فهرست مطالب

علوم زراعی ایران - سال هفدهم شماره 4 (پیاپی 68، زمستان 1394)
  • سال هفدهم شماره 4 (پیاپی 68، زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1395/01/09
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محدثه وهاب زاده، مسعود اصفهانی، علی اعلمی، عباس شهدی کومله، سیده ارحامه فلاح شمسی، سعید همتی صفحات 258-272
    به منظور بررسی اثر سطوح کود فسفر (صفر، 40، 80 و 120 کیلوگرم فسفر در هکتار) و پیش پز کردن (پاربویلینگ) شلتوک بر محتوای اسید فیتیک و ارزش تغذیه ای دانه سه رقم برنج (هاشمی، خزر و گوهر) آزمایشی مزرعه ای بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در بهار سال 1391 در موسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) انجام شد. پس از برداشت محصول تیمارهای آزمایشی، عملیات پیش پز کردن روی شلتوک های برداشت شده اجرا شد. نتایج نشان داد که کمبود فسفر باعث کاهش عملکرد دانه گردید و بیشترین عملکرد دانه در سطوح 80 و 120 و کمترین عملکرد دانه در سطوح صفر و 40 کیلوگرم فسفر در هکتار مشاهده شد. با افزایش محتوای فسفر خاک، محتوای اسیدفیتیک شلتوک افزایش یافته و باعث کاهش محتوای عناصر آهن و روی و میزان فراهمی آنها شد. بیشترین محتوای اسیدفیتیک شلتوک در رقم خزر و در تیمار کودی 120 کیلوگرم فسفر با میزان 82/16 میلی گرم بر گرم ثبت شد. پس از اجرای عملیات پیش پز کردن، محتوای اسید فیتیک شلتوک 80 درصد کاهش یافته و از 8/13 میلی گرم در گرم به 1/3 میلی گرم در گرم رسید و کمترین میزان اسیدفیتیک در رقم گوهر و در تیمار کودی صفر کیلوگرم فسفر ثبت شد (67/1 میلی گرم در گرم). نتایج نشان داد که پیش پز کردن شلتوک باعث افزایش محتوای عناصر فسفر، آهن و روی در برنج سفید حاصله شد. در طی عملیات پیش پز کردن شلتوک، فعالیت آنزیم فیتاز افزایش یافت در کلیه ارقام بیشترین میزان فعالیت آنزیم فیتاز در تیمار کودی 80 کیلوگرم فسفر ثبت شد. نتایج این آزمایش نشان داد که افزایش سطوح کود فسفر باعث افزایش تجمع فسفر دانه بصورت اسیدفیتیک و کاهش فعالیت آنزیم فیتاز و محتوی عناصر معدنی می گردد. بعلاوه پیش پز کردن باعث کاهش محتوی اسید فیتیک دانه می شود که این کاهش می تواند ناشی از هیدرولیز آنزیمی درطی مراحل خیساندن و بخاردهی وهمچنین به دلیل شکسته شدن ساختار حلقوی اسیدفیتیک در اثر فرآیندهای دمایی در طی عملیات پیش پز کردن باشد.
