فهرست مطالب

طلوع بهداشت - سال چهاردهم شماره 4 (مهر و آبان 1394)
  • سال چهاردهم شماره 4 (مهر و آبان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/07/30
  • تعداد عناوین: 14
|
  • هاجر پورقیصری، ملیحه موذنی، افشین ابراهیمی *، عباس خدابخشی صفحات 1-10
    مقدمه
    عمده فلزات سنگین محیط شامل کادمیوم، آرسنیک، سرب و جیوه میباشند که مسئول بسیاری از ناهنجاری ها در انسان هستند و می توانند از طرق مختلف به زنجیره غذایی وارد شده، سلامت انسان را به مخاطره اندازند. در کنار آنها فلزاتی همچون روی و مس نیز وجود دارند که در غلظت های بالا اثرات مشابهی دارند. نمک طعام به عنوان اصلی ترین چاشنی در مواد غذایی می تواند حاوی این مواد غیر آلی باشد. هدف از این مطالعه تعیین آلودگی فلزات سنگین در نمک های مصرفی شهر اصفهان در سال1389بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه که از نوع توصیفی-مقطعی می باشد، تعداد 15نمک تصفیه شده و 5 نمک تصفیه نشده آزمایش شد. دقت آزمایشات با تکرار 5 نمونه صورت گرفت. اندازه گیری فلزات سنگین با دستگاه جذب اتمی کوره گرافیتی و اسپکترومتر نشر اتمی با پلاسمای کوپل القایی صورت گرفت و سپس با آزمون آماری t-test توصیف گردیدند.
    یافته ها
    میانگین غلظت کادمیوم، سرب، آرسنیک، جیوه، مس و روی در نمک های تصفیه شده به ترتیب15/0، 57/0، 69/0، 061/0، 87/0 و μg/g 34/6 و در نمک های تصفیه نشده برابر16/0، 61/0، 63/0، 058/0، 86/0 و μg/g 53/7 بود.
    نتیجه گیری
    میانگین غلظت آرسنیک و جیوه در نمونه های نمک موجود، بالا بوده و از مقادیر استاندارد بیشتر می باشد، اما میانگین غلظت سایر فلزات و استاندارد آنها در نمک های تصفیه شده و تصفیه نشده از این حدود پایین تر است. همچنین بین میانگین غلظت نمکهای تصفیه شده و نشده تفاوت معنی داری وجود ندارد. مقدار دریافت هفتگی قابل تحمل (PTWI) فلزات سنگین از طریق نمک طعام پایین تر از حدود استاندارد برآورد گردید. با این وجودکاربرد روش های مناسب حذف آلاینده از نمک ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: نمک تصفیه شده، تصفیه نشده، فلزات سنگین، PTWI، ICP
  • محمد حسن احرامپوش، محمدجواد زارع سخویدی، امیر هوشنگ مهرپرور، حسین فلاح زاده، زهرا سلطانیان زاده، سارا جمشیدی، سعیده طاهرزاده* صفحات 11-22
    مقدمه
    آلودگی محیط های عمومی مانند مدارس به ذرات معلق در هوا اثرات نامطلوبی بر سلامتی معلمین و دانش آموزان که بخش قابل توجه ای از وقت خود را در مدرسه سپری می کنند می گذارد. هدف از این مطالعه اندازه گیری غلظت ذرات معلق در هوای کلاس و هوای بیرون کلاس در مدارس شهر یزد و تعیین پارامتر های تاثیرگذار بر آنها می باشد.
    روش بررسی
    مطالعه بصورت تحلیلی- مقطعی در 20 مدرسه دخترانه و پسرانه مقاطع راهنمایی و دبیرستان شهر یزد در زمستان 91 انجام شد. از دستگاه مونیتورینگ گرد و غبار محیطی مدل 5000HAZ-DUST EPAM برای اندازه گیری ذرات 10PM، 2.5PM و 1PM استفاده شد. سپس داده ها با آزمون ها همبستگی، مقایسه میانگین و رگرسیون مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده با استاندارد سازمان جهانی بهداشت و EPA مقایسه شد.
    یافته ها
    متوسط غلظت ذرات10PM، 2.5PM و 1PM در هوای داخل کلاس نسبت به هوای آزاد، بالاتر بود. وضعیت کیفی هوای داخل و هوای آزاد مدارس از لحاظ شاخص کیفیت هوا(AQI Calculator) برای 10PM متوسط، برای 2.5PM ناسالم را برای گروه های حساس نشان داد. رابطه معنی داری بین غلظت ذرات در هوای داخل و خارج دیده شد(05/0>P). میانگین نسبت ذرات هوای داخل به هوای خارج مدارس(I/O) به ترتیب 68/1، 31/1، 46/1 بود.
    نتیجه گیری
    ارتباط معنی داری که بین غلظت ذرات معلق در هوای خارج و هوای داخل مدارس وجود داشت، نشان دهنده نفوذ ذرات به داخل کلاس بود. از این رو، برای مدارس مختلف بهره گیری از سیستم های مناسب تهویه در کاهش میزان آلودگی هوای داخل کلاس، موثر می باشد. این مقاله برگرفته از پایان نامه دانشجویی می باشد.
    کلیدواژگان: ذرات معلق، هوای داخل کلاس، هوای بیرون کلاس، مدارس راهنمایی و دبیرستان، یزد
  • ایرج محمد فام، داوود رحیمی، زهرا مرادپور، قاسم حسام * صفحات 23-35
    مقدمه
    یکی از مدل های موجود جهت ارزیابی عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای، مدل مدیریت ایمنی کیفیت جامع (TQSM) می باشد. هدف از این مطالعه،ارزیابی عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای با استفاده از مدل TQSM در یک شرکت تولیدی می باشد.
    روش بررسی
    این تحقیق از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری شامل16 نفر از مدیران، سرپرستان و اعضاء کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار هستند. که به سوال های پرسشنامه TQSM که شامل چهار برنامه TQM، VPP، PSM و ISO9001 می باشد در قبل و بعد از استقرار سری ارزیابی ایمنی و بهداشت شغلی 18001(OHSAS18001) پاسخ دادند. در نهایت سطح هر کدام از برنامه ها مشخص و وضیعت TQSM در قبل و بعد از استقرار OHSAS18001 تعیین شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد امتیاز کسب شده توسط شرکت قبل از استقرار OHSAS18001، 7/43 از 312 امتیاز بوده است. بعد از استقرار OHSAS18001در شرکت و دریافت گواهینامه مربوطه، مجموع امتیاز برنامه ایمنی که شرکت توانست کسب کند 12/127 امتیاز از 312 امتیاز بوده است که نسبت به قبل 42/83 امتیاز (8/26 درصد امتیاز کل) ارتقا داشت. آزمون مقایسه میانگین ها نشان داد اختلاف میانگین امتیازات TQSM قبل و بعد از استقرار OHSAS18001 معنی دار است (05/0>p).
