فهرست مطالب

پژوهش های نقد ادبی و سبک شناسی - پیاپی 22 (زمستان 1394)
  • پیاپی 22 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/27
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سید محمدرضا ابن الرسول صفحات 11-26
    در مقاله پیش رو، نویسنده، شماری از ویژگی های غزل معاصر را با نمونه هایی از دفتر «نه ترنجی، نه اناری»، غزل نامه مشهور سعید بیابانکی، شاعر جوان اصفهانی بررسیده و در طی آن نشان داده که امروزی بودن سبک، ایهام، استعاره های تو بر تو، ابهام، بازی های تحسین برانگیز با واژگان، نوآوری در احیا و استفاده از معانی جانبی و ایحایی واژگان، در ترکیب سازی های جدید، در تعابیر بی سابقه و در تشبیه های ابتکاری، برخورداری از ابیات شایسته یادسپاری، امکان برقراری ارتباط با طیف گسترده ای از مخاطبان، نزدیکی به زبان نثر، وحدت ارگانیک، توجه به اسطوره های فرهنگ خود از شاخص های شعر آهنگین امروز فارسی است.
    کلیدواژگان: غزل معاصر فارسی، سعید بیابانکی، نه ترنجی نه اناری
  • سبیکه اسفندیار صفحات 27-56
    بررسی مولفه های مکتب سوررئالیسم حاکی از آن است که شباهت های بسیاری میان این مکتب با عرفان وجود دارد. داستان دقوقی در مثنوی مولانا (610 ق) یکی از مبهم ترین داستان های عرفانی است که قابلیت زیادی در مطابقه با مولفه های سوررئالیستی دارد. مولفه هایی چون اوتوماتیزم (خودنگاری)، حیرت، دیوانگی، جنون، خیال و... . نتایج به دست آمده نشان می دهد که پویایی و حرکت سوررئالیست ها از سطح اشیاء به عمق برای کشف حقیقت پنهان، بر کل داستان عرفانی دقوقی حاکم است و این امر جهان سوررئالیسم را بیش از پیش به عرفان نزدیک می کند؛ به خصوص تاکید سوررئالیست ها بر رهایی از عقل برای رسیدن به نقطه علیای هستی که در آن همه کثرات به وحدت بدل می شوند، همان هدفی است که طریقت عرفانی بر پایه آن بنا شده است. این مقاله بر آن است که با تکیه بر غایت مشترک دو مکتب عرفان و سوررئالیسم در شهود حقیقت، و تحلیل سایر مولفه هایی که در طی مقاله تبیین خواهد شد، قابلیت مثنوی را برای مطابقه با جریان های فکری معاصر و دیدگاه های متعالی آن ها بنماید.
    کلیدواژگان: مولفه های سوررئالیستی، مبانی عرفانی، حقیقت، واقعیت برتر، وحدت، نور، سایه
  • ابوالقاسم امیراحمدی، علی عشقی سردهی، ابراهیم استاجی، احمد یزدی صفحات 57-78
    «بدخوانی خلاق»، اصطلاحی در نظریه ادبی است که هارولد بلوم آن را در موضوع ساز و کارهای تاثیر شاعرانه مطرح می کند. شاعران برای رهایی از دلهره آزاردهنده تاثیرپذیری از شعر گذشتگان و برای گشودن فضای باز هنرورزی های شاعرانه خود به تحقیر آگاهانه متقدمین می پردازند و با بدخوانی خلاقانه، می کوشند خویشتن را بر شاعران پیش گام خود برتر بدانند. بر اساس نظریه بدخوانی خلاق، ساختار شکنی های شاملو در حیطه های زبان، بیان و اندیشه اسطوره ها، نشان گر مبارزه لجوجانه او با گفتمان های اسطوره گرای روزگارش بوده به منظور رسیدن به هویت مستقل از دیگران. دگرخوانی های او از اسطوره به دلایل روان شناختی، زیبایی شناختی و اجتماعی- تاریخی و با شیوه های اسطوره آفرینی و اسطوره شکنی صورت گرفته است. در این پژوهش، ابتدا به تحلیل نظریه بدخوانی خلاق هارولد بلوم پرداخته ایم و در ادامه پژوهش به واکاوی دگرخوانی های خلاقانه شاملو از اسطوره بر اساس نظریه بدخوانی خلاق بلوم پرداخته ایم.
