فهرست مطالب

Crop Protection - Volume:5 Issue:1, 2016
  • Volume:5 Issue:1, 2016
  • تاریخ انتشار: 1394/12/13
  • تعداد عناوین: 15
|
  • جوزف اونالاپو آکینی، امانوئل آیوبامی اوینیی* صفحات 1-10
    استفاده از آفت کش های گیاهی جدید برای مدیریت آفت بید غلات Sitotroga cerealella (Olivier) در بذرهای برنج آلوده به منظور دستیابی کشاورزان به حداکثر محافظت از تولید برنج ضروری است. در این مطالعه، تاثیر پوست ریشه و ساقه گیاه Cleistopholis patens به عنوان عامل حشره کش روی بید غلات در دمای 2 ± 28 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 6 ± 75 درصد مورد بررسی قرار گرفت. اثر سمیت تنفسی و تماسی در غلظت 5/0 تا 5/2 گرم پودر گیاه در هر 20 گرم بذر برنج بررسی شد و تعداد حشرات کامل مرده 24، 48 و 72 ساعت بعد از تیمار ارزیابی شدند. به طور کلی اثر پوست پودر ریشه گیاه (سمیت تماسی: 10-93 درصد، سمیت تنفسی: 13-100 درصد) بیش از پودر ساقه گیاه (سمیت تماسی: 67/6-78 درصد، سمیت تنفسی: 10-95 درصد) بود. هم چنین دزهای کشنده (LD50 و LD95) پودر ریشه گیاه نسبت به پودر ساقه موجب تلفات بیش تری در حشرات کامل بید غلات شد. به جز مقادیر LD95 که در سمیت تنفسی پودر ساقه (53/6 گرم در 20 گرم بذر برنج) و پودر ریشه (76/6 گرم در 20 گرم بذر برنج) مشاهده شد. پودر ریشه و ساقه گیاه C. patens به طور معنی داری ظهور حشرات کامل را نسبت به شاهد کاهش دادند. این مطالعه نشان داد که پودر ساقه و پوست ریشه C. patens امکان استفاده از این گیاه به جای حشره کش های مصنوعی در مدیریت بید غلات در بذور آلوده برنج در نیجریه را فراهم می نماید.
    کلیدواژگان: بید غلات، اثر حشره کشی، Cleistopholis patens، سمیت، تدخین
  • الحسن آچبانی، حمید مزوز، عبدالطیف بزوآزا، سومیا صدیق* صفحات 11-17
    گونه Pantoea ananatisیک بیمارگر مهم عامل پوسیدگی مغز پیاز می باشد. استرین های جدا شده از غده های پیاز با علایم پوسیدگی نرم براساس ویژگی های مورفولوژیک برای واکنش فوق حساسیت روی توتون آزمایش شدند. براساس آزمون های بیوشیمیایی استرین های بیماریزا P. ananatis تشخیص داده شد و با تعیین توالی ناحیه RNA 16S ریبوزومی نتایج تایید شد. با مایه زنی این گونه روی برگ ها و غده پیاز علایم مشابه مشاهده شد. این بیماری اولین گزارش از وقوع باکتریP. ananatis به عنوان عامل پوسیدگی مغز پیاز در مراکش می باشد.
    کلیدواژگان: Allium cepa، پوسیدگی باکتریایی مغز، مراکش، پیاز، Pantoea ananatis
  • سمر رمزی*، احد صحراگرد، جلال جلالی سندی، علی اعلمی صفحات 19-31
    اثرات لکتین استخراج و خالص سازی از هندوانه ابوجهل بر پارامترهای دموگرافیک کرم کلوگاه انار مورد مطالعه قرار گرفت. دو گروه از لاروهای سن اول روی رژیم غذایی مصنوعی حاوی 2 درصد لکتین و شاهد تا ظهور افراد بالغ پرورش داده شدند. نرم افزار جدول زندگی دوجنسی برای تجزیه و تحلیل داده ها و محاسبه پارامترهای جدول زندگی استفاده شد. زمان نمو لاروها در رژیم غذایی شاهد و لکتین تفاوت معنی داری را در افراد نر و ماده نشان داد. مشخص شد که لاروهای تغذیه شده روی رژیم غذایی شاهد 18 روز بقا یافتند اما افراد تغذیه شده روی رژیم غذایی حاوی لکتین فقط تا 12 روز زنده ماندند. بیش ترین مقدار باروری افراد تغذیه شده روی رژیم غذایی شاهد و لکتین به ترتیب در روز 30 و 27 به دست آمد. طول عمر افراد بالغ، دوره پیش تخم گذاری، دوره تخم گذاری و میانگین باروری در افراد تغذیه شده روی رژیم غذایی شاهد بیش تر از رژیم غذایی لکتین بود. احتمال این که یک تخم تازه گذاشته شده تا سن 28 روزگی زنده بماند به ترتیب 42/0 و 30/0 برای شاهد و لکتین بود. هر فرد ماده تولید تخم را در روز 22 برای شاهد و روز 25 برای لکتین آغاز کرد. امید به زندگی تخم های تازه گذاشته شده برای شاهد و لکتین 29 و 26 روز بود. جز متوسط زمان نسل، همه پارامترهای جدول زندگی تفاوت معنی داری را بین شاهد و لکتین نشان دادند. این نتایج اثرات منفی لکتین هندوانه ابوجهل را روی پارامترهای جدول زندگی کرم گلوگاه انار نشان داد که ممکن است به راهی امیدوارکننده و جایگزین برای کاهش جمعیت و خسارت این آفت منجر شود.
