فهرست مطالب

غدد درون ریز و متابولیسم ایران - سال هفدهم شماره 6 (پیاپی 84، بهمن و اسفند 1394)
  • سال هفدهم شماره 6 (پیاپی 84، بهمن و اسفند 1394)
  • تاریخ انتشار: 1395/01/07
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه علایی کرهرودی، فرحناز محمدی شاهبلاغی*، محمدعلی حسینی، مریم رسولی صفحات 425-434
    مقدمه
    هدف از انجام این مطالعه، بررسی معنای خود مدیریتی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه، معنای خودمدیریتی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک، با استفاده از رویکرد پدیدار شناسی هرمنوتیک (Hermeneutic) شش مرحله ای وان مانن (Van Mannen) مورد پژوهش قرار گرفت. در این پژوهش، 8 نفر از نوجوانان 18-13 ساله ی مبتلا به دیابت نوع یک که حداقل یک سال از تشخیص بیماری آن ها گذشته بود، مشارکت داشتند. داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. پس از هر مصاحبه، داده ها پیاده شدند و به همراه اعضای تیم پژوهش مورد تحلیل قرار گرفتند. هر مصاحبه راهنمایی برای مصاحبه ی بعدی بود و سوالات مصاحبه بر اساس داده های مصاحبه قبلی مورد تجدید نظر قرار می گرفتند. یادداشت در عرصه نیز از دیگر ابزارهای گردآوری داده ها بود.
    یافته ها
    میانگین سنی نوجوانان 7/3±25/16 سال، میانگین مدت ابتلای نوجوانان به دیابت 3 سال و 10 ماه و میانگین مدت مصاحبه در این مطالعه 35 دقیقه و 27 ثانیه بود. از نتایج این مطالعه، 7 درون مایه استخراج شد. این درون مایه ها شامل تعامل مولد، رسیدن به خودکارآمدی، دستیابی به خودتنظیمی، تسلط بر مشکلات، پیش به سوی آینده دلخواه، دیابت جزیی از زندگی و حفظ غرور در نوجوانان بود. یکی از دستاوردهای مهم این مطالعه، درون مایه حفظ ظاهر در نوجوانان بود که در سایر مطالعات مشابه مشاهده نشده بود.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان دادند که نوجوانان ایرانی تمایل زیادی به مشارکت در امر مراقبت از خود و درمان دارند. نوجوانان مبتلا، مفهوم خودمدیریتی را دوستی و همراهی با دیابت تفسیر کردند.
    کلیدواژگان: مفهوم خود مدیریتی، دیابت، نوجوان، فنومنولوژی، پرستاری کودکان
  • محسن جلیلی، علی حیدریان پور* صفحات 435-439
    مقدمه
    عوارض قلبی و عروقی علت اصلی ناتوانی و مرگ و میر در مبتلایان به دیابت شیرین قلمداد می شوند. نقش غلظت سرمی بالای نشانگرهای التهابی به ویژه پروتئین واکنش دهنده ی C (CRP) در پیش بینی و پاتوژنز عوارض قلبی و عروقی دیابت نوع 1 اثبات شده است. هدف مطالعه ی حاضر بررسی اثر ده هفته مکمل یاری با ال کارنیتین و تمرین هوازی بر سطوح سرمی CRP در مو ش های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.
