فهرست مطالب

حقوق پزشکی - پیاپی 1 (تابستان 1386)
  • پیاپی 1 (تابستان 1386)
  • تاریخ انتشار: 1386/06/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سید مصطفی محقق داماد * صفحات 11-24
    روزگاری مسائل فلسفی اساسی انسان پرسش هایی از این قبیل بود: انسان چیست؟ چرا به وجود آمده است؟ و به کجا خواهد رفت؟ اما پرسشی که بشر امروز خود را با آن خود مواجه می بیند و تمام اهل اندیشه را به پاسخ گویی فرا می خواند این است که : چگونه باید زیست؟ متفکران جهان همگی خود را مجاز به پاسخ گویی به پرسش مزبور می دانند ولی هرکدام از جنبه ای خاص بدان می پردازند، زیرا در جهان معاصر معرفت چنان چندگونگی و تکثری یافته است که هر بخش از آن متکفل برآوردن بخش خاصی از نیازهای انسان این جهانی است، و از این رهگذر است که فلسفه های مضاف ] مقصود از فلسفه های مضاف همانا «زیرشاخه های فلسفی» است که هر یک به نوعی به بدنه اصلی فلسفه پیوند خورده اند [پدید آمده اند. تفکر امروزین بشر صرفا در پی آن نیست که همانند فیلسوفان سنتی «اصل وجود بماهو وجود» را موضوع تلاش عقلانی خویش قرار دهد، او به جای وجود، موجود را موضوع این تلاش قرار داده و آن را بخش بخش کرده و تمام تاملات خود را معطوف به بخش انسانی موضوع کرده است، آن هم به بخش خاص زندگی دنیوی و مادی او. در جهان معاصر انسان نگاه خویش را از آسمان برگرفته و به زمین دوخته است، و به جای اخلاق و سیاست و عرفان، از فلسفه های مضاف بر آنها سخن می گوید و از این رهگذر فکری برای انسان تعریفی تازه و برای رفتار و اخلاق وی اصولی جدید ارائه می دهد. اخلاق زیستی یکی از مباحث فلسفه های مضاف است، مباحثی که به تنظیم مناسبات میان زیست انسانی و فناوری می پردازند تا به نظام بایدها و نبایدهای مطرح در این حوزه سامان بخشند. اخلاق زیستی دو دهه است که در حوزه های فلسفه، الهیات، پزشکی، حقوق، جامعه شناسی و سیاست وارد گشته و به نحو میان رشته ای در حال فعالیت است. مساله شبیه سازی یکی از مسائل اخلاق زیستی است، که ساحتی فلسفی، کلامی، فقهی و حقوقی دارد. هرچند عالمان فن هنوز توان آن را نیافته اند تا این پدیده را عملا تحقق بخشند، چرا که شبیه سازی مسئله «شخصانیت» ویا «ذاتیت» انسان تولید شده با فناوری را زیر سوال برده و بحرانی فلسفی پدید آورده، ولی تمامی متفکران دیگر رشته ها را نیز به گونه ای درگیر کرده است. زیرا همین سوال فلسفی، جنبه کلامی، فقهی و حقوقی نیز می یابد و لذا عالمان دین را نیز به چالش کشیده و آنان را به انکار و یا قبول موضوع وامی دارد. پس اکنون سوالات اساسی این ها هستند:
    الف آیا بشر مجاز است تا در قلمرو آفرینش که کار خدا است، دست اندازی کند؟

    ب آیا این گونه اقدامات شرعا حلال اند یا حرام؟

    پ آیا از دیدگاه و منظر موازین اخلاقی اقدامات مزبور موجه هستند یا خیر؟

    ت آیا انسان تولید شده از طریق شبیه سازی همانند انسان معمولی است و همان آثار حقوقی بر او مترتب است؟

    ث آیا این گونه اقدامات با حفظ کرامت بشری ناسازگاری ندارد؟
    کلیدواژگان: اخلاق زیستی، ژنوم انسانی، شبیه سازی، کلیسای کاتولیک، اصاله الاباحه، کرامت بشری
  • هومن موثق * صفحات 25-74
    علوم زیستی در نیم قرن اخیر پیشرفت های حیرت انگیزی داشته و به طور فزاینده ای جزئیات نحوه عمل و فعالیت جسم و ذهن انسان را فاش ساخته اند. این پیشرفت ها از سویی نویدبخش تحولی در درمان امراض و آلام بشر هستند و از سوی دیگر، موجب نگرانی هایی درباره نحوه استفاده و کاربرد این دانش شده اند. همان دانش و آگاهی که برای درمان کاربرد دارد می تواند برای اهداف غیر درمانی نیز به کار رود؛ از جمله برای «بهبود» انسان یا حتی تغییر «طبیعت انسان». علاوه بر این، چنین تغییراتی از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهند شد.