    کلیدواژگان: Apomyelois ceratoniae Citrullus colocynthis، لکتین، جدول زندگی
  • یانگ لیو، محمداف آر خان* صفحات 33-38
    قارچ Rhizoctonia solani مهم ترین مشکل چغندر قند Beta vulgaris در داکوتای شمالی و مینسوتا می باشد. پیکوکسی استروبین که بازدارنده کینون است و پنتیوپیراد که بازدارنده سوکسینات دهیدروژناز است به تنهایی و به صورت ترکیبی برای کنترل R. solani AG 2-2 IIIB روی چغندر قند در شرایط گلخانه با دمای 22 ± 2 °C و دوره نوری 12 ساعت روشنایی استفاده شد. قارچکش ها پس از مایه زنی با R. solani که روی بذر جو کشت داده شده بود در هنگام کاشت استفاده شد. آزمایش در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار و آزمایش سه بار انجام شد. تعداد بوته ها شمارش شد و علایم مربوط به ریشه ها 21 روز بعد از مایه زنی با امتیازدهی از 0 تا 7 ارزیابی شدند. تجزیه واریانس با SAS و مدل خطی عمومی و آزمون فیشر در سطح 5 درصد برای مقایسه میانگین ها انجام شد. قارچکش ها به تنهایی و به صورتی ترکیبی به طور موثری نسبت به شاهد R. solani را کنترل نمود. این پژوهش نشان داد که پیکوکسی استروبین و پنتیوپیراد توانایی کنترل R. solani را روی چغندر قند دارد.
    کلیدواژگان: پوسیدگی ریشه رایزوکتونیایی، چغندر قند، picoxystrobin، penthiopyrad، Rhizoctonia solani
  • شاه علم *، زینتل علم، سید نورالعلم، رامیزالدین میاه، اسماعیل حسین میان، مفضل حسین صفحات 39-48
    روش های پرورش انبوه زنبور Bracon hebetor (say) (Hym., Braconidae) در مجموعه ای از مطالعات آزمایشگاهی به منظور افزایش عملکرد پرورش انبوه این پارازیتویید برای کنترل بیولوژیک آفات پروانه ای در مزرعه و انبار مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایشات تاثیر تراکم های مختلف پارازیتویید و میزبان روی باروری و نسبت جنسی زنبور B. hebetor ارزیابی شد. در تراکم های مختلف پارازیتویید، 50 لارو سن آخر شب پره بزرگ موم، Galleria mellonella (L.) در هر ظرف قرار داده شد و تراکم های 1، 2، 4، 8 و 10 جفت زنبور B. hebetor (یک زنبور نر و یک زنبور ماده) در هر ظرف رهاسازی شد. در آزمایش تاثیر تراکم میزبان، دو جفت زنبور پارازیتوئید در هر طرف محتوی تراکم های مختلف میزبان (10، 20، 30، 40، 50 و 60) رهاسازی شد. تراکم 10 جفت زنبور پارازیتوئید نر و ماده تولید تعداد بیش تری نتاج (07/7 ± 205 حشره کامل) در 50 لارو سن آخر شب پره بزرگ موم نمود. به طور مشابه، در آزمایش تراکم میزبان که در آن دو جفت زنبور پارازیتوئید مورد استفاده قرار گرفت، تراکم 60 لارو سن آخر میزبان در بین تراکم های مختلف به-طور معنی دار تعداد بیش تری نتاج زنبور پارازیتویید (75/8 ± 142 حشره کامل) تولید نمود و پس از آن تراکم 50 لارو سن آخر میزبان (34/8 ± 141 حشره کامل) قرار داشت. نسبت جنسی نتاج در کلیه آزمایشات تمایل به سمت نسبت بیش تر نتاج نر داشت ولی تفاوت معنی داری بین نسبت جنسی در تراکم های مختلف میزبان و پارازیتویید مشاهده نشد. در آزمایش تولید انبوه، مجموع تعداد پارازیتوییدهای ظاهر شده به ازای 200 لارو شب پره بزرگ موم 38/82± 1091 حشره کامل با نرخ پارازیتیسم 8/0 ± 98 درصد تعیین شد.
    کلیدواژگان: کنترل بیولوژیک، پرورش انبوه، Bracon hebetor، تراکم پارازیتویید، تراکم میزبان
  • سعید جوادی خدری، محمد خانجانی *، محمد احمدحسینی، اصغر حسینی نیا، حسن صفری صفحات 49-57
    گیاه فلفل Capsicum annuum L.، با داشتن خواص غذایی و داروئی بسیار زیاد از اهمیت ویژه ای برخودار است، اما حساسیت این گیاه به برخی آفات از جمله شته جالیزAphis gossypii Glover (Hem.: Aphididae) به ویژه در شرایط تنش خشکی منجر به محدودیت تولید آن گردیده است. به منظور بررسی اثر تنش خشکی بر جمعیت و میزان خسارت این آفت در شرایط گلخانه ای با چهار تیمار تنش خشکی شامل آبیاری کامل، 15، 30 و 45 درصد کم آبیاری؛ و چهار تیمار با مقادیر مختلف پلیمر سوپرجاذب شامل 2، 4، 6 و 8 گرم روی فلفل سبز بررسی شد. لازم به ذکر است که اثر تیمار خشکی و مقادیر مختلف سوپرجاذب به صورت جداگانه در غالب طرح کاملا تصادفی ارزیابی شد. به این منظور پس از گذشت 4 هفته از شروع آزمایش گلدان ها به مجاورت منبع آلودگی که قبلا تهیه شده بود انتقال داده شدند و فراوانی شته پس گذشت یک ماه و خصوصیات رشدی گیاه پس از گذشت دو ماه از آلودگی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش تنش آبیاری و کم آبی جمعیت این آفت به طور قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کرد و هم چنین میزان رشد و عملکرد گیاه به طور معنی داری دچار کاهش شد. تنش خشکی شدید (45 درصد خشکی) موجب افزایش جمعیت شته جالیز و کاهش عملکرد محصول شد. با این حال تنش اندک خشکی (15 درصد خشکی) علاوه بر این که کاهش نسبی جمعیت حشره را به همراه داشت، در مصرف آب نیز صرفه جویی شد. لازم به ذکر است با افزایش میزان آبیاری (آبیاری کامل)، نیز جمعیت این آفت افزایش پیدا کرد. اگرچه افزایش استفاده از پلیمر سوپرجاذب (8 گرم) باعث افزایش آلودگی فلفل به شته جالیز شد اما این مطالعه نشان داد با استفاده از مقادیر مناسب سوپرجاذب ها می توان تنش آبی را به حداقل رساند، فراوانی جمعیت آفت را کاهش داده و عملکرد گیاه را با حفظ رطوبت در شرایط کم آبی، افزایش داد.
