فهرست مطالب

جغرافیا و برنامه ریزی - پیاپی 54 (زمستان 1394)
  • پیاپی 54 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/10
  • تعداد عناوین: 16
|
  • مقاله علمی پژوهشی
  • ابراهیم اصغری کلجاهی، فریده امینی بیرامی، مسعود حاجی، علیلوبناب صفحات 1-18
    روستای کندوان با خانه های سنگی و مخروطی شکل خود یکی از جاذبه های گردشگری استان آذربایجان شرقی است. بررسی ها نشان می دهد که سنگ های مخروطی شکل مذکور به وسیله عوامل محیطی در حال هوازدگی، فرسایش و تخریب می باشند. برای بررسی این موضوع، ضمن بررسی های محلی، از بخش های سالم و هوازده توده سنگ خانه ها نمونه برداری شده و با استفاده از آزمایش های تر - خشک شدن، ذوب - انجماد و آنالیز اشعه ایکس، تاثیر عوامل اقلیمی و آب و هوایی بر روی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی آن ها مورد مطالعه قرار گرفته است.
    هم چنین مشخصات شکستگی های موجود در توده سنگ کندوان اندازه گیری شده و توسط نرم افزار Dips تحلیل گردیده و سه دسته شکستگی اصلی در آن تشخیص داده شده است. اگرچه با فرسایش در امتداد این شکستگی ها، سنگ های مخروطی شکل و کله قندی روستای کندوان شکل گرفته، ولی احتمال تخریب خانه ها به واسطه تدوام فرسایش در امتداد آن ها وجود دارد. نتایج حاصل از بررسی های آب و هوایی، آزمایش ها و آنالیزها نشان می دهد که سطوح سنگی در اثر عوامل محیطی دچار هوازدگی، فرسایش و تخریب می شوند. البته به دلیل عدم حضور آب کافی و دمای مناسب برای هوازدگی شیمیایی، کانی های رسی بر روی سنگ چندان تشکیل نشده اند. شرایط اقلیمی منطقه تاثیر چندانی بر روی روند هوازدگی فیزیکی و شیمیایی خانه های سنگی روستای کندوان نداشته است و فقط قشر سطحی آن ها هوازده و تخریب شده است. البته در صورت ادامه فرایند هوازدگی و فرسایش و انجام نشدن اقدامات حفاظتی و مرمتی، احتمال تخریب بیش تر سنگ ها وجود دارد.
    کلیدواژگان: تر و خشک شدن، روستای کندوان، ذوب و انجماد، هوازدگی فیزیکی
  • اصغر اصغری مقدم، میرسجاد فخری، مرتضی نجیب صفحات 19-41
    این تحقیق با هدف پهنه بندی آسیب پذیری آبخوان مرند با استفاده از روش های DRASTIC، GODS و AVI و مقایسه پهنه بندی در سه روش مذکور انجام شده است. روش DRASTIC از ترکیب هفت مشخصه هیدروژئولوژیک قابل اندازه گیری و موثر در انتقال آلودگی به آب های زیرزمینی تشکیل شده است. روش GODS از ترکیب چهار مشخصه و روش AVIنیز دارای دو مشخصه است. نتایج حاصل از روش DRASTIC تقریبا کامل ترین شاخص برای ارزیابی میزان آسیب پذیری آب های زیرزمینی است، محدوده آسیب پذیری متوسط را 4/50 درصد، زیاد را 9/32 و خیلی زیاد را 7/16 درصد برآورد کرده است. نتایج روش GODS، حاکی از آن است که آبخوان مرند در سه کلاس آسیب پذیری متوسط، زیاد و خیلی زیاد به ترتیب با 8/43درصد، 16/5درصد و 04/51 درصد قرار دارد. نتایج روش AVI نیز نشان می دهد که از آبخوان دارای آسیب پذیری متوسط، زیاد و خیلی زیاد به ترتیب با 13/39، 5/6 و 37/54درصد می باشد. هم چنین در هر سه آبهای زیزمینی، آسیب پذیری، دشت روش، میزان آسیب پذیری در قسمت های شرق، جنوب شرقی و شمال شرقی دشت بیش تر از بخش های مرکزی و غربی دشت است ولی حدود گسترش محدوده های آسیب پذیری متفاوت است و مدل DRASTIC به طور دقیق تری محدوده های مختلف آسیب پذیری را مشخص کرده است. دلیل آن مشخصه های بیش تر و وزن دهی متفاوت مشخصه ها براساس نقش آنها در تعیین آلودگی است.
    کلیدواژگان: آب های زیرزمینی، آسیب پذیری، دشت
  • داود بهبودی، اسماعیل برزگری دین آباد صفحات 43-60
    واکنش دوسویه رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیست به همدیگر، موضوع بحث برانگیزی است که از دهه 1990 مورد توجه قرار گرفته است. فشار بر محیط زیست به واسطه فعالیت های بشری نه تنها از جنبه زیست محیطی اهمیت دارد، بلکه از نظر اقتصادی نیز مهم است. در ایران به دلیل وجود منابع انرژی فراوان در استفاده از آن ها برای انجام فعالیت های اقتصادی اتلاف و اسراف وجود دارد که این امر منجر به افزایش آلودگی های زیست محیطی می شود و از طرفی استفاده بیش از حد از منابع انرژی خود نوعی فشار بر منابع طبیعی و محیط زیست به حساب می آید. در این مطالعه رابطه بین مصرف انرژی به عنوان شاخصی برای فشار زیست محیطی و تولید ناخالص داخلی سرانه به عنوان شاخصی برای فعالیت های اقتصادی در قالب فرضیه زیست محیطی کوزنتس با استفاده از داده های سال های 1388-1346 ایران به روش هم انباشتگی جوهانسن- جوسلیوس مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که رابطه بین فشارهای زیست محیطی تولید ناخالص داخلی سرانه در ایران به صورتU وارون است و در دوره مورد بررسی در منطقه ابتدایی منحنی زیست محیطی کوزنتس و قبل از سطح آستانه قرار دارد. از این رو توصیه سیاستی این مقاله اتخاذ سیاست های رشد سریع اقتصادی است که هم به افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه منجر می شود و هم با عبور از سطح آستانه، در آینده کاهش آلودگی های زیست محیطی را سبب می شود. البته تا زمانی که اقتصاد هنوز در منطقه اولیه منحنی زیست محیطی کوزنتس قرار دارد سیاست گذاران بایستی در کوتاه مدت سیاست هایی اتخاذ کنند که پیامدهای خارجی منفی را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: منحنی زیست محیطی کوزنتس، فشار زیست محیطی، رشد اقتصادی، هم انباشتگی جوهانسن، جوسلیوس، ایران. طبقه بندی JEL: Q56، Q51، C22
