فهرست مطالب

  • سال نوزدهم شماره 6 (پیاپی 85، بهمن و اسفند 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/12
  • تعداد عناوین: 11
|
  • سید ابراهیم حسینی *، زهرا دلایلی صفحات 450-456
    سابقه و هدف
    لیتیوم عنصری از خانواده فلزات قلیایی است که در ترکیبات دارویی به کار رفته و در درمان اختلالات روانی، کم کاری تیروئید و افسردگی کاربرد دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثرات مزمن لیتیوم بر میزان هورمون های استروژن، پروژسترون، TSH و LH و فولیکول های تخمدانی در موش های صحرایی ماده انجام گردید.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی از 40 سر موش صحرایی ماده بالغ که به 5 گروه 8 تایی شامل گروه های کنترل، شاهد و سه دسته تجربی دریافت کننده درون صفاقی دوزهای mg/kg 180 و 120، 60 کربنات لیتیوم به مدت 21 روز تقسیم شدند، استفاده گردید. در پایان هفته سوم پس از خون گیری جهت اندازه گیری هورمون های استروژن، پروژسترون، FSH و LH، تخمدان های آن ها خارج شده و پس از تهیه و رنگ آمیزی مقاطع بافتی اقدام به شمارش انواع فولیکول ها گردید.
    نتایج
    نتایح نشان داد که لیتیوم باعث افزایش معنی دار تعداد فولیکول های آترزی شده و هم چنین، باعث کاهش فولیکول های بدوی، اولیه، ثانویه، گرآف، جسم زرد و هورمون های استروژن، پروژسترون، FSH و LH می شود (P≤0/05).
    نتیجه گیری
    مصرف لیتیوم باعث افزایش فولیکول های آترزی و نیز کاهش سایر فولیکول ها و جسم زرد در موش های صحرایی ماده بالغ می شود و احتمالا به دلیل کاهش فولیکول ها و جسم زرد میزان هورمون های جنسی نیز کاهش می یابند.
    کلیدواژگان: لیتیوم، فولیکول های تخمدانی، استروژن، پروژسترون، FSH، LH
  • نگار خراسانی، جواد بهارآرا *، علیرضا ایرانبخش، طیبه رمضانی صفحات 457-467
    سابقه و هدف
    نانوذرات نقره (AgNPs) دارای فعالیت ضد باکتری، ضد رگ زایی و ضد سرطان می باشند. هدف از این مطالعه بررسی اثرات آپوپتوتیک AgNPs با پوشش عصاره برگ آویشن شیرازی بر سلول های سرطانی کبد، رده HepG2، می باشد.
    مواد و روش ها
    سلول های سرطانی رده HepG2 با غلظت های مختلف AgNPs در زمان های 24 و 48 ساعت تیمار شدند. میزان زیست پذیری سلول ها و غلظت مهاری (IC50) با آزمونMTT محاسبه شد. جهت بررسی القای آپوپتوز در سلول های HepG2 از روش های رنگ آمیزی DAPI، اکریدن اورنج-وم او آنالیز فلوسایتومری انکسین 5-وم ا استفاده شد.
    نتایج
    یافته های حاصل از آزمون MTT نشان داد AgNPs به صورت وابسته به غلظت و زمان باعث کاهش تکثیر سلول های HepG2 می شود. IC50 در طی زمان های انکوباسیون 24 و 48 ساعت به ترتیب 40 و 30 میکروگرم بر میلی لیتر تعیین شد (P<0/05). نتایج رنگ آمیزی DAPI نشان داد AgNPs می تواند منجر به شکسته شدن DNA هسته ای شود. هم چنین، رنگ آمیزی اکریدن اورنج-وم او آزمون انکسین 5-وم ا نشان دهنده افزایش درصد سلول های آپوپتوتیک در سلول های تحت تیمار بود.
    نتیجه گیری
    AgNPs پوشش داده شده با عصاره برگ آویشن شیرازی توانایی القای آپوپتوز در سلول های سرطانی HepG2را دارد. استفاده از AgNPs می تواند به عنوان یک استراتژی امیدوارکننده در درمان سرطان کبد مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نانوذرات نقره، سرطان، آپوپتوز، آویشن شیرازی (Zataria multiflora)
  • فرنوش جامعی، عبدالحسین دلیمی اصل *، مهدی کریمی، عباس دلیمی، فاطمه غفاری فر صفحات 468-475
    سابقه و هدف
    باتوجه به برخی گزارش ها در مورد مقاومت انگل لیشمانیا نسبت به گلوکانتیم و عدم وجود واکسن برای پیشگیری از لیشمانیوز جلدی، نیاز فوری برای شناسایی روش های درمانی جدید و موثر اجتناب ناپذیر است. در مطالعه حاضر تاثیر جریان مستقیم به همراه نانو سلنیوم در کشندگی لیشمانیا ماژور در محیط کشت بررسی شده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی اثر غلظت های مختلف نانوسلنیوم در شرایط برون تنی بر علیه پروماستیگوت لیشمانیا ماژور در شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. در مرحله دوم، اثر کشندگی نانوسلنیوم به تنهایی و یا در ترکیب با 3 میلی آمپر جریان الکتریسته مستقیم در محیط کشت به مدت 10 دقیقه بررسی و میزان بقای انگل ها با استفاده از آزمون MTT (Microculture Tetrazolium Assay) محاسبه شد.
