فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 3 (پیاپی 16، پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/10/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • کتایون وکیلیان، معصومه داود ابادی، رویا غلامی صفحات 1214-1223
    مقدمه
    در گذشته جهت درمان و کاهش دیسمنوره ی اولیه از داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی استفاده می شده است؛ اما امروزه استفاده از این داروها به دلیل دارا بودن عوارض گوارشی مورد تمایل نیست و استفاده از روش های طب مکمل مانند تحریک الکتریکی و مکمل های غذایی مثل کلسیم، منیزیم، ویتامین E و ورزش مورد توجه قرار گرفته است. مطالعاتی در زمینه ی میزان کاهش درد در دیسمنوره انجام شده اما مطالعات کمی روی الگوی دیسمنوره وجود دارد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه یک مطالعه ی مورد - شاهدی است که بر روی 200 نفر (69 نفر در گروه مورد و 131 نفر در گروه شاهد) انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه به این شرح بود: مجرد بودن افراد، قرار داشتن در محدوده ی سنی بین 20 تا 30 سال، شروع درد قاعدگی قبل از 21 سالگی، دارا بودن سیکل های قاعدگی منظم، انجام ورزش منظم حداقل 2 روز در هفته به مدت یک سال در گروه مورد و نداشتن سابقه ی بیماری رحمی. پس از دریافت معرفی نامه از مدیریت پژوهش دانشگاه نمونه گیری در خوابگاه ها انجام شد. ابزارهای گرداوری داده ها شامل پرسش نامه ی مقیاس درد، Wong-Baker Faces Rating (WBS) و مقیاس Verbal Multidimensional Scoring System (VMS) برای شدت علائم همراه دیسمنوره بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمایش های کای دو، تی تست و نسبت شانس استفاده شد.
    یافته ها
    گروه بدون ورزش 13 برابر نسبت به گروه ورزش درد داشتند. در روز اول قاعدگی (36/75 %) 52 نفر در روز اول و (71/97 %) 128 در گروه شاهد درد داشتند (001/0=p). از نظر مصرف مسکن میانگین مصرف در گروه مورد در روز دوم 19/0 ±(55/0) و در شاهد 71/ 0 ± 0/1 بود (001/0=p)؛ اما تفاوت معنی داری در میزان خون ریزی در 3 روز اول و کاهش علائم همراه دیسمنوره در گروه ها دیده نشد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد ورزش می تواند روی الگوی دیسمنوره از نظر بهبود درد، شدت درد و مصرف مسکن موثر باشد؛ اما بر روی میزان خون ریزی و علائم همراه موثر نیست.
    کلیدواژگان: خونریزی، دیسمنوره، درد، ضد درد
  • وحید معینی قمچینی، داود حکمت پو، فرشید حق وردی، مصطفی دلاور صفحات 1224-1233
    مقدمه
    مشکلات خواب در بیماران همودیالیزی بیش از 80 درصد گزارش شده است. بابونه به دلیل دارا بودن خواص آرام بخش ممکن است در بهبود بخشیدن به کیفیت خواب بیماران همودیالیزی موثر باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر عصاره خوراکی گیاه بابونه بر کیفیت خواب بیماران همودیالیزی انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی است. 110 بیمار همودیالیزی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تخصیص یافتند. به گروه مداخله روزانه یک بار 400 میلی گرم شربت بابونه و به گروه دارونما شربت ساخارین داده شد. مداخله 4 هفته به طول انجامید. گردآوری اطلاعات با پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک و مقیاس استاندارد شده کیفیت خواب پیتزبرگ صورت گرفت. تحلیل داده ها با نسخه 22 نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون های تی زوجی و تی مستقل انجام گرفت.
