فهرست مطالب

  • سال سی و ششم شماره 1 (بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/13
  • تعداد عناوین: 11
|
  • علمی - پژوهشی
  • محمد زرین بال، عادل دباغ محمدی نسب، راحله رسولی پیروزیان صفحات 1-11
    میوه زردآلو به دلیل شدت تنفسی بالا و سرعت زیاد فرآیند رسیدگی، عمر انباری کوتاهی داشته و بلافاصله پس از برداشت به بازار عرضه می شود. برداشت میوه های زردآلو در زمان مناسب و بسته بندی مطلوب آنها عمر انباری میوه ها را افزایش می دهد. این پژوهش با هدف بررسی اثر زمان برداشت و روش بسته بندی زردآلو بر افزایش عمر انباری و کاهش ضایعات آن انجام شد. طرح آزمایشی اسپلیت- فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی بود که در آن میوه های زردآلوی رقم «قربان مراغه» در سه مرحله مختلف رسیدگی میوه (فاکتور اصلی) بر اساس شاخص رنگ پوست میوه برداشت شدند. سپس میوه ها در جعبه های بدون پوشش و یا با پوشش پلی اتیلن بسته بندی شده (فاکتور فرعی) و در سردخانه با دمای 2-0 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 85% بمدت صفر (شاهد)، 7، 14، 21 و 28 روز (فاکتور فرعی) نگهداری شدند. پس از پایان هر مرحله از انبار نمودن میوه ها در سردخانه، خصوصیات میوه ها شامل وزن میوه، سفتی بافت، میزان مواد جامد محلول، pH و هدایت الکتریکی عصاره میوه اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که مناسب ترین زمان برداشت میوه زردآلو در رقم «قربان مراغه» مرحله دوم برداشت (رنگ پوست میوه زمینه زرد با لکه های سبز) و همزمان با 82 روز پس از تمام گل معادل با 1176 درجه روز (28224 درجه ساعت) واحد حرارتی بوده و استفاده از پوشش پلی اتیلنی در بسته بندی میوه ها در افزایش عمر انباری آنها اثر معنی داری داشت. در این شرایط میوه های رقم «قربان مراغه» تا 28 روز با کیفیت مناسب در سردخانه قابل نگهداری بودند. تاخیر در برداشت میوه های زردآلو عمر انباری میوه ها را بصورت معنی داری کاهش داد. همچنین با افزایش مدت انبارداری میوه های زردآلو در سردخانه، سفتی میوه ها کاهش و میزان مواد جامد محلول، pH و هدایت الکتریکی عصاره میوه ها افزایش یافت.
    کلیدواژگان: بسته بندی، زردآلو، زمان برداشت، عمرانباری
  • سید محمد حسینی، پیمان حسیبی *، بهرام اندرزیان صفحات 13-24

    به منظور بررسی اثر تنش کمبود آب در مراحل ساقه رفتن و گلدهی بر برخی صفات فیزیولوژیکی شامل ماده خشک اندام هوایی، عملکرد دانه، کل قندهای محلول و نشاسته، پرولین و پتانسیل اسمزی ارقام کلزا این تحقیق در سال زراعی 88-1387 در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اول ارقام شامل هایولا 308، هایولا 401 و RGS003، و عامل دوم تنش کمبود آب، شامل تنش در مرحله ابتدای ساقه رفتن تا ابتدای گلدهی (1D)، تنش در مرحله ابتدای گلدهی تا ابتدای ظهور خورجین ها (2D)، تنش در مرحله ابتدای ساقه رفتن تا ابتدای ظهور خورجین ها (3D) و آبیاری نرمال (4D) یا شاهد، بودند. نتایج نشان داد که رقم هایولا 401، کمترین کاهش، و رقم هایولا 308 بیشترین کاهش را در میزان ماده خشک اندام هوایی و عملکرد دانه داشتند. کمترین میزان ماده خشک اندام هوایی در رقم هایولا 308 در شرایط اعمال تنش در مرحله ابتدای ساقه رفتن تا ابتدای ظهور خورجین ها (22 گرم در بوته) و بیشترین میزان ماده خشک اندام هوایی در رقم هایولا 401 (74 گرم در بوته) در شرایط نرمال آبیاری مشاهده شد. در شرایط تنش میزان ماده خشک اندام هوایی در تمام ارقام مورد بررسی کاهش یافت و میزان این کاهش در زمان تنش در مرحله گلدهی نسبت به مرحله ابتدای ساقه رفتن بیشتر بود که نشان دهنده حساس تر بودن آن نسبت به ساقه رفتن به تنش کمبود آب بود. همچنین اثر متقابل تنش کمبود آب و رقم در صفات کل قندهای محلول و نشاسته، میزان اسید آمینه پرولین، پتانسیل اسمزی (01/0 p≤)، ماده خشک اندام هوایی و عملکرد دانه (05/0 p≤) دارای تفاوت معنی دار بود. همچنین در شرایط تنش میزان کل قند های محلول و پرولین برگ به دلیل شرکت در فرآیند تنظیم اسمزی برای کاهش تاثیر منفی تنش افزایش یافت و در رقم هایولا 401 میزان این افزایش بیشتر بود. میزان پتانسیل اسمزی در زمان اعمال تنش کاهش یافت و کمترین میزان پتانسیل اسمزی در رقم هایولا 401 و بیشترین آن در رقم هایولا 308 مشاهده شد. کاهش (منفی تر شدن) میزان پتانسیل اسمزی دلیل بر متحمل بودن رقم هایولا 401 به تنش کمبود آب ارزیابی گردید. کمترین پتانسیل اسمزی برگ در شرایط اعمال تنش در مرحله ابتدای ساقه رفتن تا ابتدای ظهور خورجین ها در رقم هایولا 401 (23/2- مگاپاسکال) و بیشترین پتانسیل اسمزی برگ در رقم هایولا 308 و در آبیاری نرمال (65/1- مگاپاسکال) مشاهده شد. در این تحقیق با توجه به نتایج بدست آمده به ترتیب ارقام هایولا 401، RGS003 و هایولا 308 متحمل، نیمه متحمل و حساس به تنش کمبود آب ارزیابی شدند.

