فهرست مطالب

  • پیاپی 23 (پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/09/30
  • تعداد عناوین: 10
|
  • احمد احمدی خلجی، زهرا طهماسبی، سمیه رحمانی، سمیرا بصیری صفحات 1-26
    منطقه شرق نهاوند از لحاظ تقسیم بندی تکتونیکی، بخشی از پهنه سنندج-سیرجان محسوب می شود. بر اساس مطالعات پتروگرافی و ژئوشیمی، این سنگ ها طیفی از بازالت، آندزیت-بازالت، آندزیت، تراکی آندزیت و داسیت را نشان می دهند. بافت های غالب مشاهده شده در این مجموعه سنگی شامل: پورفیری، گلومروپورفیری، میکرولیتیک حفره دار، هیالومیکرولیتی و شانه ای است. از ویژگی های بارز در این منطقه وجود پهنه های بسیار وسیع دگرسانی است که به صورت دگرسانی آرژیلیتی و سریسیتی در آندزیت ها مشاهده می شود. سریسیت، کائولینیت، کلریت، هماتیت و کلسیت از جمله کانی های ثانویه حاصل از دگرسانی هستند. در این سنگ ها کانی سازی مس به صورت پرکننده حفرات و شکستگی ها رخ داده است که به صورت رگه ایی دیده می شود. از جمله کانی های موجود در این رگه ها می توان به مالاکیت، کوولیت، مگنتیت، هماتیت و بورنیت اشاره کرد. نتایج حاصل از مطالعات ژئوشیمیایی نشان می دهد که این سنگ ها به سری های ماگمایی کالک آلکالن و شوشونیتی متعلق هستند. غنی شدگی LILE و LREE به همراه تهی شدگی HREE و HFSE و ناهنجاری منفی عناصر Nb و Ti همراه با شواهد دیگر مانند: نسبت بالای Th/Yb در این سنگ های آتشفشانی، نشان دهنده شکل گیری آنها در یک محیط مرتبط با فرورانش در حاشیه فعال قاره ای است. سنگ های آتشفشانی نهاوند در محدوده کمان های آتشفشانی و نابالغ یا مراحل آغازین کمان آتشفشانی قرار گرفته اند که این خاستگاه با تاریخچه ژئوشیمیایی پهنه سنندج-سیرجان در ژوراسیک تا کرتاسه کاملا همخوانی دارد.
    کلیدواژگان: سنگ های آتشفشانی، ژئوشیمی، فرورانش، شرق نهاوند، پهنه سنندج، سیرجان
  • اشرف ترکیان، خدیجه محبی، علی اصغر سپاهی گرو صفحات 27-44
    کوه پریشان در جنوب قروه (استان کردستان) در حد فاصل روستاهای زرینه تا تکیه بالا واقع است و نفوذی های گابرویی-دیوریتی دارد. بر مبنای تقسیم بندی ساختاری ایران، بخشی از پهنه سنندج-سیرجان است. ویژگی های سنگ نگاری نشان می دهد این نفوذی ها از سنگ های هورنبلند پیروکسن-گابرو، گابرو، کوارتزگابرو، گابرودیوریتی، دیوریت وکوارتز-دیوریت تشکیل شده اند. مطالعات ژئوشیمیایی بر دارا بودن ماهیت متاآلومینه و کالک آلکالن با پتاسیم متوسط آنها دلالت دارد. روند نمودارهای تغییرات، پیوستگی شیمیایی و خویشاوندی نمونه ها را تایید نمی کند. همبستگی منفی بین تغییرات SiO2 با اکسیدهای Ca، Fe و Mg، وقوع فرآیند تبلور تفریقی را برای هر دو ماگما تایید می نماید. نمودارهای متمایز کننده محیط های تکتونیکی، گویای وابسته بودن ماگماتیسم نفوذی های گابرو-دیوریتی کوه پریشان به قوس آتشفشانی در یک محیط حاشیه فعال قاره مرتبط با مناطق فرورانش است. غنی شدگی LREE نسبت به HREE و غنی شدگی از LILE، تهی شدگی از عناصر Nb، Ta، Ti و Zr می تواند به دلیل آلایش و وابستگی آنها به مناطق فرورانش باشد. مقدار اندک Mg#، آنومالی مثبت Yb و آنومالی منفی Ho گویای آن است که ماگمای سازنده مافیک از یک گوشته متاسوماتیز شده به وجود آمده که با ایجاد مذاب دیوریتی در پوسته زیرین همراه بوده است. علاوه بر وجود روندهای خطی و مثبت عناصر ناسازگار در مقابل یکدیگر که بیانگر نقش تبلور تفریقی در ماگمای مافیک-حدواسط است، شواهد صحرایی و پتروگرافی نیز گویای آمیختگی ماگمایی حداقل دو عضو بازیک و فلسیک (تا حدواسط) است که با موقعیت تکتونیکی منطقه پریشان سازگاری دارد.