    فرصت و بحران نهفته در این پیشرفت توجه زیادی را به خود جلب کرده است. سال های متمادی است که مباحث اخلاق زیستی در مراجع و محافل مختلف مورد بحث و جدل قرار گرفته و به صورت روزافزون مورد توجه عموم مردم واقع شده اند. از جمله موضوعات قابل توجه علوم زیستی که ابعاد اخلاقی، فلسفی، مذهبی و حقوقی آن مورد توجه بسیار بوده، شبیه سازی انسان است. در این مقاله از منظر حقوق بین الملل مسئله شبیه سازی بررسی می شود.
    کلیدواژگان: شبيه سازي، علوم زيستي، حقوق بين الملل
  • فرشید سرفراز *، فریدون سرفراز صفحات 75-94
    در مقاله حاضر تلاش شده است پس از بیان مفهوم اخلاق زیستی، رابطه آن با حقوق بشر تبیین گردد. گروهی بر این باورند که اخلاق زیستی می تواند به تمامی در حیطه حقوق بشر قرار گیرد و اصولا تفاوتی ماهوی میان این دو مفهوم وجود ندارد. از طرف دیگر برخی با انتقاد از حقوق بشر در عصر حاضر آن را بازیچه حکومت ها و پیرو سیاست های آن ها دانسته و خواهان استقلال اخلاق زیستی از حقوق بشر می باشند. در ادامه ضمن تلاش برای ارائه پاسخ به انتقاد مزبور به برخی مواد موجود در اسناد اولیه و مهم حقوق بشر که به مسائل مربوط به اخلاق پزشکی نیز پرداخته اند اشاره و کرامت و منزلت انسانی به عنوان فصل مشترک آن ها بررسی می شود. در بخش آخر برخی اسناد و اعلامیه های به نسبت جدید بین المللی که بر ارتباط این دو مفهوم و رعایت مقررات حقوق بشر در امور زیستی و پزشکی تاکید دارند بررسی شده اند. در نهایت با توجه به مباحث مطروحه این نتیجه حاصل شده است که لزوم جهان شمول بودن قواعد و اصول اخلاق پزشکی و رابطه مستقیم آن با وجود و منزلت انسانی ایجاب می کند در چارچوب اسناد و معیارهای جهان شمول حقوق بشر بدان پرداخته شود.
    کلیدواژگان: اخلاق زیستی، کرامت انسانی، حقوق بشر، ژنوم انسانی
  • روبرتو آندورنو * ترجمه: محمدجعفر ساعد صفحات 95-112
    کرامت انسانی در زمره یکی از گل واژه های حقوق بشری است که انسان بدان متصف است. در واقع، این دانش واژه، وصفی است انسانی و مختص انسان که هیچ قیدی آن را مقید و هیچ شرطی آن را مشروط نمی کند. با این که این وصف انسانی از همان اوان حیات بشر همواره با وی و در اندیشه های اخلاقی و دینی مورد عنایت بوده است لیکن این مهم به صورت علمی و با نگاهی متفکرانه بشری بعد از تهیه و تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 مورد توجه قرار گرفت و امروزه این مقوله به نوعی جهان شمول شده و از چنان اهمیتی برخوردار گشته است که هیچ فعل انسانی نمی تواند بدون توجه بدان و در واقع بدون سازگاری با آن صورت گیرد. بدین سان، در روزگار ما، کرامت انسانی به مثابه میراث ذاتی بشری و بنیاد و شالوده آفرینش بشری به شمار می آید که تمامی رویکردهای انسانی در هر امری باید مطابق با آن باشند. از سوی دیگر، اخلاق پزشکی و نیز اخلاق زیستی با محور اخلاق در عالم پزشکی و زیست انسانی (و حتی جانوری و محیطی) از جمله مسائلی است که اعتلاء جامعه بشری و سلامت و بهداشت جسمی و روانی را