فهرست مطالب

Holistic Nursing and Midwifery - Volume:26 Issue: 1, 2016
  • Volume:26 Issue: 1, 2016
  • تاریخ انتشار: 1394/12/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • پوراندخت افشاری، سیده زهرا پژوهیده، حمیده یزدی زاده، سلماز محمدی، حامد تابش صفحات 1-9
    مقدمه
    نوجوانان (به ویژه دختران) که دوران بلوغ را سپری می کنند از اقشار آسیب پذیری هستند که به نیازهای جنسی آن ها توجه کمی شده است.
    هدف
    این تحقیق با هدف تعیین نیازهای آموزشی دختران 14-11 ساله شهر دزفول درباره سلامت جنسی انجام شده است.
    روش کار
    این تحقیق در سال 1391 به صورت مقطعی بر روی 810 دختر مقطع راهنمایی 11 تا 14 سال شهر دزفول انجام شد. افراد به شکلطبقه ای- خوشه ایانتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته، شامل 14 سوال دموگرافیک و 46 سوال در چهار حیطه بلوغ، قاعدگی، روابط جنسی و تولیدمثل بود که بر اساس مقالات و منابع مورد بررسی، تنظیم گردید. جهت آنالیز داده های کمی و کیفی از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های مجذور کای و کروسکال والیس استفاده شد.
    نتایج
    آگاهی دختران در زمینه بلوغ، قاعدگی و تولید مثل در سطح ضعیف بود. نیاز به دریافت اطلاعات در مورد اصول بهداشتی دوران بلوغ (شستشوی لباس زیر با صابون، زدودن موهای زائد) و قاعدگی(سن منارک- منشاء خون قاعدگی- درد قاعدگی) به ترتیب 7/95 و 5/97 درصد بود. بیشترین منبع دریافت اطلاعات در مورد بلوغ (1/51%) و قاعدگی (2/54%) مادر، روابط جنسی (5/42%) دوستان و تولیدمثل (1/32%) خواهر بود. بین سطح تحصیلات مادر با سطح نیاز به دریافت اطلاعات در زمینه بلوغ، قاعدگی و تولیدمثل با استفاده از آزمون آماری مجذورکای، ارتباط معناداری (05/0>P) وجود داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به میزان نیاز واحدهای پژوهش برای دریافت اطلاعات در زمینه سلامت جنسی و نقش مادران بعنوان مهمترین منبع انتقال اطلاعات به دختران، رویکردهای آموزشی مبتنی بر مردم (آموزش خانواده ها از طریق رابطین بهداشتی) بهترین راه حل محسوب می شود.
    کلیدواژگان: بهداشت باروری، نوجوان، آموزش و پرورش
  • زهرا علیپور، نرگس اسکندری، سمیه موخواه صفحات 10-20
    مقدمه
    جوانان عمده ترین گروه در معرض خطر ایدز در سراسر دنیا می باشند. آموزش و پیشگیری، اولویت اصلی مراقبت های بهداشتی جهت کنترل ایدز است.
    هدف
    هدف از مطالعه حاضر تعیین آگاهی و نگرش دانشجویان دانشگاه های غیرپزشکی قم در مورد ایدز بود.
    روش کار
    پژوهش حاضر که در سال 2012 انجام شد، مطالعه ای مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی می باشد. نمونه ها شامل 588 نفر از دانشجویان دانشگاه های غیرپزشکی قم بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از دانشجویان خواسته شد تا پرسشنامه ها را که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیک و نسخه فارسی پرسشنامه بین المللی ایدز بود، تکمیل کنند. اطلاعات حاصل با کمک آزمون های آماری کراسکال والیس، مجذور کای، تی مستقل، آنالیز واریانس و همبستگی اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    یافته ها نشان داد اکثریت واحدهای مورد پژوهش (76 %) زن بودند. 2/28 درصددانشجویان اطلاعات خود در ارتباط با ایدز و راه های پیشگیری از آن را از رادیو و تلویزیون، 4/1 درصد از دوستان و 6/2 درصد از منابع دانشگاهی به دست می آورند. میانگین نمرات کسب شده در حیطه تصورات غلط در مورد انتقال ایدز (73/4±34/28)، نگرش و تعصبات در مورد افراد آلوده به ایدز (72/3±75/19)، برآورد خطر شخصی (28/2±19/10)، حقایق انتقال ایدز (41/3±00/12) و نمره کل (77/8±04/70) بود. نتایج مطالعه نشان داد که دختران نسبت به پسران از دانش بیشتر و نگرش بهتری در مورد اچ آی وی/ایدز برخوردار بودند (p).
    نتیجه گیری
    اگرچه یافته های این پژوهش نشان داد که دانشجویان از سطوح تقریبا«بالایی از دانش و نگرش در رابطه با اچ آی وی/ایدز برخوردار می باشند ولی این میزان از آگاهی کافی نبوده و دانشجویان نیازمند برنامه های آموزشی گسترده ای در این زمینه هستند.
    کلیدواژگان: نگرش، ایدز، آگاهی، دانشجویان
  • ندا علیمحمدی، رسول تبری، مریم نیکنامی، احسان کاظم نژاد لیلی صفحات 21-29
    مقدمه
    اساسی ترین بخش هر برنامه آموزشی و درسی ارزشیابی است، زیرا با انجام آن می توان به کاستی های برنامه پی برد و برای رفع آنها اقدام نمود. ارزشیابی عملکرد بالینی از چالش های اساسی آموزش بالینی پرستاری است. امروزه خودارزشیابی به عنوان یکی از روش های سودمند در کنار ارزشیابی دانشجو توسط استاد، در نظام آموزشی مطرح شده است.
    هدف
    این پژوهش با هدف تعیین ضریب توافق دو روش ارزشیابی خود و مدرس بالینی از مهارت های بالینی دانشجویان پرستاری صورت گرفته است.
    روش کار
    در این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای سیستماتیک 79 دانشجوی پرستاری از ترم های تحصیلی دو تا هشت انتخاب شدند و پس از اتمام کارآموزی توسط خود و مدرس بالینی مورد ارزشیابی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها فرم های ارزشیابی مورد استفاده در دانشکده پرستاری بود. از روش های آمار توصیفی و استنباطی(آنالیز واریانس، همبستگی اسپیرمن، ضریب همبستگی درون گروهی) برای تحلیل داده ها استفاده شد.
