فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال بیست و سوم شماره 10 (دی 1394)
  • سال بیست و سوم شماره 10 (دی 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/10/20
  • تعداد عناوین: 9
|
  • میلاد اعظمی، زینب ترده، قباد آبانگاه، کوروش سایه میری * صفحات 912-922
    مقدمه
    یکی از شایع ترین اختلالات اندوکرین در بیماران تالاسمی ماژور، اختلال تحمل گلوکز(IGT) می باشد. در مطالعات مختلف شیوع IGT در بیماران تالاسمی ماژور ایران متفاوت ذکر شده است و یک برآورد کلی از آن وجود ندارد، لذا این مطالعه با هدف شیوع IGT در بیماران تالاسمی ماژور ایران به روش متاآنالیز انجام شده است.
    روش بررسی
    این مطالعه یک مرور سیستماتیک بر اساس پایگاه های الکترونیکی از جمله Magiran، Iranmedex، SID، Medlib،IranDoc، Scopus، PubMed، Science direct، Cochrane، Embase، Web of Science، Springer، Online Library Wiley و همچنین موتورجستجوی Google Scholar بدون محدویت زمانی تا سال 1394 انجام شده است. سازوکار جستجوی مقاله ها به طور عمده با استفاده از کلیدواژه های استاندارد توسط دو نفر از پژوهشگران به صورت مستقل انجام شد. سپس تمام مقالات مرور شده که دارای معیار ورود به مطالعه بودند مورد بررسی و داده ها با استفاده از مدل اثرات تصادفی به روش متاآنالیز توسط نرم افزار Stata Ver.11.1. ترکیب شدند.
    نتایج
    در 13 مطالعه، تعداد 1346 نمونه مورد بررسی قرار گرفت. شیوع IGT در بیماران تالاسمی ماژور ایران 6/9% (فاصله اطمینان 95%: 12.5-6/6(برآورد گردید. شیوع این میزان در جنس مذکر و مونث به ترتیب 5/6%(فاصله اطمینان 95%:3/11-6/1) و 2/10% (فاصله اطمینان 95%: 3/14-1/6) محاسبه شدند.
    نتیجه گیری
    شیوع IGT در بیماران تالاسمی ماژور ایران بالا می باشد بنابراین اجرای برنامه غربالگری جهت تشخیص زودرس اختلالات غدد درون ریز به ویژه اختلال تحمل گلوکز ضروری به نظر می رسد. همچنین توصیه می شود تست تحمل گلوکز به صورت سالانه از این بیماران به عمل آید.
    کلیدواژگان: اختلال غدد درون ریز، اختلال تحمل گلوکز، IGT، تالاسمی ماژور، مرور سیستماتیک، متاآنالیز، ایران
  • علی جزائری، امین کریمی مقدم، صادق ولیان بروجنی* صفحات 923-931
    مقدمه
    بیماری مولتیپل اسکلروز یک بیماری حاد سیستم عصبی مرکزی است که با تخریب غلاف میلین سلول های عصبی همراه است. تصور می شود که این بیماری یک بیماری چندعاملی است؛ بدین معنی که عوامل محیطی و ژنتیکی متعددی می توانند بر روی بروز و پیشرفت آن تاثیرگذار باشند. در این مطالعه هدف بررسی ارتباط چند شکلی تک نوکلئوتیدی rs1800624 واقع در ناحیه پروموتری ژن RAGE با بیماری مولتیپل اسکلروز در جمعیت اصفهان می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه کنترل مورد، برای تعیین ژنوتیپ از تکنیکTetra-primer ARMS PCR و پرایمرهای اختصاصی جدید، جهت تعیین فراوانی اللی و ژنوتیپی نشانگر rs1800624 استفاده شد. در این مطالعه تعداد 300 نفر شامل 150 فرد بیمار و 150 فرد سالم بررسی شدند. وجود یا عدم وجود ارتباط بین ژنوتیپ ها با بروز بیماری مولتیپل اسکلروز با نرم افزار SPSS و وجود تعادل هاردی- واینبرگ با نرم افزار GENPOP بررسی شد.
    نتایج
    نتایج به دست آمده نشان دادند که درصد فراونی ژنوتیپ های TT، TA و AA به ترتیب در افراد سالم 7/42، 6/46 و 7/10 و در افراد بیمار 44، 42 و 14 می باشد و جمعیت مورد مطالعه برای نشانگر rs1800624 در تعادل می باشد. تحلیل آماری نتایجبه دست آمده، نشان دهنده عدم ارتباط rs1800624 با بیماری مولتیپل اسکلروز در جمعیت اصفهان می باشد(5/0<(p.
