فهرست مطالب

  • پیاپی 53 (بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/19
  • تعداد عناوین: 7
|
  • عباس امان الهی، علی کریم زاده نگاری، خالد اصلانی صفحات 4-26
    این پژوهش با هدف بررسی نقش تعدیل کننده ی ذهن آگاهی در رابطه ی بین سبک های دلبستگی عاشقانه و کیفیت زناشویی در زنان متاهل دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. 207 زن دانشجوی متاهل به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه ی شیوه های رفتاری، مقیاس آگاهی از تمرکز و شاخص کیفیت زناشویی را تکمیل نمودند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که ارتباط مثبت و معنی دار بین سبک دلبستگی ایمن با کیفیت زناشویی وجود دارد، و ارتباط منفی و معنی دار بین سبک دلبستگی پریشان و گسسته با کیفیت زناشویی وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد ذهن آگاهی رابطه ی بین سبک های دلبستگی ایمن، پریشان و گسسته با کیفیت زناشویی را تعدیل می کند.
    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، ذهن آگاهی، کیفیت زناشویی
  • حسین احمد برابادی، معصومه اسمعیلی، حسین سلیمی بجستانی، سید محمد کلانتر کوشه صفحات 26-52
    این پژوهش به منظور بررسی کیفیت تصور از خدا در بیماران مضطرب و افراد سالم ومقایسه آنها انجام شد. این مطالعه یک پژوهش کیفی بود که با استفاده از مصاحبه عمیق در 17 بیمار (12 زن و 5 مرد) مراجعه کننده به کلینیک روانپزشکی بیمارستان امام خمینی تهران که تشخیص اضطراب فراگیر دریافت نموده بودند و10 فرد سالم از بین فرهنگیان ناحیه 3 تهران (7 مرد و 3 زن که در مصاحبه بالینی تشخیص اختلال روانی دریافت نکرده بودند) انجام شد. نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب و برای تحلیل داده ها از تئوری زمینه ای و تحلیل تماتیک[5] استفاده شد. نتایج تحلیل مصاحبه ها نشان داد بین تصور از خدای افراد سالم و مضطرب تفاوت زیادی وجود دارد؛ تصور غالب بیماران مضطرب از خدا، منفی و شامل مقوله های خدای ترسناک، غیر قابل اعتماد، بی محبت و غیر قابل دسترس بود، در حالی که تصور غالب افراد سالم از خدا مثبت و شامل مقوله های خدای قابل اعتماد و امنیت بخش، بخشنده و پذیرا، دارای رحمت و عطوفت، و خدای حکیم بود.
    کلیدواژگان: تصور از خدا، اضطراب، سلامت روان
  • حسین سلیمی بجستانی صفحات 52-71
    پرورش هویت حرفه ای پایدار، بویژه در کار مشاوره، فرایندی زمانبر است، این پژوهش با هدف «تحلیل تجارب فارغ التحصیلان حرفه های یاورانه در مسیر حرفه ای شدن» انجام شده است تا داده هایی برای روشن سازی، آموزش و نظارت شغلی فراهم گردد. روش تحقیق از نوع کیفی (پدیدار شناسی) و نمونه گیری از نوع هدفمند است. نمونه پژوهش شامل 23 نفر از فارغ التحصیلان رشته مشاوره که میانگین 4 سال سابقه کار مشاوره داشتند می شد که طی مصاحبه به شیوه