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد مدل مدیریت ایمنی کیفیت جامع بدلیل توانایی آن در ارزیابی کمی عملکرد سیستم، مدل مناسبی جهت پایش عملکرد سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای می باشد.
    کلیدواژگان: مدیریت ایمنی کیفیت جامع، سری ارزیابی ایمنی و بهداشت حرفه ای
  • بهادر حاجی محمدی، افشین مالی *، محمد حسین مصدق مهرجردی، حسن مظفری خسروی، سید علی یاسینی اردکانی، غلامرضا جاهد خانیکی، امین رحیم زاده صفحات 36-44
    مقدمه
    با توجه به عوارض ناشی از جذب فلزات سنگین سرب و کادمیم ازجمله اختلال در عملکرد کلیه و کبد، افزایش بیماریهای قلبی و عروقی، کم خونی، عوارض گوارشی، مشکلات عصبی و اسکلتی و اینکه نان از مهمترین غذای مصرفی مردم ایران بویژه شهرستان یزد می باشد، بنابراین میزان سرب و کادمیم در انواع نانهای تولیدی شهرستان یزد مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه در سال 1392 بصورت توصیفی مقطعی صورت گرفت و از تعداد 69 نانوایی بطور تصادفی با احتمال متناسب نمونه برداری انجام و اندازه گیری مقدار فلزات سنگین سرب و کادمیم در نمونه ها با با تصحیح زمینه زیمان (ETAAS) روش خاکستر سازی و به وسیله دستگاه جذب اتمی مجهز به کوره گرافیتی کمتر P نسخه 17 استفاده شد. سطح معنی داری SPSS انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از بسته نرم افزاری 0 در نظر گرفته شد. / از 05 7 میکروگرم بر کیلوگرم / 99 میکروگرم بر کیلوگرم و کادمیم 49 /
    یافته ها
    میانگین مقدار سرب در نمونه ها 05 بدست آمد. میزان سرب در نان سنگک بیشتر و در نان فانتزی کمتر از بقیه انواع نان بود و میزان کادمیم در نانها تفاوت چشمگیری نداشت. میزان سرب در نانهای با حرارت مستقیم بیشتر و بین میزان کادمیم در نانهای با حرارت مستقیم و غیر مستقیم اختلاف زیادی وجود نداشت و در تمامی نمونه ها مقادیر سرب و کادمیم از حد مجاز تعیین شده، کم تر بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این پژوهش وبا در نظر گرفتن اینکه مصرف سرانه نان در ایران حدود 160 کیلوگرم است، انتظار می رود که میزان دریافت هفتگی سرب و کادمیم از طریق نان برای مصرف کنندگان شهرستان یزد در حد قابل قبولی باشد. اما باید این مقدار کاهش یابد تا از بروز خطرات احتمالی فلزات سنگین سرب و کادمیم جلوگیری شود.
    کلیدواژگان: سرب، کادمیم، نان، یزد
  • سید سعید مظلومی محمودآباد، ناهید اردیان * صفحات 45-54
    مقدمه
    در بیست سال گذشته توجه بسیاری به مسائل روان شناسی، روان درمانی با فعالیت بدنی شده است. با توجه به اهمیت سلامت روان دانشجویان، این مقاله به مقایسه سلامت روان دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد پرداخته است.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی و تحلیلی تعداد 200 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد انتخاب شدند. گروه مورد را دانشجویان دختر ورزشکار و گروه شاهد را دانشجویان دختر غیرورزشکار تشکیل دادند. ابزار سنجش پرسشنامه GHQ28 سوالی به همراه سوالاتی از ویژگی های دموگرافیک بود. داده ها به وسیله نرم افزار spss نسخه6 و با استفاده از فراوانی و انحراف معیار و آزمون آماری تی تست و کای اسکوار مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
    یافته ها
    داده ها نشان داد که دانشجویان دختر ورزشکار در میانگین نمره سلامت عمومی تفاوت معنی داری با دانشجویان غیر ورزشکار داشتند(05/0>p). بیشترین میانگین نمره مربوط به زیرمقیاس افسردگی در بین دانشجویان ورزشکار و اختلال در کارکرد اجتماعی دختران غیرورزشکار و کمترین میانگین نمره مربو ط به زیر مقیاس اضطراب در هردوگروه دانشجویان بود. همچنین میانگین نمره سلامت عمومی دانشجویان غیرورزشکار از نقطه برش23 بالاتر بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه می توان گفت، سلامت عمومی دانشجویان ورزشکار از دانشجویان غیرورزشکار بهتر بود، اما مساله قابل توجه، بالابودن میزان افسردگی در هردو گروه دانشجویان دختر و در خطر بودن سلامت عمومی دانشجویان دختر غیر ورزشکار در این مطالعه است.
    کلیدواژگان: ورزش، سلامت روان، دانشجویان، پرسشنامه GHQ
  • سپیده خلعتبری لیماکی، گیلدا اسلامی، بهادر حاجی محمدی *، احمد عریان، هنگامه زندی، حمیدرضا دهقان، امین ظهورتبار صفحات 55-64
    مقدمه
    بیماری های انگلی منتقله از طریق غذا، در اکثر نقاط جهان شایع بوده و مشکلات بهداشتی مهمی را سبب می شوند. لینگواتولا سراتا انگلی زئونوز و عامل ایجاد لینگواتولیازیس انسانی به واسطه مصرف احشاء دامی خام و نیم پخته آلوده به نوچه این انگل می باشد. هدف اصلی این تحقیق، تعیین اثر تابش پرتو الکترونی در نابودی انگل لینگواتولا سراتا جدا شده از فرآورده های دامی بود.
    روش بررسی
    نوچه های انگل لینگواتولا سراتا، تحت اشعه دهی با پرتوالکترونی در دوزهای 1، 2، 3 و 5 کیلوگری(15 نوچه در سه تکرار 5تایی برای هر دوز) قرار گرفتند. با بررسی حرکت نوچه ها در زیر استریومیکروسکوپ زمان مرگ نوچه ها مورد بررسی قرار گرفته و با گروه شاهد نگهداری شده در دمای 4 درجه سانتی گراد مقایسه گردید. آنالیز داده ها با آزمون های t- test و ANOVA در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.