  • مریم بیاتی خطیبی صفحات 61-81
    فرسایش خاک یکی از مهم ترین مسائل محیطی در دنیا بوده که عامل مهم بروز خسارات بزرگ اقتصادی و تهدید جدی برای توسعه پایدار محسوب می شود. در مقیاس حوضه ای، عوامل متعددی در زمینه سازی و تشدید فرسایش دخیل هستند. در فرسایش خاک توسط رواناب ها عوامل داخل حوضه ای مانند خاک، توپوگرافی، تراکم زهکشی والگوی کاربری نقش مهمی ایفا می کنند. در مناطق نیمه خشک وضعیت فرسایش خاک در محیط های کوهستانی و در سطح زمین های شیب دار که در معرض بارندگی سنگین هستند به مراتب بحرانی تر است. محدوده مورد مطالعه به عنوان یک منطقه کوهستانی نیمه خشک واقع در دامنه های شرقی کوهشتان سهند (شمال غرب ایران) خاک تحت فرسایش شدید آبی قرار گرفته است. در این محدوده- به عنوان یک محدوده کشاورزی و دامپروی مهم کشور- آثار این فرسایش به صورت خندق ها و شیارها در بخش های مختلف مشاهده می شود. برای بررسی علل و عوامل فرسایش آبی و برآورد و پیش بینی محدوده های تحت خطر فرسایش از مدل USLE استفاده و از تکنیک GIS بهره گیری شده است. در این مدل که اساس آن پارامترهای توپوگرافی، کاربری، بارندگی و نوع خاک است، ترکیب پارامترهای مورد ذکر در فرسایش آبی مورد تحلیل قرارگرفته است و در نهایت محدوده های تحت خطر پهنه بندی شده است. نتایج این بررسی ها نشان می دهد که در بین عوامل مورد بررسی، طول وشیب دامنه به عنوان عوامل توپوگرافی، نقش اصلی در فرایند فرسایش ایفا می کنند. در محدوده مورد مطالعه، طول دامنه، نوع و الگوی فرسایش را تعیین می کند. در بخش هایی که طول دامنه افزایش یافته، دخندق های عمیق تشکیل گردیده است. در این محدوده ها اگر در خاک درصد سیلت نیز یابد، فرسایش خطی تشدید شده است. نقشه پهنه بندی خظرفرسایش نشان می دهد که شیب های منتهی به دشت های سیلابی از پتانسیل بالایی برای فرسایش آبی برخوردارند.
    کلیدواژگان: فرسایش خاک، فرسایش خطی، پهنه بندی خطرفرسایش، USLE، سراسکندچای، دامنه های شرقی سهند
  • احمد پوراحمد، حیدر صالحی، میشانی، لیلا وثوقی راد، احمد رومیانی صفحات 83-103
    در مناطق شهری افزایش جمعیت باعث تغییر کاربری اراضی کشاورزی به مسکونی، تجاری و صنعتی شده است. این تغییرات دارای پیامدهای ناخوشایندی بر روی محیط زیست شهری هم چون کاهش پوشش گیاهی، افزایش دمای محیط و تخریب زمین های مرغوب کشاورزی شده است. در این رابطه یکی از راهبردهایی که سبب بهینه سازی بافت فیزیکی شهری و کاهش خسارت ها زیست محیطی شده، استفاده از تکنیک های نوین سنجش از راه دور می باشد که توانسته نقش موثری در مدیریت و بهبود کاربری اراضی شهری ایفا کند. لذا این پژوهش با هدف ارزیابی و بهینه سازی رشد فیزیکی شهر ارومیه در جهت حفظ پوشش گیاهی و زمین های کشاورزی تدوین شده است. بدین منظور، تغییرات کاربری اراضی شهر ارومیه بین سال های 1365 تا 1391، محاسبه گردید. بررسی ها نشان دهنده کاهش شدید اراضی کشاورزی و باغات در نتیجه تبدیل آن ها به اراضی ساخته شده است. بنابراین با استفاده از مدل AHP مشخصات اراضی بر اساس نیازهای توسعه شهری به پنج طبقه؛ از کاملا مناسب تا کاملا نامناسب تقسیم شدند. نتایج نشان داد که از مساحت26/21692 هکتاری منطقه، 08/5 درصد دارای شرایط کاملا مناسب برای هدف مورد نظر است.
    کلیدواژگان: بهینه سازی گسترش شهری، شهر ارومیه، حفظ محیط زیست
  • سیداسدالله حجازی صفحات 105-125
    عدم مدیریت در دفع بهداشتی زباله نشانه ای از فقدان برنامه ریزی و عدم توجه به مسایل مختلف زیست محیطی است. با رشد سریع مناطق شهری جایگاه های دفع ناکافی به نظر آمده و اثر مستقیمی بر روی هزینه ها در محل های دور افتاده و کوچک دارد. لذا با این رویکرد هدف از تحقیق حاضر، مکان یابی دفع زباله های شهری شهرستان مراغه با موقع ریاضی 46 07 46 تا 33 43 46 طول شرقی و 52 00 37 تا 35 44 37 عرض شمالی است. این شهرستان با وجود جمعیت بالای آن فاقد مرکزی بهداشتی جهت دفع زباله های شهری می باشد و این مساله برای ساکنان این شهرستان مشکلات زیست محیطی عدیده ای را به وجود آورده است. به این منظور با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی و با بهره گیری از تصاویر ماهواره ای و عملیات میدانی و نمونه برداری از منطقه مورد مطالعه، متغیرهای متعددی در راستای انتخاب بهترین مکان برای دفع بهداشتی زباله های شهری مورد ارزیابی قرار گرفت. از این رو، برای هر یک از معیارهای مورد بررسی نقشه با فرمت رستری در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه شد. تمامی معیارها به صورت دوبه دویی با هم مورد مقایسه قرار گرفت و در نهایت با استفاده از محیط GIS و روش AHP نقشه مکان های مستعد دفع زباله های شهری برای منطقه مورد مطالعه تهیه شد. نتایج تحلیل در 5 طبقه از بسیار بالا تا بسیار ضعیف کلاس بندی شد. مساحت طبقه بهترین مکان استخراج شده در حدود 2972 هکتار که معادل 36/1 درصد از شهرستان مراغه می باشد را در برمی گیرد. و در نهایت این که با توجه به عملیات میدانی انجام شده و مطابقت با نقشه استخراج شده در محیط GIS، مساعدترین منطقه در نزدیکی روستای آغچه کهل و به فاصله 15 کیلومتری از شهر مراغه انتخاب شد که در اولویت بهینه پژوهشگر می باشد.
