فهرست مطالب

پژوهش های کاربردی در گیاه پزشکی - سال چهارم شماره 2 (پاییز 1394)
  • سال چهارم شماره 2 (پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/11/10
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مجتبی اسمعیلی، علیرضا بندانی* صفحات 1-12
    سفیده ی بزرگ کلم با نام علمیPieris brassicae L. (Lep.: Pieridae) یک آفت مخرب همه جایی و گسترده ی چلیپاییان است. در این تحقیق، تاثیر عصاره های پروتئینی استخراج شده از دانه های ماش، نخود و دو رقم گندم شامل کویر و البرز بر فعالیت آلفا- آمیلاز روده ای لاروهای سن پنجم سفیده ی بزرگ کلم بررسی شد. عصاره ی پروتئینی ارقام ذکر شده با استفاده از محلول 1/0 مولار NaCl استخراج گردید. نتایج به دست آمده نشان دادند که تاثیر عصاره های استخراج شده بر فعالیت آلفا-آمیلاز وابسته به دز بود، به طوری که با افزایش دز مصرفی عصاره ها درصد مهار آنزیم نیز بیشتر شد. همچنین، در بالاترین غلظت عصاره های ماش، نخود و ارقام البرز و کویر گندم (به ترتیب 64/1، 2، 1 و 1 میلی گرم بر میلی لیتر)، فعالیت آنزیم به ترتیب به میزان 16، 4، 51 و 55 درصد مهار شد. به علاوه تاثیرpHروی مهار آنزیم به وسیله ی پروتئین های ارقام گندم نشان داد که بیشترین مهارکنندگی در 8= pH رخ می دهد که pH بهینه فعالیت آنزیم در شرایط آزمایشگاهی است. نتایج نشان دادند که pH روی مهار آلفا-آمیلاز این حشره توسط عصاره ی بذور گندم تاثیر معنی داری داشت. طبق نتایج، عصاره ی استخراجی از بذور ارقام گندم نسبت به عصاره ی استخراج شده از نخود و ماش روی مهار این آنزیم در لاروهای سفیده ی بزرگ کلم تاثیر بیشتری داشت. بنابراین، پروتئین های موجود در ارقام گندم جهت شناسایی ساختمان و بررسی اختصاصی بودن آن ها برای آنزیم آلفا-آمیلاز آفات مختلف از پتانسیل خوبی برخوردار می باشند.
    کلیدواژگان: آنزیم گوارشی، عصاره های پروتئینی، مهارکنندگی
  • فریدون پاداشت دهکایی* صفحات 13-26
    تغییر رنگ دانه ی برنج بیماری پیچیده ای است که توسط طیف وسیعی از میکروارگانیسم ها بر روی پوسته، دانه یا هر دو ایجاد می شود و توسعه ی آن با توجه به رقم، فصل و منطقه متفاوت است. به منظور دستیابی به منابع مقاومت به بیماری تغییر رنگ دانه، تعداد 66 رقم برنج از ارقام مختلف محلی و اصلاح شده ایرانی و خارجی در مزرعه ی تحقیقاتی موسسه ی تحقیقات برنج واقع در رشت کشت گردیدند. پس از ظهور خوشه برای توسعه بیماری تغییر رنگ دانه، ارقام مورد آزمایش تا زمان ارزیابی به کمک یک سیستم افشانه آب در بالای بوته ها، مرطوب نگه داشته شدند. نمونه برداری برای ارزیابی ارقام هفت تا 10 روز قبل از برداشت، با برداشت 15 خوشه اصلی در هر رقم انجام شد. تجزیه داده های ثبت شده نشان داد که بین ارقام تنوع زیادی براساس صفات شاخص بیماری، درصد پوکی دانه و درصد کاهش وزن صد دانه وجود دارد. براساس نتایج صفت شاخص بیماری، ارقام محلی حسن سرایی آتشگاه، علی کاظمی، هاشمی، صدری و بینام مقاومت معنی داری به بیماری تغییر رنگ دانه در شرایط مزرعه نشان دادند. از قارچ های جداسازی شده از دانه های تغییر رنگ یافته، بیماریزاییBipolaris oryzae،Fusarium fujikuroi، Fusarium graminearum، Curvularia sp. وAlternaria sp. روی دو رقم محلی و اصلاح شده به نام های بینام و خزر مورد تایید قرارگرفت. ولی علایمی از بروز بیماری در اثر قارچ های Nigrospora sp. و Ulocladium sp. ظاهر نشد.
    کلیدواژگان: ارقام برنج، بیماری تغییر رنگ دانه، شاخص بیماری و قارچ بذرزاد
  • حسین مهدوی، شهزاد ایرانی پور*، علی مهرور، رقیه کریم زاده صفحات 27-41
  • محسن عطار فدردی*، محمد سالاری، منصور صلاتی، سید کاظم صباغ، شاهو ولی زاده صفحات 43-53
    خیار از مهم ترین محصولات جالیزی در ایران است. ویروس موزائیک خیار CMV (virus Cucumber mosaic) یکی از ویروس های مهم در بین ویروس های گیاهی شناخته شده می باشد. ایجاد مقاومت در گیاهان یکی از موثرترین روش ها در مبارزه با بیماری های ویروسی می باشد. بر همین اساس امکان القای مقاومت میزبانی در خیار علیه ویروس CMV با محلول های (صفر،500، 1000، 1500 پی پی ام) کیتوزان به صورت اسپری برگی مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی اثرات محلول پاشی تیمارهای غلظتی کیتوزان روی تغییرات مولکولی، بیوشیمیایی، شدت بیماری و غلظت ویروس در خیار آلوده به CMV در شرایط گلخانه، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار برای هر تیمار انجام گردید. نتایج حاصل از Indirect- ELISAو RT-PCRوجود ویروس در گیاه خیار را اثبات کرد. کمترین میزان غلظت ویروس و شدت بیماری، در تیمار کیتوزان (1500 پی پی ام) به ترتیب 46/0 و 7/40 اندازه گیری شد. آنالیز بیان ژن کیتیناز در اثر محلول پاشی با کیتوزان نشان داد که در تیمارهای 500، 1000 و 1500 پی پی ام نسبت به شاهد سالم این میزان به ترتیب 229/6، 703/11 و 190/14 برابر افزایش یافت. پیش تیمارهای کیتوزان همراه با مایه زنی ویروس باعث افزایش فعالیت آنزیم پراکسیداز نسبت به شاهد سالم شدند. با توجه به نتایج این تحقیق می توان نتیجه گیری کرد که تیمار کیتوزان باعث القا مقاومت، کاهش غلظت ویروس و شدت بیماری از طریق افزایش بیان آنزیم کیتیناز و پراکسیداز که از خانواده پروتئین های وابسته به بیماری زایی هستند می شود، و تیمار 1500 پی پی ام کیتوزان بهترین تاثیر در القا مقاومت گیاهان خیار را دارد. این پژوهش می تواند مقدمه ای جهت استفاده از کیتوزان برای افزایش بیان) Over expression (این ژن ها و ایجاد القا مقاومت در گیاه خیار به عامل بیماری CMV باشد.