نیمه ساختار یافته تجارب خود را در انتقال به مرحله حرفه ای اعلام داشتند. پس از جمع آوری اطلاعات، کد گذاری کلمات و جملات مهمترین تجارب انتقال آزمودنی ها تحت عنوان (تجربه احساس هویت حرفه ای، انتظارات موثر بر هویت حرفه ای، استعاره های مشاورین از حرفه خود و نگرششان درباره پاداش دهنده های شغلی مشاوره)، تحلیل و تنظیم شد. پاسخ های آزمودنی ها نشان می دهد که آنان به الزامات این حرفه آگاهند و احساس ارزشمندی و تاثیر گذاری در حرفه خود دارند. نتایج این پژوهش، نقاط قوت، تهدید ها و خلاهای فرایند تربیت مشاورین را مشخص ساخته و می تواند برای برنامه ریزی و برنامه ریزان آموزشی حوزه مشاوره مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: حرفه های یاورانه، مسیر حرفه ای انتقال، هویت حرفه ای، پژوهش کیفی، استعاره های مشاورین
  • محمدعلی بشارت، مریم صالحی، عبدالرحمن رستمیان، نیما قربانی صفحات 71-91
    هدف این پژوهش طراحی و آزمون اثربخشی یک مدل مداخله شناختی-رفتاری-هیجانی زوج محور و مقایسه آن با یک مدل بیمار محور در کاهش مشکلات جنسی در زنان مبتلا به روماتوئید آرتریت بود. طرح پژوهش از نوع شبه تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه بود. به همین منظور، تعداد 90 نفر از زنان مبتلا به بیماری روماتوئید آرتریت از درمانگاه روماتولوژی مجتمع بیمارستانی امام خمینی و دو مطب روماتولوژی خصوصی در شمال و مرکز شهرتهران از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه مداخله زوج محور، مداخله بیمارمحور و یک گروه کنترل اختصاص یافتند. پیش از مداخله مقیاس وضعیت جنسی گلومبک- راست (GRISS-F) توسط شرکت کنندگان تکمیل شد و شاخص آنزیم التهاب (ESR) از طریق انجام آزمایش خون سنجیده شد. سپس گروه های آزمایش در برنامه مداخله زوج محور (7 جلسه با حضور زوجین) و برنامه مداخله بیمار محور (7 جلسه صرفا حضور شخص بیمار) شرکت کردند و گروه کنترل در فهرست انتظار باقی ماند. بعد از اجرای مداخله و نیز در پیگیری سه ماهه مجددا کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه را تکمیل کردند و آزمایش خون صرفا در مرحله پس آزمون مجددا به عمل آمد. نتایج پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که علیرغم موثر بودن هر دو مداخله، مداخله زوج محور تفاوت معنی داری با مداخله بیمار محور از نظر میزان تاثیر بر کاهش مشکلات جنسی افراد مبتلا به روماتوئید آرتریت دارد و این تاثیر در پیگیری سه ماهه نیز پایدار بود. علیرغم کاهش آنزیم التهابی (CRP)در پس آزمون در همه گروه ها، تفاوت معنی داری بین سه گروه وجود نداشت. بنابراین، مداخله شناختی – رفتاری - هیجانی زوج محور به عنوان مداخله ای موثر می تواند جهت کاهش مشکلات جنسی در بیماران روماتوئید آرتریت به کار گرفته شود، حتی اگر تاثیری بر کاهش آنزیم های التهابی ناشی از بیماری نداشته باشد.
