فهرست مطالب

پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز - سال سی و هفتم شماره 6 (پیاپی 120، بهمن و اسفند 1394)
  • سال سی و هفتم شماره 6 (پیاپی 120، بهمن و اسفند 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/26
  • تعداد عناوین: 9
|
  • حمید برزکار، صابر غفاری فام، سید مرتضی شمشیرگران، پری قاسم زاده، ژینوس بیات ماکو صفحه 6
    زمینه و اهداف
    حیوان گزیدکی بالقوه برای انسان خطرناک می باشد. مطالعه حاضر به منظور توصیف الگوهای اپیدمیولوژیک حیوان گزیدگی کودکان زیر 10 سال در شهرستان ماکو واقع در استان آذربایجان غربی در بازه زمانی 1391-1382 انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    این تحقیق از نوع مطالعات طولی می باشد که از پرونده های مربوط به مصدومین کودک حیوان گزیده در مرکز بهداشت شهرستان ماکو در دوره 1391-1382 اجرا گردید. اطلاعات در این مطالعه شامل الگوهای جمعیت شناختی، زمانی، مکانی مصدومیت ها، نوع جرح وارده به مصدومین کودک و خدمات دریافتی پس از گزش توسط حیوان گزنده جمع آوری گردید. نتایج در این مطالعه با استفاده از نشانگرهای آمار توصیفی شامل: میانگین±انحراف معیار، فراوانی (درصد)، ارائه گردید و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کای اسکوئر و آزمون t مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین سنی مصدومین کودک زیر 10 سال در این مطالعه 40/2 ±06/7 سال بود. 75 درصد از مصدومین پسر و نسبت پسر به دختر 99/2 بود. 49/93 درصد از مصدومیت ها توسط سگ و اکثریت موارد توسط حیوانات خانگی و همچنین بیشتر موارد در مناطق روستایی روی داده بودند. اکثریت مصدومیت ها در گروه های سنی 8-6 سال و 10-8 سال روی داده بودند. 16/41 درصد از حیوان گزیدگی ها در ساعات بعد از ظهر اتفاق افتاده بود. محل گزیدگی در 95/60 درصد از مصدومیت ها اندام تحتانی بود. 5/73 درصد از مصدومین کودک به طور منظم به مرکز دریافت واکسن هاری بدون وقفه مراجعه نموده بودند. ارتباط معناداری بین نوع حیوان گزنده، گروه های سنی، و مکان مصدومیت با ارگان آسیب بدن مشاهده شد (05/0>P).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد اصلی ترین عامل حیوان گزیدگی در این مطالعه سگ، و بیشتر موارد حیوان گزیدگی در مناطق روستایی اتفاق افتاده بود. این نتایج اهمیت اقدامات پیشگیرانه و کنترلی از حیوان گزیدگی به خصوص در حیوانات خانگی را می رساند.
    کلیدواژگان: حیوان گزیدگی، تعیین کننده، محیط، مصدومیت، کودکان، اپیدمیولوژی، ماکو
  • سید ابراهیم حسینی، سعید خاتم ساز، شراره محقق زاده صفحه 12
    زمینه و اهداف
    داروی بوسپیرون یک مهار کننده اختصاصی بازجدب سروتونین در درمان اختلالات اضطرابی بسیار موثر است و در مقایسه با بنزودیازپین ها وابستگی فیزیکی کمتری ایجاد می کند. هدف این تحقیق بررسی اثر داروی بوسپیرون بر میزان سرمی هورمون انسولین، گلوکز و لیپیدهای خون در موش های صحرایی بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی 35 سر موش های صحرایی نر بالغ، به 5 گروه 7 تایی تقسیم و در قالب گروه های کنترل (فاقد تیمار)، شاهد (تیمار حلال دارو) و تجربی بررسی گردیدند. گروه های تجربی و شاهد توسط داروی استرپتوزوسین دیابتی شدند. داروی بوسپیرون با مقادیر mg/kg 5 و10و15 و به گروه های تجربی به مدت 7 روز به صورت درون صفاقی تزریق گردید. در پایان با خون گیری از قلب حیوانات و تهیه سرم غلظت هورمون انسولین، گلوکز و لیپیدهای خون اندازه گیری گردید. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون های تجزیه واریانس یک طرفه و توکی ارزیابی شدند.
    یافته ها
    آنالیز داده ها نشان داد که مصرف بوسپیرون باعث افزایش معنادار انسولین در گروه های تجربی دریافت کننده مقدار حداکثر (در سطح 005/0=P)، متوسط و حداقل (در سطح 0005/0=P) و کاهش معنی دار گلوکز، در گروه های تجربی (در سطح 0005/0=P) می شود اما در میانگین غلظت پلاسمایی لیپیدها اختلاف معناداری نشان داده نشد.
    نتیجه گیری
