فهرست مطالب

آینه میراث - سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 56، بهار و تابستان 1394)
  • سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 56، بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/30
  • تعداد عناوین: 16
|
  • صفحه 5
  • محمد افشین وفایی صفحه 9
    شمس الدین محمد سجاسی از شاعران و منشیان نیمه دوم سده ششم و نیمه نخست سده هفتم هجری است که متاسفانه اطلاعات اندکی از احوال او به ما رسیده است. از اشعارش نیز چیز زیادی بر جای نمانده است. درباره او مباحث قابل طرح بسیار است. او همان کسی است که دیوان ظهیر فاریابی را جمع کرده و ظاهرا دیباچه دیوان نیزبه انشای اوست. این البته مساله ای است که مصححان دیوان ظهیر تاکنون بدان توجهی نکرده اند یا به اشتباه شمس کاشی را جامع دیوان دانسته اند. از دیگر آثار شمس سجاسی ظاهرا یکی هم کتاب فرائدالسلوک است که مصححان آن را بدون نام مولف منتشر کرده اند.
    در این جستار پس از بحث درباره احوال و آثار شمس سجاسی، اشعار اندکی که از او در منابع پراکنده باقیمانده معرفی شده و سپس اطلاعات مهمی که در منشآت منتشرنشده او وجود دارد نقل و تحلیل شده است.
    کلیدواژگان: شمس سجاسی، دیوان ظهیر فاریابی، فرائدالسلوک، منشآت
  • مجید خسروی صفحه 33
    سفینه شاعران قدیم نامی است که مصحح جنگ موجود در کتابخانه مجلس سنا به شماره 651 سنا، بر این مجموعه شعر نهاده است. این جنگ که تاریخ کتابت آن محو شده است از روی سفینه ای کهن محتملا قرن هفتم یا هشتم کتابت شده است و در بردارنده ابیات بسیاری از شماری از شاعران پارسی گوی تا پایان قرن هفتم است. یکی از دلایل امتیاز این سفینه اشتمال آن بر اشعار شاعرانی ناشناخته است که جز در این منبع در جای دیگر تا کنون اشعاری از آنها باقی نمانده است. این سفینه را محمدرضا ضیاء، پژوهشگر فرهیخته، با دقت نظر و حوصله بسیار تصحیح کرده و در مجموعه متون ایرانی در سال 1391 منتشر ساخته است. متاسفانه با وجود دقت مصحح در ضبط اشعار این جنگ باز هم خطاهایی راه یافته است که نگارنده در این مقاله، ضمن بررسی این خطاها، قرائت دیگری از آنها پیشنهاد داده است.
    کلیدواژگان: سفینه شاعران قدیم، سنا651، تصحیف، تصحیح، شاعران قرن ششم
  • الهام خلیلی جهرمی، شیرین رزمجو بختیاری، محمد یوسف نیری صفحه 47
    یکی از مباحث بحث برانگیز در دیوان کبیر مولوی، وجود اشعاری به زبان ترکی است. در این زمینه تحقیقاتی انجام شده است اما بیشتر محققان به ترجمه ابیات ترکی پرداخته اند و به جنبه های نسخه شناسی و سبک شناسی غزلهای مولانا توجهی نشده است، بنابراین جای چنین پژوهشی درباره ابیات ترکی خالی است. در پژوهش حاضر، پس از بیان مقدمات و پیشینه تحقیق، ترکی گویی و ترکی دانی مولوی، و شمه ای تحت عنوان بسامد ابیات ترکی در دیوان، به بررسی ابیات ترکی و معانی آنها پرداخته شده و بسامد این عبارات ترکی در دیوان بررسی گردیده است. در زیر عنوان بررسی نسخه شناسی، اصح نسخ غزلیات شمس و بسامد غزلهای ترکی آنها بحث، و در پایان، ویژگی های سبکی آنها بررسی شده است.
