فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 36 (بهار 1394)
  • پیاپی 36 (بهار 1394)
  • 200 صفحه، بهای روی جلد: 60,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1394/02/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ر، ا وا، د آدی صفحه 1
    اسطوره شناسان، رویکردهای گوناگونی به اسطوره داشته اند. رویکرد باستان شناختی به اسطوره بی سابقه است. اگر در گذشته کسانی مانند اوهمریست ها تلاش می کرده اند تا از راه قداست زدایی، خدایان اسطوره ای را تا حد شخصیت هایی زمینی فرو بکاهند، این کار آنها هیچ میانه ای با دانش باستان شناسی که دانش جدیدی است نداشته و با آنچه در این پژوهش دنبال شده نیز اختلاف ژرف دارد. این تحقیق در پی آن بوده تا اسطوره کیومرث را بر مبنای مباحث دانش باستان شناسی گزارش کند. نتیجه شگفت انگیزی که به دست آمده، این است: دوره کیومرث مطابق است با دوره پارینه سنگی میانی و انسان کیومرثی مطابق است با انسان نئاندرتال (هوموساپین نخستین)؛ فرهنگ او، فرهنگ موسترین و مختصات آب و هوایی زمان او، مختصات آب و هوایی آخرین عصر یخبندان است. روش هایی که در این تحقیق به کار گرفته شده ماخوذ از باستان شناسی است (لایه نگاری و گونه شناسی). این تحقیق می تواند سرآغازی بر شناخت اسطوره ها از دریچه دانش باستان شناسی باشد.
    کلیدواژگان: کیومرث، شاهنامه، باستان شناسی اسطوره، نئاندرتال، پارینه سنگی میانی
  • الهام روستایی راد *، مهین پناهی صفحه 35

    آیرونی یکی از صناعات ادبی است که در چارچوب سخنی متناقض نمود و ظهور پیدا می کند. آیرونی برای بیان معنایی برجسته و دلالت بر مدلولی خاص به کار می رود و در نتیجه موجب برجستگی بخشی از کلام می شود. این صنعت به طور نهانی در قالب طنز، کنایه، مدح و ذم، در راه بیان مضمون در گستره بلاغت سخن گام برمی دارد. این پژوهش درصدد است با روشی تحلیلی-توصیفی، جایگاه آیرونی را در شطحیات بجامانده از بایزید بسطامی تبیین کند. بایزید بسطامی، شطحیات بحث برانگیزی بنا بر عرفان و زهد آمیخته به عشق بیان کرده است. در این مقاله ابتدا مفهوم آیرونی، طنز و وجوه سوررئالیستی آن، مشخص شده، پس از آن شطحیات بنا بر چارچوب ساختاری خود بازنموده می شود. با تامل در زبان شطحیات و قرینه های آن می توان دریافت که مقام معرفت با سوررئالیسم نیز در پیوند است. در پایان این جستار، شطحیات متناقض نما و فراواقع، بر اساس صنعت آیرونی و در چارچوب مبانی تصوف و مقامات عرفانی مشخص و تبیین می شود.

    کلیدواژگان: بایزید بسطامی_شطح_معرفت_آیرونی و سورئالیسم
  • علی اکبر کیوانفر صفحه 51
    زهدورزی همچون دیگر پدیده های فرهنگی، به دلیل تراز ویژه ای که در تصوف اسلامی یافته، استعداد زیادی برای انحراف از خاستگاه اولیه خود و غلتیدن در ورطه آسیب های گوناگون دارد. زاهدان مسلمان، خود نخستین منتقدان جدی در حوزه آسیب شناسی زهد بوده اند و از زوایای گوناگون به شناسایی و رفع آسیب پرداخته اند. در ارزیابی عمومی موضوع، درمی یابیم که آسیب هایی مانند افتادن در دام کبر، غرور و عجب، داشتن نگاه کاسب کارانه و غیر مخلصانه به تلاش های زاهدانه و استفاده از ابزار ریا و تزویر برای بهره مندی از مقبولیت نزد عموم مردم، از قرون نخستین رواج زهد و تصوف اسلامی از نظر برجستگان این حوزه پنهان نمانده و با گسترش آسیب ها از قرن چهارم هجری، شتاب بیشتری گرفته است. این نگاه انتقادی درون گفتمانی، که بخش برجسته ای از ادبیات تصوف را نیز شامل می شود، بسیار بیشتر و پیشتر از نقدهای بیرونی در پالایش زهد اسلامی موفق بوده است. این مقاله کوشیده است تا با پیمایش نگاه آسیب شناسانه درون گفتمانی، نقش ویژه و بی مانند آن را در ماندگاری این میراث عظیم فرهنگی بنمایاند.
