فهرست مطالب

  • پیاپی 5 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1394/10/28
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهدی تازه صفحات 1-8
    مخروط افکنه ها اهمیت خاصی از لحاظ ژئومورفولوژی، هیدرولوژی، حفاظت خاک و سایر مطالعات منابع طبیعی در مناطق بیابانی دارند. تاکنون روش ها و شاخص های مختلفی برای شناخت و تفکیک مخروط افکنه ها از سایر واحدهای ژئومورفولوژی ارائه شده است که اغلب این روش ها و شاخص ها بر پایه ویژگی های توصیفی استوار است. در این مطالعه، امکان استفاده از شاخص های جدید ژئومورفومتری و تعیین دامنه کمی برای آن ها در جهت تفکیک مخروط افکنه ها بررسی شده است. شاخص های ژئومورفومتری مورد بررسی در این مطالعه، شامل درصد شیب، انحنای سطح، انحنای مقطع، انحنای متقاطع، انحنای طولی، انحنای عمومی و انحنای کلی هستند. بدین ترتیب که نخست با استفاده از نقشه های توپوگرافی، تصاویر ماهواره ای و مطالعات میدانی، محدوده مخروط افکنه ها از سایر تیپ های ژئومورفولوژی تفکیک شد. سپس با استفاده از مدل رقومی ارتفاعی حاصل از نقشه های توپوگرافی رقومی، پارامترهای ژئومورفومتری محاسبه و نقشه هریک از این پارامترها تهیه شد. پس از آن، مقایسه مقادیر پارامترهای ژئومورفومتری در محدوده مخروط افکنه ها با سایر تیپ های ژئومورفولوژی صورت گرفت. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مخروط های افکنه ای را می توان براساس پارامترهای ژئومرفومتری از واحد کوهستان تفکیک کرد، ولی پارامترهای ژئومرفومتری امکان تفکیک مخروط های افکنه ای را از مناطق دشتی فراهم نمی آورد. دلیل این امر را می توان تداخل ویژگی های فیزیکی مخروط افکنه ها با مناطق دشتی، به ویژه دشت سرهای فرسایشی مجاور کوهستان در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: مخروط افکنه، ژئومورفومتری، تفکیک، عقدا یزد
  • علیرضا ایلدرمی *، حمید نوری صفحات 9-18
    با بررسی ویژگی های ژئومورفولوژی یک ناحیه شامل تیپ ها، واحدها و رخساره ها می توان مناطق بیابانی و چگونگی پیدایش آن ها را شناسایی کرد. در این تحقیق، با استفاده از داده های ژئومورفولوژی، دشت شراء در استان همدان مورد بررسی قرار گرفت و قلمرو مناطق بیابانی در آن مشخص شد. شدت خشکی اقلیمی و نقش خشکسالی ها در تقویت شرایط بیابانی این دشت مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور، با استفاده از نقشه های توپوگرافی 25000: 1 موقعیت و مرزهای دشت مورد نظر تعیین شد، سپس با استفاده از عکس های هوایی 20000: 1 و تصاویر ماهواره ای TM و SPO T سال 1390 و با استفاده از نرم افزار ENVI ویژگی های توپوگرافی، زمین شناسی، کاربری اراضی، فرسایش و هیدرولوژی بررسی و نقشه های مربوط با استفاده از نرم افزار ArcGIS9 تهیه شد. به منظور تعیین شدت خشکی در منطقه از روش مدالوس استفاده شد. با استفاده از شاخص SPI فراوانی و تداوم خشکسالی ها و با استفاده از آزمون من کندال روند تغییرات دما، بارش و خشکسالی ها بررسی شد. با توجه به ویژگی های هیدروژئومورفولوژی، کلیماتولوژی و مورفودینامیکی، این منطقه به صورت کشیده، تکوین یافته و اشکال، واحدها، تیپ ها و رخساره های ژئومورفولوژیکی شبیه آنچه در مناطق مرکزی ایران به چشم می خورد، قابل تفکیک و تشخیص است. واحدهای ژئومورفولوژیکی دشت شراء به دو واحد دشت و پلایا تقسیم شده است. از تیپ های قابل تشخیص واحد دشت می توان به مخروط افکنه و دشت سر و از واحد شبه پلایا می توان به کویر و بیابان اشاره کرد. رخساره مخروط افکنه های دانه ریز، دشت سر انتهایی، تراس های آبرفتی، تپه شاهدها، پهنه های رسی و نمکی، از ویژگی های ژئومورفولوژیکی دشت بیابانی است که به خوبی در منطقه تفکیک پذیرند. با توجه به چنین ویژگی هایی، دشت شراء مبتنی بر شاخص های ژئومورفولوژی جزء یکی از مناطق شبه بیابانی کشور است که در شرایط شکننده از جهت خشکی قرار گرفته و فراوانی و تداوم خشکسالی ها، کاهش معنی دار بارش و افزایش معنی دار دما در دهه های اخیر، بر شدت خشکی منطقه افزوده است.
