فهرست مطالب

پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی - سال بیست و یکم شماره 3 (پیاپی 77، پاییز 1394)
  • سال بیست و یکم شماره 3 (پیاپی 77، پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/11/13
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ابوالقاسم نادری* صفحات 1-29
    تدوین ابزار علمی- فنی مناسب برای تحلیل، تبیین و ارزیابی تصمیم گیری ها، فعالیتها و عملکرد واحدهای آموزش عالی در سطوح مختلف همواره به عنوان مسئله ای اساسی مطرح بوده است؛ هدف این پژوهش واکاوی و بازنمایی انواع کاربردهای اساسی تابع تولید در تحلیل فعالیتها و ستانده های آموزش عالی همراه با شناسایی مسائل و چالش های پیش رو بود. با استفاده از روش استنادی- تحلیلی در چارچوب رویکردی جامع نگر، ابتدا ماموریت و ماهیت فعالیتهای آموزش عالی، با تاکید بر فرایند و برایند آنها در سطوح خرد و کلان، تشریح و سپس، یازده مورد از کاربردهای راهبردی تابع تولید در چارچوب نظریه تولیدکننده شامل مشخص کردن منطقه عقلانی یا اقتصادی فعالیت، پیش بینی ستانده های تولید، ارزیابی میزان تاثیرگذاری و سهم هر یک از عوامل تولید در ستانده ها، ارزیابی کارایی فنی واحدهای آموزشی، ارزیابی اثربخشی واحدهای آموزشی، مشخص کردن وضعیت بازده به مقیاس، مشخص کردن وضعیت مکمل یا جانشین بودن عوامل تولید، تحلیل نابرابری عملکرد واحدهای آموزشی/ پژوهشی، تعیین سهم پرداختی به عوامل تولید خدمات آموزشی- پژوهشی، ارزیابی سیاستهای آموزشی و رتبه بندی واحدهای دانشگاهی شناسایی و تبیین شدند. همچنین مشخص شد که کاربردهای تابع تولید در آموزش عالی با مسائل و چالش های اساسی مواجه اند، از جمله ماهیت چندمحصولی ستانده های آموزش عالی، تنوع و تکثر عوامل تاثیرگذار بر ستانده ها، کیفیت ستانده ها و چالش های مربوط به سنجش آن، نبود قیمت برای ستانده های آموزشی، تنوع واحدهای تحلیل و ساختار سلسله مراتبی داده ها، ساختار تابع تولید و مسائل مرتبط با آن، روش های تخمین، مسائل انتخاب و درونزایی و محدودیتهای آماری. با توجه به ماهیت فعالیتها و ستانده های واحدهای دانشگاهی، بی توجهی به مسائل و چالش های مذکور دقت و اعتبار کاربردهای تابع تولید را که در تصمیم گیری های مدیریتی و سیاستگذاری ها نقشی اساسی و بی بدیل دارند، به شدت متاثر می سازد. در پایان، به نحوه فایق آمدن بر بخش عمده مسائل و چالش های مورد اشاره و اینکه چگونه می توان از کاربردهای مورد نظر در تصمیم گیری ها و سیاستگذاری ها استفاده حداکثری به عمل آورد، پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: تابع تولید آموزش عالی، سرمایه انسانی، ارزیابی عملکرد، کارایی، اثربخشی، رتبه بندی دانشگاه ها، مسائل انتخاب و درونزایی
  • علی اکبر امین بیدختی، عباسعلی رستگار، احمد نامنی* صفحات 31-55
    هدف از این پژوهش شناسایی شایستگی های کلیدی مورد نیاز برای توسعه سرمایه انسانی کشور در افق 1410 و تحولات ضروری در رویکردهای آموزشی برای پاسخگویی به آن بود. روش پژوهش از نوع مطالعات کیفی در حوزه آینده پژوهی با بهره گیری از روش های سناریوپردازی، تحلیل محتوا و تحلیل روند با رویکرد «ریکمن» بود. در این مطالعه اعضای هیئت علمی گروه های مدیریت (کلیه گرایشها) در دانشگاه های دولتی تهران و مراکز استانها به عنوان صاحبنظر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه بود. زیرسناریوهای محتمل بر اساس تحلیل پاسخهای دریافتی از مشارکت کنندگان و سناریو نهایی با استناد به نظر خبرگان (از طریق مصاحبه) اعتبارسنجی و تدوین شدند. طبق یک سناریو غالب سرمایه انسانی کشور در افق 1410 باید علاوه بر شایستگی های مورد تاکید امروز، از توانمندی های کلیدی دیگر برخوردار باشند. مهم ترین این موارد بدین شرح شناسایی شدند: تفکر برتر (تفکر غالب به جای تفکر خنثی یا مغلوب)، توان بالا در تشخیص صحیح مسائل (قوه مسئله بینی) و توان بالا در برقراری ارتباطات و کارگروهی در ابعاد فراسازمانی. همچنین مشخص شد که توسعه این توانمندی ها در عموم تحصیل کردگان در کنار توسعه آنها در نخبگان اهمیت ویژه ای دارد. صرف نظر از ضرورت اصلاحات و تحولات ساختاری و محتوایی در دانشگاه ها، می توان با اتخاذ برخی از رویکردهای آموزشی در خصوص تامین هر چه بیشتر شایستگی های مورد نیاز نسلهای آتی گامهایی برداشت. سوق دادن شیوه های آموزش دانشگاهی به سمت مسئله محوری و سوق دادن تکالیف، پروژه ها و امتحانات برخی از دروس از حالت انفرادی به گروهی از توصیه های مشخص این پژوهش به شمار می رود.