    کلیدواژگان: شهرستان مراغه، مکان یابی، زباله، GIS & AHP
  • رسول دانشفراز صفحات 127-142
    پژوهش حاضر با هدف تحلیل حساسیت پاراهای موثر بر میزان تبخیر به ارزیابی پاراهای هواشناسی روزانه شامل میانگین دما، رطوبت نسبی، سرعت باد، ساعات آفتابی، میزان تشعشع و فشار سطح ایستگاه سینوپتیک تبریز در دوره آماری 5 ساله (1386 الی 1390) پرداخته است. به این منظور در ابتدا به کمک شبکه عصبی مصنوعی وزن دار، مدلی برای تخمین میزان تبخیر توسعه داده شد. سپس به کمک ماتریس وزنی حاصل از بهترین معماری شبکه، از الگوریتم گارسن برای تحلیل حساسیت و تعیین اهمیت نسبی پاراهای ورودی استفاده گردید. نتایج حاصل نشان داد که میانگین دما و رطوبت نسبی بیش ترین تاثیر و ساعات آفتابی، میزان تشعشع، سرعت بادو فشار سطح ایستگاه کین تاثیر را بر روی میزان تبخیر از تشت شهر تبریز دارد.
    کلیدواژگان: الگوریتم گارسن، شبکه عصبی، تحلیل حساسیت، تبخیر، شهر تبریز
  • علی شماعی، محمدحسین جان بابانژاد، زهرا زمانی صفحات 143-170
    برنامه ریزی شهر سالم عبارت است بهره برداری بهینه از محیط و رعایت همه کاربری ها با توجه به تراکم و سرانه مناسب، به گونه ای که شهروندان بتوانند به خوبی از آن بهره مند گردند. با توجه به اهمیت کاربری ها در شهر سالم، هدف این پژوهش بررسی و ارزیابی وضعیت شاخص ها و سرانه های کاربری زمین شهر بابل و انطباق آن نسبت به استاندارد مطلوب شهرسالم با فرض نامناسب بودن سرانه کاربری ها و هم چنین عدم تعادل و سازگاری بین کاربری های شهری است. نوع پژوهش براساس هدف، کاربردی و براساس روش توصیفی- تحلیلی می باشد. هم چنین برای شناسایی نقاط قوت، ضعف و فرصت و تهدید شهر بابل از تحلیل راهبردی استفاده شد. نتایج حاصله نشان می دهد که سرانه های کاربری اراضی شهر بابل نسبت به شهر سالم خیلی پائین تر است و کمبود زیادی در میزان سرانه های کاربری اراضی شهر بابل وجود دارد. به جز کاربری مسکونی میزان تحقق پذیری بقیه کاربری ها نسبت به سرانه شهر سالم زیر 28 درصد بوده است. کاربری های تاسیسات و تجهیزات شهری، بهداشتی و درمانی، فضای سبز و پارک و کاربری ورزشی و فرهنگی در وضع بحرانی قرار دارند. از لحاظ میزان تعادل و سازگاری کاربری ها با یکدیگر، تعادلی بین کاربری ها وجود ندارد. مکان یابی کاربری ها به خصوص کاربری فضای سبز و ورزشی به طور صحیح انجام نشده و شهروندان شهر بابل دسترسی مطلوبی به کاربری های شهری ندارند.
    کلیدواژگان: شاخص، کاربری اراضی، سرانه، شهر سالم، بابل
  • صادق صالحی، کریم سلیمانی، زهرا پازکی نژاد صفحات 171-187
    هدف از پژوهش حاضر، تحلیل شناخت دانشجویان نسبت به تغییرات اقلیمی و عوامل اجتماعی موثر بر آن می باشد. برای انجام این پژوهش، از روش پیمایش استفاده شده و در آن، تعداد 187 نفر از دانشجویان دانشگاه های دولتی استان مازندران، با روش نمونه گیری طبقه ای، برای تحقیق انتخاب گردیدند. داده های لازم، از طریق پرسشنامه گردآوری و سپس با استفاده از نرم افزار آماری SPSS پردازش شد. نتایج تحقیق نشان داد که سطح دانش نظری و کاربردی دانشجویان نسبت به تغییرات اقلیم بالا بوده و بین منابع اطلاعاتی و کارایی شخصی و دانش تغییر اقلیم دانشجویان رابطه وجود داشته است. یافته های تحقیق نشان داد که تفاوت معنی داری بین سطح شناخت و جنسیت و محل سکونت دانشجویان وجود نداشته و دانش تغییر اقلیم دانشجویان برحسب دانشکده نیز متفاوت بوده است. بدین ترتیب، یافته های تحقیق بیانگر ضرورت ارایه آموزش زیست محیطی با تاکید بر تغییرات اقلیم) به دانشجویان بوده و بر این اساس، پیشنهاد شده است تا در برنامه درسی کلیه رشته های غیرمرتبط نیز، مسائل مربوط به تغییر اقلیم و شیوه های مقابله با آن گنجانده شود.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، دانش نظری و کاربردی، آموزش عالی، استان مازندران
  • میرستار صدرموسوی، محمدرضا پورمحمدی، اکبر رحیمی صفحات 189-209
    توسعه پراکنده شهری و تغییرات کاربری اراضی پیرامونی شهرها، از چالش های اساسی در برنامه ریزی شهری در دهه های اخیر بوده و مدل سازی این تغییرات، به عنوان یک ابزار کارآمد برای برنامه ریزان، اقتصاددانان، اکولوژیست ها و طرفداران محیط زیست جهت بررسی تغییرات آتی توسعه شهری محسوب می گردد. این مقاله مدل تحول زمین را به منظور بررسی توسعه شهری آتی تبریز، بر پایه شبکه های عصبی مصنوعی و سیستم اطلاعات جغرافیایی مورد استفاده قرار داده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی–تحلیلی است و داده های مورد نیاز از تصاویر ماهواره ای، نقشه های کاربری اراضی شهری و طرح های مصوب شهری تبریز استخراج گردیده است، از نرم افزارهای ERDAS imaging و ArcGIS برای آماده سازی داده ها و تحلیل نتایج و مجموعه نرم افزاری LTM برای آموزش، تست، شبیه سازی و پیش بینی توسعه احتمالی استفاده شده است. نتایج حاصل از یادگیری مدل بین سال های 1368 تا 1384 نشانگر آن بوده است که در این مدت 16 ساله، 21469 سل 50 در 50 مترمربع توسعه یافته است که با توسعه واقعی شهر مطابقت داشته و نشانگر یادگیری مناسب در شبکه می باشد. برای پیش بینی توسعه احتمالی شهر طرح های فرادست شهری، جمعیت سال 1400 و سرانه های پیشنهادی برای شهر مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نقشه توسعه احتمالی نمایانگر این است که 22484 سل، برای سال 1400 مورد نیاز می باشد که بایستی برای توسعه آتی شهر اختصاص یابد. هم چنین نتایج حاصل از مدل بیش ترین توسعه شهر را در قسمت های شمالغربی، شرق و جنوب شرق پیش بینی کرده است که این روند تخریب فضاهای سبز، اراضی کشاورزی پیرامون و تهدید محیط زیست شهری را به بار خواهد آورد. براین اساس و با ادامه روند کنونی، 8437 هکتار از فضاهای سبز و اراضی پیرامون شهر تبریز به زیرساخت و ساز خواهد رفت. ادامه روند توسعه پراکنده نه تنها تخریب محیط های اطراف شهری را به دنبال خواهد داشت، بلکه باعث گسیختگی فضایی و اجتماعی شهر و افزایش هزینه های توسعه هم چون راه اندازی زیرساخت های شهری خواهد شد.