    مواد و روش ها
    موش های صحرایی نر از نژاد ویستار (به تعداد 36 سر) در محدوده ی وزنی 10±230 گرم، به طور تصادفی به 6 گروه (هر گروه شامل 6 سر) شامل گروه سالم، دیابتی پیش آزمون، دیابتی شاهد، دیابتی تمرین هوازی، دیابتی مکمل خوراکی ال کارنیتین، و دیابتی ورزش هوازی+مکمل خوراکی ال کارنیتین تقسیم شدند. القای دیابت در گروه های دیابتی توسط استرپتوزوسین انجام شد. در پایان مداخلات، نمونه های خونی برای تعیین سطوح سرمی CRP جمع آوری شدند. داده ها با آزمون آنالیز واریانس یک سویه و آزمون تعقیبی توکی با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 تحلیل شدند؛ مقادیر P کوچکتر از 05/0 (05/0>P) معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    مکمل یاری با ال کارنیتین در گروه دیابتی مکمل، کاهش معنی داری در سطوح سرمی CRP در مقایسه با گروه شاهد ایجاد نکرد (078/0P=)، ولی شیب افزایش آن را کاهش داد. هم چنین کاهش معنی دار CRP سرمی در گروه تمرین (00021/0P=) و گروه تمرین + مکمل یاری (0001/0P<) مشاهده شد، ولیکن درصد تغییرات CRP در گروه تمرین+مکمل یاری بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه ی حاضرنشان می دهد که تمرین هوازی می تواند سطوح سرمی CRP را در موش های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین کاهش دهد، و استفاده از مکمل یاری با ال کارنیتین در کنار آن می تواند منجر به اثرات سودمند بیشتری شود.
    کلیدواژگان: دیابت شیرین نوع یک، عوارض قلبی، عروقی، CRP، تمرین هوازی، ال کارنیتین
  • رحمان سوری*، ثروت چوپانی، نفیسه فلاحیان، اعظم رمضان خانی صفحات 440-447
    مقدمه
    در پژوهش حاضر به مقایسه ی آثار تمرین استقامتی و ترکیب تمرین با مصرف مکمل سیر بر سطوح سرمی هموسیستئین، فعال کننده پلاسمینوژن بافتی (TPA) و برخی شاخص های ترکیب بدنی هم چون وزن، نمایه ی توده ی بدن (BMI) و درصد چربی در زنان کم تحرک پرداختیم.
    مواد و روش ها
    27 نفر از زنان مراجعه کننده به مجموعه های ورزشی مناطق سه و چهار تهران (میانگین سنی 59/7±53/38 سال؛ میانگین وزنی 26/5±61/77 کیلوگرم) در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها به طور تصادفی به سه گروه فعالیت ورزشی استقامتی، فعالیت استقامتی همراه با مصرف مکمل سیر و گروه شاهد تقسیم شدند. پروتکل تمرین شامل 10 هفته فعالیت هوازی دویدن بر روی تردمیل، به تعداد 5 جلسه در هفته و با شدت 60 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب بود. افراد گروه تمرین+ مکمل سیر نیز روزانه 2 عدد مکمل سیر (به شکل کپسول های 500 میلی گرمی از نوع nature made) دریافت کردند. در آغاز و 48 ساعت پس از تمرین، سطوح سرمی هموسیستئین و TPA آزمودنی ها مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی اختلاف های درون گروهی از آزمون تی زوجی و جهت بررسی اختلاف های برون گروهی از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد.
    یافته ها
    متغیر هموسیستئین در مرحله ی پس آزمون در گروه های تمرین ورزشی به همراه مکمل و تمرین کاهش معنی داری یافت (05/0P<). اگرچه سایر متغیرها در گروه های تمرین ورزشی به همراه مکمل و تمرین کاهش یافتند، اما این تغییرات از لحاظ آماری معنی دار نبودند (05/0P>).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده، انجام 10 هفته تمرینات استقامتی و مصرف مکمل سیر می تواند از طریق کاهش سطح سرمی هموسیستئین، خطر ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی را در زنان کم تحرک کاهش دهد.
    کلیدواژگان: هموسیستئین سرم، TPA سرم، تمرینات استقامتی، مکمل سیر، زنان کم تحرک
  • مقصود پیری*، مسعود زمانی صفحات 448-456
    مقدمه
    بافت چربی هورمون های مختلفی از جمله آدیپونکتین ترشح می کند که عملکردهای بیولوژیک متنوعی را تنظیم می کند، لذا هدف از مطالعه حاضرتعیین اثر هشت هفته تمرین های مقاومتی با الگوهای متفاوت بر سطوح سرمی لپتین، آدیپونکتین، تستوسترون و کورتیزول مردان بی تحرک بود.