    کلیدواژگان: آینده پژوهی، آموزش عالی، سرمایه انسانی
  • سکینه جعفریان *، بهمن سعیدی پور، محمدرضا سرمدی، مهران فرج الهی صفحات 57-70
    هدف این پژوهش بررسی تاثیر محتوای الکترونیکی سواد اطلاعاتی بر مهارتهای حل مسئله بود. روش پژوهش از نوع شبه تجربی و جامعه آماری آن 200 نفر از دانشجویان مرکز آموزشهای مجازی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بودند که از این تعداد 80 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد مهارتهای حل مسئله هپنر و پترسون(1992) و برای تحلیل داده های به دست آمده از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که محتوای الکترونیکی سواد اطلاعاتی بر مهارتهای حل مسئله دانشجویان تاثیر دارد و بین گروه آزمایش و کنترل از نظر مولفه های حل مسئله (اعتماد به نفس در حل مسئله، استقبال یا اجتناب از فعالیتهای حل مسئله، کنترل رفتار و هیجانهای خود حین حل مسئله و حل مسئله به طورکلی) تفاوت معنادار وجود دارد و گروه آزمایش عملکرد بهتری از نظر مولفه های حل مسئله نشان دادند.
    کلیدواژگان: سواد اطلاعاتی، محتوای الکترونیکی، مهارت حل مسئله، دانشجویان آموزش از دور
  • فخرالسادات نصیری *، سیروس قنبری، محمدرضا اردلان، ایمان کریمی صفحات 71-95
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر کیفیت آموزش و کیفیت خدمات آموزشی بر تحلیل رفتگی آموزشی دانشجویان مبتنی بر مدل سرکوال انجام شد. این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری تحقیق دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های شهرستان همدان بودند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود، 384 دانشجو به صورت تصادفی از چهار دانشگاه مستقر در شهر همدان (بوعلی سینا، علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان همدان، صنعتی همدان و آزاد اسلامی) انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه کیفیت آموزش، کیفیت خدمات آموزشی و تحلیل رفتگی آموزشی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تاییدی و مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای LISREL و SPSS انجام شد. نتایج تحلیل روابط ساختاری نشان داد که کیفیت آموزش بر هر سه مولفه تحلیل رفتگی آموزشی تاثیر منفی و معنادار دارد، اما اثر کیفیت خدمات آموزشی فقط بر مولفه خستگی هیجانی منفی و معنادار است و به طور غیرمستقیم بر دو مولفه دیگر تحلیل رفتگی اثر معنادار ندارد. با توجه به نتایج پژوهش، نظرهای دانشجویان می تواند راهگشایی برای برنامه ریزی های موثر و مفید به منظور افزایش کیفیت و کمیت آموزش و پژوهش و کاهش تحلیل رفتگی آموزشی و کارآمد کردن دانشجویان باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت آموزش، کیفیت خدمات آموزشی، تحلیل رفتگی آموزشی، مدل سرکوال
  • فاطمه قربانی، غلامعلی منتظر* صفحات 97-120
    افزایش تقاضا برای ورود به دوره دکترای تخصصی و سرعت کند افزایش ظرفیت دانشگاهی متناسب با این رشد، موجب می شود که داوطلبان در فرایندی گزینشی برای حضور در این دوره قرار گیرند. عوامل بسیاری در انتخاب دانشجویان برای دوره دکترای تخصصی تاثیرگذار است و از آنجا که بسیاری از این عوامل ذهنی و برخاسته از دیدگاه های استادان است، این موضوع با ابهام و عدم قطعیت جدی همراه است. شناسایی اثرگذارترین عوامل در انتخاب دانشجویان و نیز تعیین میزان اثر هریک از عوامل ذهنی مد نظر استادان در پذیرش دانشجویان دکترای تخصصی علاوه بر شفاف کردن فرایند، تاثیری چشمگیر در صرفه جویی در زمان و هزینه های دانشگاه های پذیرنده دارد. در این پژوهش سامانه ای با استفاده از نظریه مجموعه های نادقیق با دقت متغیر (VPRST) برای شناسایی عوامل موثر در گزینش دانشجویان متقاضی ورود به دوره دکترای تخصصی طراحی شد. در طراحی این سامانه عواملی که در فرایند گزینش دانشجویان ارزیابی می شوند، شناسایی و مجموعه داده ای با استفاده از اطلاعات سالهای پیش آماده شد. سپس، این