    کلیدواژگان: تصوف اسلامی_رفتار زاهدانه_آسیب شناسی_ادبیات تصوف و نقد درون گفتمانی
  • دن، ز از صفحه 83
    زبان و گفتمان، دو عنصر مهم زندگی هستند که گاه موجب زایش عناصر دیگری می شوند. از جمله این عناصر، مقوله «قدرت» است که به نوبه خود موجد برخی فرآیندهای دیگر مانند «تهدید»، «مقاومت»، «ملامت» و «وحشت» می شود. مولانا جلاالدین محمد بلخی، شاعر بنام قرن هفتم هجری، توانسته است در خلال اشعار عارفانه، گفتمان های فرهنگی، سیاسی و عقیدتی عصر خود را هنرمندانه و نامحسوس از زبان اشخاص داستان های مثنوی بیان کند. هدف و قلمرو اصلی این تحقیق، بررسی یک نمونه از داستان های مثنوی مولانا از دیدگاه تاریخ گرایی نوین و روشن کردن ویژگی و کارکردهای آن در محدوده تعریف جدیدی است که میشل فوکو - فیلسوف فرانسوی - از آن ارائه می دهد. گفتمان های بحث شده در این جستار، نشان دهنده تکثر قدرت در متن داستان مورد مطالعه و به تبع آن در زمان مولوی است. زبان نیز مانند ابزار قدرت در روابط شخصیت های داستان و جامعه، عامل اقتدار به شمار می آید. در این میان خرافه پرستی و خرافه بافی، پررنگ ترین گفتمان بوده، رمز اصلی داستان «مسجد مهمان کش» به شمار می آید. بر مبنای گفتمان مورد مطالعه، مولوی در دیاری به سر می برد که غبار تیرگی ها، فضای جامعه را در برگرفته بود. این حکایت رازآمیز، حساسیت مولوی را نسبت به چنین فضایی آشکار کرده است.
    کلیدواژگان: مثنوی معنوی_مسجد مهمان کش_میشل فوکو_گفتمان و قدرت
  • ا ر، اا صفحه 103
    بی گمان، ملل گوناگون تعلیم و تربیت خود را مرهون خردمندانشان هستند. برای شناخت آرای تربیتی در ایران و کشورهایی که از نظر این افکار، نزدیکی و مشابهتی با آن دارند، مطالعه اندیشه های سعدی و تاگور مناسب و مهم به نظر رسید. توجه به این پرسش بنیادین که «میان مضمون های شعری سعدی و تاگور چه تفاوت ها یا شباهت هایی وجود دارد؟» موجب شکل گیری این تحقیق گشته است. بی شک تاثیر دلایل فرهنگی، اقلیمی، دانشی، سیاسی، اجتماعی و... در شکل گیری این افکار نقش پررنگی داشته است و عامل به وجود آمدن شباهت ها و تفاوت هایی در موضوعات مبنایی است، مانند: توجه به ماهیت تربیت، ارزشمندی زندگی، مرگ، پیری، سخن و.... اما شاعران مورد نظر گاهی در هر موضوع، افکار خاص خود را دارند که کاملا با دیگری متضاد یا مستقل است. مقاله حاضر به بررسی فراز و نشیب های آرای تربیتی این شاعران و هم سویی یا استقلال هر یک می پردازد.