    نتایج
    در غلظت های مختلف نانوسلنیوم با گذشت زمان، تعداد پروماستیگوت ها به صورت معنی دار کاهش یافت. با استفاده از نتایج شمارش انگل، IC50 دارو 24 ساعت پس از کشت 12/5 میکروگرم بر میلی لیتر محاسبه شد. نانوسلنیوم در غلظت 100 میکرولیتر در میلی متر پس از 10 دقیقه مصرف به تنهایی باعث مرگ و میر 37/1 درصد و همراه با القا 3 میلی آمپر جریان مستقیم الکتریسیته باعث مرگ ومیر 5/91 درصد پروماستیگوت ها گردید.
    نتیجه گیری
    اگرچه استفاده از نانوسلنیوم سبب کشتن کامل پروماستیگوت های لیشمانیا ماژور نمی گردد، ولی مصرف توام جریان مستقیم الکتریسیته و نانوسلنیوم اثر هم افزایی قابل توجهی در کشندگی پروماستیگوت ها دارد.
    کلیدواژگان: لیشمانیا ماژور، نانوذرات سلنیوم، جریان الکتریسیته مستقیم، شرایط برون تنی
  • بهاره صادقی، حمیرا زردوز، هدایت صحرایی، ناهید سراحیان * صفحات 476-485
    سابقه و هدف
    آمیگدال یکی از مهم ترین مناطق مغزی در پاسخ به محرک های استرس زا است. در مطالعه حاضر نقش گیرنده های NMDA گلوتاماتی موجود در آمیگدال در مهار اثرات متابولیکی استرس حاد در موش های نر بررسی شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی-مداخله ای کانول گذاری یک طرفه و دوطرفه آمیگدال توسط دستگاه استریوتکس صورت گرفت. پس از یک هفته بهبودی، حیوانات (11 گروه 6 تایی) دوزهای مختلف ممانتین (0/1، 0/5 و 1 میکروگرم/موش) را 5 دقیقه قبل از القا استرس دریافت کردند. میزان آب و غذای دریافتی، زمان تاخیر در غذا خوردن و وزن مدفوع به عنوان معیارهای متابولیکی استرس سنجیده شد.
    نتایج
    استرس بر میزان دریافت آب بی تاثیر بوده ولی باعث کاهش دریافت غذا و افزایش تاخیر در خوردن غذا و افزایش مدفوع گردید. تزریق داخل آمیگدال راست و یا چپ ممانتین موجب کاهش آبنوشی گردید. تجویز ممانتین در دوز 0/1 میکروگرم به آمیگدال چپ موجب مهار اثر استرس و در نتیجه افزایش غذای دریافتی گردید. تزریق ممانتین چه در آمیگدال چپ و چه راست زمان تاخیر در غذا خوردن را کاهش داد و در دوزهای 1 و 0/5 میکروگرم نیز میزان دفع را کاهش داد که سمت راست هسته بیشترین اثر مهارکنندگی را در این زمینه داشت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد سیستم گلوتامات موجود در آمیگدال و به خصوص گیرنده های NMDA آن تاثیر مهمی در تنظیم پاسخ به استرس دارد که این اثر وابسته به سمت نیز می باشد.
    کلیدواژگان: استرس حاد، آمیگدال، موش نر، آنتاگونیست گیرنده های NMDA گلوتاماتی
  • ابوالفضل فیروزیان، هادی درویشی خضری * صفحه 486
    سابقه و هدف
    تجمع باکتری در حلق یکی از مهم ترین ریسک فاکتورهای پنومونی ناشی از ونتیلاسیون می باشد. هدف از این مطالعه، تعیین و مقایسه اثرات ضد باکتریایی دهانشویه های مختلف در بیماران تهویه مکانیکی بود.
    مواد و روش ها
    این کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور بر روی 80 بیمار بستری در بخش های ویژه بیمارستان امام خمینی(ره) ساری طی سال 89، در 4 گروه 20 نفری انجام شد. در گروه اول از دهانشویه کلرهگزیدین گلوکونات 0/2 درصد (CHX) و در گروه دوم از دهانشویه گیاهی پرسیکا با غلظت 10 درصد و در گروه سوم از دهان شویه ماتریکا با غلظت 10 درصد و در گروه چهارم از نرمال سالین استفاده شد. قبل از انجام دهانشویه و هم چنین پس از 6 دقیقه شستشوی دهان، نمونه بزاق بدون هیچ تحریکی جهت کشت استافیلوکوک طلایی و استرپتوکوک پنومونیه گرفته شد.
    نتایج
    میزان کاهش تعداد کلونی باکتری ها بعد از مداخله در هر چهار گروه معنی دار بود (P<0/001). دهانشویه های CHX، پرسیکا و ماتریکا سبب کاهش موارد مثبت استافیلوکوک طلایی (به ترتیب 0/001 P<0/008، P< و 0/01=P) و استرپتوکوک پنومونیه (001/P<0) بعد از مداخله شدند.