    کلیدواژگان: کلزا، پرولین، پتانسیل اسمزی، تنش کمبود آب، عملکرد دانه، کل قندهای محلول
  • آناهیتا طاهرخانی، احمد گلچین صفحات 25-38
    به منظور بررسی اثر خشک کردن قسمتی از منطقه ریشه و هرس سبز برعملکرد و کیفیت انگور بیدانه سفید، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات با طرح پایه ی بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در منطقهتاکستان اجرا شد. تاک ها 20 ساله و فاصله کشت آنها 4×2 متر بود. تیمارهای آزمایشی شامل سه سطح آبیاری (آبیاری از دو طرف،آبیاری ازجنوب«قسمت خشک»، آبیاری از شمال«قسمت تر») و سه سطح شدت هرس سبز (هرس سنگین، هرس متوسط و هرس سبک) بودند که پس از اعمال آنها میزان عملکرد و صفات کمی و کیفی انگور اندازه گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس داده ها و مقایسه میانگین ها بر اساس آزمون دانکن نشان داد که اثر تیمارPRD بر روی میزان pHو TSS آب میوه در سطح 5% معنی دار بود ولی عملکرد تاک، میزان کشمش تولیدی و سایر شاخص های کمی تحت تاثیر قرار نگرفت. بین سطوح مختلف شدت هرس سبز از نظر عملکرد بوته، وزن شاخه های هرس شده، وزن و قطر حبه، وزن و طول خوشه، وزن کشمش تولیدی تفاوت معنی داری وجود داشت. اثر متقابل شدت هرس در PRD بر وزن و قطر حبه، طول و وزن خوشه، عملکرد تاک و کشمش تولیدی در سطح 1% معنی دار بود، به این ترتیب که تیمار آبیاری از دو طرف (شاهد) با هرس متوسط و تیمار آبیاری از طرف شمال با هرس متوسط و تیمار آبیاری از طرف جنوب همراه با هرس سبک نسبت به سایر تیمارها بیشترین عملکرد را داشتند.ولی طول شاخه های اصلی و فرعی در روش آبیاری PRD نسبت به تیمار شاهد به ترتیب 8% و30% کاهش یافت.
    کلیدواژگان: خشک کردن قسمتی از منطقه ریشه، هرس سبز، انگور بیدانه سفید
  • ابوالقاسم گرامی، سید عطاء الله سیادت، عبدالمهدی بخشنده، قدرت الله فتحی، خلیل عالمی سعید صفحات 39-49
    به منظور تعیین دوره بحرانی کنترل علف های هرز ذرت، آزمایشی در سال 1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین اهواز در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با پنج تکرار انجام شد.آزمایش مورد نظر دارای دو سری تیمار بر اساس فنولوژی ذرت بود. تیمارهای کنترل شامل وجین علف های هرز از زمان سبز شدن ذرت تا رسیدن به مراحل V2(دو برگی)،V5 (پنج برگی)، V8 (هشت برگی)،V11 (یازده برگی)، F (آغاز گلدهی) و H (برداشت- شاهد) بود. در تیمارهای تداخل نیز زمین آلوده به علف هرز بوده و در زمان فرا رسیدن مراحل فوق تا آخر فصل وجین صورت گرفت. روابط میان عملکرد دانه و دوره های مختلف کنترل و تداخل علف هرز بوسیله آنالیزهای رگرسیونی تعیین شد.دراینآزمایشازتراکم هایطبیعیعلف هایهرزاستفادهشد. عمده علف های هرز زمین شامل اویارسلام (Cyperus sp.)، سوروف (Echinochloa crus-galli)، پیچک (Convolvulus arvensis) و پنیرک (malva sp.) بود. نتایج این مطالعه نشان داد که دوره عاری از علف هرز بین مراحل 2 تا 11 برگی ذرت برابر با 500 تا 1125 درجه روز رشد با احتساب 5% کاهش عملکرد برای دستیابی به عملکرد قابل قبول دانه کافی بود. تعداد و وزن خشک علف های هرز تیمار کنترل تا مرحله 8 برگی ذرت به ترتیب 64 و 6/84 درصد نسبت به شاهد بدون کنترل کاهش یافت. تداخل علف های هرز تا پایان فصل به ترتیب موجب کاهش 36، 6/28 و 6/19 درصدی عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت نسبت به شاهد کنترل تمام فصل شد.