    نتیجه گیری
    تحلیل آماری نتایج به دست آمده، نشان دهنده عدم ارتباط مارکر چند شکلی تک نوکلئوتیدی rs1800624 با بیماری مولتیپل اسکلروز در جمعیت اصفهان می باشد(5/0<(p.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروز، ژن RAGE، چند شکلی تک نوکلئوتیدی
  • بهرام فرهادی مقدم، مسعود فریدونی *، علی اسداللهی صفحات 932-942
    مقدمه
    کانابینوئیدهای گیاهی دکربوکسیله گیرنده های CB1 سیستم اندوکانابینوئیدی را در سیستم عصبی مرکزی فعال می کنند. سیستم اندوکانابینوئیدی با سیستم های دوپامینی و سروتونینی برهمکنش دارد و بر فرآیندهای رفتاری موثر است. هدف این تحقیق بررسی اثر عصاره هیدروالکلی و هگزانی گل های حرارت دیده پایه ماده گیاه شاهدانه حاوی کانابینوئیدهای دکربوکسیله بر اضطراب، فعالیت و تعادل حرکتی است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی به طور تصادفی از موش های صحرایی نر بالغ ویستار (200 تا 250 گرم) در گروه های هفت تایی کنترل، شم (تجویز حلال با ترکیب اتانول/توئین80/سالین با نسبت 1/1/8)، تجویز صفاقی دوز mg/kg50 عصاره هیدروالکلی و دوز mg/kg50 عصاره هگزانی گل های حرارت دیده استفاده شد. سپس برای سنجش میزان اضطراب، فعالیت حرکتی و تعادل حرکتی در هر گروه به ترتیب دستگاه ماز صلیبی مرتفع، فضای باز و میله چرخان شتابدار مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با آنالیز آریانس یک طرفه و تست تعقیبی Neumann-keuls انجام شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که تجویز صفاقی دوز mg/kg50 عصاره هگزانی موجب کاهش معنی دار تعداد ورود به بازوهای باز (05/0P<)، مدت زمان اقامت در بازوهای باز (01/0P<) ماز صلیبی مرتفع، و همچنین کاهش معنی دار میزان فعالیت حرکتی (01/0P<) و کاهش معنی دار زمان حفظ تعادل (001/0P<) شده است.
    نتیجه گیری
    احتمالا تجویز عصاره هگزانی دارای کانابینوئیدهای دکربوکسیله بیشتری نسبت به عصاره هیدروالکلی است و موجب کاهش فعالیت حرکتی، زمان حفظ تعادل حرکتی و افزایش اضطراب با فعال کردن گیرنده های CB1 شده است.
    کلیدواژگان: شاهدانه، گیرنده های کانابینوئیدی، کانابینوئیدهای دکربوکسیله، هگزان
  • حیدر آقابابا *، حسین گلکاری، علی زارعی، سعید چنگیزی آشتیانی صفحات 943-956
    مقدمه
    چاقی و عوارض ناشی از آن نظیر پرفشاری خون، کبد چرب، دیابت نوع 2 و نارسایی های کلیوی از موارد اصلی تهدید کننده حیات تلقی می گردند. بنابراین هدف پژوهش حاضر مطالعه بررسی اثر عصاره بخش های هوایی گیاه خوشاریزه(Echinophora platyloba) بر تغییرات وزن بدن و تست های عملکردی کبد و کلیه در رت های چاق هیپرکلسترولمی می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی،40 سر رت نر نژاد ویستار در پنج گروه (8n=) شامل، کنترل با رژیم غذایی عادی، شاهد هیپرکلسترولمی با رژیم غذای چرب و گروه های تجربی هیپرکلسترولمی شده که به ترتیب دوز حداقلی 100، متوسط 200 و حداکثری 300 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن عصاره هیدروالکلی گیاه خوشاریزه را به صورت گاواژ دریافت کردند. در پایان دوره (42 روزه)، جهت بررسی میزان کلسترول، کراتینین، نیتروژن اوره خون، بیلی روبین، آلبومین، توتال پروتئین، آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) و آلکالین فسفاتاز (ALP) خونگیری انجام و اطلاعات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میزان کلسترول، ALT، AST و ALP در گروه های دریافت کننده دوز حداقلی و حداکثری عصاره نسبت به گروه شاهد کاهش معنی داری داشت (05/0P≤). میزان آلبومین و توتال پروتئین در گروه دریافت کننده دوز حداکثری عصاره نسبت به گروه شاهد افزایش یافت (05/0P≤). وزن بدن نیز در گروه دریافت کننده دوز حداقلی عصاره نسبت به گروه شاهد کاهش معنی داری را نشان داد (05/0P≤).