    نتایج
    نتایج نشان داد که پیش از مداخله، بین میانگین نمره کیفیت خواب گروه دارونما (85/1 ± 21/10) و مداخله (2/2 ± 52/10) اختلاف معنی داری وجود نداشت (430/0p=)؛ اما پس از مداخله بین میانگین نمره کیفیت خواب در گروه دارونما (09/2 ± 12/10) و مداخله (96/1 ± 07/8) اختلاف معنی دار آماری مشاهده شد (0001/0p=).
    نتیجه گیری
    مصرف خوراکی عصاره گیاه بابونه سبب بهبود کیفیت خواب بیماران همودیالیزی شد. لذا مصرف عصاره این گیاه در شرایط مشابه توصیه می شود.
    کلیدواژگان: بابونه، کیفیت خواب، بیماران همودیالیزی
  • مهدی حکیمی، معرفت سیاهکوهیان، بهروز بقایی، مریم علی محمدی، کیوان احمدی دهرشید صفحات 1234-1247
    مقدمه
    در زمینه تاثیر پروتئین Whey در جریان تمرینات استقامتی بر توده چربی، لیپوپروتئین های پلاسما و تغییرات هورمونی در افراد چاق پژوهش های محدودی وجود دارند. هدف از این پژوهش بررسی اثرات 8 هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف مکمل پروتئین Whey بر سطوح سرمی لپتین، نسبت تستوسترون به کورتیزول، پروفایل لیپیدی و ترکیب بدنی دانشجویان پسر چاق بود.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش 26 مرد جوان چاق و داوطلب به صورت تصادفی به دو گروه مکمل و دارونما تقسیم شدند. هر دو گروه برنامه تمرین استقامتی یکسانی اجرا کردند (4 جلسه در هفته به مدت 8 هفته) و به روش دو سو کور به یک میزان پروتئین Whey یا دارونما را به مدت 8 هفته مصرف نمودند (g/kg/day8/1). نمونه های خونی، ناشتا قبل از شروع مداخله و 36 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی اندازه گیری شد. برای تعیین تفاوت های درون گروهی از آزمون تی زوجی و جهت تعیین تفاوت های بین گروهی از آزمون تی مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در شاخص های وزن (مکمل: 3/4 ± 7/89، دارونما: 6/4 ± 2/91) (004/0p=)، توده چربی (مکمل: 8/3 ± 9/23، دارونما: 1/4 ± 2/27) (001/0p=)، درصد چربی (مکمل: 8/3 ± 6/26، دارونما: 9/4 ± 8/29) (001/0p=)، HDL-c (مکمل: 2/4± 8/47، دارونما: 4/4 ± 5/41) (000/0p=)، TG(مکمل: 2/11 ± 3/201، دارونما: 7/13 ± 6/210) (000/0p=) و تستوسترون (مکمل: 6/0 ± 2/6، دارونما: 8/0 ± 8/5) (02/0p=) اختلاف معناداری به نفع گروه مکمل وجود داشت.
    نتیجه گیری
    هشت هفته استفاده از مکمل پروتئین Whey و تمرین هوازی منجر به کاهش بیشتر چربی های زیر جلدی، چربی های خونی و نیز افزایش HDL-c و تستوسترون می شود
    کلیدواژگان: تمرین استقامتی، پروتئین Whey، لپتین، چاقی
  • غلامحسین ظریف نژاد، احسان عشقی، امیرحسین میرحقی، حمیدرضا قربان زاده صفحات 1248-1257
    مقدمه
    اکثر بیماران دریافت کننده انفوزیون نیتروگلیسیرین، درجاتی از سردرد را تجربه می کنند. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس بر شدت سردرد ناشی از انفوزیون نیتروگلیسیرین در بیماران بستری در اورژانس قلب انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی که با مشارکت 135 بیمار انجام شد، بیماران بصورت تصادفی در سه گروه 45 نفری (اسانس اسطوخودوس، قرص استامینوفن و دارونما) قرار گرفتند. در گروه اسطوخودوس، اسانس اسطوخودوس و در گروه دارونما، پارافین مایع به مدت 30 دقیقه با پنبه آغشته به 3 قطره از آن استنشاق شد و در گروه استامینوفن، یک عدد قرص استامینوفن 325 میلی گرم داده شد. شدت سردرد قبل از مداخله، 15، 30 و 60 دقیقه پس از مداخله با استفاده از مقیاس دیداری درد که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت، اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل از آزمون های آماری کای اسکوئر، کروسکال- والیس، من ویتنی، فریدمن، ویلکاکسون با تصحیح بونفرونی استفاده شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد بین شدت درد سه گروه، تفاوت آماری معنی داری وجود دارد (05/0 < P) که مقایسه دو به دوی گروه ها نشان داد سردرد بیماران گروه اسطوخودوس نسبت به گروه استامینوفن(05/0< P) و گروه استامینوفن نسبت به دارونما کاهش آماری معنی دار بیشتری داشته است (05/0 < P).