    نتیجه گیری
    دهانشویه های گیاهی پرسیکا و ماتریکا برروی استافیلوکوک طلایی و استرپتوکوک پنومونیه ناحیه اروفارنکس بیماران تحت تهویه مکانیکی موثرند، لذا پس از مطالعات بیشتر، به عنوان دهانشویه های جایگزین CHX در بیماران تحت تهویه مکانیکی بستری در بخش مراقبت های ویژه مطرح می باشند.
    کلیدواژگان: دهانشویه، کلرهگزیدین، پرسیکا، ماتریکا، نرمال سالین، بخش مراقبت های ویژه، تهویه مکانیکی
  • رحمان سوری *، محمدرضا اسد، زهره براهویی جمار، نجمه رضاییان صفحات 495-504
    سابقه و هدف
    آدیپولین (CTRP12)، آدیپوسایتوکاین ضد التهابی مترشحه از بافت چربی است که در بهبود حساسیت انسولینی نقش دارد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تمرینات هوازی بر سطح سرمی آدیپولین و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) در مردان دارای اضافه وزن می باشد.
    مواد و روش ها
    مطالعه نیمه تجربی حاضر در بهار 1393 در یکی از مجموعه های ورزشی شهر خرم آباد انجام شده است. 26 مرد 50-35 سال، کم تحرک و دارای اضافه وزن (شاخص توده بدنی>25 کیلوگرم بر مترمربع) به طور تصادفی به دو گروه تجربی (13 نفر) و کنترل (13 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی ها درگروه تجربی در 10 هفته تمرینات هوازی دویدن در شدت 70-50 درصد ضربان قلب بیشینه، 45-30 دقیقه در هر جلسه، سه جلسه در هفته شرکت کردند. سطوح آدیپولین، انسولین و گلوکز ناشتا و شاخص های آنتروپومتری قبل و 72 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین اندازه گیری شدند.
    نتایج
    سطوح آدیپولین، انسولین و گلوکز ناشتا و ارزش های HOMA-IR پس از اجرای 10 هفته تمرینات هوازی با تغییر معنی دار همراه نبود (0/05
    نتیجه گیری
    اجرای 10 هفته تمرینات هوازی تاثیر معنی داری بر سطوح آدیپولین در مردان کم تحرک و دارای اضافه وزن ندارد و این یافته با تغییرات مقاومت انسولینی هم سو می باشد.
    کلیدواژگان: تمرینات هوازی، آدیپولین، مقاومت به انسولین، مردان دارای اضافه وزن
  • مریم نجارزادگان، وحید نجاتی *، نسرین امیری صفحات 504-510
    سابقه و هدف
    تصمیم گیری پرخطر یکی از نقص های محوری در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی است. عوامل متعددی برای نقص در تصمیم گیری افراد مبتلا به این اختلال وجود دارد که از جمله آنها نقص در عملکرد های اجرایی از جمله حافظه کاری است. هدف از مطالعه حاضر نشان دادن رابطه بین حافظه کاری و تصمیم گیری پرخطر در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی است.
    مواد و روش ها
    در مطالعه مقطعی حاضر، نمونه گیری به شیوه در دسترس و شامل 45 نفر (19 دختر و 26 پسر) از کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود که از طرف روانپزشکان ارجاع داده شده بودند. کودکانی که طبق تشخیص روانپزشکان اختلالات همراه داشتند از مطالعه کنار گذاشته شدند. عملکرد حافظه کاری با استفاده از تکلیف چند محرک پیشین (ان بک) و تصمیم گیری پرخطر با آزمون خطرپذیری بادکنکی (بارت) در کلینیک توانبخشی شناختی دانشگاه شهید بهشتی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    سه زیرمتغیر آزمون خطرپذیری همبستگی معنی دار با نمره دقت حافظه کاری داشتند (P<0/01) و نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که می توان با در دست داشتن نمره دقت حافظه کاری، نمره تنظیم شده آزمون خطرپذیری که اصلی ترین نمره این آزمون است پیش بینی کرد (P<0/01).