    نتیجه گیری
    عصاره گیاه خوشاریزه، به ویژه در دوز حداقلی، علاوه بر خصوصیت حفاظت کبدی می تواند به عنوان یک کاندید مناسب در درمان چربی خون و اضافه وزن پیشنهاد شود.
    کلیدواژگان: خوشاریزه، کبد، کلیه، کلسترول، رت، کراتینین
  • روح الله رحیمی *، مختار عارفی، محسن گل محمدیان صفحات 957-968
    مقدمه
    بیماری قلبی، اختلالی روانی-فیزیولوژیک است که علاوه بر مشکلات جسمی، عوامل روانشناختی مانند وقایع تنش زا، ویژگی های شخصیتی و تدابیر مقابله ای در بروز و تشدید آن نقش بسزایی دارند. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد شخصیتی و سبک های مقابله با استرس زنان و مردان سالم در مقایسه با مبتلایان به بیماری های قلبی انجام شد.
    روش بررسی
    روش انجام این پژوهش از نوع تحقیقات تحلیلی- مقایسه ای است. در این پژوهش، 50 نفر از افراد مبتلا به بیماری قلبی(26 مرد و 24 زن) و 50 نفر از افراد سالم(28 مرد و 22 زن) از طریق همتاسازی با گروه بیمار انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های شخصیتی آیزنک(EPQ-R) و راهبردهای مقابله با استرس فولکمن و لازاروس بر روی گروه های مورد مطالعه اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی، t مستقل و نرم افزارSPSS 18 استفاده شد.
    نتایج
    بررسی نتایج نشان داد که افراد مبتلا به بیماری های قلبی از نظر ابعاد شخصیتی؛ روان رنجورخویی و روان پریش خویی تفاوت معنی داری با گروه سالم دارند. همچنین در راهبرد مقابله ای هیجان مدار بین دو گروه تفاوت وجود دارد، اما در راهبرد مقابله ای مساله مدار بین آنها تفاوتی یافت نشد. در پژوهش حاضر نقش جنسیت نیز در ویژگی های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که بین ویژگی شخصیتی برون گرایی و راهبرد های مقابله ای هیجان مدار و مساله مدار بین دو گروه زنان و مردان بیمار تفاوت معنی داری وجود دارد.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به بیماری های قلبی، افرادی مضطرب، نگران، خشن، پرخاشگر و آماده ابتلا به اضطراب، افسردگی و پرخاشگری هستند و نسبت به افراد سالم در مقابله با مشکلات، بیشتر از سبک مقابله ای هیجان مدار استفاده می کنند.
    کلیدواژگان: بیماری قلبی، ابعاد شخصیتی، راهبرد مقابله ای هیجان مدار و مسئله مدار
  • نعیم عرفانی مجد *، نیلوفر صادقی، شیما حسینی فر صفحات 969-979
    مقدمه
    گیاه آلوئه ورا دارای خواص دارویی زیادی است. در این مطالعه، اثر محافظتی ژل آلوئه ورا بر جزایر و سلول های بتای پانکراس مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    50 سر موش صحرایی نر بالغ 3 -2 ماهه با وزن 250-200 گرم در پنج گروه 10 تایی به شکل زیر تقسیم گردید. گروه کنترل که هیچ دارویی دریافت نکردند، گروه دوم که با تزریق استرپتوزوتوسین با دوز 65 میلی گرم بر کیلوگرم دیابتی شدند، در ادامه خون گیری از ورید دم پس از یک هفته انجام گرفت و موش های با میزان قند بیش از 250، به عنوان دیابتی قلمداد شدند. گروه سوم، 10 روز پس از دیابتی شدن، ژل آلوئه ورا را با دوز 400 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم، مدت 15 و 30 روز دریافت نمودند. گروه چهارم، 10 روز بعد از دیابتی شدن، انسولین را با دوز 10 واحد به ازای هر سر موش صحرایی دریافت نمودند. گروه پنجم، موش های سالمی بودند که آلوئه ورا را به مدت 15 و 30 روز دریافت نمودند. در روزهای 15 و 30، پس از آخرین تجویز آلوئه ورا، مجددا قند خون و وزن همه گروه ها اندازه گیری شد. سپس موش ها با اتر آسان کشی و بافت پانکراس آنها جدا و در فرمالین سالین 10 درصد تثبیت گردید. سپس مقاطع بافتی تهیه و با استفاده از رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین و آلدئید فوشین رنگ آمیزی شد و در نهایت تعداد و اندازه جزایر لانگرهانس و تعداد سلول های بتا مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    نتایج
    میانگین تعداد و اندازه جزایر پانکراس و تعداد سلول های بتا جزایر لانگرهانس در گروه دیابتی نسبت به گروه شاهد در پایان هر دو مرحله 15 و 30 روزه کاهش معنی داری داشت. همچنین، اندازه جزایر لانگرهانس و تعداد سلول های بتا پانکراس گروه درمان شده با ژل آلوئه ورا، نسبت به گروه دیابتی در پایان هر دو مرحله 15 و 30 روزه افزایش معنی داری داشت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد استفاده از ژل آلوئه ورا می تواند بر بازسازی و ترمیم جزایر لانگرهانس و سلول های بتا غده پانکراس دیابتی موثر است.