    نتایج
    براساس نتایج حاصل از پژوهش، بین ارزشیابی خود و مدرس بالینی در فرم عمومی، اختصاصی و عمومی- اختصاصی اختلاف معناداری مشاهده نشد. همچنین بین این دو روش ارزشیابی همبستگی و توافق بالایی مشاهده گردید.(ICC= 0/916، P=0/0001).
    نتیجه گیری
    با توجه به وجود همبستگی معنادار بین نمرات دو روش مختلف ارزشیابی پیشنهاد می شود که در جهت افزایش صحت نمره ی ارزشیابی بالینی دانشجویان و افزایش میزان رضایت آنها از روش خودارزشیابی در کنار ارزشیابی مدرس بالینی استفاده شود. شاید این شیوه بتواند در جهت ارتقاء روش های ارزشیابی بالینی گام بردارد.
    کلیدواژگان: خودآزمایی، صلاحیت بالینی، سنجش آموزش، دانشجویان پرستاری
  • بیان فیاضی، عبدالحسین پرنو، بهروز احسن صفحات 30-40
    مقدمه
    بیماری مولتیپل اسکلروز یک بیماری مزمن و خودایمن است. ضعف عضلانی و خستگی در این بیماران، باعث کاهش فعالیت های زندگی و کیفیت زندگی افراد مبتلا می شود.
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر تمرین هوازی بر میزان خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروز بود.
    روش کار
    تعداد 15 نفر با میانگین سن 15/8±14/34 سال از زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروز با درجه ناتوانی کمتر از 4 بر اساس ابزار Expanded Disability Status Scale (EDSS) در این مطالعه مقدماتی شرکت کردند. این افراد به طور تصادفی در دو گروه گواه (هفت نفر) و آزمایش (هشت نفر) قرار گرفتند. در گروه آزمایش فعالیت هوازی به مدت هشت هفته، سه روز در هفته، هر روز 20- 40 دقیقه و با شدت 60- 80 درصد حداکثر ضربان قلب بر روی تردمیل انجام شد. قبل و بعد از دوره تمرینی، پرسشنامه های خستگی Modified Fatigue Impact Scale-5 (MFIS-5)، کیفیت زندگی (SF-36) و همچنین استقامت راه رفتن برای ارزیابی اثر تمرینات هوازی مورد استفاده قرار گرفت.
    نتایج
    تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی موجب بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز شده است (01/0p=). علاوه براین، برنامه تمرینی فوق موجب کاهش معنادار خستگی در گروه آزمایش شده (001/0p=)؛ درحالی که خستگی در گروه گواه افزایش یافته بود. همچنین، استقامت راه رفتن در نتیجه ی هشت هفته تمرین هوازی، در گروه آزمایش به طور معنا داری افزایش یافت (001/0p=)؛ اما، در گروه گواه کاهش معناداری یافت (04/0p=).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این پژوهش می توان بیان کرد که فعالیت بدنی مخصوصا«تمرینات هوازی، می تواند به افزایش استقامت راه رفتن و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز منجر شود و همچنین میزان خستگی افراد مبتلا را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: ورزش، مولتیپل اسکلروز، خستگی، کیفیت زندگی
  • محبوبه کفایی عطریان، سعیده نصیری، ناهید سرافراز، فاطمه عباس زاده، محمد اصغری جعفرآبادی صفحات 41-47
    مقدمه
    رشد شیرخوار در شش ماهه اول زندگی حداکثر سرعت خود را دارد و رشد غیر طبیعی ممکن است بازتاب وجود یک بیماری مزمن، تغذیه ناکافی و نامناسب و سایر مشکلات تغذیه ای، اجتماعی- روانی و حتی تکاملی باشد.
    هدف
    تعیین ارتباط در آغوش گرفتن شیرخوار با شاخص های رشد در مراجعین درمانگاه های کاشان هدف این مطالعه بود.
    روش کار
    این تحقیق یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. تعداد 94 نفر از مادران مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهرستان کاشان وارد مطالعه شدند. ابزار کار، پرسشنامه پژوهشگر ساخته ای بود که با مصاحبه حضوری تکمیل شد. اطلاعات با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های آمار استنباطی (آزمون های تی، پیرسون و مجذور کای) تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    میانگین سنی مادران 83/6±98/27 سال بود. میانگین وزن زمان تولد نوزادان 133/427±500/3272 گرم، قد زمان تولد 022/3± 280/49 سانتی متر و دور سر هنگام تولد نوزادان 371/2±928/34 سانتی متر بود. مدت بغل کردن نوزاد توسط مادر بین صفر تا پنج ساعت در روز و به طور میانگین 845/0± 55/4 و مدت بغل کردن نوزاد توسط سایر اعضای خانواده یک تا پنج ساعت و به طور میانگین 223/1 ± 910/4 ساعت بود. آزمون تی مستقل نشان داد که بین بغل کردن نوزاد توسط مادر و اطرافیان در مجموع، با شاخص های رشد نوزاد در دو، چهار و شش ماهگی ارتباط معنی دار آماری وجود ندارد(05/0
    نتیجه گیری
    اگرچه در این تحقیق ارتباط معنی داری بین تماس پوستی و شاخص های رشد شیرخوار به دست نیامد اما با توجه به نتایج متناقض در تحقیقات مشابه مطالعات مداخله ای با حجم نمونه بیشتر پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: نوزاد، رشد و تکامل، مراقبت از نوزاد، تماس
  • آذر گل مکانی، منصوره شریعتی سرچشمه، پرویز معروضی، طیبه رضایی ثانی صفحات 48-55
    مقدمه
    در جهان امروزی چاقی شیوع فزاینده ای دارد. شیوع چاقی در زنان بیش از مردان است خصوصا«در زمان یائسگی. یائسگی نشانه سالمندی و فرآیندی بیولوژیک و غیر قابل اجتناب است؛ که تاثیر قابل ملاحظه ای بر کیفیت زندگی فرد دارد و شناخت عوامل موثر بر کیفیت زندگی در زمان یائسگی مسئله مهمی در زندگی زنان است.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه نمایه توده بدنی با کیفیت زندگی زنان یائسه شهر نیشابور انجام گرفته است.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است که در آن 375 خانم یائسه 65- 40 ساله نیشابوری بدون سابقه جراحی برداشتن رحم و تخمدان ها و یا هورمون درمانی همزمان با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای طی سال 1391 انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه اطلاعات فردی و فرم مشاهده و پرسشنامه کیفیت زندگی زنان یائسه در مراکز بهداشتی و مساجد جمع آوری و با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون،کای دو و آزمون تی و رگرسیون خطی تجزیه تحلیل گردیدند.
