فهرست مطالب

پژوهش در آموزش علوم پزشکی - سال هفتم شماره 3 (پاییز 1394)
  • سال هفتم شماره 3 (پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/09/30
  • تعداد عناوین: 9
|
  • جعفر صادق تبریزی، صابر اعظمی *، آغداش صفحات 1-10
    مقدمه

    در آموزش رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دروس کارآموزی و کارورزی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشند. به دلیل وجود ضعف های موجود در برگزاری این دروس در سال های گذشته، مطالعه حاضر با هدف بررسی نحوه برگزاری دروس کارآموزی و کارورزی در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت خدمات بهداشتی درمانی از دیدگاه دانشجویان این رشته انجام گرفته است.

    روش ها

    در این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی، بر اساس نمونه گیری مبتنی بر هدف، 9 نفر از 7 دانشگاه علوم پزشکی تهران (1 نفر)، تبریز (1 نفر)، اصفهان(1 نفر)، شیراز (1 نفر) و کرمان(1 نفر)، قزوین (2 نفر) و دانشگاه آزاد (2 نفر) که چهار نفر از آن ها مرد و پنچ نفر زن بودند، انتخاب شدند. داده ها با استفاده از بحث گروهی متمرکز و مصاحبه با ارسال سوالات باز از طریق پست الکترونیکی در سال 1391 جمع آوری و با روش تحلیل درون مایه ای تحلیل گردید.

    یافته ها

    حاصل تجزیه و تحلیل داده ها 4 درون مایه اصلی و 20 درون مایه فرعی بود. درون مایه های اصلی شامل: نحوه تدریس، ارزیابی، نقاط قوت و نقاط ضعف بود. در تدریس موضوعاتی مانند: جلسات توجیهی، زمان تشکیل، داشتن طرح درس، وظایف و فعالیت ها مطرح بود. درارزیابی: گزارش نویسی، انجام کارتحقیقاتی، مقاله نویسی و ارزیابی توسط مسئولین بیمارستان ها بیان شده و از ناعادلانه بودن ارزیابی شکایت داشتند. در نقاط قوت: به دو موضوع تمرکز روی موضوعات کاربردی و پژوهش محور بودن اشاره شده و در نقاط ضعف حجم بالای کار، ضعف نظارت، مشکل هماهنگی با بیمارستان ها، عدم همراهی اساتید راهنما، عدم آشنایی پرسنل مراکز با رشته و مباحث آن مطرح گردید.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج مطالعه، اصلاح شیوه های ارزشیابی، بهبود هماهنگی با بیمارستان ها و آشنایی بیشتر پرسنل با این رشته برای ارتقای کیفیت کارآموزی و کارورزی رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی ضروری است.

    کلیدواژگان: کارآموزی، کارورزی، مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، مطالعه کیفی
  • حمیدرضا صادقی گندمانی، معصومه دلارام*، فریبا نصیری زیبا، نرگس ناصری بروجنی صفحات 11-20
    مقدمه

    ارتقاء مهارت های خلاقیت یکی از اهداف آموزش عالی جهت تربیت دانشجویان پرستاری است. از طرفی، ضرورت وجود پرستاران خلاق در بخش های ویژه که مراقبت پیچیده تر به بیماران شدیدا بدحال ارائه می دهند، احساس می شود؛ لذا این مطالعه با هدف تعیین و مقایسه سطح مهارت خلاقیت دانشجویان پرستاری و پرستاران شاغل در30 بخش مراقبت ویژه در بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1392 انجام شد.

    روش ها

    در این مطالعه مقطعی کلیه دانشجویان سال اول (131 نفر) و آخر پرستاری (126 نفر) به روش سرشماری و 150 نفر از پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه به روش تصادفی ساده از بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1392 انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت عابدی استفاده شد. داده ها با نرم افزارSPSS در سطح معنی داری p<0/05 و با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون توکی تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین امتیاز مهارت خلاقیت در دانشجویان سال اول 4/7±1/126، در دانشجویان سال چهارم 6/8±4/142 و در پرستاران 4/8±6/151 بود، که از نظر آماری معنی دار (05/0>P) بود. همچنین تفاوت معنی داری بین دانشجویان سال اول و سال چهارم (01/0>p)، سال اول و پرستاران شاغل (02/0=p) و سال چهارم و پرستاران شاغل (01/0=p) وجود داشت، به گونه ای که میانگین امتیاز مهارت خلاقیت پرستاران شاغل از دانشجویان سال اول و چهارم بیشتر بود.

