فهرست مطالب

  • پیاپی 79 (1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/12
  • تعداد عناوین: 10
|
  • کامران احمدگلی*، ادریس رنجی صفحات 7-34
    زمانه، زندگی، اشعار و نظریه های انتقادی و ادبی ویلیام وردزورث، طلایه دار جنبش رمانتیک در ادبیات انگلستان، و نیما یوشیج، که در دوره ای از زندگی شاعری رمانتیک شمرده می شود، شباهت های بسیاری دارند. هر دو شاعر در زمانه انقلاب و آشوب زیستند و به سهم خود بر سنت های ادبی غالب در کشورشان شوریدند و تلاش های آنان انقلابی در شعر و نظریه ادبی به وجود آورد. این مقاله با نگاهی به اصول اثبات شده جنبش رمانتیسم به مشخص کردن پیش زمینه های مشابه زندگی نامه ای، اجتماعی اقتصادی و فلسفی دو شاعر پرداخته و سپس به بررسی نزدیکی های نوسازی دو شاعر در نظریه و عمل می پردازد. در این کار رویکرد دو شاعر به مفاهیمی مانند شعر و شاعری، محتوا، زبان، احساسات و عواطف و جامعه تحت بررسی قرار می گیرد و مشخص می شود که دو شاعر با تاثیرپذیری از زمانه خود و تحولات تاریخی در عصر انقلاب های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی موفق به انقلاب در شعر و نظریه انتقادی کشورشان شدند. این انقلاب عبارت بود از درک مفاهیم نوین عصر و بیان آنها با شکلی تازه که سرآغاز شعر «مدرن» در انگلستان و شعر «نو» در ایران قلمداد می شود.
    کلیدواژگان: رمانتیسم، انقلاب، شعر رمانتیک، شعر نو، ویلیام وردزورث، نیما یوشیج
  • علی اکبر باقری خلیلی*، عفت سادات غفوری صفحات 35-58
    کاربردشناسی به کارکرد زبان در بافت مربوط است و هر جمله ثابت در بافت های متغیر می تواند کارکردهای متفاوتی داشته باشد؛ ازاین رو، معنا همان کاربرد است و مستقل از بافت وجود ندارد، اما نوع جمله ها از عوامل تعیین کننده در استنباط معانی است. جمله پرسشی در زبان فارسی دارای دوگونه ایجابی و غیرایجابی است. هدف از گزاره های پرسشی غیرایجابی یا بلاغی انتقال پیام به طرز غیرمستقیم و موثرتر است. قیصر امین پور در دفترهای پنج گانه شعری از گزاره های پرسشی به صورت گسترده و گوناگون استفاده می کند. پرسش های هریک از دفترها محصول اوضاع اجتماعی و افق های فکری عاطفی شاعرند و هرچه از دوره اول به دوره سوم نزدیک تر می شویم، ازنظر کیفی و ژرف اندیشی، خردمندانه تر و واقع گرایانه تر می شوند؛ به همین دلیل، با بررسی انگیزه های گزاره های پرسشی براساس فرایند زمانی می توان به بازشناسی دگردیسی فکری عاطفی شاعر دست یافت. مهم ترین این انگیزه ها عبارت اند از: 1) حیرت 2) تردید 3) انتقاد 4) امیدواری. حیرت در اشعار قیصر از یقین به آرمان های انقلاب و جنگ، به حیرت در خودشناسی و دست یابی به مقصود منجر می شود و تردید امین پور اساسا مربوط به دوره سوم و رهاورد حیرت هایش است و ابعاد اعتقادی و عمل گرایانه و واقع گرایانه را دربرمی گیرد. مهم ترین دگردیسی های فکری عاطفی شاعر عبارت اند از: 1) از یقین به تردید 2) از آرمان شهر به شهر و زندگی واقعی مردم 3) از فردگرایی به جمع گرایی 4) از نگرش به بینش یا از مشاهده به اندیشه 5) از پیروزی در جنگ به پیروزی بر جنگ 6) از نومیدی به امیدواری.