    نتیجه گیری
    رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس ممکن است در کاهش سردرد بیماران دریافت کننده انفوزیون نیتروگلیسیرین موثر باشد و از طرفی عوارض گذرایی مانند خواب آلودگی دارد، البته پیشنهاد می شود تحقیقات بیشتری در این زمینه و بر روی افراد و بیماران مختلف انجام شود
    کلیدواژگان: اسانس اسطوخودوس، رایحه درمانی، سردرد، نیتروگلیسیرین
  • بهروز حیدری، معرفت سیاه کوهیان، جواد وکیلی، علی ضرغامی خامنه صفحات 1258-1270
    مقدمه
    خار مریم گیاه دارویی سنتی بوده و دارای چند ماده فعال ازجمله سیلی مارین است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر مکمل دهی کوتاه مدت سیلی مارین بر تغییرات سرمی آنزیم های آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آلکالین فسفاتاز (ALP) مردان فعال در نتیجه یک وهله فعالیت هوازی می باشد.
    مواد و روش ها
    در یک پژوهش نیمه تجربی دو سو کور، 22 مرد فعال پس از تکمیل فرم های رضایت نامه به دو گروه 11 نفری (6 میلی گرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن در روز مکمل سیلی مارین و دارو نما) تقسیم شدند. پس از مکمل دهی 7 روزه، آزمودنی ها فعالیت هوازی شامل دویدن روی نوارگردان به مدت 30 دقیقه با شدت70- 65 درصد ضربان قلب ذخیره را انجام دادند. نمونه های خونی طی چهار مرحله (حالت پایه، پس از دوره مکمل دهی، بلافاصله و 24 ساعت پس از اجرای فعالیت ورزشی) اخذ گردید. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر، آزمون تعقیبی بونفرونی و تی مستقل تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج بدست آمده حاکی از آن است که30 دقیقه فعالیت هوازی منجر به افزایش معنی دار سطوح سرمی آنزیم های آسیب کبدی بلافاصله و 24 ساعته در هر دو گروه می گردد (01/0=p). البته دامنه تغییرات 24 ساعته تمامی آنزیم های کبدی گروه دریافت کننده سیلی مارین به طور معنی داری کمتر از گروه دارونما بود(038/0=p).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های حاضر چنین به نظر می رسد که مکمل دهی سیلی مارین به دلیل خواص آنتی اکسیدانی و ضد التهابی بتواند از آسیب کبدی ناشی از فعالیت هوازی در افراد فعال پیش گیری کند.