    کلیدواژگان: گابرو، دیوریت، قوس آتشفشانی، قروه، پهنه سنندج، سیرجان
  • منیره خیرخواه صفحات 45-64
    ولکانیسم کواترنری شمال پهنه سنندج-سیرجان در غرب ایران، جزیی از مجموعه گسترده ماگماتیسم همزمان با برخورد فلات مرتفع ایرانی-ترکی است. این فلات بخش فعالی از پهنه قاره ای عربی-اوراسیایی است. گدازه های بازیک (بازانیت ها، هاوائیت ها و بازالت های آلکالن) همسو با روند زمین درز بیتلیس-زاگرس (شمال غربی-جنوب شرقی) فوران یافته اند. اغلب گدازه های بازیک منطقه قروه و بیجار از عناصر لیتوفیل بزرگ یون (LILE) مانند: Ba، Rb و Sr و عناصر خاکی کمیاب سبک (LREE) غنی شدگی نشان می دهند که بازالت های تکاب نسبت به سنگ های بازالتی دیگر مناطق دارای عناصر خاکی کمیاب سبک کمتری هستند. میزان La/Nb همه گدازه ها بیشتر از یک است و نسبت های ایزوتوپی Sr-Nd این بازالت ها، ویژگی های منشا گوشته ای را نشان می دهد. بی هنجاری منفی Nb و تفریق عناصر LIL در این سنگ ها می تواند ناشی از جز به جز شدگی کانی ها (ریشتریت پتاسیم دار و روتیل) در منشا باشد. از ویژگی های ژئوشیمیایی سنگ های منطقه می توان چنین استنباط نمود که این سنگ ها از ذوب اندک گوشته لیتوسفری ضخیم اوراسیا در زیر فلات ایرانی-ترکی منشا شده اند. سازوکارهای لایه شدگی لیتوسفر یا شکست قطعه با توجه به چنین ضخامتی (حدود 150 تا 200 کیلومتر) از گوشته لیتوسفری و متاسوماتیزه این منطقه، توجیه قابل قبولی بر ذوب بخشی این گوشته و سرانجام فرازش ماگما در منطقه مورد مطالعه نیست و تشکیل گدازه های کردستان ناشی از ذوب شدگی گوشته متاسوماتیزه در زیر این منطقه است که شاهدی بر فرورانش تتیس به زیر حاشیه ایران (اوراسیا) پیش از برخورد است.
    کلیدواژگان: گدازه های بازیک، ذوب بخشی، گوشته لیتوسفری، غرب ایران، پهنه سنندج، سیرجان، فلات ایرانی، ترکی
  • آرزو مرادی، ناهید شبانیان بروجنی، علیرضا داوودیان دهکردی صفحات 65-82
    رخنمون توده گرانیت-گنایس میلونیتی بخشی از پهنه زمین ساختی سنندج-سیرجان است که در شمال شرق معدن سنگ ساختمانی ژان واقع شده است. بلورهای تورمالین این توده به رنگ کاملا سیاه و به صورت لکه ای، لخته ای یا اجتماعی از دانه های ریز مشاهده می شود. بررسی تجزیه های ریزکاو الکترونی نشان می دهد تورمالین های بررسی شده دارای ترکیب شورل- دراویت با تمایل بیشتر به سمت شورل هستند و از نظر خاستگاه به محیط های گرانیتی متعلق بوده و با خاستگاه ماگمایی متاثر از شرایط گرماب شکل گرفته اند. بررسی نحوه توزیع عناصر در ساختار تورمالین نشان می دهد، ترکیب شیمیایی میزبان عامل اصلی تامین و توزیع کننده عناصر در ساختار تورمالین طی روند تفریق و همچنین، فرآیند گسترش گسلش و بالا آمدن توده گرانیتوئیدی است. تعدادی از مکانیسم های جانشینی غالب در ساختار تورمالین های مورد بررسی مطابق با بردارهای جایگزینی شامل: □X Al (Na R2+)-1، 2 1 xNa-1 zAl-1+xCa1 YR (OH)-1،، (Fe2+ Fe3+) (Mg Al)-1 است
    کلیدواژگان: تورمالین، ترکیب کانیایی، معدن ژان، پهنه سنندج، سیرجان
  • صمد علیپور، پریوا شیرمحمدی، یوسف رحیم سوری صفحات 83-96