    کلیدواژگان: ذرت، دوره بحرانی، علف هرز، کاهش عملکرد
  • اعظم صدیقی، منصور غلامی، حسن ساری خانی، احمد ارشادی صفحات 51-61
    مهم ترین مشکلات پس از برداشت میوه گیلاس نرم شدگی، چروکیدگی، فساد میوه و همچنین قهوه ای شدن دم میوه می باشد. در این پژوهش، اثر اسید جیبرلیک بر عمر انباری و ویژگی های کیفی گیلاس رقم«سیاه مشهد» مورد بررسی قرار گرفت. اسید جیبرلیک در 4 غلظت 0، 10، 20 و 30 میلی گرم در لیتر در زمان شروع تغییر رنگ میوه ها، روی میوه ها و برگ ها محلول پاشی گردید. برای ارزیابی صفات کیفی و برآورد طول عمر انباری، میوه ها پس از برداشت در دمای صفر درجه سانتی گراد و رطوبتی 90 درصد به مدت 35 روز نگهداری شدند. بررسی ها نشان داد که اسید جیبرلیک با افزایش اندازه و وزن، باعث تاخیر در رسیدن میوه ها شد. اسید جیبرلیک روند نرم شدن میوه ها را طی دوره ی انبارداری کاهش داد و با کاهش تولید اتیلن و کاهش از دست دهی آب، باعث تاخیر در پیری میوه های تیمار شده نسبت به شاهد گردید. همچنین میوه های تیمار شده نسبت به میوه های شاهد میزان pH پایین تر و اسیدیته بالاتری را نشان دادند. گرچه بین غلظت های اسید جیبرلیک در بسیاری موارد اختلاف معنی داری مشاهده نشد، اما غلظت 10 میلی گرم در لیتر به طور معنی داری باعث حفظ سفتی بافت میوه، کاهش تولید اتیلن و آلودگی های قارچی گردید. علاوه بر این، اسید جیبرلیک باعث ماندگاری بیشتر، تازگی و سبزی دم میوه گیلاس گردید. بر اساس نتایج بدست آمده اسید جیبرلیک توانست به عنوان تیمار هورمونی موثر در افزایش و بهبود کیفیت میوه گیلاس مشهد و جلوگیری از برخی ضایعات عمل نماید.
    کلیدواژگان: گیلاس، اسید جیبرلیک، عمر انباری، خصوصیات کیفی
  • مجید آقاعلیخانی، مرضیه صفری صفحات 63-78
    با توجه به اهمیت شاخص های رشد گیاه زراعی در تفسیر تفاوت عملکرد ارقام در شرایط محیطی و زراعی مختلف این آزمایش در سال 1386 در مزرعه پژوهشی دانشگاه تربیت مدرس به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. در این آزمایش تاریخ کاشت (18 خرداد، 7 و 27 تیر ماه) به عنوان عامل اصلی و رقم سورگوم دانه ای (پیام، سپیده و کیمیا) به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. با اندازه گیری وزن خشک و سطح برگ در طی چندین نوبت نمونه برداری در طول دوره رشد سورگوم، روند تغییرات شاخص های فیزیولوژیک رشد شامل وزن خشک کل (TDM)، سرعت رشد محصول (CGR)، سرعت رشد نسبی (RGR)، شاخص سطح برگ (LAI) و سرعت جذب خالص (NAR) به روش تابعی نسبت به درجه روزهای رشد (GDD) رسم شد. نتایج نشان داد با تاخیر در تاریخ کاشت تجمع ماده خشک روند کاهشی در پیش می گیرد. روند CGR با تجمع ماده خشک ارتباط مستقیمی داشت به طوری که رقم سپیده در تاریخ کاشت اول بالاترین میزان رشد محصول و ماده خشک را تولید نمود. افزایش ماده خشک این رقم در تاریخ کاشت اول با افزایش در وزن خشک خوشه (93/165 گرم بر متر مربع) همراه بود. سرعت رشد نسبی هر سه رقم در تاریخ کاشت دوم بالاتر بود. بررسی هم زمان LAI و NAR ارقام مورد مطالعه نشان داد رقم پیام با این که شاخص سطح برگ کمی را به خود اختصاص داده بود اما از لحاظ NAR برتر بوده و در نهایت CGR متوسطی بدست آورده است. رقم سپیده با دارا بودن مقادیر متوسطی NAR(763/0 گرم بر متر مربع بر درجه روز رشد) و LAI(65/2) نسبت به دو رقم دیگر به بالاترین CGR (06/2 گرم بر متر مریع بر درجه روز رشد) دست یافت. به این ترتیب احراز بالاترین RGR و CGR در تاریخ کاشت دوم را می توان به عنوان مکانیسم برتری عملکرد دانه (2/6777 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت (07/48درصد) رقم سپیده معرفی نمود.
  • امیرعلی کلیایی، غلامعلی اکبری، افراسیاب راهنما، امید آرمندپیشه، محمدرضا لبافی حسین آبادی صفحات 79-88
    به منظور بررسی اثر رژیم های مختلف رطوبتی (تنش خشکی) و کود بیولوژیک مخلوطی از دو میکروارگانیسم حل کننده فسفات و مقادیر مختلف کود فسفر روی برخی شاخص های فیزیولوژیک و رشد ذرت دانه ای هیبرید سینگل کراس 704، آزمایشی به صورت طرح اسپلیت فاکتوریل در قالب بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1386، در مزرعه تحقیقاتی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران اجرا گردید. تنش (کم آبیاری) در سه سطح شامل 75، 100و 125 میلی متر تبخیر تجمعی از تشتک تبخیر کلاس A به عنوان فاکتور اصلی و فاکتور فرعی شامل ترکیب کود بیولوژیک در دو سطح (استفاده و عدم استفاده) به همراه کود شیمیایی فسفره از منبع سوپرفسفات تریپل در چهار سطح شامل صفر، 75، 150 و 225 کیلوگرم در هکتار به صورت فاکتوریل در کرت فرعی در نظر گرفته شد. در این آزمایش روند تغییرات شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی مورد بررسی قرار گرفت. با فاصله گرفتن از شرایط بهینه رطوبتی و تغذیه ای به علت کاهش سطح برگ میزان سرعت رشد محصول و میزان تجمع ماده خشک کاهش چشمگیری را در شرایط تنش شدید (125 میلی متر تبخیر از تشتک) و عدم کاربرد کود بیولوژیک و شیمیایی از خود نشان داد، به طوری که حداکثر شاخص سطح برگ در مرحله گلدهی (1116GDD=) با میانگین 07/5 در شرایط نرمال رطوبتی و کمترین میزان در شرایط تنش شدید با میانگین 14/3 به دست آمد. روند افزایش شاخص سطح برگ در دو تیمار کودی 150 و 225 کیلوگرم در هکتار تا مرحله 12 برگی بسیار نزدیک به هم بود، اگرچه نسبت به شرایط عدم استفاده از کود شیمیایی تفاوت معنی داری را ایجاد نمود. به علاوه، تاثیر کود بیولوژیک به تنهایی بر میزان شاخص سطح برگ تفاوت محسوسی را نسبت به شرایط عدم مصرف کود بیولوژیک از خود نشان نداد.