    کلیدواژگان: مولوی، دیوان کبیر، اشعار ترکی، نسخه شناسی
  • سعید خودداری نایینی صفحه 77
    این مقاله با بررسی چند مرقع مهم اواخر سده دهم دیباچه نویسی آنها، تاریخنامه های هنر مرقع سازی را مورد مطالعه قرار می دهد. یکی از این دیباچه ها، دیباچه مرقع کتابخانه سپهسالار، شاه محمد مذهب است که متنی مشابه آن در چند مرقع دیگر وجود دارد. این مقاله می کوشد تا ریشه های تاریخی نگارش این متن را نشان دهد. بررسی تحولات مقدمه نویسی مرقعات با تکیه بر مقدمه مرقع شاه محمد مذهب که نسخه ای دیگر از مقدمه میر محمد باقر پسر میر علی هروی است و نیز استفاده از اسناد دیگر این فرضیه را مطرح می کند که تکرار دیباچه ها به اعتبار خط خوش و یا نثر متناسب و یا انتساب به یک هنرمند بزرگ در مرقعات دیگر بوده و باعث شده است نسخه های اساس آنها به علت اوراق شدن اغلب این مرقعات و یا دیباچه ها و نیز نگارش دیباچه های جدید و مشابه شناخته نشوند.
    کلیدواژگان: مرقع، دیباچه، شاه محمد مذهب، میر علی هروی، مرقع گلشن، دوره صفوی
  • مهدی رمضانی، احمد گلی صفحه 101
    با تامل در متون کهن، به برخی اطلاعات و اصطلاحات تازه ای دست می یابیم که ما را با ابعاد مختلف زندگی گذشتگان آشنا می سازد. شاهنامه به عنوان یکی از آبشخورهای اصلی فرهنگ باستان، منبعی بس ارزنده در این راستاست. شاعران، برای جلوگیری از تکرار و به تبع آن ممانعت از ملالت کلام و همچنین اظهار فضل، در وهله اول از مسائل و مضامینی هم سو با موضوع و اهداف خود بهره می برند. فردوسی نیز برای ارتقاء کیفیت هنری اثر ماندگار خود از تامل برانگیزترین بازی، یعنی شطرنج که با حماسه تناسب زیاد دارد و صحنه های رزم را تداعی می کند استفاده نموده است. نوشته حاضر بر آن است که با بهره گیری از شیوه استقرایی و بازخوانی دقیق داستان «گو و طلخند» از شاهنامه و تفحص در منابع اصلی علم ملاعب و سرگرمی ها، به این پرسش ها پاسخ دهد که آیا ساختار و نحوه این نوع بازی در شطرنج قدیم وجود داشته است یا نه؟ وجوه اختلاف و اشتراک آن چه بوده است؟ حاصل پژوهش نشان می دهد، فردوسی در این داستان گونه تازه ای از این بازی را ارائه می دهد که مسبوق به سابقه نیست و با انواع مذکور در کتب مرجع تفاوتهای قابل توجهی دارد؛ حتی چهره رخ در این بازی کاملا متفاوت با انواع دیگر می باشد و چه بسا که شارحان شاهنامه نیز بدان نپرداخته اند.
    کلیدواژگان: شطرنج، فردوسی، شاهنامه، رخ، اسب
  • عاطفه زندی صفحه 121
    صدرالافاضل قاسم بن حسین خوارزمی یکی از دانشمندان و ادیبان بزرگ ایرانی و صاحب کتاب الیمنی فی شرح الیمینی است که در سال 617ق در یورش مغولان به خوارزم کشته شد. تا آنجا که می دانیم، تنها کسی که شرحی از احوال و آثار او به دست داده، یاقوت در کتاب معجم الادباست. کتاب الیمینی عتبی غیر از اشتمال بر تاریخ دوره ای بسیار مهم از دولت غزنوی، از جمله کتابها و مآخذ ادبی مهم سده پنجم است و تا چند قرن پس از آن، ادیبان به شرح و توضیح آن همت می گماشتند. یکی از نخستین کسانی که به شیوه ای خاص شرحی بر الیمینی نگاشت، صدرالافاضل خوارزمی بود. این دانشمند، الفاظ و اصطلاحات کتاب الیمینی را با نثری ساده و روان و به ترتیب لغتنامه صحاح جوهری شرح نموده و به تصحیفات و تحریفات این کتاب نیز اشاره کرده است.