    بوسپریون احتمالا از طریق متابولیت فعال خود یا 1-(2-Pyrimidinyl)-piperazine و هم چنین مهارگیرنده های 5-HT1A و افزایش سروتونین، باعث تسهیل آزادسازی انسولین و کاهش گلوکز خون می شود.
    کلیدواژگان: بوسپیرون، انسولین، گلوکز، لیپید، موش دیابتی
  • کاظم خدایی، محمدرضا حامدی نیا، محسن دماوندی، سید علیرضا حسینی کاخک صفحه 18
    زمینه و اهداف
    هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر زمانبندی های مختلف تمرین پلایومتریک بر سازگاری الکتروفیزیولوژیک عضلات پای مردان ورزشکار بود.
    مواد و روش ها
    36 مرد ورزشکار به طور داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. پیشآزمون شامل اندازه گیری متغیرهای آنتروپومتریک و ثبت فعالیت الکتریکی عضلات پا بود. سپس، آزمودنی ها به چهار گروه شامل موجی روزانه، موجی هفتگی و سنتی و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 6 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام شد. بعد از 48 ساعت از آخرین جلسه تمرین پسآزمون انجام شد. تغییرات بین گروهی با روش آماری ANCOVA و آزمون تعقیبی LSD و تغییرات درون گروهی با آزمون t زوجی تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته های مطالعه حاضر افزایش معنیدار فعالیت عصبی-عضلانی عضلات همسترینگ، عضلات دوقلو و عضله سرینی بزرگ در فاز پرش و عضلات چهار سران و همسترینگ در فاز فرود را با هر سه تمرین پلایومتریک با زمانبندی سنتی، موجی روزانه و موجی هفتگی نشان داد. همچنین، نسبت فعال سازی مشترک عضلات چهارسران به همسترینگ، چهارسران به دوقلو و چهارسران به سرینی کاهش معنی داری با هر سه زمانبندی تمرین پلایومتریک داشت . بین سه مدل زمانبندی تمرین تفاوت معنی داری در نسبت فعالسازی وجود نداشت .
    نتیجه گیری
    هر سه مدل زمانبندی تمرین پلایومتریک باعث بهبود سازگاری های عصبی-عضلانی شد و تفاوت معنی داری بین مدل های زمانبندی وجود نداشت. بنابراین، بار حجمی کل تمرینات پلایومتریک بسیار مهم تر از تغییرات در شدت و حجم برای بهبود سازگاری های عصبی-عضلانی میباشد.
    کلیدواژگان: زمانبندی تمرین، تمرین پلایومتریک، الکترومایوگرافی سطحی، سازگاری عصبی، عضلانی
  • ماندانا رفیعی، هادی کیانور، ربابه قرقره چی، امیرطاهر افتخار سادات، شاه صنم غیبی، مینا امامی پور صفحه 26
    زمینه و اهداف
    بیماری سلیاک یک اختلال اتوایمیون با زمینه ژنتیک می باشد. اطلاعات کمی در مورد فراوانی ژن های مربوط به HLA در زمینه بیماری سلیاک در کودکان شمال غرب کشور ایران در دسترس می باشد و هدف از مطالعه بررسی ارزش تشخیصی آلل های HLADQ2 و HLADQ8 درکودکان مبتلا به سلیاک می باشد.
    مواد و روش ها
    بررسی فراوانی آلل های HLA-DQ2 و8 –DQ در 56 کودک که با علایم گوارشی از قبیل درد شکم، نارسائی رشد، اسهال، استفراغ، یبوست و... به درمانگاه های گوارش و غدد بیمارستان کودکان مراجعه کرده بودند انجام شد. از این تعداد 26 کودک مبتلا به سلیاک بر اساس علائم بالینی و سرولوژی وکرایتریاهای سیستم امتیازدهی ESPGHAN، با 30 کودک که از نظر بیماری سلیاک منفی بودند مقایسه شد.
    یافته ها
    HLA-DQ2 در 3/92 درصد بیماران سلیاکی و 20 درصد گروه کنترل مشاهده شد (001/0P) و HLA-DQ8 در 53/11 درصد بیماران سلیاکی و 66/6 درصد گروه کنترل مشاهده شد (59/0=P). در اغلب افراد با HLADQ2 منفی،HLA-DQ8 مثبت بود. در این بررسی حساسیت HLA-DQ2 در تشخیص بیماری سلیاک 92 درصد و اختصاصیت آن 80 درصد، حساسیت HLA-DQ8 11 درصد و اختصاصیت آن 97 درصد محاسبه گردید.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های مطالعه می توان گفت که در جمعیت کودکان مبتلا به سلیاک در شمال غرب کشور ایران، HLA-DQ2 ارتباط واضح و قوی با بیماری سلیاک دارد و لی این مسئله در مورد HLA-DQ8 صادق نیست و نهایتا استفاده از HLA تایپینگ به عنوان یک فاکتور مستعد کننده در ابتلا به بیماری سلیاک علاوه بر علائم بالینی وسرولوژی قابل طرح می باشد.
    کلیدواژگان: بیماری سلیاک، HLADQ2، HLADQ8، کودک، اختلال رشد
  • جعفر سلیمان پور مختارمانند، سید حمید برزگر، ناصر ابراهیم پور طلوعی صفحه 32
    زمینه و اهداف