    اندیس گارنت بابانظر کانی سازی شده در یک توده هورنفلس در 80 کیلومتری شمال شرقی تکاب دراستان آذربایجان غربی واقع شده است. حضور هورنفلس و آثار کربنات نشان می دهد که اسکارن گارنت دار در محل برخورد توده گرانیتی معادل دوران با توده های آرژیلیتی و آهکی طی دگرگونی مجاورتی تشکیل شده است. بلورهای گارنت به درشتی تا 2 سانتی متر به صورت نیمه شکل دار و در نور متقارب با بی شکل، ایزوتروپ با برجستگی بالا و شکستگی فراوان دیده می شود. تجزیه عناصر اصلی نشان می دهد که ترکیب بیشتر گارنت بابانظر در سری محلول جامد آندرادیت-گروسلاریت قرار دارد و در سه نمونه درصد پیروپ از گروسلار با اختلاف اندکی بیشتر است. تجزیه پرتو ایکس انجام شده، حضور کانی های آندرادیت و گروسلار را تایید می نماید. همه انواع بلورهای گارنت با رنگ های مختلف، تهی شدگی باریم، هافنیم، توریم، اسکاندیوم، کبالت، تانتالیوم و نیوبیوم و غنی شدگی زیرکونیوم، ایتریم، اورانیوم، وانادیوم و تیتانیوم را نشان می دهند. الگوی توزیع عناصر نادر خاکی بهنجار شده نسبت به کندریت برای تمام انواع گارنت ها با رنگ های مختلف به دلیل درصد فراوان آندرادیت نسبت به اعضای نهایی دیگر گارنت، دلالت بر غنی شدگی شدید عناصر نادر خاکی سبک نسبت به سنگین دارد و به دلیل شرایط اکسیدان سیال گرمابی در این ذخیره بی هنجاری مثبت سریم نشان می دهد.
    کلیدواژگان: زمین شیمی، عناصر نادر خاکی، گارنت، بابانظر، تکاب، پهنه سنندج، سیرجان
  • مروت فریدآزاد صفحات 97-120
    منطقه شرف آباد در استان آذربایجان شرقی و در شمال غرب شهر ورزقان قرار دارد. این منطقه از نظر پهنه بندی ساختمانی، در پهنه ایران میانی و زیرپهنه البرز-آذربایجان واقع است. بر اساس مطالعات صحرایی سنگ های آتشفشانی شرف آباد متشکل از مخروط و روانه های آندزیتی با بافت پورفیری است. بر اساس مطالعات پتروگرافی، این سنگ های آتشفشانی دارای بافت های پورفیری با زمینه دانه ریز تا شیشه ای، گلومروپورفیریتیک، حفره ای وپویی کیلیتیک هستند و درشت بلور عمده در آنها عبارتند از: پلاژیوکلاز، هورنبلند، کلینوپیروکسن و کانی های اپاک. کانی های ثانویه عبارتند از: سریسیت، ایدنگزیت، اپیدوت، کلریت، کلسیت، کانی های رسی و کانی های اپاک. بر طبق طبقه بندی های ژئوشیمیایی، سنگ های شرف آباد جزو سنگ های حد واسط و در محدوده آندزیت قرار دارند. همچنین، این سنگ ها در محدوده سنگ های سری کالک آلکالن تا کالک آلکالن با پتاسیم بالا قرار می گیرند. در نمودار عناصر کمیاب خاکی، نمونه های شرف آباد از عناصر کمیاب خاکی سبک غنی شدگی بیشتری نسبت به عناصر کمیاب خاکی سنگین نشان می دهند. این غنی شدگی از عناصر کمیاب خاکی سبک و تهی شدگی از عناصر کمیاب خاکی سنگین از ویژگی های سنگ های کالک آلکالن آتشفشان های حاشیه فعال قاره ای است. بر اساس نمودارهای ژئوشیمیایی مختلف، محیط تکتونیک تشکیل این سنگ ها با ویژگی های تکتونیکی محیط های کمان حاشیه فعال قاره ای مشابه است. بررسی ماهیت منشا این سنگ ها با نمودارهای ژئوشیمیایی مختلف و مدل سازی های پترولوژیک نشان داد که سنگ های بیان شده در یک محیط فرورانشی و از ذوب بخشی 1 تا 5 درصدی یک منشا گارنت لرزولیتی غنی شده در اثر ورود سیالات آزاد شده از ورقه فرورونده به وجود آمده است و طی صعود به سطوح بالاتر دچار آغشتگی با پوسته فوقانی شده است.