    کلیدواژگان: دیابت، آلوئه ورا، جزایر لانگرهانس، سلول های بتا، موش صحرایی
  • علی سوخته زاری *، مسعود علیرضایی، آرش خردمند، امید دزفولیان صفحات 980-988
    مقدمه
    هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی اثرات مدل دیابت نوع یک القاء شده به وسیله استرپتوزوتوسین بر پارامترهای باروری اسپرم، هموگلوبین گلیکوزیله و کلسترول تام به عنوان شاخص های متابولیسم لیپید بود.
    روش بررسی
    القاء دیابت قندی به وسیله تزریق زیرجلدی 200 میلی گرم بر کیلوگرم از استرپتوزوتوسین در 10 سر موش سوری انجام شد. در حالیکه گروه کنترل تنها 25/0 سی سی آب مقطر به همان صورت دریافت کردند. از موش هایی که یک هفته پس از تزریق استرپتوزوتوسین قند خون بیش از حد آستانه(350 میلی گرم در دسی لیتر) داشتند، 8 سر برای گروه دیابت انتخاب شد. دو هفته پس از تائید دیابت، همه موش ها کشته شده، خون کامل از قلب آنها گرفته شد و بیضه ها برای مطالعه هیستوپاتولوژی و ارزیابی اسپرم برداشته شدند. حرکت کلی اسپرم، حرکت پیشرونده روبه جلو، آزمایش عملکرد غشاء و غلظت اسپرم به وسیله روش های مرسوم مشخص شد و هموگلوبین گلیکوزیله و کلسترول تام با روش های شیمیایی به وسیله اسپکتروفتومتر اندازه گیری شدند.
    نتایج
    حیوانات دیابتیک کاهش معنی داری در غلظت اسپرم (01/0P <) و افزایش هموگلوبین گلیکوزیله و کلسترول تام در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند (01/0P <). رابطه خطی منفی و معنی داری بین غلظت اسپرم و هموگلوبین گلیکوزیله در گروه دیابتیک مشاهده شد(012/0p=، 90/0R2=). واکوئله شدن سلول های اپیتلیال مجاری سمینیفر در گروه دیابتیک نسبت به گروه کنترل دیده شد و مجاری اپیدیدیم در کنترل ها حجم اسپرماتوزوئید بیشتری در مقایسه با موش های دیابتیک نشان دادند.
    نتیجه گیری
    دیابت با کاهش غلظت اسپرم در ناحیه اپیدیدیم خلفی، حتی در مدت دو هفته پس از القاء هیپرگلیسمی در این مدل آزمایشی همراه شده است که می تواند به عنوان شاخصی برای پیش بینی باروری پائین باشد. درصد هموگلوبین گلیکوزیله یک رابطه منفی با غلظت اسپرم نشان داد و هیپرکلسترولمی همچنین در مراحل اول دیابت بیانگر یک اختلال در متابولیسم لیپیدها است که به وسیله تغییرات بافت شناسی بیضه تائید گردید.
    کلیدواژگان: دیابت، استرپتوزوتوسین، اسپرم، هموگلوبین گلیکوزیله، کلسترول
  • لادن رحیم زاده ترابی *، منیر دودی، علی نوری صفحات 1001-1017
    مقدمه
    نانو ذرات طلا همانند نانوذرات دیگر دارای خواص کاتالیستی، مغناطیسی، نوری و بیولوژیکی(ضد میکروبی) می باشد، از طرف دیگر مقاومت به آنتی بیوتیک ها یکی از بزرگترین مشکلات مطرح در سلامت عمومی جهان است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آنتی باکتریایی نانوذرات طلا بر روی اشرشیاکلای و کلبسیلا پنومونیه مقاوم به چندین آنتی بیوتیک و تاثیر آن بر روی کبد موش های Balb/C، انجام شد.
    روش بررسی
    در این پژوهش از باکتری های کلبسیلا پنومونیه و اشریشیا کلای مقاوم به دارو که از نمونه های بالینی از چندین بیمارستان در اصفهان جداسازی شده بود استفاده و سپس اثر سمیت این نانو ذرات بر روی موش های نژاد Balb/C بررسی شد. از نانوذرات طلا به صورت کلوئیدی در سایز10 نانومتر به شکل کروی و با غلظت ppm 200 و با دو روش چاهک و دیسک گذاری استفاده شد و خواص آنتی باکتریایی این نانوذره طی زمان های یک تا سه روز تحت دمای c ̊37 مورد ارزیابی قرار گرفت و قطر هاله عدم رشد هر روز بررسی شد. بخش دیگر این تحقیق نیز بر روی بافت و آنزیم های کبدی موش های آزمایشگاهی انجام گرفت.