    نتایج
    مقایسه دو گروه شاهد و تیمار نشان داد که از نظر آماری، اختلاف معنی داری در زمان مرگ نوچه ها وجود دارد(05/0>P). همچنین اختلاف آماری معنی داری بین دوز های 1، 2 و 3 کیلوگری با دوز 5 کیلوگری از نظر سرعت کشندگی وجود داشت(05/0>P). نتایج نشان داد که حداقل دوز نابودی انگل لینگواتولا سراتا 1 کیلوگری بوده و دوز5 کیلوگری، سبب مرگ سریعتر نوچه ها گردید.
    نتیجه گیری
    با توجه به حساسیت نوچه انگل لینگواتولا سراتا به پرتو الکترونی، در آینده می توان از پرتوالکترونی جهت ارتقاء ایمنی فراورده های دامی استفاده نمود. این مقاله حاصل پایان نامه دانشجوی کارشناسی ارشد گروه بهداشت و ایمنی مواد غذایی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی یزدمی باشد.
    کلیدواژگان: لینگواتولا سراتا، پرتوالکترونی، ایمنی مواد غذایی، دام
  • محمد رضا میر شکاری *، محمد حسن احرامپوش، عباسعلی دهقانی، محمدتقی قانعیان، محمد حسین دهقانی، محسن عسکری شاهی صفحات 65-77
    مقدمه
    آفت کش های مورد استفاده در کشاورزی، یکی از منابع مهم آلودگی محیط زیست هستند که بر سلامت موجودات زنده از جمله انسان ها، تاثیر منفی دارند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد متصدیان کشت گلخانه ای شهرستان یزد در رابطه با مخاطرات بهداشتی کاربرد سموم در سال1391 بوده است.
    روش بررسی
    این مطالعه، یک مطالعه توصیفی(مقطعی) است که جمعیت مورد مطالعه در آن تحقیق، متصدیان گلخانه های فعال شهرستان یزد بودند. در این مطالعه به صورت تصادفی، تعداد250 نمونه از2233 متصدی گلخانه انتخاب گردید و سپس با استفاده از پرسشنامه آگاهی، نگرش و رفتارهای کارگران، مورد سنجش قرار گرفت. پس از جمع آوری داده ها و کدگذاری، داده ها وارد نرم افزار SPSS شده و جهت مقایسه میانگین داده از آزمونT-test و ANOVA استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که از کل متصدیان گلخانه، تعداد134 نفر(6/53 درصد) آموزش های مرتبط با کاربرد سموم را دیده بودند. همچنین نتایج نشان دادکه با توجه به نمره آگاهی که حداکثر13 می باشد، هیچ کدام از متصدیان، نمره کامل را دریافت نکردند. همچنین میزان نگرش متصدیان گلخانه نسبت به کاربرد سموم، در حد بالا و به تعداد 243 نفر می باشد. میزان عملکرد 138 نفر از متصدیان گلخانه، در حد متوسط، قرار داشت.
    نتیجه گیری
    با وجود این که اطلاعات متصدیان گلخانه مورد مطالعه در بعضی زمینه ها، نظیر اقدامات احتیاطی هنگام کار با سموم به نسبت خوب می باشد، در بعضی زمینه ها مانند استفاده از ماسک تنفسی مناسب برای سم پاشی و لباس کار مخصوص کافی نبوده که نشانگر ضرورت تدوین و اجرای برنامه آموزشی، تخصصی است. این مقاله برگرفته از پایان نامه دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی یزد می باشد.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، گلخانه، سموم، مخاطرات بهداشتی، یزد
  • حسین فلاح زاده، مرضیه شکوهی فر *، محسن عسکری شاهی، محمد علی مروتی شریف، محمد افخمی اردکانی صفحات 78-87
    مقدمه
    یکی از مفاهیم بسیارمهم دردیابت ملیتوس به عنوان یک بیماری مزمن، کیفیت زندگی است که بر عملکرد فردی واجتماعی اثرات گسترده ای دارد. با توجه به عوارض کوتاه مدت، بلندمدت وهزینه های بسیارزیاداین بیماری، مطالعه حاضر با هدف تعیین کیفیت زندگی این بیماران در مقایسه با افراد غیر دیابتی انجام شدودر نهایت یک مدل ساختاری ارایه گردید.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت تحلیلی بر روی 250بیماردیابتی و250 بیمار غیر دیابتی در شهر یزد انجام شد. در این مطالعه از ابزارwhoqol-bref استفاده شد این ابزار شامل 26 سوال و 4 حیطه سلامت جسمانی، سلامت روانی، سلامت اجتماعی و سلامت محیط می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزار (16) spss و (21) amos تحلیل گردید.
    یافته ها
    بین کیفیت زندگی دو گروه بیماران دیابتی و افراد سالم با001/0p< تفاوت معنی داری وجود داشت و میانگین تمام حیطه های مختلف پرسشنامه در بیماران دیابتی پایین تر از افراد سالم بود. ضرایب مسیر در معادله ساختاری ارایه شده، همگی با 001/0 P <معنی دارشدند. ضریب مسیر بین سلامت اجتماعی و سلامت محیط با سلامت روان به ترتیب برابر با 62/0 و76/ بود. ضریب مسیر بین سلامت روان وسلامت جسمانی برابر با 96 /0 شد. 86 درصدازتغییرات متغیرسلامت جسمانی توسط متغیر سلامت روان و 96 درصداز تغییرات متغیرسلامت روان توسط سلامت اجتماغی وسلامت محیط تبیین شده است.
    نتیجه گیری
    دیابت بیماری مزمنی است که کیفیت زندگی بیماران را به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد.هرگونه تلاش در مدل های ساختاری پیشبینی کننده سلامت جسمانی و کیفیت زندگی، نقشی معنی دار در حل دشواریهای این بیماران ایفا می کند.
    کلیدواژگان: دیابت نوع دو، کیفیت زندگی، مدل ساختاری
  • کاظم برزگر بفرویی *، محمود کمالی زارچ، محمد افخمی عقدا صفحات 88-99
    مقدمه
    سالمندی، دوران حساسی از زندگی بشر است و توجه به مسائل و نیازهای این مرحله، ضرورتی اجتماعی است. پژوهش ها نشان داده اند که زندگی با سایر اعضای خانواده بر سلامت جسمانی و روانی سالمندان تاثیر مثبت دارد. این بررسی با هدف مقایسه حمایت اجتماعی ادراک شده و امید به زندگی در سالمندان مقیم و غیر مقیم خانه های سالمندان استان یزد انجام گردید.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه پژوهش حاضر، شامل تمامی سالمندان مقیم و غیر مقیم خانه های سالمندان استان یزد بود که از این جامعه، نمونه ای به حجم 117 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه حمایت اجتماعی و پرسشنامه امید به زندگی استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد بین دو متغیر حمایت اجتماعی ادراک شده و امید به زندگی در سالمندان مقیم و غیر مقیم رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد (01/0>p). همچنین، بین نمره حمایت اجتماعی و امید زندگی دو گروه از سالمندان مقیم و غیر مقیم، سالمندان زن و مرد و افراد در خرده گروه های وضعیت تاهل، تفاوت معنی دار وجود دارد (01/0>p).