    کلیدواژگان: خشکی، Aphis gossypii، فلفل سبز، سوپرجاذب، تنش خشکی
  • سارا قدس*، سیدوهاب شجاعالدینی صفحات 59-73
    تخمین جمعیت آفات گیاهی یکی از فرایندهای مهم و اساسی برای برنامه ریزی موفق جهت مدیریت آفات می باشد. بیش تر روش های پیشین مبتنی بر پردازش تصویر و بینایی ماشین که در این زمینه ارائه شده طوری طراحی شده اند که فقط برای یک فضای خاص قابل اعمال هستند و برای محیط های دیگر با شرایط مختلف جوابگو نیستند و عملکرد آنها وابسته به اطلاعات مربوط به محل مورد بررسی می باشد. در این مطالعه روشی نوین بر مبنای پردازش تصویر توسط کامپیوتر برای مشخص کردن و شمارش آفت مگس سفید روی برگ های گیاهان آفت زده ارائه شده است که عمومی می باشد و نیازی به اطلاعات نمونه ها ندارد و در شرایط و مکان های مختلف قابل استفاده می باشد. در این روش با استفاده از سه مرحله، بررسی شکل، بافت و رنگ تصویر و با استفاده از تخمین خودکار اندازه آفت در تصاویر مورد بررسی، آفات سفیدبالک از سایر قسمت های برگ محصول متمایز شده و شمارش می گردد. عملکرد روش ارائه شده روی عکس هایی از برگ های گیاهان مختلف با چگالی آفات کم و زیاد در گلخانه ها و مزارع امتحان شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که عملکرد این روش در شمارش آفت سفیدبالک از روش های ارائه شده قبلی بهتر بوده و این بهبود در شمارش آفات نه تنها موجب افزایش احتمال شمارش اجزای نادرست نمی شود بلکه درصد آشکارسازی های اشتباه را نیز پایین آورده است.
    کلیدواژگان: نظارت بر جمعیت آفات، پردازش رایانه ای تصاویر، آفت سفیدبالک، توزیع اندازه
  • جاگادیش دویداس پوجاری، راجش سیدارامایا یاکوندیمات*، شمرو جهادیگر، عبدل موناف بیاگی صفحات 75-87
    قارچ Phakopsora pachyrhizi Syd. عامل بیماری زنگ سویا یک از عوامل عمده تولید سویا در آسیا به شمار می رود. درخصوص ردیابی زودهنگام بیماری با استفاده از تلفیق چندین روش پردازش تصویر تحقیقات وسیعی انجام شده است. یافته های این تحقیق روی روش های مختلف برای ردیابی کمی زنگ سویا در هر مرحله از توسعه بیماری و حتی تشخیص پیش از ظهور علایم خاص و تعیین درجه شدت بیماری متمرکز شده است. شدت سطوح مختلف آلودگی به زنگ در هر مرحله از توسعه بیماری 25 روز پس از مایه زنی روی برگ های سویا مشاهده شد. سپس توزیع رنگ و رابطه آن با پیکسل ها در تصویر برگ آلوده به زنگ براساس جنبه های کلی و محلی برای کمی کردن شدت زنگ محاسبه شد. در مرحله بعد بیماری زنگ براساس سطوح شدت آلودگی دسته-بندی شده و درصد شاخص بیماری محاسبه شد. بیشینه شاخص بیماری برابر 5/95 درصد 25 روز بعد از مایه زنی و کمینه آن معادل 2/0درصد 6 روز پس از مایه زنی مشاهده شد.
    کلیدواژگان: شدت بیماری، ویژگی های رنگ، ناحیه عمومی، ناحیه موضعی، بیماری زنگ سویا
  • مهسا نظری، شهناز شهیدی نوقابی*، کامران مهدیان صفحات 89-98
    در تحقیق حاضر، تاثیر حشره کش های ایمیداکلوپراید و پایری پروکسی فن روی پارامترهای زیستی حشرات کامل کفشدوزک Menochilus sexmaculatus در شرایط آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت. کفشدوزک به روش تغذیه ای و با خوردن پسیل پسته Agonoscena pistaciae به عنوان طعمه آلوده با غلظت های مختلف هر یک از حشره کش ها تیمار شد. برای ایمیداکلوپراید غلظت های حداکثر توصیه شده در مزرعه (MFRC) (140ppm = MFRC 1/1)، 2/1 و 4/1 MFRC مورد آزمایش قرار گرفت. برای پایری پروکسی فن غلظت های 1/1 MFRC (ppm 50)، 2/1 و 1/2 MFRC استفاده شد. پس از 24 ساعت، ایمیداکلوپراید در بالاترین غلظت توصیه شده در مزرعه باعث 100 درصد مرگ و میر در این شکارگر شد، درحالی که پایری پروکسی فن تاثیری در مرگ و میر آنها نداشت. بعد از 24 ساعت، حتی در غلظت های پایین تر ایمیداکلوپراید (2/1 و 4/1 MFRC) نیز تمام حشرات از بین رفتند. به علاوه، ایمیداکلوپراید در غلظت های10/1، 20/1 و 40/1 MFRC به ترتیب پس از 3، 7 و 10 روز باعث 100 درصد مرگ و میر در کفشدوزک شد و به علاوه تخم ریزی در آنها مشاهده نشد. هم چنین، پس از دو هفته، در غلظت های زیر کشنده ایمیداکلوپراید (ppm 4/1 MFRC = 100/1) تاثیری در نرخ مصرف طعمه مشاهده نشد. غلظت های 1/1 و 1/2 MFRC پایری پروکسی فن به ترتیب باعث 18 و 23 درصد کاهش در مصرف طعمه شدند. علاوه بر این، با بالا رفتن غلظت پایری پروکسی فن، باروری و زادآوری شکارگر بالغ کاهش یافت، به طوری که، به ترتیب 43 و 5/24 درصد کاهش در باروری و زادآوری در غلظت های 1/1 و 2/1 MFRC مشاهده شد. ایمیداکلوپراید در غلظت زیر کشنده 100/1MFRC باعث کاهش معنی داری در تخم ریزی M. sexmaculatus گردید، اما، تاثیری در زادآوری مشاهده نشد. از نتایج به دست آمده می توان نتیجه گیری نمود که ایمیداکلوپراید برای این شکارگر بسیار سمی می باشد و پایری پروکسی فن در غلظت توصیه شده در مزرعه در مقایسه با آن سمیت حاد ندارد، اما پایری پروکسی فن زمانی که از راه تغذیه از میزبان آلوده وارد سیستم گوارش حشره می شود دارای اثرات زیرکشنده مانند تاثیر روی تولیدمثل و میزان تغذیه از طعمه یا شکار می باشد که نهایتا منجر به ایجاد اثرات منفی روی رشد جمعیت این شکارگر می گردد.