    کلیدواژگان: الایزا، پراکسیداز، RT، PCR، کیتوزان، کیتیناز، مقاومت القایی
  • لیلا متقی نیا، مهدی حسن پور*، جبرائیل رزمجو، اسماعیل جمنی، مجتبی حسینی صفحات 55-71
    انجام عملیات کشاورزی مانند استفاده از کود و ارقام مختلف یک گیاه می تواند روی ویژگی های جمعیتی آفات و دشمنان طبیعی آن ها موثر باشد. در این تحقیق، تاثیر کاربرد نسبت های مختلف ورمی کمپوست: خاک (100:0، 90:10، 80:20 و 70:30 درصد) به عنوان بستر رشد دو رقم خیار (خسیب و کریم)، روی ویژگی های زیستی شته ی جالیز Aphis gossypii Glover، و پشه ی شکارگر آن Aphidoletes aphidimyza Rondani مورد مطالعه قرار گرفت. آزمایش ها در داخل اتاقک رشد در دمای 2 ± 25 درجه ی سلسیوس، رطوبت نسبی 5 ± 65 درصد و دوره ی نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی انجام شد. بیش ترین و کم ترین طول عمر حشرات کامل شته ی جالیز به ترتیب در نسبت های100:0 درصد رقم خسیب و 70:30 درصد رقم کریم به دست آمد. بیش ترین زادآوری کل شته در تیمار 100:0 درصد در هر دو رقم خسیب و کریم و کم ترین زادآوری آن در تیمار 70:30 درصد رقم کریم بود. کم ترین طول دوره ی جنینی پشه ی A. aphidimyza در تیمارهای 80:20 و 70:30 درصد رقم کریم و تیمار 70:30 درصد رقم خسیب مشاهده شد. کم ترین طول دوره ی لاروی آن نیز در تیمار 70:30 درصد رقم کریم بود. هم چنین، زادآوری کل پشه ی A. aphidimyza با افزایش نسبت ورمی کمپوست بیش تر شد. نتایج نشان داد که اغلب پارامترهای زیستی شته ی جالیز و پشه ی A. aphidimyza تحت تاثیر نوع رقم و مقدار کود ورمی کمپوست قرار داشتند. بنابراین، تلفیق این دو روش زراعی با دشمن طبیعی می تواند به کنترل موثر شته ی جالیز در برنامه های مدیریت تلفیقی آفات به ویژه در کشت های گلخانه ای منجر شود.
    کلیدواژگان: Aphidoletes aphidimyza، زادآوری، شته ی جالیز، طول دوره های نشوونمایی، کود آلی
  • رقیه حبیبی*، کامران رهنما، میثم تقی نسب صفحات 73-85
    گونه های Trichoderma از مهمترین عوامل آنتاگونیست در کنترل زیستی بیمارگرهای گیاهی می باشند. این عوامل سازوکارهای مختلفی نظیر آنزیم های خارج سلولی را در کنترل زیستی بکار می برند. از این رو برای بررسی توانایی عوامل آنتاگونیست و بیمارگردر تولید این آنزیم ها، محیط کشت های مختلف آنزیم آمیلاز، سلولاز، لاکاز، لیپاز و پروتئاز تهیه شد. سپس هر یک از گونه ها حاوی ریسه قارچ به محیط های کشت منتقل گردید و در 1±25 درجه ی سلسیوس به مدت 5-3 روز نگه داری شدند. نتایج نشان داد که T. atroviridae (1-3)، T. virens (6011) و Fusarium oxysporum قادر به تولید آنزیم های آمیلاز، سلولاز و لاکاز هستند. فقط گونه T. koningii قادر به تولید آنزیم لیپاز بود. گونه harzianum T. (احمدآباد) قادر به تولید آنزیم های آمیلاز و سلولاز بود ولی درتولید آنزیم لاکاز، لیپاز و پروتئاز فعال نبود. جدایه T. atroviridae(6022) در تولید آنزیم لاکاز فعال بوده ولی قادر به تولید آنزیم های آمیلاز و سلولاز نبود. در نتایج کشت متقابل، قارچ T. harzianum (احمدآباد) با بیشترین درصد بازدارندگی رشد روی دو محیط کشت آمیلاز و سلولاز منجر به ممانعت از رشد عامل بیماری در مقایسه با سایر گونه های Trichoderma شد در حالی که آزمون کشت متقابل در سنجش آنزیم لاکاز نشان داد که به دلیل فعالیت زیاد این آنزیم در گونه F. oxysporum نسبت به گونه های آنتاگونیست، درصد بازدارندگی در این محیط کشت بطور معنی داری توسط گونه های آنتاگونیست متفاوت بودند. بنابراین به نظر می رسد هر یک از بستره های محیط کشت برای تولید فعالیت آنزیمی بصورت اختصاصی در تعامل Trichoderma و Fusarium نقش ایفا می نمایند.