    کلیدواژگان: خار مریم، سیلی مارین، فعالیت هوازی، آسیب کبدی
  • داود فضلی، غلامحسن واعظی صفحات 1271-1282
    مقدمه
    این مطالعه برای مقایسه ی اثرات آنتی اکسیدانی چای دارچین و قره قات با چای دارچین و بادرنجبویه انجام گرفته است.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است که در آن تعداد 50 نفر از کارگران مرد پتروشیمی مواجهه یافته با جیوه به صورت تصادفی ساده در قالب دو گروه 25 نفری در آن شرکت کردند. پس از دریافت رضایت نامه ی کتبی، ابتدا از هر کدام از افراد مقدار 5 میلی لیتر خون وریدی دریافت شد و شاخص های استرس اکسیداتیو در آن ها اندازه گیری گردید. سپس برای افراد گروه اول به مدت 30 روز، 100 میلی لیتر چای قره قات و دارچین و به افراد گروه دوم 100 میلی لیتر چای بادرنجبویه و دارچین تجویز گردید. در پایان، دوباره از افراد هر دو گروه 5 میلی لیتر خون وریدی دریافت شد و پارامترهای استرس اکسیداتیو آن اندازه گیری و مقایسه گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آنالیز کوواریانس استفاده گردید.
    یافته ها
    میزان آسیب DNA و پراکسیداسیون لیپیدی پلاسما در دو گروه تفاوت معنی داری را نشان داد (001/0p= و 042/0p=). شدت اثر آنتی اکسیدانی چای قره قات- دارچین بر آسیب DNA (13/58± 36/163) بود و میزان پراکسیداسیون لیپیدی پلاسما (69/12± 46/134) نیز بیشتر از بادرنجبویه- دارچین (95/70± 05/352 و 39/16±40/138) بود.
    نتیجه گیری
    به دنبال مصرف چای قره قات- دارچین، اثرات آنتی اکسیدانی و محافظت ژنومی در پارامترهای استرس اکسیداتیو کارگران مواجهه یافته با اثرات سمی جیوه حاصل گردید.
    کلیدواژگان: قره قات، دارچین، بادرنجبویه، استرس اکسیداتیو، کارکنان پتروشیمی
  • محمد امین یحیی زاده، رحیم میر نصوری صفحات 1283-1289
    مقدمه
    هدف از این تحقیق، بررسی اثر 8 هفته فعالیت منظم ورزشی و مصرف امگا -3 بر سطح ظرفیت آنتی اکسیدان تام و نیز سطح پراکسید هیدروژن در افراد غیر ورزشکار جوان است.
    مواد و روش ها
    این تحقیق از نوع نیمه تجربی با اندازه گیری مکرر بود که از بین داوطلبان، تعداد 20 نفر آزمودنی 25-20 ساله در دو گروه 10 نفره (گروه مصرف کننده ی امگا-3 به همراه فعالیت ورزشی هوازی شدت متوسط و گروه انجام فعالیت ورزشی هوازی شدت متوسط) به مدت 8 هفته شرکت کردند. از آزمودنی ها رضایت نامه ی کتبی دریافت شد. در مرحله ی پایه بعد از 4 هفته و بعد از هفته ی هشتم، نمونه خون وریدی از نمونه ها دریافت و سطح ظرفیت آنتی اکسیدان تام و پراکسید هیدروژن آن اندازه گیری شد.
    یافته ها
    سطح آنتی اکسیدان تام دو گروه بعد از هفته ی چهارم در گروه امگا -3 + ورزش 003/0 p= و در گروه ورزش: 004/0p= بود و بعد از هفته ی هشتم در هر دو گروه با میزان 001/0p= افزایش معنی داری داشت؛ اما گروه مصرف کننده ی امگا-3 به همراه فعالیت ورزشی از مقدار بیشتری از آن در مقایسه با گروه صرفا فعالیت ورزشی برخوردار بود (هر دو گروه: 001/0=p). سطح پراکسید هیدروژن نیز در هر دو گروه در هفته های چهارم و هشتم کاهش معنی داری یافت (هر دو گروه و در تمام مراحل: 001/0p=)؛ اما گروه مصرف کننده ی امگا-3 به همراه فعالیت ورزشی از مقدار کمتری از آن در هفته ی هشتم برخوردار بودند (001/0=p).