    کلیدواژگان: برنج، فعالیت آنزیمی فیتاز، محتوی آهن، محتوی روی، محتوی فسفر و نسبت مولی اسید فیتیک به روی
  • محمد زمانیان، مرتضی رضایی صفحات 273-287
    به منظور تعیین ارزش غذایی علوفه لاین های شبدر ایرانی(Trifolium resupinatum L.) ، 15 لاین شبدر به صورت کرت های خرد شده در زمان در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار به مدت دو سال (89 و 1388) در موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج و آزمایشگاه بخش تغذیه موسسه تحقیقات علوم دامی کشور مورد مقایسه قرار گرفتند. تجزیه واریانس مرکب داده ها نشان داد که بین لاین های شبدر ایرانی از نظر میزان پروتئین، قابلیت هضم ماده خشک، قابلیت هضم ماده آلی، قابلیت هضم ماده آلی در ماده خشک و محتویات دیواره سلولی (NDF وADF) تفاوت معنی داری وجود داشت. لاین های برتراز نظر کیفیت علوفه متعلق به توده ها و جمعیت های شبدر اقلید فارس، کردستان، محلی زابل، هفت چین شازند و بالاده کازرون بودند. مقایسه میانگین ها نشان داد که بیشترین عملکرد علوفه تر و خشک مربوط به لاین 1 (به ترتیب 8/31 و 6/6 تن در هکتار) بود و این برتری نسبت به توده شاهد 10 و 6/7 درصد بود. مقایسه بین چین ها نشان داد که چین اول با 6/47 تن علوفه تر و 6/9 تن در هکتار علوفه خشک، نسبت به چین دوم و سوم برتری داشت. مقایسه سال ها نشان داد که سال اول با 1/33 تن علوفه تر و 8/6 تن در هکتار علوفه خشک نسبت به سال دوم، حدود 9 درصد برتری داشت. به طور کلی از نظر عملکرد کمی و کیفیت علوفه لاین های 1 ، 2 ، 3 ، 5 ، 6 و 8 به عنوان لاین های امید بخش شناسایی شدند که می توانند برای تولید علوفه با ارزش غذایی مناسب برای تغذیه دام ها در نظر گرفته شوند.
    کلیدواژگان: ارزش غذایی علوفه، شبدر، قابلیت هضم و میزان پروتئین
  • شکوفه شریفی، عباس رضایی زاد، لیا شوشتری صفحات 288-300
    به منظور شناسایی لاین های پرمحصول سازگار و با عملکرد دانه پایدار در شرایط تنش خشکی انتهای فصل، آزمایشی با 17 لاین جدید کلزا همراه با ارقام احمدی و اپرا (Opera) با استفاده از طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سه شرایط؛ آبیاری کامل (بدون تنش)، تنش خشکی با قطع آبیاری از مرحله گلدهی و تنش خشکی با قطع آبیاری از مرحله خورجین دهی به مدت دو سال زراعی (1392-1391 و 1393-1392) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اسلام آباد غرب به اجرا گذاشته شد. با معنی دار شدن اثر متقابل سال در ژنوتیپ در تنش، از آماره های مختلف پایداری برای گزینش لاین های پرمحصول و پایدار استفاده شد. نتایج نشان داد که لاین های گزینش شده بر اساس روش های مختلف ارزیابی پایداری، متفاوت بودند، با این حال در اکثر روش های مورد استفاده، لاین L183 برتر از سایر لاین ها بود. این لاین با 4192 کیلوگرم در هکتار، از عملکرد دانه مناسبی برخوردار بود. از نظر شاخص برتری و روش گزینش هم زمان عملکرد و پایداری، پس از لاین L183، لاین های KS7 و KR4 به ترتیب با عملکرد دانه 4367 و 4346 کیلوگرم در هکتار نیز به عنوان لاین های پرمحصول و پایدار شناسایی شدند. رقم احمدی با میانگین عملکرد 3600 کیلوگرم در هکتار از واریانس و ضریب تغییرات محیطی پایینی در تیمارهای آبیاری برخوردار بود و به نظر می رسد که این رقم برای کاشت در شرایط تنش خشکی انتهای فصل در منطقه اجرای آزمایش مناسب باشد.