    نتایج
    بیشترین میانگین قطر هاله عدم رشد در اشریشیا- کلای مقاوم به آنتی بیوتیک مشاهده شد. بیشترین میزان MIC و MBC مربوط به باکتری کلبسیلا پنومونیه مقاوم به آنتی بیوتیک بود. نانو ذرات طلا بر روی وزن، میزان آنزیم های کبدی و بافت کبدی موش های نژاد Balb/C پس از یک ماه تغییرات و اختلالات محسوسی نشان نداد.
    نتیجه گیری
    در پژوهش حاضر اثر مهاری نانوذرات طلا بر روی میکروارگانیسم های مورد آزمایش در رقت های مورد نظرمشاهده شد. اگر چه نتایج آزمایشگاهی به دست آمده امیدوارکننده هستند، اما تحقیقات بیشتر جهت استاندارد کردن روش های درمانی لازم است.
    کلیدواژگان: نانو ذرات طلا، کلبسیلا پنومونیه، اشریشیا کلای، مقاوم به آنتی بیوتیک، کبد، Balb، c
  • مریم میرچناری *، مختار مختاری، مهرداد شریعتی صفحات 1018-1027
    مقدمه
    بررسی ها نشان داده است که بیماری دیابت می تواند عملکرد و ساختار دستگاه تولید مثل را تحت تاثیر قرار دهد.
    هدف از این تحقیق تاثیر عصاره آبی- الکلی گیاه مریم گلیSalvia officinalis بر سطوح سرمی گنادوتروپین ها، تستوسترون و دی هیدرو تستوسترون است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 60 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به 5 گروه تقسیم شد. کنترل، دیابتی تحت تیمار با mg/kg 60 استرپتوزوتوسین، کنترل تحت تیمار مریم گلی با دوز mg/kg 400، دیابتی تحت تیمار مریم گلی با دوز mg/kg 200، دیابتی تحت تیمار مریم گلی با دوز mg/kg400 بودند. پس از 28 روز نمونه های خونی تهیه و میزان هورمون ها، با استفاده از روش رادیو ایمونو اسی(RIA) موردارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    سطوح سرمی هورمون ها درگروه دیابتی نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری داشت. سطوح سرمی تستوسترون و دی هیدرو تستوسترون در گروه کنترل تحت تیمار با عصاره نسبت به گروه کنترل به ترتیب افزایش و کاهش معنی دار را داشت. گروه های دیابتی تحت تیمار با عصاره(mg/kg 200 /mg/kg 400) گنادوتروپین ها و تستوسترون نسبت به گروه دیابتی به طور معنی داری افزایش یافت.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که عصاره مریم گلی با دارا بودن ترکیبات کوئرستین و رزمارینیک اسید موجب اثر حفاظتی بر سلول های تخریب شده توسط استرپتوزوتوسین می شود و در کاهش عوارض ناشی از دیابت و حفظ سطح سرمی هورمون ها در موش صحرایی موثر است.
    کلیدواژگان: مریم گلی، دیابت، گنادوتروپین، تستوسترون، دی هیدرو تستوسترون، موش صحرایی
|
  • M. Azami, Z. Tardeh, Gh Abangah, K. Sayemiri* Pages 912-922
    Introduction
    Impaired glucose tolerance (IGT) is one of the most common endocrine complications in major thalassemia patients. IGT prevalence in patients with thalassemia major has been differently in different studies in Iran, about which no total estimate can be proposed. Hence, this meta analysis study aimed to investigate IGT prevalence in major thalassemia patients in Iran.
    Methods
    This study was a systematic review based on electronic databases including Magiran, Iranmedex, SID, Medlib, IranDoc, Scopus, PubMed, Sciencedirect, Cochrane, Embase, Web of Science, Springer, Online Library Wiley as well as Google Scholar search engine without any time limitations up to 2015. All the potentially relevant papers were reviewed independently by two investigators using the standard key words. Then, all the reviewed studies that had inclusion criterion were evaluated. In order to statistically analyze the study data, random effect model was used via Stata software (Ver.11.1).
    Results
    1346 subjects were examined in 13 studies. IGT prevalence in patients with thalassemia major was estimated 9.6 %(CI: 95%, 6.6-12.5) in Iran. The IGT prevalence in male and female major thalassemia patients were 6.5 %(CI: 95%, 1.6-11.3) and 10.2 %(CI: 95%, 6.1-14.3), respectively.