    این مقاله، مشتمل است بر شرحی از زندگی و آثار عالم و ادیب قرن هفتم صدرالافاضل خوارزمی و بیان ویژگی ها و جایگاه ادبی و تاریخی کتاب الیمنی، که از جمله آثار کمتر شناخته وی در حوزه ادب، تاریخ و جغرافیای ایران و برخی نقاط جهان اسلام است.
    کلیدواژگان: صدر الافاصل، خوارزمی، الیمنی، شرح الیمینی، خوارزم
  • وحید سبزیان پور، صدیقه رضایی، سمیره خسروی صفحه 141
    از آفت های بزرگ در شرح و تحلیل متون ادب فارسی، به ویژه مثنوی،جلال لدین بلخی، استناد بسیار به امثال و اشعار عربی و بی توجهی به فرهنگ و ادب باستانی ایرانیان است. کافی است نگاهی به فهرست اشعار و امثال عربی مربوط به شرحهای مثنوی بیندازیم تا حضور سنگین آنها را دریابیم. در این میان چیزی که مورد غفلت قرار گرفته، اندیشه و فرهنگ ایران باستان است که بدبختانه جایگاه مناسبی در شرح متون ادب فارسی ندارد. با آنکه بخش عمده آثار پهلوی و ایرانی از دست رفته ولی در متون ادب عربی، درباره ایرانیان و فرهنگ باستانی این مرز و بوم آنقدر مطلب به شکل پراکنده ولی متنوع و غنی وجود دارد که می تواند جای خالی متون پهلوی از میان رفته را پر کند و می توان ادعا کرد که مهم ترین منبع فرهنگ ایران باستان منابع عربی است.
    در این مقاله نشان می دهیم که نه تنها سرچشمه بسیاری از مضامین حکمی مثنوی عربی نیست بلکه بسیاری از این مضامین ایرانی است و این ادب عربی است که وامدار زبان و ادب ایران باستان است و لازم است ادیبان و صاحب نظران ما به این رویکرد توجه لازم مبذول نمایند. سبب انجام این پژوهش، تاثیر فراوان دو کتاب احادیث مثنوی و مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی در پژوهش های مربوط به مثنوی است.
    کلیدواژگان: حکمت، مثنوی، مولوی، فرهنگ ایران باستان، فرهنگ عربی
  • سارا سعیدی صفحه 167
    با توجه به اینکه علم تصحیح متن در پنجاه شصت سال اخیر پیشرفتهای بسیاری داشته، و ابزار و شیوه های جدید در اختیار مصححان قرار گرفته است، انتظار می رود متنهایی که اخیرا تصحیح و به جامعه علمی عرضه شده اند صحیح و یا حداقل کم غلط باشند، با وجود این کم نیستند آثاری که با اغلاط فراوان منتشر می شوند.
    احوال و اخبار برمکیان که در سال 1390 توسط انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر شده، متاسفانه اغلاط فراوانی دارد و گاه این خطاها سبب ابهام متن گشته اند. این کتاب شامل دو رساله است که محتملا در قرن ششم، توسط مترجم یا مترجمانی ناشناس، از روایات گوناگون زندگی خاندان آل برمک که به زبان عربی موجود بوده ترجمه شده است. در نوشتار حاضر به بعضی از این خطاها ضمن ارائه صورت صحیح، پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: احوال و اخبار برمکیان، برامکه، تصحیف، تصحیح متن، متون تاریخی
  • ریحانه سلیمی، فریبا افکاری صفحه 185
    کتابخانه و موزه ملی ملک دارای مجموعه ارزشمندی از نسخ خطی و به تبع آن انواع جلد و به ویژه جلدهای روغنی نفیس است. این مقاله، علاوه بر معرفی جلدهای روغنی (لاکی) دارای رقم نقاش و مذهب در مجموعه ملک، به شناسایی هنرمندان و آثار ایشان با توجه به اطلاعات موجود درباره رقم، تاریخ و نیز ویژگی های هنری آن آثار پرداخته است.