    کلیدواژگان: ادبيات تطبيقي_تعليم و تربيت_سعدي_تاگور و درونمايه آثار
  • دی، ان زران صفحه 125
    ادبیات فارسی به ویژه ادبیات عرفانی، با اندیشه های اشراقی سهروردی آمیختگی فراوان دارد. این آمیزش و تاثر حاصل از آن عمدتا به واسطه آثار رمزی اوست که آرای فلسفی خود را در این متون به زبان ادبی بیان کرده است. وی در آثار خود از تجارب عرفانی، گاه به صورت مستقیم و گاه در قالب داستان هایی رمزی سخن گفته است و گاه در قالب ناظری بیرونی به طبقه بندی و نظام مند کردن انواع این تجربیات پرداخته است. حافظ نیز در مقام شاعری که با میراث ادبی پیش از خود همواره در ارتباط بوده است، گاه تجارب منحصر به فردی را در قالب غزل ارائه می دهد که در مقام مقایسه، شباهت های چشمگیری با تجربیات سهروردی دارد. در مواجهه با امر قدسی که در بنیان بی صورت و تعین است، این ذهن صاحب تجربه است که در فرآیند تجربه به آن شکل می بخشد. می توان مدعی شد که آثار سهروردی در شکل دهی به ساختار ذهن حافظ برای تعین بخشیدن به این تجارب موثر بوده است. گاه شباهت های این تجارب مربوط به مکان این رویدادهاست که همان عالم مثال و هورقلیای مورد نظر سهروردی است و گاه در کیفیت تجربه است که به صورت تجربه های دیداری و شنیداری و بویایی پدیدار گشته اند. توصیف تجربه ها به صورت برق زودگذر یا خورشید نیمه شب، ملاقات با شاهد قدسی و پیر نورانی از مواردی هستند که در ساختار نهایی میان حافظ و سهروردی، شباهت های چشمگیری دارند.
    کلیدواژگان: سهروردی_حافظ_تجربه دینی_عالم مثال و شاهد قدسی
  • ضی ری صفحه 157
    پژوهش های تطبیقی در حوزه ادبیات عامیانه و ادبیات کودک می تواند با تبیین مشابهت های فکری و فرهنگی مردم جهان، زمینه ساز رشد اندیشه های بلند انسانی گردد. در پژوهش حاضر، نویسنده با بهره گیری از نظریه ریخت شناسی «پراپ» به تبیین و تحلیل ساختاری قصه های «ماه پیشانی» از ایران، «یه شین» از چین و «سیندرلا» در غرب می پردازد. از آنجا که قصه های بررسی شده در این پژوهش از خانواده قصه های پریان هستند، با الگوی ریخت شناسی پراپ که برآمده از تحلیل قصه های پریان روسی است، همخوانی زیادی داشته اند. نویسنده پس از تطبیق مشابهت های ساختاری این سه قصه، به یک ساختار مادر دست پیدا می کند که برآمده از خویشکاری های همسان هر سه قصه است و طرح داستانی هر سه قصه بر پایه آن است. برای تعیین نسبت دیرینگی این داستان ها در مقایسه با یکدیگر، نویسنده ناگزیر دست به یک تحلیل فراساختاری زده و یک کهن الگوی بسیار شناخته شده در قصه ماه پیشانی را، پس از بررسی به عصر پارینه سنگی (عصر شکار) رسانیده است. نویسنده سرانجام نتیجه می گیرد که روند دگرگونی های ساختاری این سه قصه، نزولی بوده است؛ یعنی قصه ماه پیشانی، روایت کهن تر این قصه ها بوده و در گذار زمان، از تنوع شخصیت ها و شمارگان خویشکاری های آن کاسته شده، تا جایی که نمودگار ریخت شناسی قصه سیندرلا، همان نمود گار مادر برآمده از قصه های تطبیق داده شده در این پژوهش است.