    کلیدواژگان: ژئومورفولوژی، بیابان، خشکی، دشت شرا، همدان
  • داریوش یاراحمدی، بهروز نصیری، اسدالله خوش کیش *، حاتم نیکبخت صفحات 19-28
    تغییرات و نوسانات آب وهوایی در اثر تغییر درجه حرارت کره زمین اتفاق می افتد. تغییر الگوهای بارشی، دما، خشکسالی، ترسالی، وقوع پدیده گرد و غبار از اثرات تغییر اقلیم است که در کشورهای حوضه خلیج فارس به وجود آمده است. هدف از این پژوهش، بررسی روند این تغییرات و مکانیزم زمانی و مکانی وقوع این گرد و غبارهاست. بدین منظور، داده های سرعت باد، دما، بارش و تعداد روزهای گرد و غباری 5 ایستگاه منطقه برای دو دوره پنج ساله تهیه و با استفاده از روش های آماری لازم، بازه های زمانی فعالیت آن ها و روند تغییراتشان مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد در سال های اخیر، میزان متوسط بارش سالانه کاهش و میزان دما، سرعت باد و تعداد روزهای گرد و غباری افزایش یافته است. دلایل مهمی همچون استقرار سیستم های فشار جنب حاره در بازه ای خاص از سال، تشکیل سیکلون های سطحی در سطح بیابان های غرب ایران، بیابان زایی، کاهش پوشش گیاهی، نوع رسوبات بیابان ها و خشکاندن تالاب ها در کشور عراق باعث افزایش این گرد و غبارها شده است. سپس یک سامانه گرد و غباری به عنوان نمونه انتخاب و نقشه های فشار، امگا و دما در سطوح مختلف و تصاویر ماهواره ای آن در منطقه مورد مطالعه استخراج شد. نتایج نشان داد که هرگاه یک ناوه عمیق در سطوح فوقانی جو منطقه مستقر و در سطح زمین هم، سیکلون های سطحی ایجاد شود، باعث پدیده گرد و غبار در منطقه می شود و چون جهت وزش باد بر اثر سیستم های فشار، عرض جغرافیایی و اختلاف دمایی ارتفاعات شرق ترکیه با منطقه پست خلیج فارس، از شمال غرب به جنوب شرق است، گرد و غبار را به داخل کشورمان هدایت می کند.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، توفان گرد وغباری، سیکلونهای سطحی، آلودگی هوا
  • حمزه احمدی *، غلامعلی حشمتی، حمیدرضا ناصری صفحات 29-36
    تغییر اقلیم یکی از مهم ترین چالش ها در توسعه پایدار بوده که تاثیر منفی بر اکوسیستم های خشکی و آبی می گذارد. عامل اصلی این پدیده، افزایش غلظت گاز دی اکسیدکربن در اتمسفر است. یک روش پیشنهاد شده برای کاهش گازکربنیک هوا، افزایش ذخیره جهانی کربن در خاک هاست؛ زیرا خاک تقریبا 75 درصد ذخایر کربن در خشکی را داراست. بنابراین، خاک ها در حفظ توازن چرخه جهانی کربن، نقش عمده ای را ایفا می کنند. این تحقیق با هدف تاثیر نوع گونه، عمق های مختلف و فاصله از تاج پوشش گیاه در میزان ترسیب کربن