فهرست مطالب

جغرافیا و توسعه - پیاپی 42 (بهار 1395)
  • پیاپی 42 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/01/30
  • تعداد عناوین: 13
|
  • عیسی ابراهیم زاده*، میرنجف موسوی صفحات 1-26
    مرزهای ایران به عنوان گلوگاه های ارتباطی، با دارا بودن ظرفیت های ژئوپلیتیک فوق العاده اقتصادی، امنیتی، دسترسی، ارتباطات منطقه ای و بین المللی واجد کارکردهای تولیدکننده ی قدرت در کشور می باشند. عدم توسعه یافتگی و وجود شکاف رفاهی میان شهرهای مرزی با شهرهای مرکزی که نوعی حاشیه و متن را ایجاد کرده است، بر ضرورت آمایش سرزمینی این مناطق می افزاید. در این راستا، هدف از این پژوهش، بررسی مولفه های تاثیرگذار بر شرایط ژئواکونومیکی و ژئوپلیتیکی مناطق مرزی جنوب شرق کشور و تاثیرات آنها بر آمایش و توسعه ی سرزمین است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و حجم نمونه 85 نفر از کارشناسان و متخصصان بر اساس روش نمونه گیری تصادفی و سیستماتیک بوده و شاخص های بررسی مولفه های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی استان، 22 شاخص اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بوده است. بر اساس نتایج حاصل از مدل تحلیل مسیر، متغیرهای ژئواکونومیک با میزان 764/0 دارای بیشترین تاثیرات در کاهش دوگانگی منطقه ای و کاهش شکاف مرکز- پیرامون بوده اند؛ اما متغیرهای ژئوپلیتیک قومی - مذهبی با میزان 538/0- دارای اثر منفی و کاهنده بر آمایش استان بوده است که بیشترین تاثیر آنها نیز از طریق تاثیرات مستقیم می باشد. در عین حال گسترش تنش های قومی که همواره به علت تحریکات قدرت های فرامنطقه ای و تحت تاثیر عوامل نزدیکی با مرز و متاثر از آن سوی مرزها است، منجر به ایجاد ناامنی در منطقه شده و این عوامل تمام فرصت های موجود در منطقه در زمینه ی توسعه ی اقتصادی را از بین می برد که در این راستا راهبردهایی جهت آمایش و توسعه ی مطلوب سرزمینی در این منطقه در متن اصلی مقاله ارائه شده است.
    کلیدواژگان: ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک، آمایش مناطق مرزی، قومیت، استان سیستان و بلوچستان
  • حسین عساکره*، سیدابوالفضل مسعودیان، حسن شادمان صفحات 27-44
    یکی از حالات دمایی، دماهای بالا و رخداد روزهای گرم است. مطالعه ی روزهای گرم و سازوکارهای جوی توام با این رویداد با توجه به اهمیت این حالت دما، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در پژوهش حاضر تلاش شد تا روزهای گرم فراگیر ایران، شناسایی، طبقه بندی و تحلیل شوند. به این منظور از دو پایگاه داده استفاده شد. اول پایگاه داده شبکه ای دمای بیشینه ی کشور، این داده ها حاصل میان یابی مشاهدات روزانه از ابتدای سال 1340 تا انتهای سال 1386 است. دوم داده های جوی شامل متغیر های فشار تراز دریا (هکتوپاسکال)، مولفه ی باد مداری و نصف النهاری (متر بر ثانیه) و ارتفاع ژئوپتانسیل (متر) است. به منظور بررسی این داده ها محدوده ی بین 10 درجه طول غربی تا 120 درجه طول شرقی و از استوا تا 80 درجه ی عرض شمالی درنظر گرفته شد. در طول دوره ی آماری، 1539 روز گرم فراگیر شناسایی گردید. بر اساس تکنیک تحلیل خوشه ایروزهای گرم در چهار گروه طبقه بندی شد. تحلیل شرایط جوی این روزها نشان داد که توام با تکوین روزهای گرم استقرار کم فشارهای منطقه ای و ناهنجاری منفی فشار بر روی کشور محتمل است. در این شرایط جهت گیری وزش باد از نواحی جنوب، به ویژه عربستان، عراق و افریقا در ترازهای زیرین و حتی میانه ی جو که حاصل افزایش ارتفاع بر روی ایران می باشد، دیده شده است. گرمایش سطحی و تراز بالایی موجب تکوین پایداری جو شده است. زیرا تفاوت دمایی دو تراز کم و در نتیجه تخلیه ی حرارتی کاهش و ثبات شرایط دمایی مورد انتظار است.