    نتایج
    واحدهای پژوهش میانگین سنی 5±4/55 داشتند. طبق آزمون همبستگی پیرسون رابطه ای میان نمایه توده بدنی و کیفیت زندگی مشاهده نشد(998/0=P). بین متغیرهای سن و ورزش با کیفیت زندگی بر اساس آزمون همبستگی پیرسون رابطه آماری معنی داری وجود داشت (به ترتیب 002/0 p= و 029/0p=). هم چنین براساس رگرسیون خطی متغیرهای سن، تاهل، دخانیات، ورزش و مسکن با کیفیت زندگی زنان یائسه مرتبط بوده اند.
    نتیجه گیری
    در این پژوهش نمایه توده بدنی تاثیری بر کیفیت زندگی زنان یائسه نداشت. با افزایش سن کیفیت زندگی بهبود یافته بود و زنانی که ورزش می کردند از کیفیت زندگی مطلوب تری برخوردار بودند.
    کلیدواژگان: یائسگی، نمایه توده بدنی، کیفیت زندگی
  • عسگر مباشرامینی، مژگان بقایی لاکه، فریبا عسگری، احسان کاظم نژادلیلی صفحات 56-63
    مقدمه
    پنومونی وابسته به ونتیلاتور، یک بیماری مهم و از عوامل مرگ و میر در بخشهای مراقبت ویژه است که با بستری طولانی و هزینه بالاتر درمان همراه است. بنابراین پیشگیری از آن با تعیین عوامل مرتبط باید به عنوان وظیفه ای بسیار مهم مورد توجه باشد.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین درک پرستاران از ارتباط پزشک – پرستار با میزان پنومونی وابسته به ونتیلاتور گزارش شده در بخش های مراقبت ویژه مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام گرفته است.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی-تحلیلی با انتخاب 101 پرستار شاغل در هفت بخش مراقبت ویژه استان گیلان با دارا بودن مشخصات تعیین شده به عنوان نمونه پژوهش به روش سرشماری انجام شده است. داده ها با استفاده از ابزاری سه بخشی شامل پرسشنامه اطلاعات فردی، برگه ثبت فراوانی پنومونی وابسته به ونتیلاتوردر سه ماه قبل از نمونه گیری و مقیاس استاندارد درک پرستار از شرایط محیط کار (بخش ارتباط پزشک- پرستار) که به روش مصاحبه گردآوری شد. میانگین گزارش شده از فراوانی پنومونی وابسته به ونتیلاتور در سه گروه هیچ، 5-1 و بیشتر از 5 مورد مشاهده شده و میانگین نمرات ارتباط پزشک و پرستار در دو سطح مطلوب و نامطلوب ارزیابی گردیدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون کای دو) تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که اکثریت نمونه ها (7/62 %) 5- 1 مورد بروز پنومونی وابسته به ونتیلاتور را گزارش کرده بودند. این متغیر فقط با سابقه کار کلی (004/0=p) نمونه ها ارتباط آماری معنی داری داشت. در بخش ارتباط پزشک و پرستار میانگین نمره 5/72 درصد نمونه ها در گروه مطلوب قرار داشت که فقط با متغیر فردی نوع استخدام ارتباط معناداری داشت (035/0=p). در نهایت آزمون کای دو ارتباط آمار معنی داری را بین ارتباط و همکاری مطلوب پزشک – پرستار و فراوانی کمتر پنومونی وابسته به ونتیلاتوردر بخش های ویژه نشان داد(01/0=P).
    نتیجه گیری
    ارتباط معنادار فراوانی پنومونی وابسته به ونتیلاتور با ارتباط پزشک و پرستار در این پژوهش نمایانگر امکان پیشگیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور با ارتقای کیفیت ارتباط و همکاری پزشکان و پرستاران می باشد.
    کلیدواژگان: پنومونی وابسته به ونتیلاتور، ارتباط، بخش های مراقبت ویژه، پزشکان، کادر پرستاری بیما
  • منیکا متقی، زهره رجبی، اعظم اکبرزاده صفحات 64-71
    مقدمه
    آموزش بهداشت اولین و مهمترین مرحله مراقبت های بهداشتی می باشد. لذا بدیهی است که توجه بیشتر به آموزش بهورزان حائز اهمیت است.
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاثیر آموزش غیر حضوری بر آگاهی بهورزان و سایر اعضای تیم سلامت مراکز بهداشتی درمانی در مورد مراقبت های بهداشتی اولیه می باشد.
    روش کار
    در پژوهش نیمه تجربی حاضر 185 نفر از پرسنل بهداشتی شاغل در مراکز و خانه های بهداشت دانشگاه علوم پزشکی کاشان شرکت کردند. ابتدا جزوه آموزشی به مراکز ارسال و پس از دو ماه آزمون مجدد از نمونه ها گرفته شد. داده ها توسط پرسشنامه 90 سوالی محقق ساخته جمع آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آزمون تی استفاده شد.