    ژنوواروم دفورمیته زانو می باشد که مشخصه آن تغییر راستای طبیعی اندام بگونه ای است که مرکز مفصل زانو در سمت خارجی محور مکانیکی اندام قرار می گیرد. هدف از این مطالعه مقایسه نتایج تکنیک گاید پین و تکنیک کلاسیک در استئوتومی گوه باز پروگزیمال تیبیا بود.

    مواد و روش ها

    در یک مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی که در دپارتمان ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی تبریز بر روی بیماران کاندید جراحی استوئوتومی تیبیا بعلت ژنوواروم انجام دادیم، نتایج استفاده از تکنیک گاید پین و تکنیک کلاسیک در استئوتومی گوه باز پروگزیمال تیبیا را مورد بررسی و مقایسه قرار دادیم.

    یافته ها

    در این مطالعه 57 بیمار با استفاده از تکنیک گاید پین و 31 بیمار با استفاده از تکنیک کلاسیک تحت استوئوتومی تیبیا قرار گرفتند. افزایش معنی دار در امتیاز Lysholm بعد از عمل بیماران نسبت به قبل از عمل در بین بیماران دو گروه مورد مطالعه وجود داشت. یونیون تاخیری در 2 نفر از بیماران گروه تکنیک گاید پین و در3نفر از بیماران گروه تکنیک کلاسیک وجود داشت. نان یونیون در هیچ یک از بیماران دو گروه وجود نداشت. عفونت سطحی در 2 نفر از بیماران گروه تکنیک گاید پین و در 1 نفر از بیماران گروه تکنیک کلاسیک وجود داشت. شکستگی داخل مفصلی (بدون جابجایی) در 3 نفر از بیماران گروه تکنیک گاید پین و در 3 نفر از بیماران گروه تکنیک کلاسیک وجود داشت.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های این مطالعه استفاده از روش گاید پین تاثیری در کاهش یا افزایش ریسک شکستگی داخل مفصلی ندارد و تاثیری بر نتایج درمان نسبت به روش کلاسیک ندارد. با این حال نیاز به مطالعه بیشتری است.