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد، مهارت خلاقیت در پرستاران شاغل در بخش های ویژه بیشتر از دانشجویان و در دانشجویان سال آخر بیشتر از دانشجویان سال اول بود. پایین تر بودن مهارت خلاقیت دانشجویان پرستاری در مقایسه با پرسنل پرستاری نشان دهنده لزوم تلاش برای ارتقای این مهارت با برنامه ریزی در آموزش دانشجویان و بکارگیری روش های تدریس نوین می باشد.

    کلیدواژگان: خلاقیت، دانشجوی پرستاری، پرستار، مراقبت ویژه
  • مصطفی شیخ زاده، بهرام نبی لو، شیوا بابایی صفحات 21-29
    مقدمه
    نظام آموزش عالی سرمایه انکار ناپذیر هر کشوری بوده و نقش های مختلفی در جوامع به عهده دارد. اطمینان از کسب دانش، مهارت و صلاحیت های لازم توسط دانش آموختگان و ارزشیابی به عنوان یک امر مدیریتی از ضروریات این نظام است. مطالعه حاضر، با هدف بررسی شیوه های متداول ارزشیابی تحصیلی از نظر اعضای هیات علمی انجام شد.
    روش ها
    در این بررسی توصیفی تحلیلی در سال 1392، تعداد 167نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون رتبه ایی فریدمن، آزمون t مستقل و آنالیز واریانس و از طریق نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    از مجموع 165 نفر پاسخ گو، 27 نفر مدرک PhD و 108 نفر دکترای تخصصی پزشکی داشتند. از نظر اعضای هیات علمی، الگوهای مشارکتی و هدف آزاد الگوهای مطلوب تری بودند. تحلیل نتایج نشان داد ترجیح الگوها براساس سابقه تدریس، جنسیت و پست مدیریتی معنی دار نبود. آنالیز واریانس و آزمون LSD نشان داد در الگوی هدف گرا تفاوت میانگین نمرات در رتبه دانشیار (95/3) با رتبه استادیار (62/3) معنی دار بود)013/0(P= و در الگوی مدیریت گرا نیز تفاوت میانگین نمرات در رتبه مربی (66/4) با رتبه استادیار (38/4) معنی دار بود) 042/0(P=.
    نتیجه گیری
    دیدگاه ها و علایق اعضای هیات علمی در مورد الگوها نشان داد توجه صرف به اهداف تعیین شده و نتایج برنامه ها کافی نیست. لذا می بایست به نتایج پیش بینی نشده و واقعی و مشارکت دادن ذینفعان و بخصوص دانشجویان نیز که در انتخاب الگوی ارزشیابی نقش مهمی دارند توجه شود. این امر موجب افزایش اعتبار ارزشیابی و اثربخشی آن خواهد بود.
    کلیدواژگان: سنجش، آموزش، دانشکده، ارزشیابی
  • سیدعلی رودباری، امیر سالاری، تارا هدایتی امامی، بابک بخشایش اقبالی، احسان کاظم نژاد لیلی، یاسر مودبی صفحات 30-40
    مقدمه
    ارزیابی مکرر آموزش پزشکی برای ارتقاء و بهبود کیفی آموزش پزشکی ضروری است. بررسی دیدگاه دانش آموختگان درباره ارزش کاربردی مباحث آموزشی و میزان کفایت بالینی شان، یکی از روش های ارزیابی آموزش پزشکی می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش پزشکان درباره ارزش کاربردی موضوعات تدریس شده در زمینه بیماری های مغز واعصاب وهمچنین درباره میزان توانمندی شان در تشخیص و درمان بیماری های شایع مغز و اعصاب انجام شده است.
    روش ها
    این پژوهش توصیفی – مقطعی در سال 1392 به طور تصادفی بر روی پزشکان عمومی مشمول طرح که از ابتدای سال 81 تا انتهای سال 91 فارغ التحصیل شده اند و در طی تحصیل دوره ی کارورزی مغز و اعصاب را گذرانده و در زمان مطالعه در یکی از رسته های بهداشتی و یا درمانی در استان گیلان مشغول به کار بودند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه حاوی سه بخش اطلاعات دموگرافیک، ارزیابی کاربرد عملی سرفصل های تعیین شده توسط شورای آموزش و برنامه ریزی پزشکی از دیدگاه پزشکان،و ارزیابی کفایت تشخیصی و درمانی پزشکان در رابطه با سرفصل های تعیین شده بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، استنباطی (Independent test و Mann Whitney) و توسط نرم افزار spss انجام شد.
    یافته ها
    در این مطالعه 148 پزشک عمومی مورد بررسی قرار گرفتند. در ارزیابی ارزش کاربردی سرفصل های تعیین شده بر اساس نظرات پزشکان مشمول طرح بدون در نظر گرفتن رسته ی کاری، به ترتیب فیزیوپاتولوژی، تشخیص و درمان سردرد (82/ 91 درصد)، سرگیجه (5/88 درصد) و عوارض عصبی بیماری های داخلی(8 / 58 درصد)، دارای بیشترین ارزش کاربردی با اهمیت و بسیار با اهمیت بودند. در ارزیابی کفایت تشخیصی و درمانی پزشکان مشمول طرح بدون در نظر گرفتن رسته ی کاری، بیشترین درصد کفایت تشخیصی و درمانی به ترتیب به سردرد (7/77 درصد)، سرگیجه (5/61 درصد) و انجام معاینه ی عصبی و اخذ شرح حال بیماری عصبی (50 درصد) تعلق داشت. در بررسی وضعیت کلی کفایت تشخیصی درمانی پزشکان مشمول طرح در رابطه با سرفصل های آموزشی بیماری های مغز و اعصاب، مشخص شد که اکثریت آن ها (5/65 درصد) دارای کفایت تشخیصی درمانی ضعیفی هستند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، اکثریت پزشکان مشمول طرح دارای کفایت تشخیصی و درمانی ضعیفی هستند، بنابراین پیشنهاد می شود که بازنگری به صورت اختصاص دادن وقت و توجه بیشتر در رابطه با سرفصل های آموزشی با ارزش کاربردی بالا و حذف و یا محدود نمودن سرفصل های آموزشی که ارزش کاربردی کمی دارند اعمال شود.