    کلیدواژگان: آندزیت، سری کالک آلکالن با پتاسیم بالا، حاشیه فعال قاره ای، گارنت لرزولیت، ورزقان، زیرپهنه البرز، آذریایجان
  • خدیجه جمشیدی، حبیب الله قاسمی*، لایچنگ میائو صفحات 121-138

    سنگ های آذرین پساافیولیتی با ترکیب ریولیت/داسیت در داخل مجموعه افیولیتی پهنه سبزوار رخنمون دارند. ماهیت کالک آلکالن و آداکیتی پرسیلیس این سنگ ها پیش از این به اثبات رسیده است. این سنگ ها حاوی مقادیر نسبت های ایزوتوپی نخستین 87Sr/86Sr (70382/0 تا 70444/0) و Nd(t)ε (30/5+ تا 18/6+) مشابه با ترکیبات بازالت پشته میان اقیانوسی (MORB) هستند. این ویژگی های ایزوتوپی با ترکیبات آداکیتی حاصل از ذوب ورقه های اقیانوسی فرورانده شده سنوزوئیک مطابقت دارد. سن جایگزینی این سنگ ها در پهنه افیولیتی سبزوار از طریق سن سنجی U-Pb با روش SHRIMP II روی کانی زیرکن، حدود 48 میلیون سال به دست آمده است. نتایج نشان می دهد که ماگمای اولیه سازنده سنگ های آداکیتی پهنه سبزوار از ذوب بخشی یک منبع گارنت آمفبیولیتی یا اکلوژیتی حاصل از دگرگونی لیتوسفر اقیانوسی فرورانده شده سبزوار در ائوسن آغازین حاصل شده است. تبلور تفریقی ماگما از طریق جدایش بلوری آمفیبول، عامل اصلی در بروز ویژگی های آداکیتی برجسته تر در سنگ های تحول یافته تر (ریولیت ها) بوده است.

    کلیدواژگان: سن سنجی ایزوتوپی، گنبد ریولیتی، داسیتی، آداکیت، سبزوار، پهنه ایران مرکزی
  • احسان سلاطی، محمدحسن کریم پور، آزاده ملکزاده شفارودی، محمدرضا حیدریان شهری، لنگ فارمر، چارلز استرن صفحات 139-160
    منطقه کیبرکوه در شمال شرقی بلوک لوت واقع شده است. واحدهای سنگی منطقه شامل: سنگ های دگرگونی پالئوزوئیک و مجموعه توده های نفوذی کرتاسه تا ترسیر با ترکیب گرانیت تا دیوریت است. این توده ها به دو سری اکسیدان و احیایی تقسیم می شوند. توده های نفوذی احیایی شامل: گرانیت و گرانودیوریت است که دارای بافت هیپیدومورف گرانولار هستند و کانی های آنها متشکل از فلدسپارها، کوارتز، مسکوویت و کمتر بیوتیت است. توده های احیایی، پتاسیم متوسط تا بالا و از به طور عمده متاآلومینوس هستند. موقعیت تکتونیکی آنها به طور عمده مرز پهنه فرورانش و همزمان با برخورد را نشان می دهد. غنی شدگی عناصر LREE نسبت به عناصر HREE در توده ها مشاهده می شود. آنومالی منفی Eu و همچنین، کاهیدگی Sr و Ba نشان دهنده تشکیل ماگما در عمق پایداری پلاژیوکلاز و شرایط احیایی است. تهی شدگی در عناصر Hf، Sr، Ti و Zr نسبت به عناصری مانند: Ce، K، La، Nd، Rb و Tb نشان دهنده دخالت پوسته قاره ای در تشکیل ماگما است. نسبت ایزوتوپ 87Sr/86Sr نخستین، 143Nd/144Nd نخستین و مقدار εNd، ماگمایی با منشا پوسته قاره ای را نشان می دهد. سن توده مسکوویت گرانیت با روش U-Pb در کانی زیرکن 137 میلیون سال، مربوط به کرتاسه پیشین (Valanginian) تعیین شد. همه شواهد صحرایی (مانند عدم وجود زینولیت)، پتروگرافی توده ها (وجود آمفیبول و نبود کانی های رستیتی)، داده های ژئوشیمیایی (کالک آلکالن پتاسیم بالا، به طور عمده متاآلومینوس و اطلاعات ایزوتوپ رادیوژنیک) و پذیرفتاری مغناطیسی (احیایی بودن) نشان می دهد که این توده ها از نوع توده های نفوذی I احیایی حاصل ذوب بخشی پوسته قاره ای هستند که به طور غالب از ذوب متاگریوک و آمفیبولیت ها منشا گرفته اند.