    بحث و نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این پژوهش، به خانواده ها و فرزندان توصیه شده است حتی الامکان جهت ارتقاء سلامت اجتماعی و روانی سالمندان، ایشان را در منازل خود تحت مراقبت و خدمت رسانی قرار دهند.
    کلیدواژگان: حمایت اجتماعی ادراک شده، امید به زندگی، سالمندان
  • معصومه نجفی * صفحات 100-110
    مقدمه
    سازمانهای عمومی برای ارتقای میزان خدمات رسانی به مشتریان و حفظ جایگاه خود باید به تدوین و اجرای برنامه های راهبردی بپردازند که از جمله آن، راهبرد کارآفرینی است. این راهبرد مستلزم عوامل و شرایط متعددی است که هدف مطالعه حاضر سنجش نقش خلاقیت سازمانی بر کارآفرینی سازمانی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران پرداخته شده است.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده که به شیوه نمونه گیری تصادفی - طبقه ای تعداد 347 نفر از کارکنان اداری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران از طریق دو پرسشنامه خلاقیت سازمانی (1998 Dorabjee et.al،) و کارآفرینی سازمانی (2007Leonidas & Vassillis،) مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه 17 استفاده شد.
    یافته ها
    بین خلاقیت سازمانی (و مولفه های آن) و کارآفرینی سازمانی رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت (01/0 p<). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین مولفه های خلاقیت سازمانی، مولفه های چالش، آزادی، اعتماد، خوش خلقی، تضادها و خطرپذیری توان پیش بینی کارآفرینی سازمانی را دارند.
    نتیجه گیری
    در دنیای پرتلاطم و رقابتی امروزی سازمانها از جمله دانشگاه های علوم پزشکی نیازمند کارآفرینی و کارکنان کارآفرین می باشند که یکی از الزامات تحقق این هدف، گسترش رویکردهای خلاقانه و نوآورانه سازمانی می باشد زیرا این مطالعه نشان داد که با افزایش خلاقیت سازمانی کارکنان، کارآفرینی سازمانی آنان نیز افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: خلاقیت سازمانی، کارآفرینی سازمانی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران
  • سودابه پورفداکاری، امیر حسین محوی * صفحات 111-122
    مقدمه
    پساب رنگی برخی صنایع شامل تعدادی ترکیبات سرطان زا، سمی و یا جهش زا می باشد. بنابراین آلاینده های رنگی فاضلاب این نوع صنایع باید قبل از تخلیه به محیط، با روش مناسب تصفیه گردند. هدف از انجام این پژوهش بررسی کارآیی نانو تیوب کربن چند دیواره در حذف رنگ اسید بلاک 1 از فاضلاب رنگی است.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه آزمایشگاهی می باشد که در سیستم ناپیوسته انجام شده و از نانو تیوب کربن چند دیواره به عنوان جاذب برای حذف رنگ استفاده شده است. دراین مطالعه عوامل مختلف تاثیرگذار روی میزان حذف رنگ مانند دوز جاذب، غلظت اولیه رنگ، زمان تماس و pH مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که 3=pH مناسبترین pH، برای حذف رنگ است و زمان تعادل برای جذب رنگ اسید بلاک 1روی جاذب برابر60 دقیقه بود. با افزایش غلظت رنگ، سرعت حذف رنگ کاهش یافت. افزایش مقدار جاذب باعث افزایش راندمان حذف رنگ شد در دوز 600 میلی گرم بر لیتر راندمان حذف برای رنگ با غلظت30 و 50 میلی گرم بر لیتر به ترتیب برابر86/98% و62/94% درصد به دست آمد. همچنین حذف رنگ اسیدبلاک1 از مدل ایزوترمی لانگمویرو سینتیک درجه دومتبعیت کرد.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعات جذب نشان داد که با افزایش زمان تماس و دوز جاذب و کاهش pH، راندمان حذف رنگ افزایش می یابد. بر اساس نتایج این تحقیق، نانو لوله های کربنی چند جداره به عنوان یک جاذب موثر برای حذف رنگ های آزو از فاضلاب می توانند استفاده شوند.
    کلیدواژگان: جذب، لانگمویر، ایزوترم، نانو تیوب های کربن چند دیواره
  • سهیل سبحان اردکانی، زهرا فیلی دانبرانی *، رضا صحرایی صفحات 123-132
    مقدمه
    وانادیوم و ترکیباتش از مهم ترین آلاینده های محیط زیست بوده که به دلیل اثرات مخرب بر سلامتی انسان ها و بهداشت محیط، توسعه روش های جدید برای حذف آن از اهمیت فوق العاده برخوردار است. لذا این مطالعه با هدف بررسی کارایی حذف وانادیوم از پساب جمع آوری شده در مخازن جداکننده پالایشگاه نفت امام خمینی(ره) شازند اراک، توسط جاذب نانو لوله کربنی چند جداره اصلاح شده انجام شد.
    روش بررسی
    این پژوهش با استفاده از روش Batch در محیط آزمایشگاه بر روی پساب نفتی به ترتیب با غلظت های 3، 5، 7، 9، 11، 13، 15، 17، 19، 21، 23 میلی گرم در لیتر وانادیوم انجام و تاثیر متغیرهای مقدار جاذب، غلظت اولیه محلول وانادیوم، pH، دما و زمان تماس بر کارایی حذف وانادیوم توسط جاذب، ارزیابی شد. به منظور بهبود عملکرد جاذب، از فرآیند اکسیداسیون توسط اسید نیتریک استفاده و طیف IR و تصویر SEMجاذب، تهیه شد. همچنین داده ها با ایزوترم های لانگمویر، فروندلیخ و تمکین مطابقت داده شدند.