    کلیدواژگان: پزشکان عمومی، آموزش پزشکی، کفایت بالینی، بیماری های سیستم عصبی
  • بهمن اکبری، نعیما خدادادی، سید محمد جوادموسوی، سید عارف اصلی، لیلاروحی بلسی صفحه 41
    مقدمه
    خودکارآمدی به عنوان یکی از عوامل مهم موفقیت در روابط بین فردی مورد توجه وتاکید است. آموزش ابراز وجود و راهبردهای شناختی می توانند بر خودکارآمدی دانشجویان موثر باشند. از این رو هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی دو روش آموزش راهبردهای شناختی و ابراز وجود بر خودکارآمدی عمومی در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی انزلی بود.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی سه گروهه بود. تعداد 60 نفر از دانشجویان دختر رشته های تحصیلی مدیریت، حسابداری، حقوق و فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی انزلی در سال 90 که دارای نمره خودکارآمدی عمومی پایین بودند، غربالگری شدند و به طریق تصادفی به سه گروه شامل دوگروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. آموزش راهبردهای شناختی و ابراز وجود در 8 جلسه برای دو گروه آزمایش بطور جداگانه اجراء شد. در این مطالعه برای ارزیابی خودکارآمدی از ابزار خودکارآمدی شوارزر استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با کوواریانس تحلیل و با تست تعقیبی بن فرونی انجام شد.
    یافته ها
    میانگین نمره خودکارآمدی در گروه آزمایش 1 قبل از آموزش راهبردهای شناختی 12/22 و بعد از آموزش 27 بود. هم چنین در گروه آزمایش 2 قبل از آموزش ابراز وجود 04/20 و بعد از آموزش 37/25 بود که نشان داد نمرات خودکارآمدی در هر دو گروه به طور معنی داری افزایش یافته است(01/0(P<. مقایسه تفاوت میانگین های دوگروه نشان داد آموزش ابراز وجود بیشتر از راهبردهای شناختی بر میزان خودکارآمدی عمومی موثربوده است.
    نتیجه گیری
    نتایج موید آن است که با استفاده از آموزش راهبردهای شناختی و ابراز وجود می توان خودکارآمدی عمومی را افزایش داد. اما تاثیر آموزش ابراز وجود بر خودکارآمدی بیشتر از آموزش راهبردهای شناختی بوده است. بنابراین شایسته است آموزش این مهارت ها در دوران تحصیل به خصوص از سنین پایین تر به طور جدی به افراد ارائه شود و بر آموزش مهارت ابراز وجود تاکید بیشتری گردد. بدون تردید یکی از راه های پیشرفت یک جامعه، بالا رفتن خودکارآمدی افراد و به ویژه نسل جوان آن جامعه می باشد.
    کلیدواژگان: آموزش، فرایند شناختی، ابراز وجود، خودکارآمدی
  • مرضیه فدایی، پریسا نیلفروشان، احمد صادقی صفحات 50-57
    مقدمه
    اهمال کاری یک عادت رفتاری شایع در بین افراد است و پژوهش ها حاکی از آن است که یکی از عوامل به وجودآورنده و تشدیدکننده اهمال کاری، تکانشی بودن است که یکی از نشانه های اختلال بیش فعالی/کم توجهی است. از طرفی دیگر با توجه به اهمیت شغل در زندگی افراد که در طول مسیرشغلی آنان قرار دارد، این مطالعه با هدف مقایسه رشد مسیر شغلی و اهمال کاری دانشجویان بیش فعال/ کم توجه و دانشجویان نرمال دانشگاه اصفهان انجام شد.
    روش ها
    روش این پژوهش علی- مقایسه ایی است. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان کارشناسی دانشگاه اصفهان بود، که تعداد 220 نفر، به روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ایی انتخاب شدند و به وسیله ی پرسشنامه رشد مسیر شغلی، پرسشنامه اهمال کاری و مقیاس درجه بندی وندر یوتا در سه گروه بیش فعال /کم توجه، مشکوک به بیش فعالی/کم توجهی و نرمال مورد مقایسه قرار گرفتند. این پرسشنامه ها از روایی و پایایی مطلوب برخوردار بودند. داده ها از طریق آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی با روش تحلیل واریانس تک متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    تحلیل واریانس تک متغیره نشان داد که بین میانگین رشد مسیر شغلی دانشجویان بیش فعال/ کم توجه، مشکوک با نرمال تفاوت معنی دار وجود ندارد (25/0 = p، 38/1= F). درحالیکه میانگین اهمال کاری دانشجویان بیش فعال/ کم توجه و مشکوک به طور معناداری بیشتر از اهمال کاری دانشجویان نرمال بود(01/0 > p، 47/6 = F).
