differences between Arabic and Persian languages, the aforementioned also causes further problems in terms of writing. The action of translating narrative text into Persian language enjoys a considerable background, but after all, the problems caused by epithet inclusion in such action have not been studied in any independent work. Relying on several samples taken from the narrations of Bihar Al- Anwar Book, this study addresses and analyzes some of the major issues caused by transferring epithet in translating narrative text into Persian and then practically gives certain solutions to solve such issues and problems.
    Keywords: epithet, Translation, narrative texts, Bihar Al Anwar