    کلیدواژگان: آماره های پایداری، تنش خشکی، روش های پارامتری و کلزا
  • اعظم اکبری، علی ایزدی دربندی، کیوان بهمنی، حسینعلی رامشینی صفحات 301-314
    در این پژوهش، روابط بین صفات زراعی و عملکرد دانه در بین نتاج نسل اول سه رقم سنتتیک و هفت اکوتیپ والدینی رازیانه در دو آزمایش جداگانه بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط بدون تنش و تنش خشکی در بهار سال 1392 در مزرعه تحقیقاتی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین ارقام مورد بررسی تفاوت معنی داری از نظر کلیه صفات مورد بررسی وجود داشت. در شرایط بدون تنش ارقام سنتتیک میان رس و مشکین شهر با 2357 و 2208 کیلوگرم در هکتار و در شرایط تنش خشکی نیز مشکین شهر و سنتتیک میان رس با 1091 و 5/1081کیلوگرم در هکتار بیشترین عملکرد دانه را تولید کردند. نتایج تجزیه همبستگی ژنوتیپی بین صفات در شرایط بدون تنش نشان داد که عملکرد دانه با صفات تعداد چتر (**94/0 =r)، تعداد چترک (**89/0 =r)، تعداد دانه در چتر (**89/0 =r) و قطر گل (**79/0 =r)، و در شرایط تنش با صفات تعداد چتر (**77/0 =r)، تعداد چترک (**86/0 =r)، قطر ساقه (**85/0 =r) و قطر گل (**96/0 =r) همبستگی مثبت و معنی داری داشت. نتایج تجزیه رگرسیون گام به گام نیز مشخص نمود که صفات مستقل موثر و معنی دار در عملکرد دانه در شرایط بدون تنش شامل قطر ساقه، تعداد چتر، تعداد چترک، تعداد دانه در چتر و در شرایط تنش شامل قطر ساقه، تعداد چتر و تعداد گره بودند. نتایج تجزیه علیت نشان داد که در شرایط بدون تنش و تنش تعداد چتر بیشترین اثر مستقیم و مثبت را در ایجاد تغییرات عملکرد دانه داشت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که صفت تعداد چتر یکی از مهم ترین صفات زراعی برای انتخاب ارقام رازیانه با عملکرد دانه بالا در شرایط بدون تنش و تنش خشکی می باشد.
    کلیدواژگان: تجزیه علیت، تنش خشکی، رازیانه، رقم سنتتیک و رگرسیون گام به
  • سارا قنبری، محمدرضا مرادی تلاوت، سید عطاء الله سیادت صفحات 315-328
    به منظور تعیین مناسب ترین ترکیب کشت مخلوط جو و شنبلیله در تیمارهای کود دامی، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان در سال زراعی 94-1393 انجام شد. سطوح کود دامی در چهار سطح (صفر، 12، 24 و 36 تن در هکتار از منبع کود گاوی پوسیده) در کرت های اصلی و هشت نسبت کشت مخلوط جایگزینی و افزایشی شامل 75 درصد جو + 25 درصد شنبلیله، 50 درصد جو + 50 درصد شنبلیله، 25 درصد جو + 75 درصد شنبلیله، 100 درصد جو + 6/16درصد شنبلیله، 100درصد جو + 3/33 درصد شنبلیله، 100 درصد جو + 50 درصد شنبلیله و کشت خالص هر دو گیاه در کرت های فرعی قرار داده شدند. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد ماده خشک (3166 کیلوگرم در هکتار) از تیمار 100درصد جو+50 درصد شنبلیله با تیمار کودی 36 تن در هکتار به دست آمد. بالاترین میزان پروتئین خام و قابلیت هضم ماده خشک از تیمار شنبلیله خالص با تیمار کود دامی 36 تن در هکتار به دست آمد. بالاترین میزان کربوهیدات کل از تیمار جو خالص با سطح کودی 24 تن در هکتار به دست آمد. براساس نتایج این آزمایش، تیمار 100درصد جو + 50 درصد شنبلیله در تیمار کود دامی 36 تن در هکتار، به جهت تولید بالاترین مقدار علوفه خشک و بهترین کیفیت علوفه و بالاترین مقدار نسبت برابری زمین (180/1)، مناسب ترین ترکیب مخلوط این دو گیاه شناخته شد. با توجه به اهمیت توام عملکرد و کیفیت علوفه و بر اساس نتایج آزمایش حاضر، تیمار 100درصد جو + 50 درصد شنبلیله با مصرف 36 تن در هکتار کود دامی، بهترین ترکیب تیماری برای منطقه مورد آزمایش شناخته شد.