    Conclusion
    IGT Prevalence was demonstrated to be really high in patients with thalassemia major. As a result, implementing screening programs seems to be necessary in regard with early diagnosis of endocrine disorders especially IGT in these patients. Furthermore, it is recommended that annual glucose tolerance test be taken within such patients.
    Keywords: Endocrine disorder, IGT, Impaired glucose tolerance, Iran, Meta, analysis, Systematic review, Thalassemia major
  • A. Jazaeri, A. Karimi Moghadam, S. Vallian Borujeni* Pages 923-931
    Introduction
    Multiple sclerosis (MS) is an acute disease of the central nervous system (CNS) associated with the degradation of myelin sheet around the nerve cells. It is assumed to be a multifactorial disorder that is to say numerous environmental and genetic factors are involved in the disease. Therefore, this study aimed to investigate the association between rs1800624 single nucleotide polymorphism (SNP), located in the promoter region of RAGE gene, and MS in Isfahan population.
    Methods
    In this case-control study, tetra-primer ARMS PCR and newly designed primers were utilized in genotyping and determining allele frequency of rs1800624 SNP marker. A total of 300 individuals including 150 healthy and 150 MS patients participated in the study. In order to evaluate the association between genotypes and MS as well as the existence of Hardy-Weinberg equilibrium, SPSS and GENPOP softwares were used, respectively.
    Results
    The study results showed that the frequency of TT, TA and AA genotypes were reported 42.7, 46.6 and 10.7 in the control group and 44, 42 and 14 in the case group. The studied population was in equilibrium in regard with rs1800624 marker. Moreover, no association was detected between rs1800624 marker and MS disease in the Isfahan population (p>0.5).
    Conclusion
    The study findings indicated no association between SNP marker of rs1800624 and MS disease in the Isfahan population (p>0.5).
    Keywords: Multiple sclerosis, RAGE gene, Single nucleotide polymorphism
  • B. Farhadi Moghadam, M. Fereidoni *, A. Asadollahi Pages 932-942
    Introduction
    Decarboxylated phytocannabinoids activates CB1 receptors of endocannabinoid system in the central nervous system. Endocannabinoid system interacts with dopaminergic and serotoninergic systems, which seems to be effective on the behavior processes. Therefore, this study aimed to investigate the effect of hydroalcoholic and hexanic extract of heated female Cannabis sativa flowertops containing decarboxylated cannabinoids on anxiety, motor coordination and locomotor activity.
    Methods
    In this experimental study, adult male Wistar rats were randomly (200 to 250 g) used in two groups(n=7) of control and sham (administration of the solution vehicle (Tween 80, ethanol and saline with 1:1:8 proportions). IP administration of hydroalcoholic extract (50mg/kg dosage), and hexanic extract (50mg/kg dosage) were applied. The elevated plus maze, open field and rotarod apparatus were used in order to measure the anxiety, locomotor activity and motor coordination in each group, respectively. Moreover, the data analysis was carried out by one-way ANOVA and Neumann-keuls post-hoc test.
    Results
    The study results indicated that IP administration of hexanic extract (50mg/kg dosage) significantly reduced the numbers of entries into the open arms (P<0.05) as well as time of stay in the open arms (P<0.01) in evaluated plus maze. Furthermore, motor activity (P <0.01) and time coordination (P <0.001) were reported to significantly reduce.
    Conclusion
    The study findings revealed thst administration of hexanic extract has probably more decarboxylated cannabinoids than hydroalcoholic extract resulting in a decrease in the motor activity and time of motor coordination, yet an increase in anxiety via activation of CB1 receptors.
    Keywords: Cannabinoid receptors, Cannabis sativa, Decarboxylated cannabinoids, Hexane
  • H. Aqababa *, H. Golkary, A. Zarei, S. Changizi, Ashtiyani Pages 943-956
    Introduction
    Obesity and its complications such as hypertension, fatty liver, type 2 diabetes and kidney failure, can be mentioned as the main life-threating elements. Therefore, this study aimed to evaluate the effect of air parts extract of Echinophora platyloba.L (EP) on changes in body weight as well as liver and kidney function tests in hypercholesterolaemia obese rats.
    Methods
    In this experimental study, 40 male Wistar rats were divided in to five groups (n =8) including a control group with normal control diet, control hyperlipidemia group with fatty food diet and hypertriglyceridemia treatment groups which recieved the minimum dose (100 mg/kg), average dose (200 mg/kg) maximum dose (300 mg/kg) of EP extract via a gavage. At the end of this period (42 days), to measure cholesterol, creatinine, blood urea nitrogen, bilirubin, albumin, total protein, alanine Aminotransferase (ALT) and aspartate Aminotransferase (AST) and alkaline phosphatase (ALP), the blood samples were collected and the study data were analyzed.