    کلیدواژگان: استئوتومی گوه باز، ژنوواروم، تیبیا
  • یعقوب قره داغی، آرش خاکی صفحه 40
    زمینه و اهداف
    با توجه به اهمیت بالقوه داروهای گیاهی بومی که بتوانند تاثیر قابل قبولی بر روی انگل های مالاریا داشته باشند، اثر الکلی عصاره گیاه تاجریزی بلوچی بر روی پلاسمودیوم برگئی به طور تجربی در موش سفید کوچک آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت و با اثر کلروکین مقایسه شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تعداد 80 عدد موش به 8 گروه 10 تایی تقسیم شدند، که 7 گروه از آن با پلاسمودیوم برگئی آلوده گردیدند و با عصاره الکلی گیاه تاجریزی بلوچی و کلروکین با روش Rane test تحت درمان قرار گرفتند. در این روش پس از مشاهده انگل در خون محیطی موشهای آلوده شده، به جز گروه های شاهد و دریافت کننده پلاسبو (دارونما)، با غلظت های 20، 100، 300 و 450 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن از عصاره و غلظت 20 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن کلروکین تحت درمان قرار گرفتند. موثرترین غلظت در بین غلظت های مورد استفاده مشخص گردید. درمان به صورت زیرجلدی و در هر مرحله تا 4 روز ادامه داشت. میزان پارازیتمی در روزهای چهار و هفت نسبت به میزان پارازیتمی روز قبل از درمان تعیین شد تا میزان کاهش پارازیتمی در گروه های درمان شده با عصاره با گروه های شاهد و دریافت-کننده دارونما مشخص شود. گروه 8 در این مطالعه بدون هیچگونه تزریقی از انگل و دارو بوده، صرفا جهت کنترول مرگ و میر تصادفی موشها در حیوان خانه نگهداری می-شد.
    یافته ها
    آنالیز داده های خام با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون T-test انجام گردید و موثرترین غلظت در بین غلظت های مورد استفاده مشخص شد. بررسی نشان می دهد غلظت 450 میلی گرم بر کیلوگرم از عصاره گیاهی به نحو معنی داری باعث کاهش میزان پارازیتمی در موشهای آلوده شده است (05/0P<). تاثیر کلروکین بر انگلهای تحت درمان قاطع و بیشتر از غلظت های متفاوت الکلی گیاه تاجریزی بلوچی بود.
    نتیجه گیری
    تاثیر عصاره الکلی گیاه تاجریزی بلوچی بر روی پلاسمودیوم برگئی قابل توجه است.
    کلیدواژگان: پلاسمودیوم برگئی، گیاه تاجریزی بلوچی، درمان، کلروکین، موش سوری
  • منیژه مصطفی قره باغی مهسا طاهری صفحه 46
    زمینه و اهداف
    آپنه نوزادان نارس یک مشکل شایع در نوزادان با وزن تولد بسیار پائین می باشد. درمان استاندارد تجویز داروهای گروه متیل گزانتین از قبیل آمینوفیلین یا کافئین است که معمولا تجویز آن تا یک هفته بعد از اینکه نوزاد آپنه نداشت ادامه می یابد. متیل گزانتینها با کاهش سطح دی اکسید، افزایش مصرف اکسیژن با تحریک سیستم تنفسی در مدلهای انسانی عمل می کنند. هر دو داروی متیل گزانتین در نوزادان عوارضی را از قبیل تاکی کاردی، سمیت کلیوی و سیستم عصبی، اختلال نوتروفیلی، استئوپنی دارند. استئوپنی یک اختلال شایع مشاهده شده در نوزادان نارس می باشد که به صورت ساب کلینیکی قابل شناسایی است. هدف از این مطالعه، مقایسه تاثیر دو داروی آمینوفیلین و کافئین بر سطوح سرمی کلسیم، فسفر و آلکالین فسفاتاز نوزادان نارس تحت درمان با متیل گزانتین ها می باشد.
    مواد و روش ها
    نوزادان پره مچور پذیرش شده در بخش NICU بیمارستان الزهرای تبریز که سن زیر 32 هفته حاملگی داشتند و نیاز به دریافت آمینوفیلین و کافئین داشتند، به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول 60 نوزاد وارد مطالعه شدند که از روز دوم تحت درمان با آمینوفیلین قرار گرفتند. در گروه دوم نیز 65 نوزاد از روز تولد تحت درمان با کافئین با دوز قرار گرفتند. بعد از 45 روز سطح سرمی کلسیم، فسفر و آلکالین فسفاتاز این نوزادان اندازه گیری شد و نتایج بین دو گروه مقایسه شدند.
    یافته ها
    در مطالعه 125 نوزاد نارس شرکت داشتند که شامل 68 (4/54%) پسر و 57 (6/45%) دختر بودند. 24 نوزاد در پیگیری دیسپلازی برونکوپولمونری داشتند (8 مورد خفیف و 16 مورد متوسط تا شدید). در 65 نوزاد (52 درصد) شواهد استئوپنی پره ماچوریته وجود داشت که 29 مورد در گروه آمینوفیلین و 36 مورد با کافئین درمان شده بودند (27/0 p=). در این بررسی ارتباط معنی داری بین سطح سرمی کلسیم، فسفر و آلکالین فسفاتاز بین دو گروه دارویی دیده نشد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این مطالعه آمینوفیلین و کافئین در نوزادان نارس تفاوتی از نظر بروز عوارض و از جمله استئوپنی پره ماچوریته ندارند. لذا در نوزادان نارس برحسب نیاز و با در نظر گرفتن امکان دسترسی به دارو از هردو داروی کافئین و آمینوفیلین می توان استفاده کرد. انجام مطالعات بعدی برای مقایسه اثرات و عوارض دراز مدت این دو دارو پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: آمینوفیلین، کافئین، استئوپنی، نوزادان نارس، نوزادان با وزن زمان تولد پائین
  • اسما موسوی جزایری، مهناز حجازی شیرمرد، مرتضی قوجازاده صفحه 50
    زمینه و اهداف