خاک در منطقه کویر مرنجاب انجام گرفت. پس از حفر پروفیل در منطقه زیر تاج پوشش گیاه و بیرون تاج پوشش در دو عمق تعریف شده اول و دوم و برداشت نمونه های لازم و انتقال به آزمایشگاه، اندازه گیری کربن در افق های تعیین شده خاک، با روش والکی و بلک انجام شد. نتایج تجزیه و تحلیل آماری به دست آمده نشان داد که میزان ترسیب کربن خاک بین دو گونه تاغ و سوف، عمق های اول و دوم و همچنین زیر تاج پوشش گیاه و بیرون تاج پوشش اختلاف معنی داری وجود دارد. با توجه به مقایسه میانگین ها زیر تاج پوشش گونه تاغ در عمق اول (صفر تا 30 سانتی متر) بیشترین میزان ترسیب کربن در منطقه مورد مطالعه را دارا بود و در یک گروه جداگانه قرار گرفت و بقیه فاکتورهای در نظر گرفته شده، همگی در یک گروه قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار، ترسیب کربن، تاغ و سوف، مرنجاب
  • اصغر توکلی فرد، هدی قاسمیه *، علی اکبر نظری سامانی، ناصر مشهدی صفحات 37-48
    بند ریگ کاشان، یکی از مجموعه های پیچیده تپه های ماسه ای مهم ایران به شمار می رود. به دلیل وزش بادهای فرساینده، همواره مناطق حاشیه ای آن با مشکلات ناشی از انتقال ماسه های روان مواجه است؛ لذا در این تحقیق، میزان فعالیت تپه های ماسه ای براساس شاخص لن کستر مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور با استفاده از عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای Google earth و نیز بازدیدهای میدانی، نقشه مرفولوژی بند ریگ کاشان تعیین شد. سپس با استفاده از آنالیز داده های بادسنجی ایستگاه های مجاور آن و تلفیق آن ها در محیط Arc GIS، نقشه های هم بارش، هم تبخیر و تعرق پتانسیل و درصد سرعت های بیشتر از سرعت آستانه فرسایش بادی در ارتفاع 10 متری از سطح زمین، در منطقه تهیه شد و در نهایت، نقشه میزان فعالیت تپه های ماسه ای ترسیم گردید. براساس شاخص لن کستر، سرعت آستانه فرسایش بادی برابر 12 نات در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که در بیشتر مناطق بند ریگ کاشان، تپه های ماسه ای از نوع «فعال» بوده و تنها بخش کوچکی در شمال و بخشی در جنوب آن، دارای تپه های ماسه ای «بسیار فعال» است. همچنین در حاشیه غربی آن، فقط نوک تپه ها فعال اند. تلفیق نقشه های مرفولوژی و فعالیت تپه های ماسه ای در منطقه مورد مطالعه نشان داد که به دلیل مدیریت مناسب تمام تپه های ماسه ای «کاملا فعال» به جز قسمت کوچکی از تپه های عرضی در شمال بند ریگ، تثبیت و غیرفعال شده اند. بخش های حاشیه آن هم که دارای تپه های ماسه ای فعال اند، تثبیت شده اند.