    نتیجه گیری
    با کاهش ظرفیت حافظه کاری، خطرپذیری آزمودنی ها افزایش پیدا می کند و می توان با کمک نمره دقت حافظه کاری، خطرپذیری را در این کودکان پیش بینی کرد. به عبارت دیگر، پس از بالا بردن ظرفیت حافظه کاری، خطرپذیری در این کودکان کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: حافظه کاری، عملکردهای اجرایی، اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی، تصمیم گیری
  • مهدی رهنما *، میثم فروزنده، الهام قاسملو صفحات 511-519
    سابقه و هدف
    آنتی اکسیدان ها می توانند از بار اکسیداتیو ناشی از تولید رادیکال های آزاد جلوگیری کنند. از آنجایی که مرزه دارای ترکیب های آنتی اکسیدانی است، در این مطالعه به بررسی اثر عصاره مرزه بر میزان ادم مغزی، نفوذپذیری سدخونی-مغزی و امتیاز نقص های نورولوژیک پرداختیم.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی 70 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی به 5 گروه (14=n) تقسیم شدند: گروه کنترل (تیمار با آب مقطر+القای ایسکمی)، سه گروه آزمایشی (تیمار با عصاره مرزه با دوزهای mg/kg50، 75 و100+ القای ایسکمی) و گروه شم (عدم تیمار و القای ایسکمی). تیمار به مدت 30 روز به صورت خوراکی و از طریق گاواژ صورت گرفت. هرکدام از گروه ها به دو زیرگروه (7=n) تقسیم شده و به ترتیب نفوذپذیری سدخونی-مغزی (غلظت اونس بلو) و میزان ادم (درصد آب مغزی) در آنها بررسی شد. هم چنین، در هر دو زیرگروه نقص های نورولوژیک مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    داده های حاصل از این مطالعه نشان داد که هر سه دوز مرزه سبب کاهش غلظت اونس بلو (به ترتیب: 0/75±8/93، 0/74±7/69 و 0/56±6/68 نسبت به گروه کنترل 0/52±11/27) و درصد آب مغزی (0/71±82/21، 0/69±81/88 و 0/89± 80/50 نسبت به 0/81±84/46) شده و دو دوز mg/kg100 و 75 سبب کاهش امتیاز نقص های نورولوژیک (به ترتیب 0/27±1/43 و 0/21±1 نسبت به گروه کنترل 0/32±3/36) می گردد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد مرزه بتواند به واسطه افزایش استحکام سد خونی-مغزی و جلوگیری از ایجاد ادم، اثر حفاظتی در برابر آسیب های ناشی از سکته مغزی اعمال کند.
    کلیدواژگان: مرزه، سکته ی مغزی، نفوذپذیری سدخونی، مغزی، ادم مغزی، نقص های نورولوژیک
  • رحیم گل محمدی *، محمد جواد نمازی صفحات 520-526
    سابقه و هدف
    مطالعات موجود درباره نقش سرطان زایی آلل هموزیگوتی و هترزیگوتی T/A کدون F31I ژن (STK15 (Serine/ Threonine Kinase در تومورهای مهاجم مجرایی سرطان پستان اطلاعات ضد و نقیضی ارایه می دهند. هدف این مطالعه مشخص کردن ژنوتیپ های F31I ژن STK15 در کارسینومای مهاجم مجرایی سرطان پستان در مقایسه با نمونه های کنترل در شهرستان سبزوار بوده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 200 زن شامل 100 نفرمبتلا به کارسینومای مهاجم مجرایی و100 نفر سالم انجام گرفت. DNA نمونه ها به وسیله کیت استاندارد استخراج شد و کدون F31I با استفاده ازPCR تکثیر شده و پلی مورفیسم ژنوتیپ های ژن STK15 با روش(Restriction Fragment Length Polymorphism (PCR-RFLP تعیین شد.
    نتایج
    فراوانی ژنوتیپ هتروزیگوتی فنیل آلانین/ایزولوسین (Phe/Ile) در نمونه های سرطانی و سالم به ترتیب 70 (35 درصد) و 82 (41 درصد) بود. فراوانی ژنوتیپ هموزیگوتی ایزولوسین/ایزولوسین (Ile/Ile) نیز در نمونه های آدنوکارسینومای مهاجم مجرایی 30 (15 درصد) و در نمونه های سالم 18 (9 درصد) بود. ژنوتیپ فنیل آلانین/ فنیل آلانین (Phe/Phe) در هیچ کدام از موارد سرطانی یا سالم مشاهده نشد. هم چنین، نتایج نشان داد که آلل هوموزیگوت (Ile/Ile) در مبتلایان به سرطان (مورد) در مقایسه با موارد شا هد (سالم) به طور معنی داری بیشتر است (P<0/034).
    نتیجه گیری
    این مطالعه اولین گزارش در مورد ژنوتیپ های F31I در سرطان پستان از سبزوار در ایران است که نشان می دهد فرم (Ile/Ile) در نمونه های کارسینومای مهاجم مجرایی به طور معنی داری از افراد سالم بیشتراست. بنابراین می توان پیشنهاد کرد که تعیین ژنوتیپ F31I ژن STK15 می تواند در تشخیص بهتر، تعیین پیش آگهی و چگونگی درمان کمک کننده باشد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، کارسینومای مهاجم مجرایی، کدون F31I، ژن STK15
  • حسن رجبی مقدم، زهرا چیت سازیان *، بتول زمانی، مائده معمار صفحات 527-532
    سابقه و هدف
    هموسیستئین یک آمینو اسید تولیدی در چرخه متابولیسم متیونین است. در مطالعات گذشته نقش علیتی هموسیستئین در بروز بیماری عروق کرونری بررسی شده است، اما سطح سرمی هموسیستئین در بیماران دیابتی و غیردیابتی مبتلا به بیماری عروق کرونر مقایسه نشده است. در این مطالعه به بررسی این موضوع پرداخته شده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی 200 بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر طی سال 1393 در بیمارستان شهید بهشتی کاشان انجام شده است. ابتلای بیماران به بیماری عروق کرونر توسط آنژیوگرافی تائید شد. سطح سرمی هموسیستئین، BUN، کراتینین، هموگلوبین A1c و میانگین فشار خون بیماران اندازه گیری شد.
