فهرست مطالب

پژوهش های نقد ادبی و سبک شناسی - پیاپی 20 (تابستان 1394)
  • پیاپی 20 (تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/07/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • پروین بخردی *، عبدالرضا مدرس زاده صفحات 11-30
    کمال الدین اسماعیل اصفهانی از شاعران توانای زبان فارسی در قرن هفتم هجری قمری است. دیوان کمال اسماعیل شامل ترکیب بندها، قصاید، غزلیات، قطعات و رباعیات اوست که معانی و مضامین توحید، نعت، موعظه، مرثیه، عشق، عرفان و مدح بزرگان عصر خود را در بر دارد. از ویژگی های شعر کمال اسماعیل، استفاده از معانی ظریف و آرایه های ادبی فراوان و نو است که بدین سبب او را در تاریخ ادبیات فارسی به عنوان «خلاق المعانی» نامبردار کرده است. هدف از ارائه این مقاله بررسی سبکی یکی از قصاید کمال اسماعیل است با مطلع:«سزد که تاجور آید به بوستان نرگس که هست بر چمن باغ مرزبان نرگس»و کوششی جهت آشنایی بیشتر با ویژگی های شعر اوست. روش مورد استفاده ما در سبک شناسی این قصیده بررسی ویژگی های زبانی، ادبی و فکری اثر است. در نتیجه بررسی سبکی این قصیده، گذار از سبک خراسانی به عراقی به جهت روی کرد های زبانی و نوسان مضمون ها و تصویرها، نشان داده خواهد شد.
    کلیدواژگان: کمال الدین اسماعیل اصفهانی، سبک شناسی شعر، قصیده نرگس
  • رضا جلیلی، مهدی نوروز صفحات 31-48
    توجه به مضامین و آموزه های اخلاقی، مهم ترین بخش ادبیات پهلوی را شکل می دهد و به این اعتبار، رساله های فراوانی تحت عنوان اندرزنامه (پندنامه) در نخستین سده های اسلامی پدید آمده است. محتوای این آثار، کلمات قصار، لطیفه ها و قصه های اخلاقی است که بیشتر جنبه حکمی و تجربی دارند و از زبان شاهان و حکیمان بیان شده اند. ادبیات فارسی دری به نوعی دنباله ادبیات پهلوی است؛ از این رو، بسیاری از آثاری که در حوزه ادبیات فارسی پدید آمده، تحت تاثیر مستقیم و غیرمستقیم محتوای رساله هایی بوده است که به زبان پهلوی خلق شده اند. از جمله این آثار، برزونامه شمس الدین محمد کوسج است که اگرچه به عنوان اثری حماسی در ادبیات فارسی شناخته می شود، اما با نگاهی ژرف به ابیات آن، می توان به بسیاری از نصایح و پند های تعلیمی که همانندی های بسیاری به اندرزنامه های پهلوی دارند، دست یافت. هدفی که در این جستار پی گیری می شود، بررسی و تحلیل تطبیقی این آموزه ها در اندرزنامه های پهلوی و بخش کهن برزونامه در دو بخش ستایش ها و نکوهش ها است.
    کلیدواژگان: برزونامه، شمس الدین محمد کوسج، اندرزنامه (پندنامه)، ادبیات پهلوی
  • رامین خسروی اقبال، میرجلال الدین کزازی، فرهاد طهماسبی* صفحات 49-66
    مثنوی طاقدیس اثر ملا احمد نراقی به تقلید ازمثنوی معنوی سروده شده و هم چون این اثر سترگ درآن موضوعات فراوانی از دیدگاه عرفان و مذهب مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در این مقاله میزان تاثیر پذیری مشترک حکایات مثنوی طاقدیس (به عنوان زبر متن) و مثنوی معنوی (به عنوان زیرمتن) از قصص قرآنی (به عنوان سر متن) بر مبنای نظریه پیرامتنیت ژرار ژنت واکاوی شده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که هم مولانا و هم نراقی برای تبیین فرم واندیشه درحکایات خویش از قصص قرآنی، فرهنگ عامیانه، متون عرفانی پیشین و... به عنوان «سرمتن» بهره جسته اند و بنابراین براساس نظریه ژنت می توان حاصل کار آن ها را نتیجه ارتباط بینامتنی ای دانست که با دیگر متون برقرار ساخته اند.