    مواد و روش ها
    40 مرد تمرین نکرده با میانگین سن 66/2±80/23 سال و وزن 96/4±43/67 کیلوگرم به صورت تصادفی در یکی از چهار گروه تمرین بالاتنه، پایین تنه و ترکیبی (شامل: سه جلسه تمرین مقاومتی درهفته به مدت 8 هفته، 5 ست تمرینی با60 تا 85 درصد یک تکرار بیشینه) و کنترل (هر گروه 10 نفر) قرارگرفتند، نمونه های خونی در شرایط مشابه درسه مرحله پیش آزمون، هفته چهارم و روز پس از پایان هفته هشتم اندازه گیری و در سطح 05/0P< مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    درگروه بالاتنه: پس از هشت هفته درصد چربی (39/7 درصد) و لپتین (02/64 درصد) کاهش و آدیپونکتین (42/90 درصد)، تستوسترون (19/24 درصد) افزایش معنی دار نسبت به پیش آزمون داشت (002/0P<). پایین تنه: درصد چربی (39/7 درصد) و لپتین کاهش (00/0P<) (95/56 درصد)، آدیپونکتین (012/0P<) (82/87 درصد) و تستوسترون افزایش (001/0P<) (54/23 درصد) معنی دار نسبت به پیش آزمون داشت. ترکیبی: شاخص توده بدنی (88/1 درصد)، توده عضلانی (24/2 درصد) و آدیپونکتین (56/91 درصد) افزایش معنی داری (001/0P<)، لپتین (001/0P<) (3/59 درصد) پس از هشت هفته تمرین و کورتیزول (01/0P<) (17/19 درصد) پس از چهار هفته تمرین ترکیبی کاهش معنی داری نسبت به پیش آزمون داشت.
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر انواع تمرینات مقاومتی موجب افزایش آدیپونکتین و کاهش لپتین گردید. هم چنین افزایش سطح سرمی تستوسترون و کاهش درصد چربی در گروه تمرین با اندام های فوقانی و تحتانی مشاهده گردید. طبق نتایج به دست آمده به نظر می رسد اجرای تمرینات مقاومتی در افرادی که سابقه ی بی تحرکی دارند نیز با تغییر در سطوح هورمونی همراه است و می تواند در پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی در این افراد موثر باشد.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، آدیپونکتین، لپتین، تستوسترون، کورتیزول، مردان بی تحرک
  • علیرضا پاآهو، وحید تادیبی، ناصر بهپور صفحات 457-468
    مقدمه
    تستوسترون و کورتیزول به عنوان هورمون های آنابولیک و کاتابولیک پذیرفته شده اند و به طور وسیعی در اضافه وزن تحت تاثیر قرار می گیرند؛ هم چنین عوامل موثری در مدیریت و درمان چاقی و اضافه وزن هستند. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی اثر حاد تمرین دوره ای شدید بر سطوح سرمی تستوسترون، کورتیزول، و نسبت تستوسترون به کورتیزول در کودکان چاق و دارای اضافه وزنی که تمرین نکرده اند و هم چنین گروهی که تمرین کرده اند، انجام شد.
    مواد و روش ها
    20 آزمودنی (9 تا 12 سال) چاق و دارای اضافه وزن به صورت تصادفی به دو گروه تمرین دوره ای شدید و شاهد تقسیم شدند. جلسه توجیهی آموزشی جهت آشنایی آزمودنی ها با پروتکل تمرین و اندازه گیری حداکثر سرعت هوازی و شاخص های آنتروپومتریکی آن ها، برگزار شد. 48 ساعت پس از جلسه توجیهی، یک مرحله تمرین دوره ای شدید توسط آزمودنی های تمرین نکرده گروه مداخله اجرا شد. سپس آزمودنی های گروه مداخله سه جلسه در هفته با شدت 100 تا 110 درصد حداکثر سرعت هوازی، به مدت دوازده هفته به تمرین پرداختند. با توجه به این که آزمودنی های گروه مداخله پس از دوازده هفته تمرین دوره ای منظم به عنوان تمرین کرده محسوب شدند؛ برای بررسی اثر حاد تمرین دوره ای در کودکان تمرین کرده نیز یک مرحله تمرین دوره ای شدید برگزار شد. سطوح سرمی کورتیزول و تستوسترون پیش و بلافاصله پس از انجام تمرین دوره ای در حالت ناشتا اندازه گیری شد. حداکثر سرعت هوازی آزمودنی ها با استفاده از آزمون 20 متر رفت و برگشت محاسبه شد.