    کلیدواژگان: روز گرم، فرارفت گرم، فراگیر، ایران
  • محمود قدیری* صفحات 45-62
    کاهش آسیب پذیری در برابر زلزله نیازمند برنامه های روشن و هدفمند می باشد. لازمه ی آن نیز داشتن نگرشی همه جانبه در مورد علل و ابعاد آسیب پذیری می باشد. در این ارتباط، این پژوهش با هدف ارزیابی برنامه های توسعه ی پنج ساله ی بعد از انقلاب، به دنبال پاسخ به دو سوال است: 1) آیا برنامه های توسعه ی پنج ساله نسبت به آسیب پذیری در برابر زلزله دیدگاه همه جانبه و کل نگری داشته اند؟ 2) چه تغییراتی در دیدگاه برنامه های پنج ساله به آسیب پذیری حاصل شده است؟ در پاسخ، با تدوین چارچوب نظری مناسب، دو فرضیه ارائه شد. جهت آزمون فضیه ها، در چارچوب روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، متغیر «کیفیت دیدگاه برنامه های توسعه به آسیب پذیری» در 4 بعد، 16 شاخص و 64 گویه در قالب طیف 5گانه لیکرت و با استفاده از روش های SAW و AHP تعریف عملیاتی شد. داده های مورد نیاز نیز با روش کتابخانه ای گردآوری و با روش کمی- توصیفی تحلیل گردید. نتایج در تایید فرضیه ی اول نشان داد که درجه ی ملاحظه ی ابعاد اجتماعی- اقتصادی آسیب پذیری در همه ی برنامه ها بسیار پایین و نامناسب است. بعلاوه، درجه ی ملاحظه ی جنبه های مشارکتی- فرهنگی نیز هنوز پایین و نامناسب می باشد. در مقابل، درجه ی ملاحظه جنبه های مدیریتی- فرماندهی و نیز ابعاد فنی- فیزیکی از برنامه ی دوم به بعد به شدت افزایش یافته است. این امر بیانگر غلبه ی دیدگاه مدیریتی و فنی- فیزیکی و فقدان دیدگاه همه جانبه و کل نگر به آسیب پذیری می باشد. همچنین نتایج در تایید فرضیه ی دوم نشان داد که وسعت یابی توجه به مدیریت بحران و کاهش آسیب پذیری از نظر کمی از برنامه ی اول تا پنجم عمدتا در شاخص های مرتبط با دیدگاه مدیریتی و فنی- فیزیکی افزایش یافته است.
    کلیدواژگان: زلزله، ایران، برنامه های توسعه، آسیب پذیری، دیدگاه
  • علی حاجی نژاد*، ابوذر پایدار، حامد ارشد صفحات 63-82
    تجربه ی کشورهای تمرکزگرا نشان داده است نگاه یکسونگر و سوژه انگار به شهر مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد. رفع چنین مشکلاتی از طریق نظارت عموم (پاسخ گویی)، عمل مشارکتی و ارتقای سطح کارایی کارکردهای شهری ممکن است. حکمروایی خوب شهری به عنوان رویکرد نوین نظام تصمیم گیری و اداره ی امور شهری مطرح می باشد و در واقع فرآیندی است که بر اساس کنش متقابل میان سازمان ها و نهادهای رسمی اداره ی شهر از یکسو و سازمان های غیردولتی و تشکل های جامعه ی مدنی، از طرف دیگر شکل می گیرد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر؛ سنجش وضعیت شاخص های حکمروایی خوب شهری و نشان دادن نقش تسهیل کننده ی شهروندان در دستیابی به این هدف والا می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از مدلSWOTو ابزار پرسشنامه به تحلیل جایگاه برنامه استراتژیک حکمروایی خوب شهری پرداخته می شود. برای تحقق این هدف بر اساس فرمول کوکران، اقدام به تکمیل 385 پرسشنامه از شهروندان و تعداد 32 پرسشنامه از کارشناسان و متخصصان شهرداری و شورای شهر شده است. نتایج نشان داد ازنظر شهروندان، بهترین وضعیت در بین شاخص های حکمروایی خوب متعلق به شاخص های بینش راهبردی و مشارکت بوده و از نظر کارشناسان بهترین وضعیت متعلق به شاخص پذیرش و پاسخ دهی می باشد. نتایج حاصل از تحلیلSWOT نیز نشان می دهد موقعیت حکمروایی در شهر زاهدان از میان چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، رقابتی و تدافعی در موقعیت تدافعی قرار دارد. راهکارهای این بخش به ترتیب اولویت به شرح زیر است:جلب مشارکت و توجه به نظرات مردم در تهیه و اجرای طرح ها و اطلاع رسانی در مورد جزییات طرح ها؛ تمرکز بر تفکر استراتژیک و اجماع مدیران محلی بر اجرای مدیریت یکپارچه ی شهری و ضرورت هماهنگی بین سازمان ها؛ توجه ویژه به مسائل زیست محیطی در برنامه ریزی ها؛ توجه به مساله ی عدالت در دسترسی مساوی مناطق به امکانات و کاهش شکاف ایجادشده در بین مناطق در این مورد.
    کلیدواژگان: حکمروایی خوب، مشارکت، پاسخ گویی، مدل SWOT، شهر زاهدان
  • سیروس قنبری*، محمود خسروی، سهیلا محمدی صفحات 83-106
    ارتقای عدالت اجتماعی، تخصیص بهینه ی منابع، تثبیت قیمت و بهبود توزیع درآمد از اهداف اصلی و فلسفه ی وجودی پرداخت یارانه در همه ی کشورهای جهان است.در برنامه ی پنجم و ششم توسعه ی اقتصادی- اجتماعی ایران نیز هدف این است که دولت با هدفمند سازی یارانه های آشکار و نهان، منابع حاصل از این سیاست را به صورت هدفمند در اختیار گروه های هدف قرار دهد. هدف پژوهش، شناخت تاثیر اجرای طرح هدفمندی یارانه ها بر زندگی روستاییان دهستان های مرکزی شهرستان نورآباد ممسنی است. روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی است که اطلاعات لازم با استفاده از توزیع وتحلیل پرسشنامه بین گروه های هدف به دست آمد. جامعه ی آماری مورد مطالعه شامل 4494 خانوار روستایی درسه دهستان از شهرستان نورآباد می باشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران353خانوار تعیین گردید.با توجه به شاخص های مربوط به موضوع، 7 پرسش از15 سوال پرسشنامه های مربوط به تاثیر یارانه ها برتغییر الگوی مصرف خانوارهای روستایی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون Tتک نمونه ای حاکی از آن است که با اجرای سیاست هدفمندی یارانه ها، روندی مطلوب در الگوی مصرف خانوارهای روستایی ایجاد شده و این بهبود درمناطق فقیر و کم درآمد روستایی نمود بیشتری داشته است. یافته های حاصل از برداشت های میدانی و اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه وتحلیل فضایی- مکانی با استفاده ازتابع تراکم کرنل و تحلیل هات اسپات در محیط GIS نشان می دهد که بهبود الگوی مصرف و افزایش سطح رفاهی خانوارهای روستایی در دهستان جوزار به دلیل تولیدی بودن روستاهای آن و وابستگی کمتر به مناطق شهری معنی دار می باشد و در دهستان های جاوید ماهوری و بکش یک، به دلایل وابستگی و نزدیکی خانوارهای روستایی به شهرستان نورآباد و افزایش هزینه ها، بهبود الگوی مصرف چندان معنی دار نیست و متوسط ارزیابی می شود. همچنین مشخص گردید که یارانه های نقدی در دهستان های مورد مطالعه برای اقشار نیازمند و دهک های پایین جامعه ی روستایی مفید و تاثیرگذار بوده اما برای دهک های درآمدی بالا متوسط ارزیابی می شود.
