فهرست مطالب

پژوهش نفت - پیاپی 84 (1394)
  • پیاپی 84 (1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/10/27
  • تعداد عناوین: 16
|
  • نازنین چرچی، اکرم توکلی، علی اکبر بابالو، محبوبه اجتماعی، بهروز بیاتی، یاسر بیات صفحات 4-11
    در پژوهش حاضر، فرآیند هیدروایزومریزاسیون نرمالپنتان بر روی نانوکاتالیست سنتزی Pt/ZSM-5 انجام شد و اثر پارامترهای عملیاتی از قبیل دما، فشار و نسبت هیدروژن به هیدروکربن مورد بررسی قرار گرفت. مشاهده شد که به دلیل گرمازا بودن این فرآیند، افزایش دما تاثیر نامطلوبی بر انتخابپذیری ایزوپنتان دارد. هم چنین مطابق انتظار، با افزایش فشار، بازده فرآیند ایزومریزاسیون افزایش می یابد که می توان علت این پدیده را کاهش واکنش های هیدروکراکینگ به دلیل افزایش فشار دانست. یکی دیگر از پارامترهای موثر در ایزومریزاسیون آلکان های خطی، نسبت هیدروژن به هیدروکربن است که در این تحقیق اثر آن در دو بخش نسبتهای بالا و پایین مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در نسبتهای پایین هیدروژن به هیدروکربن، با افزایش این نسبت، به دلیل اشغال سایت های فعال توسط هیدروژن، درصد تبدیل کاهش می یابد. در حالی که با هیدروژناسیون آلکنهای سطحی و درنتیجه کاهش واکنش های کراکینگ، انتخاب پذیری نسبت به ایزوپنتان افزایش می یابد. در مقادیر بالای هیدروژن به هیدروکربن، تغییرات این نسبت تاثیری بر انتخاب پذیری نسبت به ایزوپنتان ندارد و تنها منجر به کاهش اندک در درصد تبدیل نرمالپنتان میشود.
    کلیدواژگان: هیدروایزومریزاسیون، شرایط عملیاتی، زئولیت، نرمالپنتان، نانوکاتالیست Pt، ZSM، 5
  • مسیح کریمی علویجه، نوشین اسدی، سهیلا یغمایی صفحات 12-22
    هدف از این پژوهش، طراحی و مطالعه اقتصادی تولید بیودیزل از چربی حیوانی است. امروزه عمده تولید بیودیزل از منابع روغن های خوراکی مانند سویا است. زائدات پیه به عنوان منبعی فراوان، ارزان قیمت و غیرخوراکی میتواند جایگزین این منابع گردد. به علت محتوای بالای اسیدهای چرب آزاد حیوانی، شبیه سازی در دو بخش واکنش استریفیکاسیون و ترانس-استریفیکاسیون صورت گرفت و عملیات خالصسازی توسط شستشو با آب در برج استخراج انجام شد. تولید kg 5000 بیودیزل از kg 5000 پیه، نتیجه حاصل از شبیه سازی با نرم افزار Aspen Hysys است. همچنین گلیسرول به عنوان یک محصول جانبی فرآیند فوق خالص سازی شد. برای مطالعه اقتصادی فرآیند از نرم افزار Aspen Icarus استفاده شد و نتایج تحلیل اقتصادی حاصل از آن، نشاندهنده میزان NPV برابر با 733/ 4 میلیون دلار که مشخص کننده اقتصادی بودن فرآیند بعد از 10 سال است. دوره بازگشت سرمایه 7/7 سال پس از راهاندازی کارخانه است.
    کلیدواژگان: بیودیزل، اسید چرب آزاد، شبیه سازی، مطالعه اقتصادی، استریفیکاسیون
  • محسن وفایی سفتی، محسن جمشیدی شفق، خسرو جراحیان، سید سعید قرشی، علی اصغر داودی صفحات 23-36
    رخنمون سنگهای کربناته در حالت کلی آبدوست میباشند. اما در بسیاری از مواقع پایداری فیلم آبی بین سنگ و فاز نفتی که بستگی زیادی به بار سطحی فصل مشترک سنگ آب و آب نفت دارد، دچار پارگی و ناپایداری میشود، به طوری که شرایط ترشوندگی مخازن کربناته را از حالت آبدوست در محدوده نفتدوست یا ترشوندگی حد واسط قرار میدهد. دلیل اصلی این پدیده جذب سطحی اجزای نفت خام بر روی سطح سنگ که عمدتا اسیدهای چرب داخل فاز نفتی هستند، میباشد. در چنین شرایطی به دلیل منفی شدن فشار موئینگی، آشام خود به خودی آب به داخل ماتریکس سنگ کربناته انجام نگرفته و در نتیجه مقدار برداشت نفت به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. استفاده از سورفکتانتها به عنوان مواد فعال سطحی یکی از روش های نوین ازدیاد برداشت نفت از طریق تغییر ترشوندگی سنگ مخزن کربناته از حالت نفتدوست به آبدوست میباشد. این مواد با توانایی قرارگیری در فصل مشترک آب نفت و یا نفت سنگ از طریق مکانیسم های مختلف کاهش کشش میان سطحی و تغییر ترشوندگی به جابه جایی نفت به تله افتاده و متعاقبا ازدیاد برداشت نفت کمک میکند. در پژوهش حاضر با استفاده از روش های آنالیز دستگاهی نظیر اندازه گیری پتانسیل زتا، گرماسنجی وزنی و آزمایشات تزریق محلول سورفکتانت به محیط متخلخل توسط دستگاه سیلابزنی مغزه، مکانیسم تغییر ترشوندگی حاکم بر انواع مختلف سورفکتانتها بررسی گردید. نتایج نشان داد که از این میان، سورفکتانت کاتیونی به دلیل برقراری جاذبه الکترواستاتیک قویتر با اجزای جذب شده نفت خام در غلظت بالاتر از غلظت بحرانی میسل دارای بازدهی بیشتری در تغییر ترشوندگی سنگ مخزن و در نتیجه بازیافت بیشتر نفت میباشد. حال آنکه سورفکتانتهای آنیونی و غیر یونی در جایگاه های بعدی قرار میگیرند.