    یافته ها
    افزایش سطوح سرمی تستوسترون در هر دو مرحله حاد نشان داده شد؛ این افزایش در مرحله ی اول معنی دار نبود، اما در مرحله ی دوم معنی دار بود. کورتیزول نیز در هر دو مرحله ی حاد به طور معنی داری افزایش یافت، اما نسبت تستوسترون به کورتیزول در هر دو مرحله ی حاد به طور معنی داری کاهش یافت.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های به دست آمده می توان از تمرین دوره ای شدید به عنوان روشی جهت بهبود برخی شاخص های مرتبط با ارتقای سلامت کودکان چاق و دارای اضافه وزن استفاده کرد و آن را به عنوان روشی ایمن و مفرح، همراه با سرگرمی های گوناگون برای آن ها در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: کودکان چاق، تمرین دوره ای، تستوسترون، کورتیزول
  • نجمه حمزوی زرقانی، فضل الله غفرانی پور*، پریسا امیری، عطیه آموزگار، پانته آناظری، مهدی هدایتی، پروین میرمیران، فریدون عزیزی صفحات 469-476
    مقدمه
    مطالعات پیشین نشان داده اند، مادران باردار به دلیل افزایش نیاز به ید، از جمله گروه های در معرض خطر کمبود ید می باشند. بنابراین هدف از مطالعه ی حاضر بررسی سطح آگاهی، نگرش و عملکرد مادران باردار در خصوص دریافت ید و نمک یددار و ارتباط آن با وضعیت تغذیه ای ید آنان بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه ی مشاهده ای- تحلیلی، 100 مادر باردار ساکن جنوب تهران از پنج مرکز بهداشتی- درمانی به صورت تصادفی انتخاب و وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ی اطلاعات عمومی و دموگرافیک و پرسش نامه ی سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد مادران در زمینه ی مصرف نمک یددار بود. وضعیت تغذیه ای ید شرکت کنندگان با تهیه ی نمونه ی ادرار مادر و نمک مصرفی خانوار ارزیابی شد.
    یافته ها
    میانگین سن شرکت کنندگان 58/5±16/27 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمرات آگاهی، نگرش و عملکرد مادران به ترتیب 8/20±5/62، 3/12±2/85، 3/14±7/64 و میانه ی (دامنه ی بین چارکی) ید نمک مصرفی و ید ادرار مادران به ترتیب (6/29-6/20)9/25 گاما و (160-0/60) 109 میکروگرم در لیتر بود. 74 درصد مادران از نمک های حاوی 40-20 گاما ید مصرف می کردند و 29 درصد آنان غلظت ید ادرار 150 ≤ میکروگرم در لیتر داشتند. بین عملکرد مادران و غلظت ید ادرار آنان )01/0، p<28/0 (r= و هم چنین میزان ید نمک و غلظت ید ادرار شرکت کنندگان (01/0P<، 24/0=r) ارتباط معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    اگرچه مادران دچار کمبود ید بودند، اما میزان آگاهی، نگرش و عملکرد آنان در خصوص دریافت ید و نمک یددار مطلوب بود. بررسی سایر عوامل فردی و اجتماعی موثر بر وضعیت تغذیه ا ی ید مادران باردار توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، وضعیت تغذیه ای ید، مادر باردار
  • مینا همتی *، زهرا محبوب صفحات 477-488
    مقدمه