    کلیدواژگان: آنزیم های خارج سلولی، درصد بازدارندگی، کنترل زیستی، Fusarium، Trichoderma
  • حسین عظیمی*، داریوش شهریاری صفحات 87-98
    تاثیر پروپاموکارپ هیدروکلراید + فوزتیل آلومینیوم (پریویکور® انرژی SL 840) در کنترل بوته میری خیار (Phytophthora drechsleri) در مقایسه با متالاکسیل (ریدومیل® G 5%) در مزرعه و گلخانه بررسی شد. آزمایش ها با سه روش کاربرد همراه با آب، اختلاط با خاک و ترکیب دو روش طی دو سال در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. نتایج آزمایش ها در هر دو شرایط مزرعه و گلخانه نشان داد بین تیمارهای آزمایش در سطح پنج درصد اختلاف معنی دار وجود دارد. مقایسه میانگین مرکب دو سال نشان داد که در آزمایش مزرعه پریویکور انرژی به میزان دو و سه میلی لیتر در مترمربع دارای تاثیر یکسان بوده و توانست بیماری را نسبت به شاهد 78 درصد کنترل کند. در این آزمایش ریدومیل 5/2 گرم در مترمربع وقوع بیماری را نسبت به شاهد 4/68 درصد کاهش داد. در شرایط گلخانه ای پریویکور انرژی با نسبت های 200، 300 و400 میلی لیتر در متر مکعب خاک و دو، سه و چهار درهزار در سایر روش های کاربرد، فاقد اختلاف معنی داری بوده و توانست وقوع بیماری را نسبت به شاهد 6/66 تا 26/91 درصد کاهش دهد. در آزمایش های گلخانه ای ریدومیل به نسبت های 250 گرم در متر مکعب خاک و 5/2 در هزار توانست بیماری را 74/45 تا 52/63 درصد نسبت به شاهد کاهش دهد. مقایسه اثرات تیمارها در کنترل بیماری در روش های مختلف کاربرد در گلخانه نشان داد که دو نوبت استفاده از قارچ کش های پریویکور انرژی و ریدومیل بصورت اختلاط با خاک در موقع کاشت و همراه با آب در مرحله دو برگی بیشترین تاثیر را در کنترل بیماری بوته-میری داشت.
    کلیدواژگان: پریویکور، جالیز، ریدومیل، متالاکسیل، مرگ گیاهچه
  • مهین صابری*، ابوالفضل سرپله، حسن عسکری صفحات 99-111
    یکی از روش های نوین کنترل بیماری های گیاهی بویژه در تولید محصولات ارگانیک، استفاده از مواد و ترکیبات طبیعی است. در این تحقیق، اثرات ضد قارچی سرکه ی چوب یا pyroligneous acid بر قارچ های Phytophthora drechsleri و Pythium aphanidermatum در شرایط آزمایشگاه و گلخانه و نیز برخی صفات رشدی بوته های خیار مورد بررسی قرار گرفت. بررسی ترکیبات غیرفرار سرکه ی چوب با اضافه نمودن دیسک های قارچی به پتری های حاوی PDA و غلظت های 025/0، 05/0، 125/0، 25/0، 37/0، 5/0، 75/0 و صفر درصد حجمی سرکه ی چوب انجام شد. در بررسی تاثیر ترکیبات فرار، دیسک های میسلیومی هر یک از بیمارگرها در یک طرف پتری های تیغه دار حاوی PDA قرار گرفته و غلظت های فوق الذکر سرکه در طرف دیگر اضافه شد. نتایج نشان داد که ترکیبات فرار و غیرفرار سرکه ی چوب باعث کاهش معنی دار رشد میسیلیومی قارچ های P. aphanidermatum و P. drechsleriدر سطح 5% شدند. در گلخانه غلظت های موثر از سرکه ی چوب در شرایط آزمایشگاه انتخاب و به خاک گلدان های آلوده به قارچهای فوق و شاهد اضافه شدند. نتایج نشان داد که همه غلظت های سرکه ی چوب سبب کاهش معنی دار میزان بیماری شدند. در بررسی اثرات سرکه ی چوب بر شاخص های رشدی بوته های خیار، سرکه ی چوب سبب افزایش کلیه ی شاخص های رشدی شامل ارتفاع تاج، وزن تر و خشک تاج، طول ریشه، وزن تر و خشک ریشه نسبت به شاهد گردید (05/0=α).
    کلیدواژگان: بیماری های خاکزاد، پیرولیگنیوس اسید، قارچ ایستایی، مواد با منشا طبیعی، مواد تحریک کننده رشد
  • مسعود چمنی، رضا فرشباف پورآباد*، مصطفی ولیزاده صفحات 113-129
    کرم غوزه ی پنبه Helicoverpa armigera یکی از آفات مهم گیاهان زراعی در اکثر نقاط دنیا می باشد. بدیهی است که فهم فیزیولوژی گوارشی آفات، یکی از گام های اساسی در شناخت سازوکار زیستی و کنترل شیمیایی و بیولوژیک مبتنی بر سم و بیمارگرها است. در این پژوهش برخی ویژگی های آنزیم لیپاز گوارشی کرم غوزه ی پنبه مورد بررسی قرار گرفتند. فعالیت آنزیم در تیمارهای مختلف توسط روش کروموژنیک و دستگاه اتوآنلایزر اندازه گیری شد. بیشترین و کمترین فعالیت آنزیم به ترتیب در لاروهای سن ششم و حشرات کامل نر مشاهده گردید. همچنین، بیشترین فعالیت آنزیم در دمای 40 درجه ی سلسیوس مشاهده شد. pH بهینه فعالیت لیپاز این حشره برابر 5/9 به دست آمد. در دمای زیر 20- درجه ی سلسیوس، فعالیت آنزیم در هفته ی هشتم به17 درصد مقدار آن در هفته-ی اول رسید در حالیکه در دمای چهار درجه، فعالیت آنزیم پس از پنج هفته، شش درصد مقدار آن در هفته اول بود و پس از آن کاملا متوقف گردید. نتایج مربوط به بررسی میزان فعالیت آنزیم در زمان های مختلف گرسنگی لاروها نشان داد که پس از 4 روز گرسنگی، فعالیت آنزیم کاهش پیدا می کند و تقریبا 9 درصد مقدار آن در لاروهای تغذیه-کرده بود. فعالیت آنزیم توسط اتانول 96 درصد، غلظت های سه، چهار و پنج میلی مولار NaCl، غلظت های سه، چهار و پنج میلی مولار CaCl2 و غلظت های مختلف SDS کاهش و به وسیله غلظت یک و دو میلی مولار NaCl و غلظت پنج میلی مولارKH2PO4 افزایش یافت. غلظت های مختلف Tris و EDTA، غلظت های تا چهار میلی مولارKH2PO4 و نیز غلظت 25 درصد اتانول روی فعالیت آنزیم تاثیری نداشتند.