    کلیدواژگان: مدل تحول زمین، رشد پراکنده، تغییرات کاربری، زمین شهری
  • اسماعیل علی اکبری، نفیسه سادات میرایی صفحات 211-233
    میان بافت شهری با لرزه خیزی و آسیب شناسی لرزه ای، پیوندهای تنگاتنگی وجود دارد. بافت، نه تنها به واسطه خصوصیات کالبدی، بلکه از طریق مولفه های غیرکالبدی (کارکردی)، در کنشی مکان مند، از قابلیت لرزه خیزی زمین متاثر شده و بر آن تاثیر می گذارد. این مقاله می کوشد، با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از داده های اسنادی و هشت شاخص (فاصله از گسل،کیفیت بنا، تراکم ساختمانی، تراکم جمعیت، درجه محصوریت، کاربری زمین، سطح سرویس ترافیک و فاصله از مراکز درمانی) که در مدل تحلیل سلسله مراتبی معکوس (IHWP) تحلیل شده اند، سطوح و پهنه های آسیب پذیری لرزه ای را در بافت شهرک ولیعصر تبریز شناسایی نماید. یافته ها نشان می دهد 54 درصد بافت شهرک در پهنه آسیب پذیری لرزه ای قرار دارد. تراکم ساختمانی بالا، کمبود فضای سبز و باز، درجه محصوریت بالا و وجود کاربری تجاری، مشخصه های اصلی بافت، در پهنه آسیب پذیر و ریزپهنه های آن است. الگوی توزیع بافت و پهنه های آسیب پذیر، با موقعیت شریان های اصلی (مخابرات، ولیعصر، شریعتی، اوحدی، معلم، فروغی، تختی، پروین اعتصامی، عارف، زند و جوانمهر)، به ویژه معابر فرعی (8-10متری) منتهی به این شریان ها و کاربری غالب تجاری در بخش مرکزی (فلکه بزرگ و فلکه بازار) منطبق است. الگوی فضایی پهنه بندی لرزه ای، جهتی شرقی غربی و مرکز پیرامون دارد. این الگو ضمن شکل دادن به جهت و شدت تغییرات آسیب پذیری، الگوی کلان آسیب شناسی و پهنه بندی لرزه ای شهرک را در دو بخش به وجود آورده است. نیمه شرقی، پهنه ای است با ضریب خطر و آسیب پذیری پایین که پایدارترین بافت های شهرک را در خود دارد. اما، نیمه غربی بیانگر ناپایداری لرزه ای و آسیب پذیری زیاد و خیلی زیاد است. بخش مرکزی شهرک،کانون فضایی شدت لرزه ای این پهنه ها است.
    کلیدواژگان: آسیب شناسی لرزهای، پهنه بندی، بافت شهری، مدلIHWP، شهرک ولیعصر تبریز
  • غلام عباس فلاح قالهری، مهدی اسدی، علیرضا انتظاری صفحات 235-251
    تقسیم بندی های آب و هوایی و شناخت مهم ترین عوامل و عناصر تاثیرگذار بر هر ناحیه یکی از راه های شناخت شناسنامه اقلیمی نواحی است. لذا برای شناخت اقلیم این استان پهنه بندی اقلیمی با روش های نوین ناحیه بندی مانند: تحلیل عاملی و خوشه بندی انجام شد. بدین منظور تعداد 20 متغیر اقلیمی از 16 ایستگاه هواشناسی استان انتخاب گردید. سپس با استفاده از روش میانیابی IDW، ماتریس پهنه ای داده ها به ابعاد 20×106 بهدست آمد و مبنای ناحیه بندی قرار گرفت. بررسی اقلیم استان با روش تحلیل عاملی نشان داد که اقلیم استان ساخته 2 عامل است. در ادامه، تحلیل خوشه ایروی 2 عامل اقلیمی وجود 3 ناحیه اقلیمی را در استان نشان داد. این سه منطقه عبارتند از: الف- ناحیه معتدل و مرطوب، ب- کوهستانی، ج- نیمه مرطوب و سرد. یافته ها حاکی از آن است که دو عامل اول 44/99 درصد پراش متغیرهای اولیه را بیان می کنند. این عوامل عبارتند از: عامل رطوبتی– بارشی- بادی وعامل دما- ابرناکی که سهم هر کدام به ترتیب اهمیت 49/64، 95/34 درصد تغییرات می باشد.
    کلیدواژگان: طبقه بندی اقلیمی، تحلیل مولفه های اصلی، تحلیل خوشه ای
  • یوسف قویدل رحیمی، محمد رضایی صفحات 253-277
    امواج گرمایی از جمله مخاطرات مهم آب و هوایی دنیا خصوصا ایران هستند و به نظر می رسد وقوع آن ها در سال های اخیر به واسطه تشدید گرمایش جهانی از فراوانی بیش تری نسبت به گذشته برخوردار شده است. پژوهش حاضر به بررسی کم و کیف وقوع و تحلیل سینوپتیک امواج گرمایی در استان کرمان پرداخته است. برای این کار ابتدا داده های دمای بیشینه روزانه ماه ژوئیه (به عنوان گرم ترین ماه سال) 4 ایستگاه سینوپتیک کرمان، بم، انار و سیرجان در یک دوره آماری 24 ساله (1986-2009) از سازمان هواشناسی کشور اخذ و مورد استفاده قرار گرفته اند. جهت طبقه بندی امواج گرمایی، داده های دما استاندارد شده و بر اساس آن، آنومالی های 0 تا 75/0 به عنوان موج گرم، 75/0 تا 5/1 موج گرم شدید و بالاتر از 5/1 به عنوان موج ابر گرم تعیین شدند. اعداد آستانه 2/41، 1/42 و 1/43 درجه سانتی گراد به ترتیب آستانه موج گرم، گرم شدید و ابر گرم برای مجموع ایستگاه ها مورد محاسبه و حداقل تداوم آن دو روز مد نظر قرار گرفته است. بر این اساس در طی دوره آماری مورد مطالعه، 7 موج گرمایی مشخص شد که از بین آن ها 3 موج گرم شدید و 1 موج ابر گرم شناسایی گردید. موج ابر گرم تیرماه 1377 جهت تحلیل سینوپتیک انتخاب شد. موج 3 روزه مذکور با میانگین دمایی 11/43 درجه سانتی گراد، شدیدترین موج گرمای استان کرمان در طول دوره آماری مورد مطالعه بوده است. نتایج تحلیل سینوپتیک موج ابر گرم نشان داد که استقرار کم فشار گنگ در سطح زمین و حاکمیت پرارتفاع جنب حاره ای آزور در سطوح بالا و هم چنین ضخامت زیاد جو بر روی منطقه مورد مطالعه، موجب فرونشینی هوای گرم و گرمایش بیش از حد سطح زمین شده و موج ابر گرم یاد شده را به وجود آورده است.