    یافته ها
    نتایج، نشان داد که کارایی حذف وانادیوم از پساب نفتی توسط جاذب در دمای 20 درجه سانتی گراد، زمان 130 دقیقه، مقدار جاذب برابر با 03/0 گرم و pH بهینه برابر با 5، به 99 درصد رسیده و جذب تعادلی برای جاذب، منطبق بر ایزوترم فروندلیچ (995/0 R2=) بوده است.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد که نانو لوله کربنی چند جداره اصلاح شده، می تواند به عنوان یک جاذب موثر برای حذف فلزات سنگین سمی از پساب صنعتی، مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: جذب، نانو لوله کربنی چند جداره اصلاح شده، وانادیوم، اسید نیتریک، پساب نفتی
  • سیدمحمدحسین حسینی *، محمدرضا جانب اللهی، جمال انتظاری، کمال یزدی، علی زارع صفحات 133-142
    مقدمه
    دیابت نوع دو شایعترین فرم بیماری دیابت می باشد. عواملی همچون سابقه ژنتیکی، اضافه وزن و چاقی و فشار خون بالا از عوامل خطر مهم این بیماری می باشند. این مطالعه با هدف تعیین شیوع و عوامل مرتبط با آن در افراد بالای 30 سال شهرستان میبد انجام گرفته است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی می باشد. در این مطالعه از داده های بدست آمده از طرح اجرایی غربالگری دیابت و فشارخون به تعداد 14276 نفر که در بین افراد 30 ساله و بالاتر شهرستان میبد به اجرا در آمده، استفاده شده است. تجزیه و تحلیل های مورد نیاز با استفاده از آزمون آماری کای دو و در محیط نرم افزار آماری SPSS انجام شده است.
    یافته ها
    در این مطالعه شیوع افراد مبتلا به دیابت نوع دو و افراد قرار گرفته در مرحله پره دیابتیک به ترتیب 12 و 5/9 درصد بدست آمد و به طور معنی داری شیوع بیماران در شهر بیشتر از روستا، در زنان بیشتر از مردان و در افراد مسن تر بیشتر از سنین پایین تر بود. همچنین این شیوع درافراد قرار گرفته در گروه های دارای اضافه وزن، چاق، فشارخون بالا، سابقه دیابت در اطرافیان، سابقه دیابت بارداری، سابقه سقط، مرده زایی و یا نوزاد بالای 4000 گرم نیز بیشتر از دیگران بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به شیوع بالای دیابت نوع دو در این شهرستان، لازم است برنامه های پیشگیری و تشخیص زودرس این بیماری تقویت شوند و در این خصوص باید بر زنان، افراد با سنین بالاتر و ساکنین شهر تاکید بیشتری شود و افراد دارای سابقه دیابت در اطرافیان، سابقه دیابت بارداری، سابقه سقط، مرده زایی یا تولد نوزاد با وزن بالای 4000 گرم در اولویت قرار گرفته و با دقت بیشتر بررسی شوند.
    کلیدواژگان: شیوع، عوامل مرتبط، دیابت نوع دو، میبد
  • مهدی مختاری اصفهانی، فروغ حسینی اصفهانی *، علی اکبر بابایی، سید ابوالقاسم حسینی صفحات 143-153
    مقدمه
    انتخاب محل دفن مناسب برای دفع پسماندهای جامد شهری، یکی از پیچیده ترین و دشوارترین موارد در مدیریت پسماندها بشمار میرود زیرا باید عوامل و معیارهای متعدد زیست محیطی، فنی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، همزمان مورد توجه و بررسی قرار گیرد. هدف از انجام این مطالعه، انتخاب محل دفن مناسب برای پسماندهای شهری شهر لالی می باشد.
    روش بررسی
    در این تحقیق، برای انتخاب محل دفن بهداشتی از سامانه اطلاعات جغرافیایی و از مدلهای AHP وTOPSIS استفاده شد. با در نظر گرفتن 11 معیار و با استفاده از مدلAHP، 6 ناحیه جهت دفن بهداشتی پسماندها شناسایی شده و سپس این مناطق با استفاده از روش TOPSIS و با استفاده از 8 معیار جدید که بر اساس مطالعه پروژه های مشابه و بازدید میدانی و صحبت با کارشناسان مربوطه تعیین شدند به ترتیب اولویت رتبه بندی شده و در نهایت محل مناسب برای دفن بهداشتی شناسایی گردید.
    یافته ها
    با عنایت به اینکه در این پژوهش از تکنیک AHP، جهت وزن دهی و از مدل TOPSIS که یکی از روش های تصمیم گیری چندمعیاره می باشد، به منظور رتبه بندی گزینه ها استفاده گردید، در نهایت گزینه شماره 4 (واقع در اراضی ملی روستای خواجه آباد) در رتبه اول قرار گرفت و به عنوان محل دفن پیشنهادی پسماندهای شهر لالی معرفی شد.
    نتیجه گیری
    استفاده ترکیبی از مدلهای AHP و TOPSIS می تواند به عنوان یک روش مناسب برای شناسایی محلهای دفن بهداشتی در کشورمان مورد توجه قرار بگیرد.
    کلیدواژگان: پسماند شهری، مکان یابی محل دفن، AHP، TOPSIS
|
  • H. Pourgheysari, M. Moazeni, A. Ebrahimi *, A. Khodabakhshi Pages 1-10
    Introduction
    Heavy metals like Cadmium, Arsenic, Lead and Mercury are regarded as the most common heavy metals in the environment which can enter the food chain via various routs and may cause a great number of disorders within humans. Besides these heavy metals, such metals as Zinc and Copper can be dangerous in excess amounts. Edible salt, as one of the main additives, can contain these heavy metals. Hence, this study aimed to determine the contamination of heavy metals in edible salts of Isfahan market in 2011.
    Method
    In this descriptive cross-sectional study, 15 packets of refined table salt and 5 packets of unrefined ones were analyzed. Accuracy of the analysis was assured through repeated analysis of five samples. The heavy metal contents of salts were measured via a flameless Atomic Absorption Spectrophotometer (FAAS) and Inductively Coupled Plasma (ICP). Moreover, SPSS software was applied to analyze the data utilizing t-test.
    Results
    The mean concentrations of Cd, Pb, As, Hg, Cu and Zn in the refined table salt were 0.15, 0.57, 0.69, 0.061, and 0.87µg/g, whereas their mean concentrations were reported 6.34, 0.16, 0.61, 0.63, 0.058, 0.86 and 7.53 µg/g, respectively in the unrefined salt.
    Conclusions
    The study findings demonstrated that Arsenic and Mercury concentrations mean were reported higher than the standard in the available salt samples, whereas the concentrations of other heavy metals were observed lower than this extent in the refined and unrefined salts. Furthermore, no significant difference was observed between mean concentrations of heavy metals in refined and unrefined edible salts. The estimated amount of provisional tolerable weekly intake (PTWI) of these heavy metals was observed below the amount indicated by the guideline values. However, utilizing suitable methods is necessitated in order to remove the mentioned pollutants of edible salt.