    امروزه دیابت به دلیل ایجاد عوارض و مشکلات عروقی، از جمله رتینوپاتی، نفروپاتی، نوروپاتی و مشکلات قلبی و عروقی به عنوان یک پاتولوژی جهانی توجه زیادی را به خود معطوف کرده است. رتینوپاتی دیابتی یکی از دلایل عمده ی نابینایی در بزرگسالان جهان محسوب می شود. براساس آمار سازمان بهداشت جهانی شیوع این بیماری رو به افزایش است و مبتلایان به این بیماری تا سال 2030 دو برابر خواهند شد. رتینوپاتی دیابتی به دو نوع تکثیری و غیرتکثیری تقسیم می شود، و 50-20 درصد افراد مبتلا به دیابت در درازمدت به این عارضه مبتلا می شوند که اغلب از نوع تکثیری است. در این اختلال، به دلیل فعال شدن مسیرهای بیوشیمیایی وابسته به هیپرگلیسمی و در نهایت افزایش فاکتورهای استرس اکسیداتیو، التهاب و آسیب عصبی، نقص در مویرگ های شبکیه چشم ایجاد می شود که موجب کاهش بینایی و در نهایت نابینایی خواهد شد. در رتینوپاتی دیابتی و با تولید رو به افزایش رادیکال های آزاد و گونه های فعال اکسیژن، و هم چنین نقص در سیستم دفاع آنتی اکسیدانی همراه است و بنابراین فلاونوئیدهای موجود در منابع گیاهی، به عنوان آنتی اکسیدان های طبیعی، می توانند در کاهش آسیب های ناشی از استرس اکسیداتیو در این بیماری موثر باشند. بر این اساس استفاده از گیاهان دارویی و جداسازی اجزای موثر و فعال این گیاهان از حیطه های مورد توجه در درمان بیماری هایی همچون دیابت و کاهش عوارض همراه آن می باشد. نتایج این تحقیقات می تواند راهی نوین در طراحی داروهای جدید با عوارض جانبی کمتر بگشاید.
    کلیدواژگان: رتینوپاتی دیابتی، استرس اکسیداتیو، گیاهان دارویی، آنتی اکسیدان ها
  • مینا امیری، پروین میرمیران*، فهیمه رمضانی تهرانی صفحات 489-500
    مقدمه
    سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) اغلب با اختلالات بالینی، متابولیکی و هورمونی همراه است. وجود یک ارتباط قدرتمند بین چاقی، هیپرآندروژنیسم، اختلال تحمل گلوکز و اختلالات باروری بر اهمیت توجه به شیوه ی زندگی در بیماران مبتلا به این سندرم تاکید می نماید.
    مواد و روش ها
    پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Science Direct، Scopus، Cochrane وSID (2003 تا 2014) برای یافتن مقالاتی در زمینه تاثیر مداخلات مبتنی بر اصلاح شیوه زندگی بر یافته های بالینی، متابولیکی و هورمونی مبتلایان به سندرم تخمدان پلی کیستیک مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    تغذیه ی مناسب و کاهش وزن بدن می تواند موجب بهبود یافته های بیماری در مبتلایان به سندرم تخمدان پلی کیستیک گردد. تاکنون ترکیب رژیم غذایی مطلوبی در این بیماری پیشنهاد نشده است و مطالعات بر محدودیت انرژی به جای ترکیب رژیم غذایی تاکید کرده اند. برخی از محققان رژیم های دارای بار گلیسمی پایین را در کاهش مقاومت به انسولین و سایر علایم بیماری موثر دانسته اند، ولیکن مدارک کافی در تایید اثر بخشی رژیم هایی با محتوای پروتئین بالا وجود ندارد. فعالیت جسمانی منظم نیز موجب بهبود مقاومت به انسولین در بیماران مبتلا می گردد.
    نتیجه گیری
    تعدیل شیوه ی زندگی، به عنوان اولین اقدام درمانی در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک می تواند موجب بهبود یافته های بالینی، هورمونی و متابولیکی شود. اگرچه محدودیت دریافت کالری و کاهش وزن به طور مستقیم پیامدهای بیماری را بهبود می بخشد، ولیکن تاثیر مصرف ترکیب رژیم غذایی به خوبی شناخته نشده است.
    کلیدواژگان: رژیم غذایی، شیوه زندگی، فعالیت جسمانی، اختلالات هورمونی، اختلالات متابولیک، سندرم تخمدان پلی کیستیک
|
  • Fatemehh Alaee Karahroudy, Dr Farahnaz Mahammadi Shahbalaghi, Dr Mahammad Ali Hoseiny, Dr Maryam Rassouli Pages 425-434
    Introduction
    This study aimed to examine the concept of self-management of type I diabetes in adolescents.