    کلیدواژگان: شاخص لن کستر، فعالیت تپه های ماسه ای، فرسایش بادی، بند ریگ کاشان، ماسه های روان
  • زهره هاشمی *، احمد پهلوانروی، علیرضا مقدم نیا، محمدرضا جوادی، عباس میری صفحات 49-62
    پدیده بیابان زایی مختص اقلیم خاصی نیست، اگرچه نقش این پدیده در مناطق خشک و نیمه خشک برجسته تر از سایر مناطق است. در این تحقیق، برای بررسی پتانسیل بیابان زایی و ارائه نقشه شدت بیابان زایی از چهار معیار فرسایش بادی، خاک، اقلیم و پوشش گیاهی در منطقه زهک سیستان از مدل IMDPA استفاده شد. در مدل IMDPA با توجه به ارزیابی معیارهای موثر در بیابان زایی منطقه، شاخص های متفاوت هر معیار امتیازدهی شد و لایه های اطلاعاتی مربوط به این شاخص ها و معیارها تهیه شد. نتایج نشان می دهد که لایه اطلاعاتی معیار فرسایش بادی، در دو کلاس شدید (62205 هکتار) و کلاس خیلی شدید (21309 هکتار)، لایه اطلاعاتی معیار خاک، در دو کلاس کم (39121 هکتار) و کلاس متوسط (44393 هکتار)، لایه اطلاعاتی معیار اقلیم، در کلاس خیلی شدید (83514 هکتار) و لایه اطلاعاتی پوشش گیاهی، در چهار کلاس کم (24756 هکتار)، کلاس متوسط (5649 هکتار)، کلاس شدید (14011 هکتار) و کلاس خیلی شدید (39098 هکتار) شدت بیابان زایی طبقه بندی شد. نقشه نهایی شدت بیابان زایی منطقه از ترکیب لایه های اطلاعاتی به کمک میانگین هندسی تهیه شد. نتایج حاصل از ارزیابی پتانسیل بیابان زایی منطقه، مبین 4/36 درصد، معادل 30405 هکتار در طبقه متوسط و 6/63 درصد، معادل 53109 هکتار در طبقه شدید بیابان زایی قرار می گیرد. ارزش عددی معیارهای مورد بررسی نشان می دهد معیار اقلیم با ارزش عددی 88/3 موثرترین عامل در شدت بیابان زایی منطقه است. متوسط وزنی پتانسیل بیابان زایی در کل منطقه مورد بررسی 74/2 در کلاس شدید شدت بیابان زایی است.
    کلیدواژگان: پتانسیل بیابان زایی، شدت بیابان زایی، فرسایش بادی، مدل IMDPA، دشت سیستان
  • غلام رضا راهداری، علی اکبر فخیره، علی رضا شهریاری، حسن خسروی *، محمدرضا راهداری صفحات 63-71
    تخریب زمین در مناطق خشک به عنوان پدیده ای فیزیکی-زیستی و اقتصادی-اجتماعی شناخته شده است و در نهایت، منجر به کاهش حاصلخیزی خاک می شود. فرایندهای متعددی باعث ایجاد این پدیده می شود که یکی از آن ها بیابان زایی است. در این تحقیق، نخست روند بیابان زایی با استفاده از مدل IMDPA در یک دوره ده ساله در بیابان های ساحلی جنوب شرق ایران مورد مطالعه قرار گرفت و سپس با تعیین حدود آستانه ای برای هریک از شاخص های مورد مطالعه، سیستم هشدار اولیه بیابان زایی (D-EWSs) ارائه شد. از نتایج به دست آمده از نقشه های محدوده هشدار در معیار اقلیم، می توان چنین بیان کرد که منطقه مورد مطالعه در یک روند غیرخطی برای عبور از آستانه ها قرار داشته است، به طوری که بازه زمانی 1381-1384 منطقه از حدود آستانه ای عبور کرده و در محدوده هشدار قرار گرفته و بعد از آن روندی صعودی را طی کرده است. باید اشاره کرد که نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل معیار آب نیز نشان دهنده این موضوع بود که در بازه زمانی 1381-1383 از نظر شاخص سطح نوسانات سفره روندی صعودی را در ابتدا داشته و در طول سال های 1384-1385 روند سطح سفره به طور شگفت انگیزی افزایش یافته، اما در نهایت با توجه به بهبودی بارش در سال 1386، این موضوع از شدت خود کاسته است.
    کلیدواژگان: ارزیابی، تخریب زمین، بیابان زایی، سیستم هشدار اولیه، IMDPA
|
  • Pages 1-8
    This research focuses on alluvial fans in desert area. Alluvial fans are one of the most important geomorphological units in desert area. There are several tremendous methods to separate alluvial fans. There are qualitative and quantitative factors to differentiate them from other geomorphological units. In this study effective geomorphometrical parameters in differentiate landforms were applied for alluvial fans. Geomorphometrical parameters are calculable and can be extracted using mathematical equations and the corresponding relations on digital elevation model. Geomorphometrical parameters used in this study included Percent of Slope, Plan Curvature, Profile Curvature, Minimum Curvature, the Maximum Curvature, Cross sectional Curvature, Longitudinal Curvature and Gaussian Curvature. The results indicated that geomorphometrical parameters are not suitable to separate alluvial fans.