    نتایج
    بالاترین درصد پاسخ های درست مربوط به مبحث برآورد داروها در خانه بهداشت توسط گروه های بهورزان (34/0 ± 59/5)، کاردان و کارشناس مبارزه با بیماری ها (223/0 ± 55/4)، کاردان و کارشناس بهداشت خانواده و ماماها (221/0 ± 48/4) کمترین درصد پاسخ های صحیح مربوط به مباحث هرم فعالیت های بدنی توسط گروه کاردان و کارشناس مبارزه با بیماری ها (342/0 ± 35/2)، آشنایی با نمودارها توسط کاردان و کارشناس بهداشت خانواده و ماما (35/0 ± 1/3) و هرم فعالیت های بدنی توسط بهورزان (23/0 ± 78/2) بود. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش اختلاف معناداری بین آگاهی گروه های مورد مطالعه (کاردان و کارشناس مبارزه با بیماری ها، کاردان و کارشناس بهداشت خانواده و ماماها با بهورزان) در مباحث مورد پرسش دیده نشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به عدم وجود اختلاف معنادار بین آگاهی بهورزان با سایر اعضای تیم سلامت در اغلب مقایسات، اجرای برنامه های آموزشی در زمینه مراقبت های اولیه بهداشتی برای پرسنل بهداشتی و به خصوص بهورزان به منظور افزایش آگاهی ایشان جهت ارتقای سلامت و بهداشت جامعه لازم و مفید به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: آموزش از راه دور، مراقبت های بهداشتی اولیه، کارکنان سلامت جامعه، آگاهی
  • مریم مقیمیان، راضیه امینی، فهیمه کاشانی صفحات 72-79
    مقدمه
    ابراز وجود، یکی از مهارت های زندگی است که باعث افزایش عزت نفس، بیان منطقی افکار و احساسات، کاهش اضطراب، بهبود مهارت های ارتباط اجتماعی و ملاحظه حقوق دیگران و در عین حال گرفتن حق خود و در نهایت افزایش میزان رضایت از زندگی و شادکامی می شود.
    هدف
    پژوهش حاضر، با هدف تعیین تاثیر گشتالت درمانی (Gestalt therapy) بر ابراز وجود دانشجویان پرستاری انجام شد.
    روش کار
    این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی با طراحی دو گروهی قبل و بعد از مداخله است. از میان 80 دانشجوی پرستاری مشغول به تحصیل در دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد در سال تحصیلی 93-1392 که در بدو ورود به دوره کارآموزی در عرصه بودند، کلیه افرادی که نمی توانستند ابراز وجود کنند، به تعداد 36 نفر با استفاده از پرسشنامه ابراز وجود (ASA) Adolescence Self-Assertiveness جدا شده و از این افراد تعداد 24 نفر که واجد معیارهای ورود به مطالعه بودند به صورت تصادفی و مساوی در گروه آزمون و شاهد جایگزین شدند. گروه آزمون طی 8 جلسه، بصورت یک جلسه دو ساعته در هفته، تحت آموزش گروهی گشتالت درمانی قرار گرفت. در حالیکه گروه شاهد مداخله ای دریافت نکرد. پس آزمون بلافاصله بعد از آموزش با همان پرسشنامه انجام شد و تجزیه و تحلیل داده ها با مقایسه میانگین و انحراف معیار نمرات و آزمون تی زوجی و تی مستقل انجام گرفت.
    نتایج
    در گروه آزمون میانگین نمرات ابراز وجود بعد از مداخله نسبت به قبل به طور معناداری افزایش یافت (001/0 P =). میانگین نمرات ابراز وجود در گروه شاهد قبل و بعد از آزمون افزایش معنادار نداشت(4/0 P=). مقایسه اختلاف میانگین نمرات ابراز وجود قبل و بعد از مداخله در گروه آزمون با گروه شاهد معنادار بود(005/0 P<).
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش، گشتالت درمانی را بر افزایش میزان ابراز وجود موثر می داند. از این رو با توجه به این نتایج می توان پیشنهاد نمود که از درمان فوق به صورت انتخابی به عنوان یک شیوه روان درمانی در جهت مولفه های ناکارآمد در ابراز وجود استفاده شود.
    کلیدواژگان: گشتالت درمانی، جسارت، دانشجویان پرستاری
  • سیده مهسا منشی پور، نسرین مختاری لاکه، فاطمه رافت، احسان کاظم نژاد لیلی صفحات 80-88
    مقدمه
    یائسگی یکی از بحرانی ترین مراحل زندگی زنان و یک رویداد فیزیولوژیک است که برای کلیه بانوان در دوران سنی 59- 40 سالگی روی می دهد و با بروز مشکلات جسمانی، روانی و اجتماعی، کیفیت زندگی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. توجه به کیفیت زندگی زنان یائسه، می تواند سلامت آنها را برای بیش از یک سوم دوره زندگی تضمین نماید.
    هدف
    این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با کیفیت زندگی زنان یائسه مراجعه کننده به صندوق بازنشستگی کشوری شهر رشت صورت گرفته است.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی- مقطعی تعداد 180 زن یائسه مراجعه کننده به صندوق بازنشستگی شهر رشت به شیوه نمونه گیری تدریجی با استفاده از پرسشنامه دوبخشی شامل مشخصات دموگرافیک و کیفیت زندگی مخصوص دوران یائسگی مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و جداول توزیع فراوانی) و آمار استنباطی (آزمون تی مستقل، آزمون مجذور کای، آزمون دقیق فیشر و رگرسیون) انجام شد.
    نتایج
    یافته ها در مورد کیفیت زندگی کلی زنان یائسه نشان داد که در 4/54 درصد موارد کیفیت زندگی مطلوب، 45 درصد موارد کیفیت زندگی متوسط و تنها در 6/0 درصد موارد (یک نفر) کیفیت زندگی نامطلوب بوده است. همچنین کیفیت زندگی نمونه های مورد پژوهش در حیطه های وازو موتور، روانی اجتماعی و حیطه جسمی مطلوب و در حیطه جنسی نامطلوب بوده است. نتایج مدل رگرسیون نشان داد که متغیرهای سن (004/0 P=)، تحصیلات(03/0 P=)، فعالیت ورزشی (03/0 P=)، رضایت از زندگی زناشویی (02/0P =)، اشتغال بعد از بازنشستگی (01/0 P=)، ارگان تحت پوشش(004/0 P=)،نگذراندن وقت با دوستان (001/0 P=)، نداشتن آرتروز (006/0 P=) و بالا نبودن چربی خون (03/0 P=) با کبفبت زندگی زنان یائسه مرتبط می باشند.