    کلیدواژگان: مخازن کربناته، تغییر ترشوندگی، مواد فعال سطحی، پتانسیل زتا، گرماسنجی وزنی، سیلاب زنی مغزه
  • عباس شهرآبادی، مسعود نصیری، کاوه خانلری، سعید عباسی صفحات 37-46
    نظر به اینکه اکثریت مخازن نفتی ایران دوره تخلیه طبیعی خود را پشت سر گذاشته اند، استفاده از روش تزریق انواع گازها در عملیات ازدیاد برداشت ضروری به نظر میرسد. تشکیل رسوب های آلی همانند آسفالتین و به دنبال آن نشست بر روی سنگ مخزن در حین فرآیند تزریق گاز به جهت آسیبی که به سازند وارد میکند، یک مشکل جدی محسوب میشود. لذا لازم است قبل از انجام پروژه های تزریق گاز مطالعات آزمایشگاهی با استفاده از سیال و سنگ همان مخزن انجام و پس از تحلیل نتایج به دست آمده و شبیه سازی مخزن پروژه در مقیاس میدانی انجام پذیرد. در این تحقیق اثر فشار تزریق گاز طبیعی بر پدیده تشکیل رسوب و نشست آسفالتین و تغییر خواص مغزه مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه های نفت مورد استفاده در این آزمایشات، نفت زنده یکی مخازن ایران میباشد. در این آزمایشات کاهش تراوایی مغزه، قبل و بعد از تزریق گاز تعیین گردیده است. همچنین در زمان های مختلف از سیال تولیدی نمونه گیری و با روش های استاندارد IP143 میزان آسفالتین هر نمونه مشخص گردید. با استفاده از موازنه جرم، کاهش تخلخل مغزه محاسبه و رابطه توانی بین تراوایی سنگ آسیب دیده و تخلخل مغزه آسیب دیده در آزمایشات بهدست آمد. نتایج حاصل شده از این پژوهش نشان میدهد تزریق گاز طبیعی به مغزه باعث رسوب شدید آسفالتین در مغزه و نشست آن بر روی سنگ شده که سبب کاهش تراوایی سنگ خواهد گردید. با کاهش فشار تزریق گاز این آسیب دیدگی کاهش می یابد که تحلیل ها موید آن است که عمده مکانیسم رسوب انسداد مکانیکی حفرات سنگ میباشد.
    کلیدواژگان: نشست آسفالتین، آسیب سازند، تراوایی، تزریق گاز، سیلابزنی مغزه، گاز طبیعی
  • شاهو ملکی، علی مرادزاده، رضا قوامی ریابی، فرهاد صادق زاده، رامین محمدی صفحات 48-60
    ماسه دهی در خلال استخراج و بهره برداری از چاه های نفتی یکی از مشکلات بسیار مهم در به تاخیر انداختن عملیات بهره برداری است. روش های مختلفی برای پیشبینی ماسه دهی در درون چاه هایی که سنگ مخزن آن ها کربناته یا ماسه سنگی است، ارائه شده است. این روش ها معمولا شامل آزمایشات مکانیک سنگ (مانند آزمایش مقاومت تراکمی تک محوره و یا سه محوره)، آزمایشات کانی شناسی و یا استفاده از نگارهای چاه است. آزمایشات مکانیک سنگ، آزمایشات کانی شناسی و یا آزمایشات دیگری که برای تجزیه و تحلیل چاه به کار می روند نسبت به نگارهای متداول چاه نگاری بسیار وقت گیر و هزینه بردار هستند. از اینرو در مقاله حاضر، از نگارهای چاه برای پیش بینی ماسه دهی یکی از چاه های نفتی در جنوب ایران استفاده شده است. برای این منظور، با در اختیار داشتن نگارهای متداول پتروفیزیکی از جمله نگار صوتی، ابتدا مدول های الاستیک سنگ و مقاومت فشاری تک محوره و سپس مقدار فشار منفذی نیز محاسبه شده است و این مقادیر با مقادیر واقعی کالیبره گردید. از آنجایی که تعیین مقدار تنش های برجا در اعماق زیاد برای پیش بینی ماسه دهی چاه مورد مطالعه ضروری بود با در دست داشتن مقادیر بهدست آمده از مدول های الاستیک، مقاومت فشاری تک محوره و فشار منفذی، تنش های برجای افقی و تنش عمودی محاسبه شد. در نهایت با استفاده از معیار شکست موهر-کلمب و نگار کالیپر، پنجره بهینه گل برای پیش بینی زون های دارای پتانسیل ماسه دهی، محاسبه شده است.
    کلیدواژگان: ماسه دهی، نگارهای چاه، تنش، معیار شکست، پنجره بهینه گل
  • عبدالرضا مقدسی، احسان باقری پور، سیدمحسن حسینی صفحات 61-71
    در این کار تحقیقاتی غشای نانوفیلتراسیون پلیمری بر پایه پلیمر پلی وینیل کلراید با استفاده از مخلوط حلال های دیمتیل استامید و تتراهیدروفوران به نسبت 85:15 ساخته شد. روش ساخت غشاها با استفاده از تکنیک تهیه محلول پلیمری به صورت فیلم نازک و غوطهوری در حمام غیر حلال و تغییر فاز فیلم پلیمری صورت پذیرفت. اثر غلظت های مختلف ماده فعالکننده سطحی آنیونی و آبدوست سدیم دو دسیل سولفات در محلول پلیمری بر زمان تغییر فازی و عملکرد غشاها مورد بررسی قرار گرفت. جهت ارزیابی غشاهای تهیه شده، آزمایشات شار، انتخابپذیری، محتوای آب و ساختارشناسی به کمک میکروسکوپ الکترونی انجام شد. نتایج نشان میدهد افزودن سدیم دودسیل سولفات به محلول پلیمری باعث به وجود آمدن لایه جداساز متراکمتر در مقایسه با غشای تهیه شده از پلی وینیل کلراید خالص شده است. به علاوه در غشاهای دارای این ماده نسبت به غشای خالص پلیمری، میزان شار کاهش و انتخابپذیری غشاها افزایش یافته است. میزان غلظت بهینه سدیم دو دسیل سولفات برابر با 45/ 0% وزنی است که باعث بهبود انتخابپذیری نمک به میزان 67/ 21% در مقایسه با غشای خالص شده است.
    کلیدواژگان: غشای نانوفیلتراسیون، پلی وینیل کلراید، تغییر فازی، سدیم دو دسیل سولفات جداسازی نمک و شارآب عبوری
  • محمدعلی صالحی، سجاد کاظم شیرودی، سید رضا موسوی حرمی، محمد غفوری، غلامرضا لشکری پور صفحات 72-87
    بخش بالایی سازند سورمه (معادل با سازند عرب) به سن ژوراسیک پسین از مهمترین مخازن نفتی ایران در خیلج فارس و کشورهای عربی همجوار است. در این مطالعه آنالیز گونه های سنگی با استفاده از روش های مختلف و با هدف ارزیابی کیفیت مخزنی بخش بالایی سازند سورمه در یکی از میدان های بخش مرکزی خلیج فارس انجام گرفته است. بخش بالایی سازند سورمه عمدتا از توالی دولومیت و انیدریت تشکیل شده است. مطالعه پتروگرافی مقاطع نازک میکروسکوپی سازند سورمه منجر به شناسایی ده رخساره میکروسکوپی گردید. رخساره های شناسایی شده در زیر محیطهای پشته های اووئیدی، لاگون، جزر و مدی و بالای جزر و مدی در یک سکوی کربناته از نوع رمپ نهشته شده اند. به منظور برقراری ارتباط بین رخساره های میکروسکوپی معرفی شده در بخش بالایی سازند سورمه با رده های پتروفیزیکی، داده های تخلخل و تراوایی مربوط به رخساره های این سازند بر روی نمودار ترسیم گردید. با رسم داده های تخلخل-تراوایی بر روی نمودار، چهار گونه سنگی شناسایی شد. با هدف تعیین رخساره های الکتریکی روش خوشه بندی چند کیفیتی بر پایه نمودار (MRGC) مورد استفاده قرار گرفته است. روش خوشهسازی منجر به شناسایی شش رخساره الکتریکی در بخش بالایی سازند سورمه گردید. همچنین، در این مطالعه واحدهای جریانی هیدرولیکی در بخش بالایی سازند سورمه توسط داده های پیوسته و تخمینی تخلخل و تراوایی به روش های استفاده از شاخص زون جریانی (FZI) و نمودار لورنز اصلاح شده بر مبنای چینه نگاری (SMLP) شناسایی و تفکیک شدهاند. این دو روش مطالعه به ترتیب منجر به شناسایی شش واحد جریانی هیدرولیکی و نه واحد مخزنی، سدی و تله ای در بخش بالایی سازند سورمه گردیده اند. واحدهای مختلف مخزنی شناسایی شده در این دو روش دارای انطباق خوبی می باشند. هچنین، مقایسه نتایج روش های مختلف استفاده شده در این مطالعه و کالیبراسیون آنها با مطالعات پتروگرافی حاکی از همخوانی نتایج با یکدیگر است. با تلفیق روش های مختلف در تعیین گونه سنگی، سه گونه سنگی نهایی در بخش بالایی سازند سورمه تفکیک گردید.