    نقایص حسی از عوارض شایع سکته های مغزی هستند. این نقایص سبب کاهش کیفیت حرکات اندام فوقانی، ضعف در انجام حرکات مهارتی و ضعف در دستکاری حرکتی ظریف اشیا می شوند. علی رغم این واقعیت که توانایی انجام حرکات مهارتی و بنابراین عملکرد مستقل وابستگی نزدیکی به توانایی درک و افتراق دروندادهای حسی مختلف دارد و علی رغم اینکه از پتانسیل کامل حرکتی در اندام های دچار نقایص حسی استفاده نمی شود، این نقایص در بیماران سکته مغزی بندرت مورد ارزیابی و مداخله قرار می گیرند. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط عملکرد حسی با عملکرد حرکتی در اندام فوقانی پارتیک در بیماران سکته مغزی مزمن می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی-تحلیلی 27 بیمار سکته مغزی به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه گردیدند. عملکرد حسی اندام فوقانی بیماران با استفاده از آزمون های حسی فوگل مایر و آزمون استرگنوزیس مورد ارزیابی قرار گرفت و برای ارزیابی عملکرد حرکتی اندام فوقانی نیز از بخش حرکتی آزمون فوگل مایر استفاده شد.

    یافته ها

    بین عملکرد حرکتی اندام فوقانی بیماران و عملکرد حسی ارزیابی شده با آزمون استرگنوزیس ارتباط معناداری یافت شد (002/0P=) اما بین عملکرد حرکتی آنان و نتایج ارزیابی حسی صورت گرفته با آزمون حسی فوگل مایر (حس سطحی و عمقی) ارتباط معناداری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به معنادار بودن ارتباط عملکرد حسی بیماران در آزمون استرگنوزیس با آزمون حرکتی فوگل مایر لازم است نقایص حسی در توانبخشی بیماران سکته مغزی بیشتر مورد توجه قرار گیرند.