    از 6675 مجلد نسخه خطی مجموعه ملک، 212 نسخه دارای جلد روغنی است که تنها سیزده مورد، رقم ده هنرمند نقاش یا مذهب و شاید جلدساز را بر خود دارند. برای یافتن پاسخ پرسشهای مطرح شده از شیوه کتابخانه ای میدانی بهره برده ایم و بررسی نگارندگان محدود است به جلدهایی با زیر ساخت مقوای فشرده (پاپیه ماشه) که نوع تکامل یافته جلد روغنی است.
    کلیدواژگان: نسخ خطی، جلدهای روغنی، جلدهای لاکی، جلدهای رفم دار، رقم نقاش، رقم مذهب، کتابخانه و موزه ملی ملک
  • طه صادری، معصومه معدن کن، اسدالله واحد صفحه 231
    بسیاری از رباعیات منسوب به خیام در جای جای متون نظم فارسی به نام شاعران دیگر نیز ضبط شده ست و این موضوع سبب شده که پژوهشگران با تردید در انتساب این رباعیات به شاعری خاص، در مورد خیام و رباعیات وی نیز دستخوش خطا شوند. بیش از یک سده است که پژوهشگران ایرانی و خارجی درباره صحت انتساب این قبیل رباعیات تحقیق کردهند اما ضرورت پژوهشهای بیشتر در این زمینه همچنان به قوت خود باقی است. این مقاله با مطالعه رباعیات مشترک میان خیام و مجد همگر در صدد بررسی و نقد صحت انتساب این رباعیات به دو شاعر مورد بحث است. در این پژوهش پس از ذکر هر یک از رباعی ها، محل و تاریخ انتساب آنها را به هر یک از دو شاعر تعیین کرده، سپس با ذکر نسخه بدلهای مهم، به سبک شناسی زبانی و سابقه تاریخی رباعیات پرداختهیم. مضمون رباعی های مورد مطالعه را با مضامین رباعیات اصیل خیام سنجیده و در نهایت نظر تحلیلی خود را در مورد انتساب این رباعی ها به هر یک از دو شاعر و یا شاعر دیگر بیان کردهیم.
    کلیدواژگان: رباعیات، خیام، مجدهمگر، نسخه پژوهی، سبک شناسی
  • حبیب الله عظیمی، هلیا هاشمی اصل صفحه 265
    هدف از این پژوهش شناسایی انواع جعل و تزویر در نسخه های خطی به جهت افزایش آگاهی و شناخت درباره این نسخه ها و ایجاد زمینه ای مناسب برای پژوهش های نسخه شناسی است. در این پژوهش از روش کتابخانه ای به منظور مطالعه پژوهشهای پیشین و روش میدانی برای شناسایی نمونه های مستند از جعل و تزویر در نسخه های خطی استفاده شده است.
    یافته ها
    جعل و تزویر در نسخه های خطی به سه دسته ساخت کامل نسخه (کتابسازی)، جعل و تزویر در محتوای علمی (متن) و جعل و تزویر در عناصر مادی نسخه تقسیم می شود. روش های جعل و تزویر در هر یک از این انواع با توجه به نوع نسخه (نسخه های هنری یا متنی) متفاوت است.
    جاعلان نسخه های خطی، اغلب افرادی فرهنگی و آشنا با نسخه ها بوده اند که به نوعی با نسخه ها ارتباط داشته اند و به جهت سودجویی مادی یا معنوی اقدام به این امر می نمودند.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش، جعل و تزویر در عناصر مادی نسخه ها توسط افراد گوناگون و معمولا در زمانی طولانی پس از ساخت نسخه اجرا می شود؛ بنابراین، رواج آن از سایر انواع جعل و تزویر بیشتر است. جعل و تزویر در انجامه نسخه ها به ویژه تغییر تاریخ نسخه (به جهت کهنه نمایی) از شیوع بالاتری برخوردار است.