    کلیدواژگان: بدخوانی خلاق، هارولد بلوم، شاملو، اسطوره
  • علی تسلیمی، فاطمه ادراکی صفحات 79-96
    میخائیل باختین از برجسته ترین اندیش مندان و نظریه پردازان نقد ادبی است که گامی نو در این عرصه نهاد. از مهم ترین مولفه های قابل توجه، از دیدگاه وی، مفاهیمی چون منطق گفتگویی، چندصدایی و رویکرد کارناوالی است. از این میان چندصدایی که از مفاهیم جامع است، به چندین زیرمجموعه تقسیم می گردد که عبارتند از: هم گرایی، واگرایی، جدل و کارناوال. در این پژوهش داستان «سنگ صبور» صادق چوبک، که از ماندگارترین آثار عرصه داستان نویسی معاصر ایران است، از دیدگاه منطق گفتگویی باختین مورد توجه قرار گرفته است. «سنگ صبور» چوبک از جمله داستان هایی است که در آن با فراوانی صداها مواجه ایم. صداهایی که در ورای هر یک، جهان بینی خاص و منحصر به فردی نهفته شده است. این پژوهش، نخست به معرفی رمان سنگ صبور می پردازد و سپس نظریات مهم باختین را تعریف و تشریح می کند و در ادامه مفاهیم یادشده از باختین را در داستان «سنگ صبور» چوبک جستجو می کند و این هدف را می جوید که سنگ صبور به عنوان اثری چندصدایی معرفی شود.
    کلیدواژگان: منطق گفتگویی، چندصدایی، کارناوال، سنگ صبور، باختین
  • محمد حکیم آذر صفحات 97-122
    طنز عبید زاکانی از نظر اشارات اجتماعی و نکات تاریخی یکی از منابع ممتاز شناخت جامعه، ذوق و فرهنگ ایرانی در قرن هشتم است. در طنزهای عبید زاکانی به ظریف ترین مسائل فردی و جمعی در بستری از نگرش فلسفی و سیاسی پرداخته شده است. نکته قابل تامل در طنز عبید این که غالبا لطایف او زیرساختی پارادوکسی دارند و عبید از طریق ایجاد فضایی متناقض گونه، خواننده را به خنده و تفکر وامی دارد. در این تحقیق به عمده ترین مسائل اجتماعی، تاریخی و سیاسی در طنز عبید توجه شده و با بررسی و نقد حکایات و لطایف عبید به لایه های پنهان طنز او نقبی زده شده است.
    کلیدواژگان: عبید زاکانی، طنز، ادبیات سیاسی و اجتماعی، قرن هشتم
  • مهدی دهرامی، یوسف اصغری بایقوت صفحات 123-140
    هنر با غلبه احساس و عاطفه بر روح هنرمند آغاز می شود و او را به واکنش هایی وامی دارد. این واکنش از عناصر اساسی و محرک اصلی شکل گیری آثار ادبی است. هدف این مقاله بررسی عاطفه و جایگاه و نقش آن در نفثه المصدور است که با روش توصیفی-تحلیلی، در دو محور دریافت و انتقال عاطفه بدان پرداخته شده است. در محور نخست حوزه و سطح عاطفی، انواع عاطفه، و در محور دوم تناسب و پیوند عاطفه با عناصر دیگر متن (تصویر، زبان، اندیشه و...) و چگونگی انتقال آن (تصویری، عریان و سطحی) مورد نقد و تحلیل واقع شده است. در این اثر عواطف شخصی و انسانی به گونه ای عمیق دریافت شده و غم غربت، اندوه و مصیبت، حسرت، ناامیدی، خشم و نفرت (عاطفه منفی) مهم ترین عواطفی است که تجلی یافته است. از سویی بیان آن ها سطحی نیست بلکه به مقتضای مقال با تمهیدات بیانی و تصاویر متناسب با احساسات نویسنده تقویت و منتقل شده است.