    کلیدواژگان: موج گرما، طبقه بندی امواج گرمایی، موج ابر گرم، تحلیل سینوپتیک، استان کرمان
  • رحمت محمدزاده صفحات 279-302
    مقاله حاضر به بررسی تطبیقی الگوی مجتمع های مسکونی ویلائی و آپارتمانی (متعارف) شهر جدید سهند می پردازد. این پژوهش یک مطالعه پیمایشی از نوع مقطعی و نمونه گیری آن به روش تصادفی بود. برای گردآوری اطلاعات علاوه بر مشاهده، از پرسشنامه و مصاحبه حضوری در قالب سری منظم از سوالات بسته (مقیاس لیکرت) استفاده شد. 124 نفر از ساکنان خانوارهای واجد شرایط، حجم نمونه را تشکیل می دادند. سپس با استفاده از نرم افزار کامپیوتری SPSS: 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. داده های به دست آمده به وسیله روش های آماری توصیفی، آزمون های تفاوت میانگین و آزمون همبستگی مورد تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بین متغیر شغل (003/0p=)، مدت اقامت (000/0p=)، ابعاد مسکن (003/0p=) و رضایت از واحد مسکونی (038/0p=) با امتیاز مربوط به الگوی مجتمع های مسکونی ویلائی و آپارتمانی اختلاف معنی داری وجود داشت (024/0=p و 5/1406=Mann-Whitney U). اختلاف امتیاز کل کیفیت الگوی مجتمع های مسکونی ویلائی و آپارتمانی از نظر آماری معنی دار بود و میانگین امتیاز مساکن آپارتمانی نسبت به ساکنان مساکن ویلائی (516/87±804/15 به 216/90±604) بیش تر بود. گرچه بین امتیاز مربوط به بیانیه های هدف اول یعنی سازمان کالبدی و فضائی در هر دو الگوی مساکن ویلائی و آپارتمانی تفاوت معنی دار آماری مشاهده نشد، اما بین امتیاز مربوط به پاسخ بیانیه های هدف دوم (تاسیسات و تجهیزات) و سوم (ترافیک و دسترسی) دو گروه تفاوت آماری معنی داری وجود داشت (049/0=P) (03/0=P). بنابراین، اگر خواسته ها و علایق ساکنان مورد توجه قرار گیرد، در آن صورت الگوی توسعه آپارتمان ها بایستی دراولویت قرار گیرد. در عین حال در توسعه مساکن ویلائی، علاوه بر مدیریت و کنترل، بایستی مقوله تاسیسات و تجهیزات و دسترسی نیز مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فضاهای باز، الگوی ویلائی و آپارتمانی، شهر جدید، سهند
  • پیمان محمودی، محمود خسروی، سیدابوالفضل مسعودیان، بهلول علیجانی صفحات 303-327
    در این پژوهش جهت شناسایی و آشکارسازی روند تغییرات فراوانی روزهای همراه با یخبندان های فراگیر و نیمه فراگیر ایران، داده های مربوط به دمای حداقل روزانه 663 ایستگاه هواشناسی همدید و اقلیم شناسی کشور برای بازه زمانی 1962 تا 2004 و برای ماه های اکتبر تا آوریل از سازمان هواشناسی کشور دریافت شد. پس از دریافت داده ها و آماده کردن پایگاه داده های دمای حداقل کشور، نقشه های همدمای کشور برای هر روز از 1/1/1962 تا 31/12/2004 به مدت 9116 روز به روش کریگینگ میانیابی شد. در ادامه بر اساس یک اصل مکانی، یخبندان ها به سه دسته یخبندان های فراگیر (وقوع همزمان در بیش از 65 درصد از مساحت ایران)، یخبندان های نیمه فراگیر (وقوع همزمان یخبندان در بین 25 تا 65 درصد از مساحت ایران) و یخبندان های محلی (وقوع همزمان یخبندان در کم تر از 25 درصد از مساحت ایران) تقسیم بندی شدند. سپس با استفاده از دو روش تخمینگر شیب سنس و رگرسیون خطی فراوانی روزهای همراه با یخبندان های فراگیر و نیمه فراگیر در سه مقیاس ماهانه، فصلی و سالانه بررسی شد.
    نتایج نشان داد که روند تغییرات فراوانی روزهای همراه با یخبندان های فراگیر ایران در ماه های دسامبر، ژانویه، فصل زمستان و سالانه دارای روند کاهشی معنادار از لحاظ آماری بوده است. اما برای فراوانی روزهای همراه با یخبندان های نیمه فراگیر مشاهده شد که تنها در ماه ژانویه روند تغییرات معنادار بوده است و جهت تغییرات آن نیز مثبت بوده است. یعنی در طول 43 سال مورد مطالعه بر تعداد روزهای همراه با یخبندان های نیمه فراگیر افزوده شده است. بنابراین زمانی که از تعداد یخبندان های فراگیر در ماه ژانویه کاسته شده است از این طرف بر تعداد یخبندان های نیمه فراگیر افزوده شده است. همین قانون برای دیگر مقیاس های ماهانه، فصلی و سالانه نیز حکمفرما بوده است.
    کلیدواژگان: یخبندان فراگیر، یخبندان نیمه فراگیر، تخمینگر شیب سنس، رگرسیون خطی، ایران، روند
  • فاطمه علی نژاد چمازکتی، سعیده میرحق جو لنگرودی صفحات 329-344
    ظرفیت علمی هر کشور، یکی از شاخص های اصلی توسعه پایدار آن کشور به شمار می آید. پیشرفت و ارتقای این توان مستلزم بهبود وضعیت تولیدات و انتشارات علمی آن کشور است. این نوشتار به بررسی وضعیت انتشارات علمی مجله جغرافیا و برنامه ریزی در سال های 1389-1393 می پردازد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و به روش پیمایشی انجام گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در پنج سال مورد بررسی 201 مقاله به چاپ رسیده که از این تعداد 87 درصد مقالات به صورت چند نویسندگی است و مشارکت نویسندگان بیش تر به صورت درون موسسه ای می باشد. میانگین درجه همکاری نویسندگان 87/0 و میانگین شاخص همکاری 53/2 است و نشان می دهد روابط هم تالیفی بین نویسندگان مجله بسیار قوی است که در این میان بیش ترین درصد همکاری بین دو و سه نویسنده دیده می شود. دانشگاه تبریز با 97 مقاله حدود 50 درصد مقالات مجله را به خود اختصاص داده و پرکارترین موسسه شناخته شده است.