    نتیجه گیری
    کیفیت زندگی می تواند از عوامل متعددی تاثیر پذیرد. شناسایی وضعیت کیفیت زندگی زنان یائسه، در تبیین نیازهای آموزشی، مشاوره ای، مراقبتی، درمانی زنان یائسه حائز اهمیت بوده و مبنایی جهت تدوین و اجرای برنامه های مراقبتی بهداشتی و پایه ای برای برنامه ریزی در جهت ارتقاء کیفیت زندگی زنان یائسه می باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، یائسگی، زنان
  • فردین مهرابیان، رقیه ولی پور، پریسا کسمایی، زهرا عطرکار روشن، مرجان مهدوی روشن صفحات 89-98
    مقدمه
    کم خونی فقرآهن یکی از مهمترین موضوعات سلامت عمومی در جهان به شمار می آید و بر سلامت بسیاری از کودکان و زنان در کشورهای در حال توسعه تاثیر نامطلوب می گذارد. 25 درصد دانش آموزان به کم خونی فقر آهن مبتلا هستند. این مساله سوء تغذیه عمومی یا آهن کم موجود در رژیم غذایی را نشان می دهد.
    هدف
    هدف این تحقیق تعیین ارتقای رفتار تغدیه ای پیشگیری از کم خونی فقرآهن بر اساس مدل بزنف (BASNEF) Beliefs، Attitudes، Subjective Norms and Enabling Factors در دختران دبیرستانی بود.
    روش کار
    این پژوهش از نوع کارآزمایی شاهددار تصادفی است که بر روی 100 دانش آموز که به طور تصادفی چند مرحله ای در دو گروه مداخله و کنترل، در سال 92 انجام شد. مداخله در پنج جلسه آموزشی انجام شد و سه ماه و نیم بعد از مداخله آموزشی پیگیری صورت گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه براساس مدل بزنف (BASNEF) و انجام آزمایشات خونی هموگلوبین، هماتوکریت و فریتین بود. به منظور دستیابی به نتایج از آزمونهای تی زوج، تی مستقل، من ویتنی، ویلکاکسون، مجذور کای استفاده گردید.
    نتایج
    پس از آموزش میانگین نمره آگاهی، نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای انتزاعی، عوامل قادرکننده و رفتارهای پیشگیری کننده از کم خونی فقرآهن و میزان فریتین در گروه مداخله افزایش معنی دار(P<0/005) داشته است.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان دهنده تاثیر مثبت برنامه آموزشی براساس مدل بزنف در افزایش رفتارهای پیشگیری کننده از کم خونی فقرآهن در دانش آموزان دبیرستانی می باشد.
    کلیدواژگان: کم خونی فقر آهن، دانش آموزان، رژیم غذایی، مواد غذایی و تغذیه، آموزش
  • محبوبه مهری، مینو میترا چهرزاد، معصومه الهی، عاطفه قنبری خانقاه، مریم کوشا، حسین طالب نیا، طاهره ضیایی صفحات 99-106
    مقدمه
    اختلال نقص توجه و بیش فعالی Attention Deficit Hyperactivity Disorder(ADHD) شایع ترین اختلال عصبی- رفتاری دوران کودکی است. یکی از مشکلات شایع این کودکان اختلالات خواب می باشد که سبب افزایش شدت علائم بیماری، کاهش کیفیت زندگی، اختلال در تمرکز و افزایش مشکلات یادگیری کودک می شود.
    هدف
    این مطالعه با هدف تعیین عوامل پیشگویی کننده مشکلات خواب کودکان سن مدرسه مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی انجام شده است.
    روش کار
    این پژوهش مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی است. جامعه پژوهش را کودکان سن مدرسه مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی روانپزشکی اطفال مرکز آموزشی درمانی شفا رشت تشکیل می دهند که با در نظر گرفتن معیارهای ورود، 56 کودک وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات سه پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه عادات خواب کودکان با هشت حیطه و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس والدین بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و مدل رگرسیون خطی چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    یافته ها نشان داد 4/55 درصد کودکان در حیطه تاخیر شروع خواب و 8/51 درصد در حیطه اضطراب زمان خواب مشکل داشتند. در نمره کلی خواب نیز، 4/30 درصد کودکان مشکل خواب داشتند. همچنین تحصیلات پدر(038/0p=) و رتبه تولد کودک(011/0p=) پیشگویی کننده مشکلات خواب کودکان بودند.
    نتیجه گیری
    از بین عوامل مورد بررسی، تحصیلات پدر و رتبه تولد فرزند پیشگویی کننده مشکلات خواب کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی بود که پیشنهاد می شود در برنامه های پیشگیری از مشکلات خواب این کودکان در نظر گرفته شوند.
    کلیدواژگان: اختلالات خواب و بیداری، اختلال کمبود توجه همراه با پرفعالیتی، کودک
|
  • Poorandokht Afshary, Seyedeh Zahra Pazhohideh, Hamideh Yazdi Zadeh, Solmaz Mohammadi, Hamed Tabesh Pages 1-9
    Introduction
    Teenagers (especially girls) who are going through puberty are among vulnerable populations whose sexual needs receive little attention.
    Objective
    This study aimed to determine educational needs of 11-14 year old girls on sexual health in Dezful.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 810 middle school girls aging 11 to 14 in Dezful city in 2012. Samples were selected by cluster sampling method. Data collection instrument was a researcher made questionnaire including 14 questions on demographic data and 46 questions on 4 domains of puberty, menstruation, sex relationship and reproduction using articles and resource reviews.Descriptive statistics and Chi-square, Kruskal-Wallis test were used for quantitative and qualitative data analysis.
    Results
    ­­The knowledge of girls on puberty, menstruation and reproductive was weak. Need to get information on puberty health (underwear wash with soap, shaving) and menstruation (age of menarche, menstruation blood source, dysmenorrhea) was 95/7% and 97/5% respectively. The most important source of information on puberty (51/1), menstruation (54/2%) mother, sexual activity (42/5%) friends and reproduction (32/1%) was sister. There was a significant correlation between mother's education level and need to obtain information on puberty, menstruation and reproduction using Chi-square test (P<0/05).