    کلیدواژگان: نسخه خطی، جعل و تزویر، انواع جعل و تزویر
  • سعید کریمی صفحه 293
    ابونصر سراج اللمع را در رد شبهات صوفی ستیزان و تثبیت مبادی تصوف و نشان دادن مطابقت آن با کتاب و سنت به زبان عربی به رشته تحریر درآورد. قرنها گذشت تا آنکه در قرن بیستم متن آن به زبانهای اروپایی درآمد و پس از آن با تاخیر به فارسی نیز برگردانده شد. اللمع دو ترجمه فارسی دارد. نخستین ترجمه که ناقص است و تنها شش کتاب اول اللمع را در بر می گیرد، در 1380 منتشر شد و ترجمه دوم، که کامل است. در 1382 از سوی انتشارات اساطیر به طبع رسید. مقاله حاضر در نقد ترجمه دوم است.
    کلیدواژگان: اللمع، سراج، (مهدی) محبتی، نیکلسون، سالمیه
  • الیاس نورایی، سهیل یاری گل دره صفحه 313
    یکی از آن دسته شاعرانی که ظاهرا دارای دیوان مستقلی نبوده است و بی شک بخشی از سروده هایش از میان رفته، ابوالمعالی نحاس رازی از شعرای فاضل سده ششم (در دوره سلجوقیان) است. در منابع چاپ شده برخی از اشعار وی دیده می شود. با تحقیق و تتبع در منابع گوناگونی چون جنگها و سفینه ها و تذکره ها و... که نوعا به حالت خطی باقی مانده است، می توان بخشی از اشعار بازمانده وی را پیدا و یک جا کرد. آنچه که در این مقاله برای نخستین بار خواهد آمد تحقیقی در اشعار بازمانده وی می باشد که با جست وجو و تتبع در منابع خطی و چاپی از قبیل تذکره ها و سفینه ها و جنگها و... به دست آمده است.
    کلیدواژگان: ابوالمعالی تحاس رازی، اشعار پراکنده، جنگها، سفینه ها
  • حامد نوروزی، کلثوم قربانی صفحه 329
    یکی از خط هایی که پس از اسلام برای نگارش زبان فارسی از آن استفاده شده است خط عبری است که مانند خط های دیگر سامی برای ثبت زبان فارسی مناسب نیست. متون فارسی نوشته شده به چنین خطی فارسی عبری یا فارسی یهودی نامیده می شود. ساختار خط عبری که دارای نویسه های مشابه و چندآواست سبب ورود تصحیف و قرائتهای غلط به متون مصحح فارسی عبری شده است. در این مقاله تلاش شده است تعدادی از واژه هایی که مصححان متون فارسی عبری به درستی ضبط نکرده اند، تصحیح شود.
    کلیدواژگان: تصحیح، تصحیف، ساختار خط، نویسه، فارسی، عبری
  • حامد صدقی صفحه 357
|
  • A study of the life and works of Shams-e Sojasi / (Based on his unpublished letters)
    Mohammad Afshinvafaie Page 9
    Shams al-Din Mohammad Sojasi was one of the poets and monshis (secretaries in the chancellery) in the latter half of the 6th and the first half of the 7th centuries A.H./12-13 centuries CE. Unfortunately we
  • Majid Khosravi Page 33
    Safineh-ye sha’ran-e qadim (The anthology of the ancient poets) is a name given by the editor of this collection of poetry to MS No 651 preserved at the Senate Library This anthology, of which the transcription date has disappeared, was copied from an older anthology, probably in 7th-8th centuries A.H./13-14 centuries C.E. It contains a good many verses by a number of Persian speaking poets up until late 7th/14th century. One of the merits of this collection is its coverage of the poetry composed by unknown poets, of whom no other poetry has as yet been found in other sources. This anthology has been edited with utmost care and patience by Mohammad-Reza Zia, the fine scholar, and published in the “Series of Persian Texts” in 1391 Sh,/ 2012 CE..Unfortunately, despite all the editor’s care in recording the verses of the anthology, there have occurred errors, which the present writer has examined in this article and suggested alternative readings for them.