    کلیدواژگان: مجله جغرافیا و برنامه ریزی، تولید علم، علم، سنجی، روابط هم تالیفی
|
  • Ebrahim Asgari Kalajahi, Farideh Amini Beirami, Masood Hajialiloubonab Pages 1-18
    Kandovan village with cone-shaped rocky houses is one of the tourist attractions in East Azerbaijan Province of Iran. Investigations show that the cone-shaped rocks are eroded and deteriorated by environmental factors. For investigation on this issue, in addition to the field word, the samples were taken from fresh and weathered parts of the rock mass of houses and we studied the effects of climate and weather factores on their physical and chemical properties using freezing-thawing, wetting-drying and X-ray diffraction testes. Also fractures characteristics of Kandovan rock mass was measured and analyzed by using a computer program called "Dips" and three major fractures were detected in its erosion on rocky created cone-shaped houses. There is the chance of degradation of houses due to continuing erosion along them. The results of the climate data, tests and analyzes show that rock surface were damaged and eroded by environmental factors but due to lack of appropriate water and suitable temperature for chemical weathering, there are no traces of clay minerals in the rock. Area climate condition does not show significant effect on physical and chemical weathering process of the cone-shaped rocky houses and only a thin layer of them has been damaged but there is the possibility of further damage of rocks due to continuing weathering and erosion processes and lack of conservation and restoration actions.
    Keywords: Freezing, thawing, Kandovan village, Physical Weathering, Wetting, drying
  • Asghar Asghari Moghddam, Mir Sajad Fakhri, Morteza Najib Pages 19-41
    Purpose of this study is zoning of Marand aquifer vulnerability mapping using DRASTIC, AVI methods and comparing their susceptibility adopted from these methods. The DRASTIC method is a combination of seven measurable hydro-geological characteristics that are effective on transportation of contaminant into groundwater. The GODS and AVI methods combine four and have two properties respectively. The DRASTIC method results is the most complete index for assessing groundwater vulnerability, which has been estimated the vulnerability for the study area as moderate 50.4 percent, high 32.9 percent and very high16.7 percent. The GODS method results suggest three classes for the Marand aquifer vulnerability including moderate, high and very high with 43.8, 5.16 and 51.04 percent, respectively. Also the AVI method results indicate that the aquifer has a vulnerability of moderate, high and very high with 39.13, 6.5 and 54.37 percent, respectively. In all three methods, the degree of vulnerability in the East, Southeast and Northeast parts of the pain is more than the central and western parts of the pain. DRASTIC model is determined the vulnerability areas more accurately due to having more features and different weighting of the features based on their role in pollution.
    Keywords: Groundwater, Vulnerability, Marand plain, DRASTIC, AVI
  • Davod Behboudi, Esmail Barzegarie Dinabad Pages 43-60
    Reaction between economic growth and environmental quality is a controversial issue which has been considered since the 1990s. Pressure on the environment due to economic activities not only from environmental aspects but also from the economic point of view is important. The existence of abundant energy sources in Iran cause the use of them in economic activity exceeding. This will lead to increase environmental pollution in one hand and on another hand, using too much of energy is cause a burden on the environment. In this study, we investigate the relationship between energy consumption as a proxy of environmental pressure and GDP per capita by using the Johansen & Juselius Cointegration econometric method during to 1967-2009. The results show that the correlation between environmental pressures and GDP per capita is the inverse of U shape. Therefore, the increase of per capita GDP growth recommended so is that on the Kuznets curves downward part in stands long run. Also policy makers have to take short run polices that reduce negative externalities as far as economy is at positive part of EKC.
    Keywords: Environmental Kuznets Curve (EKC), Environment pressure, Johansen, Juselius Cointegration, Economic Growth. JEL classification: Q56, Q51, C22
  • Maryam Baiati Khatibi Pages 61-81
    Soil erosion is a major environmental proplem in the world which causes economic losses and threatens the sustainable development. Many factors are responsible for erosion acceleration in catchement scale. Soil erosion by water is the result of interplay between catchement environmental factors such as soil, topography, drainage density and land use pattern and other factors. The soil erosion problem is more serious with hilly catchements which are subject to heavy rainfall, in semi arid mountains. In the study area-as a semi-arid region–which is situated on eastern slope of Sahand mountain (NW of Iran) soil erosion with water is very intensive. This area is as a major farmland and grazing land. Gullies and rills are the traces of water erosion. These phenomens are seen in many parts of study area. In order to investigatien on responsible factors to soil erosion and assessement of the risk to erosion, we used USLE model. By using this model, we studied the role of topography, land use, and soil type on soil erosion. The results suggested that slope and slope length play a major role on determining the erosion pattern. The depth of gullies is increased at parts where the length of slopes is increased. In these parts there is increased linear erosion through the increased rates of silt.
    Keywords: Soil erosion, Linear erosion, Soil erosion risk Zonning, USLE, Sareskandarchy, Eastern slope, Sahand Mt
  • Ahmad Pourahmad, Heydar Salehi Mishani, Leyla Vothoogi, Ahmad Roomiani Pages 83-103
    Increase in urban population changes agricultural lands to residential, commercial and industrial uses. These changes have unfavorable consequences including loss of vegetation cover on the urban environment. Ambient temperature and high-quality agricultural lands have been destroyed. In In this regard one of the strategies that optimizes the physical fabric of urban and reduces environmental damage is the use of modern techniques of remote sensing which plays an effective role in the management and the improvement of urban land use. This paper aimed to evaluate and optimize physical growth of Urmia to maintain vegetation and agricultural lands developed. Therefore, changes in land use Urmia, between 1985 and 2011 were calculated. Reviews indicate a sharp decline in agricultural lands and orchards in the area. So as using AHP descriptive model we found that in order to satisfy the requirements of urban development five categories should be considered: From very suitable to very poor groups. The results showed that over 21.5ha of the area, (i.e. 5.08%) have suitable conditions for the intended purpose.