    کلیدواژگان: بیماری روماتوئید آرتریت، مداخله زوج محور، مداخله بیمار محور، مشکلات جنسی
  • سیده فائزه سجادی، رسول روشن صفحات 91-111
    هدف از این پژوهش، بررسی اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر بهبود نگرش مربوط به عشق و کاهش دلزدگی زناشویی بود. پژوهش حاضر نیمه تجربی و از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان زن متاهل دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود که در اوایل تابستان سال 1393 در خوابگاه های دانشگاه حضور داشتند. نمونه پژوهش با حجم 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. افراد گروه به صورت هفتگی به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای (2 بار در هفته) تحت آموزش قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش، دلزدگی زناشویی پاینز و نگرش به عشق هندریک و هندریک بود. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایشی و کنترل پس از مداخله تفاوت معنادار آماری وجود دارد (0001/0p<) و آموزش مهارتهای ارتباطی موجب بهبود نگرش به عشق و کاهش دلزدگی زناشویی شده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با توجه به یافته های مذکور آموزش مهارتهای ارتباطی موجب بهبود نگرش به عشق و در عین حال کاهش دلزدگی زناشویی شده است. مقدمه
    کلیدواژگان: مهارتهای ارتباطی، دلزدگی زناشویی، نگرش به عشق
  • علی شیخ الاسلامی، حسین قمری کیوی، مسعود مرادی، یسرا محمدی صفحات 111-130
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گشتالت درمانی بر بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی مادران دارای کودک کم توان ذهنی بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی مادران دارای کودک کم توان ذهنی مراکز تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر اردبیل در 94-1393 تشکیل می دادند. برای انتخاب نمونه با توجه به محدودیت های موجود در عمل نمونه گیری، ابتدا از میان این مراکز یک مرکز بصورت در دسترس انتخاب شده و سپس از میان مادران کودکان این مرکز با روش نمونه گیری تصادفی ساده، 30 مادر انتخاب گردیده و در نهایت به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، گشتالت درمانی گروهی را طی 10 جلسه دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی بهزیستی روان شناختی ریف و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. داده ها از طریق آزمون آماری کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که فرضیه های پژوهش مبنی بر اثربخشی گشتالت درمانی گروهی بر بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی مادران دارای کودک کم توان ذهنی مورد تایید قرار گرفته است و مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه کنترل در پس آزمون به طور معناداری، بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی بیشتری داشتند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که گشتالت درمانی گروهی در افزایش بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی مادران دارای کودک کم توان ذهنی تاثیر معناداری دارد.
    کلیدواژگان: گشتالت درمانی، بهزیستی روان شناختی، کیفیت زندگی
  • روناک عشقی، فاطمه بهرامی، مریم فاتحی زاده، امیر کشاورز صفحه 130
    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مشاوره رفتاری- شناختی جنسی زوجین بر بهبود اختلال مبل جنسی کم کار زنان در شهر اصفهان بود. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 18 زوج مراجعه کننده به مراکز درمانی و روان درمانی شهر اصفهان بود که زنان آنها به اختلال میل جنسی کم کار (سرد مزاجی) مبتلا بودند و به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند و به طور مساوی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها، از دو پرسشنامه محقق ساخته اختلال میل جنسی کم کار نوشتاری و تصویری زنان استفاده شد که در پیش آزمون و پس آزمون توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. در مورد گروه آزمایش، 8 جلسه مشاوره رفتاری- شناختی جنسی اجرا شد و در گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. تحلیل یافته های این پژوهش از طریق تحلیل کوواریانس یک متغیره نشان داد که مشاوره رفتاری- شناختی جنسی زوجین بر بهبود نمره کل سرد مزاجی زنان (0001/0P=)، و تمام مولفه های آن: بعد رفتاری (0001/0P=)، بعد شناختی (003/0P=)، بعد احساسی (0001/0P=) و بعد جسمانی (003/0P=) موثر است. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که مشاوره شناختی-رفتاری جنسی با بهبود دانش جنسی، باورهای جنسی، خودابرازی و مهارت جنسی زوجین به افزایش میل جنسی زنان سردمزاج کمک کند.
    کلیدواژگان: زوج درمانی رفتاری، شناختی جنسی، اختلال میل جنسی کم کار، دانش جنسی، افکار ناکارآمد جنسی، خود ابرازی جنسی
|
  • A.Amanelahi, A. Karimzadeh Negar, Kh. Aslani Pages 4-26
    This study examined the moderating role of mindfulness in the relationship between attachment styles and marital quality of female students in Shahid Chamran University in Ahvaz. Sample size included 207 married female students who were selected using convenient sampling. Participants completed Behavioral Systems Questionnaire، Mindfulness Attention Awareness Scale، and Marital Quality Index. Descriptive and correlational research methods were used، anddata was analyzed using Pearson correlation and linear regression، using statistical software (SPSS-21). Results indicated a significant positive relationship between the secureattachment styles and marital quality، and a significant negative relationship between preoccupied and ambivalent attachment styles with marital quality. The results also showed that mindfulness seems to moderate the relationship between secure، preoccupied، and ambivalent attachment styles with marital quality.