    کلیدواژگان: گونه سنگی، میکروفاسیس، رخساره های الکتریکی، واحدهای جریانی هیدرولیکی، سازند سورمه، خلیج فارس
  • سعید منیبی، پوران نظریان سامانی صفحات 88-98
    مطالعه حاضر به بازنگری سنی زیست چینه ای سازند آسماری در یکی از برشهای سنگ چینهای در فروافتادگی دزفول میپردازد. ضخامت سازند آسماری در این برش به m 5/417 میرسد و دارای ترکیب سنگشناسی دولومیت، دولومیت ماسه ای، آهک، آهک ماسهای، ماسه سنگ و شیل می باشد. در بخشهای کربناته دارای میکروفاسیسی با تنوع رخسارهای وکستون، پکستون، گرینستون همراه با رخساره باندستون است. با توجه به زون های تجمعی شناسایی شده در میدان و استفاده از داده های ایزوتوپ استرونسیوم مطالعات قبلی میتوان تغییرات سنی جدیدی برای سازند آسماری در این میدان تعیین نمود. بر اساس مطالعات زیست چینهای میکروفسیلها پنج زون تجمعی:1- Borelis melo melo– Borelis melo curdica Assemblage Zone با سن میوسن پیشین (بوردیگالین)2- Indeterminate Zone با سن میوسن پیشین (آکی تانین- بوردیگالین)3- Miogypsina- Elphidium sp14- Peneroplis farsensis Assemblage Zone با سن میوسن پیشین (آکی تانین)4- Archaias asmaricus– Archaias hensoni– Miogypsinoides complanatus Assemblage Zone با سن الیگوسن پسین (شاتین)5- Lepidocyclina– Operculina- Ditrupa Assemblage Zone با سن الیگوسن پسین (شاتین)برای سازند آسماری در این میدان مشخص گردید. در زون تجمعی شماره پنج به دلیل عدم همراهی سنگواره های ذره بینی لپیدوسیکلینادار با سنگواره های ذره بینی نومولیتدار سن این زون تجمعی، الیگوسن پسین (شاتین) در نظر گرفته میشود. سنگواره های ذره بینی نومولیتدار منتسب به سن الیگوسن پیشین (روپلین) میباشد که در برش تحت مطالعه از این میدان دیده نشد.
    کلیدواژگان: زیست چینه ای، زونبندی، سنگواره های ذره بینی، سازند آسماری، ایزوتوپ استرانسیوم
  • نیر شاهوردی، حسین رحیم پور بناب، محمدرضا کمالی صفحات 99-114
    سازند سروک (آلبین- تورونین) یکی از مخازن مهم نفت و گاز در میادین نفتی جنوب و جنوب غرب ایران بعد از سازند آسماری (الیگو- میوسن) است که بخش قابل توجهی از ذخایر هیدروکربنی را در خود جای داده است. بررسی مقاطع نازک میکروسکوپی این سازند در میدان مورد مطالعه در جنوب شرقی خلیجفارس منجر به شناسایی 9 رخساره شد که در 4 زیرمحیط رخسارهای قرارمیگیرند و در یک رمپکربناته هموکلینال نهشته شده اند. فرآیندهای دیاژنزی مهمی که کربنات های این سازند را تحتتاثیر قرارداده اند شامل نئومورفیسم، آشفتگیزیستی، میکرایتیشدن، دولومیتیشدن، انحلال گسترده، سیمانیشدن، استیلولیتیشدن و شکستگی میباشند. فرآیندهای دیاژنزی شناخته شده در سنگ آهک های بخش بالایی سازند سروک و بررسی زمان نسبی تشکیل آنها حاکی از آن است که این فرآیندها در سه محیط اصلی دیاژنزی دریایی، جوی و دفنی رخداده اند. تطابق داده های تخلخل و تراوایی مغزه ها نشان دهنده این است که کیفیت مخزنی سازند سروکبالایی در میادین مورد مطالعه متاثر از رخساره ها، محیطرسوبی و عوامل دیاژنزی بعدی بوده است. به طوری که رخساره های رودیستی (گرینستون، رودستون و فلوتستون) دارای بالاترین میزان تخلخل و تراوایی هستند.
    کلیدواژگان: سازند سروک، میدان نفتی اسفندیار، محیط رسوبی، دیاژنز، کیفیت مخزنی
  • صیام صفایی، امین روشندل کاهو، فرید کریمی صفحات 115-124
    امروزه روش شباهت برای تخمین سرعت به کار گرفته می شود که بر مبنای جمع نمونه ها در پنجره تحلیل سرعت استوار است. طیف سرعت حاصل از این روش در مورد رویدادهای بازتابی عمیق و در مواردی که دورافت برداشت داده ها کم میباشد، دارای قدرت تفکیک پایین است. افزایش قدرت تفکیک در محاسبه شباهت سبب می شود که دقت تخمین سرعت تصحیح برون راند نرمال و برانبارش بهبود یابد. در این مقاله روش آماری خودراهانداز برای افزایش قدرت تفکیک طیف سرعت معرفی شده است. در روش شباهت، چنانچه سرعت انتخاب شده برای پنجره تحلیل دارای تفاوت کمی نسبت به سرعت واقعی باشد، ردلرزه های درون پنجره به طور کامل افقی نمی شوند، اما با این حال به دلیل اختلاف زمانی بسیار اندک ردلرزه های مجاور، مقدار شباهت محاسبه شده برای این حالت نیز، به مقدار شباهت مربوط به سرعت واقعی نزدیک است و باعث پهن شدگی قله طیف سرعت حول سرعت و زمان دقیق میشود. چنانچه سرعت پنجره تحلیل متفاوت از سرعت صحیح انتخاب شود، روش خودراه انداز با جابجایی ردلرزه ها درون پنجره تحلیل، اختلاف زمانی بین دو ردلرزه مجاور را افزایش می دهد. با تعریف یک معیار جدیدتر برای محاسبه میزان شباهت، این فرآیند در برآورد سرعت صحیح مفید میباشد و باعث افزایش دقت و قدرت تفکیک طیف سرعت میگردد. کارآیی روش تحلیل سرعت خودراه انداز بر روی داده های لرزه ای مصنوعی و واقعی مورد بررسی قرار گرفته و نتایج آن با روش متداول شباهت مقایسه گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که قدرت تفکیک طیف سرعت حاصل از روش خودراه انداز به مراتب بالاتر از نتیجه حاصل از روش متداول شباهت است.