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد که اختلال بیش فعالی/کم توجهی بر میزان اهمال کاری دانشجویان تاثیر گذار است. لذا درمان دارویی و نیز مداخلات آموزشی در زمینه کنترل اهمال کاری برای بهبود عملکرد این دانشجویان پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: اختلال بیش فعالی، کم توجهی، رشد مسیر شغلی، اهمال کاری
  • راضیه نظری وانانی، سیده زینب صالحی، فرشته آیین، نرگس علایی صفحات 58-64
    مقدمه
    تفاوت های افراد در یادگیری تا حدی به هوش و توانایی افراد بستگی دارد و عوامل متعددی مانند انگیزه، محیط مناسب، کیفیت آموزشگاه و مربی در آن تاثیر گذارند. علاوه بر این موارد، عامل موثر دیگر بر یادگیری فراگیران، سبک یادگیری آنان است که فراگیران، آن را همچون دیگر توانایی ها از طریق تجربه به دست می آورند. در همین راستا مطالعه ای با هدف تعیین سبک های یادگیری دانشجویان اتاق عمل و پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در دروس مختلف انجام گردید.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی- مقطعی، کلیه دانشجویان اتاق عمل و پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد (200 نفر) به روش سرشماری انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک یادگیری کلب استفاده شد. در پایان داده ها از طریق نرم افزار آماریSPSS و آزمون های آماری توصیفی (درصد فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و آزمون های تحلیلی (کای دو) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.
    یافته ها
    از 200 دانشجوی شرکت کننده در این مطالعه 77 درصد مونث و 23 درصد مذکر بودند. سبک یادگیری ترجیحی در میان کلیه ی دانشجویان به ترتیب 5/56 درصد انطباق یابنده، 5/37 درصد واگرا، 5/5 درصد همگرا و 5/0 درصد جذب کننده گزارش شد. همچنین آزمون کای دو نشان داد بین جنسیت، علاقه به رشته ی تحصیلی و سن با سبک یادگیری تفاوت معنی داری وجود ندارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه سبک های یادگیری غالب دانشجویان سبک انطباق یابنده بوده است، لازم است مدرسان دانشگاه توجه بیشتری به این سبک یادگیری دانشجویان داشته باشند، تا با استفاده از استراتژی های مختلف آموزشی باعث تقویت و افزایش توانمندی های لازم برای این گروه از فراگیران در محیط های آموزشی و کاری شوند.
    کلیدواژگان: سبک یادگیری، دانشجویان، اتاق عمل، پرستاری
  • حمیدرضا ذاکرجعفری، بهزاد همکار، نسترن میرفرهادی صفحات 65-71
    مقدمه
    امروزه دانشکده های دندانپزشکی درسراسردنیا با چالش های عمده درارائه خدمات آموزشی جامع برای دستیابی به کفایت لازم برای کار دندانپزشکی درفارغ التحصیلان روبه رو هستند. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین دیدگاه های دانشجویان دندانپزشکی از کیفیت خدمات آموزشی دردانشکده دندانپزشکی رشت طراحی و اجرا گردید.
    روش ها
    دراین مطالعه مقطعی - تحلیلی، 105 نفراز دانشجویان بخش های پری کلینیک و کلینیک دانشکده دندانپزشکی درسال 1393به روش سر شماری انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه استاندارد سروکوال شامل دو بخش اطلاعات فردی و پنچ بعد کیفیت خدمات آموزشی (ابعاد فیزیکی، تضمین، پاسخگویی، اطمینان و همدلی) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی وآمار استنباطی کای دو و t زوج از طریق نرم افزار SPSS انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد میانگین سنی دانشجویان 6/2±28/22 و اکثریت دانشجویان (52 درصد) دختربودند. درهرپنج بعدخدمات آموزشی بین وضع موجود و ایده آل دانشجویان از کیفیت خدمات آموزشی شکاف منفی وجود داشت. ابعاد پاسخگویی و تضمین به ترتیب با (910/0-) و(820/0-) بیشترین شکاف منفی و بعد فیزیکی با (760/0-) کمترین شکاف را به خود اختصاص دادند.
    نتیجه گیری
    انتظارات دانشجویان درمورد کیفیت آموزش فراتراز درک آنها از وضعیت موجود است و دراین میان عدم توجه به نیازهای دانشجویان درتدوین برنامه آموزشی نقش مهمی در کاهش رضایت دانشجویان داشته است. از این رو اطلاع از عقاید و نظرات آنان می تواند منبعی از اطلاعات برای استفاده مدیران آموزشی درتصمیم گیری های کلی و جزئی برای ارتقای کیفیت آموزش فراهم آورد.
    کلیدواژگان: آموزش، دانشجویان، دندانپزشکی، سروکوال
  • حسین کریمی مونقی، زهرا مرضیه حسنیان * صفحات 72-77