    کلیدواژگان: گزاره های پرسشی، کاربردشناسی، قیصر امین پور، حیرت، تردید، انتقاد
  • حمیدرضا توکلی* صفحات 59-82
    ناامیدی از بخشایش خداوندی از بنیانی ترین ویژگی های شخصیت ابلیس است که از دیرباز بر آن انگشت گذاشته اند. در مثنوی و غزلیات شمس ابلیس همان شخصیت رانده، لعین و ناامید است، اما مولانا در لحظه هایی ویژه سرور مهجوران را در چشم انداز امید جای می دهد و داستان آفرینش را از زاویه ای دیگر می نگرد. این چشم انداز با سنت دفاع از ابلیس در فرهنگ عرفانی ما پیوند می گیرد؛ سنتی که خود خلاف آمد رویکرد سنت عرفانی به ابلیس است؛ سنتی محدود و مهجور اما چشمگیر و تامل برانگیز. اشاره به امیدواری ابلیس هرچند پیش از مولانا نمونه های پراکنده و انگشت شماری دارد، شیوه بیان و نگاه مولانا در این زمینه یگانه است؛ نگاهی که پرورده نظام جهان شناختی اوست. نکته درخور دقت آنکه حتی در میراث عارفانی که از ابلیس دفاع کرده اند تکیه و تاکیدی هم سنگ مولانا دراین باره نیست و ابلیس بیشتر در سیمای عاشقی تراژیک نمایان می شود.
    کلیدواژگان: مولانا، داستان آفرینش، دفاع از ابلیس، ناامیدی از رحمت الهی، امیدواری به رحمت الهی
  • سوسن جبری* صفحات 84-112
    در کتاب های بلاغت برای شناخت کنایه پنج معیار ارائه شده است. موضوع این پژوهش بررسی درستی و کارآیی معیارهای چهارم و پنجم است که در شناخت و تعریف کنایه ابهام و آشفتگی آفریده اند و موجب ناسازگاری تعاریف کنایه با ماهیت کنایات شده اند. درباره درستی و کارآیی معیار چهارم باید گفت کنایه در واژه و ترکیب شکل نمی گیرد؛ زیرا دربردارنده تصویر مرکبی است که به ضرورت در گزاره کنایی شکل می گیرد و از معنای اولیه دارای مصداقی بیرونی یا مصداقی خیالی برخوردار می شود و سپس زمینه تداعی لازم معنا را فراهم می کند؛ درنتیجه، ازآنجاکه کنایه در جمله شکل می گیرد، باید آن را گزاره کنایی گفت.
    درباره درستی و کارآیی معیار پنجم باید گفت معنای حقیقی همه گزاره های کنایی، بنابر ماهیت شیوه های تصویرسازی زبانی، همیشه در واقعیت بیرونی تحقق یافتنی نیستند و همیشه مصداق بیرونی و عینی ندارند. بنابراین معنای اولیه کنایه گاه مصداق بیرونی و گاه مصداق خیالی دارد. درهرحال، این معنای اولیه، فراخواننده مدلول های معنایی هم نشین خود است و گذر به ملازم معنا را ممکن می کند. بنابراین برمبنای ماهیت معنای اولیه، گزاره های کنایی را می توان به سه گروه تقسیم کرد: گروه اول، گزاره های کنایی تصویری که معنای اولیه و لازم معنایشان قابلیت تحقق در واقعیت بیرونی را دارد و لازم معنایشان بر معنایی دارای مصداق عینی دلالت می کند؛ گروه دوم، گزاره های کنایی خیالی که معنای اولیه شان مصداق خیالی دارد و لازم معنایشان بر مفهومی انتزاعی دلالت می کند؛ گروه سوم، گزاره های کنایی شعری که دارای صورخیال مجاز، تشبیه و استعاره هستند و معنای اولیه شان پس از کشف مجازها و استعارات ممکن است قابلیت تحقق در واقعیت بیرونی یا تحقق در خیال را داشته باشد و لازم معنایشان نیز ممکن است بر مصداقی عینی یا مفهومی انتزاعی دلالت کند.