    Materials And Methods
    This study used the Van Manen’s six-step hermeneutic phenomenological approach to examine the concept of self management of type-1 diabetes among Iranian adolescents, with the disorders Eight adolescents, aged 13-18 years, diagnosed with type I diabetes at least one year ago, were recruited. Mean age of the adolescents was 16 years, the mean duration of suffering was 3 years and 10 months and the mean length of interviews was 35 min, and 27 sec. Data were collected through semi-structured interviews. After each interview, data were analyzed by the research team. Each interview was a guide for the next interview, the questions of which were changed based on the data obtained from the previous interview. Field notes were also used as an instrument to collect data.
    Results
    This study extracted 7 themes, including productive interaction, self-efficacy achievement, self-regulation achievement, overcoming problems, future prospects and “diabetes, a part of life”, A theme not previously observed in other studies was maintaining appearances among these adolescents.
    Conclusion
    This study showed that Iranian adolescents with diabetes type 1 are eager to participate in self-care and self-management.
    Keywords: Self, management, Diabetes, Adolescence, Phenomenology, Pediatric nursing
  • Mohsen Jalili, Dr. Ali Heydarianpour* Pages 435-439
    Introduction
    Cardiovascular complications are considered as the main cause of morbidity and mortality in patients with diabetes mellitus. The role of increased serum concentrations of inflammatory markers, particularly C Reactive Protein (CRP), in the prediction and the pathogenesis of cardiovascular complications of type 1 diabetes has been established. The aim of the present study was to evaluate the effect of 10 weeks of L-carnitine supplementation and aerobic exercise training on serum levels of CRP in streptozotocin-induced diabetic rats.
    Materials And Methods
    Male wistar rats (n=36), weighing 230±10 (grams) were randomly divided into 6 groups (n=6 each), including the healthy group, and the remaining (after the induction of diabetes mellitus by injection of streptozotocin), into the diabetic pre-test, diabetic control, diabetic aerobic training, diabetic oral L-carnitine treatment, and the diabetic aerobic training plus oral L-carnitine treatment groups. At the end of the interventions, blood samples were collected to determine serum levels of CRP. Data were analyzed with one-way ANOVA and Tukey's post hoc test using SPSS version 20; P values
    Results
    Althought L-carnitine supplem­entation in diabetic oral L-carnitine treatment group did not significantly reduce serum levels of CRP, compared with the diabetic control group (p=0.078), it however reduced the rate of its progressive increase. Also significant reductions in CRP levels in both the aerobic training (p=0) and the aerobic training plus L-carnitine supplementation groups (p=0) were observed. However, the percentage changes of CRP level in the latter group was higher.
    Conclusion
    Results of the current study show that, aerobic training can reduce serum CRP levels in streptozotocin-induced diabetic rats, and the simultaneous use of L-carnitine supplementation, can lead to more beneficial effects.
    Keywords: Type 1 Diabetes mellitus_Cardiovascular Complications_CRP_Aerobic Training_L_Carnitine
  • Dr Rahman Soori *, Servat Choopani, Nafiseh Falahian, Azam Ramezankhani Pages 440-447
    Introduction
    In present study, we examined the effects of endurance training alone and endurance training combined with taking garlic supplement on serum homocysteine levels, complex plasminogen activator (TPA), and body composition parameters such as weight, BMI and body fat percentage in sedentary women.
    Materials And Methods
    Twenty-seven women who used to Alzahra sport clubs of 3 and 4 municipality of Tehran participated in this study (age, 38.53±7.59 years; weight, 77.61±5.26 kg). The subjects were randomly divided into three groups, endurance training, endurance training combined with garlic supplement and the control groups. The training protocol included: Running on a treadmill for 60 minutes at 60 to 75% of maximum heart rate for 10 weeks 5 times a week. Subjects of the training combined with garlic supplement group, received 2 tablets daily (in the form of capsules, 500 mg, nature made). At the beginning and 48 hours after training, the subjects were assessed for homocysteine and TPA. Data were analyzed using paired t-test and one way ANOVA (P
    Results
    Findings showed that in the endurance training and the endurance training combined with garlic supplement groups, serum homocysteine levels were significantly decreased (p
    Conclusion
    According to this study, 10 weeks of endurance exercise with reduction of homocysteine levels, could lead to reduction in the risk of cardiovascular disease in sedentary obese women.