    کلیدواژگان: ذرت، تنش رطوبتی، باکتری حل کننده فسفات، سوپرفسفات تریپل
  • تاثیر اختلاط بقایای گندم با خاک بر ویژگی های زراعی و فیزیولوژیک لوبیا قرمز
    فرود صالحی، محمدجعفر بحرانی، سید عبدالرضا کاظمینی، حسن پاک نیت، نجفعلی کریمیان صفحات 89-101
    بقایای گیاهی مواد مفیدی محسوب می شوند که می توانند تغییرات مهمی در ویژگی های بیولوژیک، شیمیایی و فیزیکی خاک ایجاد کرده و سبب افزایش یا پایداری عملکرد محصولات زراعی شوند. به منظور بررسی حفظ بقایای گیاهی و اختلاط آنها با خاک بر ویژگی های زراعی، فیزیولوژیک، عملکرد و اجزای عملکرد دانه دو رقم لوبیا قرمز (Phaseolus vulgaris L.)، آزمایشی در تابستان 1387 و 1388 در قالب بلوک های کامل تصادفی به صورت یک بار خرد شده با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز (باجگاه) انجام شد. فاکتور اصلی رقم لوبیای قرمز (D81083 و صیاد) و فاکتور فرعی بقایای گندم (0، 25، 50 و 75 درصد) بود. نتایج نشان داد که ارقام در ارتفاع بوته، فاصله پایین ترین گره تا سطح خاک، وزن صد دانه، تعداد دانه در غلاف و عملکرد دانه تفاوت داشتند. کاربرد مقادیر مختلف بقایای گیاهی سبب تفاوت در شاخص فیزیولوژیک دوام وزن زنده شد. کاربرد 75 درصد بقایای گیاهی باعث کاهش دوام وزن زنده و عملکرد دانه گردید، که این می تواند به اثرات ممانعت کنندگی مقادیر زیاد بقایا نسبت داده شود. بیشترین عملکرد دانه از تیمار 25 درصد بقایا (4/2370 کیلوگرم در هکتار) به دست آمد که با تیمارهای بدون بقایا (0/2234 کیلوگرم در هکتار) و 50 درصد بقایا (9/2313 کیلوگرم در هکتار) تفاوت معنی دار نداشت. بنابراین کاشت رقم صیاد و حفظ حداقل 25% بقایای گندم برای بهبود عملکرد دانه لوبیا قرمز مفید است.
    کلیدواژگان: لوبیا، بقایای گندم، عملکرد و اجزای عملکرد دانه، شاخص های فیزیولوژیک
  • امین لطفی جلال آبادی، سید عطاء الله سیادت، عبدالمهدی بخشنده، قدرت الله فتحی، خلیل عالمی سعید صفحات 103-116
    به منظور بررسی اثر سیستم های کودی شیمیایی، آلی و بیولوژیک بر عملکرد و اجزای عملکرد ارقام گندم، آزمایشی طی سال زراعی 88- 87 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان به صورت کرت های یکبار خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. سیستم کودی شامل: 1- سیستم کود شیمیایی کم نهاده 2- سیستم کود شیمیایی پرنهاده یا معمول 3- سیستم کود مرغی 4- سیستم کود مرغی + کودهای بیولوژیک (تلفیقی)، به عنوان فاکتور اصلی و شش رقم گندم (ویریناک، چمران، استار،79-15D، کرخه و50SP) به عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شد. نتایج نشان دادند که کاربرد سیستم دامی تلفیقی میزان عملکرد دانه را با 5/7042 کیلوگرم در هکتار به طور معنی داری افزایش داد به نحوی که با سیستم کود شیمیایی پرنهاده با عملکرد دانه 9/6530 کیلوگرم در هکتار در یک سطح آماری قرار داشتند. همچنین سیستم های کود دامی و تلفیقی بالاترین شاخص برداشت، وزن هزار دانه، تعداد سنبله در مترمربع و میزان کلروفیل برگ را دارا بودند، اما بالاترین میزان عملکرد بیولوژیک، تعداد دانه در سنبله و بیشترین میزان درصد پروتئین دانه (63/12 درصد) مربوط به سیستم پرنهاده شیمیایی بود. درکلیه سیستم های کودی بالاترین عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، تعداد دانه در سنبله و میزان کلروفیل در ارقام دیررس نان (استار) و دوروم (SP50) به دست آمد. به طور کلی عملکرد و اجزاء عملکرد گندم با استفاده صحیح از کودهای بیولوژیک و دامی و همچنین تلفیق آنها افزایش می یابد و این افزایش عملکرد می تواند به اندازه ی افزایش عملکرد ناشی از کاربرد کودهای شیمیایی باشد. به علاوه کاربرد کمتر کودهای شیمیایی باعث سلامت محیط زیست می گردد. بنابراین استفاده تلفیقی از کودهای دامی و کودهای بیولوژیک جهت تولید عملکرد مناسب و بهبود شرایط محیط زیست پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: سیستم های کودی، رقم، عملکرد و اجزاء عملکرد دانه، گندم