    کلیدواژگان: پروتئین خام، جو، شنبلیله، کشت مخلوط، قابلیت هضم ماده خشک و نسبت برابری زمین
  • اشکبوس امینی، رضا امیرنیا، حبیب الله قزوینی صفحات 329-348
    به منظور ارزیابی صفات فیزیولوژیک و زراعی موثر در تحمل به تنش شوری و ارتباط آنها با عملکرد دانه و همچنین بررسی اثر تنش شوری بر آنها، 25ژنوتیپ گندم نان (شامل ارقام بومی وتجاری، لاین های امید بخش و شاهدهای ارگ، بم، افق و سیستان) در قالب طرح آزمایشی بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در دو آزمایش جداگانه در شرایط تنش شوری آب و خاک به مدت دو سال زراعی (93-1391) در ایستگاه تحقیقاتی خراسان جنوبی- بیرجند مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس مرکب برای صفات مورد مطالعه در هر دو شرایط، اختلاف معنی داری را بین ژنوتیپ ها نشان داد. در شرایط تنش ژنوتیپ های 25، 22 و 20 به ترتیب با میانگین عملکرد دانه 5517، 5322 و5317 کیلوگرم در هکتار و در شرایط بدون تنش ژنوتیپ های 1(شاهد سیستان)، 20 و 25 به ترتیب با میانگین عملکرد 7869، 7728 و 7706 کیلوگرم در هکتار، بیشترین عملکرد دانه را داشتند. بیشترین میزان کاهش ناشی از تنش شوری به ترتیب در صفات نسبت پتاسیم به سدیم (برگ پرچم)، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، سطح برگ پرچم، طول پنالتیمت، طول پدانکل و ارتفاع بوته مشاهده گردید. در مقابل میانگین صفات دمای پوشش گیاهی و میزان یون سدیم (برگ پرچم) در شرایط تنش شوری، افزایش یافت. در شرایط تنش شوری عملکرد دانه با عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه در شرایط غیرشور، نسبت پتاسیم به سدیم، محتوای کلروفیل (SPAD)، محتوای آب نسبی، شاخص برداشت، طول سنبله، طول پدانکل و وزن هزار دانه همبستگی مثبت و معنی دار و با میزان یون سدیم همبستگی منفی و معنی داری داشت. نتایج تجزیه رگرسیون نشان داد که در شرایط تنش شوری صفاتی مانند عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، نسبت پتاسیم به سدیم، میزان یون سدیم، طول سنبله و عرض برگ پرچم اثر معنی داری بر عملکرد دانه داشته و سهم قابل توجهی از تغییرات عملکرد دانه را تببین می کنند. با استفاده از تجزیه به عامل ها در شرایط تنش شوری، 21 متغیر در پنج عامل تعریف شدند که در مجموع 46/80 درصد از تغییرات داده ها را توجیه کردند. نتایج این آزمایش نشان داد که خصوصیاتی مانند عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، نسبت پتاسیم به سدیم، میزان یون سدیم، طول سنبله، محتوای کلروفیل، محتوای آب نسبی و وزن هزار دانه را می توان به عنوان معیارهایی برای انتخاب در جهت بهبود عملکرد دانه در ژنوتیپ های گندم در شرایط تنش شوری معرفی کرد. ژنوتیپ های 13، 20، 21، 22، 23، 24 و 25 که غالبا در شجره خود یکی از ژنوتیپ های متحمل به شوری کارچیا، Sakha8 و22-66-1 را دارند، با داشتن عملکرد دانه بالا و خصوصیات مناسب فیزیولوژیک، به عنوان ژنوتیپ های برتر و مناسب برای شرایط شور شناسایی شدند.