    کلیدواژگان: سکته مغزی، همی پلژیا، حس
  • شکرگزار رضا احمدی، زینب خوش نما، مریم حبیبی، بابک بخشایش صفحه 56
    در این مقاله، نویسندگان یک مورد مرد 69 ساله مبتلا به سندرم کوتارد همراه با علائمی همچون پرخوری شدید، افسردگی شدید، فراموشی و بی خوابی را گزارش می کنند که دارو درمانی در این بیمار به صورت سرپایی ناموفق بود و پس از آن به بیمارستان روانپزشکی شفا منتقل شد. بررسی های تصویری مغز، آتروفی در ناحیه فرونتوتمپورال و آتروفی ساب کورتیکال را نشان داد. بیمار بر اساس ام آر آی، معاینات و تستهای بالینی، با تشخیص دمانس فرونتو تمپورال و افسردگی سایکوتیک تحت درمان قرار گرفت. در این مرکز نیز درمانهای دارویی مفید نبود و در نهایت بیمار تحت درمان با الکتروشوک قرار گرفت که موثر واقع گردید و باعث مهار علائمی همچون افسردگی، اشتهای مهار نشدنی و هذیان کوتارد شد. در پیگیری های سرپایی افت واضحی در وضعیت شناختی دیده نشد و این در حالی است که درمان با الکتروشوک در بیماران مبتلا به زوال عقل مورد بحث است.
    کلیدواژگان: دمانس فرونتو تمپورال، سندرم کوتارد، الکترو شوک درمانی
|
  • Hamid Barzkar, Saber Ghaffari, Fam, Seyed Morteza Shamshirgaran, Pari Ghasem, Zadeh, Zhinous Bayat, Maku Page 6
    Background and Objectives
    Animal bites are potentially harmful for people. The present study was conducted to describe some of epidemiological patterns and analyse some aspects of animal bites in Maku County in time period 2003-2012.
    Material and
    Methods
    The longitudinal study was done on recording medicals in Health Center of Maku County, during 2003-2012 years. Interested variables in the study included: demographic characteristics, time patterns, place of injuries, type of injuries incurred to the children, and receiving health care after of bites were gathered. The results presented with descriptive indices such as mean (±SD), frequency (Relative frequency); and analytical statistics presented with the chi-square test and independent t-test.
    Results
    Age mean of participants was 7.06 (± 2.40) years. 75% of victims were boys and sex ratio of boy to girl was 2.99. The highest percentage of the animal bites occurred by the domestic animals, 93.49% of injuries by the dogs and the highest proportion in the regional rural were occurred. 41.16% of animal bites were happened afternoon (12-18 p.m.). Site of the body injury 60.95% of injuries were from lower extremities. 73.5% of injuries, systematically, referred to receiving services of rabies vaccine.
    Conclusion
    The present results showed that the most animal bites were related to dogs, and the highest percentage of animal bites was happened in rural area, consideration should be done to control and prevent this health threat.
    Keywords: Animal bites, Determinate, Environment, Children, Injuries, Epidemiology, Maku
  • Seyed Ebrahim Hosseini, Saeed Khatamsaz, Sharareh Mohagheghzadeh Page 12
    Background and Objectives
    Buspirone is an efficient inhibitor of serotonin reabsorption and ausful medicine in the treatment of anxiety disorders and compared with benzodiazepines has less physical dependence. The purpose of the study was to evaluate the effect of buspirone on serum levels of insulin, glucose and lipids in the diabetic rats.
    Material and
    Methods
    In this experimental study, 35 adult male rats were divided into 5 groups of with 7 rats in each group. Diabetes induced by injection of Streptozotocin in Experimental and sham groups. Different doses of buspirone including 5, 10 and 15mg/kg were injected to experimental groups intraperitoneally for 7 days. The animals of control and sham groups received only distilled water by phlebotomizing of animals hearts serum sample were concentrations of insulin, glucose and lipids were measured. Results were compared with sham and control groups obtained were evaluated by using the Tukey test, T, ANOVA and Duncan.
    Results
    Statistical analysis showed that buspirone causes a significant increase in insulin in experimental recipient groups and a significant glucose reduction in the experimental group at the value of, P=0/0005 but doses not affect the plasma concentrations of lipids significantly.
    Conclusions
    Buspirone by inhibiting the specific receptors increasing the could lead to insulin release serotonin may be caused to release the insulin. Additionaly 1-(2-Pyrimidinyl)-piperazine as active metabolite of buspirone may have some role in increasing insulin release facilitate the release of insulin, which could be led to lower glucose in blood.
