فهرست مطالب

خانواده و پژوهش - سال یازدهم شماره 3 (پیاپی 24، پاییز 1393)
  • سال یازدهم شماره 3 (پیاپی 24، پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/09/30
  • تعداد عناوین: 6
|
  • رضوان صفیان، ابراهیم طلایی صفحه 7
    مقاله حاضر با هدف واکاوی فرهنگ استفاده از فناوری اطلاعات با تمرکز بر رایانه خانگی از سوی دانش آموزان انجام گرفته است. با این هدف به دنبال کشف و هویدا نمودن الگوها، شیوه ها، کنشها و تعاملاتی هستیم که در حول رایانه خانگی در یک خانواده ایرانی نمونه رخ می دهد. در این میان چرایی و خاستگاه ورود رایانه به خانه، چگونگی استفاده توسط اعضای خانواده و ادراک دانش آموزان از بهره مندی ها و آورده های رایانه برای آنان مورد نظر ویژه بود. روش پژوهش از نوع مطالعه پدیدارشناسی که در آن شناخت پدیده مدنظر و شفاف سازی ابعاد آن پدیده بطور مستقل و در ارتباط با پدیده های مربوط، هدف است. روش نمونه گیری، هدفمند از نوع «حداکثر تنوع» است که به مطالعه یازده دانش آموز از هشت خانواده می پردازد و رویکرد حداکثر تنوع به پژوهشگران کمک کرد تا احتمال تعمیم پذیری نظری را افزایش دهند. گردآوری اطلاعات با بهره گیری از ابزارهایی همچون پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته و باز انجام گرفته و یافته ها نیز با روش های تحلیل داده های کیفی - از جمله سیر مراحل کدگذاری تا رسیدن به مضمونها، تحلیل شده اند. مهم ترین یافته های پژوهش عبارت اند از: 1. خاستگاه ورود رایانه به خانه، یادگیری های درسی نیست گرچه وجود دانش آموزان عامل خریداری رایانه بوده و پیش از آن احتمال و گرایش به داشتن رایانه پایین تر بوده است.2. فعالیتهای عمده رایانه ای دانش آموزان در خانه جنبه بازی و سرگرمی و ارتباطی دارد تا بهره مندی های مستقیم درسی 3. همین فعالیتهای «غیر درسی» از منظر و ادراک دانش آموزان – و برخی خانواده ها- دلالتهای درسی و آموزشی برای دانش آموزان داشته است گرچه نمی توان بر اساس داده های این پژوهش ارتباطی از نوع همبستگی یا سببیت را مدعی شد.
    کلیدواژگان: فرهنگ، فناوری اطلاعات و ارتباطات، رایانه خانگی، یادگیری غیر رسمی
  • حکیمه آقایی، نیره فیروزی فر * صفحه 33

    هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه طرحواره های ناکارآمد اولیه با عزت نفس در دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر دامغان بود که به روش توصیفی - همبستگی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل همه نوجوانان (دختر و پسر) 14 تا 18 سال شهر دامغان بوده که در سال تحصیلی94-93 در مقطع متوسطه دوره دوم (دبیرستان) مشغول به تحصیل بوده اند که 150 نفرآنان(75 نفر دختر و 75 نفر پسر) به روش تصادفی خوشه ایانتخاب و به عنوان نمونه در این پژوهش شرکت کردند.برای گردآوری داده ها از فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناکارآمد اولیه یانگ و پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت – نوجوانان و جوانان استفاده شده است.داده های گردآوری شده با بهره گیری از شاخصهای گرایش مرکزی، شاخصهای پراکندگی، شاخصهای توزیع و آزمونهای همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.یافته های پژوهش نشان می دهند که طرحواره های ناکارآمد اولیه با عزت نفس رابطه ای منفی دارند. به این ترتیب نتیجه گرفته می شود که وجود طرحواره های ناکارآمد اولیه در نوجوانان (دختر وپسر) سبب کاهش عزت نفس در آنان می شود.