    کلیدواژگان: گرانیتوئیدهای سری I احیایی، ایزوتوپ رادیوژنیک، سن سنجی زیرکن، کیبرکوه، بلوک لوت
  • قهرمان سهرابی، علی اصغر کلاگری، محمدرضا حسین زاده، بهزاد حاجعلیلو صفحات 161-180
    منطقه قره چیلر-قره دره در شمال استان آذربایجان شرقی (شمال غرب ایران) واقع شده است. در این منطقه، کانه زایی مولیبدن همراه با مس در ارتباط با توده های نفوذی، در مرکز باتولیت قره داغ (قره چیلر-قره دره) رخ داده است. مطالعات پترولوژیکی و پتروگرافی نشان می دهد که ترکیب توده های نفوذی از دیوریت، مونزونیت، گرانودیوریت تا گرانیت در تغییر است. این توده ها بیشتر متاآلومینوس، کالک آلکالن با پتاسیم متوسط تا بالا و به قوس های آتشفشانی (VAG) و از نوع I متعلق هستند. دگرسانی های عمده در محدوده کانه دار شامل: سیلیسی، پتاسیک، فیلیک و پروپیلیتیک است. در اطراف رگه ها و رگچه های کوارتزی مولیبدن دار اغلب دگرسانی نوع پتاسیک و پتاسیک- فیلیک رخ داده است. در توده های نفوذی تفریق یافته و اسیدی بیوتیت دار، میزان Ba، K، LREE، Mo، Rb و Si افزایش یافته است. غنی شدگی توده های نفوذی از عناصر Ba، K و Rb و تهی شدگی از Nb، Ta، Y، Yb و Zr نشانگر متاسوماتیزم گوشته فوقانی توسط پوسته اقیانوسی فرورونده، سپس تولید ماگما و عبور آن از پوسته به نسبت ضخیم است. توده های نفوذی مرتبط با کانه زایی مولیبدن اغلب ترکیب کوارتزمونزونیتی و گرانودیوریتی دارند.
    کلیدواژگان: مولیبدن، کانه زایی، دگرسانی، ژئوشیمی، باتولیت قره داغ، قره چیلر، قره دره، پهنه ایران مرکزی
  • مرجان پرتوی، محسن نصرآبادی، مرتضی دلاوری صفحات 181-202
    متابازیت های مجموعه افیولیتی نایین دارای کانی های سنگ ساز آمفیبول + پلاژیوکلاز ± گارنت ± کلینوپیروکسن ± اپیدوت هستند. بر مبنای پاراژنزهای کانی شناسی، محاسبات دما-فشارسنجی، روابط کانی شناسی و بافتی و قلمرو پایداری مجموعه های کانی شناسی متفاوت، تحولات دگرگونی منطقه به صورت سه مرحله دگرگونی پیش رونده، اوج دگرگونی و پس رونده است که نشان دهنده مسیر هم جهت با عقربه های ساعت است. با توجه به شواهد کانی شناسی و داده های دما-فشارسنجی، شرایط دما و فشار مرحله اوج دگرگونی نمونه های گارنت-کلینوپیروکسن آمفیبولیت، معادل زیر رخساره گرانولیت فشار بالا یا پهنه انتقالی بین رخساره آمفیبولیت و گرانولیت فشار بالا است. جایگاه تشکیل این گونه سنگ های دگرگونی درجه بالای مناطق افیولیتی، قاعده جزایر قوسی بالغ و مناطق فرورانش داغ است. اجماع نظر در مورد وجود حوضه های اقیانوسی باریک و جوان (پشت قوس) حاصل از فرورانش نئوتتیس به زیر پهنه ایران مرکزی، بیانگر فرورانش اسلب اقیانوسی جوان در یک پهنه فرورانش داغ و تشکیل متابازیت های درجه بالای مجموعه افیولیتی نایین است.
    کلیدواژگان: دما، فشارسنجی، گرانولیت فشار بالا، پهنه انتقالی، متابازیت، مجموعه افیولیتی نایین
|
  • Ahmad Ahmadi Khalaji, Zahra Tahmasbi, Somayeh Rahmani, Samira Basiri Pages 1-26
    The studied area is located in east of Nahavand which is a part of Sanandaj-Sirjan zone. The petrographic and geochemical investigations show that, these rocks consist of basalt, andesite-basalt, andesite, trachy-andesite and dacite. Porphyritic, glomeroporphyritic, microlitic, hyalomicrolitic and comb textures are the common textures in the studied volcanic rocks. Two alteration zones including: argillitic and sericitic zones developed in this region. Alteration products are sericite, kaolinite, chlorite, hematite and calcite. Copper mineralization has occurred primarily in these rocks as filling voids and fractures. Malachite, covellite, magnetite, hematite and bornite are found within the veins. The geochemical data show that these rocks are related to calc-alkaline and shoshonitic magma series. Enrichment in LILE and LREE and depletion in HREE and HFSE with negative anomalies of Ti, Nb along with other evidences, such as high Th/Yb and their position on the tectonic discrimination diagrams indicate that the volcanic rocks in discussion were emplaced into the subduction zone related to an active continental margin setting. The Nahavand volcanic rocks lie in young and immature volcanic arcs or in the initial stages of volcanic arc formation. This situation is consistent with geological history of Sanandaj-Sirjan zone during the Jurassic to the Cretaceous ages.