    کلیدواژگان: پسیل معمولی پسته، حشره کش، Menochilus sexmaculatus، اثرات زیرکشندگی
  • محراب اسمعیلی، رامین حیدری*، رضا قادری صفحات 99-113
    سه گونه از جنس Paratylenchus از تاکستان ها و باغ های سیب استان کرمانشاه در غرب ایران جمع آوری و مورد شناسایی قرار گرفت. توصیف کامل، داده های ریخت سنجی، ترسیم ها و عکس های میکرسکوپ نوری برای این سه گونه ارائه شده است. گونه های P. audriellus و P. straeleni دو گونه بسیار نزدیک به هم بوده و دارای استایلت بلندتر از 40 میکرومتر، چهار شیار جانبی و پرده کوتیکولی مشخص اطراف فرج هستند. گونه دیگر، P. leptos، دارای استایلت کوتاه تر، سه شیار جانبی و پرده کوتیکولی اطراف فرج است. گونه P. leptos و جنس نر گونه P. audriellus برای اولین بار از ایران گزارش می شود.
    کلیدواژگان: توصیف کامل، Gracilacus، ریخت شناسی، گزارش جدید، Paratylenchus، نماتد سنجاقی
  • سعیده مرتضوی، حمید قاجاریه*، محمدامین سمیع، علی جعفری صفحات 115-124
    کرم گلوگاهApomyelois ceratoniae Zell. (Lep.: Pyralidae) مهم ترین آفت انار در ایران است. در این پژوهش اثر چهار رژیم غذایی شامل پسته، انار، غذای نیمه مصنوعی و مصنوعی روی پارامترهای زیستی کرم گلوگاه در دمای 2 ± 30 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5 ± 65 درصد و دوره نوری روشنایی: تاریکی 16:8 ساعت بررسی شد. نتایج نشان داد که بیش ترین طول دوره انکوباسیون تخم، دوره لاروی و دوره پیش از بلوغ روی غذای مصنوعی و کم ترین آن روی انار مشاهده شد. بیش ترین طول بدن لارو سن 5 و وزن شفیره سه روزه روی پسته و کم ترین آن روی غذای مصنوعی بود. هم-چنین اثر این چهار رژیم غذایی بر کارآیی تله های فرمونی در باغ انار رقم ملس یزدی 20 ساله بررسی شد. نتایج نشان داد که اثر غذا روی شکار حشرات نر در تله ها معنی دار بود. زمانی که شب-پره های ماده کرم گلوگاه انار که با رژیم غذایی دانه های انار تغذیه شدند در تله های فرمونی استفاده شد بیش ترین شکار ثبت شد. به طور کلی شکار تله ها از ساعت 23 تا 4 صبح بود و حداکثر شکار تله ها در ساعت های 23 و 24 ثبت شد. بررسی اثر رژیم غذایی و ساعت بر شکار تله ها معنی دار نبود یعنی رژیم های غذایی مختلف اثری روی ساعت شروع و پایان و ساعت حداکثر شکار تله ها نداشتند. دستاورد این پژوهش برای انتخاب و پرورش مناسب کرم گلوگاه انار برای برنامه مدیریت تلفیقی مبارزه با آفت می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: پارامترهای زیستی، زمان شکار، کرم گلوگاه انار، رقم ملس یزدی، رژیم غذای مصنوعی
  • صمد جمالی*، فرزانه قاسمی صفحات 125-130
    در میان قارچ ها، گونه های جنس پسیلومیسس ازنظر مهار زیستی اهمیت بسزایی دارند ضمن این-که پتانسیل بالقوه ای در مهار زیستی نماتودها و کاهش جمعیت نماتود ریشه گرهی دارند. در این بررسی از قارچ هیفومیست Paecilomyces marquandii برای بررسی بیماریزایی روی تخم های نماتود ریشه گرهی در شرایط آزمایشگاه استفاده شد. در آزمایشات گلخانه ای وزن ریشه، طول گیاه، وزن تر و خشک گیاهان، شاخص گال و نسبت تخم های آلوده محاسبه شد. در این بررسی مشخص شد که P. marquandii به طور موثری رشد گیاهان مایه زنی شده با نماتود ریشه گرهی را با کاهش ایجاد گال و توده تخم نماتود افزایش داد. هم چنین در دمای 25 درجه سانتی گراد تعداد زیادی از تخم های نماتود توسط P. marquandii پارازیته شد.
    کلیدواژگان: مهار زیستی، قارچ های نماتود خوار، Paecilomyces marquandii، Meloidogyne incognita، ایران
  • نازنین کوپی، مهران غزوی*، کریم کمالی، ولی الله بنی عامری صفحات 131-138
    تریپس غربی گل Frankliniella occidentalis یکی از آفات مهم گلخانه می باشد که به سرعت به حشره کش های شیمیایی مقاومت پیدا کرده است. بنابراین کنترل بیولوژیک می تواند به عنوان یک روش جایگزین برای کنترل آن مطرح باشد. از میان عوامل کنترل بیولوژیک قارچ های بیمارگر حشرات در مواردی کاملا موفق عمل نموده اند. در تحقیق حاضر اثرات کشندگی سه جدایه ایرانی از قارچ Metarhizium anisopliae (DEMI001، DEMI002 و DEMI003) در شرایط آزمایشگاهی روی حشرات کامل تریپس غربی گل بررسی شد. جدایه های DEMI002 و DEMI003 به ترتیب با LC50 های 104 × 06/3 و 105 × 90/2 بیش ترین و کم ترین میزان کشندگی را نشان دادند. هم-چنین جدایه DEMI002 با LT50 13/2 ± 39/4 روز در غلظت 106 کنیدی بر میلی لیتر کم ترین زمان کشندگی 50% را داشت. مقایسه میانگین ها نشان داد که در اکثر غلظت ها اختلاف معنی داری بین DEMI002 و DEMI003 ازنظر زهرآگینی وجود دارد. بنابراین جدایه DEMI002 را می توان جدایه ای امیدبخش در برنامه های کنترل بیولوژیک تریپس غربی گل دانست.
