فهرست مطالب

زن و جامعه - سال ششم شماره 4 (زمستان 1394)
  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/06
  • تعداد عناوین: 8
|
  • اکبر زارع شاه آبادی*، زهرا خالویی صفحات 1-18
    هدف مطالعه، مقایسه سبک زندگی سلامت محور در بین زنان شاغل آموزش و پرورش با غیر شاغلین می باشد. روش این تحقیق پیمایشی است. جامعه آماری زنان شاغل آموزش و پرورش مقطع ابتدایی ناحیه یک یزد در سال 1392 است. که بر اساس فرمول کوکران تعداد 120 نفر از آنها به عنوان نمونه به روش تصادفی انتخاب شده است. هم چنین برای مقایسه سبک زندگی بین شاغلین و غیر شاغلین تعداد 120 نفر از خواهران این زنان که غیر شاغل بوده اند نیز از آنها این اطلاعات جمع آوری گردیده است. ابزار اصلی جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد LSQاست. که به روش مصاحبه حضوری اطلاعات آن جمع آوری شده است. اعتبار آن از طریق اعتبار صوری و پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شده است. برحسب یافته های پژوهش بین سبک زندگی سلامت محور زنان شاغل و غیر شاغل رابطه معنادار وجود دارد. اما بین این سبک زندگی و وضعیت سکونت رابطه معناداری مشاهده نشد. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی نشان می دهد که بین سن و بعد خانوار با سبک زندگی رابطه معناداری وجود ندارد. اما بین تحصیلات و سبک زندگی رابطه معنادار وجود دارد. تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد به ترتیب تحصیلات و سن، 10 درصد تغییرات سبک زندگی سلامت محور را تبیین می کند.
    کلیدواژگان: تحصیلات، زنان، سبک زندگی سلامت محور، سن، شاغل و غیر شاغل
  • محمد عباس زاده *، پویان احیایی، کمال کوهی صفحات 19-40
    خشونت خانگی از قدیم الایام، موضوع چالش برانگیزی در بین خانواده ها بوده است، آنچه که عمدتا بیشتر از گذشته مطمح نظر بوده، خشونت علیه زنان است، ولی واقعیت این است که شوهر آزاری نیز به مجموعه خشونت های خانگی اضافه شده است؛ چیزی که گهگاه نمود آن به نوعی در سپهر اجتماعی شهری مشهود است. به همین خاطر این مقاله در نظر دارد ضمن سنجش میزان شوهر آزاری در بین مردان متاهل شهر تبریز، به برخی از عوامل موثر بر آن پرداخت نماید. روش تحقیق با رویکرد کمی نگاشته شده و از این حیث با اتکا به پارادایم پوزیتویستی تلاش داشته است با کاربرد پرسشنامه، هدف یاد شده را در بین 270 نمونه آماری منتخب از شهر تبریز به روش نمونه گیری چند مرحله ای بررسی نماید. نتایج یافته ها حکایت از وجود شوهر آزاری در جامعه آماری مورد بررسی (ولو متوسط به پایین) داشته است. هم چنین در بین متغیرهای مهم تاثیر گذار ضمن اینکه متغیر دخالت خویشاوندان بیش ترین تاثیر را بر میزان شوهر آزاری داشته، متغیر اعتماد اجتماعی بین زن و شوهر نیز با تاثیر پذیری از متغیر یاد شده، اثر شایان توجهی را بر متغیر وابسته گذاشته است؛ طوری که در مجموع متغیرهای مورد استفاده توانسته اند 56 درصد از واریانس تغییرات متغیر شوهر آزاری را تبیین کنند. این مورد می تواند زنگ خطر را برای متولیان امور فرهنگی و اجتماعی در ارتباط با احتمال ایجاد خدشه در ثبات خانوادگی به صدا در آورد.
    کلیدواژگان: شوهر آزاری، اعتماد بین زوجین، دخالت خویشاوندان، مردان متاهل
  • محمود نجفی *، مهسا بیطرف، محمد علی محمدی فر، الهه زارعی مته کلایی صفحات 41-58
    هدف
    این تحقیق با هدف مقایسه ی طرحواره های ناسازگار اولیه و بینش شناختی در زنان متقاضی طلاق و زنان عادی انجام شد.