    کلیدواژگان: تحلیل سرعت، قدرت تفکیک، طیف سرعت، شباهت، روش خودراه انداز
  • علی آقایاری، مهدی ارجمند، لویا خسروانی، مهرداد میرزاجان زاده، هادی رحیم زاده صفحات 125-134
    دراین تحقیق تاثیر پارامترهای موثر بر نفوذ ازن درخاک آلوده به ترکیب نفتی مورد بررسی قرارگرفته است. خاک مورد مطالعه پس از مشبندی و حذف رطوبت توسط آون به صورت مصنوعی با آنتراسین که یک هیدروکربن آروماتیک چند حلقه ای است، آلوده شد و سپس درظرف های سربسته به مدت یک هفته در محیط تاریک نگهداری شد. پارامترهای مورد بررسی عبارتند از: ارتفاع ستون خاک، سایز ذرات خاک، میزان آلاینده، زمان ازناسیون و رطوبت. حداکثر میزان نفوذ و راندمان حذف به ترتیب 83% و 92% بهدست آمد. در این پژوهش مشاهده شد که با تغییر سایز ذرات خاک، تغییر چشمگیری در میزان نفوذ ایجاد نمیشود. درصورتیکه تغییر در میزان آلاینده و همچنین ارتفاع ستون خاک و رطوبت، تاثیر زیادی در میزان نفوذ دارد. همچنین مشاهده شد که بیشترین سرعت نفوذ در 10 دقیقه اول فرآیند ازناسیون روی می دهد. درمرحله بعد با به دست آوردن معادلات حاکم بر تجزیه ازن توسط آلاینده، مواد آلی و غیرآلی، سایتهای فعال خاک و همچنین تجزیه خودبه خودی ازن، مدلی برای بررسی نفوذ ازن در خاک ارائه گردید و از طریق مقایسه داده های تجربی و نتایج مدلسازی، ضرایب سرعت واکنش های سینتیکی ازن با آلاینده، موادآلی و غیرآلی خاک، سایتهای فعال خاک و تجزیه خودبه خودی ازن، به صورت تقریبی به دست آمد.
    کلیدواژگان: ازناسیون، خاک آلوده، آنتراسین، واکنش سینتیکی و راکتور بستر ثابت
  • محسن اسلام نژاد، حسین اکبری پور، محمدرضا امین ناصری صفحات 135-149
    در مرحله صیانت از مخازن نفتی صنایع بالادستی، آزمایش های پیچیدهای موسوم به PVT برای شناسایی خواص سیالات مخزن انجام می گیرد. وجود مشکلاتی چون خطرات احتمالی، زمانبر بودن، دقیق نبودن نمونه ها و محدودیتهای دما و فشار، باعث شده تا استفاده از روش های هوشمند در این حوزه گسترش یابد. در این پژوهش به منظور اجتناب از مشکلات مذکور و یافتن رابطه پیچیده و غیرخطی داده های آزمایشهای PVT از شبکه عصبی مصنوعی بهره گرفته شده است. همچنین، از الگوریتم ژنتیک به منظور تعیین مقادیر بهینه پارامترهای مدل شبکه عصبی در فرآیند آموزش استفاده شده است. به منظور ارزیابی رویکرد توسعه یافته از مجموعه داده های چاه های نفتی جنوب ایران بهره گرفته شد و نتایج حاصل نشان می دهد که استفاده از شبکه عصبی مصنوعی مبتنی بر الگوریتم ژنتیک، برخلاف روش های کلاسیک، در زمان کمتر و با دقت بالایی خواص سیالات مخزن (ضریب حجمی سیال و فشار نقطه حباب) را پیشبینی مینماید. در نتیجه، کارشناسان و مدیران صنایع بالادستی مخازن نفتی ایران میتوانند از شبکه عصبی پیشنهادی در راستای پیشینی آزمایشهای PVT بهره گیرند.
    کلیدواژگان: صنایع بالادستی نفت، صیانت از مخازن نفت، آزمایش های PVT، شبکه عصبی مصنوعی، الگوریتم ژنتیک
  • سپیده پاژنگ، علی کدخدایی، بهزاد زمانی، محمود برگریزان، محمدرضا یوسف پور صفحات 150-160
    مطالعات زمین شناسی و تهیه نقشه های سطحی و زیر سطحی برای نمایش ساختارهای تکتونیکی و سیر تکاملی وقایع زمین شناسی، یکی از مسائلی است که همواره مورد توجه زمین شناسان بوده است. هدف اصلی در این مطالعه شناسایی گنبدهای نمکی موجود در تنگه هرمز با استفاده از داده های زیرسطحی است. منطقه مورد مطالعه در جنوب ایران و در تنگه هرمز واقع شده است. این منطقه برای شرکت نفت تحت عنوان بلوک E با مختصات °55 تا °56 طول شرقی و ''30 °25 تا °27 عرض شمالی شناخته شده است. به منظور ساخت مدل سه بعدی ساختارهای نمکی مدفون تنگه هرمز از داده های چاه، خطوط لرزه ای، به همراه نقشه UGC زمانی راس سازند داریان و نرم افزار پترل استفاده شده است. نقشه های پراکندگی هفده گنبد نمکی مدفون و رخنمون یافته در گستره تنگه هرمز و نیز مختصات مرکز هر کدام به همراه عمق دفن آنها از جمله نتایج بهدست آمده از این مطالعه است. تمرکز این دیاپیرها در بخش غربی تنگه هرمز است و احتمال میرود ضخامت سازند هرمز در این بخش بیش از بخشهای شرقی و مرکزی باشد. در نهایت هشت گنبد به نقشه پراکندگی گنبدهای نمکی ایران اضافه گردید. فاصله مابین هرکدام از این گنبدها در بخش دریایی در حدود km 35 برآورد شد و مشخص گردید دیاپیرهای نمکی جنوب ایران منطبق بر روند NE-SW یا همان روند خطواره هندورابی است.