    کلیدواژگان: تنش شوری، تجزیه به عامل ها، گندم نان، محتوای آب نسبی و نسبت پتاسیم به سدیم
  • صادق شهراسبی، یحیی امام، عبدالمجید رونقی، هادی پیرسته انوشه صفحات 349-363
    در این پژوهش اثر سطوح کود نیتروژن (صفر، 75، 150، 225، 300 و 375 کیلوگرم در هکتار) و آبیاری [آبیاری مطلوب (بدون تنش)، قطع آبیاری در مراحل ظهور سنبله و پر شدن دانه و شرایط دیم] بر عملکرد دانه و صفات زراعی گندم رقم سیروان در سال های زراعی 93-1392 و 94-1393 در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که کارایی زراعی مصرف نیتروژن، بهره وری آب، عملکرد و اجزای عملکرد در شرایط دیم کاهش و میزان پروتئین دانه افزایش داشت. عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک در شرایط دیم به میزان 67 و 58 درصد در سال اول و 75 و 65 درصد در سال دوم کمتر از تیمار آبیاری مطلوب بود. حداکثر مقدار عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک به ترتیب از تیمارهای 150 و 225 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در شرایط بدون تنش بدست آمدند. این مقادیر برای سال اول به ترتیب 5681 و 11950 کیلوگرم در هکتار و برای سال دوم 4545 و 10158 کیلوگرم در هکتار بود. قطع آبیاری در مراحل ظهور سنبله و پر شدن دانه با کاهش وزن هزار دانه، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک و افزایش میزان پروتئین دانه در هر دو سال همراه بود. مصرف نیتروژن تا حد بهینه (150 کیلوگرم در هکتار) در هر دو سال تاثیر مثبتی بر عملکرد دانه، اجزای عملکرد و بهره وری آب داشت، ولی این اثر در شرایط آبیاری مطلوب و تنش متفاوت بود، به طوری که با افزایش شدت تنش، از تاثیر مثبت نیتروژن کاسته شد. حداکثر مقدار بهره وری آب از تیمار 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در تیمار قطع آبیاری در زمان ظهور سنبله (به ترتیب 815 و 672 کیلوگرم در مترمکعب در سال اول و سال دوم) بدست آمد. کارایی زراعی مصرف نیتروژن در اثر افزایش مصرف نیتروژن، کاهش یافت و در تیمار 375 کیلوگرم در هکتار به کمترین مقدار خود رسید. تیمار 75 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در تیمار قطع آبیاری در مرحله پر شدن دانه دارای بیشترین کارایی زراعی مصرف نیتروژن در هر دو سال آزمایش بود (به ترتیب 5/20 و 19 کیلوگرم در کیلوگرم در سال اول و سال دوم). در مجموع در شرایط آبیاری مطلوب مقادیر 4/211 و 3/195 کیلوگرم نیتروژن در هکتار (به ترتیب برای سال اول و سال دوم) و در شرایط دیم مقادیر 1/144 و 5/138 کیلوگرم نیتروژن در هکتار (به ترتیب برای سال اول و سال دوم) به عنوان مقادیر بهینه نیتروژن برای گندم رقم سیروان در منطقه اجرای آزمایش تعیین شد.