    نتیجه گیری
    این احتمال وجود دارد که در صورت استفاده از امگا-3 در جریان هشت هفته ای فعالیت هوازی شدت متوسط، سطح ظرفیت آنتی اکسیدان تام افزایش بیشتر و سطح ظرفیت هیدروژن پراکسید کاهش چشم گیرتری را تجربه کند.
    کلیدواژگان: ورزش، امگا، 3، آنتی اکسیدان، هیدروژن پراکسید، مردان
|
  • Katayon Vakilian, Masoumeh Davod Abadi, Roya Gholami Pages 1214-1223
    Introduction
    For the treatment of primary dysmenorrhea symptoms of non-steroidal anti-inflammatory drugs have been used. But drugs are not favored due to gastrointestinal side effects, so the use of complementary medicine techniques such as electrical stimulation, dietary supplements such as calcium, magnesium, vitamin E, and exercise is concerned. Studies on the pain of dysmenorrhea done but few studies have been done on the pattern of dysmenorrhea.
    Methods
    This study is a case-control study on 200 patients (69 cases and 131 controls) were analyzed. Inclusion criteria were single people, 20 to 30 years, the onset of menstruation before age 21, have regular menstrual cycles, regular exercise at least 2 days a week for one year in the case and had no history of uterine disease. After receiving a referral from Management University dorms sampling was done. Gathering tool were Scale pain, Wong-Baker Faces Pain Rating (WBS), and severity related symptoms were assesd by Verbal multidimensional scoring system (VMS). &chi2, T- test and Odds ratio were used for analysis...
    Results
    exercise group had 13 times the chance of pain in the group without exercise. 52 (75.36) percent of case group and 128 (97.71) percent in control in the first day had pain (p=00.1). Consumption of analgesia on the second day in case group 19.0 ± (0.55) and control 0.71 ± 0.1 the difference was statistically significant (p=001),but a significant difference was not seen in the group in the bleeding and reduce the symptoms of dysmenorrhea in the first 3 days.
    Conclusion
    It seems that exercise can improve the pattern of dysmenorrhea pain, pain, painkillers are effective, but not effective on the amount of bleeding and associated symptoms.
    Keywords: Bleeding, Dysmenoreha, Pain, Analgesia
  • Vahid Moeini Ghamchini, Davood Hekmatpou, Farshid Haghverdy, Mostafa Delavar Pages 1224-1233
    Introduction
    Sleep disorders in hemodialysis patients have been reported over 80%. Due to its sedative effects, Matricaria Chamomile may be effective in promoting sleep quality of these patients. This study was done with the aim of investigating the effect of Chamomile on sleep quality of hemodialysis patients.
    Method
    This is a randomized clinical trial. 110 hemodialysis patients were selected by convenience sampling and randomly allocated in two groups. Patients in intervention group received 400 mg Chamomile syrup every day up to 4 weeks and patients in control group Saccharin syrup with the same order. Data was gathered with demographic questionnaire and Pittsburgh Sleep Quality Index (PSQI). Data was analyzed by SPSS version 22 using paired and independent t- tests.
    Results
    Results showed no significant difference between means of sleep quality in control (10.21± 1.85) and intervention group (10.52 ± 2.2) before the intervention (P=0.430). After intervention a significant difference was seen between means of sleep quality in control (10.12± 2.09) and intervention groups (8.07 ± 1.96) (P=0.0001).
    Conclusion
    Oral taking of Chamomile resulted in promotion of sleep quality in hemodialysis patients. Consumption of Chamomile in similar conditions is recommended.
    Keywords: Chamomile, Sleep quality, Hemodialysis patients
  • Mehdi Hakimi, Marefat Siahkouhian, Behrouz Baghaiee, Maryam Ali, Mohammadi, Keyvan Ahmadi, Dehrashid Pages 1234-1247
    Introduction
    Limited studies have been conducted on the effect of whey protein during endurance training on fat mass, plasma lipoprotein and hormonal changes in obese people. The aim of this study was to investigate the effects of endurance training combined with whey protein supplementation on serum Leptin, Testosterone to Cortisol ratio, Lipid profile and body composition in obese male students.