    کلیدواژگان: نقاط داغ یارانه ها، تحلیل فضایی، تابع تراکم کرنل، الگوی مصرف، دهستان های شهرستان ممسنی
  • هادی ویسی*، شهناز محمدی نژاد صفحات 107-126
    امنیت، رکن تداوم زندگی اجتماعی است و یکی از مهمترین ابعاد آن امنیت اجتماعی می باشد. امنیت اجتماعی در هر کشور یا منطقه ی جغرافیایی متاثر از عوامل مختلفی است که در این میان، قاچاق مواد مخدر یکی از عواملی است که تاثیر بسیار زیادی بر کیفیت امنیت اجتماعی در جامعه دارد. این تحقیق به دنبال بررسی تاثیر قاچاق مواد مخدر بر امنیت اجتماعی در استان کرمان است که به روش توصیفی و تحلیل فضایی انجام شده است. داده های مورد نیاز تحقیق به شیوه ی کتابخانه ای و از دفتر مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC)، مرکز آمار ایران، پلیس آگاهی و دفتر تحقیقات کاربردی فرماندهی انتظامی استان کرمان جمع آوری شده است. شاخص های ناامنی اجتماعی یعنی میزان سرقت مسلحانه، سرقت به عنف (زورگیری)، آدم ربایی و قتل با مقدار مواد مخدر کشف و ضبط شده و قلمروهای قاچاق مواد مخدر در فاصله ی سال های 1390 – 1386 به تفکیک شهرستان های استان کرمان مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور بررسی رابطه میان متغیر مستقل و متغیر وابسته تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS و برای تحلیل فضایی داده ها و تعیین پهنه بندی امنیت اجتماعی استان کرمان از روش درون یابی معکوس فاصله و مدل ترکیب خطی بدون وزن در نرم افزار Arc GIS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد مناطقی که قاچاق مواد مخدر بیشتری در آنها صورت می گیرد دارای جرائم امنیتی بیشتری نیز می باشند. به گونه ای که شهرستان های نیمه ی شرقی استان کرمان که مناطق تحت نفوذ قاچاقچیان و درگاه ورود مواد مخدر به داخل استان و کشور است، نسبت به شهرستان های نیمه ی غربی از وضعیت امنیت اجتماعی نامناسب تری برخوردار هستند.
    کلیدواژگان: امنیت، امنیت اجتماعی، ناامنی اجتماعی، قاچاق مواد مخدر
  • ملیحه ایزدی، جمال محمدی، زهرا طاهری *، حسنیه شیرخانی صفحات 127-144
    فضاهای عمومی از جمله متغیرهای مهمی است که بر رضایت شهروندان تاثیرگذار می باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و شناخت عوامل و شاخص های موثر در ارتباط با مطلوبیت و رضایت از فضاهای عمومی با تاکید بر دیدگاه زنان می باشد که بر اساس یافته ها ونتایج یک بررسی پیمایشی از منطقه 4 شهر اصفهان تهیه شده است و با استفاده از تکنیک شاخص ساز، شاخص هایی جهت سنجش میزان رضایت شهروندان محدوده ی مورد مطالعه برای زنان استخراج گردید.این پژوهش از لحاظ ماهیت و روش مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی و بر اساس هدف از نوع کاربردی – توسعه ای می باشد. روش تحقیق ترکیبی از نوع میدانی و کتابخانه ای است و گردآوریداده ها از طریق پرسشنامه و جامعه ی آماری را زنان بالای 15 سال در فضاهای عمومی منطقه 4 شهرداری اصفهان شامل می شود. با استفاده از روش تحلیل عاملی تعداد 5 عامل از 27 شاخص فوق استخراج گردید که همگی دارای مقادیر ویژه بالای 1 بوده و جمعا 50/68 درصد از واریانس را تبیین می کنند.با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که مولفه های امنیت محیطی با ضریب همبستگی876/0، ایمنی با ضریب819/0، پاکیزگی محیط با 827/0، حس تعلق و وابستگی به مکان با ضریب 814/0 و زیبایی فضا 806/0 موثرترین عوامل در میزان رضایت مندی در فضاهای عمومی شهر از دیدگاه زنان می باشد و به عنوان مهمترین عوامل تاثیرگذار بر رضایت مندی شهروندان شناسایی شدند.