    کلیدواژگان: Metarhizium anisopliae، Frankliniella occidentalis، تریپس غربی گل، زیست، سنجی
  • شهزاد ایرانی پور *، کامبیز اسفندی، محمدحسین کاظمی صفحات 139-148
    سوسک کلرادوی سیب زمینی Leptinotarsa decemlineataیکی از مهم ترین آفات سیب زمینی در ایران است. چنان چه ارقام محلی سیب زمینی از لحاظ مقاومت به آفت تفاوت داشته باشند، مقاومت گیاه میزبان می تواند برای کشاورزان سود مدیریتی تامین کند. برای تعیین میزان مناسب بودن چهار رقم سیب زمینی (آگریا، مارفونا، ساوالان و ساتینا) برای نشو و نما و تولیدمثل سوسک کلرادو در شمال غرب ایران، جدول زندگی حشره در شرایط آزمایشگاهی دردمای oC 3 ± 23، رطوبت نسبی 10 ± 62 درصد و دوره ی نوری طبیعی بررسی شد. زمان نشو و نما و زمان یک نسل روی رقم ساوالان از همه طولانی تر (به ترتیب 48/0 ± 07/31 و 71/0 ± 72/42 روز) و روی رقم آگریا از همه کوتاه تر (به ترتیب 65/0 ± 8/27 و 8/0 ± 99/35 روز) بود. تلفات مراحل نابالغ در رقم ساتینا (5/47 درصد) بیش ترین و در رقم مارفونا (5/22 درصد) کم ترین بود. نرخ ذاتی افزایش جمعیت روی ارقام آگریا، مارفونا، ساتینا و ساوالان به ترتیب 005/0 ± 129/0، 005/0 ± 127/0، 006/0 ± 129/0 و 004/0 ± 104/0 بود که در رقم ساوالان به طور معنی دار کمتر از سه رقم دیگر بود. بیش-ترین نرخ خالص تولیدمثل 23/25 ± 26/145 روی رقم مارفونا و کم ترین آن روی رقم ساوالان 71/2 ± 18/81 به دست آمد که این اختلاف معنی دار نبود. به نظر می رسد، رقم ساوالان در میان چهار رقم مورد بررسی نا مطلوب ترین رقم برای سوسک کلرادوی سیب زمینی باشد، ولی سطح مقاومت در حدی نبود که نیاز به سایر عملیات کنترل را منتفی سازد.
    کلیدواژگان: سوسک کلرادوی سیب زمینی، رقم سیب زمینی، جدول زندگی، مرگ و میر
  • دالیا آدلی*، اهاب بکر صفحات 149-156
    سمیت تنفسی کافور روی شته اقاقیا یا شته سیاه یونجه Aphis craccivora Koch و سه گونه دشمنان طبیعی آن شامل کفشدوزک هفت نقطه ایCoccinella undecimpunctata L., و زنبورهای پارازیتوئید Aphelinus albipodus Hayat & Fatima وAphidius colemani Viereck. مورد بررسی قرار گرفت. شته سیاه یونجه نسبت به دشمنان طبیعی بسیار مقاوم تر بود به طوری که LC50 آن برای حشرات ذکر شده به ترتیب 71/12، 33/6، 16/1 و 48/0 میلی گرم کافور در هر لیتر هوا بود. در معرض قرار دادن حشرات کامل ماده تازه ظاهر شده شته اقاقیا در برابر مقادیر LC25 بخار کافور طول عمر حشرات کامل را از 6/17 روز به 45/6 روز کاهش داد. هم چنین تولید مثل روزانه از 44/4 به 93/1 پوره به ازای هر حشره ماده تقلیل یافت. به علاوه نرخ متناهی افزایش جمعیت از 57/1 به 14/1 پوره به ازای هر حشره ماده در روز کاهش یافت. شته هایی که در معرض مقادیر LC50 قرار گرفته بودند به طور معنی داری آنزیم اسید فسفاتاز و گلوتاتیون اس ترانسفراز بالاتری نسبت به شاهد نشان دادند. درحالی که شته های زنده مانده آنزیم بتا استراز و آلکالین فسفاتاز کم-تری نسبت به حشرات شاهد داشتند، اما اختلاف معنی داری در میزان آنزیم آلفا استراز مشاهده نشد. بنابراین سمیت تنفسی کافور می تواند گزینه مناسبی برای کنترل شته اقاقیا به حساب آید اما به خاطر تاثیر مضر آن روی دشمنان طبیعی یک عامل محدودکننده است.
    کلیدواژگان: کافور، Aphis craccivora، Aphelinus albipodus، Aphidius colemani، Coccinella undecimpunctata
|
  • Joseph Onaolapo Akinneye, Emmanuel Ayobami Oyeniyi* Pages 1-10
    New sources of botanical pesticides in the management of Sitotroga cerealella (Olivier) infesting rice grains are indispensable in farmers’ quest towards achieving maximum protection of their rice produce. In this study, the efficacy of root and stem bark of Cleistopholis patens as an insecticidal agent against S. cerealella was investigated at 28 ± 2 ºC and 75 ± 6% relative humidity. Moths were exposed to contact and fumigant toxicity test at 0.5-2.5 g/20 g of paddy rice and mortality was assessed at 24, 48, 72 and 96 hours post-treatment respectively. Generally, moth exposed to root powders of C. patens showed higher mortality values (contact: 10 - 93%; fumigant: 13 - 100%) than their counterpart exposed to stem powder (contact: 6.67 - 78%; fumigant: 10 - 95%). Also, lethal doses (LD50 and LD95) revealed that lower doses of C. patens root powder resulted in higher mortality of S. cerealella when compared to that of stem powder. The only exception was observed in LD95 values of stem (6.54 g / 20 g of paddy rice) and root (6.76 g / 20 g of paddy rice) powder of fumigant toxicity test. Both powders of C. patens also significantly reduced adult emergence in treated grains when compared to control. This study showed that powders of stem and root bark of C. patens would provide a much desired wherewithal to synthetic insecticides in the management of S. cerealella infesting rice grains in Nigeria.