    Conclusion
    In attention to the need for samples to receive information on sexual health and the role of mothers as the most important source of information to girls, people based training approaches (family education through health volunteers) is the best solution.
    Keywords: Reproductive Health, Adolescent, Education
  • Zahra Alipour, Narges Eskandari, Somayeh Mokhah Pages 10-20
    Introduction
    Young people worldwide are considered as the major group at risk of AIDS. Education and prevention is the primary priority of health care for control of AIDS
    Objective
    The purpose of this study was to determine the level of knowledge and attitude of students in Qom non-medical universities on AIDS
    Methods
    This study was conducted in 2012. This was a descriptive analytical study and samples included 588 students from non-medical universities in Qom city who were selected by convenient sampling method. The self-administrated questionnaire included a demographic questionnaire and Iranian- version of international questionnaire on AIDS. Data were analyzed using statistical tests including Kruscal - Wallis, Chi-square, t-test, ANOVA and Spearman correlations
    Results
    Findings revealed that majority (76%) of subjects were female. 28.2% of samples received their knowledge about AIDS and its prevention ways from radio and television, 1.4% from friends and 2.6 from university sources. The mean scores of domains included transmission myths (28.34±4.73), attitudes or prejudices about AIDS patients (19.75±3.72), personal risk (10.19±2.28), facts on AIDS transmission (12±3.41) and total score (70.04±8.77). Study results indicated that girls had more knowledge and better attitude about people with HIV/ AIDS than boys (p<0.0001).
    Conclusion
    Although study findings indicated that students had almost high level of knowledge and attitude in relation to HIV/AIDS but this level of knowledge is not sufficient and students need developed educational programs.
    Keywords: Attitude, Acquired Immunodeficiency Syndrome, Awareness, Students
  • Neda Alimohammadi, Rasool Tabari, Maryam Niknamy, Ehsan Kazemnejad Leili Pages 21-29
    Introduction
    The most essential part of any training program is evaluation, because by doing so, the shortcomings of the program can be realized and dealt with. Clinical evaluation of students is one of the fundamental challenges in clinical nursing education. Nowadays, self-evaluation is proposed as a useful method along with student evaluation by teacher.
    Objective
    This study was performed to determine the agreement between self and clinical teacher evaluation of nursing students’ clinical skills.
    Methods
    In this descriptive cross -sectional study, 79 nursing students from of two to eight semester were chosen by stratified systematic random sampling method. At the end of the training, students’ clinical skills were evaluated by themselves and clinical teachers. The data gathering instruments were evaluation forms used in college of nursing. Descriptive and inferential statistics (Variance analysis, Spearman correlation and inner group correlation square) were used for data analysis.
    Results
    Based on study results, there was no significant difference between self and clinical teachers’ evaluation in general and specific-general items. Also a high agreement and correlation were found between two assessment methods (P=0.0001, ICC= 0.916).
    Conclusion
    According to significant correlation between two different methods of assessment, it is suggested to increase the accuracy of clinical assessment scores and student satisfaction, self-assessment be used in addition to clinical teacher assessment. Perhaps this method may promote clinical evaluation methods.
    Keywords: Self, Assessment, Clinical Competence, Educational Measurement, nursing students
  • Bayan Fayazi, Abdolhossein Parnow, Behrooz Ahsan Pages 30-40
    Introduction
    Multiple Sclerosis Multiple Sclerosis is a chronic and autoimmune disease. Muscle weakness and fatigue leads to decreased functional capacities and diminished quality of life in Multiple Sclerosis patients
    Objective
    The purpose of this study was to determine the effect of aerobic exercises on fatigue and quality of life in women with Multiple Sclerosis
    Methods
    Fifteen women with Multiple Sclerosis (aged 33.68±8.22 years) and Expanded Disability StatusScale < 4 participated in this study. Subjects were randomly divided to experimental (8 patients) and control group (7 patients). The experiment group went through Modified Fatigue Impact Scale-5 aerobic activity for 8 weeks, 3 days/week, 20-40 min/day, with 60-80% of maximum Heart Rate on treadmill. Modified Fatigue Impact Scale-5 questionnaire on fatigue and quality of life (SF-36) and additionally, walking endurance of subjects were measured before and after program in both experimental and control groups
    Results
    Data analysis showed that the aerobic exercise led to improvement of quality of life in MS patients (P=0.001). Therefore, the exercise program led to a significant decrease in fatigue in experimental group (P=0.001); while fatigue increased in control group. Additionally, after the 8-week aerobic activity, walking endurance increased significantly in experimental group (P=0.000); and decreased significantly in control group (P=0.04).
    Conclusion
    Considering study results, it can be stated that aerobic exercises may increase walking endurance and improvement of quality of life of Multiple Sclerosis patients and decrease fatigue.
    Keywords: Exercise, Multiple sclerosis, Fatigue, Quality of Life
  • Mahboobeh Kafaei Atrian, Saeideh Nasiri, Nahid Sarafraz, Fatemeh Abbaszadeh, Mohammad Asghari Jafarabadi Pages 41-47
    Introduction
    In the first 6 months of life, infant growth had maximum of its speed but abnormality growth may reflect on a chronic disease, inadequate nutrition or may be depend on another complications such as dietary, psychosocial development
    Objective
    The goal of this study was to investigate relationship of In-Arms holding a baby during breast feeding and growth rate in Kashan health centers
    Methods
    This study was a descriptive correlational design. 94 mothers entered in study who reffered to Kashan health center. A questionnaire developed by the researcher was tool that was completed by interview. Data were analyzed by descriptive and inferential statistical tests (t-test, Pearson, chi-square test
    Results
    Mean maternal age was 27.980 (6.836±). The mean birth weight was 3272.5 (427.133±), mean of height 49.280(3.022±) and mean of head circumference was 34.928(2.371±). Time of infant In-Arms Holding by mother was between zero to five hours a day and average time was 4/55 (845/0 ±). Time of In-Arms Holding for other family members and relations was 1 to 5 hours and mean time of In-Arms Holding was 4/910 (223/1 ±). T-test showed that there arent significant relationship between In-Arms Holding baby by the mother and friends and indices of growth in 2, 4 and 6 months(p>0.05).