  • بهناز سیرویی نژاد، سید محمدحسن مرتضوی*، نورالله معلمی، سعید عشقی صفحات 117-127

    میوه توت فرنگی به دلیل برخورداری از بافت نرم و متابولیسم بالا، از عمر پس از برداشت کوتاهی برخوردار است. این تحقیق در سال 1389 در دانشگاه شهید چمران اهواز انجام گرفت و طی آن تاثیر کاربرد پلی آمین پوترسین در دو غلظت 1 و 2 میلی مولار و پرتو فرابنفش در شدت 72/0 کیلوژول بر متر مربع بر کیفیت میوه توت فرنگی رقم «سلوا» طی 10 روز نگه داری در دمای 4 درجه سانتی گراد مورد بررسی گردید. میوه های تیمار شده با هر دو غلظت پوترسین از سفتی بافت، ویتامین ث، آنتوسیانین، مواد فنولی و ظرفیت آنتی اکسیدانی بیشتری برخودار بودند و طی مدت زمان نگهداری، کاهش وزن کمتری نشان دادند. تیمار با پرتو فرابنفش بر بسیاری از صفات مورد بررسی تاثیر قابل توجهی نداشت ولی سبب حفظ بیشتر غلظت آنتوسیانین کل به خصوص در روزهای ششم تا دهم نگهداری گردید. از میان سه مولفه رنگی، روشنایی و زاویه هیو تحت تاثیر تیمارهای اعمال شده قرار نگرفتند ولی کروما، در میوه های تیمار شده با هر دو غلظت پوترسین و نیز پرتو فرابنفش از مقدار بیشتری برخوردار بود. به طور کلی غوطه وری در پوترسین و تیمار با پرتو فرابنفش توانست به نحو موثری سبب حفظ کیفیت پس از برداشت میوه توت فرنگی شود.

    کلیدواژگان: توت فرنگی، پوترسین، پرتو فرابنفش، کیفیت میوه
  • محمدحسین دانشور، مختار حیدری صفحات 129-140
    افزایش تراکم کاشت در گل های پداژه از مهم ترین قدم های تولید بیشتر در گل های زینتی است. یکی از روش های ایجاد افزایش تراکم، کشت گیاهان به صورت چند ردیفه است. در این آزمایش در سال89-1388، اثر الگوهای کاشت یک ردیفه، دو و سه ردیفه بر گلدهی و کیفیت گل شاخه بریده گلایول (Gladiolus hybrida) رقم اسکار در شرایط آب و هوایی ملاثانی (خوزستان) مورد بررسی قرار گرفت. تیمارها شامل کشت پداژه ها در الگوی کاشت یک ردیفه با فاصله 20 × 30 سانتیمتر (تیمار شاهد) و الگوی کاشت دو ردیفه و سه ردیفه (20 سانتیمتر روی ردیف، 30 سانتیمتر بین ردیف های اصلی و همچنین فاصله های 15، 20 و 25 سانتیمتر بین ردیف های فرعی) بودند. نتایج نشان دادند که کشت پداژه در الگوی کاشت سه ردیفه با فاصله 25 سانتیمتر بین ردیف های فرعی و همچنین الگوی کاشت دو ردیفه و سه ردیفه با فاصله بین ردیف های 15 و 20 سانتیمتر باعث کاهش معنی دار وزن گل شاخه بریده، قطر ساقه و ارتفاع خوشه گل شد. ارتفاع گل شاخه بریده فقط در تیمار کاشت دو ردیفه با فاصله 25 سانتیمتر بین ردیف های فرعی تفاوت معنی داری با تیمار شاهد نشان نداد و در سایر تیمار ها به طور قابل ملاحظه ای نسبت به تیمار شاهد کاهش یافتند. در تیمار الگوی کاشت سه ردیفه با فاصله 25 سانتیمتر بین ردیف های فرعی وهمچنین کاشت بین ردیف ها، تعداد پداژک ها به طور معنی داری نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت. تیمارهای آزمایش اثر معنی داری بر قطر گل شاخه بریده، ارتفاع خوشه گل، طول، عرض و وزن پداژه ها نداشتند. نتایج نشان دادند با کاشت گلایول در الگوهای کاشت دو یا سه ردیفه، کاهش فاصله بین ردیف ها باعث کاهش کیفیت گل شاخه بریده می شود. پیشنهاد می گردد مطالعات بیشتری در زمینه تغییر فاصله بین ردیف های فرعی انجام شود.