    کلیدواژگان: طرحواره های ناکارآمد اولیه، عزت نفس، نوجوانان
  • حسن مظاهری صفحه 47
    هدف از این پژوهش تعیین نیازهای آموزشی والدین دانش آموزان دوره متوسطه دوم در کلاسهای آموزش خانواده بوده است. حجم نمونه طبق جدول مورگان 420 نفر بود که به روش نمونه گیری طبقه ای تعیین شد. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه 50 سوالی 5 گزینه ای در 5 خرده مقیاس مشکلات رفتاری، مسائل تربیتی و روان شناسی، مشاوره و راهنمایی تحصیلی و شغلی، تربیت جنسی و ازدواج و مسائل بهداشتی و تغذیه ای استفاده شده است. این پژوهش غیرآزمایشی از نوع پیمایشی بوده که برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون نسبت و آزمون کلمرگروف اسمیرنوف) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که میان نیازهای آموزشی والدین تفاوت معنادار وجود دارد. نیازهای اعلام شده به ترتیب رتبه و اولویت مسائل تربیتی و روان شناسی (بالاترین رتبه)، مسائل مربوط به مشکلات رفتاری، مسائل تحصیلی و شغلی، مسائل مربوط به تربیت جنسی و ازدواج و مسائل مرتبط با بهداشت جسمی و تغذیه ای فرزندان (پایین ترین رتبه) هستند. این ترتیب اولویت آموزشی حاکی از نیازهای آموزشی منحصر به فرد والدین در مناطق آموزشی مختلف است چرا که مرتبه نیازهای فوق در بعضی موارد با نتایج دیگر مطالعات همخوانی داشته و در بسیاری موارد نیز با نیازهای آموزشی والدین دیگر مناطق آموزشی متفاوت است. چنانکه در پژوهشهای مختلف از جمله دلایل اساسی عدم استقبال والدین از کلاسهای آموزش خانواده، منطبق نبودن مطالب ارائه شده در کلاسها با نیازهای واقعی آموزشی آنها، عنوان شده است پیشنهاد می گردد محتوای آموزشی این کلاسها بر اساس نیازهای زمان حال و واقعی والدین که مبتنی بر نیازسنجی آموزشی از آنها به دست می آید، اولویت بندی و تنظیم گردد تا در حل مشکلات ایشان راهگشا باشد. چرا که رفع این مشکلات به نوعی تسهیل کننده فرآیند تربیتی دانش آموزان و در نهایت توسعه و رشد جامعه خواهد بود.
    کلیدواژگان: نیازسنجی آموزشی، آموزش خانواده، انجمن اولیا و مربیان
  • محمد مخاطب صفحه 61
    هدف این پژوهش بررسی نقش فعالیتهای مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده در کاهش مشکلات دانش آموزان دوره های مختلف تحصیلی مدارس شهر تهران بوده است. روش تحقیق، غیرآزمایشی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری آن دانش آموزان مراجعه کننده به مراکز و نیز والدین آنان درسال تحصیلی 92-91 بوده اند که ازمیان آنها 401 دانش آموز و والدین آنان به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای گردآوری اطلاعات از فرم مشاوره حضوری دانش آموزان و پرسشنامه والدین استفاده شده است. برای تعیین پایایی پرسشنامه والدین و فرم مشاوره حضوری دانش آموز از روش آلفای کرانباخ استفاده شده است. برای تعیین روایی ابزارهای پژوهشی یادشده از روش روایی محتوایی بهره گیری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی(جداول فراوانی،درصدومیانگین) وآمار استنباطی (آزمون دوجمله ای، آزمون آنالیزواریانس یک سویه،آزمون تعقیبی توکی و آزمون خی دو)استفاده شده است. یافته های این پژوهش عبارت انداز:بیشترین مشکلات دانش آموزان مراجعه کننده به مراکز از دیدگاه والدین مشکلات عاطفی و روانی و از نگاه خوددانش آموزان مشکلات تحصیلی و یادگیری بوده است. میان نوع مشکلات دانش آموزان دختر با نوع مشکلات دانش آموزان پسر از دیدگاه والدین تفاوت معنادار وجود ندارد (838/0 = sig). تنوع و نقش فعالیتهایی که مراکز راهنمایی و مشاوران برای کاهش مشکلات دانش آموزان انجام داده اند موثربوده و کیفیت فعالیتهای انجام شده این مراکز و مشاوران در کاهش مشکلات دانش آموزان تاثیرداشته است. این تاثیر با اطمینان 95 درصد معنادار و قابل قبول است.