    Conclusion
    in this study relationship between skin to skin contacts of neonatal growth rate was irrelevant, but due to conflicting results on similar studies, interventional studies with the higher sample size are recommended.
    Keywords: Infant, growth, development, Infant Care, Touch
  • Azar Golmakany, Mansooreh Shariati Sarcheshmeh, Parviz Marouzi, Tayebeh Rezaie Sani Pages 48-55
    Introduction
    In today’s world obesity has increasing prevalence and its prevalence in menopausal women is more than men. Menopause is the sign of elderly and it’s a biologic and inevitable milestone with noticeable effect on quality of life and knowing the effective factors on quality of life is very important issues in menopausal women’s life
    Objective
    The present study aimed to determine the relationship between Body Mass Index (BMI) and Quality Of Life (QOL) of menopausal women in Neyshabur city
    Methods
    This descriptive co relational study was conducted on 375 women aging 40-65years from Neyshabur city in 2010 who were chosen by random multiple stage method and had no history of hysterectomy, oophorectomy or hormone replacement therapy. Data were gathered by demographic and the Menopausal Quality Of Life (MQOL) questionnaires in health centers and Mosques. Data were analyzed by Pearson correlation, Chi-square, t-test and linear regression statistical tests
    Results
    The mean age of the 375 participants was 55.4±5 year. The Pearson correlation coefficient revealed no significant relation between Body Mass Index (BMI) and menopausal quality of life (P=0.998). Pearson correlation coefficient showed significant relationship between variables of age and exercise and menopausal women’s Quality Of Life (QOL) (p=0.0029, p=0.002 respectively). Also based on linear regression relation existed between age, marital status, smoking, exercise and residency and menopausal women’s Quality Of Life (QOL)
    Conclusion
    Study results indicated no relation between Quality Of Life (QOL) and menopausal women’s Quality Of Life (QOL) and. Quality of life improved in women who exercised.
    Keywords: Menopause, Body Mass Index, Quality of Life
  • Asgar Mobasher Amini, Baghaie Lakeh, Asgari, Kazemnejad Leili Pages 56-63
    Introduction
    Ventilator-associated pneumonia is one of important factors of morbidity and mortality in critical care units, associated with hospitalization day’s and increased cost of treatment. Thus prevention through identifying related factors must be highly recommended
    Objective
    This study is conducted by the aim of determining the nurses understanding of physician-nurse relationship with Ventilator – associated pneumonia reports in critical care units of Guilan University of Medical Sciences.
    Methods
    This cross-sectional –analytic study conducted by selecting 101 nurses from 7 critical care units of Guilan province with determined characters by census method. Data were gathered by a 3-part tool consisting demographic data and ventilator associated pneumonia recording data for 3 months before sampling and standard Practice Environment Scale of the Nurses Work Index (physician-nurse relationship) by interview. Mean of reported pneumonia frequency classified in 3 groups of none, 1-5 cases and more than 5 cases. Mean of physician-nurse relationship classified in 2 groups of desirable and undesirable. Data were analyzed using descriptive statistics and analytic tests (chi-square).
    Results
    The findings showed that majority of samples (62/7%) 1-5 were related to ventilator associated pneumonia. This variable had significant relation with years of employments in samples (p=0.004). Mean score of 72.5 percent of samples in physician-nurse relationship was in favorable level with no significant relationship with personal variables exept the nurses` employment status (p=0.035). Finally, χ2 statistical test showed significant relationship between favorable perceived physician – nurse communication and lower Ventilator-associated pneumonia (p=0.01).
    Conclusion
    Significant relation between ventilator associated pneumonia and physician-nurse communication in this survey indicated that possibility of prevention of pneumonia by improving nurse-physicians relationship and collaboration quality.
    Keywords: Ventilator, Associated Pneumonia, Communication, Intensive Care Units, Physicians, Hospital Nursing Staff
  • Monika Motaghi, Zohre Rajabi, Azam Akbarzade Pages 64-71
    Introduction
    Health Education is the first and most important step in health care. Therefore it is necessary to pay more attention to personnel education.
    Objective
    The goal of study was to compare effect of distance education on knowledge of Behvarz and other health team members regarding primary health care.
    Methods
    In this quasi-experimental study, 185 employed personnel at health centers in Kashan University of Medical Sciences participated. Educational booklet was sent to the health centers and samples took an exam after two months. Data were gathered by a 90 question researcher made questionnaire. Data were analyzed using descriptive statistics and paired T-test.
    Results
    The highest percentage of correct responses by Behvarz was related to drug need estimation in the health house (5.59±0.34), by technicians and experts of anti-illness (4.55±0.223), and family health experts and technicians and midwives (4.48±0.221). The lowest percentage of correct answers was too related to physical activity pyramid in technicians and experts of anti-illness (2.35±0.342), familiarity with figures by family health experts and technicians and midwives (3.1±0.35) and physical activity pyramid by Behvarz (2.78±0.23). In attention to study findings, there were no significant differences between the knowledge of study groups (technicians and experts of anti-illness, technician and family health expert, and midwives and Behvarz).
    Conclusion
    Due to the lack of significant differences between knowledge level of Behvarz and other health team members in most comparisons, educational programs in PHC for health professionals to increase their awareness of community health promotion appears to be necessary and useful.
    Keywords: Distance Education, Primary Health Care, Community Health Workers, Awareness
  • Maryam Moghimian, Razieh Amini, Fahimeh Kashani Pages 72-79
    Introduction
    Assertiveness, is one of the life skills that effects on increasing self-esteem, logical expression of thoughts and feelings, reducing anxiety, improving social communication skills and supporting human rights and finally increasing life satisfaction and happiness
    Objective
    This study aimed to determine effects of Gestalt therapy on assertiveness of nursing students
    Methods
    The pilot of study is situated on clinical trial research experiment, from side to side pre and post control group. Among 80 nursing students enrolled in Nursing and Midwifery school of Islamic Azad University Najaf Abad in 2013-2014 who trained in the field, all those who could not expressed themselves were 36 subjects which measured with ASA scale and 24 subjects who want to enter to the research were separated randomly into experimental and control group. Experimental group consisting of Gestalt therapy, two-hours per session for 8 sessions, were trained. The control group did not receive the interventions. Therefore data analysis performed compairing the mean scores, paired t- test and Independent T Test
    Results
    In experimental group, the mean scores of assertiveness after intervention increased significantly (P<0/001). The mean scores of assertiveness of the control group showed no increase significantly (p=0/4). Comparison between mean score of assertiveness after and before of intervention in experimental group with control group was significant (p<0/005).