    کلیدواژگان: عاطفه، نفثه المصدور، دریافت عاطفه، انتقال عاطفه، تصویر
  • ناهید دهقانی، سعید حسام پور صفحات 141-162
    در پژوهش پیش رو، با رویکردی تحلیلی-توصیفی، به بررسی عوامل موثر بر شتاب روایت در رمان سمفونی مردگان پرداخته شده است. شتاب روایت (شتاب پیش برد داستان) مفهومی بسیار سیال، نسبی و لغزان است و نمی توان آن گونه که در الگوی ژرار ژنت پیش نهاد شده است، آن را در چهارچوب فرمول و عدد محدود کرد؛ به دلیل نارسایی الگوی ژنت، در پژوهش پیش رو، افزون بر سنجه های پیش نهادی این الگو، بر نقش فعال خواننده در دریافت روایت و بازآفرینی آن، و تاثیر آن بر شتاب روایت نیز تاکید شده است. برخلاف الگوی ژنت، شتاب روایت تنها به شمار صفحات رمان و زمان داستان وابسته نیست و به عوامل دیگری مانند میزان دریافت پذیری خواننده از متن و توانایی او در بازپیکربندی و بازآفرینی روایت نیز بستگی دارد.
    کلیدواژگان: شتاب روایت، سمفونی مردگان، عباس معروفی، جریان سیال ذهن، زمان روایت
  • اشرف شیبانی اقدم، زهرابیگم محسنی پور کلهرودی صفحات 163-188
    کاربردشناسی شاخه ای نسبتا جدید در علم زبان شناسی است که قدمت آن تقریبا به نیم قرن اخیر می رسد و موضوع آن مطالعه معنا و نحوه انتقال پیام از گوینده یا نویسنده به مخاطب (شنونده یا خواننده) بر اساس بافت و موقعیت گفتاری است. به عبارت دیگر در کاربردشناسی آن چه مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد تنها صورت های زبانی و نحوی ایجادشده در زنجیره گفتاری و متن نوشتاری نیست، بلکه قسمت اعظم پیامی که گوینده یا نویسنده به مخاطب (شنونده یا خواننده) منتقل می کند متاثر از بافت و موقعیت ایجاد گفتار است.پیش انگاری ها، استلزام و کنش های گفتاری از جمله مفاهیم مطرح در کاربردشناسی زبان است که در این مقاله کارکرد آن ها در عبارات فعلی کلیله و دمنه و نقش آن ها در ایجاد سبک فنی بررسی شده است. نتایج حاصل از تحقیق موید فرضیه های تحقیق مبنی بر این که عبارات فعلی در کلیله و دمنه نمود لفظی یک به یک ندارند بلکه دارای معانی ضمنی و تلویحی هستند، بوده و هم چنین روند دشوار شدن متن و گرایش نویسنده را به سبک فنی نشان می دهد.
    کلیدواژگان: نثر فنی، کلیله و دمنه، عبارت فعلی، سبک شناسی کاربردگرا
  • مهدی نیک منش، لیلا آقایانی چاوشی صفحات 189-208
    سعادت، آرمانی است که انسا ن ها همواره در جستجوی آنند. نه تنها فیلسوفان و اندیش مندان، آشکارا نظریات و راه کارهایی در این زمینه ارائه کرده اند، جستجو در آثار برخی شاعران نیز موید توجه و دقت و رویکرد آنان در این باره است. این نوشتار، در پی شناخت مفهوم سعادت از منظر سعدی و سنجش و مقایسه آن با تلقی ارسطو از سعادت است. در این راستا ابتدا سعادت از منظر ارسطو به اجمال بررسی شده و در ادامه، مفهوم سعادت از نگاه سعدی با جستجو در آموزه هایی که شاعر در بوستان ارائه کرده، مورد توجه قرار گرفته است. در گام بعد، با توجه به بررسی انجام شده درباره تلقی سعدی و ارسطو از سعادت، تحلیلی از میزان سازگاری این دو رویکرد ارائه شده است. به نظر می رسد تشابهی قابل تامل از منظری خاص میان دو دیدگاه وجود دارد؛ سعادت غایی از منظر ارسطو و نیز سعادت در نگاه سعدی، امری متعالی است و در ساحتی فراتر از امور مادی و جسمانی تحقق می یابد. البته وجوه افتراق مهمی نیز در این میان وجود دارد؛ برای مثال ارسطو، نسبت مستقیم و محکمی میان میزان تلاش و فعالیت فرد و دستیابی به سعادت برقرار دانسته است، اما در باور کلامی سعدی، رسیدن به سعادت، موهبتی الهی است.
    کلیدواژگان: سعادت، سعدی، ارسطو، بوستان سعدی، فضیلت