    کلیدواژگان: فعالیت آنزیمی، کرم غوزه ی پنبه، لیپاز
  • سیده عاطفه مرتضوی ملکشاه، حسین رنجبر اقدم*، جعفر خلقانی، محمدرضا رضاپناه صفحات 145-160
    کفشدوزک Cryptolaemus montrouzieri مهمترین دشمن طبیعی شپشک آردآلود مرکباتPlanococces citri است. در این پژوهش، فراسنجه های جدول زندگی کفشدوزک یاد شده روی P. citri در هشت دما از 13 تا 35 درجه ی سلسیوس، رطوبت نسبی10 ±60 درصد و دوره ی نوری، 16:8(D:L) ساعت در اتاقک رشد بررسی شد. در دماهای 13، 15، 30، 33 و 35 درجه ی سلسیوس رشدونمو کفشدوزک کامل نشد و یا افراد بالغ قادر به تولید تخم های بارور نبودند. بنابراین بررسی فراسنجه های مورد نظر در سه دمای 20، 25 و 27 درجه ی سلسیوس انجام شد. برآورد فراسنجه های جدول زندگی طبق روش کری انجام شد. بر اساس نتایج بدست آمده، بیشینه نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm) 085/0 نتاج ماده / ماده / روز و کمینه میانگین طول یک نسل (T) 37/57 روز بود که هر دو در دمای 27 درجه ی سلسیوس به دست آمدند. کمترین و بیشترین مقدار نرخ خالص تولید مثل (R0) در دماهای 20 و 25 درجه ی سلسیوس به ترتیب 52/77 و 48/ 208 عدد نتاج ماده / ماده / نسل بود. نرخ متناهی افزایش جمعیت (λ) در دماهای 20، 25 و 27 درجه ی سلسیوس به ترتیب 04/1، 14/1 و 08/1 روز1- بود. مدت زمان لازم برای دو برابر شدن جمعیت (DT) در سه دمای مورد مطالعه به ترتیب 56/15، 03/8 و 09/8 روز بود. یافته های این پژوهش نشان داد دما تاثیر معنی داری روی فراسنجه های جدول زندگی کفشدوزک C. montrouzieri دارد و در بین دماهای مورد بررسی، دمای 27 درجه ی سلسیوس دمای بهینه برای رشد و افزایش جمعیت کفشدوزک C. montrouzieri می باشد.
    کلیدواژگان: دموگرافی، کفشدوزک، کنترل زیستی، Cryptolaemus montrouzieri
  • مینا اسماعیلی، موسی صابر*، محمد باقری، غلامحسین قره خانی صفحات 161-169
    پروانه ی مینوز گوجه فرنگی (Tuta absoluta Meyrick (Lep.: Gelechiidae، یکی از آفات مهم و مخرب گوجه-فرنگی است. این آفت از تمام بخش های هوایی گیاه میزبان تغذیه نموده و از طریق کاهش رشد میزبان، ایجاد دالان روی برگ و میوه و همچنین کاهش بازارپسندی به محصول خسارت می زند. کنترل این آفت در اکثر نقاط دنیا با استفاده از حشره کش های شیمیایی صورت می گیرد. در این تحقیق اثر آفت کش های ایندوکساکارب و امامکتین بنزوآت روی لارو های سن دوم پروانه ی مینوز برگ گوجه فرنگی مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش های زیست سنجی به روش غوطه ورکردن برگ و در دمای °C1±25، رطوبت نسبی 5 ±65 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و هشت ساعت تاریکی در آزمایشگاه انجام شد و مرگ و میرآن ها بعد از 24 ساعت ثبت گردید. همچنین اثرات زیر کشنده غلظت LC30 ایندوکساکارب و امامکتین بنزوآت روی برخی از فراسنجه های زیستی آفت مورد مطالعه قرار گرفت. مقادیر LC50 برای امامکتین بنزوآت و ایندوکساکارب به ترتیب 11/0 و 88/3 میلی گرم ماده موثر بر لیتر محاسبه شد. نتایج زیست سنجی ها نشان دهنده کارایی بیشتر امامکتین بنزوآت نسبت به ایندوکساکارب روی لارو سن دو مینوز گوجه فرنگی بود. نتایج نشان داد که غلظت LC30 هر دو حشره کش فراسنجه های طول عمر، باروری، وزن شفیرگی و طول دوره لاروی و شفیرگی را به طور معنی داری تحت تاثیر قرار می دهد. میانگین باروری در شاهد، ایندوکساکارب و امامکتین بنزوات به ترتیب 2/132، 7/52 و 9/23 تخم بود. بطور کلی امامکتین بنزوات هم از نظر کشندگی و هم زیرکشندگی پتانسیل خوبی در کنترل مینوز گوجه فرنگی نشان داد.
    کلیدواژگان: آورمکتین ها، اکسادیازین، زیست سنجی، فراسنجه زیستی، مینوز برگ گوجه فرنگی
  • غلامرضا گل محمدی*، هرمز سلطانی، حسین فرازمند صفحات 191-200
    زنجره ی مو Psalmocharias alhageos (Kol.)، یکی از آفات مهم و کلیدی درختان انگور در ایران بوده و با تغذیه پوره ها از ریشه مو وهمچنین تخم گذاری حشرات کامل روی سرشاخه ها باعث ایجاد خسارت می گردد. در این مطالعه اثرات دو فرمولاسیون داخلی حشره کش فیپرونیل شامل مایع قابل حل (SC 0.02%) و گرانول (G 0.02%)، ایمیداکلوپرید، کارتاپ و شاهد علیه زنجره مو در دوسال بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی، با هشت تیمار و شش تکرار انجام شد. ابتدا در اطراف سایه انداز درختان مو، شیاری به عمق 20 سانتیمتر و به شعاع تقریبی یک متر ایجاد شد و سپس محلول دهی یا گرانول پاشی انجام گردید. در طول فصل، به صورت هفتگی سوراخ های خروجی پوره و عملکرد یاداشت گردید. داده ها تجزیه واریانس شده و مقایسه میانگین ها با آزمون چند دامنه ای دانکن انجام گرفت. بنابر نتایج در سال های 1390 و 91 تیمارهای ایمیداکلوپرید (کونفیدور) به ترتیب با 33/3 و 43/0 و فیپرونیل گرانول خارجی و فیپرونیل گرانول داخلی (به میزان50 گرم) به ترتیب با 67/5، 56/1 و 68/4، 68/1 سوراخ خروجی به ازای هر درخت دارای بیشترین اثر کنترلی بودند. بالاترین عملکرد به دست آمده در دو سال بترتیب مربوط به تیمارهای ایمیداکلوپرید و فیپرونیل گرانول 50 گرم داخلی بترتیب با 7/3216، 3000 و 7/2977، 2900 گرم میوه به ازای هر درخت بود. به طور کلی کاربرد حشره کش ایمیداکلوپرید به مقدار 20 میلی لیتردر 20 لیتر آب و فیپرونیل گرانول داخلی به مقدار 50 گرم به ازاء هر درخت مو تاثیر نسبتا خوبی در کاهش جمعیت آفت و افزایش عملکرد محصول داشتند.