    Keywords: Volcanic rocks, Geochemistry, Subduction, East of Nahavand, Sanandaj, Sirjan zone
  • Asharf Torkian, Khadijeh Mohebbi, Ali Asghar Sepahi Gerow Pages 27-44
    The gabbroic intrusion of the Parishan Mountain in the south of Qorveh (Kurdistan province) is located between the villages of Zarrineh to Tekyeh-bala and based on structural divisions, it is a part of the Sanandaj-Sirjan zone. Based on petrographic features it consists of hornblende-pyroxene gabbro, gabbro, quartz-gabbro, dioritic gabbro, diorite and quartz-diorite rocks. Geochemical studies indicate that magma has metaluminous and calc-alkaline nature with medium potassium. Variation diagrams trends don’t confirm the continuous chemical between the samples. The negative correlation between the variations of SiO2 against oxides of Mg, Fe and Ca suggest fractional crystallization process for both of magmas. Tectonic setting discrimination diagrams indicate that magma depends to volcanic arc in active continental margin of related subduction zones. LREE enrichment in comparison to HREE and LILE enrichment and depletion of elements (i.e. Ti, Zr, Nb and Ta) can be due to crustal contamination and dependence of the body to subduction zones. The low Mg# value, high SiO2 contents, positive Yb and negative Ho anomalies suggest that mafic magma was originated from a metasomatized mantle, which it has melted lower crust. The linear and positive trends of incompatible elements against each other, suggests the role of fractionation crystallization in the mafic-intermediate magmas. Furthermore, field relationship and petrographic evidences show that mingling process of two magmas, including mafic and felsic magmas (intermediate), which are consistent with the tectonic setting of the studied area.
    Keywords: Gabbro, Diorite, Volcanic arc, Qorveh, Sanandaj, Sirjan zone
  • Monireh Kheirkhah Pages 45-64
    The Quaternary volcanism from north of Sanandaj-Sirjan zone, in the west of Iran is a part of widespread series of the Quaternary syn-collisional magmatism in the Turkish- Iranian high plateau. This plateau is a part of the active Arabian-Eurasian collision zone. The basic lavas (basanites, hawaiites and alkali basalts) were erupted with main trend (NW-SE) of the Bitlis-Zagros Suture. Most of the basic lavas from the study area (Qorveh-Bijar region) show enrichment in the large ion lithophile elements (LILE, e.g., Rb, Ba, Sr) and light rare earth elements (LREE), the Takab basaltic rocks have lower LREE. The La/Nb ranging for all of the lavas is >1. Sr- Nd isotope ratios of these basalts reflect mantle source characteristics. The negative Nb anomaly and fractionation of LILE in these rocks may be depending on fractionation of minerals (Amphibole, Rutile) in the source. The geochemical characteristics suggest that, these rocks could be developed from small melting of thick Eurasia lithospheric mantle underneath the Turkish-Iranian plateau. The lithosphere delamination or slab break-off mechanisms in the study area with this thickness (~150-200 km) from metasomatised lithospheric mantle could not be the causes for partial melting of this mantle and finally ascent the magma in the study area. The generation of the Kurdistan lava is related to the melting of metasomatized mantle beneath this area which is an indication of subduction of Tethys underneath Eurasia prior to collision.
    Keywords: Basic lavas, Partial melting, Lithospheric mantle, West of Iran, Sanandaj, Sirjan zone, Turkish, Iranian plateau
  • Arezoo Moradi, Nahid Shabanian Boroujeni, Alireza Davoudian Dehkordi Pages 65-82
    The outcrop of mylonitic granite-gneiss in the northwest of Azna city and the northeast of the Jan building stone mine is a part of Sanandaj-Sirjan zone. The tourmalines from these rocks are black and patchy or fine association. Based on EPMA data the tourmalines studied are shorl-dravite in composition with more tendency towards shorl. They belong to granitic environment and precipitated during hydrothermal condition. The chemical composition of the host granite is a major factor in distribution of elements in the studied tourmaline structural framework during the process of differentiation, as well as, faulting and uplifting of granitoid body. Some of the dominant substitution mechanisms in the structure of the investigated tourmalines are as follow: □X Al (Na R2+)-1, 21 xNa-1 zAl-1+xCa1 YR (OH)-1, Fe2+ Fe3+) (Mg Al)-1.