    روش
    این پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. نمونه این پژوهش شامل 100 نفر (50 زن متقاضی طلاق مراجعه کننده به واحد مشاوره دادگستری شهرستان سمنان و 50 زن ساکن در سمنان که هیچ گاه دادخواست طلاق ارائه نداده بودند) بوده است که با توجه به ملاک های ورود به این پژوهش بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این دو گروه از لحاظ متغیرهای سن، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، محل سکونت و تعداد سال های زندگی مشترک با یکدیگر همتا شدند. در این پژوهش از پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ، بینش شناختی بک و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (به منظور تعیین گروه عادی) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد گروه زنان متقاضی طلاق در بیش تر طرحواره ها به استثنای طرحواره های تائید جویی / جلب توجه، استحقاق / بزرگ منشی با گروه زنان عادی تفاوت داشتند و هم چنین در بینش شناختی بین دو گروه در خرده مقیاس اطمینان به خود تفاوت وجود داشت ولی در خرده مقیاس خود اندیشمندی تفاوت معناداری میان دو گروه وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    طرحواره های ناسازگار اولیه و بینش شناختی می توانند از جمله عواملی باشند که منجر به بروز اختلافات زناشویی می شوند. بر پایه این الگو می توان به استناد رویکردی پیشگیرانه در زمینه طلاق در این امر مداخله نمود و در محیط های بالینی و مشاوره ای برای کمک به همسران مشکل دار و در آستانه طلاق به کارگرفت.
    کلیدواژگان: طلاق، طرحواره های ناسازگار اولیه، بینش شناختی
  • حجت الله فانی *، معصومه فانی صفحات 59-76
    این تحقیق با هدف تبیین رابطه بین تعارض زناشویی والدین با رشد قضاوت اخلاقی و رضایت از زندگی دانش آموزان اجرا شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر سال سوم دوره اول متوسطه و والدین آنها در شهر مرودشت بوده است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایاز فهرست مدارس دارای رشته علوم انسانی، تعداد 7 مدرسه، و از هر مدرسه یک کلاس بطور تصادفی تعیین و دانش آموزان و والدین آنها بعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تعارض زناشویی والدین (2008 Sanayi، Barati & Boostsni،) و رشد قضاوت اخلاقی (1998 Dorganasinha Mir Varma،) و رضایت از زندگی (Dienner، 1989) بودند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام نشان داد که بین تعارض زناشویی والدین و رشد قضاوت اخلاقی و رضایت از زندگی دانش آموزان و نیز بین مولفه های تعارض زناشویی (افزایش واکنش هیجانی، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه فردی با خویشاوندان همسر و دوستان، جدا کردن امور مالی از یکدیگر و کاهش ارتباط موثر با رشد قضاوت اخلاقی و رضایت از زندگی دانش آموزان رابطه معکوس و معنادارری وجود دارد.) هم چنین ابعاد تعارضات زناشویی قادر به پیش بینی میزان رشد قضاوت اخلاقی و رضایت از زندگی دانش آموزان است و از این ابعاد، متغییر واکنش های هیجانی نسبت به دیگر ابعاد پیش بینی کننده قوی تری برای رشد قضاوت اخلاقی و رضایت از زندگی می باشد.
    کلیدواژگان: تعارضات زناشویی، رشد قضاوت اخلاقی، رضایت از زندگی
  • محسن صفاریان، گلمراد مرادی*، مریم نریمانی صفحات 77-104
    هدف این مطالعه بررسی عوامل جامعه شناختی موثر بر میزان مزاحمت های خیابانی در شهر کرمانشاه است که با روش توصیفی از نوع پیمایشی انجام و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری مورد مطالعه دختران و زنان 15 تا 49 سال شهر کرمانشاه که در زمان پژوهش به استناد آمار سال 1390 تعداد کل آنها 20325 نفر می باشند. از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایاستفاده به عمل آمد. نتایج ضریب همبستگی نشان می دهد که بین بی نظمی اجتماعی، محرومیت نسبی، میزان دینداری و میزان تاثیرگذاری دوستان رابطه معنادار وجود دارد. هم چنین نتایج مقایسه میانگین ها نشان می دهد که پایگاه اقتصادی اجتماعی، وضعیت تاهل و همراه داشتن در رفتن به خیابان بر میزان مزاحمت های خیابانی تاثیر معناداری دارد. نتایج رگرسیون چند متغیره نیز نشان می دهد که چها متغیر میزان محرومیت نسبی (364/0Beta=)، تاثیرگذاری دوستان (272/0Beta=)، میزان دینداری (199/0-Beta=) و متغیر بی نظمی اجتماعی (168/0Beta=) به ترتیب میزان اهمیتی که در تبیین متغیر وابسته داشتند، وارد معادله شده و توانستند روی هم رفته 57 درصد از تغییرات درونی متغیر وابسته را تبیین نمایند.