    نتایج
    در این مطالعه 108 نفر (54 درصد) از بیماران مرد بودند. میانگین غلظت هموگلوبین A1c در بیماران دیابتی 1/44±6/69 و در بیماران غیردیابتی 0/92±5/74 بود (0/001 P<). میانگین سطح سرمی هموسیستئین در بیماران مبتلا به دیابت 6/86±19/89 میکرومول بر لیتر و در بیماران غیردیابتی 9/93±24/35 میکرومول بر لیتر بود (P<0/001).
    نتیجه گیری
    در مجموع می توان گفت سطح سرمی هموسیستئین در همه مبتلایان به بیماری عروق کرونری بالاتر از سطح نرمال بوده و در مبتلایان به بیماری عروق کرونری بدون دیابت به شکل معنی داری بیشتر از بیماران مبتلا به دیابت بود. در ضمن در بیماران دیابتی مبتلا به بیماری عروق کرونری میزان کراتینین سرم و پروتئین ادرار بیشتر از بیماران غیر دیابتی بود.
    کلیدواژگان: دیابت، بیماری عروق کرونری، هموسیستئین
  • علیرضا فارسی، زهرا فتحی رضایی *، سید حجت زمانی ثانی صفحات 533-542
    سابقه و هدف
    تحقیقات نشان داده اند انگیزش برای سلامتی بعد مهمی در رضایت از اوقات فراغت است. بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی روایی و پایایی مقیاس ارجحیت تجربه تفریحی در سالمندان ایرانی می باشد.
    موارد و
    روش ها
    تعداد 552 شرکت کننده (347 مرد، 205 زن) سالمند با دامنه سنی 60 سال به بالا از 9 استان کشور طی سال 1392 به صورت چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیکی و مقیاس ارجحیت تجربه تفریحی بود. داده ها با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی با چرخش واریماکس، تحلیل عامل تاییدی برای روایی سازه و هم چنین ضریب همبستگی پیرسون برای روایی سازه همسانی درونی، ضریب آلفای کرونباخ برای پایایی و آزمون تحلیل واریانس به منظور روایی سازه بررسی شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد این مقیاس از ساختار عاملی اکتشافی قابل قبولی برخوردار است، به طوری که 5 مولفه قابلیت عامل شدن را دارند و 17 گویه، 71/06 درصد واریانس را پیش بینی کردند. در تحلیل عامل تاییدی مدل مرتبه اول و دوم مقیاس به طور مناسبی تایید شد. هم چنین، نتایج نشان داد این مقیاس در کل و در 5 عامل از همسانی درونی قابل قبولی برخوردار است (آلفای کرونباخ از 0/70 تا 0/92). به علاوه، همبستگی مثبت و معنی داری بین گویه ها با عوامل و بین عوامل با کل مقیاس وجود داشت.
    نتیجه گیری
    تحقیق حاضر بیان گر روایی و پایایی قابل قبول نسخه فارسی مقیاس ارجحیت تجربه تفریحی در سالمندان ایرانی بود. بنابراین، از این مقیاس می توان برای اندازه گیری ارجحیت تجربه تفریحی در سالمندان ایرانی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: ارجحیت تجربه، سالمندان، اوقات فراغت، روایی، پایایی
|
  • Seyyed Ebrahim Hosseini*, Zahra Dalaeli Pages 450-456
    Background
    Lithium is one of the elements of the alkali metal family used in pharmaceutical formulations, which can be used for the treatment of mental disorders, hypothyroidism and depression. This study aimed to determine the chronic effects of lithium on the estrogen, progesterone, FSH, LH hormones and ovarian follicles in adult female Wistar rats.
    Materials And Methods
    In this experimental study, 40 adult female rats were divided into five groups of 8 rats, including control, sham and three experimental groups receiving intraperitoneal doses of 60, 120 and 180 mg/kg lithium carbonate for 21 days, respectively. At the end of the third week, and after taking the blood samples to measure estrogen, progesterone, FSH and LH hormones, the rat's ovaries were removed and after the preparation and staining of the tissue sections, the follicles were counted.
    Results
    The results showed that lithium significantly caused to increase the number of atresia follicles and also decrease primordial, primary, and secondary follicles, graphs, corpus luteum and estrogen, progesterone, FSH and LH hormones (P≤0.05).
    Conclusion
    According to the results of the current study, the use of lithium can increase atresia follicles and decrease other follicles and corpus luteum in adult female rats, and probably due to the reduction of follicles and corpus luteum, the sexual hormone levels are also decreased.
    Keywords: Lithium, Ovaries follicles, Estrogen, Progesterone, FSH, LH
  • Negar Khorasani, Javad Baharara *, Alireza Iranbakhsh, Tayebeh Ramezani Pages 457-467
    Background
    Silver nanoparticles (AgNPs) have antibacterial, anti-angiogenesis and anti-cancer activity. The purpose of this study was to examine the apoptotic effects of AgNPs coated with Zataria multiflora leaves extract on HepG2 liver cancer cells.