    کلیدواژگان: گلایول، الگوی کاشت، کاشت چند ردیفه، گل شاخه بریده، فاصله کاشت
|
  • M. Zarrinbal, A. Dabbagh Mohammadinasab, R. Rasouli Pirouzian Pages 1-11
    Apricot because of its high respiration rate and rapid ripening process has short storage life and so should be marketed immediately after harvest. Harvesting of apricot in suitable time and packing it increase storage period. This study was carried out to determine the optimum harvest time and packing method of apricot fruits to prolong their storage life and decrease their waste. Split- factorial based on complete randomized block design was used for one traditional apricot cultivar as «Gorban maragheh» in three harvesting stages (as the main factor) based on fruit skin color. The first harvest was conducted when skin color had a predominantly green background with yellowish tinges; the second and third harvest times coincided with yellow background with greenish tinges and yellow-orange background color of fruits. Fruits were packed in two methods (as sub-factor)، boxes with and without polyethylene covers. Fruits were stored at 0-2 degree centigrade and 85% RH For 0 (control)، 7، 14، 21 and 28 days (as sub-factor). Fruit properties including fruit weight، firmness، total soluble solid، pH and electrical conductivity were measured and results were analyzed. Findings showed that the optimum harvest time of this cultivar was when the fruit skin color had a predominantly yellow background with greenish tinges. This was synchronous with 82 days after full bloom equal to 1176 growth degree days or 28224 growth degree hours for «Gorban maragheh» cultivar. Use of polyethylene packaging prolonged storage life. In these conditions، fruits could be cold-stored with suitable quality until 28 days. Apricot fruit''s storage life was reduced significantly by delays in their picking time. Accordingly، increase of fruit''s cold storage period، fruit firmness reduced but total soluble solid، pH and electrical conductivity of fruit extract rose remarkably.
    Keywords: Apricot, Cold, Storage, Harvesting Time, Packing
  • S.M. Hoseini, P. Hassibi, B. Andarzian Pages 13-24

    To investigate water deficit stress influence on stem elongation, flowering stage and some physiological characters of three canola (Brassica napus) cultivars including total dry matter, grain yield, total soluble sugars and starch, proline and osmotic potential this study was carried out in the green house of Shahid Chamran University of Ahvaz in 2008-2009 growing season. The experiment was factorial based on complete randomized design arrangement in three replications. The first factor comprised cultivars (including Hyola 308, Hyola 401 and RGS003) and the second factor was water deficit stress including water deficit in the early stem elongation to early-flowering stage (D1), early-flowering stage to early sac appearance (D2), early stem elongation to early sac appearance (D3) and normal irrigation conditions (D4). The results showed that the lowest and the highest reduction in shoot dry matter and grain yield was measured in Hyola 401 and Hyola308, respectively. The lowest shoot dry matter was in Hyola 308 (from the early stem elongation to early sac emergence stages) (22 grams per plant) and the highest shoot dry matter was in Hyola 401 (74 grams per plant) in normal conditions. In the stress conditions, shoot dry matter in all cultivars decreased. The amount of reduction during the flowering stage was more than early stem elongation stage showing more sensitivity of flowering stage to the stem elongation stage in water deficit stress. The interaction of water stress and variety showed significant differences in total soluble sugar, starch, proline, osmotic potential (P≤ 0.01), shoots dry matter and grain yield (P≤ 0.05). Furthermore, in the stress conditions participation in osmotic regulation process and reduction of negative effects of water deficit stress increased the amount of the total soluble sugars and proline of leaves. The lowest leaf osmotic potential (-2.23 Mpa) and the highest osmotic potential (-1.65 Mpa) were determined in Hyola 401, and Hyola 308 for D3 and D4 respectively. Decrease (become more negative) of osmotic potential because of more tolerance of Hyola 401 to water deficit stress was also assessed. According to the results of this study, Hyola 401, RGS003 and Hyola 308 were assessed for tolerance, semi tolerance and susceptibility to water deficit stress respectively.

    Keywords: Proline, Osmotic potential, Water deficit stress, Grain yield, Total soluble sugars, Brassica napus
  • A. Taherkhani, A. Golchin Pages 25-38
    Partial root zone drying (PRD) is a new irrigation technique which improves water use efficiency without significant yield reduction. To study the effects of partial root zone drying and green pruning on yield and fruit quality of Thompson seedless grape a split plotted experiment with randomized complete block design with three replications was conducted. The experiment was performed in Takestan, Gazvin province, on 20-year old grapevines with row spacing of 2×4 m. The treatments were irrigation and pruning at three levels. During the growing season, half of the root system was maintained in a dry state, while the rest was irrigated (PRD). The irrigation levels were: full irrigation (irrigating both sides of root zone), drying left side of root zone (irrigating from north direction) and drying right side of root zone (irrigating from south direction). Pruning levels includeding light, medium and heavy green pruning. The analysis of variance (ANOVA) of data showed that the effects of irrigation were significant on pH and TSS of grape juice at 5% level. While there were no significant differences between irrigation treatments with respect to grapevine yield. Water requirement of grapevine can be reduced to half without significant yield reduction. The effects of pruning were also significant on grapevine yield, berry weight and diameter, cluster weight and length and Raisin production. The interactive effects of pruning and PRD were significant on weight and diameter of berry, weight and length of cluster and raisin production. Full irrigation with medium pruning, irrigation from north with medium pruning and irrigation from south with light pruning had higher grape yield than the other treatments. PRD reduced growth of main and lateral shoots by 8% and 30% respectively compared with full irrigation.
    Keywords: Partial root zone drying, Green pruning, Thompson seedless grape
  • A. Gerami, S.A. Siadat, A.M. Bakhshandeh, Ghodratallah Fathi, K. Alami Saeid Pages 39-49
    In order to determine the critical period of weed control in grain corn (Zea mays L.), a field study was conducted at the Ramin University ofAhvaz Research Field in 2009. The experiment was designed according to randomized complete block design. Treatments consisted of two different periods of weed interference, a weed-free period and a weed removal period, imposed at V2, V5, V8, V11, Tassel, and harvest (based on phonological stages of corn development). The relationships between grain yield and different weedy or weed-free periods were determined via regression analyses. Cyperus sp., Echinochloa crus-galli, Convolvulus arvensis and malva sp. were naturally infested on experimental plots. Results suggested that a weed-free period between 2-11 leaf stages of maize (GDD= 500-1125) was enough to provide acceptable grain yield. Based on weed infested treatments, a weed free period until theV8 stage was enough to reduce weeds number and dry weight to 64 and 84/6% respectly. Weed interference until late in the season reduces grain yield, biologic yield and harvest index of corn to 36, 28/6 and 19/6% respectly. Thus, it is possible to optimize the timing of weed control, which can serve to reduce the costs and side effects of intensive weed control.