    کلیدواژگان: درخت مو، حشره کش، کنترل شیمیایی و vinifera L. Vitis
  • سیدعلی اصغر فتحی*، علی اکبر عابدی، حسینعلی لطفعلی زاده صفحات 201-214
    خرطوم بلند چغندرقند، Lixus incanescens Boheman، یکی از آفات مهم چغندرقند، Beta vulgaris L.، در استان خراسان رضوی است. در این تحقیق تاثیر سه نوع پوشش گیاهی مجاور مزارع چغندرقند بر تراکم جمعیت خرطوم بلند چغندرقند و درصد پارازیتیسم لاروهای آن در مزارع آزمایشی واقع در منطقه جوین استان خراسان رضوی طی سال های 1392 و 1393 مطالعه شد. در این مطالعه واحد نمونه برداری یک گیاه چغندرقند انتخاب شد. در هر دو سال، کمترین تراکم تخم به ازای گیاه (به ترتیب 6 و 3/6 عدد) و کمترین تراکم لارو به ازای گیاه (به ترتیب 1/3 و 3/3 عدد) در مزرعه چغندرقند همجوار با مرتع دارای درختان غیرمثمره مشاهده شد. در هر دو سال مورد مطالعه چهار گونه زنبور پارازیتویید لارو خرطوم بلند چغندرقند شامل Bracon intercessor Nees، B. kozak Telenga، Eurytoma aciculata Ratzeburg و E. ghilarovi Zerova از مزارع آزمایشی جمع آوری و شناسایی شدند. در هر دو سال، در بین چهار گونه زنبور پارازیتویید، گونه B. intercessor بیشترین درصد پارازیتیسم لاروی (به ترتیب69 و 76 درصد) را داشت. علاوه بر آن، بیشترین درصد پارازیتیسم لاروی توسط هر یک از چهار گونه زنبور پارازیتویید نامبرده و بیشترین درصد ماده های هر یک از آن ها در مزرعه چغندرقند در مجاور مرتع دارای درختان غیرمثمره مشاهده شد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که وجود مرتع و درخت در حاشیه مزارع چغندرقند می تواند باعث افزایش درصد پارازیتیسم لاروی و کاهش تراکم جمعیت خرطوم بلند چغندرقند شود. نتایج بدست آمده از این پژوهش می تواند در برنامه های مدیریت تلفیقی خرطوم بلند L. incanescens در مزارع چغندرقند مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تنوع پوشش گیاهی، پارازیتیسم، خرطوم بلند چغندرقند، زنبورهای پارازیتویید
|
  • M. Esmaeily, Ar Bandani* Pages 1-12
    The Cabbage butterfly, Pieris brassicae (Lepidoptera: Pieridae), is a cosmopolitan and a destructive cruciferous pest that has been widely distributed. The aim of the current study was to investigate the effect of proteinaceous extracts of mung bean, pea and two wheat cultivars against the Pieris brassicae midgut α-amylase. Results showed that effects of obtained extracts on amylolytic activity of Pieris brassicae was as a dose dependent manner namely with increasing dose, the amylase activity decreased. Also, the results showed highest dose (1/64, 2, 1 and 1 mg.ml-1) of mung bean, cowpea, Alborz, Kavir caused 16, 4, 51, and 55% inhibition of the insect amylase, respectively. Effect of pH on amylase showed that the greatest inhibition of amylase was observed at pH 8 which is the optimum pH for the activity of the enzyme in in-vitro condition. The results revealed that pH had significant effect on inhibition of wheat seed cultivars on this insect α-amylase. It is concluded that extraction obtained from seeds of wheat cultivars affected more α-amylase of the pieris brassica than pea and mung bean seeds. Thus, proteins present in the wheat cultivars have a good potential to be studied further in order to purify them, indentify their structures and investigate their specificity for α-amylase of different animals.
    Keywords: Digestive enzyme, Inhibition, Proteinaceous extracts
  • F. Padasht Dehkaei* Pages 13-26
    The discoloration of rice grains is a complex disease due to infection by certain microorganisms on the glumes, kernels, or both, and its extension is different according to cultivar, season and locality. To access resistance source to rice grain discoloration disease, 66 Iranian local and improved, and foreign cultivars of rice were grown at the Rice Research Institute of Iran in Rasht county. After panicle exertion, plants were kept wet to develop grain discoloration until the evaluation time by a water sprayer system, above the tested plants in the field. Assessment of cultivars was done by sampling of 15 main panicles in each cultivar, seven to 10 days before harvest. The recorded data analysis revealed a wide variability among cultivars in terms of disease index, percentage of unfilled seeds and 100 seed weight. On the bases of disease index results, the local cultivars Hassansaraei Attashgah, Ali Kazemi, Hashemi, Sadrei and Binam showed significant resistance reaction to grain discoloration disease in the field conditions. From the fungi that were isolated from discolored grain, virulence of Bipolaris oryzae, Fusarium fujikuroi, Fusarium graminearum, Curvularia sp. and Alternaria sp. were confirmed on two local and improved cultivars namely Binam and Khazar respectively, whereas no disease symptom was appeared due to Nigrospora sp. and Ulocladium sp.
    Keywords: Disease index, Grain discoloration disease, Rice cultivars, Seedborne fungi
  • H. Mahdavi, S. Iranipour*, A. Mehrvar, R. Karimzadeh Pages 27-41
    Small walnut aphid (SWA), Chromaphis juglandicola (Kaltenb), is a pest of walnut trees in many regions. Population fluctuations as well as spatial pattern of distribution of small walnut aphid (SWA) was studied during growing season of 2012 by weekly samplings in Mamaghan walnut orchards, East Azerbaijan, Iran. Sampling program was conducted for about six months from late April to November. All stages of aphid were counted separately on 128 clusters of leaves collected from eight walnut trees. Discrepancy of the sampling data from whether Poisson (random) or negative binomial (aggregation) statistical distributions was investigated by Pearson's Chi square test. Disregarding stages of SWA, goodness of fit tests were carried out with total populations. Contagiousness indices as well as Taylor's power low were also used to distinguish the pattern of distribution. In all samplings from 10 May to 10 August, data fitted to negative binomial distribution only with two exceptions. Afterward population deeply declined and well fitted to random pattern up to 20 September. Relative increase of population in late season leads to a tendency to aggregation once again. As a conclusion, SWA colonization begins as random; aggregation occurs following on site reproduction of females and finally random situation returns following depletion of patches. A second aggregation occurs late in the season when autumnal natality regains. Taylor's power low also showed a clumped pattern with a slope of b=1.55.