    Keywords: Hemocysteine, TPA, Endurance exercise, Garlic supplementation, Sedentary women
  • Dr Maghsod Peeri *, Masoud Zamani Pages 448-456
    Introduction
    Adipose tissue secretes different hormones, such as adiponectin, which regulates various biological functions. The purpose of this study was therefore to determine the effects of resistance training with different patterns on Leptin, Adiponectin, Testosterone and cortisol in sedentary men.
    Materials And Methods
    forty untrained men, aged 23.8±2.66 years and weight 67.43±4.96kg, voluntarily participated for this study and were randomly assigned toone of the four groups:upper, lower, whole body (3 session per week for 8 weeks,5 sets trainingwith60-85%of one repetition maximum)and control (each group n=10). Blood samples (5cc) were taken from the subjects in three steps (pretest, week4 and the day after end of the eighth week).
    Results
    Results using analysis of variance with repeated measures showed that in the upper limb, after 8 weeks, fat percentage was decreased up to(7.39%) and leptin decreased (64.02%), adiponectin(90.42%),and testosterone increase significantly (24.19%) (P=0.001) relative to pretest. In the lower body, fat percentage (7.39%) and leptin (56.95%) decreased (P=0.001), while, adiponectin (87.82%)(P
    Conclusion
    In the present study types of resistance training caused increase in adiponectin and decrease in leptin. There was also an increase in testosterone levels and decrease fat percent in the upper and lower body groups. Results of this study, it indicate that resistance training among in active people is also associated with changes in hormone levels and can prevent cardiovascular disease in this group.
    Keywords: Resistance training, Adiponectin, Leptin, Testosterone, Cortisol, Sedentary men
  • Pages 457-468
    Introduction
    Testosterone and cortisol, are known as anabolic and catabolic hormones, strongly affected by obesity, and are essential in the management and treatment of obesity. We aim to review the effect of high intensity interval training on testosterone levels, cortisol and T/C ratio in obese and overweight children.
    Materials And Methods
    In this study twenty obese and overweight boys aged 9-12 years, were randomly divided into two groups, the high intensity interval training (HIIT, n=10) and the control (n=10) groups. An explanatory and instructive session was held, in order to familiarize subjects with the training protocol, measurement of maximal aerobic speed and their anthropometric indices. Forty-eight hours after the introductory session, untrained subjects of the intervention group undertook a session of acute high intensity interval training. The intervention group then participated in a training program at 100 to 110% of MAS/3 times per week for 12 weeks. After 12 weeks of regular exercise, the subjects of the intervnention group were trained and another bout of high intensity interval training was conducted to assess the acute effects of exercise on the trained children. Cortisol and testosterone levels in fasting mode were measured in all subjects, before and after sessions of the acute high intensity interval training. The maximal aerobic speed of the subjects was measured using the 20 meter shuttle test.
    Results
    In both training sessions, serum testosterone increased, in the HIIT group, but the increase was not significant in the first session, while it was in the second. In both sessions, cortisol increased significantly. In both acute sessions T/C ratio were significantly decreased.
    Conclusion
    According to these results, high intensity interval training can be manipulated as a method for improving some indicators, related to health promotion in obese and overweight children, and it can be used as a safe, fun and entertaining way to draw their attention to the exercise.
    Keywords: Obese children, Interval training, Testosterone, Cortisol
  • Najmeh Hamzavi Zarghani, Dr Fazlollah Ghofranipour, Dr Parisa Amiri, Atieh Amouzegar, Dr Pantea Nazeri, Dr Mehdi Hedayati, Dr Parvin Mirmiran, Dr Fereidoun Azizi Pages 469-476
    Introduction
    Previous research shows that pregnant women, due to their increased need for iodine, are among the high risk groups for iodine deficiency. This study hence aimed to evaluate the status of women’s knowledge, attitude and practice (KAP) regarding iodine and iodized salt intake and its association with iodine nutrition levels.