    موضوع یاددهی و یادگیری از موضوعات اساسی در هر جامعه ای می باشد و عناصر اصلی این مطلب معلم و یادگیرنده هستند. در روانشناسی مکتب ها و روش های مختلفی وجود دارند که هرکدام به نوبه خود در زمینه های مختلف رفتار پژوهش های گسترده و فراوانی را بعمل آورده اند و واقعیت ها و نظریه های یادگیری را از دیدگاه های خاص مورد بررسی قرار داده اند. خرد گرائی بیان می کند که عقل بالاترین نیرو و استعداد در انسان است، چون به کمک آن می توان به اندیشه های مجرد پی برد. تجربه گرایان بیان می کنند که از راه تجربه می توان دنیای پیرامون را مطالعه کرد. عمل گرایان ایده ها را در عمل به کار می گیرد. یادگیری از دیدگاه ساخت گرایان تغییر در ساخت شناختی و فرایندهای ذهنی فرد محسوب می شود. یادگیری گشتالتی، یادگیری از راه کسب بینش را مطرح می نماید. در یادگیری گشتالتی قوانین یادگیری مانند شباهت مطرح می شود. نظریه یادگیری کلامی آزوبل معنی دار کردن یادگیری را وجود رابطه بین یادگیری های قبلی و یادگیری جدید می داند.
    براساس نظریه یادگیری تجربی، یادگیری به روش های تجربه عینی، مفهوم سازی انتزاعی، مشاهده تاملی و نیز آزمایش گری فعال صورت می گیرد. از دیدگاه این نظریه یادگیرندگان بطور غالب در جهت یادگیری مشخصات یکی از انواع سبک های واگرا، جذب کننده یا تحلیل کننده، تطبیق یابنده و همگرا دارند. یادگیری شناختی اجتماعی بریادگیری از راه مشاهده استوار است. این نظریه شناختی رفتاری است که در آن هم بر تقویت و تنبیه و هم بر فرایندهای شناختی تاکید شده است. هدف این مطالعه معرفی و شناخت مکاتب و نظریه های روانشناسی پرورشی و راه های مختلف آموزش و یادگیری می باشد که بر مبنای آن ها مدرسین راه های مناسب آموزشی را جهت مشکلات آموزشی انتخاب کنند و آن ها را به کار گیرند.