    کلیدواژگان: مزاحمت خیابانی، زنان، محرومیت نسبی، دوستان، بی نظمی
  • مژگان عظیمی هاشمی *، محمود قاضی طباطبایی، علی اصغر هدایتی صفحات 105-124
    این تحقیق، جلوه های مشارکت سیاسی و عوامل موثر بر آن را در بین زنان ایران با استناد به تحلیل ثانوی نتایج طرح پیمایشی «بررسی علل افزایش قبولی دختران در کنکور سراسری با تاکید بر پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن[1]» در سال 1384 واکاوی نموده است. نتایج حاکی از آن است که میانگین مشارکت سیاسی در هر دو گروه زنان دارای تحصیلات دانشگاهی و شاغل و زنان بدون تحصیل دانشگاهی و غیر شاغل بسیار کم می باشد. برازش خوب مدل نظری بویژه در بین گروه زنان شاغل و دانشگاهی حاکی از آن است که مشارکت سیاسی زنان این گروه بیش از همه تابع سطح آگاهی های سیاسی و نگرش آنان به سیاست است و نگرش به سیاست به عنوان متغیر واسطه ای تابع سطح آگاهی های سیاسی، احساس نابرابری جنسیتی در حوزه سیاست، اعتماد به نهادهای حکومتی و مسئولین کشور و در مرتبه آخر متاثر از سرمایه اجتماعی و بویژه فعالیت های انجمنی است. می توان اذعان داشت که توانمندسازی و کاهش انسداد اجتماعی در بحث توسعه، که ترکیبی از سه مولفه آگاهی، توان تصمیم گیری و سازماندهی است اگر به حوزه مشارکت سیاسی زنان تعمیم داده شود، مستلزم افزایش آگاهی سیاسی، افزایش توان تصمیم گیری سیاسی و سازماندهی سیاسی زنان است. لذا افزایش تحصیلات، ورود به عرصه اشتغال و افزایش بسترهای روابط انجمنی می تواند در افزایش مشارکت سیاسی زنان تاثیرگذار باشد.
    کلیدواژگان: مشارکت سیاسی زنان، نگرش سیاسی، احساس برابری جنسیتی در حوزه سیاسی، سرمایه اجتماعی، اعتماد به نظام سیاسی
  • فریبا تابع بردبار، سید محمدحسین کمانی، بهناز منوچهری* صفحات 125-144
    هدف اصلی این تحقیق، بررسی رابطه بین باور به سقف شیشه ای و موفقیت ذهنی کارکنان زن در شهرداری شیراز است. روش این تحقیق، از منظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی است و طرح تحقیق به صورت توصیفی- همبستگی به شیوه پیمایشی است، جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان زن در شهرداری شیراز با تعداد 600 نفر کارمند می باشد که جهت برآورد حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد، که 229 نفر مناسب این تحقیق بودند. از نرم افزار Spss استفاده گردید که ابتدا مشخصات توصیفی متغیرهای تحقیق نظیر درصد فراوانی کمینه- بیشینه بدست آمد. پس از ارائه ماتریس همبستگی از روش رگرسیون چند متغیره جهت تعیین سهم متغیرهای پیش بین در متغییر ملاک استفاده گردید.
    کلیدی ترین نتایج این پژوهش این است که: بین باور به سقف شیشه ای زنان و موفقیت ذهنی و هم چنین ابعاد آن ارتباط منفی و معناداری وجود دارد. هم چنین بین بعد تاب آوری از سقف شیشه ای و موفقیت ذهنی و ابعاد آن ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد و بین بعد انکار کردن سقف شیشه ای و موفقیت ذهنی و ابعاد آن رابطه مثبت ومعناداری وجود دارد. بین بعد کناره گیری سقف شیشه ای و موفقیت ذهنی و ابعاد آن رابطه منفی و معناداری وجود دارد و بعد پذیرش با موفقیت ذهنی و ابعاد آن شامل رضایت شغلی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. هم چنین بعد تاب آوری از سقف شیشه ای بیش ترین نقش را در تبیین موفقیت ذهنی دارد.