  • Elham Khalili Jahromi, Shirin Razmjoo Bakhtiari, Mohammad Yusuf Nayyeri Page 47
    One of the debatable issues about Mawlana’s Great Divan is the presence in it of a number of Turkish verses. Some studies have been undertaken on this topic. Nevertheless, most scholars have limited themselves to the translation of those verses disregarding the textological and stylistic aspects of the ghazals containing such verses. A study of this question is thus wanting in the area of Turkish literature. In the present investigation, after making some introductory remarks, reviewing the previous research on the problem, evaluating the extent of Mawlana’s Turkish writing and his knowledge of the language, and some discussion on the frequency of Turkish poetry in the Divan, the Turkish verses and their meaning are dealt with, and the prevalence of the Turkish expressions shown. Then, under “textological study”, the most accurate manuscripts of the Divan-e ghazaliyat-e Shams, and the frequency of the Turkish ghazals in those manuscripts are indicated. In the end, the stylistic aspects of the ghazals are addressed.
  • Said Khoddari Naini Page 77
    By examining several important 16th-century albums, this article is to address the practice of writing prologues and the history of the art of making albums. One of these prologues is the one prefixed to the Sepahsalar Library album, known as the Shah Mozahheb moraqqa’, which resembles the text of the forewords in several other albums. The article attempts to demonstrate the historical origins of the text of this prologue. Based on the introduction to Shah Mozahheb’s moraqqa’, which is another version of the prologue written by Mir Mohammad-Baqer, son of Mir Ali Heravi, and other documents, the study of the developments in the writing of introductory notes to know very little about his life-story. Not much of his poetry has remained either. There are a lot of matters worthy of discussion about him. He is the one who compiled Zahir Faryabi’s Divan of which the introduction was apparently written by him; this is, of course something that the editors of Zahir’s Divan have either overlooked or they may have mistaken Shams-e Kashi as the compiler of Zahir’s Divan. Amongst Sojasi’s other works, one is apparently Faraid alSoluk, published anonymously by its editors. In the present study, after giving an account of the life and works of Shams-e Sojasi, the small amount of his poetry that has survived in scattered sources will be presented. Then, important information from his unpublished monsha’at (letters) will be quoted and analysed.
  • Ahmad Goli, Mehdi Ramazani Page 101
    By reviewing the classical texts, we come to find certain new information and expressions that acquaint us with various aspects of the life of previous generations. The Shahnameh, as one of the principal fountain heads of our ancient culture, is an invaluable source respecting this question. To avoid repetition and, for that reason, to prevent boredom of speech, and, of course, to display their merits, poets benefit from topics and ideas in line with their own aims and objectives. To enhance his memorable work, Ferdowsi also made use of the most thought-raising game, namely, the chess, which has direct relevance to epic and evokes war scenes. By applying a inductive method and a close reading of the story of “Gu va Talkhand” from the Shahnameh and investigating into the main sources on elm-e mala’eb (knowledge of games and entertainment), the present article intends to find out whether or not the arrangement and manner of playing this kind of game existed in the ancient version of the chess. What are the differences and similarities? The result of the investigation shows that, in this story, Ferdowsi has produced a new unprecedented variety of the game, which greatly differs from the versions mentioned in reference sources. Even the appearance of the Rook (castle) in this game is totally different from other kinds, something most probably disregarded by the commentators of the Shahnameh.