    Keywords: Alluvial fans, Geomorphometry, Separation, Yazd Aghda
  • Alireza Ildoromi*, Hamid Nouri Pages 9-18
    These days, application of geomorphology in regional development has attracted the attention of all planners. Role of geomorphology in recognition of desert regions the method of developing these regions by surveying type / unit and fascias can confirm them as being desert on not. This becomes important when in sensitive regions whereas the recognition of the border between deserts and other regions is impossible and somehow difficult. For this reason the desert plain of Shara has been surveyed from geomorphologic point of view to be able to determine the type of the recognition of desert regions using geomorphologic data. Investigation Shara region using by Topography maps 1:50,000 and 1:25000 scale is Located then are analyzed aerial photograph 1:20000 and photo satellite and Arc Gis9 software Excel, filed observation in the bioclimatic. Shara plain is a natural occurrence with a slope of less them (%2) which is located between the full of slopes around the regions like Alvand Shazand and vessal which is most probabably our subsiding region located in the east of Hamedan province. Considering the geological, climatologically, hydrological, soil characteristics the present pediment has been developed as expanded under hydro geomorphologic and morphodynamical conditions and unit, type and geomorphologic fraise like those seen in central regions of grebe like playas can be well separated and recognized in it. In this study the continuance of the concepts related to the past of land, the condition of present balance, type and processes and that the region is in the threshold of which changes has been observed and has been stated regarding to geomorphologic time and location scales of the region. Moreover whit collecting and surveying present sources using aerial and satellite photographs and field works the geomorphologic desert plain of Shara has been divided to plain and playa. From recognizable types of the plain unit we can refer to Fans and pediment cone and from playa unit to Kavir and desert. The facials of the Fans, ending Pediment, alluvial trases Shaheds hills clay extensions (like Degh) saltish extensions are the geomorphologic features of Shara desert plain which is well distinguishable. Due to such features Shara region is one of the desert regions of the country and by considering the geomoropological indicators we can easily separate the desert from no desert.
    Keywords: Geomorphology, Desert, Playa, Pediment, Hamadan
  • Asadollah Khoshkish* Pages 19-28
    Climate change has become a widespread and relatively dominant phenomenon at present. It has affected many atmospheric processes such as rainfall, dust storms, temperature increasing and so for. These changes are very important for the living environment and thus needed to study and understand. Therefore the main objective of this study is to investigate the temporal and spatial variations of the dust storms over the northwest of Iran. For this purpose the daily data of temperature, rain, dusty days and wind speed of five stations in the area were obtained from Meteorological Organization of Iran for the years 2001-2005. In addition to the temporal analysis of the dusty days the synoptic patterns at the 500 hPa level and sea level and satellite imagery of a case dust storm were analyzed. The results showed that the dominance of a deep trough at the 500 hPa level and a surface low brings the dusts from the west and northwest through the westerly and northwesterly winds to the area. As a result, the main source for the dust storms is the dried and barren lands of Iraq and the main carrier is the atmospheric winds.
    Keywords: Dust, dusty days, dust storms, synoptic analysis of dust storms, Iran, climate change
  • Hamzeh Ahmadi *, Gholamali Heshmati, Hamidreza Naseri Pages 29-36
    Climate change is one of the most important challenges in sustainable development that has negative effects on the ecosystems, land and water. The main cause of this phenomenon, increasing the concentration of CO2 in the atmosphere. The main method for reducing at CO2 atmosphere is increasing global carbon storage in soils, in other hand 75% total carbon stock on land has stored in soils. The soil plays main role in the global carbon cycle balance atmospheric CO2. The aim of this study was investigation on soil carbon sequestration potential two dominant desert species in Maranjab Desert. After digging out the profiles under canopy and out of canopy depth was defined in both the first and second depth. Then harvest and transport the samples to the laboratory, measure carbon in soil horizons with Walkey Black. Results obtained from statistical analysis to estimate the rate of carbon sequestration in soils showed that, between Haloxylon and Stipagrostis species, as well as first and second depth below the canopy and the out of canopy, there are significant differences. The mean depth showed that the first sub-canopy species Haloxylon (30-0 cm) has the highest carbon sequestration in the study area, and was in a separate group, and other factors were considered, all were in a group.