    کلیدواژگان: سقف شیشه ای، موفقیت ذهنی، تاب آوری، رضایت شغلی، سلامت روان
  • علیرضا صنعت خواه صفحات 145-168
    امنیت یکی از ضروریات زندگی انسان در جامعه می باشد. زنان نیز به علت موقعیت ویژه اجتماعی و فیزیولوژیکی به شدت زندگی اجتماعیشان وابسته به احساس امنیت ایشان است. تحقیقی که پیش رو است در تلاش است تا تحلیلی از رابطه سرمایه اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی را در زنان را ارائه دهد. در این راستا تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری تلفیقی خوشه ایو طبقه بندی شده بر اساس سن و جنس در شهر تهران و براساس مناطق 22گانه شهرداری، تدوین یافته است. نمونه تحقیق در حدود 2000 نفر بوده است که 903 نفر را زنان تشکیل داده اند و در این مقاله اطلاعات مربوط به زنان مورد بررسی قرار گرفته است و تحلیل اطلاعات توسط نرم افزارهای آماری spss 19، amoss 17، همراه بوده است. در این تحقیق سطوح اعتماد و مشارکت در دو سطح درون و برون گروهی مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که اعتماد نهادی بیش ترین تاثیر مستقیم (286/0) را براحساس امنیت زنان دارد و پس از آن متغیرهای مشارکت سیاسی و اعتماد عمومی به ترتیب تاثیراتی در حدود (174/0) و (145/0) را بر احساس امنیت دارند. در این تحقیق سطوح مشارکت در ابعاد (مدنی،خیریه ای، مذهبی) نیز مورد بررسی قرار گرفته است که تاثیر مستقیم هیچ کدام بر احساس امنیت زنان معنادار نمی باشد.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، مشارکت، اعتماد، احساس امنیت
|
  • A. Z.Sh*, Z. Kh Pages 1-18
    The purpose of this study was to compare health-oriented lifestyle among employed women working at educational centers with unemployed ones. This research used survey methodology. The statistical population included women working at primary education of the area 1 in Yazd in 2012. The sample size consisted of 120 individuals randomly selected by Cochran formula. For the comparison between the lifestyle of employees and non-employees, the sisters of 120 women not employed helped to collect data. The main tool for data collection was the standardized questionnaire of LSQ through interviews. Validity through face validity and reliability through Cronbach's alpha was calculated. According to research findings, there was a significant relationship between health-oriented lifestyle of employed and non-employed women. Findings showed no significant relationship between lifestyle and living conditions. The results of the correlation analysis indicated that there was no significant relationship of age with family size and lifestyle; however, education and lifestyle showed a significant relationship. Multiple regression analyses indicated that respectively education and age explain ten percent of health and lifestyle changes.
    Keywords: education, women, healthy lifestyle oriented, age, employed, unemployed
  • M. A.*, P. E., K. K Pages 19-40
    Since the ancient, family violence has been one of the most challenging issues in families, but the violence against women has been presented and considered more than before. However, the truth is that husband abuse has been added to the set of family violence, which sometimes can be observed in the cities. Therefore, the present study attempts to measure the degree of husband abuse among married men in the Metropolis of Tabriz and investigates some factors affecting it. The method employed in the present study is a quantitative one by relying on positivism; the paper investigates the mentioned aim among 270 participants selected as sample size from Tabriz City by using the multistage sample method and by employing the instrument of questionnaire. The results of findings indicate the existence of husband abuse in the investigated population (however low or moderate). Among the important effective variables, the variable of relatives’ intervention has had the most effect on the degree of husband abuse. The variable of social trust between wives and husbands influenced by the mentioned variable has had a significant effect on the dependent variable so that the total variables have been able to explain 56% of the variance of the variations of the variable of husband abuse. This issue can be an alarm for the authorities of social and cultural affairs regarding the probability of creating flaws in family stability.
    Keywords: Husband abuse, Trust between spouses, Relative's intervention, Married men
  • M. N.*, M. B., M.A. M, E. Z.M Pages 41-58
    The present research attempted to comprise primary maladaptive schemas and cognitive insight in divorced and normal women.The research method was causal-comparative design categorized as descriptive one. The research sample included 100 women (50 divorced women who had referred to counseling center of administration of justice of Semnan city, and 50 women who never had divorce complaint selected by available sampling with consideration of entrance criterion. Both groups had the same age, socio-economic status, residence region, and the year of married life. In this research, selected samples filed out Young’s primary maladaptive schemas, Beck’s cognitive insight, and Enrich’s married satisfaction questionnaires. Data analyses by using multivariate variance analysis showed that divorced women were different from normal counterparts except in approval-seeking/recognition seeking, entitlement/grandiosity schemas. In addition, two groups were different in cognitive insights, but they were not different in thoughtful subscale. The primary maladaptive schemas and cognitive insight could lead to marital dissatisfaction. This model as a preventive approach can help problematic spouses in clinical settings.