    Keywords: Tourmaline, Mineral chemistry, Jan mine, Sanandaj, Sirjan zone
  • Samad Alipour, Pariva Shirmohammadi, Yousef Rahim Souri Pages 83-96
    The Baba-Nazar garnet deposit mineralized in hornfelsic body is located 80 km of NE of Takab town, Western- Azarbayedjan province. Ten samples from coarse-grained garnets of various colors were selected for major elements analysis by XRF and nine of these samples were analyzed for trace elements by ICP-OES. The presence of hornfels and carbonates in the contact with Doran granite intrusion indicates a skarn contact metamorphism garnet deposit in the area. Garnet crystals of 1-2 cm size are observed in anhedral to subhedral form of mainly deep green color. They show isotropic and high relief features in polarized light associated with abundant fractures. Major element analysis indicates that the Baba-Nazar Garnet consists of andradite-grossularite groups but in three samples the pyrope content is exceptionally higher than that of the grossular. The presence of grossular and andradite is revealed by XRD analysis. All the garnet minerals with different colors indicate enrichment of Zr, U, Y, Ti and V and depletion of Ba, Hf, Nb, Ta, Sc, Co and Th. REE's elements normalized to chondrites, in garnet with various colors garnet indicate enrichment of LREE's compared to HREE's and weak positive europium and positive cerium anomaly.
    Keywords: Geochemistry, REE\'s, Garnet, Baba, Nazar, Takab, Sanandaj, Sirjan zone
  • Morovvat Faridazad Pages 97-120
    The study area is located in NW of Varzeghan in the Eastern Azarbaijan province. Based on tectonic units, this area is situated in the Alborz-Azarbaijan subzone of the Central Iran zone. According to field studies the studied volcanic rocks are composed of andesitic cones and lava flows with porphyritic texture. Petrographic studies indicate that they have porphyritic texture with fine-grained to glassy matrix. Glomeroporphyritic, vesicular and poikilitic textures are also present. The main phenocrysts minerals are: plagioclase, hornblende, clinopyroxene and opaque minerals. Apatite, quartz, biotite are the accessories and the secondary minerals are: sericite, iddingsite, epidote, clays minerals, chlorite and opaques. According to geochemical classification, the studied rocks are intermediate and are plotted on the field of andesite. These rocks are plotted on the fields of calc-alkaline to high-K calc-alkaline series. On the REE diagrams the studied rocks display enrichment of LREE's respect to HREEs, which is a feature of calc-alkaline rocks of active continental margin volcanoes. Based on various geochemical diagrams, tectonic setting of the studied rocks is analogous with tectonic features of active continental margin arc settings. Investigation on the source nature of the studied rocks by using various geochemical diagrams and petrological modeling indicate that they have been generated by 1-5% partial melting of garnet lherzilitic source which enriched by addition of releasing fluids from subducting slab in the subduction environment and this magma has been subjected to upper crust contamination through ascending to above levels.
    Keywords: Andesite, High, K calc, alkaline series, Active continental margin, Garnet lherzolite, Varzeghan, Alborz, Azarbaijan subzone
  • Khadije Jamshidi, Habibollah Ghasemi, Laicheng Miao Pages 121-138

    The post-ophiolite igneous rocks with dacite/rhyolite composition outcropped in the ophiolitic complex of Sabzevar zone. The calc-alkaline and high silica adakitic nature of these rocks has been proved previously. The rocks display initial 87Sr/86Sr ratios and εNd(t) values of 0.70444 to 0.70382 and +5.30 to +6.18 respectively, as same as these values in MORB compositions. These isotopic signatures are corresponding to adakitic compositions derived from melting of the Cenozoic oceanic subducted slabs. The emplacement age of these rocks into the Sabzevar ophiolitic zone obtained about 48 Ma by SHRIMP II U–Pb method on separated zircons. The results show that parental magma of the Sabzevar adakitic rocks generated by partial melting of a garnet-amphibolite or eclogite source derived from metamorphism of Sabzevar subducted oceanic lithosphere in early Eocene time. Magma differentiation via amphibole fractionation was the main factor in the manifestation of more adakitic signatures in more-evolved rocks (rhyolites).