    Materials And Methods
    HepG2 cancer cell lines were treated with different concentrations of AgNPs for 24 and 48 hours. The viability of the cells and inhibitory concentration (IC50) were determined by the methylthiazol tetrazolium (MTT) assay. To evaluate the ability of AgNPs to induce apoptosis in HepG2 cells, the 4′,6-Diamidino-2-phenylindole dihydrochloride (DAPI), acridine orange-propidium iodide staining and flow cytometry analysis for annexin V- propidium iodide were used.
    Results
    The results of the MTT assay showed that AgNPs decreased the proliferation of HepG2 cells in dose- and time-dependent manner. The IC50 during the incubation times of 24 and 48 hours were determined 40 and 30 μg/mL, respectively (P<0.05). The results of DAPI staining showed that AgNPs can lead to break down of nuclear DNA. Moreover, the acridine orange-propidium iodide staining and annexin V-propidium iodide showed that the percentage of apoptotic cells was increased in the treated cells.
    Conclusion
    Silver nanoparticles covered with Z. multiflora leaf extract have the ability to induce apoptosis in cancer cells HepG2 and they can be considered as a promising strategy for the treatment of liver cancer.
    Keywords: Silver nanoparticles, Cancer, Apoptosis, Zataria multiflora
  • Farnosh Jamei, Abdolhosein Dalimi–Asl *, Mehdi Karimi, Abbas Dalimi, Fatemeh Ghaffarifar Pages 468-475
    Background
    Regarding some reports on the resistance of Leishmania to Glucantime and the absence of an effective vaccine for the prevention of cutaneous leishmaniasis, there is an urgent need to identify a new and effective therapeutic method. Therefore, the present study aimed to examine the effect of direct current electricity in combination with selenium nanoparticles on the killing of Leishmania major in vitro.
    Materials And Methods
    In this experimental study, the effect of different concentrations of selenium nanoparticles was evaluated against Leishmania major promastigotes in vitro. In the second step, the killing effect of selenium nanoparticles alone or in combination with 3 mA direct electric current was assessed in promastigote culture for 10 minutes. Then, the survival rate of the infected promastigotes was evaluated using the Microculture Tetrazolium Assay.
    Results
    The various concentrations of selenium nanoparticles significantly decreased the number of live promastigotes over time. Based on the parasite count, the half inhibitory concentration (IC50) of the nanoparticles was calculated 12.5 μg/ml after 24 hours of cultivation. Using selenium nanoparticles alone at the concentration of 100 μl/ml and in combination with 3 mA direct current electricity after 10 minutes caused 37.1% and 91.5% mortality in the promastigotes, respectively.
    Conclusion
    Although the use of selenium nanoparticles alone cannot kill the Leishmania major promastigotes completely, the combined use of both direct current electricity and selenium nanoparticles has a significant synergistic effect on promastigote mortality.
    Keywords: Leishmania major, Selenium nanoparticles, Direct current electricity, in vitro
  • Bahareh Sadeghi, Homeira Zardooz, Hedayat Sahraei, Nahid Sarahian* Pages 476-485
    Background
    Amygdala is known as one of the most important regions of the brain in response to stressful stimuli. In the present study, the role of N-methyl-D-aspartate (NMDA) glutamate receptors within the amygdala in inhibition of the metabolic effects of acute stress in male mice was investigated.
    Materials And Methods
    In this experimental study, bilateral or unilateral amygdala cannulation was performed stereotaxically. After a seven-day recovery period, the animals (11 groups of seven each) received different doses of memantine (1, 0.5, and 0.1 µg/mouse) five min before the stress induction. Food and water intake, delay to eating time, and fecal material as stress metabolic parameters were measured.
    Results
    Stress had no effect on water intake, but reduced food intake and, increased delay to eating time and fecal materials. Moreover, injection of memantine to the right or left side of amygdala decreased water intake, and injection at a dose of 0.1 µg to the left amygdala inhibited the effect of stress and increased the food intake. Also, an injection of memantine in the left or right amygdala decreased delay to eating time and decreased fecal material at 1 and 0.5 µg/mouse doses that the right of the core had the greatest inhibitory effect in this regard.
    Conclusion
    It seems that the amygdala glutamate system, in particular its NMDA receptors, may have a significant effect on regulating the stress responses, which this effect is a side-dependent phenomenon.
    Keywords: Acute stress, Amygdala, Male mouse, NMDA glutamate receptor antagonist
  • Abolfazl Firouzian, Hadi Darvishi, Khezri * Page 486
    Background
    Bacterial colonization in the pharynx is one of the most important risk factors for ventilator-associated pneumonia. The aim of this study was to determine and compare the anti-bacterial effects of different mouthwashes in mechanically ventilated patients.
    Materials And Methods
    In this double-blind randomized clinical trial, 80 patients were selected from the intensive care units (ICUs) of Imam Khomeini Hospital in Sari City, Iran, during 2010-2011, and were divided into four groups of 20 cases. The first intervention group was administered with chlorhexidine gluconate (CHX) 0.2% mouthwash, the second group Persica herbal 10% mouthwash, the third group was administered with Matrica 10% and finally in the fourth group, normal saline was used. In order to culture Staphylococcus aureus and Streptococcus pneumoniae, oropharynx samples were obtained without any stimulation prior and 6 min following oral rinsing.