    Keywords: Maize, Critical period, Weed, Yield loss
  • A. Sedighi, M. Gholami, H. Sarikhani, A. Ershadi Pages 51-61
    Fruit softening, shrinkage, decay and fruit stem browning are the most important problems in sweet cherry post-harvest storage. This research was conducted to study the effect of gibberellic acid (GA3) treatment on storage life and some quality attributes of sweet cherry cv. Siah Mashhad. Gibberellic acid was sprayed on fruits and leaves at four concentrations of 0, 10, 20 and 30 mg/l, at fruit coloring stage. The treated fruits were harvested at commercial maturity and stored at 0oC. The results showed that GA increased fruit but size and weight significantly delayed the ripening. GA reduced the rate of fruit softening and weight loss during storage in comparison to the control. Furthermore, its application at all three concentrations decreased ethylene production. However, the treated fruits had higher titratable acidity and lower pH values compared to controls. Fruits treated with GA3 at the concentration of 10 mg/l, showed significantly higher firmness and lower fungal decay compared to the others. In addition, GA maintained more fruit stems color and fruit freshness. Our results indicated that GA is an effective substance on maintaining sweet cherry quality during post-harvest storage period.
    Keywords: Sweet cherry, Gibberellic acid, Storage Life, Fruit quality
  • M. Aghaalikhani, M. Safari Pages 63-78
    Given the important role of crop growth indices for explanation of cultivars yield differences in diverse environmental and agronomical circumstances, this experiment was conducted at research field of Tarbiat Modares University during 2007 growing season. Experimental treatments were arranged in split-plot layout based on randomized complete blocks with four replications. In this research, sowing dates (8th June, 28th June and 18th July) were considered as the main plots and grain sorghum cultivars (Payam, Sepideh and Kimia) were arranged in sub plots. By means of measurement of dry weight and leaf area during several sampling in growing season of sorghum, some important physiological growth indices including total dry matter (TDM), crop growth rate (CGR), relative growth rate (RGR), leaf area index (LAI) and net assimilation rate (NAR) were estimated and calculated using functional approach based on growing degree days. Results showed that delayed sowing date reduced sorghum dry weight accumulation. The CGR trend was directly related to dry weight accumulation, so that Sepideh cultivar in first sowing date obtained the highest amount of growth rate and dry matter. Dry matter increment in this cultivar in first sowing date was accompanied by dry weight panicle (165.93 g/m2). The relative growth rate of all cultivars in second sowing date had the highest amount. Results in case of the interaction between LAI and NAR showed, despite Payam cultivar having earning lower leaf area index, that NAR in this cultivar was superior. Finally, payam cultivar took an average amount of CGR. Sepideh cultivar, taking the average amount of NAR (0.763 g/m2/gdd) and LAI (2.65), showed higher amount of CGR (2.06 g/m2/gdd). Therefore, obtaining the highest amounts of CGR and RGR in second sowing date (28th June) could be introduced as the mechanism of superior grain yield (6777.2 kg/ha) and harvest index (48.75 %) in Sepideh cultivar.
    Keywords: Grain sorghum, Sowing date, Growth curve, Growing degree days
  • A.A. Koliaei, G. Akbari, A. Rahnama, O. Armandpisheh, M.R. Labbafi Hossianabadi Pages 79-88
    In order to study the influence of various irrigation regimes (drought stress), biological fertilizers (a combination of two Phosphate-solubilizing microorganisms) and different amounts of phosphorus fertilizers on some physiological indices of maize SC 704, a factorial split plot design in a completely randomized block design (RCBD) was conducted with three replications at the research field of Aboureihan Campus- Tehran University, Iran. The main plots were three irrigation regimes including 75, 100 and 125 mm (accumulative daily evaporation from the cap class A). The subplots were considered to be a mixture of the biological fertilizers in two levels (applied and non-applied) with triple superphosphate fertilizer in four levels including 0, 75, 150 and 225 kg/ha on factorial basis. The trends in the leaf area index, crop growth rate and relative growth rate were studied. By deviation from the optimal moisture and nutritional condition, a decrease in leaf area was caused to reduce crop growth rate and total dry matter in sever stress conditions (12 mm evaporation from the cap) and non-application of biological and chemical fertilizers. The maximum leaf area index (LAI) was observed in normal conditions at anthesis phase (LAI= 5.7), while it was lower at sever stress conditions (LAI= 3.14). In 12 fully expanded leaf stage, a similar increasing trend was observed with respect to leaf area index by appling 150 and 225 kg/ha chemical fertilizer, and it was significantly different from non-application of fertilizer. When biological fertilizer was appllied alone, there were no significant differences in leaf area index.