مجموعه با استفاده از نظریه مجموعه های نادقیق با دقت متغیر تحلیل و عوامل موثر در پذیرش دانشجویان دکترای تخصصی شناسایی شد. نتایج این پژوهش برای استخراج قواعد پذیرش داوطلبان استفاده می شود و امکان تصمیم گیری در ارزیابی و پذیرش داوطلبان را فراهم می آورد. به منظور ارزیابی عملکرد این سامانه از داده های آزمون سالهای 1387 تا 1393 دانشگاه تربیت مدرس استفاده شد. نتایج نشان می دهد از بین 12 عامل که در مصاحبه بررسی شد، فقط سه عامل تعداد مقالات، استعداد و قدرت بیان و امتیاز آزمون کتبی در گزینش داوطلبان اثرگذارند و بر مبنای این سه عامل می توان درباره وضعیت 71% داوطلبان تصمیم گیری کرد. ضمن اینکه استفاده از عامل قدرت تجزیه و تحلیل علمی
    به عنوان چهارمین عامل اثرگذار می تواند به افزایش دقت تصمیم گیری تا سطح 91% بینجامد. این سامانه می تواند به عنوان یک سامانه تصمیم یار برای استادان و دانشگاه ها در ارزیابی و پذیرش دانشجویان به کار آید.
    کلیدواژگان: گزینش دانشجو، استخراج خصیصه، دوره دکترای تخصصی، مجموعه های نادقیق با دقت متغیر
  • رضا همتی *، شهناز اصلانی صفحات 121-149
    در حال حاضر، تحولات جدید در نظام آموزش عالی کارکرد و معنای ارزشها و نیز اجتماعات رشته ای دانشگاهی را تغییر داده است. در نتیجه چنین تغییراتی از یک طرف منابع سنتی و درونی هویت یابی توان خود را برای شناساندن دانشجویان به خودشان از دست داده و از طرف دیگر، منابع بیرونی جدیدی سر بر آورده اند که به سبب ماهیت کثرت گرایانه و انعطاف پذیر خود منابع سنتی را به چالش کشیده اند. هدف اصلی پژوهش حاضر گونه شناسی هویت دانشگاهی بر مبنای نقش منابع هویت یابی درونی و بیرونی (اینترنت) بود. پژوهش حاضر به صورت پیمایشی بر روی نمونه ای از 346 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان صورت گرفت که به کمک سنخ شناسی بیگلان و به صورت طبقه ای نامتناسب از میان رشته های مختلف انتخاب شدند. نتایج پژوهش حاکی از توسعه ناموزون گونه های هویت دانشگاهی بود، به صورتی که هویت مشروعیت بخش نسبت به هویت مقاومت و برنامه دار توسعه بیشتری در میان دانشجویان داشت و نسبت به دو گونه دیگر بیشتر از منابع درونی متاثر بود. هویت مقاومت بیشتر تحت تاثیر منابع بیرونی بود. وضعیت هویت برنامه دار حد میانه هویت مشروعیت بخش و مقاومت بود، به صورتی که در یک ارتباط مثبت با هر دو نوع منابع هویتی قرار داشت. بنابراین، با توجه به ویژگی های عملگرایانه و نقادانه هویتهای برنامه دار و وضعیت متعادل تر آنها نسبت به منابع درونی و بیرونی، توانمندسازی دانشجویان و ایجاد زمینه های مناسب برای توسعه هویت برنامه دار ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: هویت دانشگاهی، منابع درونی و بیرونی، اینترنت، هویت مشروعیت بخش، هویت مقاومت، هویت برنامه، دار
  • وجیهه کریمی *، عبدالرحیم نوه ابراهیم، حمیدرضا آراسته، محمدرضا بهرنگی صفحات 151-169
    پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت توسعه علوم انسانی، بررسی وضعیت موجود و ارائه مدلی مفهومی انجام شد. روش تحقیق ترکیبی و نوع تحقیق توصیفی پیمایشی بود و داده ها از طریق سندکاوی، مصاحبه و میدانی جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه های استان اصفهان بودند که در بخش کیفی با رویکرد نمونه گیری هدفمند، تعداد 14 نفر و در بخش کمی با استفاده از روش تصادفی، تعداد 245 نفر به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تعیین پایایی و اعتبار ابزار اندازه گیری نیز از آلفای کرونباخ، روایی محتوایی و همزمان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش داده بنیاد و داده های کمی از شاخصهای توصیفی، برازش و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتایج کلی پژوهش حاکی از آن است که مقوله محوری مطالعه حاضر مشتمل بر سه بعد و 23 مولفه است که با توجه به شرایط علی، زمینه ای و میانجی، راهبردهایی تدوین و مدل نهایی بر اساس آن ارائه شده است.