    Results
    Bacterial colonies were decreased significantly after the intervention in all four groups (P<0.001). Chlorhexidine gluconate, Persica and Matrica mouthwashes caused to decrease the Staphylococcus aureus (P<0.001, P<0.008 and P=0.01, respectively) and Streptococcus pneumoniae (P<0.001) positive cultures after the intervention.
    Conclusion
    Herbal oral mouthwashes including Persica and Matrica are effective in decreasing Staphylococcus aureus and Streptococcus pneumoniae colonized in the oropharynx of mechanically ventilated patients. Therefore, after further investigations, they can serve as suitable alternatives for CHX in ICU settings.
    Keywords: Mouthwashes, Chlorhexidine, Persica, Matrica, Normal Saline, Intensive Care Unit, Mechanical ventilation
  • Rahman Soori *, Mohammadreza Asad, Zohreh Barahouei, Jamar, Najmeh Rezaeian Pages 495-504
    Background
    Adipolin (CTRP12) is a novel anti-inflammatory adipocytokine secreted from adipose tissue, which improves insulin sensitivity. The aim of this study was to examine the effect of aerobic training on serum adipolin levels and insulin resistance index (HOMA-IR) in overweight men.
    Materials And Methods
    In this semi experimental study, which was conducted in one of the sport complexes of Khorramabad in spring 2014, 26 sedentary overweight men (body mass index (BMI)>25 Kg/m2, age range 35-50 years) were selected and randomly allocated into the experimental (n=13) and control (n=13) groups. Subjects in the experimental group participated in 10 weeks of aerobic training at 50%-70% of the maximal heart rate, 30-45 minutes per session and three sessions per week. Levels of adipolin, insulin and fasting glucose and anthropometric indices were measured before and 72 hours after the last training session.
    Results
    Serum levels of adipolin, insulin, fasting glucose and HOMA-IR did not significantly change following 10 weeks of aerobic training (P>0.05). However, weight (P=0.001), BMI (P=0.001) and fat percentage (P=0.001) were decreased significantly. Furthermore, changes in adipolin levels following 10 weeks of aerobic training were significantly correlated with changes in BMI (P=0.028, r=0.606).
    Conclusion
    A 10-week aerobic training program has no effects on serum levels of adipolin in sedentary overweight men and these findings are in accordance to insulin resistance changes.
    Keywords: Aerobic training, Adipolin, Insulin resistance, Overweight men
  • Maryam Najarzadegan, Vahid Nejati *, Nasrin Amiri Pages 504-510
    Background
    Risky decision-making can be considered as one of the main deficits in attention deficit and hyperactivity disorder (ADHD). There are various factors that lead to decision-making deficit in children with ADHD, including deficit in working memory as a component of executive functions. This study aimed to examine the relationship between working memory and risky decision-making in children with ADHD.
    Materials And Methods
    In this cross-sectional study, 45 children (19 girls and 26 boys) with ADHD were selected using the non-probability sampling method. Children with comorbid disorders were excluded from the study. The N-Back test and the balloon analogue risk task (BARAT) were used to evaluate working memory and risky decision-making, respectively.
    Results
    The results of Pearson correlation showed that working memory was correlated with risky decision-making (P<0.01). Moreover, the results of step-wise regressions showed the predictive role of working memory in risky decision-making of the participants (P<0.01).
    Conclusion
    Results of this study show that working memory is negatively correlated with risky decision-making. Also, working memory scores can predict risky decision-making in children with ADHD. Therefore, it can be concluded that risk-taking will be reduced by improving working memory.
    Keywords: Working memory, Executive function, Attention deficit, hyperactivity disorder, Decision, making
  • Mehdi Rahnema *, Meysam Foroozandeh, Elham Ghasemloo Pages 511-519
    Background
    Antioxidants can prevent oxidative stress produced by free radicals. Since Satureja hortensis contains various antioxidant compounds, this study was conducted to examine the effect of S. hortensis extract on blood-brain barrier permeability, brain edema and neurological deficits.
    Materials And Methods
    In this experimental study, 70 male Wistar rats were randomly allocated into 5 groups (n=14). The control group received distilled water plus induction of ischemia, three experimental groups received the hydroalcoholic extract of S. hortensis with different doses of 50, 75 and 100mg/kg, respectively, plus induction of ischemia and the sham group received no treatment and induction of ischemia. Pretreatment with S. hortensis extract was performed for 30 days, orally through gavage. Each group was subdivided into two subgroups (n=7) in order to assess the blood-brain barrier permeability (concentration of Evans Blue) and brain edema (brain water content). Moreover, neurological deficit scores were evaluated in the two mentioned subgroups.
    Results
    Results of the current study showed that S. hortensis extract reduced the concentrations of Evans Blue (8.93±0.75, 7.69±0.74, 6.68±0.56, respectively) and brain water content (82.21±0.71, 81.88±0.69, 80.50±0.89, respectively) in three groups received the extract compared to the control group (84.46±0.81), and reduced neurological deficit scores in the two groups received 75 and 100mg/kg doses of the extract (1.43±0.27 and 1±0.21, respectively) compared to the control group (3.36±0.32).