    کلیدواژگان: قصه_ریخت شناسی پراپ_ماه پیشانی_یه شین و سیندرلا
|
  • Hasan Shahipour, Abdollah Vasegh, Mahmoud Hassanabadi Page 1
    Mythologists have adopted various approaches to the study of myth. But, archaeological approach to myth is unprecedented. There were some attempts like that of euhemerists to degrade the mythical gods, suggesting that they are real personages (humans) by desanctifying them. Though, none of these attempts were based upon archeology which can be considered a new science, and also is deeply different from what has been done in this research. This paper aims at analyzing the mythical character of Kiumarth according to archeology. The surprising result of this research is as follows: Kiumarth era matches Mesolithic period and Kiumarth man matches Neanderthal man and his culture matches Mousterian culture, and the climate at his era matches the last glacial climate. Methods used in this research are derived from archeology (stratigraphy and typology). This study can be a starting point for exploring myths from an archeological perspective.
    Keywords: Kiumarth, archeology, Myth, Mousterian, Mesolithic
  • Elham Roostayi Rad, Mahin Panahi Page 35

    Irony is a figure of speech which refers to the expression of the meaning by using a language which signifies the opposite. Irony is used to express a prominent meaning and to signify a special signified, and it results in highlighting a specific part of the discourse. This figure of speech expresses the meaning implicitly through satire, metonymy, praising and blaming and contributes to the rhetoricity of the text. This research using a descriptive analytic approach aims at explaining the status of irony in Bayazid Bastami's Shathiyat. Bayazid Bastami has controversial Shathiyat rooted in mysticism and ascetisim accompanied by love. In this article, the concepts of irony, satire, and surrealism aspects are defined at first. Then, Shathiyat will be represented in their structural framework. By reflecting on the language in Shathiyat and their symmetries we can understand that wisdom or knowledge is related to surrealism too. Finally, surreal and paradoxical Shathiyat will be illustrated and explained within the principles of Sufism and mysticism.

    Keywords: Bayazid Bastami, Shath, Knowledge, Irony, Surrealism
  • Aliakbar Keivanfar Page 51
    Asceticism, like other cultural phenomena, because of the special level it attained in Islamic Sufism has a great tendency to deviate from its primary origin and roll towards different kinds of damages. Muslim ascetics, themselves, were the first serious critics in the domain of asceticism pathology, and have identified and fixed the damage from different angles. General account of this subject reveals that damages like falling into traps of arrogance, pride, an unfaithful and tradesman- like attitude towards ascetic efforts and using hypocrisy to gain public acceptance, have been noticed by the prominent characters of this domain since the first centuries of spreading Islamic asceticism and Sufism, and it has even been accelerated as the damages expanded more. This critical intra- discoursal view which is a prominent part of the Sufi literature has been much more successful in refining the Islamic asceticism. This article tends to display the unique and special role of pathological intra-discoursal view by refining it.
    Keywords: Islamic Sufism, Ascetic Behavior, pathology, Sufi Literature, Intra, Discoursal Criticism
  • Ali Dehghan, Nazila Yakhdansaz Page 83
    Language and discourse are the two important elements of life that sometimes generate other elements. One of these elements is the category of “power” which itself is the cause of the creation of other processes like “threat”, “resistance”, “blame”, and “terror”. Molana Jalal Adin Mohammad Balkhi, the great poet of seventh century (AH), has been able to state the cultural, political and ideological discourses of that time in an artistic and implicit way through the characters of Masnavi stories. The main goal and domain of this research is to analyze one of the stories in Masnavi from the recent historicism point of view to shed light on its features and functions within the new definition that Michel Foucault, the French philosopher, has proposed. The discourses discussed in this research indicate the plurality of power in texts of the stories under study, and consequently in Molavi’s era. Language as a power tool is considered to be a power factor in the relationship between story characters and the society. Believe in superstition and encouraging it is considered to be the main discourse and the main code in “The Guest- Killing Mosque”. According to the discourse under studied, Molavi lives in a society which is covered by the dust of darkness. This mysterious fable reveals Molavi’s concern for such atmosphere.