    کلیدواژگان: مدیریت، توسعه علمی، علوم انسانی
|
  • Dr. Abolghasem Naderi* Pages 1-29
    Developing an appropriate scientific and technical tool to analyze, examine and evaluate decisions, activities and performance of higher education units at different levels has been always a crucial issue and task. The purpose of this research was to explore and examine many types of essential applications of production function in analyzing higher education issues along with identifying facing problems and challenges. Using an analytical-critical approach in a comprehensive approach framework, the mission and nature of higher education are discussed. Then, eleven strategic applications of the production function in the context of firm theory including identifying rational production region, prediction of outputs, evaluating the effects and share of production factors, evaluating efficiency and effectiveness of higher education units, examining the economies of scale, ranking universities, etcetera are proposed and elaborated. It is also specified that the applications are faced with a variety of problems and challenges such as the nature of multiple outputs of higher education, diversity of effecting factors, quality assessment challenges, hierarchical structure of data and activities, specification and identification of the function, appropriateness of estimation methods, and selection and endogeneity problems. The results indicated that ignoring the issues and problems critically affect the usefulness of the applications in policy making and administering decisions. At the end, ways to overcome most of the mentioned problems and challenges and the maximum use of applications in policy makings and decision makings are discussed.
    Keywords: Higher education production function, Human capital development, Performance evaluation, University rankings, Selection, endogeneity
  • Dr. Ali Akbar Aminbeidokhti, Dr. Abbasali Rastgar, Ahmad Nameni* Pages 31-55
    The purpose of this study was to identify key human capital competencies required in horizon 2030, and the necessary changes in educational approaches to meet its needs. This study is a qualitative type in the field of future studies, using scenario techniques, content analysis and trend analysis by applying Rieckmann approach. In this study, the faculty members of management departments in Tehran's State Universities and provincial capitals were chosen as experts. Expert's opinions about research questions were investigated via a questionnaire. Sup- scenarios based on analysis of the responses received from the participants, and the final scenario, according to interviews, were developed and validated. Under a dominant scenario, the human capital should be equipped by a series of other key competencies in 2030. The most important competencies were as follows: Superior thinking (thinking is characterized by dominant or recessive rather than neutral thoughts), high power on diagnosing problems accurately, and high power communication and teamwork in a Meta organizational- aspects. Furthermore, it was found that the development of this competency (at a possible extent) in the majority of educated capitals is vital in their development (at an excellent extent) in the elites. Regardless of the need for reform and changes in the contents and structure, universities can use some educational approaches, in order to provide much needed competencies for future generations.
    Keywords: Future study, Higher education, Human capital
  • Sakine Jafarian *, Dr. Bahman Saeidipour, Dr. Mohammadreza Sarmadi, Dr. Mehran Farajollahi Pages 57-70
    The aim of the present study was to investigate the impact of electronic content of information literacy on the problem solving skills. A quasi-experimental method was used for this study. Statistical population included 200 bachelor's degree virtual training students at Shahid Madani Azerbaijan University of whom 80 students were randomly selected through simple random sampling. Hepner & Petroson (1992) Standardized Problem Solving Questionnaire was used for data collection. Multi variable variance was applied for data analysis. The research result showed that the electronic literacy information content had a good influence on the student's problem solving skills and there was significant differences, between experimental group and control group on the base of problem solving factors, including self confidence in problem solving, avoiding or welcoming problem solving activities, controlling behavior and self-emotions during problem solving and generally problem solving. Experimental group had better performance in term of problem solving components.