  • Hossein Ahmad Barabadi, Masoomeh Ismaili, Hossein Salimi Bajestani, Seyed Mohammad Kalantarkooshe Pages 26-52
    This study was conducted to evaluate the quality of God image in anxious patients in comparison to healthy subjects. This was a qualitative study using deep interview among patients referred to Tehran Imam Khomeini Hospital psychiatric clinic, 17 patients (12 women and 5 men) who received a diagnosis of generalized anxiety disorder and 10 healthy subjects (7 men and 3 women) who had no symptoms of anxiety or other psychiatric disorders. They were selected through purposeful sampling, until saturation was obtained. For data analysis Grounded theory method with thematic analysis were used. The results showed significant differences between anxious and healthy people in the quality of God image. The majority of anxious patients’ God image seemed to be negative, which included terms such as: untrustworthy, awful, inaccessible, unkind, and non-supportive. While most healthy people’s God image was positive, and included categories such as: trusted, forgiving, receptive, kind, nice, and insightful (with wisdom).
    Keywords: God image, anxiety, healthy individuals
  • Hossein Salimi Pages 52-71
    Developing a stable professional identity, especially in counseling is a time-taking process. The goal of this study was to analyze the experiences of graduates in helping professions on the way of becoming professionals, so that the obtained data be used to clarify, in teaching, and for career supervision. The research method was qualitative in nature (phenomenological) with purposeful sampling. The sample population consisted of 23 counseling graduates with average of 4 years of working experience. The interviews were semi-structured in which the participants shared their experience of becoming professionals. Following data collection, coding and sentences related to their most important experiences (feelings of professional identity, expectations involved, counseling metaphors, and perspectives about rewards in counseling jobs) were drawn and analyzed. Responses showed indicated that participants seemed to be aware of profession's requirements and posses a sense of worth and effectiveness in the profession. Results of this study show the strengths, risks, and areas in need of growth in process of training counselors, which can be useful for academic programs in counseling.
    Keywords: helping professions, professional transition process, professional identity, qualitative research, counseling methapors
  • M. A. Besharat, M. Salehi, A. Rostamian, N. Ghorbani Pages 71-91
    The aim of this study was to design and test the effectiveness of a couples oriented emotional-cognitive-behavioral intervention model and patient-oriented cognitive-behavioral intervention model of sexual problems in women with rheumatoid arthritis. The research used a quasi-experimental design with pretest, and post-test, and a 3 month of follow-up. The research samples consisted of 90 women with rheumatoid arthritis recruited from Imam Khomeini hospital’s rheumatology corridor as well as 2 rheumatology medical offices in northern and central Tehran. They were divided to three groups, including the first experimental group (intervention based on the couples-oriented emotional-cognitive-behavioral model), the second experimental group (intervention based on the patient-oriented cognitive-behavioral model), and the control group. The measuring instrument used was Golombok Rust Inventory of Sexual Satisfaction (GRISS-F) which was filled by participants at the pre-test, post-test, and 3-month follow-up stages. The inflammatory marker (CRP) levels also were measured through blood tests before and after interventions. The result of repeated measures analysis showed that both models can be effective, but in comparison with the patient–oriented intervention, the couple–oriented intervention seemed to have a more significant positive impact on the reduction of sexual symptoms. However, there was still no difference in the level of the inflammatory marker (CRP) in pre and post tests of the 3 groups. According to the findings, it can be concluded that the couples-oriented emotional-cognitive-behavioral intervention can be used as an effective intervention to reduce sexual problems in patients with rheumatoid arthritis even though it does not seem to have any impact on the inflammatory marker (CRP).