    Keywords: Canopy, Small walnut aphid, Spatial distribution
  • M. Attar Fdrdy*, M. Salari, M. Salati, Sk Sabbagh, Sh Valizadeh Pages 43-53
    Cucumber is one of the most important cucurbits in Iran. Cucumber mosaic virus (CMV) is one of the plant pathogen viruses with widest host range. Resistance induction in plants is one of the most effective methods in combating viral diseases. The effects of foliar spraying of chitosan (0, 500, 1000 and 1500 ppm(on molecular, biochemical, disease severity and virus concentration was investigated in greenhouse conditions through spraying of chitosan on cucurbit seedlings at two foliage stages, in a completely randomized design with three replicates. The results of enzyme linked immunosrobent assay (ELISA) and reverse transcription-polymerase chain reaction (PCR) proved systemic infection status of plants. The lowest amounts of virus concentration and disease severity were estimated as 0.46 and 40.7, respectively. Chitinase gene expression levels in chitosan foliar treatments with 500, 1000 and 1500 ppm, increased as 6.229, 11.703 and 14.19 times more than healthy control, respectively. The results of present study showed that chitosan treatment causes induced resistance, reduction of the concentration of virus and disease severity through increasing the expression of chitinase and peroxidase enzymes belonging to the families of pathogenesis-related protein, This study can be an introduction of chitosan usage for increasing expression (over expression) of these gens and providing induced resistance of cucumber to CMV.
    Keywords: Chitosan, Chitinase, ELISA, Induced resistance, Peroxidase, Reverse transcription
  • L. Mottaghinia, M. Hassanpour*, J. Razmjou, E. Chamani, M. Hosseini Pages 55-71
    Agricultural practices such as application of fertilizer and various cultivars of host plant can affect population parameters of the pests and their natural enemies. In this research, effects of using different vermicompost: soil ratios (0:100, 10:90, 20:80 and 30:70 %) as a growth medium of two cucumber cultivars (Khasib and Karim) were investigated against biological parameters of the melon aphid, Aphis gossypii Glover and its predator gall midge, Aphidoletes aphidimyza Rondani. The experiments were carried out in a growth chamber at 25 ± 2°C, 65 ± 5 % RH and a photoperiod of 16:8 h (L:D). The longest and shortest longevity of the aphid was obtained at 0:100 % ratio of Khasib and at 30:70 % ratio of Karim. The highest total fecundity of the aphid were at 0:100 % ratio for both Khasib and Karim and lowest fecundity of it was at 30:70 % ratio of Karim. The shortest incubation period of A. aphidimyza was observed at 20:80 and 30:70 % ratios of Karim and at 30:70 % ratio of Khasib. The shortest larval period was also at 30:70 % ratio of Karim. The total fecundity of predator increased with increasing the vermicompost ratios. The results revealed that most biological parameters of the A. gossypii and A. aphidimyza were affected by the type of cultivar and dosage of vermicompost fertilizer. Therefore, intergration of the both cultural methods and natural enemy can lead to better controlling of the melon aphid in integrated pest management programs especially in greenhouse cultures.
    Keywords: Aphidoletes aphidimyza, Developmental time durations, Fecundity, Melon aphid, Organic fertilizer
  • R. Habibi*, K. Rahnama, M. Taghi Nasab Pages 73-85
    Trichoderma species are of important antagonist agents in plant pathogens biocontrol. These agents utilize different mechanisms in their biocontrol activities such as production of extracellular enzymes. In order to evaluate the ability of antagonist and pathogenic fungus in producing extracellular enzymes, specific culture media such as amylase, cellulose, laccase, lipase and protease were prepared. Subsequently, each antagonist and pathogenic fungus was separately inoculated on the appropriate media and incubated for 3-5 days in 25±1°C. Results indicated that T. atroviridae (1-3), T. virens (6011) and F. oxysporum produced amylase, cellulase and laccase. T. koningii was only able to produce lipase enzyme. T. harzianum (Ahmedabad) produced amylase and cellulase but not laccase. T. atroviredae (6022) produced laccase but, was unable to produce amylase and cellulase enzymes. The results of the dual cultures, leads to T. harzianum (Ahmedabad) compared with other Trichoderma species had maximum growth inhibition on amylase and cellulase medium. While the dual culture assay of laccase medium indicated that the higher activity percentage of growth inhibition in F. oxysporum species compared with antagonists was significantly different.However, it seems each substrate during interaction of Trichoderma species with Fusarium sp., had different specific action due to enzyme production.
    Keywords: Biocontrol, Extracellular enzymes, Fusarium, Inhibition percentage, Trichoderma
  • H. Azimi*, D. Shahriyari Pages 87-98
    Efficacy of propamocarb hydrochloride + fosetyl aluminum (Previcur® Energy SL 840) in controlling of cucumber damping-off (Phytophthora drechsleri) was studied in comparison with metalaxyl (Ridomil® G 5%) under field and greenhouse conditions. Trials were done at CRBD during two years by three methods as soil drench, soil incorporation and their combination. The results of the field and greenhouse trials showed that there were significant differences between treatments. Combined mean comparison of two years in micro plot trials revealed that Previcur Energy at 2 and 3 ml/m2 rates had the same effects in disease control so that it decreased the disease by the 78% compared to the control. In this trial Ridomil at the rate of 2.5 g/m2 decreased the disease by the 68.4% compared to the control. The results of the greenhouse trials showed that there was no significant difference between Previcur Energy at the rates of 200, 300 and 400 ml/m3 of soil and 0.2, 0.3 and 0.4% in all application methods at the statistical level of 5 and 1%. These results revealed that Previcur Energy at applied rates decreased disease by the 66.6 to 91.26% compared to the control. However Ridomil 250 g/m3 and 0.25% decreased the disease rate by 45.74 to 63.52% compared to the control. Comparison of the effects of treatments in controlling disease through the different application methods demonstrated that two time application of Previcur Energy and Ridomil as soil incorporation at pre-sowing and soil drench at the two leaf stage had the best effects.