    کلیدواژگان: فضاهای عمومی شهری، زنان، رضایت مندی، برنامه ریزی شهری، منطقه 4 شهرداری اصفهان
  • حامد قادرمرزی، شیدا کاشفی دوست، جمیل قادرمرزی*، دیمن کاشفی دوست صفحات 145-160
    امروزه به دنبال گسترش شهرنشینی و رشد فزاینده ی جمعیت، شهرها با مشکلات متعددی از جمله عدم بهره مندی متناسب تمامی شهروندان از خدمات شهری مواجه می باشند. پارک ها و فضاهای سبز شهری به عنوان یکی از کاربری های مهم که جمعیت قابل توجهی با آن سروکار دارند و سطوح قابل توجهی از فضای شهری را نیز به خود اختصاص می دهند، با مشکلاتی چون کمبود، توزیع نامتناسب با نیازهای جمعیتی، عدم رعایت همجواری ها و غیره روبه رو می باشند. در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی با تاکید بر جنبه کاربردی انجام پذیرفته است، چگونگی توزیع کاربری فضای سبز شهر پیرانشهر بررسی و تحلیل شده و ضمن ترسیم وضع موجود، مکان های مناسب جهت ایجاد پارک های جدید در راستای دستیابی به وضع مطلوب ارائه گردیده است. این پژوهش با ارائه ی الگوی مناسب به دنبال استقرار و توزیع بهینه فضای سبز در شهر پیرانشهر می باشد. بدین منظور پس از بررسی وضع موجود و شعاع عملکرد پارک ها با استفاده از مدل تحلیل شبکه، معیارهای تاثیرگذار در مکان یابی شناسایی، سپس معیارها را تبدیل به لایه های اطلاعاتی قابل خواندن برای نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی نموده و وزن نهایی هریک از معیارها باتوجه به میزان تاثیرگذاری توسط نرم افزار SuperDecisions و مدل ANPمحاسبه گردید. در نهایت با بهره گیری از نتایج حاصل از تلفیق لایه های اطلاعاتی زمین های شهری برای انتخاب مکان بهینه جهت ایجاد پارک در 5 دسته مناسب تا نامناسب تقسیم بندی شد. نتایج حاصل از نتایج حاصل از تحلیل یافته ها بیانگر آن است که فضای سبز موجود در شهر پیرانشهر از نظر سازگاری با سایر کاربری ها و همچنین از نظر دسترسی، نامتناسب و در رابطه با وسعت شهر به صورت مناسب توزیع نشده است.
    کلیدواژگان: پراکنش فضایی، مکانی، مکان یابی، فضای سبز، تحلیل شبکه، ANP، شهر پیرانشهر
  • حامد عیالی*، خسرو موحد صفحات 161-182
    با توجه به اهمیت طراحی غیرفعال بناها برای کاهش مصرف انرژی در رویکرد نوین جهانی، شناخت نحوه ی کارکرد الگوهای معماری بومی در جهت کاهش فشار ناشی از ساخت و سازهای نوین بر محیط طبیعی و تلاش در راستای احیای چنین الگوهایی در معماری کشور ما ضروری به نظر می رسد. هدف از این پژوهش ارزیابی حیاط مرکزی خانه های دوره ی قاجار شیراز با تکیه بر میزان دریافت تابش انرژی خورشیدی و تاثیر سایه بر میزان تابش است.
    در این راستا پژوهش پیش رو به این سوالات پاسخ خواهد داد که: تاثیر جهت گیری خانه های ثبت شده ی دوره ی قاجار بر اساس میزان دریافت تابش انرژی خورشیدی به چه صورت بوده است؟ طول، عرض و ارتفاع چه تاثیری بر میزان سایه و دریافت تابش داشته است؟
    روش تحقیق در این مقاله، روشی ترکیبی از بررسی نمونه های موردی و تحقیق میدانی، با شیوه ی جمع آوری اطلاعات از انواع مشاهده های میدانی و مطالعات اسناد کتابخانه ای است. در این مقاله تعدادی از خانه های ثبت شده ی دوره ی قاجار به عنوان نمونه هایی مورد بررسی نقد و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. سپس با توصیف های تحلیلی، استنتاجی و طبقه بندی آنها احکام لازم صادر گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که بهترین زاویه از نظر دریافت میزان تابش انرژی خورشیدی در جبهه ی شمالی حیاط مرکزی خانه های دوره ی قاجار، محدوده ی زاویه 25 درجه ی چرخش نسبت به شمال است.
    کلیدواژگان: جهت گیری، تابش خورشیدی، خانه های قاجار، حیاط مرکزی، شیراز
  • غلامحسین لکزاییان پور، ام البنی محمدرضاپور*، مهسا مالمیر صفحات 183-198
    معتبرترین روش برای شبیه سازی متغیرهای اقلیمی در دوره های آتی، تحت تاثیر تغییر اقلیم، استفاده از داده های مدل گردش عمومی جو و GCMs بوده که بزرگ مقیاس می باشند و لازم است تا ریزگردانی گردند. در این پژوهش، از داده های بارش و دمای روزانه ی ایستگاه سینوپتیک ارومیه واقع در شمال غرب ایران، طی دوره ی آماری 1971 الی 2000 جهت ورودی به نرم افزار اقلیمی ریز مقیاس نمایی SDSMاستفاده گردیده است. با در نظر گرفتن دو سناریو A2 و B2 برای دوره ی آماری 2099- 2000، در آینده دما به میزان 45/0 و 35/0 درجه ی سانتیگراد و بارندگی نیز تحت این دو سناریو به ترتیب 10 و 9 درصد افزایش می یابد.
    در پایان این تحقیق با استفاده از داده های دما و بارش پیش بینی شده ازمدل اقلیمی و رواناب رودخانه ی نازلوچای دردوره ی پایه و همچنین با استفاده از شبکه ی عصبی مصنوعی پویا، میزان آورد دبی رودخانه نازلوچای تحت دوسناریویB2 و A2برای دوره ی آتی و همچنین وضعیت سیلاب ها در سطح حوضه برآورد گردیده است. برآوردها حاکی از افزایش رواناب رودخانه در دوره ی آتی تحت سناریوهای انتشار مذکور به میزان 48 و 49 درصد بوده است.