    Methods
    26 obese volunteered male were randomly divided into two groups of supplement and placebo. Both groups performed the same endurance training (4 sessions in week for 8 weeks) and each group was given either whey protein or placebo in a double blind manner to be taken orally for eight weeks (1.8g/kg/day). Fasting blood samples were taken before the training protocol and 36 hour after last training session. Changes from baseline were assessed using paired t-test and to compare between groups independent t-tests was used.
    Results
    Results showed that there was a significant difference in body weight (supplementation: 89.7±4.3, Placebo: 91.2±4.6)(p=0.004), fat mass (supplementation: 23.9±3.8, Placebo:­27.2±4.1) (p=0.001), body fat percentage (supplementation: 26.6±3.8, Placebo:29.8±4.9) (p=0.001), HDL-c (supplementation: 47.8±4.2, Placebo:­ 41.5±4.4) (p=0.000), TG (supplementation: 201.3±11.2, Placebo: 210.6±13.7) (p=0.000) and testosterone (supplementation: 6.2±0.6, Placebo:5.8±0.8) (p=0.02) between the two groups.
    Conclusion
    Eight weeks whey protein supplementation and endurance exercise training lead to a greater reduction of subcutaneous fat and blood lipids, and also increase in HDL and Testosterone concentration.
    Keywords: Endurance training, Whey Protein, Leptin, Obesity
  • Gholamhosein Zarifnejad, Ehsan Eshghi, Amirhosein Mirhaghi, Hamidreza Ghorbanzadeh Pages 1248-1257
    Introduction
    Most patients receiving Nitroglycerine infusion, experience some degree of headache. This study is conducted to investigate the effect of aromatherapy with Lavender essential oil in treatment of headache due to Nitroglycerine infusion in patient admitted to cardiac emergency department.
    Methods
    This clinical trial was done on 135 patients with informed consent. They were randomly allocated in tree groups of 45 participants (Lavender essential oil, Acetaminophen tablet and placebo). In Lavender essential oil group, subjects inhaled Lavender essential oil and in placebo group, liquid Paraffin in a cotton filled by 3 drops of the product for 30 minute. In the Acetaminophen group, one 325 mg tablet was used. The intensity of headache was measured by visual analogue scale before and, 15, 30 and 60 minutes after intervention. Data analysis was done using Chi-square, Kruskal-Wallis, Man-Whitney U, Friedman and Wilcoxon tests.
    Findings
    Findings showed that there was a significant difference between headache intensity in the three groups after intervention (p=0.001). Two by two comparison between groups showed that the decrease in headache was significant in Lavender essential oil group compared to Acetaminophen group (p=0.001). Also the decrease was significant in Acetaminophen group compared to placebo group (p=0.001).
    Conclusion
    Lavender essential oil aromatherapy can be effective in reducing headache in patients receiving Nitroglycerine infusion. Further research is recommended in this area.
    Keywords: Lavender oil, Aromatherapy, Headache
  • Behrooz Heidari, Marefat Siahkouhian, Javad Vakili, Ali Zarghami Khameneh Pages 1258-1270
    Introduction
    Milk Thistle is a traditional herbal medicine that contains some active ingredients including Silymarin. The aim of this study was to investigate the effect of short term silymarin supplementation on aspartate aminotransferase (AST), alanine aminotransaminase (ALT) and alkaline phosphatase (ALP) serum levels induced by one-bout aerobic exercise in active male.
    Methods
    In a experimental, Twenty-two active male, after completing consent forms were randomly divided into two equal groups including supplement and placebo groups. After 7 days of supplementation period (6 mg/kg/day silymarin or placebo) all subjects performed an aerobic exercise including running on the treadmill with 65-70% heart rate reserve for 30 minutes. Blood samples were taken at four phases (baseline, after supplementation period, immediately and 24 hours after the exercise). Data was analyzed by repeated measure ANOVA, Bonferroni and independent t-tests.