    Keywords: Heavy metals, ICP, PTWI, Refined, unrefined salt
  • S. Taherzade Pages 11-22
    Introduction
    Airborne pollution in such public environments as schools has adverse health effects on pupils and teachers who spend a noticeable amount of time in the school. Therefore, this study aimed to measure the suspended particles concentration of indoor and outdoor air of Yazd schools as well as to determine the influencing parameters on the pollution intensity.
    Methods
    This analytical cross-sectional study was conducted in 20 middle-schools and high schools of males and females in winter of 2013. The environmental aerosol monitoring device, (HAZ-DUST EPAM5000 model) was used to measure the concentration of PM1, PM2.5 and PM10. The study data were analyzed via applying correlation, simple linear regression and means comparison tests. Moreover, the study results were compared with the standards of World health organization(WHO) and Environmental Health Organization(EPA).
    Results
    The mean concentration of PM10, PM2.5 and PM1 in indoor class air was reported higher compared to the outdoor air. The indoor and outdoor air quality of schools in terms of Air Quality Index9 (AQI Calculator) indicated an average condition for PM10, and an unhealthy condition for PM2.5 in regard with the vulnerable groups. A significant relationship was detected between indoor and outdoor air concentration particles (P<0.05). The mean indoor per outdoor air particles ratio (I/O) was 1.68, 1.31, 1.46 respectively for PM10, PM2.5, PM1.
    Conclusion
    The study findings revealed a significant relationship between indoor and outdoor suspended particle concentration demonstrating the particles penetration into the classrooms. Therefore, utilizing appropriate air conditioner systems are regarded effective in order to mitigate indoor class pollution.
    Keywords: Airborne particles, High schools, Indoor air, Middle schools, Outdoor air, Yazd
  • E. Mohammadfam, D. Rahimi, Z. Moradpoor, Gh Hesam* Pages 23-35
    Introduction
    All organizations, whether public or private, necessitate performance evaluation systems in regard with growth, stability, and development in the competitive fields. One of the existing models for performance evaluation of occupational health and safety management is Total Quality Safety Management model (TQSM). Therefore, the present study aimed to evaluate performance of safety management and occupational health utilizing TQSM model.
    Methods
    In this descriptive-analytic study, the population consisted of 16 individuals, including managers, supervisors, and members of technical protection and work health committee. Then the participants were asked to respond to TQSM questionnaire before and after the implementation of Occupational Health & Safety Advisory Services 18001 (OHSAS18001). Ultimately, the level of each program as well as the TQSM status were determined before and after the implementation of OHSAS18001.
    Results
    The study results showed that the scores obtained by the company before OHSAS 18001’s implementation, was 43.7 out of 312. After implementing OHSAS 18001 in the company and receiving the related certificate, the total score of safety program that company could obtain was 127.12 out of 312 demonstrating a rise of 83.42 scores (26.8%). The paired t-test revealed that mean difference of TQSM scores before and after OHSAS 18001 implementation was proved to be significant (p> 0.05).
    Conclusion
    The study findings demonstrated that TQSM can be regarded as an appropriate model in order to monitor the performance of safety management system and occupational health, since it possesses the ability to quantitatively evaluate the system performance.
    Keywords: Occupational health, safety advisory services, Total quality safety management
  • Hajimohammadi B. (Phd), Mali A(M.Sc), Mossadegh Mehrjardi Mh (Phd), Mozafari Khosravi H. (Phd), Yasini Ardakani Sa (Phd), Jahed, Khaniki Gr(Ph.D), Rahimzade A(Bs) Pages 36-44
    Introduction
    Due to such complications of absorbing lead and cadmium heavy metals as kidney and liver dysfunction, vascular and heart diseases, anemia, digestive complications, nervous and skeletal problems and due to importance of bread as one of the most important food diets in Iran, especially in Yazd, the amount of lead and cadmium was evaluated in a variety of breads in Yazd.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was carried out in 2013. Out of 69 bakeries, random probability proportionate sampling was applied in order to measure the heavy metals (lead and cadmium content) in samples by ash and atomic absorption equipped with grafiti furnac (ETAAS) with correction of background time. The study data were analyzed using SPSS (v.17) considering p-value of less than 0.05 as significant.
    Results
    The average amounts of lead and cadmium were 99.05 and 7.49 g/kg respectively. The amount of lead in Sangak bread was higher than that of other types of breads, whereas lead amounts of fantasy bread was reported less than those of other breads. Cadmium content demonstrated no significant differences among breads. Lead amount was higher in direct heat breads. Whereas, cadmium amount showed no significant differences between direct and indirect heat breads. It is worth mentioning that lead and cadmium content were reported lower than allowable levels in all samples.
    Conclusions
    As the study results revealed and considering per capita consumption of bread in Iran (about 160 kg), it seems that weekly intake of lead and cadmium in Yazd is at an acceptable level, though possible risk of heavy metals(lead and cadmium) need to decrease in order to prevent the probable risks of lead and cadmium heavy metals.
    Keywords: Bread, Cadmium, lead, Yazd
  • Ss Mazloomy, N. Ardian* Pages 45-54
    Introduction
    Within recent 20 years, psychological and psychotherapeutic issues have absorbed great attention in regard with the physical activity. Since students’ mental health is regarded significant, this study aimed to compare mental health of athlete and non-athlete female students in Shahid Sadoughi University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive analytical study consisted of 200 female students of Shahid Sadoughi University of Medical Sciences who were classified into two groups of athletes (case group) and non-athlete (control group) students. Mental health of the selected students was compared utilizing the general health questionnaire including 28 questions (GHQ 28) along with some questions probing for the subjects’ demographic information. The collected data were analyzed using SPSS software via univariate t-test, and non-parametric Chi Square test.
    Results
    The study results demonstrated that there was a significant difference in regard with the general health of athlete and non athlete female students (p> 0.05). Among subscales of general health, the highest mean score belonged to social dysfunctions within non-athletes and depression subscale within athletes. Moreover, depression was reported to have the lowest mean score in the both groups. The general health of non-athlete female students was higher than cut point of 23.
    Conclusion
    The study findings demonstrated a better situation of general health within athlete female students compared to non-athlete female students. However, it is worth mentioning that a tendency of higher risks for depression was observed in both groups and general health was reported to be at risk in non-athletes.
    Keywords: Athlete, GHQ questionnaire, Mental health, Non, athlete, Students
  • S. Khalatbari, Limaki, G. Eslami, B. Hajimohammadi *, A. Oryan, H. Zandi, Hr Dehghan, A. Zohourtabar Pages 55-64
    Introduction
    Foodborne parasitic diseases are considered common in most parts of the world, which can cause significant health problems. Linguatula serrata is a zoonotic parasite causing human linguatulosis due to consumption of raw and semi-cooked animal offal infected with nymphs of this parasite. Therefore, the main objective of this study was to determine the effect of Electron beam irradiation on death of the Linguatula serrata nymphs isolated from animal products.