    کلیدواژگان: دما، بارش، شبکه ی عصبی مصنوعی، ارومیه، SDSM
  • علیرضا دربان آستانه*، منیژه محمودی صفحات 199-218
    در اغلب کشورهای درحال توسعه، گرایش برنامه ریزان به تمرکززدایی فضایی، کاهش نابرابری های منطقه ای و دوگانگی های شهری و روستایی دردهه های اخیر، به اتخاذ راهبرد های متفاوتی دراین زمینه انجامیده، که یکی ازمهمترین آنها تبدیل روستاهای مرکزی به شهر و توسعه ی کالبدی و ارتقای جایگاه آنها در سلسله مراتب شبکه ی سکونتگاهی است. در ایران در بسیاری از روستاها، روستاییان با هدف تسریع روند توسعه ی سکونتگاه خود، مصرانه پیگیر تبدیل روستای خود به شهر هستند. اما اینکه این تغییر منجر به بهبود کیفیت زندگی شهروندان شده است، موضوعی است که در این مطالعه در مورد شهر بانوره از توابع استان کرمانشاه بررسی می شود. نوع پژوهش حاضر، کاربردی و پیمایشی است. جامعه ی آماری تحقیق کلیه سرپرستان خانوارهای شهر بانوره می باشد. حجم نمونه با استفاده از آماره کوکران محاسبه و در مجموع 250 نفر به صورت تصادفی انتخاب و پرسشنامه ها تکمیل شد. روایی محتوایی پرسشنامه بر اساس نظر اساتید و کارشناسان و پایایی آن در چهار مقیاس اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی- فضایی و زیست محیطی با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ بررسی و مورد تایید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از آماره های توصیفی و آزمون های کای اسکوئر و t تک نمونه استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد کیفیت زندگی در سکونتگاه مورد مطالعه در بعد کالبدی- فضایی برابر523/1، زیست محیطی برابر 906/1، اقتصادی برابر 916/1 و در بعد اجتماعی- فرهنگی برابر 952/1 در بازه ی طیف لیکرت (صفر تا چهار) می باشد.
    بر اساس نتایج آزمون t تک متغیره ی آزمون ها در همه موارد (به جز بعد اجتماعی و فرهنگی) در سطح اطمینان بالای 99 درصد معنی دار و اختلاف بین مقدار واقعی و عدد مفروض منفی است. به عبارت دیگر تغییر روستای بانوره به شهر باعث بهبود وضعیت ساکنان در ابعاد مذکور نشده است. همچنین بر اساس نتایج آزمون تجزیه واریانس یک طرفه بهبود کیفیت زندگی در بعد اجتماعی و فرهنگی در بهترین وضعیت و سایر ابعاد در گروه دوم طبقه بندی شدند. در مجموع نتایج نشان می دهد تبدیل روستا به شهر مزایای متعددی برای ساکنان به خصوص در ابعاد اقتصادی، ارائه ی برخی خدمات اجتماعی و کالبدی داشته است اما به تبع آن حجم گسترده ای از پیامدهای منفی به ساکنان تحمیل شده و از طرفی به دلیل انتظارات بالای ساکنان، به اعتقاد پاسخ گویان، در مجموع تبدیل روستا به شهر باعث افزایش کیفیت زندگی ساکنان روستا شهر جدید نشده است.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، توسعه ی اقتصادی، روستا، شهر، بعد محیطی، شهر بانوره
  • محمدمهدی خطیب *، مجتبی مهرپویان صفحات 219-234
    بررسی های ریخت زمین ساختی گسل شمال تبریز حاکی از نرخ بالای فعالیت های تکتونیکی در طول این گسل می باشد. شاخص های زمین ریختی محاسبه شده برای گسل شمال تبریز نیز تاییدکننده فعال بودن این گسل می باشد. گسل شمال تبریز یا طول تقریبی 97 کیلومتر، از دو قطعه اصلی (قطعه شمالی و قطعه جنوبی) تشکیل شده است. تغییرات مقادیر شاخص های ریخت زمین ساختی در طول گسل شمال تبریز نشان دهنده اختلاف در رفتار این گسل در طول خود می باشد. این اختلاف رفتار بر مورفولوژی مناطق مجاور این گسل تاثیر گذاشته و سبب ایجاد چشم اندازهای متفاوتی در طول این گسل و نیز در شمال و جنوب آن شده است. بر اساس اختلاف در رفتار، گسل شمال تبریز قابل تفکیک به 3 قسمت می باشد. بطوری که در قطعه شمالی گسل شمال تبریز شاهد نرخ ملایم بالاآمدگی و فعالیت های تکتونیکی در بلوک شمالی این گسل و عدم فعالیت تکتونیکی و بالاآمدگی در بلوک جنوبی آن می باشیم. قطعه جنوبی این گسل نیز رفتاری متفاوت در طول خود نشان می دهد. در طولی از قطعه جنوبی این گسل که از شمال فرودگاه تبریز تا جنوب شهرک باغمیشه تبریز امتداد دارد در بلوک شمالی گسل تبریز نرخ ملایم بالاآمدگی و فعالیت تکتونیکی مشاهده می شود. در صورتی که در طولی از قطعه جنوبی این گسل که از جنوب شهرک باغمیشه تبریز تا شهر بستان آباد امتداد دارد، شاهد فعالیت های تکتونیکی و بالاآمدگی در بلوک جنوبی این گسل و نرخ پایین بالاآمدگی و فعالیت های تکتونیکی در بلوک شمالی آن می باشیم.