    Keywords: Cucurbit, Damping, off, Metalaxyl, Previcur, Ridomil
  • M. Saberi*, A. Sarpeleh, H. Askary Pages 99-111
    One of the methods of plant disease control especially in organic farming is the use of natural ingredients. In this study, the inhibitory effects of volatile and non-volatile metabolites of wood vinegar (Pyrolignious acid) on the mycelial growth of Phytophthora drechsleri and Pythium aphanidermatum and on the growth traits of the greenhouse cucumber were studied in vitro and in situ conditions. To study the effect of non-volatile metabolites, mycelial disks were placed on PDA culture medium containing 0, 0.025%, 0.05%, 0.125%, 0.25%, 0.37%, 0.5% and 0.75% of wood vinegar. To study the effectual volatile metabolites mycelia disks placed on one side of walled-petridishes, while on the other side, the above-mentioned concentrations were added. Both volatile and non-volatile metabolites inhibited significantly (at 0.05 probability level) the fungal growth P. aphanidermatum and P. drechsleri in vitro conditions. In greenhouse conditions, cucumber seedlings were transplanted into pot soil inoculated with fungus. Three concentrations of wood vinegar showed the maximum inhibitory effect on mycelial growth. Disease severity was significantly reduced in all concentrations used (α= 0.05). All concentrations of wood vinegar significantly increased the weight, length and height of the plants compared to the control (α= 0.05).
    Keywords: Fungistatic, Growth stimulator, Pyrolignious acid, Natural products, Soil, borne pathogen
  • M. Chamani, R. Farshbaf Pourabad*, M. Valizadeh Pages 113-129
    Cotton boll worm "Helicoverpa armigera" is one of the most important pests in cultivated crops. Physiological understanding is one of the basic steps to control pests by chemicals and pathogens. In this study, Lipase enzyme characteristics in mid gut of cotton boll worm were studied. Studying of enzyme activity and other treatments were done by Auto analyzer and chromogenic method. The highest and langest enzyme activity were observed in the 6th instar larvae and male adults, respectively, The highest enzyme activity was observed at 40°C. Optimum pH for lipase enzyme activity in the mid gut was 9.5. After eight week enzyme activity at -20°C was 17% of its activity in the first week. While enzyme activity at 4°C after five weeks, was 6% of its activity in the first week, then enzyme activity completely stopped. The results of the study of enzyme activity at different times of starvation showed that enzyme activity after four day starvation was reduced to approximately 9% of its activity when larvae had fed. Enzyme activity was decreased by ethanol 96%, and 3, 4 and 5mM of NaCl and 3, 4 and 5mM of CaCl2 and different concentrations of SDS. Enzyme activity was increased by 1 and 2mM of NaCl and 5mM of KH2PO4. Different concentrations of Tris, EDTA concentration up to 25% ethanol and 4mM of KH2PO4 also had no observed effect on enzyme activity.
    Keywords: Cotton boll worm, Enzyme Activity, Lipase
  • M. Yazdanian*, T. Siahbalaee, H. Mousavi Anzabi Pages 131-143
    In this study, efficacy of Paya® (Iranian diatomaceous earth) in different doses and exposure intervals on different grains evaluated against adults of the granary weevil, Sitophilus granarius (Col.; Curculionidae). All experiments carried out at 26 ± 2ºC, 65 ± 5% R.H., and continuous darkness. Adults’ mortality counted after 1, 2, 7 and 14 days on wheat, barley, rice and maize kernels treated with five dose rates of 0.125, 0.25, 0.5, 1 and 1.5 g/kg-1. To assess progeny production, all dead and alive adults were removed and treated grains left at the same conditions for 45 more days. Then, the number of adults emerged on treated grains was counted. Insecticidal efficacy of Paya® was highly affected by the type of grain, dose rate, and exposure interval. Observed mortalities after 1 and 2 days on four grains were very low for all doses. After 7-day interval, highest mortalities on wheat, barley and rice (14.52, 11.61 and 6.69 percent, respectively) occurred by using the highest dose, but in the case of maize, mortalities caused by doses of 0.5, 1 and 1.5 g/kg-1 reached up to 35.27, 40.90 and 38.26 percent, respectively. Insecticidal efficacy of Paya® was only notable on maize after 14-day interval and by using high doses of 1 and 1.5 g/kg-1 and it reached up to 95.83 and 90.14 percent, respectively. Evaluation of progeny production showed that numbers of F1 adult progenies were higher on barley (14.75-25.75 adults) and wheat (4.75-21.75 adults), respectively. The lowest progeny productions were also observed on rice (0.0-0.25 adults) and maize (0.5-3.11 adults), respectively, which had no significant differences at all doses used. As a conclusion, 100% control of adults of this pest especially on barley and wheat is needed for suppression of population increase at F2 and following generations.
    Keywords: Diatomaceous earth, Grains, Granary weevil, Mortality, Progeny production
  • Sa Mortazavi Malekshah, H. Ranjbar Aghdam*, J. Khalghani, M. Rezapanah Pages 145-160
    Mealybug destroyer, Cryptolaemus montrouzieri Mulsant is the most important natural enemies of the citrus mealybug, Planococcus citri (Risso). Life table parameters of C. montrouzieri feeding on citrus mealybug, P. citri was studied at eight temperatures ranging 13 to 35 (±1) °C, 60 ± 10 % RH and a photoperiod of 16:8 (L:D) h. in growth chamber. Development of the coccinellid did not complete or laid eggs were infertile at temperatures 13, 15, 30, 33 and 35 °C. Therefore, life table parameters were estimated only in three temperatures, 20, 25 and 27°C. Construction of the life table and calculation of its parameters was conducted using Carey procedure. According to the results, the maximum and minimum values of the net reproductive rates (Ro) were 208.48 and 77.52 female/female/generation at 20 and 25°C, respectively. The values of finite rate of increase (λ) at the same temperatures were 1.04, 1.14, and 1.08 day-1, respectively. The maximum values of intrinsic rate of increase (rm) were 0.085 female / female / day and shortest mean generation time (T) was 57.37 days, at 27 °C. Estimated values for the doubling time (DT) were 15.56, 8.30 and 8.09 days at temperatures 20, 25 and 27°C, respectively. The results confirmed that temperature has a significant effect on population increase of the predatory coccinelid, C. montrouzieri and 27°C is the optimum temperature for population growth of C. montrouzieri among examined temperatures.