|
  • Js Tabrizi, S. Azami, Aghdash Pages 1-10
    Introduction

    Clerkship and internship courses are very important in health service management education. Due to weaknesses in holding of these courses in last few years, the aim of this study is to explore the viewpoints of Iranian master students in health service management about methods of implementing clerkship and internship courses.

    Methods

    In this qualitative study with phenomenological methodology, using purposive sampling method 9 people of health services management students from 7 medical sciences universies including: Tehran (1 person), Tabriz (1 person), Kerman (1 person), Esfahan (1 person), Shiraz (1 person), Gazvin (2 persons) and Azad university (2 persons) that 4 people were male and 5 of them were female selected. data were collected using focus group discussion and semi- structured interviews, conducted in2012 through open- ended questionnaire and were analyzed using Content- Analysis methods.

    Results

    Findings resulted in 4 main themes and 20 sub themes. The main themes included: teaching methods, evaluation, strength and weakness points. Sub themes for teaching methods included: briefings, holding timetable, having lesson plan, tasks and activities. Sub themes for evaluation included: reporting, researching, and assignment and assessments by hospital authorities. Participants had complained about evaluation methods. About strength points, participants referred to focus on applicable subjects and its research- based nature. Sub- themes for weaknesses included: high working load, poor supervision, problems in coordination with hospitals, absence of curriculum authorities, and lack of familiarity of centers’ or field’s staff with topics in health services management

    Conclusion

    According to the results of this study to improve health service nanagment clerkship and internship courses, revising of evaluation methods in of these courses, improving coordination with hospitals and more familiarity of hospitals personnels with health service management are essential.

    Keywords: Clerkship, Internship, Health Services Administration, Qualitative Research
  • Hr Sadeghi Gandomani, M. Delaram, F. Naseri, Ziba, N. Naseri, Boroujeni Pages 11-20
    Introduction

    Promotion of creative skills is one of the goals of higher education for training nursing students and also the need for innovative nurses in intensive care wards is felt to provide exclusive complex care to very ill patients. Thus, this survey aimed to compare creative skills in the nursing students and nurses in 30 intensive care units of hospital covered by Tehran University of medical sciences in 2013.

    Methods

    In this cross-sectional study, all freshman (131) and senior (126) nursing students through census method and 150 nurses in the intensive care units of hospitals covered by Tehran University of Medical Sciences in 2013 were selected by random sampling. Abedi Creativity questionnaire was used for data gathering. Data were analyzed using SPSS software, with variance analysis and Toki tests; at the significant level P<0.05.

    Results

    Mean score of creative skills scores for freshman students was 126.1±7.4, senior students 142.4±8.6 and for nurses 151/6±8/4 that was statistically significant. There is a meaningful difference between the freshman students with senior students (p<0.01), freshman students with nurses (p=0.02) and senior students with nurses (p=0.01) in terms of the mean scores of creative skills. So that nurses̛ creativity skills was more than of freshmen and senior students.

    Conclusion

    Research findings show that creative skill in critical care nurses is more than students and also in senior students is more than freshman students. Low levels of creative skill among nursing students compare to nurses indicates the necessity of the skill improvement by embedding them in students’ curriculum and using modern methods of teaching.