    Keywords: Buspirone, Insulin, Glucose, Lipid, Diabetic Rats
  • Kazem Khodaei, Mohammad Reza Hamedinia, Mohsen Damavandi, Seyed Alireza Hosseini Kakhak Page 18
    Background and Objectives
    the purpose of present study was investigating an effect of different periodization of plyometric training on electrophysiological adaptations of leg muscles in male athletes.
    Material and
    Methods
    thirty six male athletes volunteered to participate in this study. Pretest was including measurements of anthropometric variables and record electrical activity of leg muscles. Then, the participants divided into four groups include traditional, Daily undulating, weekly undulating and control groups. The Training program performed in 6 weeks with 3 sessions per week. 48 hours after the last training session posttest was performed. Between-group changes analyzed by ANCOVA statistical method and LSD post hoc test, as well as within-group changes analyzed by paired t-test.
    Results
    Results of present study were indicated significant increases in neuromuscular activity of hamstring muscles, gastrocnemius and gluteus major muscles in the jump phase and hamstring and quadriceps muscles in the landing phase with all three periodization models of plyometric (p˂0.05). As well as, quadriceps to hamstring, quadriceps to gastrocnemius and quadriceps to gluteus coactivation ratio had a significant decreases with all periodization models (p˂0.05). There are no significant differences in coactivation ratio among plyometric training periodization models (p˃0.05).
    Conclusion
    all three periodization models of plyometric training were improved in neuromuscular adaptations and there are no significant differences between periodization models. Therefore, total volume load of plyometric training is more important than the variation of training volume and intensity for improvement in neuromuscular adaptations.
    Keywords: Training Periodization, Plyometric Training, Surface Electromyography, Neuromuscular Adaptation
  • Mandana Rafeey, Hadi Kyanvar, Robabeh Ghergherehchi, Amir Taher Eftekharsadat, Shahsanam Gheibi, Mina Emamipour Page 26
    Background and Objectives
    Celiac disease is an autoimmune disorder with genetic background. Quantitative information about the frequency of HLA gene associated with celiac disease in children is available in the North-West of Iran. The aim of this study was to determine clinical utility of HLA-DQ2 and HLA-DQ8 alleles in children with celiac disease.
    Materials And Methods
    HLA-DQ2 and -DQ8 typing was carried out in 56 patients with gastrointestinal symptoms such as abdominal pain, growth failure, diarrhea , vomiting and constipation in those who were admitted to gastroenterology and endocrinology outpatient clinics of Children’s Hospital. Twenty six children diagnosed celiac disease on the basis of clinical symptoms, serological investigations and according to European Society of Pediatric Gastroenterology and Nutrition (ESPGHAN) criteria were compared at the end results were compared with 30 normal persons without celiac disease.
    Results
    HLA-DQ2 was identified in 92.3% patients, and 20% control group (P0.0001) and HLA-DQ8 was identified in 11.53% patients and 6.66% of control group (P=0.59). HLA-DQ8 occurred more often in HLA-DQ2-negative patients compared to HLA-DQ2-positive patients. Sensitivity and specificity of HLADQ2 in diagnosis of celiac disease were 92% and 80% respectively. Sensitivity and specificity of HLADQ8 were 11% and 97% respectively.
    Conclusions
    Presence of celiac disease in pediatric population of the North-West of Iran had positive correlation of HLADQ2, but didnt with HLADQ8. The evaluation of HLA-DQ2/DQ8 haplotype confirms the genetic predisposition to Celiac Disease in subjects with the disease diagnosed previously on the basis of clinical symptoms, serological tests or intestinal biopsy.
    Keywords: Celiac Disease, HLA, DQ2, HLA, DQ8, Pediatric, FTT
  • Authors Jafar Soleimanpour Mokhtarmanand, Seyed Hamid Barzgar, Naser Ebrahimpour Toloei Page 32
    Background and Objectives