مد نظر داشته و از این رهگذر رابطه تنگاتنگی با مقوله کرامت انسانی می یابد. چندان که به سهم خود بر این وصف انسانی تامل کرده و توجه به آن را به همگان توصیه می نمایند. از دیگر سو، از آن جا که دانش واژه مزبور، وصفی مختص انسانی است، حد و مرز نمی شناسد و مرزها را درنوردیده، همگان باید در قبال آن رویکرد عنایت پیشه نمایند، به نحوی که تعدی از آن واجد واکنش و پاسخ جامعه خواهد بود و مرتکب را تا مرز طرد از اجتماع می کشاند. چنین ضرورتی برای همه گیر شدن آن، در عرصه فراملی در چارچوب اسناد بین المللی تصریح گردیده و تبلور می یابند که اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه ژنوم انسانی و حقوق بشر در زمره این اسناد است. با این بیان در گستره مسائل زیست پزشکی، با قلمرو نوینی به نام حقوق بین الملل زیست پزشکی روبرو می شویم که با تمرکز بر مسائل زیست اخلاقی و پزشکی، عنایت به حقوق بینادین بشری و کرامت انسانی را گوشزد می نمایند؛ چندان که عنوان «اعلامیه ژنوم انسانی و حقوق بشر یونسکو» نیز تااندازه ای گویای این واقعیت است. نویسنده مقاله حاضر که خود عضو کمیته بین المللی اخلاق زیستی یونسکو است، با عنایت به مقوله کرامت انسانی در عالم اخلاق زیست پزشکی، به این دو مفهوم و رابطه نزدیک آن ها پرداخته و در این زمینه، با نگاهی دقیق به تفکیک مقوله «کرامت انسانی» اقدام و برای آن دو قسم متصور شده است. بر این اساس، نگارنده در کنار این که «کرامت فردی» را از «کرامت بشری» متمایز می داند، به این دو گزینه در اعلامیه ژنوم انسانی و حقوق بشر پرداخته و جایگاه هر یک را در این سند بین المللی تبیین می نماید.
    کلیدواژگان: کرامت انسان، اخلاق زيستي، حقوق بين الملل زيست پزشکي، کرامت فردي، کرامت بشري
  • پروفسور عبدالعزیز ساشادینا * ترجمه: دکتر محمود عباسی، دکتر لادن عباسیان صفحات 113-132
    در سه دهه اخیر، به ویژه از اوایل دهه 1970 یعنی هم زمان با جنبش های اجتماعی و سیاسی در دنیای اسلام و افزایش افراطی گری مذهبی ستیزه جویانه بین گروه های مسلمان، علاقه وافری به اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر و سازگاری آن با اسلام مشاهده شده است. کتاب ها و مقالاتی به زبان عربی و فارسی توسط مفسران برجسته سنت گرای اسلامی هم چون محمد غزالی بین مصری ها و آیت الله جعفر سبحانی تبریزی بین ایرانیان نوشته شده است که ذکر تنها پاره ای از آن ها تاییدی است بر توجه و علاقه مستندات بین المللی به طرفداران سنت اسلامی، اگرچه انتقاد اصلی جهان اسلام از این اعلامیه در مورد سکولاریسم و کینه توزی نسبت به ایده های متفاوت فلسفی یا مذهبی می باشد. چنین تصور می شود که اساس سکولاریستی اعلامیه برای توجه به اصل لاینفک و جدایی ناپذیر حقوق بشر از استحکام چندانی برخوردار نیست. شاید نکته مهم در سخنرانی ها در مورد حقوق بشر سکولار، که نظریه پردازان مسلمان حقوق دان را نیز تحریک کرده، انفصال هر چیز مذهبی است که به اعتقاد آنان مانعی بر سر راه توسعه و پیشرفت حقوق بشر می باشد.