    Results
    Results showed that after 30 min aerobic exercise, levels of serum liver enzymes significantly increased immediately and 24 hours after exercise in Silymarin and placebo groups (p=0.01). However, after 24 hours of aerobic exercise, all liver enzymes was decreased significantly in Silymarin group comparing to placebo group (p=0.038).
    Conclusion
    Based on the present findings, it seems that Silymarin supplementation can inhibit aerobic exercise induced hepatocellular damage in active male.
    Keywords: Milk thistle, Silymarin, Aerobic exercise, Liver damage
  • Davood Fazli, Gholamhassan Vaezi Pages 1271-1282
    Introduction
    This study was carried out to compare the antioxidative effects of Melissa officinalis - Cinnamomum tea and Vaccinium myrtillus - Cinnamomum tea.
    Methods
    This is a clinical trial performed on 50 petrochemical workers who were exposed to mercury. They were randomly divided into two groups of 25. After taking written informed consents, 5 ml venous blood was collected from each worker and its indicators of oxidative stress were measured. Then, the first group used 100 ml Vaccinium myrtillus - Cinnamon tea for thirty days and the second group were given 100 ml Melissa officinalis - Cinnamon tea for thirty days. At the end of the intervention, five ml venous blood was collected from both groups again and their oxidative stress parameters were measured and compared. To analyze data, descriptive statistics (mean and standard deviation) and analysis of covariance (ANCOVA) were performed.
    Results
    DNA damage and plasma lipid peroxidation in both groups showed significant differences (p=0.001, p=0.042). The antioxidant effects of Vaccinium myrtillus – Cinnamon tea on DNA damage (163.36±58.13) and plasma lipid proxidation (134.46±12.69) were higher than those of Melissa officinalis – Cinnamon tea (352.05±70.95, 138.40±16.39).
    Conclusion
    After consuming Vaccinium myrtillus - Cinnamomum tea, antioxidative and genoprotective effects in workers exposed to toxic effects of mercury was obtained.
    Keywords: Vaccinium myrtillus, Cinnamomum, Melissa officinalis, Oxidative stress, Petrochemical workers
  • Yahyazadeh M. A, Mir Nasuri R Pages 1283-1289
    Introduction
    The perpose of this research was the investigation of 8-week regulary aerobic intensity exercise effects and Omega-3 supplementation on Total level antioxidant capacity and hydrogen peroxide in young untrained men.
    Method
    This research was a semi-experimental method with repeated measures. Among the volunteers, 20 subjects after obtaining informed consent participated in the study in two groups of 8 week omega-3 Supplements with moderate exercise (10 subjects) and only moderate exercise (10 subjects). Blood sample were taken in Basal state, after 4 and 8 weeks in both groups for evaluation of Total antioxidant capacity and Hydrogen peroxide levels. Also, Anova and Bonferroni statically analyze test whit SPSS 22 was used for intra group change markers and between compared.
    Results
    The results showed that Total antioxidant capacity significantly increased in both groups after 4 (omega3+exercise p=0.003, exercise p=0.004) & 8 weeks (both groups p=0.001). But Supplement omega-3+exercise group has higher levels of TAC in compared with exercise group (p=0.001). Hydrogen Peroxide significantly decreased in both groups after 4 & 8 weeks (in both groups all stage p=0.001), but Supplement Omega-3+exercise group has lower levels of H2O2 in compared with exercise group after 8 week (p=0.001).
    Conclusion
    at the end it was concleded that using omega-3 during the eight weeks moderate aerobic exercise, possibly further increased the total Antioxidant Capacity and the hydrogen peroxide significantly reduced.
    Keywords: Exercise, Men, Omega, 3, Antioxidant, Hydrogen Peroxide