    Keywords: Biological control, Cryptolaemus, Demography, Ladybird, Temperature
  • M. Esmaily, M. Saber*, M. Bagheri, Gh H. Gharekhani Pages 161-169
    Tomato leaf miner, Tuta absoluta Meyrick is one of the most destructive pests of tomato in the world. In Iran, it was reported for the first time in 2010 from West Azerbaijan province. The pest feeds on foliage of the host plant and causes damages by reducing plant growth, creating galleries in leaves, making damage on fruits and reducing the marketable quality of the yield. Chemical method is the main measure for controlling the pest in the most parts of the world. In current study, the effects of indoxacarb and emamectin benzoate were studied against 2nd larval instar of tomato leaf miner. Rearing of the pest was carried out at 25±1 °C, 65±5% RH and a photoperiod of 16:8 (L: D) h. Bioassays were done on the larvae by leaf dipping method. Each concentration included three replications and there were 10 larvae for each replication. Treatments consisted of five concentrations for each pesticide and one for control. Insect mortality was recorded 24 h after initial exposure. In addition, sublethal effects of emamectin benzoate and indoxacarb were studied on some of biological parameters of the pest. LC50 values for emamectin benzoat and indoxacarb were 2.13 and 25.87 mg/L, respectively. Emamectin benzoat was more effective against 2nd instars larvae compared to indoxacarb. The sublethal effect study results showed that emamectin and indoxacarb reduced longevity, fecundity and pupal weight and increased larval and pupal periods. Overall, the results showed that emamectin benzoate has high potential for controlling tomato leaf miner.
    Keywords: Avermectines, Bioassay, Biological parameters, Oxadiazine, Tomato leaf minor
  • S. Mousavi, M. Arzanlou* Pages 171-189
    In this study, antagonistic potential of fungal agents inhabiting rhizosphere of sugarbeet were evaluated against Cercospora beticola, the causal agent of sugarbeet leaf spot disease. For this purpose, 15 fungal isolates were recovered from rhizosphere of sugar beet plants. After preliminary screening of their antagonistic potential, three isolates were selected for further antagonistic assay. Isolates were identified based on the sequence data of ITS-rDNA region. The identity of isolates was determined as Trichoderma harzianum, Acremonium strictum and Geliocephalis sp. Three additional antagonistic fungi namely T. harzianum (T22), T. harzianum (Ta) and Hansfordia pulivinanta (Ha) were also included in current experiment. The results obtained in this study showed that all of the antagonists significantly inhibited the growth of C. beticola in compare to the control. In dual culture and volatile secondary metabolite assays T. harzianum T22 showed the highest inhibitory effect and A. strictum and Geliocephalis showed lowest inhibitory effect on C. beticola. In non-volatile secondary metabolite (autoclaved and non- autoclaved) assay, the highest and lowest inhibitory effects were recorded for T. harzianum and A. strictum, respectively. Antagonistic potential of Trichoderma isolates were further evaluated under greenhouse conditions in three different statuses including application of antagonists prior to, simultaneous and after inoculation of C. beticola on sugar beet leaves. The obtained results showed that both Trichoderma isolates significantly reduced the disease severity in compare to the control.
    Keywords: Antagonist, Cercospora leaf spot, ITS, rDNA sequence, Sugar beet
  • Gh Golmohammadi*, H. Soltani, H. Farazmand Pages 191-200
    Vine Cicada, Psalmocharias alhageos (Hom.: Cicadidae), is a key pest of vine in Iran. Pest nymphs feed on vine roots sap and their adults damage the vines by ovipositing in branches. In a field study, during two years based on a random complete block design, with 8 treatments and 6 replications, the efficacy of two formulations of Fipronil (SC 5% and G 0.02% g/vine) at different concentrations, imidacloprid (Confidor® 350SC) (at 20 ml/vine) and cartap (Padan 0.5% g/vine) were assessed against Vine Cicada in Hamedan province. Treatments were applied in March 2012 and 2013, by making a 20-cm groove with a radius of one meter at under the canopy of vines. The number of nymphal exit holes and vine yield were subjected to analysis of variance followed by Duncan’s test. Based on The results 2012 and 2013, number of exit holes were observed for imidacloprid (3.33, 0.43), Foreign fipronil at 50 g (4.86, 1.56), and Iranian imported fipronil at 50 g of granule /vine (5.76, 1.68), respectively. The highest yield was observed in imidacloprid (3216.7, 3000 g/grape cluster) and Iranian fipronil at 50 g of granule /vine (2966.7, 2900 g/grape cluster), while the lowest yield was observed in control (566.7 g/grape cluster, 483.3 g/grape cluster) in two years stung, respectively. Based on our results, fipronil (G 0.02%) (at 50 g/vine) and imidacloprid (Confidor® SC 350) at 20 ml/vine can reduce population of vine cicada and increase yield if applied at suitable time.
    Keywords: Chemical control, Grape, Insecticide Yield, Vitis vinifera L
  • Saa Fathi*, A. Akbar Abedi, Ha Lotfalizadeh Pages 201-214
    The sugar beet weevil, Lixus incanescens Boheman, is one of the important insect pests of sugar beet, Beta vulgaris L., in Khorasan Razavi province. In this research, the effect of three types of vegetation in the sugar beet field margin on the population density of L. incanescens and its larval parasitism by parasitoid wasps were studied in the experimental fields of Juvein, Khorasan Razavi province from year 2013 to 2014. In this study a sugar beet plant was selected as sampling unit. In two years, the lowest density of eggs (6 and 6.3 eggs per plant, respectively) and larvae (3.1 and 3.3 larvae per plant, respectively) was recorded in the sugar beet field located nearby forage with trees. Also, four larval parasitoid species of L. incanescens including Bracon intercessor Nees, B. kozak Telenga, Eurytoma aciculata Ratzeburg and E. ghilarovi Zerova were collected and identified from the experimental fields. Among identified four parasitoid species, B. intercessor had the highest percentage of larval parasitism in two years (69 and 76%), respectively. In addition, the highest percentage of larval parasitism by each of four parasitoid species and the highest percentage of females of each of them were observed in the sugar beet field located nearby forage with trees. Therefore, it can be concluded that the presence of forage with trees on the margin of the sugar beet fields can increase larval parasitism and reduce population density of L. incanescens. These results could be useful in integrated management of L. incanescens in the sugar beet fields.
    Keywords: Lixus incanescens, Parasitism, Parasitoid wasps, Vegetation diversity