    کلیدواژگان: مشکلات دانش آموزان، فعالیتهای مشاوران و مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده
  • اعظم زارع، ملوک خادمی، نسرین یاراحمدیان صفحه 79
    این پژوهش با هدف بررسی میزان برخورداری والدین از مهارتهای زندگی و ارتباط آن با کارکرد خانواده و عملکرد تحصیلی فرزندان آنها انجام شده است.نمونه پژوهش شامل 120 دانش آموز دختر دوره راهنمایی و والدین آنها (120پدر و 120مادر)بوده است که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شده اند.جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه مهارتهای زندگی، کارکرد خانواده(FAD) و میانگین نمره های درسی دانش آموزان در نیمسال اول سال تحصیلی 91-90استفاده شده است. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره، و آزمونtانجام گرفته است. نتایج نشان می دهد که میان میزان برخورداری والدین از مهارتهای زندگی،کارکرد خانواده و خرده مقیاسهای آن(توانایی حل مسئله، ارتباط، نقشها، کنش عاطفی، آمیختگی عاطفی و کنترل رفتار) همبستگی معنادار وجود دارد(05/0p<). نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان می دهد که مهارتهای زندگی والدین پیش بینیکننده کارکرد خانواده است. از دیگر یافته های پژوهش این بوده است که به لحاظ آماری میان میانگین نمرات درسی فرزندان و نمره مهارتهای زندگی پدرانهمبستگی وجود دارد، اما میان میانگین نمرات درسی فرزندان و نمره مهارتهای زندگی مادران همبستگی وجود ندارد.با توجه به نتایج پژوهش ضروری است که برای حفظ سلامت جامعه و بهبود کارکرد خانواده، زمینه را برای بهره مند کردن والدین از مهارتهای زندگی فراهم کرد و آموزش مهارتهای زندگی را به صورت جدی تر و سازمان یافته تر در همه موسسات و سازمانها به اجرا درآورد.
    کلیدواژگان: مهارتهای زندگی، کارکرد خانواده، عملکرد تحصیلی
  • سمانه رضایی فرح آبادی، محمد علی مظاهری، شعله امیری، هوشنگ طالبی صفحه 97
    بسیاری از روانشناسان معتقدند که نوجوانی دگرگونی جسمانی، روانی، شناختی و نیز تغییر در الزامات اجتماعی است. از گذشته این دوران هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدین آنها دورانی به مراتب دشوارتر از زمان کودکی قلمداد شده است. خشم یکی از عواطف متداول در نوجوانان است که بر اثر برخورد آنان به مانعی در رسیدن به هدفشان بروز می کند و به پرخاشگری که واکنشی عمومی به ناکامی امیال است، منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر دلبستگی بر کاهش رفتار پرخاشگرانه و قانون شکنی در دختران نوجوان انجام شده است. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با گروه آزمایش و کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دبیرستانی شهر تهران در سال تحصیلی 93-92 است. نمونه این تحقیق شامل 42 نفر از دختران دبیرستانی دارای نمره پرخاشگری بالا و مادران آنها بودند که براساس نمونه گیری خوشه ایو به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. به منظور سنجش پرخاشگری از پرسشنامه آخنباخ (CBCL) و برای سنجش میزان دلبستگی به مادر از پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان (IPPA) استفاده شده است. مداخلات مبتنی بر دلبستگی شامل 8 جلسه بود که روی مادران گروه آزمایش انجام شد. به منظور بررسی داده ها، روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره به کار برده شد. نتایج حاکی از این بود که درمان مبتنی بر دلبستگی موجب کاهش رفتار پرخاشگرانه و قانون شکنی در گروه آزمایش می شود.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر دلبستگی، رفتار پرخاشگرانه، رفتار قانون شکنی، دختران نوجوان
|
  • E. Talaee , R. Safian Page 7
    The present study was undertaken to examine the patterns of home computers use among students. In this qualitative, phenomenological research purposeful sampling method (maximum variation sampling) was used and 8 students from eleven families were selected. Maximum variation sampling enabled the researchers to increase the theoretical generalizability. Primary data collection methods were questionnaire, observation as well as semi-structured and unstructured interview. The collected data were analyzed through various methods such as coding to abstract out the themes. The findings indicated that: 1) the use of home computers was not instigated by school learning, 2) most of students’ home computer use was dedicated to game playing and entertainment rather than academic activities, 3) in students’ and some parents’ opinion, nonacademic computer activities can result in certain implicit learning despite the fact that no correlational or causal relationship can be claimed based on the findings of this study.
    Keywords: culture, Information, Communication Technology, home computer, informal learning
  • N. Firoozifar H. Aghaee Page 33

    This study aimed to examine the relationship between early maladaptive schemas and self-esteem among high school students in Damghan. The population of this descriptive correlational research comprised all senior high school students aged 14 to 18 years old in 2014-2015 academic year. For the purpose of sampling, random cluster sampling method was used and 150 students (75 girls and 75 boys) were selected. The instrumentation included the short form of Young Schema Questionnaire and Coopersmith Self-Esteem Inventory. The collected data were analyzed through Spearman correlation coefficient and multiple regression analysis. The findings demonstrated that there was a negative relationship between early maladaptive schemas and selfesteem and the presence of early maladaptive schemas resulted in reduced selfesteem among adolescents.