    Keywords: Sitotroga cerealella, insecticidal efficacy, Cleistopholis patens, toxicity, fumigant
  • El Hassan Achbani, Hamid Mazouz, Abdellatif Benbouazza, Soumia Sadik* Pages 11-17
    Pantoea ananatis is an important pathogen causing bacterial center rot in onion. Isolated strains from onion soft rot bulbs based on morphological characteristics were tested for hypersensitivity reaction on tobacco. Pathogenic strains underwent some biochemical tests which detected the presence of P. ananatis, based on RNA16S sequencing, this result was confirmed. Symptoms were reproduced by inoculating this species to onion leaves and bulbs. This study reports for the first time the presence of P. ananatis bacterium in Morocco causing the bacterial center rot in onion.
    Keywords: Allium cepa, bacterial center rot, Morocco, Onion, Pantoea ananatis
  • Samar Ramzi, Ahad Sahragard, Jalal Jalali Sendi, Ali Aalami Pages 19-31
    A Castanea crenata agglutinin (abbreviated as CCA) was extracted and purified from bitter apple, Citrullus colocynthis L., to determine its effects on the demographic parameters of Apomyelois ceratoniae Zeller. Two groups of first larval instars were reared on an artificial diet containing 2% (w/w) of CCA and control diets until emergence of adults. Two Sex MS-chart life table software was used to analyze data and calculate life table parameters. Developmental times of larvae in control and CCA dietsshowed statistical differences for male, female except for third and fourth larval instars. It was found that A. ceratoniae larvaefed on control had a survival of 18 days but individuals fed on CCA diet survived for 12 days. The highest fecundity values of individuals fed on control and CCA diets were obtained at the age of 30 and 27 days, respectively. Adult longevity, pre-oviposition period, oviposition period and mean fecundity of A. ceratoniae fed on control were higher than those of individuals fed on CCA diet. The probabilities of a newborn egg surviving to age 28 days were 0.42 and 0.3 for control and CCA, respectively. Each female started egg laying on day 22 for control and 25 for CCA. Life expectancies of a newly laid egg were 29 days for control and 26 days for CCA treatment. Life table parameters except for mean generation time showed statistical differences between control and CCA treatments. These results demonstrated the negative effects of CCA on life table parameters of A. ceratoniae that might lead to a promising and alternative way to suppress population increase and damage caused by A. ceratoniae.
    Keywords: Apomyelois ceratoniae, Citrullus colocynthis, Lectin, life table
  • Yangxi Liu, Mohamed F. R. Khan Pages 33-38
    Rhizoctonia solani is the most serious problem on sugar beet Beta vulgaris L. grown in North Dakota and Minnesota. Picoxystrobin, a quinone outside inhibitor, and penthiopyrad, a succinate dehydrogenase inhibitor, were used alone and in combinations for controlling R. solani AG 2-2 IIIB on sugar beet under greenhouse conditions of 22 ± 2 °C and a 12-h photoperiod. Fungicides were applied in-furrow at planting, followed by inoculation with R. solani grown on barley seeds. The experimental design was a randomized complete block with four replicates and the experiment was repeated three times. Stand counts were taken and roots were evaluated for symptoms using a 0 to 7 scale 21 days after inoculation. Analysis of variance was conducted by the SAS general linear model, and Fisher’s protected least significant difference at α = 0.05 was used to compare treatment means. Fungicides used alone and in mixtures provided effective control of R. solani, which had significantly greater percent survivors than the inoculated check. This research demonstrated that picoxystrobin and penthiopyrad have the potential to be used for providing control of R. solani on sugar beet.
    Keywords: Rhizoctonia root rot, sugar beet, picoxystrobin, penthiopyrad, Rhizoctonia solani
  • S. Alam, Z. Alam, Syed Alam, Ramiz Miah, Ismail Mian, M. Hossain Pages 39-48
    Rearing methods for Bracon hebetor (Say) (Hym., Braconidae) were investigated in the series of laboratory experiments designed to enhance the yield of the mass rearing of this parasitoid for biological control of lepidopteran field and stored product pests. In these experiments, the effects of parasitoid and host densities on fertility and sex ratio of B. hebetor were assessed. In parasitoid densities, 50 last-instar greater wax moth (GWM) Galleria mellonella (L.) larvae were placed per container and 1, 2, 4, 8 or10 pairs of B. hebetor (one male and one female) were released in each container. In host density study two pairs B. hebetor were introduce in six different densities (10, 20, 30, 40, 50 and 60) of host, GWM per container. A density of ten male-female pairs of B. hebetor produced a higher number of progeny (205 ± 7.07 adults) on 50 last instar larvae of GWM. Similarly, in a host density experiment, a density of 60 last instars GWM larvae produced a significantly higher number of parasitoid progeny (142.0 ± 8.75 adults), followed by 50 last instar larvae (141.0 ± 8.34 adults) among the tested host densities when two pairs of B. hebetor were used. The sex ratio of progenies was male-biased in all studies and there were no significant effects on sex ratio in various parasitoid and host densities. In mass rearing experiment, total number of emerged parasitoids per 200 wax moth larvae was 1091 ± 82.38 adults with mean parasitism rate of 98 ± 0.8%.