    Keywords: Divorce, Primary Maladaptive Schemas, Cognitive Insight
  • H. F.*, M. F Pages 59-76
    The research investigated the relationship between marital conflicts with life satisfaction and moral judgment development. The research method was correlation. The statistical population of research consisted of 240 pupils and their parents. Multi stage cluster sampling selected seven classes consisted of 114 pupils and their parents as the statistical sample. The research tools consisted of Martial conflicts questionnaire (MCQ- R) (Sanaee, 2007), Life satisfaction questionnaire (SWLS) (Denier, 1985) and moral judgment development questionnaire (MJT) (1998). Data analyzing with Pearson coefficient of correlation and multiple stage Regression indicated a negative and significant relationship of marital conflicts with pupils’ Life satisfaction and moral judgment development. Marital conflicts dimensions were significantly predictor of life satisfaction and moral judgments development. Among Marital conflicts dimensions, the increased emotional reactions were the strongest predictor.
    Keywords: Marital conflicts, life satisfaction, Moral judgment development
  • M. S., Gh. M.*, M. N Pages 77-104
    The purpose of this study was to examine sociological factors affecting the level of street harassment in the city of Kermanshah. Descriptive and survey method was conducted in the research. SPSS software analyzed the required data collected through a questionnaire. The population size consisted of 20325 individuals including all girls and women aged15 to 49 in Kermanshah according to the statistical information of 2010. Cluster random sampling was used. The result of correlation coefficient showed that there was a meaningful relationship between the religion and influence of friends. However, the result of comparing average indicated that socioeconomic status, material status and presence on the street had significant effect on street harassment. The result of multivariate regression showed that 4 variables including the relative deprivation (Beta=.36), influence of friends (Beta.27), the religion (Beta= -.19), and social disorganization (Beta=.17), in order of importance in explaining the dependent variable were entered and all together explained 57% of internal changes in dependent variable.
    Keywords: street harassment, women, relative deprivation, friends, disorganization
  • M. A.H.*, M. Gh.T., A.A. H Pages 105-124
    The main purpose of the present paper is to identify the effects of political participation and its effective factors among women in Iran. Secondary analysis of a survey project named “The causes of increase in the number of girls who pass the entrance examination of the universities and its political, social and economic consequences in 2005 " was performed. Results indicate that the average political participation in both groups, women with college education and employed and women without college education and non-employed are very low. Good fitting theoretical model, especially among working women and college groups suggests that political awareness and their attitudes to politics can influence on this group of women’s political participation. Policy attitudes as an intermediate variable relates to political awareness, sense of gender inequality in the field of politics, trust in government institutions and authorities of the country and finally social capital especially community activities. Social empowerment and obstruction should be decreased which combines three elements of awareness, political decisions making ability and organizing. Women’s political participation requires increase in political awareness, political decisions making and political organization of women. Accordingly, education, employment and communal relationships increase can effect on women's political participation enhancement.
    Keywords: Women's Political Participation, Political Attitudes, Gender Equality of Political Era, Social capital, Trust in Political System
  • F. T.B., S.M.H. K, B. M.* Pages 125-144
    The main objective of this study is to investigate the relationship between belief in glass ceiling and mental success of female staffs at Shiraz municipality. The method of this study, in terms of purpose is practical (applicable) and research project is descriptive-correlation using the survey method. The statistical population of this study includes all female staffs (600 employees).the sample size consists of 230 individuals chosen by Cochran formula. This paper illustrates descriptive characteristics of research variables such as maximum-minimum, frequency and percentage obtained by SPSS. After presenting the correlation matrix, multivariable regression determines the contribution of predictor variable in criterion variable. The main finding shows a negative and significant relationship of belief to glass ceiling of women with mental successfulness and its dimensions. In addition, there is a positive and significant relationship between resiliency dimension and mental successfulness and its dimensions, there is a negative and significant relationship between denial of glass ceiling and mental success and its dimensions, and there is a negative and significant relationship between acceptance dimension and mental successfulness and its dimensions including job satisfaction. In addition, the resiliency from glass ceiling dimension has the most role in determining the mental successfulness.
    Keywords: Glass ceiling, mental success, resiliency, job satisfaction, mental health
  • A. S Pages 145-168
    Security is undoubtedly perceived as one of the necessities of life in the society. Women’s social life highly depends on their feeling of security because of their special social and psychological position. This research attempted to analyze the relationship between social capital and feeling of security for women. The sample size included 2000 people (of whom 903were women) selected by a combination of cluster and stratified sampling according to the age and gender in 22nd district of Tehran. Data analyses by AMOSS17 and SPSS 19 software examined the relationship between social capital and sense of security of women. The results showed that institutional trust (0.286) had the most effect on women's sense of security. Then women's political participation (0.174) and public trust (0.145) respectfully had the most impact on women's sense of security. This paper also studied levels of (civic, charitable, and religious) participation however; they had no significant impact on women's sense of security.
    Keywords: participation, trust, feeling of security, Social capital