    Conclusion
    It seems that S. hortensis extract can exert the neuroprotective effect against stroke damage by increasing the strength of blood-brain barrier and preventing brain edema.
    Keywords: Satureja hortensis, Stroke, Blood, brain barrier permeability, Brain edema, Neurological deficits
  • Rahman Golmohammadi *, Mohammad Javad Namazi Pages 520-526
    Background
    The carcinogenesis role of allelic polymorphism of codon F31I [T/A] of the serine/threonine kinase-15 (STK15) gene in geographic-dependent invasive ductal carcinoma is still controversial and worth to be studied. This study aimed to identify allelic polymorphisms of F31I codon in women with breast cancer compared to healthy controls in Sabzevar city, north-east Iran.
    Materials And Methods
    This descriptive analytical study was conducted on 200 women including 100 patients and 100 healthy controls. DNA samples were extracted using a standard kit and codon F31I was amplified by polymerase chain reaction (PCR). The polymorphisms of different genotypes were identified by restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) analysis and electrophoresis.
    Results
    The frequency of heterozygote phenylalanine/isoleucine (Phe/Ile) was 70 (35%) in the cancerous cases and 82 (41%) in controls. The frequency of homozygote isoleucine/isoleucine (Ile/Ile) was 30 (15%) in the patients and 18 (9%) in controls. The results did not show homozygote phenylalanine/phenylalanine (Phe/Phe) in either patients or controls. Moreover, there was a significant higher homozygote Ile/Ile in the patients compared to controls (P<0.034).
    Conclusion
    For the first time, the study reports that there is a significant higher rate for homozygote Ile/Ile in cancerous patients compared to controls in Sabzevar city. Therefore, determination of allelic polymorphism of F31I codon of STK15 can be a clinically valuable test for diagnosis, prognosis and treatment purposes in breast cancer.
    Keywords: Breast cancer, Invasive ductal carcinoma, F31I codon, STK15 gene
  • Hasan Rajabi, Moghadam, Zahra Chitsazian *, Batool Zamani, Maedeh Memar Pages 527-532
    Background
    Homocysteine​​ is an amino acid that is produced during the metabolism of the methionine cycle. In previous studies, a causal role of homocysteine in coronary artery disease (CAD) has been investigated; however, the homocysteine ​​level in diabetic and non-diabetic patients with CAD has not been compared. This study aimed to investigate this issue.
    Materials And Methods
    This cross-sectional study was conducted on 200 patients with CAD in Kashan Shahid Beheshti Hospital during 2014-2015. Coronary artery disease was confirmed by angiography. Homocysteine levels, blood urea nitrogen, creatinine, hemoglobin A1C and mean blood pressure were measured. Data were analyzed using t-test with SPSS version 16.
    Results
    In this study, one hundred and eight of patients (54%) were men. The mean concentrations of hemoglobin A1C in diabetic and non-diabetic patients were 6.69±1.44 and 5.74±0.92, respectively (P<0.001). Moreover, the mean homocysteine serum ​​levels in diabetic and non-diabetic patients were 19.89±6.86 μmol/L and 24.35±9.93 μmol/L, respectively (P<0.001).
    Conclusion
    Results of the current study showed that the homocysteine serum level ​​in patients with CAD was higher than the normal level and in patients without diabetes was significantly higher than patients with diabetes.​​ Also, in diabetic patients with CAD, the serum creatinine and urine protein levels were higher than those in non-diabetics patients.
    Keywords: Diabetes, Coronary artery disease, Homocysteine
  • Alireza Farsi, Zahra Fathirezaie *, Seyyed Hojat Zamani, Sani Pages 533-542
    Background
    The researches have shown that the motivation to health is an important dimension in leisure satisfaction. The aim of this study was to measure the validity and reliability of the recreation experience preference scale (REP scale) in Iranian elderly.
    Materials And Methods
    A total of 552 elderly participants (347 males, 205 females) aged 60 years or older were randomly selected by the multistage sampling method from 9 provinces of Iran in 2013. Demographic characteristic questionnaire and recreation experience preference scale were used to collect data. Data were analyzed using an exploratory factor analysis with Varimax rotation, confirmatory factor analysis for construct validity, Pearson correlation for internal consistence construct validity, Cronbach's coefficient alpha for reliability and multivariate analysis of variance for construct validity.
    Results
    Results showed that the REP scale had an acceptable factor structure. The matrix table of rotated elements showed five components were capable of factoring and 17 items predicted 71.06% of variance. Confirmatory factor analysis showed that the first- and second-order model at the scale of the study was approved appropriately. Also, the internal consistency of the scale in total and its subscales was acceptable (Cronbach's alpha ranged from 0.70 to 0.92). Moreover, a positive and significant correlation between items and factors, also between factors and total scale showed that these questions assessed the same subject.
    Conclusion
    This study represents acceptable reliability and validity of the REP scale in Iranian elderly. Therefore, it can be used for measuring the REP and motivation in Iranian elderly.
    Keywords: Experience preference, Elderly, Leisure time, Validity, Reliability