  • Sadr al-Afazel Khwarazmi / And the literary and historical place of the book Al-Yomni fi sharh-e al-Yamini
    Atefeh Zandi Page 121
    Sadr al-Afazel Qasem b. Hosayn Khwarazmi, one of the great Iranian scholars and literary men is the author of the Ketab al-Yomni fi sharhe al-Yamini.. He was killed in 617 A.H/1220 CE. at the time of Mongol invasion of Iran. As far as we know, the only person who has given an account of Sadr al-Afazel’s life and works is Yaqut in his Mo’jam al- Odaba. Not only does the Ketab al-Yamini contain the history of an important period of the Ghaznavid rule, it is also one of the significant literary sources from the 5th/11th century, and until several centuries, men of letters devoted themselves to expounding the book and writing commentaries on it. One of the first to have written a commentary on Al-Yamini in a special way was Sadr al-Afazel Khwarazmi. He set forth a number of the words and expressions used in the Al-Yamini in simple and fluently prose according to the order adopted by Jowhari’s Sehah Dictionary, referring to the divergences and misprints of the book as well. This article includes an account of the life and works of Sadr alAfazel and a description of his personality and the literary and historical standing of the Al-Yomni, one of his less known books in the field of literature, history and geography of Iran and some other parts of the Moslem world.
  • Vahid Sabzianpour, Sadiqeh Rezaei, Samireh Khosravi Page 141
    One of the great detriments to the practice of expounding and analyzing the Persian literary texts, particularly the Mathnavi of Jalal al-Din of Balkh, is excessive reference to Arabic sayings and verses, taking no notice of the culture and literature of ancient Persians. To discern the heavy presence of such elements, it would suffice to albums, suggests this hypothesis that the repetition of forewords in other albums, has been due to their fine calligraphy, appropriate prose style or their attribution to a great artist. This has made the identification of the original text of such prologues impossible because the pages of many of those albums and the prologue have got disarranged and new or similar introductions have been added.
  • Sarah Saeidi Page 167
    Considering that knowledge of text redacting over the past fifty years or so, and the availability of new tools and methods have greatly improved, one expects that the texts recently edited and presented to the scholarly circle should be accurate, or at least with fewer errors. Nevertheless, texts that are being brought out with numerous oversights are far from few. Ahval and akhbar-e Barmakian (“Biographical accounts of the Barmakids”) that was published through the publications office of Dr Mahmud Afshar’s Endowments Foundation in 1390 A.H./2011.Unfortunately it contains a lot of mistakes, which in some places, have caused ambiguity in the text. This book consists of two treatises that were translated by an anonymous translator or translators, probably in the 6th/12 century, from various narratives
  • Reihaneh Salimi, Fariba Afkari Page 185
    The Malek Library and National Museum has an invaluable collection of manuscripts and, for that reason, all sorts of coverings, in particular, exquisite glazed (rowghani) ones. Besides introducing lacquer covers bearing the signatures of their painters and illuminators (mozahheb) in the Malek collection, this article addresses the identification of artists and their works with respect to the information regarding the signatures, dates as well as the artistic features Our of 6675 manuscript books, 212 have lacquer coverings of which 13 manuscripts bear the signatures of 10 painters, illuminators and, perhaps, binders. To find answers to a number of questions raised, we employed a library-field-work approach, limiting ourselves to coverings with compressed cardboard (papier- marche), which are improved sort of lacquer covers.