    Keywords: Biological control, mass rearing, Bracon hebetor, parasitoid density, host density
  • Saeid Javadi Khederi, Mohammad Khanjani *, Mohammad Ahmad Hoseini, Asghar Hosseininia, Hassan Safari Pages 49-57
    Pepper plant Capsicum annuum L. has great nutritional value and many pharmaceutical properties but its sensitivity to pests such as Aphis gossypii Glover, especially in drought stress conditions, has limited its production. To evaluate the effect of drought stress on the population and damage rate of this pest in greenhouse condition, four moisture treatments including; full irrigation, 15, 30 and 45 percent of water deficit, and four treatments with different amounts of super absorbent polymer (SAP) containing 2, 4, 6 and 8 g per pot were separately performed in completely randomized design. Four weeks after applying drought stress, the pots were moved near the aphid sources. Density of aphids was examined after one month of infestation, and the plant growth characteristics after two months. It was found that the increase in severe drought stress (45% DI45) significantly raised the population of this pest and remarkably decreased plant growth rate and yield. However, the low stress of drought (15% DI15) not only caused relative reduction of insect’s population, but also saved water consumption and increased crop yield. However, the insect population was elevated as a result of increase in the amount of irrigation. Although the excessive use of SAP (8 g) increased the aphid population, the current experiment showed the use of 4 and 6 g of super absorbents could minimize the irrigation stress, decrease the pest population and improve yield of the plants by retaining the moisture in drought conditions.
    Keywords: Drought, Aphis gossypii, Pepper, super absorbent, water stress
  • Sara Ghods*, Vahhab Shojaeddini Pages 59-73
    Counting the population of insect pests is a key task for planning a successful integrated pest management program. Most image processing and machine vision techniques in the literature are very site-specific and cannot be easily re-usable because their performances are highly related to their ground truth data. In this article a new unsupervised image processing method is proposed which is general and easy to use for non-experts. In this method firstly a hypothesis framework is defined to distinguish pests from other particles in a captured image after texture, color and shape analyses. Then, the decision about each hypothesis is made by estimating a distribution function for sizes of particles which are presented in the image. Performance of the proposed method is evaluated on real captured images that belong to plants in green housesand farms with low and high densities of whiteflies. The obtained results show the greater ability of the proposed method in counting whiteflies on crop leaves compared to adaptive thresholding and K-means algorithms. Furthermore it is shown that better counting of the pest by proposed algorithm not only doesnt lead to extracting more false objects but also it decreases the rate of false detections compared to the results of the alternative algorithms.
    Keywords: pest population monitoring, image processing, whiteflies, size distribution
  • Jagadeesh Devidas Pujari, Rajesh Siddarammayya Yakkundimath*, Shamrao Jahagirdar, Abdul Byadgi Pages 75-87
    Rust caused by Phakopsora pachyrhizi Syd. is a major constraint to soybean product in Asia. Early detection and possibilities of controlling plant diseases by the integration of several image processing methods has been the subject of extensive research. The main contribution of this paper is to present different methodologies for quantitatively detecting soybean rust at each stage of disease development, identify disease even before specific symptoms become visible and grade based on percentage of disease severity. Severity of rust infection levels at each stage of disease development was observed for 25 days on soybean leaf. Then color distribution and pixel relationship in rust infected leaf image was calculated based on global and local features for quantifying rust severity. Further, rust disease was categorized into grades based on infection severity levels and percentage disease index (PDI) was calculated. The maximum PDI of 95.5 was observed at 25th day and minimum PDI of 0.2 was observed at 6th day.
    Keywords: disease severity, color features, global region, local region, soybean rust
  • Mahsa Nazari, Shahnaz Shahidi Noghabi*, Kamran Mahdian Pages 89-98
    The effect of two insecticides, imidacloprid and pyriproxyfen, were investigated on some biological parameters of ladybird beetle Menochilus sexmaculatus (F.) (Coleoptera: Coccinellidae) under laboratory condition. Theladybird beetle were exposed to insecticides by ingestion of the common pistachio psylla, Agonoscena pistaciae Burckhardt and Lauterer (Hemiptera: Psyllidae) (prey). For imidacloprid, maximum field recommended concentration (MFRC) (1/1 MFRC = 140 ppm), 1/2 and 1/4 MFRC were tested. For pyriproxyfen dilutions of 1/1 MFRC (50 ppm), 2/1 and 1/2 MFRC were used after 24 h. The 100% mortality was observed with imidacloprid in all tested concentrations, whereas no mortality was observed by pyriproxyfen even at the highest concentration (2/1 MFRC). Because of the high mortality observed with imidacloprid, lower concentrations of 1/10, 1/20 and 1/40 MFRC were tested and all predators were killed 3, 7 and 10 days after treatment, respectively. At 1/100 MFRC, no eggs were laid but prey consumption was continued for two weeks. At 1/1 and 2/1 MFRC of pyriproxyfen, ingestion of prey was reduced by 18% and 23%, respectively. At 1/1 and 1/2 MFRC of pyriproxyfen, fecundity and fertility of the coccinellid predator was decreased to 43% and 24.5%, respectively. Imidacloprid at 1/100 MFRC caused significant reduction on fecundity but had no detrimental effect on fertility of the produced eggs. Therefore, unlike the pyriproxyfen that had not acute toxicity, the imidacloprid was extremely toxic to coccinellid at MFRC. However, pyriproxyfen was able to affect on feeding ratio and reproduction of M. sexmaculatus.
    Keywords: The common pistachio psylla, Insecticide, Menochilus sexmaculatus, Predator, Sublethal effects
  • Mehrab Esmaeili, Ramin Heydari*, Reza Ghaderi Pages 99-113
    Three species of Paratylenchus were collected and identified from vineyards and apple orchards in Kermanshah province, western Iran. Descriptions, morphometric data, line drawings and microscopic photographs are provided for these three species. Paratylenchus audriellus and Paratylenchus straeleni are the two very closely related species, with a stylet longer than 40 µm, four lateral lines and distinct vulval flaps. The third species, Paratylenchus leptos, has a shorter stylet, three lateral lines and distinct vulval flaps. Paratylenchus leptos is a new record for Iranian nematode fauna, and male of P. audriellus is reported from Iran for the first time.