    کلیدواژگان: مدلسازی، پراکندگی گنبدهای نمکی، تنگه هرمز، خطوط لرزهای، تکتونیک منطقه
  • هدی عبدی زاده، علی کدخدایی، مسعود شایسته، محمدحسین حیدری فرد صفحات 161-172
    کل کربن آلی TOC یکی از پارامترهای مهم ژئوشیمیایی برای ارزیابی پتانسیل هیدروکربنزائی سنگ منشاء است. اندازهگیری این پارامتر نیاز به انجام آزمایشات ژئوشیمی بر روی کنده های حفاری دارد که پرهزینه و وقت گیر است. به طور کلی، سنگهای غنی از مواد آلی توسط نگاره های پتروفیزیکی با تخلخل بالا، زمان عبور صوت بالا، چگالی پایین، پرتو گاما بالاتر و مقاومت ویژه بیشتر از سایر سنگها مشخص میشوند. در این مطالعه، مدلهای الگوریتم ژنتیک خطی و غیر خطی جهت تخمین کل کربن آلی از داده های پتروفیزیکی برای سنگهای منشا کژدمی، گورپی و پابده در میدان نفتی اهواز استفاده شد. از مدل الگوریتم ژنتیک خطی نتایج معتبرتر و مقبول تری نسبت به مدل غیر خطی حاصل شد. راه حل های الگوریتم ژنتیک با آنالیز رگرسیون به واسطه ضرائب مناسب با معادلات TOC مقایسه شد. اجرای آنالیز براساس میانگین مربع خطا و ضریب همبستگی، کارایی بالاتر معادلات هوشمندانه مشتق شده را در مقایسه با آنالیز رگرسیون آماری نشان می دهد. در مرحله بعدی مطالعه، روش آنالیز خوشه ایجهت طبقه بندی نگار TOC تخمین زده شده و شناسایی زونهای ژئوشیمیایی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج مدل الگوریتم ژنتیک به شکل مقبول، سنگهای منشا را با استفاده از مدل آنالیز خوشه ایبه رخساره های غنی و فقیر از مواد آلی تقسیم کردند.
    کلیدواژگان: کل کربن آلی، الگوریتم ژنتیک، پیرولیز راک، ایول، داده های چاهپیمایی، رخساره های آلی، آنالیز خوشه ای
  • مصطفی مرادی، سید رضا موسوی حرمی، قدرت الله صادقی صفحات 173-185
    در مطالعه حاضر، مدل ژئواستاتیکی مخزن آسماری میدان نفتی منصوری با استفاده از اطلاعات پتروگرافی، ژئوفیزیکی و پتروفیزیکی 90 حلقه چاه این میدان تهیه گردید، که برای این منظور از نرم افزار مدیریت سیستم مخزن (RMS) استفاده شده است. بر اساس داده های پتروفیزیکی و تطابق آنها با مقاطع میکروسکوپی، مخزن آسماری در میدان نفتی منصوری عمدتا کربناته و ماسه سنگی بوده و به هشت زون تقسیم می شود که زون یک بالاترین زون است و مستقیما در زیر پوشسنگ قرار دارد و زون هشت پایین ترین قسمت مخزن بوده و بر روی سازند پابده قرار گرفته است. در میان این هشت زون، زونهای بالایی کمتر تحت تاثیر فرآیندهای دیاژنزی مخرب قرار گرفته اند و کیفیت مخزنی بهتری دارند، در حالیکه در زون های پایینی، عملکرد دیاژنز، تا حد بسیار زیادی خصوصیات مخزنی را از بین برده است. براساس اطلاعات ژئوفیزیکی، میدان نفتی منصوری تحت تاثیر فرآیندهای تکتونیکی چندانی قرار نگرفته و مدل ساختمانی آن تنها شامل نقشه های همتراز زیر سطحی میباشد. در نهایت با تلفیق داده های پتروگرافی، پتروفیزیکی و ژئوفیزیکی، مدل استاتیک مخزن تهیه شد. نتایج حاصل از این مدل نشان می دهد که در سرتاسر میدان منصوری، تنها زونهای یک، دو و سه سازند آسماری زونهای بهره ده بوده که در این بین زون دو بهترین زون مخزنی است و دارای بیشترین مقدار نفت درجای مخزن (65%) میباشد. این موضوع از نحوه توزیع خواص پتروفیزیکی (تخلخل، اشباع آب و ضخامت زون خالص به ناخالص) استنباط میشود. نقشه تراکم شکستگی ها نیز بیانگر آن است که بر خلاف دیگر میادین هیدروکربوری حوضه زاگرس، در میدان منصوری شکستگی ها نقش چندانی در ایجاد خواص مخزنی نداشته اند. براساس نقشه های میانگین تخلخل و اشباع آب، خصوصیات مخزنی در محدوده شرق و شمال شرق میدان دارای وضعیت مطلوب تری است. لذا میتوان در طراحی چاه های جدید، نگهداشت توان تولید، ازدیاد برداشت و توسعه میدان منصوری روی این قسمت از میدان تمرکز بیشتری نمود.
    کلیدواژگان: سازند آسماری، حوضه زاگرس، زونبندی، تخلخل، اشباع آب
  • فتح الله پورفیاض، فرهاد فرزان، پرویز احمدی اول، حسین بیطاری صفحات 186-193
    در این مطالعه نانوجاذبهای کربن فعال- نانوذرات مغناطیسی به منظور جذب بنزن ساخته شد. برای این کار در ابتدا نانوذرات مغناطیسی اکسید آهن (Fe3O4) سنتز شد و مشخصات آن با استفاده از تکنیکهایی از قبیل پراش پرتوی ایکس (XRD) و میکروسکوپ الکترونی پیمایشگر (SEM) و همچنین مشاهدات خواص مغناطیسی ظاهری بررسی گردید. سپس برای ساخت نانوکامپوزیتهای مغناطیسی کربن فعال- نانوذرات، حین تولید نانوذرات (پس از جوانهزنی فاز اکسیدآهن) کربن فعال به آنها اضافه شد. بررسی خواص مغناطیسی ظاهری مواد حاصل نشان داد که این راهبرد منجر به کربن فعال مغناطیس شده میشود. همچنین نتایج XRD و SEM مربوط به این نانوجاذبها، نشان داد که نانوذرات اکسید آهن روی کربن فعال تشکیل میشود. اندازیگیری میزان جذب بنزن توسط جاذبها نشان داد که نانوجاذبهای حاوی 20% نانوذرات اکسید آهن دارای ظرفیت جذب و خواص مغناطیسی قابل قبولی هستند. بهطور کلی نانوجاذبهای مغناطیسی کربن فعال- نانوذرات ساخته شده را میتوان برای جذب آلاینده های نفتی از آب مورد استفاده قرار داد و سپس آنها را با یک میدان مغناطیسی به سادگی از فاز مایع جدا کرد.