    Keywords: Information literacy, Electronic content, Problem solving skills, Virtual training students
  • Dr. Fakhrossadat Nasiri *, Dr. Siroos Ghanbari, Dr. Mohammad Reza Ardalan, Iman Karimi Pages 71-95
    The present study was conducted to determine the effect of education quality and quality of educational services on academic burnout of graduate students based on Seroquel Model. A descriptive was chosen for this study. The population of the study was all graduate students in city of Hamadan's Universities. Using Cochran's formula for infinite population, 384 students were randomly selected from four universities. (Bu Ali Sina University, Medical Sciences University, Industrial University and Islamic Azad University). Three questionnaires including education quality, quality of educational services and academic burnout were used. Confirmatory Factor Analysis, Structural Equation Modeling and Path Analysis were utilized via LISREL and SPSS softwares. The results of structural relationships analysis revealed that education quality had negative and significant effect on three components of academic burnout. But the effect of quality of educational services only had negative and significant effect on component of emotional exhaustion. According to the results, student's opinions can pave the way for effective and useful planning to increase the quantity and quality of teaching and research in order to reduce educational burnout and increase student's efficiency.
    Keywords: Education quality, Quality of educational services, Academic burnout, SERVQUAL model
  • Fatemeh Ghorbani, Dr. Gholam Ali Montazer* Pages 97-120
    Increasing demand for doctoral programs and slow growth rate of appropriate academic capacity has caused the candidates of such programs to be involved in a selection process. In this paper, Variable Precision Rough Set Theory (VPRST) was employed to design a system for identifying the main factors in doctoral student's selection. In order to design the system, the evaluation factors in doctoral interview were identified. Using information from previous years, data collection set was prepared. Then, utilizing Variable Precision Rough Set Theory, the effecting factors in doctoral student's selection were identified. These results are used to provide the rules and regulations for applicants’ assessment and acceptance in doctoral programs. To evaluate the efficacy of proposed system, the data obtained from Tarbiat Modares University from 2009 to 2015 doctoral selection examinations were used. Results showed that 3 of 12 factors that were evaluated in the interviews including “number of papers”, “presentation skills” and “result of written examination” were effective in applicant's selection and based on these three factors decision can be made about 71% of the applicants. While using the power of scientific analysis- as the fourth effecting factor- could increase the accuracy of decision-making up to 91%. The system can be used as a decision support system for the evaluation and acceptance of students by faculty members.
    Keywords: Keywords: Student\'s selection, Feature extraction, Doctoral programs, Variable Precision Rough Set Theory (VPRST), Decision support systems
  • Dr. Reza Hemmati* Pages 121-149
    New evolutions in higher education system have changed function and meaning of values as well as academic disciplinary communities. As a result of such changes, on one hand, a traditional and internal sources of identification has lost its power to introduce students to themselves, and on the other hand, new external resources have emerged and due to its pluralistic and flexible nature, has challenged traditional resources The main purpose of the current research was to examine typology of academic identity based on the role of internal and external (Internet) resources. The current research was a survey study based on a sample of 346 students at the University of Isfahan, who were selected among different discipline through Biglan typology and non-proportional stratified sampling method. The results of study indicated an uneven development of academic identity types so that legitimation identity had more development among students compared to resistance and project identity and had been more affected by internal resources compared to two other mentioned types. Resistance identity was more influenced by external resources. The project identity was intermediate in legitimation and resistance identities so that it had a positive association with both types of identity sources. Therefore, due to the practical and critical features of project identities and a more balanced position in relation to internal and external resources, empowering students and creating appropriate contexts for development of project identity is indispensable.
    Keywords: Academic identity, Internal sources, External resources, Legitimation identity, Resistance identity, Project identity
  • Vajiheh Karimi *, Abdolrahim Navehebrahim, Hamidreza Arasteh, Mohammadreza Behrangi Pages 151-169
    The present study aimed to identify the dimensions and components of humanities development management and to review the existing situation and to propose a conceptual model. A mixed design method was chosen for this study. Data was collected via text mining, interviews and field studies. Statistical population was faculty members in Isfahan province universities. Using purposive sampling method, a total of 14 individuals were selected for interviews. In the quantitative section, 245 faculty members were randomly selected to participate in the study. The data were collected through semi-structured interviews and researcher made questionnaire. Cronbach's alpha was used to determine the reliability and validity of measuring tool. Grounded Theory was explored for the analysis of qualitative data. For quantitative data, descriptive indicators and confirmatory factor analysis was used. The overall results indicated that the central issue of current study consisted of three dimensions and 23 components. According to causal, contextual and mediator circumstances, strategies for developing a model is presented.
    Keywords: Management, Scientific development, Humanities