    Conclusion
    Gestalt therapy is effective on increasing of assertiveness. Thus, according to the results of this research, the methods of psychotherapy could be useful and might select, to reduce beliefs and ineffective components.
    Keywords: Gestalt Therapy, Assertiveness, Nursing Students
  • Seyedeh Mahsa Monshipour, Nasrin Mokhtari Lakeh, Fatemeh Rafat, Ehsan Kazemnejad Leili Pages 80-88
    Introduction
    Menopause is one of the most critical stages of women's lives and is a physiological event that occurs in middle age women between 40-59 years which results in physical, mental and social wellbeing and influences their quality of life. Paying attention to postmenopausal women’s quality of life can guarantee health for more than a third of their lifetime
    Objective
    This study aimed to determine the factors associated with specific quality of life in postmenopausal women referring to Retirement Fund in Rasht city.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 180 postmenopausal women who referred to Retirement Fund in Rasht selected by sequential sampling. Data were collected by a two part questionnaire including: researcher-made questionnaire on personal factors and Quality of Life Questionnaire Specific to Menopause (MENQOL). Results were analyzed using descriptive (frequency distribution, mean and standard deviation) and inferential statistics (T independent test, Chi-square, Exact Fisher test and Regression).
    Results
    Findings showed that the overall quality of life of postmenopausal women in 54.4% of cases was good and 45.6% of cases reported it as moderate and only one case (0.6%) reported unsatisfactory quality of life. Also samples’ quality of life in vasomotor, psychosocial and physical domain was satisfactory but reported unsatisfactory in sexual domain. Results of regression model indicated a significant relationship between quality of life and age (P=0.004), educational level (P=0.03), physical activity (P=0.03), marital satisfaction (P=0.02), employment after retirement (P=0.01), the organization covering retirement (P=0.004), not spending time with friends (P=0.004), no arthritic disease (P=0.006) and no hyperlipidemia (P=0.03).
    Conclusion
    Quality of life can be affected by several factors. Identifying quality of life condition of postmenopausal women is important in explaining the need for training, counseling, care and treatment of postmenopausal women and serves as basis for formulation and implementation of health care programs and further planning to improve their quality of life.
    Keywords: Quality of Life, Menopause, Women
  • Fardin Mehrabian, Roghayeh Valipour, Parisa Kasmaei, Zahra Atrkar Rohan, Marjan Mahdavi Roshan Pages 89-98
    Introduction
    Iron deficiency anemia is one of the most important public health issue in the world and harmfully effect on the health of women and children in developing countries. 25 percent of students are suffering Iron Deficiency Anemia. This suggests that insufficient intake of iron, Malnutrition or low iron in the diet.
    Objective
    The aim of this research was to promote nutritional behavior to prevent iron deficiency anemia based on Beliefs, Attitudes, Subjective Norms and Enabling Factors (BASNEF) model on high school girls
    Methods
    This Randomized controlled trial study was performed on 100 Students by multistage random placed into intervention and control groups in 2013. Intervention was done in five sections and 3.5 months after educational intervention. Questionnaire base on BASNEF Model parts and blood lab exams (Hb, Hct, Feritin) were data gathering tool. Data were analyzed by pair T- test, independent T- test, Mann- Whitney, Wilcoxon and Chi- square
    Results
    The mean score of knowledge and attitude toward the behavior, Subjective norms, Enabling factors, iron deficiency anemia preventive behaviors and Ferritin had a significant increase in the intervention group compared to the control group after the educational intervention (P<0.05).
    Conclusion
    The results of the study showed positive effect of educational intervention program base on BASNEF Model on improvement of iron deficiency anemia preventive behaviors in the high school Students.
    Keywords: Iron, Deficiency Anemia, students, Diet, Food, Nutrition, Education
  • Mahboobeh Mehri, Minoo Mitra Chehrzad, Masoumeh Elahi, Atefeh Ghanbari Khanghah, Maryam Khousha, Hosein Talebnia, Tahereh Ziaee Pages 99-106
    Introduction
    Assertiveness, is one of the life skills that effects on increasing self-esteem, logical expression of thoughts and feelings, reducing anxiety, improving social communication skills and supporting human rights and finally increasing life satisfaction and happiness
    Introduction
    Assertiveness, is one of the life skills that effects on increasing self-esteem, logical expression of thoughts and feelings, reducing anxiety, improving social communication skills and supporting human rights and finally increasing life satisfaction and happiness.
    Methods
    The pilot of study is situated on clinical trial research experiment, for two groups before and after intervention. Among 80 nursing students enrolled in Nursing and Midwifery school of Islamic Azad University Najaf Abad in 2013-2014 who trained in the field, all those who had poor expression were 36 subjects which measured with Adolescence Self-Assertiveness (ASA) scale and 24 subjects who want to enter to the research were separated randomly into experimental and control group. Experimental group consisting of Gestalt therapy, two-hours per session for 8 weeks, were trained. The control group did not receive the interventions. Therefore data analysis performed using the mean scores, paired t- test and intervention.
    Results
    In experimental group, the mean scores of assertiveness after intervention increased significantly (P<0/001). The mean scores of assertiveness of the control group showed no increase significantly (p=0/4). Comparison between mean score of assertiveness after and before of intervention in experimental group with control group was significant (p<0/005).
    Conclusion
    Gestalt therapy is effective on increasing of assertiveness. Thus, according to the results of this research, it may suggest that the methods of psychotherapy could be useful for ineffective components within enactment beliefs.
    Keywords: Sleep Wake Disorders, Attention Deficit Disorder with Hyperactivity, Child