    کلیدواژگان: نانوجاذبها، کربن فعال، نانوذرات مغناطیسی، حذف آلاینده های نفتی، نانوذرات اکسیدآهن
|
  • Nazanin Charchi, Akram Tavakoli, Ali Akbar Babaluo, Mahboobeh Ejtemaei, Behruz Bayati, Yaser Bayat Pages 4-11
    The effect of operating conditions such as temperature, pressure, and H2/nC5 molar ratio on the hydroisomerization of n-pentane over Pt/ZSM-5 was investigated. It was found that, because of increasing the cracking reactions, by increasing temperature the n-pentane conversion was incremented, but the selectivity towards iso-pentane was decreased. Furthermore, an increase in pressure had a desirable influence on the n-pentane conversion and iso-pentane selectivity. The other important parameter studied in the current work is H2/nC5 molar ratio. The results showed that at the low ratios of H2/nC5, conversion was decreased with increasing this ratio, since the active sites was occupied with hydrogen. On the other hand, the hydrogenation of surface alkanes resulted in decreasing the cracking reactions and consequently increasing the selectivity towards iso-pentane. At the higher ratios of H2/nC5, increasing hydrogen amount had no effect on the selectivity and led to a low decrease in the n-pentane conversion.
    Keywords: Hydroisomerization, Reaction Condition, Zeolite, n, Pentane, Pt, ZSM, 5 Nanocatalyst
  • Masih Karimi Alavijeh, Nooshin Asadi, Soheila Yaghmaei Pages 12-22
    The objective of this research was the design and economic study of biodiesel production from animal fat. Nowadays, biodiesel is mostly produced from edible sources such as soybean. Wastes of tallow as an abundant, cheap, and inedible source can be used instead of these sources. High amounts of free fatty acid of animal fats are why the process needs to be performed in two sections, namely esterification and transesterification reactions, and the purification process was conducted by water washing in an extraction column. The simulation results of Aspen Hysys software shows the production of 5000 kg of biodiesel of 5000 kg of tallow. Additionally, glycerol was purified as a by-product of the process. Aspen Icarus software was used for the economic study of the process and the economic results by Aspen Icarus software shows that the NPV is M$ 4.733 after 10 years, which confirms that this design is cost-effective. Furthermore, the payback period from the plant start-up is 7.7 years.
    Keywords: Biodiesel, Free Fatty Acid, Simulation, Economic Study, Esterification
  • Mohsen Vafaie Sefti, Mohsen Jamshidi, Khosrow Jarahian, Seyed Saeed Ghorashi, Ali Asghar Davoodi Pages 23-36
    The outcrop of carbonate reservoirs is generally water-wet. However, in many cases, water film stability depending on surface charge between oil/water and rock/water interfaces is collapsed and the wetting condition changes from water-wet to oil-wet or intermediate wettability. The main cause of this phenomenon is resulted from the adsorption of some fatty acids in oil phase. Thus, due to the negative amount of capillary pressure, spontaneous imbibitions will not accomplish and consequently ultimate oil recovery will decrease. The utilization of surfactants is one of the available routes for wettability alteration of reservoir rock from oil-wet into water-wet. These materials can diffuse into water/oil or rock/oil interfaces through interfacial reduction and can consequently cause the wettability alteration of the trapped oil. Thus studying wettability alteration mechanism using surfactants has been emphasized by recent researchers. This work focuses on presenting a process mechanism, which has a direct effect on surfactants behavior in oil field usage by using analysis techniques such as zeta potential, TGA, and the injection of surfactant solutions in porous media via core flooding apparatus. The results show that cationic surfactants have the greatest effect on wettability alteration at above critical micelle concentration (CMC) because of the electrostatic attraction between surfactant and adsorbed fatty acids in crude oil, whereas anionic and nonionic surfactants have less performance in the wettability alteration of carbonate rocks.
    Keywords: Carbonated Reservoirs, Wettability Alteration, Surfactant, Zeta Potential, Thermo Gravimetric Analysis (TGA), Core Flooding System
  • Abbas Shahrabadi, Masoud Nasiri, Kaveh Khanlari, Saeed Abbasi Pages 37-46
    With respect to the fact that most of the Iran oil reservoirs have elapsed their period of natural depletion, the usage of gas injection techniques renders necessary for EOR purposes. The formation of organic precipitates such as asphaltene and its subsequent precipitation over reservoir rock during the gas injection process is considered a critical problem due to causing damage to the formation. Therefore, prior to conducting any industrial gas injection projects, it is necessary to perform experimental research with the same type of reservoir rock/fluid, and then a field-scale project can be implemented, once the analysis of the experimental results and the simulation of the reservoir are completed. In this research, the effect of pressure of injecting natural gas on asphaltene precipitation and alteration of core characteristics is analyzed. Live oil samples from one of the Iran offshore fields were used. The permeability reduction before and after gas injection were determined. In addition, the produced fluid was sampled at different time scales and its asphaltene content was determined using the IP143 standard. Using the mass balance equations, the reduction in core porosity and the power relation between permeability and porosity in the damaged core were established. The results suggest that the asphaltene coagulation and precipitation should increase along with gas injection, which causes permeability reduction. Such damages tend to decrease by lowering pressure, and the analysis indicates the mechanism of precipitation to be of mechanical blockage.
    Keywords: Asphaltene Deposition, Formation Damage, Permeability, Gas Injection, Core Flooding, Natural Gas
  • Shahoo Maleki, Ali Moradzadeh, Reza Ghavami Riabi, Farhad Sadeghzadeh, Ramin Mohammadi Pages 48-60
    Sand production during extraction and exploitation from oil wells is one of the most important problems in delaying the exploiting operations. Different methods are presented to predict sand production in the field the reservoir rocks of which are sandstone or carbonates. This methods are typically comprised of rock mechanics tests (such as uniaxial compressive strength and triaxial tests), and mineralogical analyses or using of well logs. Rock mechanics tests and mineralogical analyses, as well as other tests used to analyze oil and gas wells, are very time consuming and costly in comparison with conventional well logs. Therefore, in this paper, well logs are used for the prediction of sand production in the southwest of Iran. For this purpose, by having traditional petrophysical logs such as sonic logs, the uniaxial compressive strength and elastic modulus in rocks are first calculated, and then the values of pore pressure are computed; these values are also calibrated with the real data. Since in situ stresses at deep depths are very necessary for the prediction of sand production, by using values obtained for elastic modulus, uniaxial compressive strength, and pore pressure, the vertical and horizontal stresses were obtained. Finally, Mohr-Columb criteria and caliper log data were used to obtain the optimum safe mud window for the prediction of local zones that have the potential of sand productions.
    Keywords: Sand Production, Well Logs, Stress, Failure Criteria, Safe Mud Window
  • Abdolreza Moghadassi, Ehsan Bagheripour, Sayed Mohsen Hosseini Pages 61-71
    In the current research, polyvinylchloride (PVC)-based nanofiltration membrane was prepared by using a mixture of N, N dimethylacetamide (DMAC) and tetrahydrofuran (THF) at a constant ratio of 85:15 as the solvent. The membranes were fabricated by a phase inversion method and casting solution technique. The effects of different ratios of anionic sodium dodecyl sulfate (SDS) in casting solution on membrane performance and phase inversion time were investigated. Flux, selectivity, water content, and the SEM of cross sectional of membranes were studied. The SEM results indicate a denser top layer for the membrane containing SDS compared to the pristine one. Also, the modified membrane containing 0.45 wt.% SDS showed better performance compared to the others.