    Keywords: Creativity, Nursing Student, Nurse, Intensive Care Unit
  • M. Sheikhzadeh, B. Nabilou, Sh Babaei Pages 21-29
    Introduction
    Higher education system is a great asset and play different roles in societies. Ensuring of acquisition of knowledge, skills and competencies were required by the graduates and the need for evaluation as a management practice are prerequisite for this system. The present study aimed to assess the common methods of educational evaluation from the views of faculty members in Urmia University of medical sciences.
    Methods
    In this cross-sectional study, 167 members of the Faculty of Urmia Medical Sciences were selected in 2013. Data were collected by a Researcher made questionnaire. Friedman test, t-test and ANOVA were used for data analysis.
    Results
    Of 165 respondents, 27 were PhD and 108 were medical specialists. From the view of faculty members, participatory and goal-free models were more favorable. Analysis of the results revealed preference models on the basis of teaching experience; gender and having managerial position were not significant. ANOVA and LSD tests showed that in the goal-oriented model, difference of mean scores between the ranks of associate professor (3.77) and assistant professor (4.12), (P=0.003) and in the management-oriented model difference of mean scores between the ranks of lecturer (4.66) and assistant professor (4.38), were significant(P=0.04).
    Conclusion
    Viewpoint and preferences of faculty members indicated that not only the defined goals objectives and results but also unforseen actual results, participation of stakeholders, particularly students, who were important in the selection of evaluation models must be considered, so that it will strengthen their credibility and effectiveness.
    Keywords: Assessment, Education, Faculty, Evaluation
  • Sa Roudbary, A. Salari, T. Hedayati Emami, B. Bakhshayesh Eghbali, E. Kazemnezhad Leili, Y. Moaddabi Pages 30-40
    Introduction
    continuous evaluation of medical education is essential for promoting and improving medical education quality. Assessment of medical graduates viewpoints about practical value of educational topics and their clinical competencies is a method for evaluation of medical education. This study aims to determine general physician's viewpoints occupied in health care and hospital centers about practical values of subjects taught in the context of neurological diseases also, about their competencies in diagnosis and management of common neurological diseases.
    Methods
    This cross-sectional study was done in 2013 among all GPs graduated at the beginning of 2002 until the end of 2012, completed the neurological internship course during their study and occupied in health care or hospital centers in the guilan province. The questionnaire contains three parts: demographic data, assessment of the practical value of educational titles set by the General Medical Council and Planning Education by GPs qualified research project, assessment of their competencies in diagnosis and management of neurological diseases related to educational titles. The collected data were analyzed using SPSS. To describe data, the mean, standard deviation and Frequency distribution were used.to compare clinical competency scores in terms of variables, independent test was used for normal distribution and Mann whitney test was used if distribution was not normal.
    Results
    This study assessed 148 general physicians viewpoints.In assessment of practical values of educational titles without regarding to fields of work, educational titles such as physiopathology, diagnosis and management of headache, vertigo and neurological complications of interior disease, had the most "important" and "very important" values, respectively.In assessment of clinical competencies in diagnosis and management of neurological diseases, without regarding to fields of work, physicians in educational titles such as headache, vertigo, physical exanimation and history taking of neurological disease, had the most clinical competencies respectively. Assessing of overall clinical competencies of physicians in diagnosis and management of neurological diseases, shows that, the most (65.5%) of physicians had a poor clinical competencies
    Conclusions
    Regarding to poor competencies of majority of physicians in diagnosis and management of neurological diseases, this assessment suggests a review to devote much of time and attention to educational titles with high practical values and eliminating and/or limiting titles with low practical values.
    Keywords: General practitioner, Medical Education, Graduate, Clinical Competence, Nervous System Diseases
  • M. Fadaee, P. Nilforooshan, A. Sadeghi A Pages 50-57
    Introduction
    Procrastination is a common behavioural problem in people and research showed that impulsive is a factor in making and increasing procrastination which is also a sign of ADHD. Focusing on the importance of job in persons life, This research has studied in comparison of career development and procrastination between attention deficit- hyperactivity disorder (ADHD) and normal students of University of Isfahan.
    Method
    The method is a comparative and causative one. The participants are BA students of university of Isfahan among whom 220 students were chosen by clustering sample. The participants were compared and contrasted in three fields through Career Development Questionnaire, Procrastination Questionnaire, and Wender Utah Rating Scale measure. They were contrasted in three groups as attention deficit- hyperactivity disorder, to be in doubt attention deficit- hyperactivity disorder and normal ones. data were analyzed through descriptive statistics as mean, standard deviation and two levels of inferential statistics through one-variable variance analysis (p<0.01).