    کلیدواژگان: بهره وری آب، عملکرد دانه، کارایی زراعی مصرف نیتروژن و گندم
|
  • Vahabzadehm., M. Esfahani, A. Aalami, A. Shhadi, Koumleh, S.A. Fallah, Shamsi, S. Hemmati Pages 258-272
    To study the effect of phosphorus levels (0, 40, 80 and 120 kg.ha-1) and parboiling of paddy on phytic acid and mineral content of three rice varieties, a field experiment was carried out as factorial arrangements in randomized complete block design with three replications at Rice Research Institute, Rasht, Iran, in 2012. Results showed that soil phosphorus deficiency decreased grain yield. The highest grain yield was observed at phosphorus levels of 80 and 120 kg.ha-1 and the least yield was obtained in phosphorus levels of 0 and 40 kg.ha-1. Results also showed that by increasing the soils phosphorus levels, phytic acid content increased but decreased Fe and Zn contents and availability. The highest phytic acid content was observed in Khazar cultivar and phosphorus level 120 kg.ha-1 (16.82 mg.g-1). A reduction in the phytic acid content was observed after parboiling, showing over 80% reduction in 3 rice cultivars. Least phytic acid content was observed in Gohar cultivar and 0 kg.ha-1 phosphorous (1.67 mg.g-1). Parboiling also increased mineral contents such as phosphorus, Fe and Zn in parboiled milled rice. During parboiling process phytase enzyme activity increased and the highest phytase activity was observed in 80 kg.ha-1 phosphorus in all rice cultivars. Results revealed that increased phosphorus content enhanced phytic acid content and decreases phytase activity and mineral nutrition content. However, parboiling reduced phytic acid content. Reduction of phytic acid during parboiling can be attributed to the enzymatic hydrolysis taking place during soaking and steaming and the breakdown of the ring structure of phytic acid during heat treatment of parboiling.
    Keywords: Phytase enzyme activity, Fe content, Phosphorus content, Mole fraction of PA:Zn, Rice, Zn content
  • Zamanianm., M. Rezaii Pages 273-287
    To evaluate forage yield and quality of Persian clover lines, a field experiment was carried out using randomized complete block desigh with 15 lines and four replications in filed station of Seed and Plant Improvement Institute and nutrion labarotory of Animal Science Research Instiute of Iran, for two growing seasons (2009-11), Karaj, Iran. Combined analysis of variance showed significant diffrences among Persian clover lines for crude protein, digestable dry matter, organic matter digestability, dry matter organic matter digestability, AFD and NFD. Results showed that clover lines of higher quality belonged to Eqlid-e-Fars, Kordestan, Local Zabol, Hafte-e-chin Shazand and Baladeh-e-Kazeroon clover populations. Line No. 1 with 31.8 t.ha-1 and 6.6 t.ha-1 had the highest fresh forage and dry forage yields, respectively. Mean comparison of cuts showed that the first cut with 47.6 t.ha-1 fresh forage and 9.6 t.ha-1 dry forage yield was superior to the second and third cuts. Mean comparison of years showed that forge production was higher in the first year by 9%. Overall results showed that lines No. 1, 2, 3, 5, 6 and 8 were promising lines that can be used for animal feed.
    Keywords: Crude protein, Digestability, Nutritive value of forage, Persian clover
  • Sharifi, Sh., A. Rezaeizad, L. Shoshtari Pages 288-300
    To identify high yielding rapeseed lines with grain yield stablity under different moisture conditions, a field experiment was carried out consisting of 17 new rapeseed lines and two cultivars (Ahmadi and Opera). The genotypes were compared using randomized complete block design with three replications under three moisture conditions for two cropping seasons (2012-2013 and 2013-2014) at agricultural research station of Islamabad-e-Gharb, Kermanshah, Iran. Three irrigation regimes included; normal irrigation, no irrigation from flowering stage and no irrigation from silique stage. Considering significant year × genotype × irrigation regime interaction effect, some stability statistics was calculated for selection of high yielding lines with seed yield stability. Results showed that line L183 had the highest seed yield stability using different stability statistics. This line had 4129 kg.ha-1 seed yield. However, considering stability statistics such as superiority parameter and simultaneous selection methods for seed yield and stability, lines KS7 and KR4 with 4367 and 4346 kg.ha-1, respectively, were also identified as high yielding lines with seed yiled stability. New cultivar, Ahmadi, with 3600 kg.ha1 had the low environmental variance and coefficient of variation under different irrigation regimes, could be considered for being grown under terminal drought stress conditions.