    Geno varum is defined as knee deformity with changes of natural direction of lower extremities where knee joint center is located at exterior side of mechanical axis of the extremity. The present study was admitted to compare the results of guide pin and classic techniques in open wedge proximal high tibia osteotomy.
    Material and

    Methods

    In a cross sectional analytical-descriptive study conducted on the patient’s candidate for tibia osteotomy surgery, because of geno varum the results of guide pin and classic techniques in open wedge proximal high tibia osteotomy were compared.

    Results

    In this observational study, 57 patients who were underwent guided pin tibia osteotomy and 31 patients who were treated with classic techniques. There was a difference meaningfully between pre-operation and post-operation Lysholm score in both groups. There was delayed union in two patients of guide pin group and three patients of the classic technique group. Non-union was not seen in any patient. Superficial infection was seen in two patients and in one patient’s classic group guided pin treated with classic technique. There was intra-articular fracture, in classic group, with no displacement in three patients in guided pin and in 3 patient of classic technique.

    Conclusions

    According to this study, guide pin technique plays not significant role in decreasing or increasing the intra-articular fracture risk and brings no advantages results in comparison with the classic technique. However, further studies are required.

    Keywords: Open wedge osteotomy, Geno varum, Tibia
  • Yagoob Garedaghi, Arash Khaki Page 40
    Background and Objectives
    By considering the importance of some medicinal plants that may have some antimalarial activity, an ethanolic extract of Solanum surattense was tested on Plasmodium berghei in sourian mice and a comparison was made with the effect of chloroquine on the same parasite.
    Material and
    Methods
    In this study 80 sourian mice were divided into 8 groups, each consisting of 10 animals. The first 7 groups were infected with P. berghei and the last group was used as control. The first seven groups were given chloroquine, solanum surattense at four different concentrations (20, 100, 300, 450 mg/kg) and placebo, respectively and the seventh group did not receive any treatment. The evaluation was done by Rane test. In each group the level of parasitaemia was determined on days 4 and 7, and the results compared with values from Day 0 (just before treatment) in order to record the decline in parasitaemia in treated groups.
    Results
    The results indicated that, although all the four concentrations of the Solanum Surattense extract significantly reduced parasitaemia in the infected subjects, the 450 mg/kg solution showed optimal effectiveness on the parasites in comparison with other concentrations. Results were analyzed using SPSS software and one-way analysis of variance (ANOVA).
    Conclusion
    We conclude that although the ethanolic extract of Solanum Surattense is not as effective as chloroquine in reducing parasitaemia, it significantly decreases the parasitemia when compared with control and placebo groups.
    Keywords: Plasmodium Berghei, Solanum Surattense, Treatment, Mice, Chloroquine
  • Manizheh Mostafa Gharehbaghi, Mahsa Taheri Page 46
    Background and Objectives
    Apnea in premature infants with a very low birth weight is a common problem.The standard treatment with methylxanthine drugs such as aminophylline or caffeine usually continues for days and weeks in infants who need oxygen. Methylxanthines work in human models by stimulating the respiratory system through reducing the level of carbon dioxide and increasing oxygen consumption. Methylxanthine drugs have some side effects in infants such as tachycardia, renal toxicity, nervous system disturbances, neutrophilic disorders and osteopenia. Osteopenia is a common disorder seen in premature infants identified as sub-clinical. The aim of this study was to compare the effect of two drugs, aminophylline and caffeine, on the serum levels of calcium, phosphorus and alkaline phosphatase of premature neonates under methylxanthine treatment.
    Material and
    Methods
    Admitted premature infants under 32 weeks gestational age in the NICU of Alzahra Hospital in Tabriz with a need for treatment with aminophylline and caffeine were randomly divided into two groups. In the first group, 60 neonates were enrolled and were treated with aminophylline from the second day. There were 65 neonates in the second group treated with caffeine from the second day. After 45 days, serum calcium, phosphorus, and alkaline phosphatase of neonates were measured and the results were compared between the two groups.
    Results
    In total, 125 premature infants including 68 males (54.4%) and 57 females (45.6%) were enrolled in the study. Bronchopulmonary dysplasia was seen at follow-up in 24 neonates (8 cases had mild and 16 moderate to severe). There was evidence of premature osteopenia in 65 cases (52%) of whom 29 were in the aminophylline group and 36 were in the caffeine group (P=0.27) No significant relationship was observed among serum calcium, phosphorus and alkaline phosphatase between the two drug groups in this study.
    Conclusion
    Based on the findings of this study, there were no significant differences in the use of aminophylline and caffeine in preterm neonates in terms of prematurity complications including osteopenia. Therefore, both caffeine and aminophylline can be used in premature infants based on need and with respect to drug accessibility. Further studies to compare the long-term effects of these two drugs are recommended.
    Keywords: Aminophylline, Caffeine, Osteopenia, Premature Infants, Low Birth Weight Infants
  • Asma Mousavi Jazayeri, Mahnaz Hejazi Shirmard, Morteza Ghojazadeh Page 50
    Background and Objectives

    Sensory deficits are common in stroke. These deficits can decrease quality of upper limb movements and result in impairments in manipulative skills and fine motor activities. In spite of the fact that skilled movements and independent function correlate closely with the ability of perception and discrimination of various sensory inputs, and full motor potential of sensory impaired limbs cannot be used, these deficits rarely addressed in stroke patients. The aim of this study was to investigate relations between sensory and motor functions in hemiplegic in chronic stroke patients.
    Material and

    Methods

    In this descriptive-analytic study, twenty seven stroke patients were recruited through random sampling. Sensory function of upper extremity was measured by fugl-meyer (sensory section) and Stereognosis test, and motor function was measured by motor section of fugl-meyer test.

    Results

    Significant correlation was found between motor function of upper extremity with stereognosis abilities (P=0.002), but no significant correlation was found between motor function with sensory section (light touch and properioception) of fugl-meyer test.

    Conclusion

    Regarding the significant correlation between motor function of upper extremity and stereognosis, it is essential to pay attention to sensory deficits in stroke patient during their rehabilitation.

    Keywords: Stroke, Hemiplegia, Sensation
  • Somayeh Shokrgozar, Reza Ahmadi, Zeinab Khoshnama, Maryam Habibi, Babak Bakhshayesh Page 56
    A 69 years old male with Cotard’s Syndrome presented with severe hyperplasia, depression, forgetfulness and insomnia medical treatment is an outpatient setting was unsuccessful and he was admitted to psychiatric unit. Brain imaging showed cortical and subcortical atrophy. Base on MRI findings, physical examinations and clinical tests and with the diagnosed frontotemporal dementia with psychotic depression and ineffectiveness of medical therapy the patient was treated with Electro Convulsive Therapy and continued to 8 sessions. After that patient Symptoms of depression, uncontrolled appetite and Cotard delusions were controlled.
    Keywords: Frontotemporal dementia, Cotard's syndrome, Electro Convulsive Therapy