    کلیدواژگان: مثنوی طاقدیس، مثنوی معنوی، نظریه پیرامتنیت ژنت، گشتار
  • احمد رحیم خانی سامانی صفحات 67-110
    یکی از انواع تک واژهای وابسته، پیشوند اشتقاقی «فرو» و «فرود» است که هم در ساخت افعال پیشوندی و هم در ساخت واژه هایی چون قید و صفت، کاربردهای بسیاری دارند. نگارنده در این مقاله، به بررسی کارکردهای معناشناسانه این دو پیشوند در شاهنامه و نقش آن ها در واژه سازی ها و واژه گزینی های فردوسی می پردازد. نتایج حاصل از این پژوهش، نشان می دهد که فردوسی، ضمن بهره گیری از این پیشوند مطابق آن چه می توان آن را سبک دوره ای نامید، کوشیده است تا علاوه بر نهایت بهره گیری از این امکان زبانی، معانی گوناگون حاصل از توان معناسازی این پیشوند ها را نیز، مد نظر داشته باشد، به گونه ای که از مجموع تعداد واژه های ساخته شده با این پیشوندها که در فرهنگ های لغت ضبط شده، تقریبا نزدیک به نیمی از آن ها در شاهنامه فردوسی نیز به کار رفته است. از دیگر نتایج قابل توجه این مقاله، مقایسه ابیات مربوط به سخن دقیقی در بخش پادشاهی گشتاسپ و شاهنامه فردوسی در به کارگیری این دو پیشوند با یک دیگر است، به این ترتیب که در مقام مقایسه، فردوسی بیش از دوبرابر دقیقی از پیشوند «فرو» بهره برده است، در حالی که دقیقی در کاربرد پیشوند «فرود» حدود چهار و نیم برابر فردوسی از این پیشوند، استفاده کرده است.
    کلیدواژگان: پیشوند، پیشوندهای اشتقاقی، پیشوند فرو، پیشوند فرود، واژهسازی، واژه گزینی، شاهنامه فردوسی
  • فرنگیس شاهرخی صفحات 129-152
    بسیاری از شاعران معاصر تلاش کرده اند با بهره گیری از عناصر هویت در شعر خود بر نقش هویت ساز آن تاکید کنند. از این میان، محمد حسین بهجت تبریزی با رویکرد باستان گرایانه و با رجوع به گنجینه های سازنده هویت ملی گذشته و پیوند آن با هویت خلق شده در دوران معاصر، توفیق بسیاری در هویت یابی و استمرار و تکوین آن و احیاء و انتقال مولفه های هویتی از پیش موجود ایران داشته است.در این جستار با بهره گیری از روش تحلیلی به بررسی عناصر و مولفه های هویت در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، دینی و مذهبی در دیوان شهریار پرداخته ایم و به این نتیجه دست یافته ایم که عنصر زبان که از مهم ترین عناصر سازنده هویت فرهنگی و اجتماعی است، اصلی ترین عنصر مورد توجه این شاعر برجسته است و پس از آن اسطوره ها، نمادها، شخصیت های مذهبی و تاریخی، رویدادهای تاریخی و دینی و سایر مولفه های اعتقادی، بازتاب چشم گیری در اشعار بررسی شده، داشته است.