    Results
    The results show that there is no significant difference between career development of attention deficit- hyperactivity disorder students, to be in doubt and normal ones. There is a significant difference between procrastination among attention deficit- hyperactivity disorder, to be in doubt students and normal ones (F= 6.47, p<.01).
    Conclusion
    Totally, attention deficit- hyperactivity disorder has effect on students’ procrastination. Thus medication and educational intervention to control procrastination and improving function of students is suggested.
    Keywords: Attention Deficit, Hyperactivity Disorder (ADHD), Career Development, procrastination
  • R. Nazari Vanani, Sz Salehi, F. Aein, N. Alaee Pages 58-64
    Background
    Individual differences in learning partly depends on intelligence and ability but Various factors such as motivation, environment, quality of schools and coach also can involve it. Learning style is another effective factor in learning that like other abilities achieve through experience, In this regard, this study has been done with the aim of determining learning styles of operating room and nursing students different lessons in Shahrekord University of medical sciences in 2013.
    Methods
    In this descriptive –cross sectional study, all the operating room and nursing students of Shahrekord University of Medical Sciences were selected through census method and evaluated (N = 200). Kolb's Learning Style Questionnaire was used to collect data. At the end of the data through SPSS and descriptive statistical tests such as frequency were analyzed.
    Results
    Of 200 students participated in this study, 77% were female and 23% were male. Preferred learning style among all the students participating in this study was accommodator (56.5%), diverger (37.5%), converter (5.5%), and assimilator (5.0%).
    Conclusion
    Given that the dominant learning styles of students was accommodator style, It is necessary, University lecturers focus more attention to the learning style of students, and using various teaching strategies Strengthen and enhance the capabilities necessary for this group of learners in an educational setting and working places.
    Keywords: learning, Students, operating room, Nursing
  • Hamidreza Zakerjafari, Behzad Hamkar, Nastaran Mirfarhadi Pages 65-71
    Introduction
    Nowadays Faculty of Dentistries around the world are faced major challenges of service delivery to achieve adequate training for dental graduates. This study aimed to determine the quality of educational services from viewpoints of Dentistry students in Guilan University of medical sciences.
    Methods
    In this analytic cross sectional study, 105 students from dentistry faculty of Guilan University of Medical Sciences were selected by census sampling and were investigated by a two part standard SERVQUAL questionnaire including demographic factors and questions in five dimensions (assurance, responsiveness, confidence, empathy, tangibles).Data were analyzed using descriptive and inferential statistics tests with SPSS.
    Results
    The findings showed the average age of students was 22/28±2/6. Most of them (52%) were female. that between student's perceptions and expectations about quality of educational services in every five dimensions had gap, as highest level was responsibility and assurance domain (-0/910,-0/820) and the lowest was tangibles (-0/760).
    Conclusion
    students’ expectation about quality of education was beyond their understanding of current situation and in this regards. Lack of attention to the needs of the student task-training program has important role in reducing students satisfaction. Therefore, Dissemination of students ideas can be a source of information for management decision-making to improve the quality of education.
    Keywords: Educational, students, Dental, Servqual
  • H. Karimi Mooanaghi, Zm Hasanian Pages 72-77

    The main issues in any society are Teaching and Learning and main elements of this story are the teacher and the learner. There are different Psychology schools in which any of them in turn, have taken many extensive researches about behavior, and facts and theories of learning have been studied from a particular perspective. Rationalism asserts that the human intellect has the highest energy and talent; it can help to understand abstract ideas. Empiricist stated that the experience can be read around the world. Pragmatism applied idea to action. Learning from the perspective of constructivism is a change on cognitive construction or mind subjective process. In Gestalt learning, learning occurs on acquiring insight. In Gestalt there are learning regulations such as similarity. Verbal learning theory of Azoble being relationship between prior learning and new learning. Lead to meaningful learning. Based on experiential learning theory learning occur at concrete experience methods, abstract conceptualization, reflective observation and active experimentation.the perspective of learning theory,learners Predominantly oriented on characteristics of various styles of Accommodator, Diverger, Converger and Assimilator. Learning is based on social cognitive learning through observation. This is behavioral theory which emphasized both reinforcement and punishment and cognitive processes. The goal of this study is recognition of educational schools and different manners for education and learning that based on teachers choose and apply suitable educational manners for educational problems.

    Keywords: Educational Psychology