    Keywords: Drought stress, Parametric methods, Rapeseed, Stability statistics
  • Akbaria., A. Izadi, Darband, K. Bahmani Andh.A. Ramshini Pages 301-314
    This experiment was conducted using three synthetic cultivars and their seven parental populations at two different conditions including: non-stress and drought stress. The experiment was carried out using randomized complete block design with three replications at the Research Field of Aboureyhan Campus, University of Tehran, Iran, in 2013. Analysis of variance showed that there were significant differences between genotypes for all traits in two experiments. The highest seed yield in normal irrigation belonged to medium-maturity synthetic cultivar and Meshkinshahr with 2357 and 2208 kg.ha-1, respectively. However, in drought stress condition the highest seed yield obtained from Meshkinshahr and medium-maturity synthetic cultivar with 1091 and 1081.5 kg.ha-1, respectively. Genotypic correlations in non-stress condition between seed yield with umbel diameter (r=0.79**), number of umbels (r=0.94**), number of umbellate (r=0.89**) and number of seed umbel-1 (r=0.89**) were positive and highly significant. In drought stress condition condition also the genotypic correlation between seed yield with umbel diameter (r=0.96**), number of umbels (r=0.77**), number of umbellate (r=0.86**) and stem diameter (r=0.85**) were positive and highly significant. Results of stepwise regression analysis revealed that in non-stress conditions number of umbels, number of umbellate, number of seed umbel-1 and stem diameter, and in drought stress conditions number of umbels, stem diameter and number of nodes were identified as independent variables that explained variations in seed yield. Path analysis for seed yield also indicated that in both non-stress and drought stress conditions number of umbels had the highest direct positive effect. It is concluded that in normal and drought stress conditions, number of umbels is the most important trait for selection of fennel genotypes with high seed yield.
    Keywords: Drought stress, Fennel, Path analysis, Stepwise regression, Synthetic cultivar
  • Ghanbaris., M.R. Moradi Telavat, A. Siadat Pages 315-328
    To determinate the optimum combination of barley with fenugreek in intercropping at different cow manure levels, a field experiment was carried out as split plot arrangements in randomized complete blocks design with three replications at research farm of Ramin Agriculture and Natural Resources University of Khouzestan, Iran in 2014-2015 growing season. Four manure levels including; 0, 12, 24 and 36 t.ha-1 were assigned to main plots and eight levels of replacing and addative ratios of intercropping including; 75% barley 25% fenugreek, 50% barley 50% fenugreek, 25% barley 75% fenugreek, 100% barley 16.6% fenugreek, 100% barley 33.3% fenugreek, 100% barley % fenugreek and pure stands of barley and fenugreek were randomized in sub-plots. Results showed that the highest dry matter yield (3166 kg.ha-1) obtained from 100% barley 50% fenugreek with 36 t.ha-1 of manure. The highest crude protein content and dry matter digestibility obtained in pure fenugreek with 36 t.ha-1 of manure. The highest levels of total carbohydrate obtained from pure barley with 24 t.ha-1 of manure. Results of this experiment showed that 100% barley 50% fenugreek with 36 t.ha-1 of manure produced the maximum dry forage yield and quality and the highest LER (1.180), therefore was identified as superior treatment.