    کلیدواژگان: اختلاف در رفتار قطعات، شاخص های ریخت زمین ساختی، فعالیت های تکتونیکی، گسل شمال تبریز
  • چکیده ها
    صفحات 235-247
|
  • Issa Ibrahimzadeh*, Mirnajaf Mousavi Pages 1-26
    Iran's borders as the communication's bottleneck and by having extra geopolitical capacities of economic, security, access, international and regional communications has the functions for creating power in the country, in which the lack of development and existence of welfare gap between the border cities and the central ones , which has created a kind of border , has increased the necessity of territorial planning of these areas. In this regard, the aim of this study was to evaluate the factors effective on Geo-economics and geopolitical conditions in border areas of South-East of the country and their effects on Territorial development and Spatial Planning. The research method is descriptive- analytical method and the sample size is 85 experts and professionals people and sampling method is random and systematic , the indices for examination of geopolitical and Geo-economic factors of the province were 22 indicators of economical, social, political and cultural ones. Based on the findings of path analysis model, geo-economic variables with the value of 0.764 have the highest effect in reducing the regional dichotomy and decreasing the center/periphery gap, but the ethnic -cultural geopolitic's variables with value - 0.538 has had negative and decreasing effect on the province planning, which their greatest effect is through the direct effects. Meanwhile, the increase of ethnic tensions due to the incitement of extra regional powers and under the effect of proximity with the border leading to insecurity in the region and these factors destroy all the existing opportunities in the area in the field of economical development , and in the main body of this study, some strategies have been presented for optima territorial planning and development in the region.
    Keywords: Territorial Spatial Planning, Geopolitics, Geo, economics, Borders Area, Ethnicity, Sistan, Baluchestan
  • Hossein Asakereh*, Seyed Abolfazl Masoudian, Hasan Shadman Pages 27-44
    One of temperature status is high temperatures and occurrence of hot days. Surveying hot days and their atmospheric mechanism together with this event is an inevitable necessity regarding the importance of this temperature status. In the present paper, it is tried to recognize, classify and analyze the widespread hot days of Iran. For this purpose, two databases have been used in this study; Firstly, data base network of the state maximum temperature , these data are the outcome of interpolation of the beginning of 1961 up to the end of 2007. The second is atmospheric data including sea surface pressure( Hectopascal), zonal and meridian wind(M/S) and geopotential height(m). to study these data, an area between 10 ° of West longitude up to 120 ° of East longitude and 0° up to 80 ° of north Latitude was considered.
    During the statistical period ,1539 hot days have been identified. These days has been classified in to 4 categories by using cluster analysis. Analysis of atmospheric conditions together with these days showed that together with forming warm days , the regional low pressure and negative anomaly of pressure is possible in the country. So the wind direction from southern areas especially Saudi Arabia, Iraq and Africa in lower levels of the earth and even middle of the atmosphere , which is due to the height increase on Iran, has been observed. Surface and higher elevation heating has made the atmospheric sustainability, because the temperature difference of the two elevations and consequently the thermal vacation is decreased and stability of temperature status is expected.
    Keywords: Hot day, Temperature Advection, Widespread, Iran
  • Mahmoud Ghadiry* Pages 45-62
    Vulnerability reduction against earthquake needs clear and targeted Plans and It necessitates an integrated approach regarding the dimensions and causes of vulnerability. So, this research is aimed to assess Iran 5-years development plans and answering to these questions: 1) Do Iran 5-years development plans have integrated approach to earthquake vulnerability? 2) What changes have happened in the approach of Iran 5-years development plans to vulnerability? for answering these questions, theoretical framework has made and two hypothesis offered. For testing hypothesis, at the framework of descriptive- analytical research method, the operational definition of "quality of the approach of development plans to vulnerability" offered in 4 dimensions, 16 indexes and 64 indicators, based on the Likert scaleand by SAW AND AHP methods . Data was gathered with library method. Analysis the data were done with quantitative and descriptive method. Results for confirming the first hypothesis suggested that the degree of socio- economic dimension of vulnerability is low and unsuitable in all plans.Also the degree of the participatory- cultural aspects is low and unsuitable. But, in contrast the degree of management- commandership aspects and technical-physical dimensions has increased strongly after the second plan. Results indicates the dominance of management, technical- physical approach and lack of an integrated approach. Also, the results for approving the second hypothesis showed that the expanding of attention to disaster management and vulnerability reduction has increased quantitatively from the first plan up to the fifth plan, mostly in indexes related with management and technical- physical dimensions.
    Keywords: Earthquake, Iran, Development Plans, Vulnerability, Approach
  • Ali Hajinejad*, Aboozar Paidar, Hamed Arshad Pages 63-82
    The experience of centralized countries showed that one-side and subject view looking at the city will cause great problems. Removing such problems is possible through public supervision (responsiveness), collaborative action and promoting the efficiency level of urban functions. Good urban governing is suggested as the new approach of decision-making system and managing urban affairs and in fact is a process that is formed on one hand, according to interaction between organizations and official foundations of managing city and on the other hand private organizations and organizations of civil society.
    The purpose of the recent research is to measure the situation of indices of good urban governing and showing the role of facilitator of citizens in access to this great goal. The methodology is descriptive-analytical one and by using SWOT and questionnaire, the position of the strategic program of good urban governing is analyzed. To this end, based on Cochran formula, 385 questionnaire of citizens and 32 questionnaire of the professionals and experts of municipality and city council were completed. The result showed that according to citizens, the best situation among indices of good governing belongs to the indices of strategic insight and partnership and according to experts, the best status belongs to receptiveness and answerability indices.The results obtained from SWOT analysis showed that governing status in Zahedan city is on defensive status among four statuses of invasive, conservative, competitive and defensive, procedures are as the following : Attraction of participation and attention to the people's view in preparing the plans and information about the details of plans, concentration on strategic thought and gathering local managers on implementation of urban integrated management and the necessity of coordination between organizations, special attention to environmental issues in the planning, attention to justice issues, equal access of the districts to the facilities and decreasing the created gap between the districts in this regard.