    Keywords: Isotopic age dating, Rhyolitic, dacitic domes, Adakite, Sabzevar, Central Iran
  • Ehsan Salati, Mohammad Hassan Karimpour, Azadeh Malekzadeh Shafaroudi, Mohammad Reza Heidarian Shahri, Lang Farmer, Charles Stern Pages 139-160
    The Keybarkuh area is situated in the northeast of the Lut block. The rock units of the area are the Paleozoic metamorphic rocks and the Cretaceous to Tertiary intrusions with granite to diorite composition. The intrusive rocks are divided into oxidant and reduced series. The reduced intrusive rocks are granite and granodiorite with hypidiomorphic granular texture. The main minerals consist of feldspars, quartz, muscovite and less biotite. The reduced intrusions are mostly moderate to high-K and mostly metaluminous. Their tectonic setting mostly plot in the boundary between subduction and continental collision. LREE enrichment relative to HREE is observed. The Eu negative anomalies and depletion of Sr and Ba can be attributed to the presence of residual plagioclase in a source and redox conditions. Depletion of Sr, Zr, Hf and Ti relative to Rb, K, La, Ce, Nd and Tb indicate the involvement of continental crust in generation of magma. The initial 87Sr/86Sr isotope ratio, initial 143Nd/144Nd isotope ratio and εNd values could be considered as representative of reduced continental crust derived magmas. The age of muscovite granite unit was determined 137 Ma, belong to the early Cretaceous (Valanginian), using zircon U-Pb method. Field observation (lack of exnolith), petrography (the presence of amphibole and lack of restite minerals), geochemical data (high-K calc-alkaline, metaluminous and radiogenic isotopes) and magnetic susceptibility (reduced type) indicate these intrusions are reduced I-type intrusive rocks resulting by partial melting of continental crust, which mostly show metagreywackes to amphibolite source.
    Keywords: Reduced I, type granitoids, Radiogenic isotopes, zircon dating, Keybarkuh, Lut block
  • Ghahraman Sohrabi, Ali Asghar Calagari, Mohamadreza Hosseinzadeh, Behzad Hajalilo Pages 161-180
    The study area is located in the north of Eastern Azarbaidjan (NW Iran). In this area, mineralization of molybdenum-copper is associated with intrusive bodies and developed in the center of Gharehdagh (Gharehchilar-Gharehdarreh) batholith. Petrological and petrographic investigations show that the intrusive bodies have compositions from diorite,through monzonite and granodiorite to granite. These bodies are I-type and mainly metaluminous and calc-alkaline with medium to high potassium belonging to volcanic arcs (VAG) tectonic setting. The principal alterations zones in the mineralized areas include silicic, potassic, phyllic and propylitic. Potassic and potassic-phyllic alterations are frequently seen around the molybdenum-bearing veins and veinlets. The proportions of Mo, Si, K, Rb, Ba and REE's are increased in differentiated biotite-bearing acidic intrusive bodies. Enrichment of K, Rb and Ba and depletion of Zr, Ta, Y, Yb and Nb in intrusive bodies indicate metasomatism of upper mantle materials with subducting oceanic crust and subsequent generation of magma and its passage through relatively thick crustal rocks.The intrusive bodies associated with Mo-mineralization have often quartz-monzonitic to granodioritic composition.
    Keywords: Molybdenum, Mineralization, Alteration, Geochemistry, Gharehdagh batholith, Gharehchilar, Gharehdarreh, Central Iran zone
  • Marjan Partovi, Mohsen Nasrabady, Morteza Delavari Pages 181-202
    The metabasites of the Nain ophiolites consisting of amphibole + plagioclase ± garnet ± clinopyroxene ± epidote rock forming minerals. On the basis of mineralogical paragenesis, thermobarometry calculations, textural and mineral relations as well as the stability field of different mineralogical assemblages, the metamorphic evolution of the area contain three metamorphic stages as prograde, peak and retrograde indicating clockwise metamorphic trajectory. According to the mineralogical evidences and thermobarometry data, the temperature and the pressure conditions of metamorphic climax stage of garnet-clinopyroxene amphibolite samples is equivalent to high pressure granulite subfacies and transition zone between amphibolite and high pressure granulite. The genesis setting of such high grade metamorphic rocks in the ophiolitic regions are the root of mature islands arc and hot subduction zones. The consensus about the existence of narrow and young oceanic basins (back arc) derived from Neo-Tethys subduction beneath Central Iran micro-continent indicating subduction of young oceanic slab in a hot subduction zone and the generation of high grade metabasites in the Nain ophiolitic complex.
    Keywords: Thermobarometry, High pressure granulite, Transitional zone, Metabasite, Nain ophiolitic complex