    Results
    Cholesterol, ALT, AST and ALP were reported to significantly decrease (in the minimum and maximum dose groups) compared to the control group (P≤0.05). Albumin and total protein in the maximum dose extract group significantly increased compared to the control group (P≤0.05). Moreover, body weight in the group receiving the minimum dose of extract showed a significant decrease compared to the control group (P≤0.05).
    Conclusion
    EP extract, specifically in the minimal doses, in addition to protecting liver, could be recommended as a good candidate in regard with the treatment of blood lipids, and body extra weight.
    Keywords: Cholesterol, Creatinine, Echinophora platyloba, Kidney, Liver, Rat
  • R. Rahimi *, M. Arefi, M. Golmohammadian Pages 957-968
    Introduction
    Heart disease is a psycho-physiological disorder that in addition to physical and biological factors, psychological factors such as stressful events, personality traits and coping strategies play an important role in its occurrence and exacerbation. Therefore, the purpose of this study was to investigate personality dimensions and stress-coping strategies within healthy individuals compared with heart patients.
    Methods
    In this analytical-comparative study, 50 patients with heart disease(26 males and 24 females) and 50 healthy subjects (28 males and 22 females) were selected. The participants were required to respond to the Eysenck personality questionnaire (EPQ-R) and Folkman and Lazarus’s stress-coping strategies questionnaire. In order to analyze the studydata, descriptive indicators and independent t-test were applied using SPSS software(ver, 19) and the significance level was set at α= 0/01.
    Findings
    The study results revealed a significant defference between heart patients and healthy individuals in terms of personality dimensions, neuroticism, and psychoticism, though no significant difference was observed in regard with emotion-focused coping strategies between the two groups. In the present study, the effect of gender was also examined on personality dimensions and coping strategies. Moreover, extraversion features as well as emotion-focused and problem-focused coping strategies were demonstrated to differ significantly between males and females.
    Conclusion
    The study findings indicated that heart patients seem to be more anxious, fearful, violent, aggressive and fast developing for anxiety, depression and aggression compared to healthy individuals who apply emotion-oriented coping style dealing with the problems.
    Keywords: Emotion, problem, oriented coping strategies, Heart disease, Personality dimensions
  • N. Erfani, Majd *, N. Sadeghi, Sh Hosseinifar Pages 969-979
    Introduction
    Since aloe vera plant has many medical benefits, the present study aimed to investigate the protective effects of Aloe vera gel on the pancreatic islets and beta cells.
    Methods
    This experimental study consisted of 50 mature male rats aged 2-3 months and weighed 200-250 g, who were randomly divided into five groups (n=10). Group I (control) did not receive any treatments, and group II were diabetized via Streptozotocin (IP) in 65 mg/kg, whose blood sample was taken after one week. Rats with blood glucose more than 250 mg/dL were considered as diabetic. Group III diabetic rats received the Aloe vera gel daily with dosage of 400 mg/kg, and group IV diabetic rats received insulin in 10 units/rat. Group V involved healthy rats which received only Aloe vera gel. After the last Aloe vera gel administration, blood glucose and body weight of all groups were measured on 15th and 30th days. Animals were euthanized with ether. Then tissues samples were collected from pancreas gland and fixed in 10% neutral buffered formalin solution. The 5-6 µ sections were made by paraffin embedding method and stained using haematoxylin-eosin (H&E) and Aldehyde fuchsin stains. Ultimately, the histomorphometrical parameters were evaluated.
    Results
    The mean number and size of pancreatic islets and beta cells of Langerhans islets decreased significantly in the diabetic group compared to the control group. The number of beta cells and diameter of langerhans islets increased significantly in the rats treated by Aloe vera gel in comparison to diabetic group at the end of 15th and 30th days.
    Conclusion
    Applying Aloe vera gel seems to improve the renewal and restoration of langerhans islets and beta cells of pancreas gland in the diabetic rat.
    Keywords: Aloe vera, Beta cells, Diabetes, Pancreatic islets, Rat
  • A. Sookhthezari *, M. Alirezaei, A. Kheradmand, O. Dezfoulian Pages 980-988
    Introduction
    The present study aimed to evaluate the effects of type 1 diabetes model induced by streptozotocin (STZ) on the sperm fertility parameters, glycated hemoglobin (HbA1c) and total cholesterol as lipid metabolism indicators.