    Keywords: Good governance, Participation, Responsiveness, SWOT, Zahedan
  • Sirus Ghanbari*, Mahmoud Khosravi, Sohila Mohamadi Pages 83-106
    Promoting social justice, optimal resource allocation, price fixing and improving income distribution are of the main objectives and Philosophy of existence of subsidie's payment in all countries of the world. Also in the fifth and sixth socio-economical development plan of Iran, the aim is that the government through targeting the obvious and hidden subsidies ,pays the obtained resources of this policy to the goal groups. The purpose of this study is to recognize the impact of targeting subsides plan on the life of villagers of the central villages of Nurabad mamasani township. The research method is descriptive –analytical one and the necessary data was gathered through analyzing and distribution of questionnaire among the goal groups, The under study statistical community consisted of 4,494 rural households in three villages of Nurabad township and the sample size was determined 353 households by using Cochran formula.According to the indices of the subject matter, 7 questions out of 15 questions were analyzed which were related to the impact of subsidies on changing consumption patterns in rural households .The results obtained from one-sample t-test indicate that by implementing the policy of targeted subsidies, a favorable trend has been created in the consumption pattern and such improvement is more obvious in poor and low income rural areas . Findings from field surveying and information obtained from the questionnaires and spatial analyzing by using Kernel density function and Hot spot analysis in GIS environment shows that improvement of consumption pattern and promoting the welfare of rural households in Jozar village is significant due to the productivity of its rural areas and less dependent on urban areas and the villages of Javid mahori and bakash Yek, due to their dependence and closing of rural households to Nurabad township and increase of costs, improvement of consumption patterns is not so meaningful and is evaluated as medium. Also it is determined that in the studied villages, the cash subsidies is useful and effective for those in need and poor rural communities, but for high-income groups is evaluated as average.
    Keywords: Hotspots subsidies, spatial analysis, Kernel density function, Consumption patterns, Villages of Mamasani township
  • Hadi Veisi*, Shahnaz Mohamadinejad Pages 107-126
    The most fundamental concept of social life is security and societal security is the most important aspect of security. One factor that has a negative impact on societal security is drug smuggling in the community. This study sought to examine the impact of drug smuggling on societal security in Kerman province, which performed by descriptive and spatial analysis methods. The required data collected by library method. They gathered from United Nations Office on Drugs and Crime (UNODC), Statistics Center of Iran and Kerman Province’s Applied Research Office of police commander. Societal insecurity indicators such as the rate of armed robbery, robbery rape, kidnapping and murder with the amount of drugs seized and drug smuggling territory between 2007-2011 according to Kerman province is studied. It is used to analyze data from SPSS software for computing coefficient Of correlation of research variables and Arc GIS software for computing and spatial analysis by method of Inverse Distance Weighted (IDW) interpolation and without weighted linear Combination (WLC). The results show that the townships of eastern half of Kerman province that are the areas under the influence of drug smuggling to smuggle drugs into the province and the country are more untoward than townships of the western half of the state societal security. This means that areas of drug smuggling have more societal insecurity and security crimes than other areas.
    Keywords: Security, Societal Security, Societal Insecurity, Drug Trafficking
  • Malihe Izadi, Jamal Mohamadi, Zahra Taheri*, Hosniye Shirkhani Pages 127-144
    Public spaces are among the important variables which affect on the citizen's satisfaction. The main objective of this study is the review and recognition of effective factors and indicators relevant with the favorability and satisfaction of public spaces by emphasis on the women's view. Based on the findings and results, it is a surveying study of district No. 4 of Isfahan city and by using indicator making technique, some indicators were extracted for measuring the satisfaction rate of citizens about the under study area for women. This study from nature and method point of view is based on descriptive-analytical approach and from the objective view is of applied –developmental one. The research method is a combination of library-field one and the data were gathered through questionnaires and the statistical society comprises of women over 15 years in the public spaces of district No. 4, Isfahan. Using factor analysis, 5 factors of the 27 indicators were extracted that all had a special value of over 1 and define a total of 68.50 percent of the variance.Regarding the obtained results, it can be said that environmental security components with correlation coefficient of 0.876, safety with coefficient0.819, environment cleanness with coefficient0.827, sense of belonging and dependency on place of coefficient 0.814 and the space beauty of coefficient 0.806 are the most important factors of satisfaction in public spaces of the city from the view point of women and were recognized as the most important factors ion citizen's satisfaction.
    Keywords: Urban public spaces, Women, Satisfaction, Urban Planning, Region 4 of Isfahan
  • Hamed Ghadermarzi, Sheyda Kashefidust, Jamil Ghadermarzi*, Diman Kashefidust Pages 145-160
    Green spaces and parks are one of recreational services and in particular as one of the important uses that deal with large urban populations which include significant levels of city area are facing problems such as shortage, Inappropriate distribution of the population needs and so on. Now the purpose of this study is to analyze the distribution of green spaces and parks in the city of Piranshahr and how to organize appropriately. The research method is Cross-sectional. To analyze and classify information ANP, AHP models and network analysis model is used and to perform this operation ARC/GIS, Super Decisions software are used. The result of the analysis indicates that green space in the city of Piranshahr in terms of compatibility with other users and also in terms of access, is inappropriate. Then with combination of different effective layers, the final map of the optimal areas for construction of urban parks were developed and recommended.