    Keywords: early maladaptive schemas, self, esteem, adolescents
  • H. Mazaheri Page 47
    The present research was carried out to identify the educational needs of parents of senior high school students in family training programs. The sample size was 420 individuals based on Morgan’s table and the sample was selected through stratified sampling method. The instrumentation included a 50-item questionnaire assessing five subscales, i.e., behavioral problems, educational and psychological issues, education and career counseling, sex training and marriage as well as hygiene and nutrition matters. The data of this non-experimental survey were analyzed through descriptive and inferential statistics (proportion test and Kolmogorov-Smirnov test). The findings showed that there were significant differences among parents’ needs. In addition, in training programs priority should be given to the parents’ needs in the following descending order of importance: 1) educational and psychological issues, 2) behavioral problems, 3) education and career counseling, 4) sex training and marriage, and 5) hygiene and nutrition matters. It is suggested that family training programs should be based on needs assessment so that alleviation of the problems facilitates students’ learning and paves the way for social development.
    Keywords: educational needs assessment, family training, Teachers, Parents Association
  • M. Mokhatab Page 61
    This research was undertaken to study the role of family counseling centers in reducing students’ problems in Tehran. The population of this nonexperimental survey comprised all students who were referred to family counseling centers alongside their families in 2012-2013 academic year. Simple random sampling was used and 401 students together with their parents were selected. The instrumentation included students’ counseling form and parents’ questionnaire. Cronbach's Alpha was used as the estimate of reliability of the tests and the obtained coefficients were acceptable. In addition, content validity was gained for the instruments. In order to analyze the data, descriptive statistics (frequency, percentage, and mean) and inferential statistics (binomial test, ANOVA, Tukey test, and chi-square) were utilized. The findings of the study indicated that in students’ opinion, educational and learning problems were the most serious ones and in parents’ view emotional and psychological problems were the most important ones. In addition, based on parents’ view, there was no significant difference between the problems of female and male students. In general, family counseling centers and counselors played a significant role in reducing the students’ problems.
    Keywords: student's problems, activities of counselors, family counseling centers
  • A. Zare' M. Khademi , N. Yarahmadian Page 79
    This research was conducted to assess parent's life skills and their relationships with family general functioning as well as children’s academic achievement. The population of the study included all junior high school girl students in Tehran in 2011-2012 academic year alongside their parents. For the purpose of sampling, 120 students and their parents were selected through random multistage cluster sampling. The instrumentation included life skills questionnaire, Family Assessment Device (FAD), and students’ GPAs. The data were analyzed by Pearson correlation coefficient, multivariate regression analysis, and t test. The findings showed that parents’ life skills had a significant, positive correlation with family general functioning and its subscales, i.e., problem solving, communication, roles, affective responsiveness, affective involvement, and behavior control (p<0.05). Results of regression analysis indicated that parents’ life skills were a good indicator of family functioning. Students’ academic achievement was correlated with fathers’ life skills scores; however, no significant correlation was observed between students’ grade point averages and mothers’ scores. The findings of this study indicated that any improvement in parent's life skills would lead to better family functioning and students’ academic achievement as prerequisites for maintaining a healthy society. Therefore, institutions and organizations should pay more attention to life skills training.
    Keywords: life skills, family functioning, academic performance
  • S. Rezaee Farahabadi, M. A. Mazaheri , S. Amiri , H. Talebi Page 97
    The purpose of this research was to study the effectiveness of attachmentbased intervention in reducing aggressive and law-breaking behavior among adolescent girls. This is a quasi-experimental study with experimental and control groups. The population of the study included all high school girls in Tehran in 2013-2014 academic year. The samples of the study comprised 42 high school girls with high levels of aggressive and law-breaking behavior alongside their mothers. The samples were selected through cluster sampling and were randomly assigned to experimental and control groups. The CBCL questionnaire was used to measure aggressive and law-breaking behavior and the IPPA scale was administered for the purpose of assessing the extent of attachment in adolescents. The intervention included 8 sessions of attachmentbased therapy for mothers in the experimental group. The results of multivariate analysis of variance (MANOVA) showed that attachment-based therapy reduced aggressive and law-breaking behavior in the experimental group.
    Keywords: attachment, based intervention, aggressive behavior, law, breaking behavior, adolescent girls