    Keywords: Carbon Sequestration, sustainable development, Haloxylon, Stipagrostis, Maranjab
  • Pages 37-48
    Kashan Erg is one of the most important sand dunes complexes in Iran. Due to erosive winds, always, Erg's marginal areas are faced to the transition of moving sands. So, in this research, the sand dune activity was investigated by Lancaster index. In this line, Erg's morphology map was prepared using aerial photographic, Google earth software and field observations. Then, maps of isohyet, potential iso-evapotranspiration and percentage of higher velocities than threshold wind velocity in 10 meters above ground level were prepared using the analysis of anemometer data obtained from adjacent stations of Erg and their integration in GIS software. Finally, the Erg activity map was drawn. According to the Lancaster index, threshold wind velocity was considered equal to 12 knots. The results showed that in most of Kashan Erg areas, sand dunes are active and only in small areas in north and south of Erg, they are very active.
    Keywords: Lancaster index, Sand dunes activity, Wind erosion, Kashan Erg, Moving sand
  • Zohreh Hashemi *, Ahmad Pahlevanravi, Alireza Moghaddamnia, Mohhamad Reza Javadi, Abbas Miri Pages 49-62
    Desertification phenomenon is not devoted to an especial climate, although its role in arid and semi-arid areas is clearer than other regions. In this research, four criterions of the wind erosion, soil, vegetation cover and climate have been considered for evaluating desertification potential and mapping of desertification intensity using to IMDPA model in ZAHAK Sistan region. Considering to evaluation of effective criterions in desertification of area in the IMDPA model, different indices of each criterion were evaluated and information layers of indices and criterion were provided. Results indicate that desertification intensity classified to information layer of wind erosion in two classes of the high (62205 ha) and very high (21309 ha), information layer of soil criteria in the two classes of the low (39121 ha) and moderate (44393 ha), data layer of vegetation cover criteria in the four classes of the low (24756 ha), moderate (5649 ha), high (14106 ha), and very high (39003 ha), and information layer of climate in the one class very high (83514 ha). Final map of the desertification intensity of area for information layers combination was provided using to geometric average. Evaluation results of the desertification potential of area indicate that 36.4 % equation 30405 hectare in the moderate level and 63.6 % equation 53109 hectare in the high level of desertification are included. Numerical value of criteria show climate criterion to numerical value 3.88 is the most effective factor in desertification intensity of area. Weighted average of desertification potential is related to severe class of desertification (2.74) in area of study.
    Keywords: Desertification Potential, Desertification intensity, Wind erosion, IMDPA model, Sistan Plain
  • Hassan Khosravi* Pages 63-71
    Land degradation are known in dry lands as a physical - environmental and economic - social phenomenon that eventually lead to declining of soil fertility. Several processes are caused this as well as one of them is desertification. In this research attempt to modeling the process of desertification with use IMDPA model in a ten years period in southeast coastal of Iran desert, the first. Finally, with define a threshold for each indicators of this model were presented an early warning system (D-EWSs). We concluded from the results of the warning map in climate benchmark that study area has been in a non-linear trend for the cross thresholds. So that in the period of 2001-2004 region has been crossed from thresholds and located in a range warning and then followed a rising trend. Should be noted that the results of the analysis in water benchmark indicated that in the 2001-2004 period the first had an upward trend and during the 2004-2005 year the ground water table increase enhanced dramatically. But ultimately according to improvement of precipitation in 2006 year it did reduce from its intensity.
    Keywords: Assessment, Land degradation, Desertification, Early Warning System, IMDPA