    Keywords: Rheumatoid arthritis, Couples, oriented intervention, Patient, oriented intervention, Sexual problems
  • Seyyedeh Faeze Sajjadi, Rasool Rowshan Pages 91-111
    The purpose of this research was to study the effectiveness of communication skills on improving the perspective on love and marital disenchantment. The current research was semi-experiential and involved pretest and posttest with control group. The target population included all female marriage students at Mashad Medical University who were present at campus dormitory at the beginning of summer 2014. Forty individuals were selected through purposeful sampling. Selected individuals participated in ten 90-minute (twice weekly) supervised training. Research tools included Paynz Marital Disenchantment and Hendrik and Hendrik attitutes towards love. Data from single-variable and multi-variable covariance analysis were analyzed. Results showed a meaningful difference between the behavior of the two groups (p<0.0001). Additionally, communication skills seemed to improve perspective towards love and marital disenchantment.
    Keywords: Communication skills, marital disenchantment, perspective on love
  • Ali Sheykholeslami, Hosein Ghamari Qivi, Masood Moradi, Yosra Mohammadi Pages 111-130
    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of gestalt therapy on quality of life and psychological well-being of mothers of children with intellectual disability. The research method was semi-experimental with pretest-posttest design, with control group. The statistical population of this study included all mothers of children with intellectual disability in well-being organization centers in city ofArdabil in the year 2014-15. At first, one center that was accessible was selected. Then, from among mothers with children at this center 30 mothers were selected through simple random sampling which were randomly assigned to the treatment group (15 individuals) and control group (15 individuals). The treatment group received group gestalt therapy in 10 sessions. Ryff's Psychological Well-Being Questionnaire and Quality of Life Questionnaire (World Health Organization) were used for gathering data. Data were analyzed by multivariable co-variance test. Findings confirmed the research hypothesis about the effectiveness of group gestalt therapy on psychological well-being and quality of life of mothers of children with intellectual disability. In conclusion, group gestalt therapy seems to have asignificant effect on increasing the psychological well-being and quality of life of mothers of children with intellectually disability.
    Keywords: Gestalt therapy, psychological well, being, quality of life
  • Ronak Eshghi, Fatemeh Bahrami, Maryam Fatehizadeh, Amir Keshavarz Page 130
    Hypoactive sexual desire disorder (HSDD) or Frigidity is one of the most common female sexual dysfunction (FSD) that can cause marked distress and interpersonal difficulties. This condition may significantly damage the marital relationship and as such weaken family life. Hypoactive sexual desire disorder may have roots in lack of knowledge or insufficient awareness, or incorrect attitudes towards sexual relationship. The purpose of this investigation was to study the effectiveness of couples sexual cognitive-behavioral therapy on improvement of HSDD symptoms and its dimensions (behavioral, cognitive, emotional, and physical) in women who suffered from this condition in city of Isfahan. This research was quasi-experimental with pretest and posttest, with control group. The sample in this study were 18 couples who had referred to counseling centers in Isfahan, who were randomly selected and assigned to experimental and control groups. Researchers used a modified version of female frigidity scale consisting of written and visual items (Eshghi & Bahrami, 2005). The experimental group received 8 sessions of couples sexual cognitive-behavioral therapy, while the control group was received no intervention. The results of covariance analysis indicated that the specific counselingintervention was effective in women's total frigidity scores (P=0.0001) and its subscales: behavioral subscale (P=0.00), cognitive subscale (P=0.003), emotional subscale (P=0.0001), and physical subscale (P=0.003). The results of the present study showed that couples sexual cognitive-behavioral therapy appears to improve female sexual desire through improvement of couples sexual knowledge, sexual attitudes and beliefs, sexual skills, and sexual self-disclosure.
    Keywords: Hypoactive sexual desire disorder (HSDD), couples sexual cognitive, behavioral therapy, sexual self, disclosure, sexual knowledge, dysfunctional sexual beliefs