    Keywords: Nanofiltration Membrane, Polyvinylchloride, Phase Inversion, Sodium Dodecyl Sulfate
  • Mohammad Ali Salehi, Sajjad Kazem Shiroudi, Seyed Reza Moussavi Harami, Mohammad Ghafouri, Gholamreza Lashkari Pour Pages 72-87
    The upper Jurassic Surmeh formation (Arab equivalent) is one of the most important oil reservoirs in the Persian Gulf. In this study, different rock typing approaches were used for the reservoir characterization of this formation in an oil field in the central Persian Gulf. Lithologically, the upper Surmeh formation is mainly composed of dolomite and anhydrite. Petrographic studies have led to the recognition of 10 microfacies grouped into four facies associations (belts) as supratidal, intertidal, lagoon, and shoal settings. The observed facies indicate a carbonate ramp as the depositional environment of the Surmeh formation. In order to relate the recognized microfacies with petrophysical rock classes, the porosity-permeability of cores was plotted on standard diagram and accordingly four distinct rock types (classes) were identified. In addition, electorofacies determination was applied by using the multi resolution graph-based clustering (MRGC) technique. The clustering technique has led to the recognition of six electorofacies in the upper Surmeh formation. Hydraulic flow units and reservoir/non-reservoir units were identified in the studied intervals by using the flow zone indicators (FZI) and a stratigraphic modified Lorenz plot (SMLP) respectively. Predicted porosity and permeability data were used to construct a continuous stratigraphic profile of reservoir/non reservoir units. Accordingly, six hydraulic flow units and nine reservoir units were identified and closely correlated in the studied wells. A comparison between the results of all rock-typing methods and petrographic data also reveals close correspondence. An integration of different rock typing approaches results in partitioning of three final rock types in the upper Surmeh formation.
    Keywords: Rock Type, Microfacies, Electorofacies, Hydraulic Flow Unit, Surmeh Formation, the Persian Gulf
  • Saeeid Monibi, Pouran Nazarian Samani Pages 88-98
    Present study revises the biostratigraphy age of the Asmari formation in Dezful embayment in the southwest of Iran. Asmari formation thickness reaches 417.5 meters and it mainly consists of dolomite, sandy dolomite, limestone, sandy limestone, sandstone, and shale. Carbonate units comprise wackestone, packstone, grainstone, and less boundstone facies. According to the recognized assemblage zones and the previous Sr isotope data, new biozonation are defined for the Asmari formation in this filed. As a result, the Asmari formation is subdivided into five bio zones as follows:1. Borelis melo melo-Borelis melo curdica Assemblage Zone, Early Miocene (Burdigalian);2. Indeterminate Zone, Early Miocene (Aquitanian-Burdigalian);3. Miogypsina - Elphidium sp14 - Peneroplis farsensis Assemblage Zone, Early Miocene (Aquitanian);4. Archaias asmaricus-Archaias hensoni-Miogypsinoides complanatus Assemblage Zone, Late Oligocene (Chattian);5. Lepidocyclina-Operculina-Ditrupa Assemblage Zone, Late Oligocene (Chattian).Due to non-accompanied Lepidocyclina microfossils with Nummulites microfossils in the bio zone five, the related age is considered to be Late Oligocene (Chattian). Nummulites microfossils relating to Rupelian were not distinguished in the studied section of this filed.
    Keywords: Biostratigraphy, Biozone, Microfossils, Asmari Formation
  • Nayyer Shahverdi, Hossain Rahimpour Bonab, Mohammad Reza Kamali Pages 99-114
    The Sarvak formation (Late-Albian-middle Turonian) is one of the main oil and gas reservoir units in the southern and southwest of Iran after Asmari formation (Oligo-Miocene). It hosts an important amount of hydrocarbon reserves in this region. Detailed thin section studies of this formation in the Siri field led to the identification of 9 major microfacies, which are deposited in four facies belts (basin, outer-ramp, mid ramp, and inner ramp) in a homoclinal ramp-type platform. Main diagenetic processes affecTed carbonate of this formation are neomorphism, bioturbation, micritization, dolomitization, extensive dissolution, cementation, stylolitization, and fracturing. Diagenetic processes at the upper part of the Sarvak formation and the relative timing indicate that these processes occur in three main diagenetic environments, including marine, meteoric, and burial. The correlation between the porosity and permeability values of core data shows that the reservoir quality is affected by sedimentary environment, sedimentary facies, and subsequent diagenetic processes. Thus the rudists facies (grainstone, rudstone, and floatstone) have a maximum porosity and permeability.
    Keywords: Sarvak Formation, Sriri (E) Oilfield, Sedimentary Environment, Diagenesis, Reservoir Quality
  • Siam Safaei, Amin Roshandel Kahoo, Farid Karimi Pages 115-124
    Semblance analysis is one of the common methods in the seismic velocity estimation, which is based on the summation of samples in the velocity analysis window. In the case of deep reflection events or low offset data, the velocity spectrum of this method has a low resolution. An increase in the resolution of the semblance results in an improvement in the accuracy of the estimated velocity for NMO correction and stacking. In this paper, the bootstrapped statistical method was introduced to improve the resolution of velocity spectra. In semblance method, if the selected velocity for NMO correction is slightly different than the actual velocity, the traces inside the analysis window are not fully horizontal. Nevertheless, due to the small time difference between the adjacent traces, the semblance value calculated for this case is nearly identical to the value of the actual velocity and causes the extension of the peak of the velocity spectrum. If the velocity of the analysis window is different from the correct value, the bootstrapped method increases the time difference of two adjacent seismic traces by displacing them. By defining a new measure to compute semblance, this procedure can be useful to estimate the correct velocity and increase the resolution of seismic velocity spectra. The efficiency of this method is evaluated by applying it to both synthetic and real seismic data and it is compared with the result of semblance method. The obtained results show that the velocity spectrum of the bootstrapped method has a better resolution than that of the conventional semblance method.
    Keywords: Velocity Analysis, Resolution, Velocity Spectrum, Semblance, Bootstrapped Method
  • Ali Aghayari, Mehdi Arjmand, Loya Khosravani, Mehrdad Mirzajanzadeh, Hadi Rahimzadeh Pages 125-134
    In this study, the influence of the parameters affecting the ozone diffusion into the oil compound polluted soil was investigated. The soil was polluted with anthracene, which is a multi-ring aromatic hydrocarbon, was sieved, and its humidity was removed. It was then kept in vessels with closed caps in dark conditions for one week. The considered parameters were soil column height, soil particles size, the amount of pollutant, ozonation time, and humidity. The pilot employed in this study included a vessel containing phosphoric acid diluted by deionized water (pH=2) followed by a cylindrical reactor in Plexiglas type with a diameter of 3 cm and a height of 25 cm. To inject ozone into the soil uniformly, a glass distributor was inserted at the bottom of the reactor. The maximum amount of diffusion and removing efficiency were 83% and 92% respectively. According to the experimental design, it was observed that any changes in the size of the soil did not have any considerable effect on the amount of diffusion, while any changes in the amount of pollutant, the height of the soil column, and humidity had a significant influence on the diffusion. It was also observed that the highest diffusion rate was happened in the initial 10 minutes of the ozonation process. In the next step, by obtaining the equations dominant on the ozone decomposition by pollutants, organic and inorganic compounds, active sites of the soil, and ozone self decomposition, it has been tried to present a model for the investigation of the ozone diffusion into the soil. This model was obtained by comparing the experimental results with the results obtained from the speed coefficients model of the kinetic reactions of ozone with pollutants, organic, and inorganic compounds, active sites of the soil, and ozone self-decomposition.