    Keywords: Optimization of Urban Development, Urmia City, Environment, Models, Remote Sensing
  • Seyed Asadollah Hejazi Pages 105-125
    Insufficient garbage hygienic burial is a sign of lack of planning and economic efficiency and a warning to environmental issues. By rapid development of urban area, place of garbage burial is considered insufficient and it affects directly the expenditure in remote and small regions. Thus by this approach the present paper aims to localize the urban garbage burial in Marageh in mathematical situation of east 46 ̊07́ 46˝-46 43́ 33˝ and north 37 ̊00́ 52˝-37 ̊44́ 35˝. With high population, this city lacks healthy center for urban garbage disposal and this causes environmental problems. By using AHP and satellite images, field operations and sampling from case study area, different variables were evaluated in order to choose the best location for urban garbage lanfill. A map was prepared with raster format in GIS for each variable layer. All criteria were compared in pair and finally the map of suitable locations for urban garbage landfill were proposed. The results of analysis were categorized in five classified from significant to very weak, so that the region with 2972 ha of area as 1.36 percent of Marageh city is covered as the best location for hygienic disposal. Finally the field operations performed and the map was drawn in GIS showing that the favorable region liesnear the village Aghcheh Kohl, whose distance is 15 km from the city of Maragha and research priorities.
    Keywords: Marageh city, Locating, Garbage, GIS, AHP
  • Rasool Daneshfaraz Pages 127-142
    This study performs a sensitivity analysis to evaluatethe meteorological parametersthat affect daily pan evaporation rate. To this end, five meteorological parameters namely, daily mean temperature, relative humidity, sunshine hours, solar radiation, wind speed and pressure for period of 1386 to 1390 were used at the Tabriz City, Iran. At first, the pan evaporation rate was estimated using Artificial Neural Network (ANN) and the best structure of the ANN was distinguished. Then, weight matrix of selected structure of the network along with the Garson algorithm were used for sensitivity analysis of the input parameters and determine relative importance of the input parameters. The results indicated that the daily mean temperature and relative humidityare the most effective variables. However, the sunshine hours, solar radiation, wind speed and pressure have less effect on the evaporation rate at the Tabriz station.
    Keywords: Garson algorithm, ANN, Sensitivity Analysis, Evaporation, Tabriz city
  • Ali Shamaee, Mohammad Hosein Janbabanezhad, Zahra Zamani Pages 143-170
    Healthy urban planning is the optimal utilization of the environment and comply with all land uses due to the density and per capita appropriateness, so that the citizens can be benefited. Considering the importance of healthy the city land uses, this paper aims to assess the situation indicators and per capita city of Bbol to the quality healthy city land. The purpose of this paper is to identify the strengths, weaknesses, opportunities and threats to their land of Bbol and compliance with of healthy per capita. This is an applied research and research methods are descriptive, analytical and comparative survey. It also identifies the strengths, weaknesses, opportunities and threats of Bbol for strategic analysis. Results obtained show that the land use per capita in Bbol is much lower and there are many deficiencies in the land of Bbol per capita. Except for residential land use, the rate applicable for the land use per capita is, less than twenty-eight percent. Some users are in a critical situation, such as in the use of facilities and equipment, utilities, health care, green space and parks, and cultural and sport land uses. In terms of the balance and harmony in the land uses, there is no balance between them. Location of land use particularly user green space and sports are not done right. Babol residents have good access to land uses.
    Keywords: Urban land use indicators, Per capita, Healthy city, City of babol
  • Sadegh Salehi, Karim Soleymani, Zahra Pazokinejad Pages 171-187
    The purpose of this study is to examine student's theoretical and applied knowledge of climate change and social factors influencing it. To conduct the research, descriptive-analytical method was used and 187 students of Mazandaran state universities were selected by stratified sampling. The questionnaire was applied to collect data then data was analyzed using SPSS statistical software. Results of the study showed that the level of students’ abstract and practical knowledge of climate change is high and there is relationship between environmental information sources, perceived performance and student's knowledge of climate change. The results showed no significant difference between level of knowledge and gender and place of residence of the surveyed students and students’ knowledge of climate change is different to college. Overall, the results indicate that there is a requirement of environmental education and this suggests that the subject matter of climate change and policies should be included in curriculum of all university courses.
    Keywords: Climate Change, Abstract, Practical Knowledge, Higher Education, Mazandaran Province
  • Mir Satar Sadrmosavi, Mohammadreza Pourmohammadi, Akbar Rahimi Pages 189-209
    Urban sprawl and land use changes are one of the fundamental challenges facing urban planning in recent years. Therefore, modeling these changes is considered as an important tool by planners, economists, ecologists and environmentalists. This paper is an attempt to apply the Land Transformation Model (LTM) for urban land use changes in Tabriz based on artificial neural network and a geographical information system for the in prediction of Tabriz future development. Methodology in this paper is descriptive-analytic and the data are produced from satellite images, urban land use maps and approved plans for Tabriz. For preparation of data and analysis, ERDAS imaging and ArcGIS software, and for training test, simulation and the probable prediction map, LTM software are used. Results in training process, from 1989 to 2005 shows that 21469 cells (50*50 m) were expanded in 16 years period which is according to the real developed area in the same period and this result shows optimum training network. For prediction of probability map, we used Tabriz population and land use per capita was estimated in regional plan of Tabriz, and results illustrate 22484 cells changing until 2021 for future development. The results of the model, have predicted the most developed areas in the northwestern, east and south-east aspects and continuing this process would destroy green spaces, agricultural lands surrounding the city and threaten the environment. Thus, with this expansion, 8437 ha of green spaces and periphery areas will go on the built area. Continued sprawl development not only will destroy urban environment in periphery areas, but it also will disrupt spaces in Tabriz and there by will increase urban development costs such as infrastructure services.
    Keywords: Land transformation model, Sprawl growth, Land use changes, Urban land
  • Esmail Ali Akbari, Nafiseh Sadat Mirayee Pages 211-233
    There is a close link between the urban fabric, seismicity and seismic pathology. Urban fabric has been affected, due not only to the physical characteristics, but also through non-physical components (functional), and effects on it. This paper attempts to identify zones and levels of seismic vulnerability zones in urban fabric of ValiasrTown, Tabriz, using descriptive data and documents method. Eight indicators (distance to fault, the quality of buildings, building density, population density, building height-to-width ratio, type of land use, level of traffic service, distance from medical centers) which have been analyzes through irreversible analysis (IHWP). Results show that 54% of the town has been located in the zone of seismic vulnerability. High building density, deficiency of green and open space, high amount of building height-to-width ratio and commercial land uses are the main characteristics of urban fabric in the vulnerable zone. Model of urban fabric distribution and vulnerable zones matches with the location of main arteries (Mokhaberat, Valiasr, Shariati, Ohadi, Moalem, Foroghi, Takhti, Parvin Etesami, Aref, Zand and Javanmehr) especially sub-passages (8-10 meters) leading to these arteries and commercial land uses in the central part (Bozorg and Bazar squares). Spatial model of seismic zone has the east-west direction and center-round. This model has shaped the direction and intensity of changes in vulnerability and has created macro pattern of pathology and seismic zoning of town in two parts: The eastern half is a zone with low risk factors and vulnerability that has the most sustainable urban fabric of town. However, western half represents high and very high seismic instability and vulnerability. The central part of the town is the spatial center of seismic intensity of these areas.