    Keywords: Maize, Water stress, Phosphate, solubilizing bacteria, Triple superphosphate
  • Influence of soil incorporating wheat residues on agronomic and physiological traits of red common bean
    F. Salehi, M.J. Bahrani, S.A.R. S.A.R. Kazemeini, H. Pakniyat, N.A. Karimian Pages 89-101
    Crop residues are useful substances that can have important changes in soil biologic, chemical and physical properties and also can increase or stabilize crops yield. In order to save crop residues, incorporate them into the soil and their effects on agronomic, physiologic, yield and yield components of two red bean cultivars (Phaseolus vulgaris L.), an experiment was conducted as split plot arranged in randomized complete block design with three replications during summer in 2008 and 2009 in the Research Station of College of Agriculture, Shiraz University, Shiraz, Iran (Bajgah). Main factor was red bean cultivars (Sayyad and D81083) and sub factor was wheat residues rates (0, 25, 50 and 75%). Results showed that both cultivars had some differences in plant height, the distance of the lowest node from the soil, 100-seed weight and number of seed per pod and seed yield. Crop residue caused to change in biomass duration (a physiological index). Application of crop residues decreased a significant difference in biomass duration and seed yield, which can be attributed to the inhibitory effects of heavy residues. The highest seed yield (2370.4 kg ha-1) was obtained from 25% crop residue incorporation, with no significant difference with 50% crop residues (2313.9 kg ha-1) and without crop residues incorporation (2234 kg ha-1). Therefore, planting Sayyad cultivar and maintenance of at least 25% wheat crop residues are required to improve seed yield of red common bean.
    Keywords: Common bean, Wheat residues, Yield, Yield components, Physiological indices
  • A. Lotfi Jala Abadi, S.A. Siadat, A. Bakhsandeh, Ghodratallah Fathi, K. Alemi Saied Pages 103-116
    In order to study the effect of fertilizer systems and cultivars on wheat production, an experiment was conducted in Agriculture and Natural Resources University of Ramin, North of Ahvaz, Iran, in 2008- 2009 growing season. Treatments were arranged as a split-plot experiment in a randomized complete block design with three replications. Fertilizer treatments in four (low input chemical system, high input chemical system, chicken manure and chicken manure + biofetilizers) and six cultivars (Veenak, Chamran, Star, D-79-15, Karkheh and SP-50) were in main plots and sub plots respectively. The results indicated that in integrated system, grain yield (7042/5 kg/ha) significantly increased and this system showed no significance difference from high input chemical system (6530.9 kg/h). Also, the biological yield, harvest index, spiks/m2, 1000-grain weight and chlorophyll content increased with the application of organic manure and biofertilizers. However, the greatest of kernels per spike and grain protein content (12/63 %) were observed by the application of high input chemical system. The highest grain yield, biological yield, harvest index kernel number per spike and chlorophyll content were found at all fertility systems, in late maturing bread (star) and durum (SP50) wheat cultivars. Generally, by application of animal manure and biofertilizers wheat yield and its components increased, as well as from application of inorganic nutrients. In addition, less use of chemical methods led to environmental conservation. Thus, integrated use of animal manure and biofertilizers has been suggested to exploit the suitable yield of wheat besides improving environment.
    Keywords: Fertilizers systems, Genotypes, Yield, yield components, Wheat
  • B. Siruie Nejad, S.M.H. Mortazavi, N. Moalemmi, S. Eshghi Pages 117-127

    Strawberry fruit due to the soft tissue and high metabolism has a short postharvest life. In this study, the effect of putrescine (1 and 2 mM) and UV-C irradiation at 0.72 KJ/m2 on postharvest quality of strawberry fruit cv. ‘Selva’ was studied during 10 days of storage at 4°C. Fruits treated with both putrescine concentrations had higher firmness, vitamin C, anthocyanin, phenolic content and antioxidants capacity and showed lower weight loss in terms of storage duration. However, UV-C irradiation had no significant effects on most studied parameters, it helped to maintain more anthocyanin content especially at 6-10 days of storage. Among three color spaces, L and hue angle were not affected by applied treatments but Chroma showed higher values in fruits treated with two putrescine concentrations and UV-C irradiation. Generally, putrescine immersion and ultraviolet radiation treatment could effectively maintain the postharvest quality of strawberry fruit.

    Keywords: Strawberry, Putrescine, UV, C Radiation, Fruit quality
  • M.H. Daneshvar, M. Heidari Pages 129-140
    The increasing of planting density of bulbous flowers is one of the most important step for more production of ornamental plants. One of the possible methods for increasing density, is cultivation of bulb plants in multiple rows pattern. In this research, the effect of one, two, and three row planting design bed were investigated on flowering and quality of Gladiolus (Gladiolus hybrida cv.Oscar) cut flower in climatic condition of Mollasani in Khuzestan province, located in south west of Iran on 1388 through 1389.. The treatments were the cultivation of corms in on row of 30 × 20 cm (control) and two and three-bed row (20 cm on row, 30 cm between main row and/or pattern with distance of 15, 20 and 25 cm between subordinate row). The results showed that cultivation of corm in three-row bed pattern with distance of 25 cm between subordinate row and/or cultivation of two-bed and three-bed row in distance between subordinate rows of 15 and 20 cm causes significant decreases on weight of cut flower, stem diameter and height of spike. Height of cut flower was not significantly different only in treatment of two-bed row with distance of 25 cm between subordinate rows when compared to control. The number of cormels were significantly decreased In treatment of three-bed cultivation pattern with distance of 25 cm between subordinate rows, as compared to control. The number of floret, only, in cultivation pattern of two-bed and three-bed row with distance of 15 cm between rows had significantly decreased when compared to control treatment. These treatments had no significant effect on diameter of cut flower, height of spike, diameter, width and weight of corms. The results indicated that the cultivation of gladiolus in pattern of multiple rows is possible but the decrease of distance between rows, reduce the quality of cut flower. It strongly suggested that more researches require to accomplish on various distances on subordinate rows.
    Keywords: Gladiolus, Culturing design, Cut flower, Planting distance