    Keywords: Spatial, location distribution, Location, Green spaces, Network analysis, ANP, Piranshahr city
  • Hamed Ayali*, Khosrov Movahed Pages 161-182
    Considering the importance of passive design of buildings to reduce energy consumption in new global approach, understanding how local architectural patterns work to decrease pressure on the natural environment caused by the new construction operations and attempt to revive such patterns in the Iranian architecture seems to be necessary. The purpose of this study is to evaluate the central courtyard of houses at Qajar era, Shiraz by relying on the rate of received solar radiation and shadow effect on radiation. In this regard, this study will answer these questions that What is the effect of registered Qajar era houses on the amount of solar radiation? And what is the effect of length, width and height on the rate of shadow and received radiation?This research method is a combination of the study case studies and field research and the data collection method is of field observations and library documents. In this study, some of the registered houses of Qajar era have been studied as a case and then were analyzed. Then the results were issued by analytical description, inference and their classification. The results show that the best angle of solar radiation receipt at the northern side of the central courtyard of Qajar era houses, is the angle of 25 degrees to the north
    Keywords: Orientation, Solar radiation, Qajar era houses, The central courtyard, Shiraz
  • Gholam Hossein Lakzaianpour, Omolbani Mohamadrezapour*, Mahsa Malmir Pages 183-198
    The most reliable method for simulation of climatic changes in the future, based on the climatic changes is the use of General Circulation Models (GCMs) which are of large scales which needs to be downscaled. In this study, the daily temperature and precipitation data gathered in the Uremia synoptic station, located in the north west part of Iran, 1971- 2000, were used to be inserted in the fine-scale climate Input Software, DSM. Considering the two A2 and B2 scenarios for statistical period of2000- 2099, the temperature will increase by 0.45 and 0.35° C and rainfall will increase by10% and 9%, respectively in the future.
    At the end of the study and under these scenarios, both the flow rate of the river and the conditions of the floods on the surface of the catchment were estimated for the future period. It was performed using the predicted precipitation and temperature data gathered from the local model and the runoff patterns of the Nazloochaei River within the base period as well as the artificial dynamic neural networks. These estimates suggested that the river runoff during the next period under the above dispersion scenarios increased by 48 and 49%.
    Keywords: Temperature, Rainfall, Artificial dynamic neural network, Uremia, SDSM
  • Alireza Darbanastaneh*, Manije Mahmoudi Pages 199-218
    In most of developing countries, the tendency of programmers to spatial decentralization, reduction of regional inequalities and urban and rural duality in recent decades has led to adopt different strategies in this regard. One of the most important of such strategies is changing the central villages in to city and their physical development and promotion of their position in the hierarchy of the settlement network. In Iran and in many villages, rural people with the aim of accelerating the development of their settlements, persists on changing their villages to city. But this subject that such changes has caused the improvement of the citizen's life quality is an issue which in this article, is reviewed about Banvareh city in Kermanshah province. Method of this research is applied and surveying type. Statistical population of the research is all heads of households in Banvareh city. The sample size was calculated using Cochran's statistic and a total of 250 people were randomly selected and questionares were completed. Content validity of questionnaire, was evaluated according to the views of academics and experts. Reliability of the questionnaire in the four economic, social - cultural, physical - environmental and ecological scales were reviewed and approved by using Cronbach's alpha. For data analysis, descriptive statistics and Chi-square and t-tests were used. The results show that quality life in the under study settlements in spatial-physical aspect is equal to 01.523, environmental 01.906 , economical 1.916 and social –cultural equal to 1.952 in Likert scale (zero to five) . Based on the findings of t test, the single variable of tests in all cases( except of social and cultural aspect) is at a high reliability level of 99% and the difference between the real amount and the assumed figure is negative, on the other words, changing Banvareh village to city has not improved the condition of the residents in the said aspects . Also based on the one way analysis of variance test results, improvement of the quality life in social-cultural aspect has been classified in the best condition and in other aspects were classified in the second group. In total, the results show that changing village into city has numerous benefits for the residents, especially in the economic dimension, has had some social and physical services, but a large number of negative consequences has imposed on the residents and On the other hand, due to the high expectations of residents, according to respondents, in general changing village to city has not caused the improvement of the life quality of the residents of the new agropolitans .
    Keywords: Quality of life, Agropolitans, Banvareh city, Economic development, Environmental dimension
  • Mohamadmahdi Khatib*, Mojtaba Mehrpoyan Pages 219-234
    Morphological study of ​​Tabriz north fault indicates the high rate of tectonic activity along this fault. The indices calculated for Tabriz north fault confirms this fault’s activity aswell. Tabriz fault with approximate length of 97 km has formed of two main parts ( the northern part and the southern part ) . The changes of geomorphologic indices value along Tabriz north fault show difference in the behavior of this fault along itself. This difference of behavior impacts on geomorphologic behavior of this fault’s surrounding areas and creates different landscapes along this fault and also at its north and west part. Based on the difference in behavior of Tabriz north fault, it is separable in to three parts.
    So that, at the northern part of Tabriz north fault, a gentle up rise and tectonic activities at the northern block of this fault and lack of tectonic activities and up rise at its southern block can be observed. The southern part of this fault also shows different behavior along itself, i.e. at a length of southern part of the fault which extends from north of Tabriz airport up to the south part of Baghmishe town. At the northern block of Tabriz fault, a gentle rate of up rise and tectonic activities is observed.
    While, at a length of the southern part of the fault which extends from Baghmishe town up to Bostan abad town, we observe tectonic activities and up rising at the south block of this fault and low rate of up rising and tectonic activities at the its northern block.
    Keywords: Difference in the behavior of components, Morphologic indices building, Tectonic activity, Tabriz north fault