    Materials And Methods
    In this observational-analytical study, 100 pregnant women, residents of southern Tehran were randomly selected from five health care centers. Data collected included the general information and demographic characteristics and KAP questionnaires regarding iodized salt intake. Urine assess­men­ts of pregnant women and household salt samples were collected and evaluated.
    Results
    Mean age of participants was 27.16±5.58 years, and their mean±SD knowledge, attitude and prachie scores were 62.5±20.8, 85.2±12.3, 64.7±14.3, respectively. Median urinary iodine concentrations and salt iodine content were 25.9(20.6-29.6) ppm and 109(60-160) µg/L, respectively with 74% of women consuming salt containing 20-40 ppm iodine and 29% had urine iodine concentrations ≥ 150 µg/L. Urine iodine concentration was significantly associated with practice score as well as with iodine content of salt.
    Conclusion
    Although women suffered from iodine deficiency, their KAP scores regarding iodine and iodized salt consumption were adequate. Further assessment of other personal and social factors which could affect iodine nutrition status of pregnant women is recommended.
    Keywords: Knowledge, Attitude, Practice, Iodine nutrition status, Pregnant woman
  • Dr Mina Hemmati *, Zahra Mahboob Pages 477-488
    Introduction
    Today, diabetes as a result of its many complications such as retinopathy, nephropathy, neuropathy and cardiovascular problems is attracting much attention as a global pathology. Diabetic retinopathy is a major cause of adult blindness in the world, as reported by the World Health Organization, with a prevalence estimated to double by 2030. Diabetic retinopathy can be categorized as two types, proliferative- and non-proliferative diabetic retinopathy. Based on literature available, 20-50% of patients with long duration of diabetes, are mostly diagnosed with the proliferative form of retinopathy, a disorder caused by activation of biochemical pathways associated with hyperglycemia and ultimately increased oxidative stress, inflammation, and nerve damage, resulting defects in micro-vessels of the retina, eventually which can lead to vision loss and blindness. Hence due to the increased production of free radicals and active oxygen species (ROS), and also defects in the antioxidant defense system in this disease, natural antioxidants, such as plant flavonoids can be effective in reducing harmful oxidative stress. Currently the use of medicinal plants and their active components is a field of interest in the treatment of diabetes and its complications. Based on the results of several studies on the use of natural products in treatment of diabetes, antioxidants could be used to design new drugs with lower side effects.
    Keywords: Diabetic Retinopathy, Oxidative Stress, Medicinal Plants, Antioxidants
  • Mina Amiri, Dr Parvin Ramezani Tehrani, Dt Fahimeh Ramezani Tehrani Pages 489-500
    Introduction
    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is often associated with clinical, metabolic and hormonal disorders. There are strong correlations between obesity, hyperandrogenism, impaired glucose tolerance and reproductive disorders emphasising the importance of lifestyle in patients with this syndrome.
    Materials And Methods
    PubMed, Science Direct, Scopus, Cochrane and SID databases (2003–2014) were searched to identify publications on the effect of interventions based on Lifestyle modification on clinical, hormonal and metabolic findings in the patients with polycystic ovary syndrome.
    Results
    Suitable nutrition and weight reduction can improve the results of patients with polycystic ovary syndrome. Data on enhanced benicial composition of diets in these patients is not available and studies have focused mainly on the restriction of energy instead of diet composition. Some researchers believe that a low glycemic load diet is effective on insulin resistance and other symptoms of disease but there is in sufficient evidence on the effectiveness of diets with high protein content. Regular physical activity also improves insulin resistance in patients with the PCOS.
    Conclusion
    Lifestyle modification as the first-line treatment in patients with polycystic ovary syndrome can improve the clinical, hormonal and metabolic findings of patients. Although calorie restriction and weight loss can directly improve disease outcomes in these patients, yet the effect of diet composition is not well elucidated.
    Keywords: Diet, Lifestyle, Physical Activity, Hormonal Disorder, Metabolic Disorder, Poly cystic ovary syndrome