    Keywords: Masnavi of Molavi, the Guest, Killing Mosque, Michel Foucault, Discourse, Power.
  • Ahmad Hasani Ranjbar, Kaina Ebrahimi Page 103
    Undountedly different nations owe their educational doctrines to their intellectual characters. In order to understand the educational doctrine in Iran and other countries that is close or similar to Iran, studying Saadi’s and Tagor’s thoughts considered to be reasonable and significant. This research aims at dealing with this fundamental question that “what are the similarities and differences between the lyrical themes in Saadi’s works and Tagor’s poems?” Undoubtedly, the effect of cultural, climate, scientific, political and social factors has important role in forming these ideas, and is the reason of the similarities and differences in fundamental themes like paying attention to the nature of education, the value of life, death, aging, word, and etc. However, each one of these poets sometimes has his own ideas regarding a specific subject which is quite the opposite or independent of the other. In this article, the ups and downs of these poets’ ideas and their concordance and independence will be studied.
    Keywords: Comparative Literature, Education, Saadi, Tagor, Work themes.
  • Iman Zargaran Page 125
    Persian literature and especially mystical literature, is largely mixed with illuminationist thoughts of Sohrevardi (Suhrawardi). This blending and the resulted effect are mainly due to his mysterious works in which he expressed his philosophical ideas in a literary language. In his works, the religious experiences are expressed in different ways: sometimes directly, sometimes in the form of mysterious stories, and sometimes he classifies and systematizes these experiences as an external observer. Hafez as a poet, who has always been connected to the previous literary heritage, sometimes communicates such unique experiences through sonnet which considered being significantly similar to Sohrevardi’s experiences. Facing a holy idea which is indefinable and formless in nature, this is the experiencer’s mind which forms the experience in this process. It can be claimed that Sohrevardi’s works played a role in forming the structure of Hafez’s mind. Sometimes these experiences are similar regarding the location of the events which is Sohrevardi’s “world of ideas” or “hovargheliya”, and sometimes the similarity is in the quality of the experience manifested in the form of visual, auditory and olfactory experiences. The description of experiences as a fleeting lightning or midnight son, meeting the sacred witness (Shahid) and the holy Pir (leader) are some of the common features in Hafez and Sohrevardi’s works.
    Keywords: Sohrevardi, Hafez, Religious Experience, World of Ideas, Sacred Shahid.
  • Morteza Heidari Page 157
    Comparative studies in folk literature and children’s literature can pave the way for the growth of human lofty thoughts through explaining the ideological and cultural similarities among the people of the world. In this research, using Propp’s morphology theory, the author explains and analyzes the structure of an Iranian tale “MahPishani”, a Chinese one “Yeh-Shen”, and “Cinderella” as a Western tale. Since the tales studied in this research are from the fairy tale category, it is quite consistent with the Prop’s morphology model which is the result of Russian fairy tales analysis. After matching the structural similarities of the three tales, the author proposes a proto structure (mother structure) which is derived from the common functions of the three tales upon which their plots are based. In order to find out which tale is the most ancient one, a meta- structural analysis was inevitable. The analysis reveals that the very well-known archetype in MahPishani goes back to Paleolithic Age (Hunting Age). Eventually, the author deduced that the structural changes in these three tales follow a descending pattern, i.e. “Mahpishani” is the oldest narration, and over time, the diversity of characters and the number of functions have been decreased to the extent that the morphological diagram of Cindrella tale is the same as the mother diagram derived from the comparison of these three tales.
    Keywords: Tale, Morphology, Propp, MahPishani, Yeh, Shen, Cindrella.