    Keywords: Ozonation, Polluted Soil, Anthracene, Modeling, Fixed Bed Reactor
  • Mohsen Eslamnezhad, Hossein Akbaripour, Mohammad Reza Amin Naseri Pages 135-149
    At the level of preservation of oil wells in upstream oil industries, complicated experimentations, called PVT, are done for the recognition of reservoir fluid properties. Problems such as probable dangers, time consuming, and the inaccuracy of samples and limitations in temperature and pressure have led to tend to increase the use of intelligent methods in this field. In this study, in order to avoid the mentioned problems and find the complex and nonlinear relationships between data and PVT experiments, artificial neural network has been used. Because the suitable choice of the initial weights increases the neural network efficiency, genetic algorithm is used in order to adjust the initial weights. For evaluating the proposed approach, Iran oil reservoir fluid properties are implemented. The results of research showed that the use of genetic algorithm-based artificial neural network, in contrast to the classical methods, predicts the reservoir fluid properties in a shorter time and with high accuracy. Therefore, the proposed neural network can be seen as a powerful approach toward the prediction of Iran oilfield oil PVT properties.
    Keywords: Upstream Oil Industries, Preservation of Oil Wells, PVT Experiments, Artificial Neural Network, Genetic Algorithm
  • Sepideh Pajang, Ali Kadkhodaie, Behzad Zamani, Mahmood Bargrizan, Mohammad Reza Yousefpour Pages 150-160
    Geological studies and mapping of surface and sub-surface structures have always attracted the attention of geologists. The main purpose of this study is the identification of salt domes in strait of Hormuz using subsurface data. The study area is located in the south of Iran، which is known as Block E for oil companies at longitude of 55-56° east and latitude of 25°30’-27° north. Seismic data، well data، and UGCtime map are used for three-dimensional modeling of the subsurface salt structures by Petrel software. In this work، the locations of 17 burial and non-burial domes in the Hormuz strait are mapped and the coordinates of the center of each dome with burial depths are written. Most of these diapirs concentrated on the western part of the strait of Hormuz and is likely that the thickness of Hormuz formation in the western part is higher than the central and eastern parts. Finally، eight domes were added to the dispersion salt domes map in Iran. The distance between each of the domes is estimated to be about 35 kilometers in marine sector and it was found that the salt diapirs in the southern Iran matched NE-SW direction or Hendurabi lineament.
    Keywords: Modeling, Distribution of Salt Domes, Strait of Hormuz, Seismic Lines, Regional Tectonics
  • Hoda Abdizadeh, Ali Kadkhodaie, Masoud Shayeste, Mohammad Hosein Heidarifard Pages 161-172
    Total organic carbon (TOC) is one of the important parameters for the evaluation of the hydrocarbon generation potential of source rocks. The measurement of this parameter requires conducting geochemical analysis on cutting samples، which is expensive and time consuming. In general، organic rich rocks are characterized by higher porosity، higher sonic transit time، lower density، higher gamma ray، and higher resistivity compared to other rocks. In this study، the linear and non-linear genetic algorithm models were used to estimate TOC from petrophysical data for the Kazhdumi، Gurpi، and Pabdeh source rocks in Ahwaz oilfield. The linear genetic algorithm model provided more reliable and acceptable results than the non-linear model. The genetic algorithm solutions for fitting coefficients to TOC equations were compared to a regression analysis. Performance analysis based on MSE and correlation coefficient indicates the higher performance of the intelligently derived equations in comparison to the statistical regression analysis. In the next step of the study، a cluster analysis technique was utilized for the classification of the estimated TOC log and the identification of geochemical zones. In the light of the acceptable results of the GA model، source rocks were classified into the organic-rich and organic-lean facies by using a cluster analysis method.
    Keywords: Total Organic Carbon, Genetic Algorithm, Rock, Eval Pyrolysis, Well Log Data, Organic Facies, Cluster Analysis
  • Mostafa Moradi, Seyed Reza Moussavi Harami, Ghodrat Ollah Sadeghi Pages 173-185
    In the present study، a geostatistic model of the Asmari reservoir based on petrographic، geophysical، and petrophysical data of 90 drilled wells in Mansuri oil field is prepared by using reservoir modeling system (RMS) software. Based on the petrophysical data and their correlation with thin sections، the Asmari reservoir in Mansuri oil field is mainly carbonate-sandstone and subdivided into 8 zones. Zone 1 is at top، below the cap rock، and zone 8 (deepest zone) overlies Pabdeh formation. Between these zones، the upper zones are less affected by destructive diagenetic processes and have a good reservoir quality. Based on geophysical data، the Mansuri oil field has not been affected by tectonic activities as seen on the underground contour map. Moreover، a statistical reservoir model correlating petrographic، petrophysical، and geophysical data was prepared. The results indicate that zones 1-3 of Asmari formation are only productive، among which zone 2 is the best reservoir zone with 65% oil in place. This can be deduced by using petrophysical properties distribution (such as porosity، water saturation، and net to gross ratio) in the oil field. Fractures density contour map shows that، in the Mansuri oil field، fractures does not affect the reservoir to increase the qualities. The reservoir quality is better in the east-north east of Mansuri oil field based on porosity and water saturation contour maps. Thus one can focus on these areas for well planning، production control، and enhanced recovery in the future.
    Keywords: Asmari Formation, Zagros Basin, Zonation, Porosity, Water Saturation
  • Mostafa Moradi, Seyed Reza Moussavi Harami, Ghodrat Ollah Sadeghi Pages 186-193
    In this study, iron oxide (Fe3O4) magnetic nanoparticles were synthesized and characterized using X-ray diffraction (XRD) and scanning electron microscopy (SEM) techniques and the observation of magnetic properties. Activated carbon nanoparticles magnetic nanocomposites were then synthesized by two
    Methods
    in situ synthesis of the iron oxide magnetic nanoparticles on activated carbon and the addition of activated carbon during the synthesis of the magnetic nanoparticles. The observation of magnetic properties showed that the in situ synthesis of the iron oxide magnetic nanoparticles on activated carbon does not result in activated carbon nanoparticles magnetic nanocomposites. The magnetic nanocomposites were also characterized by XRD and SEM techniques. The XRD and SEM results of the samples prepared by the method of the addition of activated carbon during the synthesis of the magnetic nanoparticles revealed the formation of the iron oxide magnetic nanoparticles on activated carbon. The synthesized activated carbon nanoparticles magnetic nanocomposites can be used to adsorb petroleum contaminants from water and can be separated simply by applying a magnetic field.
    Keywords: Activated Carbon, Magnetic Nanoparticles, Petroleum Contaminants, Iron Oxide Nanoparticles