    Keywords: Description, Gracilacus, morphology, new record, Paratylenchus, pin nematode
  • Saeideh Mortazavi, Hamid Ghajarieh*, Mohammad Samih, Ali Jafari Pages 115-124
    Pomegranate fruit moth (PFM), Apomyelois ceratoniae Zeller is a major pest of pomegranate in Iran. In this study, the effect of four diets including pistachio, pomegranate, semi-artificial and artificial diets were studied on biological parameters of PFM in a growth chamber under controlled conditions at 30 ± 2 °C, 65 ± 5% RH and 16:8 (L: D) h. The results demonstrated that the longest incubation period, larval developmental time and preimaginal development time was observed on artificial diet and the shortest was on the pomegranate. The highest and lowest body length of fifth instar larvae were observed on pistachio and artificial diet, respectively. The heaviest weight of third day pupae was recorded for the larvae that were reared on pistachio (0.0275 ± 0.0004 g) while the lightest was on artificial diet (0.0216 ± 0.0004 g). In the next experiment, the effect of four diets was considered to assess the efficiency of pheromone traps in a twenty year old pomegranate orchard cultivated with Malasse Yazdi cultivars. The effect of food on catch of traps showed a significant difference. The virgin PFM that were fed with pomegranate attracted more males. Also the traps caught the males mostly from 11:00 pm until 4:00 am, with the peak time between 23:00 and midnight. No significant difference was seen between diet and time of catch, indicating that starting or ending time and the maximum time of catch was not affected by the diets.
    Keywords: biological parameters, catch time, Pomegranate fruit moth, Malasse Yazdi cultivar, artificial diet
  • Samad Jamali*, Farzaneh Ghasemi Pages 125-130
    Among fungi, species of the genus Paecilomyces are considered as promising biological control agents with high potential to reduce root-knot nematode (RKN) and other nematode populations. In this research we investigated a soil hyphomycetes, Paecilomyces marquandii and its pathogenicity on eggs of RKN in vitro. In greenhouse test, root weight, plant length, fresh weight and dry weight of plants, gall index and proportion of infected eggs were determined. P. marquandii, effectively promoted growth of plants inoculated with M. incognita by suppressing its pathogenesis as root galling and reducing egg mass production. At 25 °C, a great number of nematode eggs were parasitized by P. marquandii, inhibiting juvenile development.
    Keywords: Biological control, Nematophagous fungi, Paecilomyces marquandii, Meloidogyne incognita, Iran
  • Nazanin Koupi, Mehran Ghazavi *, Karim Kamali, Valiollah Baniameri Pages 131-138
    The Western flower thrips Frankliniella occidentalis, an important greenhouse pest, has acquired rapid resistance to the chemical pesticides. Therefore, biological control is worth consideration as an alternative control method. Among the biological control agents, entomopathogenic fungi showed to be quite successful in some occasions. In this study, three Iranian isolates of Metarhizium anisopliae (‘DEMI001’, ‘DEMI002’ and ‘DEMI003’) were bioassayed for their lethal effects on the adults of the F. occidentalis, in vitro. The ‘DEMI002’ and ‘DEMI003’ had the lowest and highest LC50 at concentrations of 3.06 ´ 104 and 1.90 ´ 105 conidia/ml, respectively. Also, the isolate ‘DEMI002’ had the lowest LT50 of 4.39 ± 2.13 days at the concentration of 106 conidia/ml. The mean comparison showed that there was a significant difference between DEMI002 and DEMI003 in terms of virulence at most of the concentrations. Consequently, the ‘DEMI002’ can be considered as a promising tool in biological control programs of the F. occidentalis.
    Keywords: Metarhizium anisopliae, Frankliniella occidentalis, Western flower thrips, Bioassay
  • Shahzad Iranipour*, Kambiz Esfandi, Mohammadhossein Kazemi Pages 139-148
    Colorado potato beetle (CPB), Leptinotarsa decemlineata (Say),is the most important insect pest of potato in Iran. If local potato varieties vary in susceptibility to the pest, host plant resistance may provide management benefits to potato growers. A life table study was carried out to determine the relative suitability of four common potato varieties (Agria, Marfona, Savalan and Satina) for CPB development and reproduction in northwest Iran under laboratory conditions at 23 ± 3 ºC, 62 ± 10% RH, and natural photoperiod. Developmenttime and hence generation time was longest on Savalan (31.07 ± 0.48 d and 42.72 ± 0.71 d respectively) and shortest on Agria (27.8 ± 0.65 d and 35.99 ± 0.8 d respectively). Juvenile mortality was highest (47.5%) on Satina and lowest (22.5%) on Marfona. Intrinsic rates of increase (r) were 0.129 ± 0.005, 0.127 ± 0.005, 0.129 ± 0.006 and 0.104 ± 0.004, on Agria, Marfona, Satina and Savalan, respectively, that on Savalan being significantly lower than the others.The highest net reproductive rate was 145.26 ± 25.23 on Marfona and the lowest was 81.18 ± 2.71 on Savalan which was not significantly different among the cultivars. It seems that, among the four tested cultivars, the Savalan cultivar is less suitable to CPB, resulting in the poorest overall biological performance of the beetle, but the level of resistance did not appear sufficient to negate the need for other control methods.
    Keywords: Colorado potato beetle, potato variety, life table, mortality
  • Dalia Adly *, Ehab Bakr Pages 149-156
    Fumigant toxicity of camphor was studied against the aphid Aphis craccivora Koch and three associated natural enemies, i.e. Coccinella undecimpunctata L., Aphelinus albipodus Hayat & Fatima and Aphidius colemani Viereck. Aphis craccivora was the most tolerant one compared with all tested natural enemies as the recorded LC50 values were 12.71, 6.33, 1.16 and 0.48 mg camphor/liter space for the above mentioned insects, respectively. Subjecting newly emerged adults of A. craccivora to LC25 of camphor vapor significantly reduced female longevity from 17.6 to 6.45 days and reduced the female daily progeny from 4.44 to 1.93 nymph / female, which resulted in a reduction in productivity as finite rate of increase decreased from 1.57 to 1.14 female / female / day. Aphids that survived after subjection to LC50 were found to have significantly higher amount of acid phosphatase and G. S-transferase than non-treated aphids. Inversely, Survived aphids were found to have significantly less amount of β-esterases and alkaline phosphatase than non-treated aphids; while no significant difference was found in case of α-esterases. Camphor fumigant can be a candidate as a control agent against A. craccivora but with restriction because of its drawbacks on natural enemies.
    Keywords: Camphor, Aphis craccivora, Aphelinus albipodus, Aphidius colemani, Coccinella undecimpunctata