  • Taha Saderi, Masumeh Madankan, Asadollah Vahed Page 231
    A good number of the Ruba’iyat (quatrains) ascribed to Khayyam have been attributed to other poets here and there in poetry books, and this has caused researchers to cast doubt on the attribution of the Rubaiyat to this or that particular poet. However, they have also made certain mistakes regarding Khayyam and his Rubaiyat. It is over a century since both Persian and foreign scholars have investigated into the accuracy of attribution to Khayyam of these quatrains. Yet, the necessity for more research in this field holds as urgent now as ever. glance through the lists of Arabic verses and proverbial expressions in relation to to the commentaries of the Mathnavi.. Here, what have been overlooked are the thoughts and culture of ancient Persians, which, unfortunately, hold no appropriate place in the commentaries on the Persian classical texts. Despite the fact that most of the Middle Persian (Pahlavi) texts have been lost, there are still enough materials about Persians and their ancient culture scattered, varied and rich though, here and there in Arabic texts that can make up for the lost Pahlavi texts. One can claim that the most important sources for the ancient Persian culture are Arabic. In this article, we will demonstrate that not only are Arabic texts not the provenances of a good number of axioms and sayings but also most of them are originally Persian, and that. it is the Arabic literature which owes to the ancient Persian language and literature It is, therefore, essential that our literary scholars and men of insight pay necessary attention to this matter. The reason for doing this study is the huge influence of the two books, Ahadith-e Mathnavi and Ma’akhez-e qesas and tamsilat-e Mathnavi (“the origins of the stories and proverbial expressions in the Mathnavi”) on the researches related to the Mathnavi
  • Habibollah Azimi, Helya Hashemi, E. Asl Page 265
    The purpose of this research is to identify types of forgery and deception in manuscripts with a view to enhancing researchers’ insight and sense of recognition concerning manuscripts, helping towards the creation of an appropriate basis for textological studies. The methodology adopted in this research is initially library- based in order to examine previous researches; then we switch to a field-work method for identifying documented examples of forgery and fraudulence. According to the data collected, forgery and fraudulence in manuscripts can be divided into three categories: complete book- forging (ketab-sazi); forgery and fraudulence in the content of the text; and forgery and fraudulence in the physical elements of the manuscript. Methods of forgery and fraudulence in each of these categories differ depending on the kind of the manuscript (either normal non-illustrated texts or artistic ones). Book counterfeiting is often executed by educated people, well acquainted with manuscripts, committing this unethical act for either monitory or non-monitory gains. Our findings indicate that forgery and fraudulence in the physical elements of manuscripts is committed by different individuals, normally executed a long time after the making of the manuscript. about the Barmakid house existing in the Arabic language. In the present article, some of those inaccuracies are addressed and, in the meantime, the correct versions are suggested.
  • Saeid Karimie Page 293
    Abu Nasr Sarraj wrote, in Arabic, the Al-Loma’ to repudiate the doubts expressed by anti-Sufis, strengthen the principles of Sufism and show its conformity with the Qor’an and Prophetic tradition. Several centuries passed until in the 20th century the Al-Loma’ was put into European languages, and belatedly into Persian. There are two translations of the Al-Loma’. The first translation, which is imperfect and contains only the first six books of the Al-Loma’ was published in1380 A.H./2001. The second one, which is complete, was printed in 1382/2003 by the Asatir Publishers. The present article is a critical study of the second translation.
  • Elyas Nooraei, Soheil Yari Goldarreh Page 313
    One of the poets who apparently had no separate Divan of his own, and undoubtedly part of his poetry has been lost, is Abu Al-Ma’ali Nohas-e Razi, a 6th /12th-century learned poet, during the Saljuq rule. Some of his poetry appears in printed sources. By doing further research into various sources such as anthologies, collectanea, and poets’ biographies and miscellanies, which have generally remained in manuscript form, one can find some of the extant verses and compile them. What appears in this article for the first time is a study of the poetry By examining the Rubaiyat common between Khayyam and Majd-e Hamgar, this article is to examine and assess the validity of the attribution of these quatrains to the two poets concerned. In this study, after citing each one of the Ruabaiyat, place and date of their attribution to either of the poets have been determined. Having mentioned the important variants of the manuscripts examined, we have addressed linguistic stylistics and historical background of the Rubaiyat, comparing the contents of the Rubaiyat under study with those of Khayyam’s genuine quatrains. In the end, we have presented our opinion on the possible attribution of these quatrains to either of the two or other poets.
  • Hamed Noruzi Kolsum Qorbani Page 329
    Juibari In the post-Islamic era, one of the writing systems used in writing the Persian language was Hebrew alphabet, which, like other Semitic alphabetical systems, is not suitable for recording the Persian language. Persian texts written this way are referred to as “PersianHebrew” or “Persian-Jewish”. The structure of the Hebrew handwriting that has identical graphemes standing for different phonemes (sounds) has led to tashifs (incorrect writing) and imprecise readings in the editing of Persian-Jewish texts. This article attempts to rectify a number of the words that have not been correctly recorded by the editors of the Persian-Hebrew texts.