    Keywords: Seismic Pathology, Zoning, Urban Fabric, IHWP, Valiasr Town of Tabriz
  • Gholam Abbas Fallah Ghalhari, Mehdi Asadi, Alireza Entezari Pages 235-251
    Climate classification and identifying the most effective factors and elements of each area is one way of understanding identity of the climate zones. Therefore, to identify Guilan climate mapping new methods such as factor analysis and hierarchical cluster were performed. For this, we used 20 climate variables of the 16weather stations in the study area. Then, using interpolation method, a matrix with dimensions of 20×106 data was obtained. Climate mapping of the province with factor analysis showed that the climate of the province is made up of two factors. These two factors are: humid-rain–wind and temperature–cloudy factors. Results also indicated that these two factors explain 99.44 percent of the variance of the primary variables. The contribution of each factor was 64.49, 34.95 percent respectively. Finally, cluster analysis on two climatic factors identified three climatic regions in the provinces. These three regions are: moderate and humid, mountainous, semi humid and cold.
    Keywords: Climate Classification, Principle Component Analysis, Cluster Analysis
  • Yousef Ghavidel Rahimi, Mohammad Rezaei Pages 253-277
    Heat waves are considered as one of the important climatic hazards in the world and especially in Iran and it seems that, due to intensification of global warming, their occurrence has increased in recent years than in the past. This study has paid attention to quality and quantity evaluation and synoptic analysis of heat waves in the KermanProvince. For this purpose, At first, the daily maximum temperature data, in month of July (as the warmest month in the year) was put in a statistical period of 24-years (1986-2009) from meteorological organization, for 4 synoptic stations of Kerman, Bam, Anar and Sirjan. In order to classify heat waves, standardized temperature data and on its basis, anomalies of 0 to 0.75 as a heat wave, 0.75 to 1.5 as severe heat waves, and greater than 1.5 were determined as super heat wave. The threshold values of 43.1, 42.1 and 41.2° C were calculated for all stations, respectively as threshold of heat wave, severe heat wave, and super heat wave and its continuity were considered at least for two days. Accordingly, During Statistical period of study, it was found 7 heat waves, which were, identified within 3 severe heat waves, and 1 super heat wave. Super heat wave in July 1998, was selected For the Synoptic analysis. This three-day wave, with an average temperature of 43/11° C, has been the most severe heat wave in KermanProvince. Results of synoptic analysis of super heat wave indicated that the establishment of Ganges low pressure on the ground and the domination of subtropical high-pressure of azores in high levels and also, high thickness atmosphere on the study area caused the subsidence of warm air and excessive heating of earth's surface, and created them mentioned super heat wave.
    Keywords: Heat wave, Classification of heat waves, Super heat wave, Synoptic analysis, Kerman Province
  • Rahmat Mohammadzadeh Pages 279-302
    This paper surveys the compatibility of detached and apartment complexes pattern in Sahand new town. This cross-sectional research was done in 2009-2010 period. Type of sampling used in this research was simple random sampling, 124 people of residents were participated into this study. After collecting needed information, questionnaires were coded. All of gathered information for this study was analyzed by SPSS19.The results indicated that there is a difference between these variables-job (p=0.003), period of habitation (p=0.000), dimensions of accommodation (p=0.003) and satisfaction of residential flat- and precedence of detached and apartment complexes pattern (Mann-Whitney U=1406.5, p=0.024).The precedence difference between the quality of detached and apartment complexes pattern was meaningful statistically. Also the average precedence of apartment complexes was more than detached ones (15.804±87.516 to 604±90.216). Even though there wasn’t any statistical difference between precedence of first aim-physical and spatial organization-in both patterns, there was meaningful difference between precedence of second aim-Plant and Equipment-in both patterns and also difference between precedence of third aim-traffic and accessibility (p=0.049) (p=0.03). So, if the main objectives are real understanding of life and considering the dweller’s favorites and needs, the programmer should pay more attention to development pattern of common apartments. In addition, to develop detached complexes we should consider management, control, plant, equipment, traffic and access.
    Keywords: Open Spaces, Residential Communities, Detached, Apartment Pattern, Sahand New Town
  • Peyman Mahmoudi, Mahmood Khosravi, Seyed Abolfazl Masoodian, Bahlol Alijani Pages 303-327
    To identify and detect the frequency variation trend of Iran’s pervasive and semi-pervasive frost days in the current research, minimal daily temperature data of 663 Iranian climatology and synoptic stations were acquired from Iran Meteorology Organization during the time interval between 1962 and 2004 for October to April months. Following data acquisition, Iran’s isothermal maps for each day starting from 1.1.1962 until 31.12.2004 (9116 days) were prepared using Kirging interpolation technique in order to construct the database of the county’s minimal temperature. In the next step, frosts were classified in three types based on a spatial principle: pervasive frosts (simultaneous occurrence in more than 65% of Iran’s surface area), semi-pervasive frosts (simultaneous occurrence in 25% - 65% of Iran’s surface area), and local frosts (simultaneous occurrence in less than 25% of Iran’s surface area). Then, frequency of pervasive and semi-pervasive frost days were analyzed in three scales including monthly, seasonal, and yearly using two estimation techniques of slope SENSE and linear regression. Results indicated that frequency of pervasive frosts in Iran held a statistically significant decreasing trend in December and January months, during winter, and also, in annual basis. But, for semi-pervasive frost days, it was observed that variation was significant only in January having a positive trend. It signifies that number of days with semi-pervasive frost increased during the 43 years under study. Therefore, number of semi-pervasive frost occurrences increased while number of pervasive frost occurrences decreased in January. The same rule holds for other scales i.e. monthly, seasonal, and yearly basis.
    Keywords: Pervasive Frost, Semi, Pervasive Frost, Sen's Slope Estimator, Linear Regression, Iran, Trend
  • Fatemeh Alinejad Chamazkoti, Saeedeh Mirhaghjoo Langroodi Pages 329-344
    Scientific capacity is one of the key factors contributing to sustainable development in a country. The development of scientific capacity requires improvement in scientific publication and productions. This study aimed to investigate the publishing condition of the articles in the Journal of Geography and Planning during 2010-2014. The study adopted a descriptive method and survey design. The results showed that the Journal has published a number of 201 articles over the studied period. Of the published articles, 87% were co-authored by multiple writers. The co-authorship was mostly in the form of intra-institutional contribution. The mean score of collaboration degree was 0.87 while the mean score of collaboration index was shown to be 2.53, which indicates strong co-authorship relations among the Journal contributors. The highest collaboration percentage was observed between two and three authors. With 97 articles, the authors affiliated with TabrizUniversity published about 50% of articles in the Journal. Thus, TabrizUniversity was the most prolific institution.
    Keywords: Journal of Geography, Planning, Scientific production, Scientometrics, Co, authorship