    Methods
    Induction of diabetes mellitus was achieved through once subcutaneous (SC) injection of 200 mg/kg body weight of STZ in 10 mice, while the control group recived 0.25 ml of disstiled water in the same method. For diabetic groups, 8 mice were selected among the animals with higher glucose threshold (350 mg/dl) one week after STZ injection. Two weeks after diabetes confirmation, all the mice were sacrificed and whole blood was taken from cardiac puncture, while testes were removed for histopathological study and sperm evaluation. Total sperm motility, progresive movement, hypoosmotic swelling test and sperm concentration were determined by the conventional methods. Moreover, HbA1c and total cholesterol were measured spectrophotometerically.
    Results
    Diabetic animals showed a significant decrease in sperm count (P <0.05), as well as an increase in HbA1c and total cholesterol (P <0.01) compared to the controls. A significant negative linear reletionship (R2=0.90, P=0.012) was depicted between HbA1c and sperm concentration in the diabetic group. Epithelial vaculization of semineferous tubules was observed in the diabetic group in comparison with the control group and epidydimal ducts indicated increased volume of spermatoza in the controls when compared to the diabetic rats.
    Conclusion
    As the study findings revealed diabetes was associated with decreased sperm concentration in the cauda epididymis even two weeks after hyperglycemia induction, which can be mentioned as a predective index for subfertility. Furthermore, Glycated hemoglobin revealed a negetive relationship with sperm concentration. Hypercholestrolemia was also shown in early stages of diabetes indicating an impairment in lipids metabolism, which was confirmed by the histology changes.
    Keywords: Cholesterol, Diabetes, Glycated hemoglobin, Sperm, Streptozotocin
  • L. Rahimzade Torabi *, M. Doudi, A. Noori Pages 1001-1017
    Introduction
    The gold nanoparticles as other nanoparticles have catalytic, magnetic, optical, and biological (antimicrobial) properties. On the other hand, resistance to antibiotics is one of the greatest public health problems posed in the world. Therefore, the present study aimed to investigate the antibacterial effects of gold nanoparticles on multi-drug resistant klebsiella pneumoniae as well as escherichia coli and its effect on the liver of balb/c mice.
    Methods
    In this study, multi-drug resistant Klebsiella pneumoniae and Escherichia coli bacteria clinical samples were utilized that were isolated from several hospitals in Isfahan and then the toxic effects of nanoparticles were investigated on the Balb / C mice. Colloidal gold nanoparticles were also applied with spherical shape and a concentration of 200 ppm in size of 10 nm, using two wells and disk agar diffusion method. Antibacterial properties of the nanoparticles were evaluated within 1-3 days with 37 ˚c temperature, and diameter of inhibitory zone of growth was measured every day. Tissue and liver enzymes of the mice were examined, as well.
    Results
    The greatest diameter of inhibitory zone was detected in multi drug resistant E. coli. Most of the MIC and MBC were found in multi-drug resistant Klebsiella pneumoniae bacteria. Gold nanoparticles did not reveal any significant changes on the weight, liver enzymes and liver tissue of Balb / C mice after one month.
    Conclusion
    As the findings of the current study revealed, inhibitory effect of gold nanoparticles was observed on the axamined microorganism. Although the laboratories findings are promising, more studies should be conducted in regard with therapeutic standardization.
    Keywords: Balb, C mice, Escherichia coli, Gold nanoparticles, Klebsiella pneumoniae, Liver, Multi Drug Resistant (MDR)
  • M. Mirchenari *, M. Mokhtari, M. Shariati Pages 1018-1027
    Introduction
    Diabetes mellitus has been demonstrated to affect the reproductive system. The current study aimed to investigate the effect of hydroalcoholic extract of Salvia officinalis (SO) on the serum levels of gonadotropin, testosterone and dihydrotestosterone.
    Methods
    In the present study, 60 adult male Wistar rats were divided into 5 groups (n=10) as follows: control, Stereptozotocine- treated diabetic (60 mg/kg), SO- treated control (400 mg/ kg), SO - treated diabetic (200 mg/ kg), SO - treated diabetic (400mg/kg). After 28 days, the blood samples were prepared and hormones levels were measured by the radio-immunoassay method.
    Results
    Serum levels of hormones significantly decreased in the diabetic group compared to the control group. Serum levels of testosterone and dihydrotestosterone were reported to be higher and lower in SO- treated control group, respectively. Gonadotropin and testosterone were significantly demonstrated to be higher in the diabetic groups treated with the extract (200 mg/ kg,400 mg/kg) compared with the diabetic group.
    Conclusion
    The findings of the present study indicated that extract of Salvia officinalis, containing quercetin and Rosmarinic acid, induces a protective effect on the cells destroyed by streptozotocin, which has been proved to be effective in reducing the complications of diabetes and maintaining a serum level of hormones in the rats.
    Keywords: Diabetes, Dihydrotestosteron, Gonadotropin, Rat, Salvia officinalis, Testosterone