    کلیدواژگان: شهریار، دیوان اشعار، باستان گرایی، هویت فرهنگی، هویت دینی
  • فریبا قره داغی کراله صفحه 159
    جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی (؟- 588 ه. ق) از شاعران قرن ششم هجری و از نمایندگان برجسته سبک سلجوقی یا بینابین است. در این تحقیق پس از بررسی سبک شناختی شد جمال الدین موارد ذیل روشن شد که وی در قالب های متعدد شعری از قبیل قصیده، غزل، قطعه، رباعی، ترکیب و ترجیع بند طبع آزمایی کرده است. اکثر قصاید او بدون تغزل است. هشتاد و سه قصیده وی دارای شریطه و بقیه بدون شریطه هستند. از بحور سالم، جز متقارب و هزج استفاده نکرده است. کاربرد ردیف و قافیه های مشکل و طولانی در دیوان وی به وفور دیده می شود. در دیوان جمال توجه به صورت های خیالی هم چون تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز بارز است، ولی آرایه های ادبی جلوه ای معتدل دارند. در زمینه فکری این خصایص در شعر او مشاهده می شود: اشاره به جزئیات علوم مختلف (فلسفه، موسیقی، طب، نجوم)، شکایت از کسادی بازار فضل، پند و موعظه، مخالفت با فلسفه یونان، مفاخره، شکایت از ابنای عصر و اوضاع روزگار، اشاره به قرآن و حدیث، توجه به حقارت مدح و مداحی، تقاضای خواسته های حقیر و هجو. وفور لغات و اصطلاحات عربی، کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم، استفاده از «می» به جای «ب» در فعل امر، کاربرد «اندر» به جای «در» (به شیوه سبک خراسانی) از مختصات زبانی بارز در کلام اوست.
    کلیدواژگان: سبک بینابین، بسامد، قصیده، قوافی دشوار، تشبیه، جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی
  • فرزاد کریمی صفحات 179-192
    کتاب راهی به نشانه معناشناسی سیال نوشته حمیدرضا شعیری و ترانه وفایی است. نویسندگان در این کتاب سعی کرده اند رویکردی جدید در نشانه معناشناسی را با افزودن واژه «سیال» به این اصطلاح، به مخاطبان خود معرفی کنند. آن چه لزوم نقد این کتاب را برای نویسنده مقاله برانگیخته، اهمیتی است که تحلیل علمی و متکی بر نظریه در پیشرفت ادبیات کشور دارد و از این نظر، تالیف چنین کتاب هایی را باید غنیمت شمرد. از سویی دیگر، به زعم نگارنده بدفهمی ها یا تاویل به مقصودهایی از متن در کتاب وجود دارد که بی توجهی به آن، اساس نظریه را دچار سستی می نماید. در این مقاله پاره ای تقسیم بندی ها و تقابل های نظری، که با توجه به ذهنیت پیشینی مولفان، به گونه ای خاص و در راستای رسیدن به منظور مورد نظر ایشان انجام شده، تحلیل و نقد شده است. از نظر نگارنده، نویسندگان کتاب، ابتدا نظریه خود را اثبات شده فرض کرده، سپس سعی در انطباق آن با متن انتخابی داشته اند و برای رسیدن به این منظور متن را به گونه ای هم سو با نظریه تفسیر کرده اند. در این مقاله با اسناد به متن کتاب و ارجاع به نظریه های شناخته شده زبان شناسی، اسطوره شناسی و ادبی، سعی در ایضاح تاویل های نادرست و استنتاج های ذوقی از نظریه های مورد بحث در کتاب شده است. بر اساس این تحلیل به نظر می رسد اضافه شدن واژه ی «سیال» به عبارت «نشانه_ معناشناسی» نتوانسته است شیوه ای نوین در زبان شناسی بیافریند که براساس آن بتوان سیر تحول و تطور یک کنش گر در یک روایت را واکاوی کرد
    کلیدواژگان: راهی به نشانه معناشناسی سیال، نشانه، معناشناسی، نشانه، معناشناسی سیال، زبان شناسی، اسطوره شناسی، نیمایوشیج