    Keywords: Barley, Crude protein, Fenugreek, Dry matter digestibility, Intercropping, Land equivalent ratio
  • Aminia., R. Amirnia, H. Gazvini Pages 329-348
    Effects of salinity on morpho-physiological traits of twenty-five hexaploid wheat genotypes (landraces, commercial cultivars, promising breeding lines, and Arg, Bam, Ofogh and Sistan as checks), were studied. Bread wheat genotypes were evaluated in randomized complete block design with three replications in each of the environmental conditions (saline and non-saline conditions) at the research filed station of Birjand, Iran in 2012-2014 cropping seasons. Combined analysis variance revealed significant differences among grnotypes for the studied traits. In saline condition, the maximum grain yield (5517, 5322, 5317 kg.ha-1) obtained in genotypes No. 25, 22 and 20, respectively and in non saline condition the maximum grain yield (7869, 7728 and 7706 kg.ha-1) obtained in genotypes No. 1 (Sistan), 20 an 25, respectively. Results showed salinity led to decreased Kﳖ ratio of flag leaf, grain yield, biological yield, flag leaf area, length of penultimate, length of peduncle, plant height and increased Na content of flag leaf and canopy temperature as compared with non-stress condintion. In saline condition, grain yield was significantly and positively correlated with grain yield in non-stress, biological yield (BY), Kﳖ ratio, chlorophyll content (SPAD), relative water content (RWC), harvest index (HI), length of spike, length of peduncle, thousand grain weight (TGW), while it was negatively correlated with Na content of flag leaf. Stepwise regression analysis in saline condition showed BY, HI, Kﳖ ratio, Na content of flag leaf, length of spike and width of flag leaf justified the majority of grain yield variation and can be used for indirect selection of grain yield. Factors analysis identified five factors which explained 80.46% of the total variation. On the basis of these results, it is concluded that criteria such as BY, HI, Kﳖ ratio, Na content of flag leaf, length of spike, chlorophyll content, RWC and TGW could be considered as effective criteria for selecting to improve grain yield in the national wheat breeding programs for tolerance to salinity stress. Genotypes No. 25, 22, 20, 21, 24, 13 and 23 were determined as more tolerant genotypes even more than check cultivars. These genotypes have salt tolerant parents shuch as: Karchia, Sakha8 and 1-66-22 in their pedigrees.
    Keywords: Bread wheatand, Factor analysis, K+, Na+ ratio, Relative water content, Salinity stress
  • Shahrasbis., Y.Emam, A.Ronaghi, H.Pirasteh, Anosheh Pages 349-363
    In this experiment the effect nitrogen fertilizer levels (0, 75, 150, 225, 300 and 375 kg.ha-1) and four irrigation levels (normal irrigation, irrigation withhold at spike emergenc, grain filling stages and rainfed conditons) were evaluated on grain yield and agronomic traits of wheat cv. Sirvan during 2013-2014 and 2014-2015 at College of Agriculture, Shiraz University, Iran. Results showed that agronomic nitrogen use efficiency (ANUE), water productivity (WP), grain yield and yield components were reduced and protein content of grain increased under rainfed conditions. Grain yield and biological yield under rainfed condition were lower than normal irrigation by 67% and 58% in first and 75% and 65% in second years, respectively. The maximum grain yield and biological yield were obtained in 150 and 225 kgN.ha-1, under normal irrigation condition (5681 and 11950 kg.ha-1 for the first and 4545 and 10158 kg.ha-1 for the second years, respctivley). Irrigation withhold at spike emergence and grain filling stages were associated with reduction in 1000 grain weight, grain yield, biological yield and harvest index and increase in protein content of grain in both years. Nitrogen application up to optimum level (150 kg.ha-1) enhanced grain yield, yield components and water productivity in both years, but as water stress was intensified, the positive effect of nitrogen fertilizer was lowerd. The maximum water productivity was obtained in 150 kgN.ha-1 under irrigation withhold at spike emergence stage (815 and 672 kg.m-3 in first and second years, respectively). ANUE was reduced by increase in nitrogen fertilizer rate and the lowest rate was obtained in 375 kgN.ha-1. The maximum ANUE was obtained in 75 kgN.ha-1 under irrigation withhold at grain filling stage treatment (20.5 and 19 kg.kg-1 in the firast and second years, respectively). Overall, under normal irrigation condition, the application of 211.4 and 195.3 kgN.ha-1 and under rainfed condition, the application of 144.1 and 138.5 kgN.ha-1 (for the first and second years, respectively) were determined as the optimum rate of nitrogen fertilizer for wheat cv. Sirvan.
    Keywords: Agronomic nitrogen use efficiency, rainfed, yield, yield components, water productivity