    Methods
    Linguatula serrata nymphs were irradiated with E-beam irradiation of 1, 2, 3 and 5 kGy doses)15 nymphs were classified into three groups of 5 for each dose). Death time of the nymphs was recorded by examining their movement under a stereomicroscope and then was compared with that of the control group stored at 4 °C. In order to analyze the study data, T-test and ANOVA were utilized setting the significance level at 0.05.
    Results
    The comparison between treatment and control groups demonstrated a statistically significant difference in death time of the nymphs (P 0.05). Moreover, there was a statistically significant difference between the doses of 1, 2 and 3 kGy with dose of 5 kGy (P 0.05) in regard with their lethality speed. The results showed that minimum destruction dose of Linguatula serrata nymphs was 1 kGy and 5 KGy, resulted in a more rapidly death within the nymphs.
    Conclusion
    Regarding the high sensitivity of Linguatula serrata nymphs to E-beam irradiation, this method can be used to enhance the safety of animal products in future.
    Keywords: Animal, E, beam, Food safety, Linguatula serrata
  • Mr Mirshekari *, Mh Ehrampoush, Aa Dehghani, Mt Ghaneian, Mh Dehghani, M. Askar Shahi Pages 65-77
    Introduction
    Pesticides used in agriculture in order to protect crops and plants from pests, diseases and weeds are regarded as one of the major sources of environmental pollution, with produce a negative effect on the health of living organisms, including humans.Therefore this study aimed to evaluate knowledge, attitude and practice of planting greenhouse operators in Yazd in regard with health hazards associated with pesticide use in 2012-2013.
    Methods
    This study was a cross-sectional study, which its population consisted of active nursery operators in Yazd. In this randomized study, 250 samples were selected out of 2233 greenhouse operators and then knowledge, attitudes and behavior of workers were measured using a questionnaire. After the study data were collected and codified, they ere entered into SPSS software. Moreover T-test and ANOVA tests were utilized to compare the average.
    Results
    The results of the present study revealed that out of all greenhouse operators, 134 (6/53%) had received pesticideuse training were trained. Education of 74 (29%) of the operaters were reported at the initial level. Experience of 104 operaters (9/41%) was revealed 6-10 years. 73 (2/29%) of operaters aged between 25 and 35 years. Moreover, the results showed, none of the officers receive the full credit(Maximum knowledge score is 13). Attitudes of 243 operaters towards the use of pesticides in greenhouses was reported at a high level. Performance of 138 operaters were moderate.
    Conclusions
    Although operaters nformation in such fields as precautions when working with pesticides lies relatively at a good level in some other contexts such as respiratory masks for spraying and special work uniform, lack of sufficient information was reported for indicating the need to develop and implement specialized training programs.
    Keywords: Attitude, greenhouses, health hazards, performance, pesticides, Yazd
  • H. Falahzade, M. Shokohifar *, M. Askarishahi, Ma Morowati Sharifabad, M. Afkhami Ardakani Pages 78-87
    Introduction
    Life quality is regarded as one of the important concepts in diabetic mellitus as a chronic disease, which produces extensive effects on the social and individual performance. Regarding the short-term and long- term complications as well as expensive costs of this disease, the present study aimed to determine the life quality of these patients compared to non-diabetic people and ultimately, a structural model was presented.
    Methods
    This analytical study was carried out on 250 diabetic and 250 non-diabetic patients in Yazd. The standard life quality questionnaire (whoqol-bref) was utilized as the data collection tool containing a total of 26 questions and 4 domains of physical health, mental health, social health and environmental health. The study data were analyzed using SPSS software (ver.16) and Amos(21).
    Results
    The study results demonstrated a significant difference between life quality of diabetic patients and healthy subjects (p<0.001), and the mean score of all the different domains of questionnaire proved to be lower in patients than healthy subjects. Path coefficients in the structural equation model proved to be significant (p<0.001). The path coefficient between the environmental and social health with the mental health was 0.62 and 0.76 respectively., and, it was reported 0.96 between the physical health and mental health Eighty-six percent of changes of the physical health variable was explained by the mental health variable and 96% of changes of the mental health variable was explained by the social and environmental health.
    Conclusion
    The study findings revealed diabetes as a chronic disease that can severely affect the patients’ life quality. Every type of attempt in structural models of predicting physical health and life quality plays a meaningful role in alleviating these patients’ problems.
    Keywords: Life quality, Structural model, Type II diabetes
  • K. Barzegar Bafrooei *, M. Kamali Zarch, M. Afkhami Aghda Pages 88-99
    Introduction
    Elderly is regarded as a critical period of human life, which the related issues and needs in this period are socially necessitated to be taken into consideration. Studies have shown that living with other family members produces positive effects on the physical and mental health of the elderly. Therefore, the present study aimed to compare the perceived social support and life expectancy in both groups of the elderly residents and non-residents of nursing homes in Yazd.
    Methods
    In this descriptive study, the population consisted of all elderly residents and non-residents of nursing homes in Yazd, among which 117 patients were selected as the study sample via convenience sampling method. In order to measure the study variables, the social support and life expectancy questionnaires were utilized, and the study data were analyzed applying descriptive statistics, Pearson correlation, and factor analysis of variance.
    Results
    The study results demonstrated a significant direct relationship between the two variables of social support and life expectancy (P<0/01) within elderly residents and non-residents. Furthermore, a significant difference was observed between the scores of social support and life expectancy in regard with elderly residents and non-residents, elderly men and women, as well as the elderly in the different sub-categories of marital status (P<0/01).
    Conclusion
    The study results revealed that the elderly’s families and children are recommended to possibly take care of them in their own homes in order to promote the elderly’s social and mental health.
    Keywords: Life expectancy, Perceived social support, The elderly
  • M. Najafi Pages 100-110
    Introduction
    Public organizations to improve customer service levels as well as to maintain their position need to develop and implement strategic plans among which entrepreneurial strategies can be mentioned. Therefore, the present study aimed to assess the role of organizational creativity on organizational entrepreneurship in Shahid Beheshti University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive-correlational study, 347 office workers of Shahid Beheshti University of medical sciences were selected via stratified random sampling method. The study instrument entailed two questionnaires of organizational creativity (Dorabjee et.al, 1998) and organizational entrepreneurship (Leonidas & Vassillis, 2007) and the study data were analyzed using the Pearson correlation coefficient and multiple regressions via SPSS software (ver. 17).