    کلیدواژگان: بنیادهای اخلاقی، اخلاق زیستی، حقوق بشر، سکولاریسم
  • رضا وطن خواه * ترجمه: ژنتيک انساني، باروري پزشکي، اهداي جنين، تلقيح مصنوعي، اخلاق، جرم انگاري _ صفحات 133-164
    از دیرباز تولید مثل و در نتیجه تداوم نسل یکی از آمال و خواسته های طبیعی بشر و درحقیقت یک نوع کمال محسوب می شود. هرچند در قرن های متمادی انسان های متعددی به دلیل عدم قدرت باروری شخصی و یا به علت نازایی همسرانشان این آرزو را با خود به گور بردند و نسل آن ها منقرض گردید ولی امروزه پیشرفت های نوین و روزافزون علم پزشکی سبب گردیده است که بسته شدن نطفه ی انسان و حیوانات به غیر از راه شناخته شده و طبیعی آن (آمیزش) ازطرق دیگری نیز امکان پذیرگردد. این روش ها که در حالت کلی به باروری های پزشکی معروف هستند، از راه های متعددی ازجمله ART ، میکروانجکشن، تلقیح مصنوعی و... انجام می شوند. این نوع از باروری ها از نیمه ی دوم قرن بیستم گسترش فوق العاده ای یافته است. به نحوی که امروزه از اهم پدیده ها و پیشرفت های این قرن محسوب می شود و این فن آوری با وجود این که سالیان مدیدی است که در اکثر کشورهای دنیا مورد استفاده قرار می گیرد ولی به طور محدود از سال 1368 وارد ایران شده است. موضوع مورد مطالعه (تلقیح مصنوعی) یکی از قدیمی ترین روش های باروری غیرطبیعی است و شامل انواع روش هایی است که در آن ها تمام مایع منی بعد ازآمادگی یا پرورده شدن در قسمت های مختلف اندام تناسلی زن قرار می گیرد و بدون نزدیکی جنسی، امکان برخورد اسپرم و اوویست را فراهم می کند و در حال حاضر شایع ترین نوع تلقیح مصنوعی، تلقیح داخل رحمی یعنی استفاده از اسپرم پرداخت شده (نه کل مایع منی) ازشوهر (همولوک یا AIH) و یا فرد دیگری (هترولوک یا AID) و یا TDI است. تلقیح مصنوعی تخمک زن با اسپرم شوهرش (تلقیح همگون یا متجانس) عمل صحیحی است که دارای آثارحقوقی می باشد و از نقطه نظر فقهی نیز تقریبا بلااشکال می باشد و در حقوق ایران و حقوق خارجی هم به این عمل به دیده ی یک روش درمانی نگریسته و طفل متولد شده در اثر این نوع از تلقیح را ملحق به زن و شوهر منتسب به آنان می دانند وگروهی از فقها هم که به کارگیری این روش را مورد تردید قرار داده اند، به جهت بیم از ارتکاب کار های مقدماتی حرام نظیر؛ اخذ تخمک از زن توسط نامحرم و یا اخذ اسپرم به روش غیرمجاز بوده است ولی تلقیح مصنوعی تخمک زن با اسپرم مرد بیگانه (تلقیح ناهمگون یا نامتجانس) چه با رضایت یا بدون رضایت زوج، محیط ظهور آرای متفاوت از هم در منظرحقوق دانان و هم از دیدگاه فقهی باشد و به طورکلی استفاده از این روش موافقان اندک ولی مخالفان فراوانی دارد. هرچند موضوع موردمطالعه را از جنبه های مختلفی، همچون؛ نسب، ارث، محرمیت، حضانت، ولایت، نفقه و.. می توان مورد بررسی قرار داد ولی ابتنای این مقاله بررسی موضوع از دیدگاه اخلاق و حقوق کیفری و تشریح لزوم جرم انگاری درخصوص برخی از مسایل و حواشی مستحدثه ی مرتبط می باشد.
  • امین جعفری * صفحات 165-189
    هرچند پیشرفت های علمی همیشه مد نظر علم حقوق بوده است و این دانش، از علوم طبیعی برای کشف حقیقت بهره فراوان می برد ؛ حقوق پزشکی از معدود رشته های مجموعه حقوقی است که همراه با پیشرفت های علمی رشد و نمو پیدا کرده و به روز است. از این نظر می توان به مطالعه و تحقیق بر روی سلول های بنیادین اشاره نمود. در حقیقت دغدغه های حقوقی برای قانون گذاران کشورهای مختلف نسبت به روش های درمانی و تحقیقی به کار گرفته شده راجع به سلول های بنیادین از اهمیت این موضوع حکایت دارد. در این راستا روش رد ژنتیکی روشی نوین و کار ساز (در نظام حقوقی فرانسه) و به عنوان آیینه ای از حقوق پزشکی در حقوق کیفری در این مقاله مورد توجه ویژه قرار گرفته و به بسط و گسترش آن پرداخته شده است. به طور کلی هدف از این روش که از سلول های بنیادین استفاده می نماید، کمک به مجریان امر قضاوت برای پیش گیری از جرم و یافتن مرتکبین آن است . این روش در آیین دادرسی کیفری نقش دلیل اثباتی دعوی را ایفا می نماید و در حقوق کیفری اختصاصی برای مقابله با یک سری بزهکاری خاص به کار می رود. با این وجود٬ چنان که خواهیم دید٬ چنین روشی در سیستم حقوقی فرانسه خالی از اشکال نیست که قابل بحث و بررسی می باشد؛ همچنین جا دارد که قانون گذار ایرانی به این روش به دید سیستمی که برای تحقق عدالت ایجاد شده نظر افکند و تمهیداتی برای استفاده هر چه بیشتر آن در کشورمان فراهم سازد.
    کلیدواژگان: تشخیص هویت ژنتیکی، علوم جنایی، فرانسه، ایران