    Results
    There was a significant positive correlation between organizational creativity (and its dimensions) and organizational entrepreneurship (p<0/01). Multiple regression results showed that challenge, freedom, trust, humor, conflicts and risk dimensions of the organizational creativity can predict organizational entrepreneurship.
    Conclusion
    In today's competitive and turbulent world, organizations including medical universities, necessitate to have entrepreneurship as well as entrepreneurial staffs. In order to achieve this goal, developing creative and innovative approaches are required, since the findings of the current study revealed that an increase in organizational creativity leads organizational entrepreneurship to rise, as well.
    Keywords: Organizational creativity, Organizational entrepreneurship, Shahid Beheshti University of Medical Sciences
  • S. Pourfadakari, Ah Mahvi* Pages 111-122
    Introduction
    Dye effluents of some industries contain many toxic, carcinogenic, and mutagenic compounds therefore, wastewater colored contaminants of such industries should be meticulously refined using an appropriate method before discharging waste-water to the environment. Therefore, this study aimed to evaluate the effectiveness of Multi-Walled Carbon Nanotubes (MWCNTS) in dye removal of Acid Black 1 (AB1) from colored wastewater.
    Methods
    This laboratory study was conducted in the batch system and MWCNTS were used as absorbents to remove AB1 dye. In fact, this study investigated the effect of various factors influencing dye removal, such as adsorbent dose, initial dye concentration, contact time, and pH.
    Results
    The study results showed that pH=3 is regarded the best pH for the dye removal. The equilibrium time for AB1 dye absorption on MWCNTS was 60 minutes. As dye concentration increased, dye removal rate decreased. Besides, increasing the amount of adsorbent increased the dye removal efficiency and at the absorbent dose of 600 mg/L, dye removal efficiency was reported 98.86% and 94.62% for 30 and 50 mg/L dye concentrations respectively. AB1 dye removal followed Langmuir isotherm and Pseudo-second-order kinetic models.
    Conclusion
    The results of absorption studies revealed that increasing the contact time and the absorbent dose as well as reducing the pH lead to an increase in dye removal efficiency. Overall, the study findings demonstrated that MWCNTS could be used as an efficient absorbent in regard with decolorization of azo dyes from wastewater.
    Keywords: Adsorption, Isotherm, Langmuir, MWCNTs
  • S. Sobhanardakani, Z. Feyli *, R. Sahraei Pages 123-132
    Introduction
    Vanadium and its compounds are regarded as important environmental pollutants. Due to its damaging effects on human health as well as environmental health, development of new methods for its removal based on new technologies is of extraordinary importance. Therefore, this study aimed to investigate the efficiency of vanadium removal from the effluent collected in the separator tank of Shazand Arak Refinery via the absorbent of modified multi-walled carbon nanotube.
    Methods
    This in vitro study was conducted on the oil effluent via the Batch method with concentrations of 3,5,7,9,11,13,15,17,19,21,23 ppm, respectively. The effects of such variables as absorbent amount, initial concentration of vanadium solution, pH, temperature and contact time were assessed on the efficiency of vanadium removal by the absorbent. In order to improve the absorbent’s performance, oxidation process was utilized via nitric acid. Moreover, IR spectra as well as SEM images of absorbent were prepared, and the data were matched with isotherms of the Langmuir, Freundlich, and Temkin.
    Results
    The results of the current study showed that the efficiency of vanadium removal from oil effluent by the absorbent reached 99% at 20°C during 130 min, with adsorbent amount of 0/03g and the optimum pH of 5. In addition, absorption equilibrium of the absorbent was consistent with the Freundlich isotherm (R2= 0/995).
    Conclusion
    The study findings revealed that modified multi-walled carbon nanotube can be utilized as an effective adsorbent for the removal of toxic heavy metals from industrial wastewater.
    Keywords: Absorption, Modified multi, walled carbon nanotubes, Nitric acid, Oil effluent, Vanadium
  • Mh Hosseini *, Mr Janebollahi, J. Entezari, K. Yazdi, A. Zare Pages 133-142
    Introdution: Type II diabetes is regarded as the most common form of diabetes. Such factors as genetic history, hypertension, obesity and being overweight involve important risk factors for this disease. Hence, this study aimed to determine the prevalence and associated factors of Type II diabetes within patients aged above 30 years in Meybod.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, the data were obtained from a total of 14,276 cases of diabetes and hypertension undergoing screening plan who aged 30 years and above 30. In order to analyze the study data, SPSS software was utilized applying Chi-square test.
    Results
    The prevalence of type II diabetes and pre-diabetic individuals were calculated 12% and 9.5% respectively. The prevalence of type II diabetes was reported significantly higher in rural, female and older individuals. Moreover, the prevalence was reported to be significantly higher within individuals with a history of being overweight, obesity, hypertension, family diabetes, gestational diabetes, abortion, stillbirth or bearing infants over 4000 gram.
    Conclusion
    The study findings revealed that regarding the high prevalence of diabetes in this city, prevention programs as well as early detection of the disease need to be enhanced. Moreover, the particular needs of women, the elderly residents and city inhabitants should be more emphasized. Individuals with a history of family diabetes, gestational diabetes, abortion, stillbirth or bearing infants over 4000 grams should be highly prioritized and more meticulously studied.
    Keywords: Diabetes type II, Meybod, Prevalence, Related Factors
  • M. Mokhtari, F. Hosseini *, Aa Babaee, Sa Mirhoseini Pages 143-153
    Introduction
    Selecting an appropriate landfill site is regarded as one of the most complicated and most difficult stages in the solid waste management, since a great number of environmental, technical, economical, social, and cultural factors should be taken into consideration simultaneously. Therefore, this study aimed to select a suitable landfill site for Municipal Solid Waste (MSW) of Lali city.
    Methods
    AHP and TOPSIS models as well as Geographic Information Systems (GIS) were used in regard with selecting a landfill site. Six regions were identified as landfills taking 11 criteria into account in AHP model. Then, TOPSIS model was utilized in order to rank the landfills based on their priority. The best landfill site option was selected with considering 8 new criteria which were determined from similar studies, field visits and experts’ ideas.
    Results
    Since AHP was used for weighting and TOPSIS (a multi-criteria decision making method) was applied for ranking the selected options. Finally, option 4 (located in Khaje Abad village) could obtain the first rank and was introduced as the MSW landfill site of Lali city.
    Conclusion
    The study findings revealed that consolidated use of AHP model and TOPSIS model could be perceived as an appropriate method in order to identify the MSW landfill site.
    Keywords: MSW, Landfill site selection, AHP, TOPSIS