    کلیدواژگان: کنایه، ملازم معنا، گزاره کنایی تصویری، گزاره کنایی خیالی، گزاره کنایی شعری
  • راضیه حجتی زاده* صفحات 113-139
    پرسش، علاوه بر برخورداری از ویژگی های بلاغی و زبانی، یکی از عوامل ایجاد تفکر خلاق است. هدف از طرح پرسش در تفکر خلاق را عواملی همچون کنترل غیرمستقیم مخاطب، کسب اطلاعات از او، بررسی و آزمون، بیدارکردن اندیشه، به حرکت درآوردن و راهبری فکرها در جهتی معین و آشنایی با طرز فکر مخاطب می توان برشمرد. در فضای غیرگفت وگویی کمتر پرسشی عنوان می شود اما در فضای گفت وگو و دیالوگ، آنچه بیش از همه در سلامت بنیان گفت وگو تاثیر دارد، طرح سوال است. هدف این مقاله، بررسی شیوه های هدایت ذهن ازطریق به کارگیری پرسش در دیوان ناصرخسرو است. ازاین رو، با روش کاربردشناسی تربیتی و زبانی و همچنین، با نگاهی به رویکرد علم معانی، انواع پرسش به دو گروه پرسش بلاغی و پرسش فلسفی شامل تمثیل، قیاس و استقراء تقسیم شده است. در پایان، ضمن اشاره به ویژگی پرسش های بلاغی به عنوان پرسش بسته یا همگرا و پرسش های فلسفی به مثابه پرسش باز یا واگرا، این نتیجه حاصل شد که ناصرخسرو از پرسش به منظور ایجاد «خودپنداری مثبت» در مخاطب بهره برده است. بدین معنی که با درنظرگرفتن تفاوت های فردی میان یادگیرندگان، باورهای پیشین آنان را پوچ و بی ارزش جلوه نمی دهد، بلکه با یادآوری ارزش موضوع گفت وگو، از مخاطب می خواهد که به بازنگری درباره آن یا توجه به ابعاد دیگر موضوع بپردازد.
    کلیدواژگان: ناصرخسرو، پرسش باز، پرسش بسته، نفوذ، قصد
  • مرتضی حیدری* صفحات 141-168
    بایستگی استفاده از دانش های نوین ادبی در ارزیابی متون قرآنی و نوشته های برآمده از معارف قرآنی در جهان امروز بر پژوهشگران مسلمان آشکار و گریزناپذیر است. در پژوهش حاضر ساختار قصه حضرت یوسف(ع) در ترجمه تفسیر طبری با استفاده از نظریه ریخت شناسی پراپ تحت ارزیابی قرار گرفته است. برای رسیدن به نتیجه ای مناسب تر، این قصه به چهار داستان بخش شده و شخصیت ها و خویش کاری های آنها در هر داستان هدف تحلیل انتقادی قرار گرفته است. شمارگان شخصیت های قصه و چگونگی خویش کاری های آنها تطابق ساختاری این قصه را با نظریه پراپ و تبصره های نظریه او به روشنی نشان می دهد. حرکت های سه داستان از چهار داستان این قصه از الگوهای حرکتی شش گانه پراپ پیروی کرده است؛ تنها در داستان دوم این قصه حرکتی دو مقطعی دیده می شود که با الگوهای حرکتی پراپ هم خوانی ندارد و حرکت تازه ای به شمار می رود. پراپ در آرای خود به ریشه های دینی قصه ها توجه زیادی داشته و نظریه ریخت شناسی او در مطالعه قصه یوسف(ع) بسیار کار گر افتاده است. ازآنجاکه پراپ به ساختار ها توجه داشته نه روساخت ها و جزئیات کمیت زای قصه ها، آرای او در مطالعه قصه هایی غیر از قصه های پریان نیز کار گشاست. نگارنده در پایان پیشنهاد می کند، با بهره گیری از آرای پراپ، همه قصه های قرآنی و تفاسیر این قصه ها ارزیابی ساختاری شوند تا ساختار بنیادین این قصه ها به دست آید.
    کلیدواژگان: پراپ، ریخت شناسی، قصه، یوسف(ع)، ترجمه تفسیر طبری
  • غلامعلی فلاح*، سارا برامکی صفحات 169-191
    ادبیات مهاجرت فارسی بخش مهمی از ادبیات معاصر ایران را تشکیل می دهد که از ژانر روایت برای بیان مسائل و دغدغه های مهاجران در سرزمین میزبان استفاده می کند. این پژوهش با استفاده از رویکرد ترکیبی روایت شناسی و مطالعات پسااستعماری در تحلیل نوع ادبی رمان مهاجرت فارسی درپی پاسخ به این پرسش است که آیا می توان متون مهاجرت فارسی را نوعی روایت پسااستعماری دانست و برای بررسی و تحلیل آن از ترکیب روایت شناسی با نظریه پسااستعماری، به تبیین نوع خاصی از روایت شناسی به نام روایت شناسی پسااستعماری دست زد؟ فرض پژوهش بر این است که ادبیات مهاجرت فارسی با توجه به مفاهیم متعدد پسااستعماری مطرح شده در آن، گونه ای روایت پسااستعماری است که در دفاع از گروه اقلیت و به حاشیه رانده شده مهاجران در سرزمین میزبان و دادن قدرت و توانایی سخن گفتن به آنها، با استفاده از واژگان و قالب توانمند روایت، در فضایی موسوم به فضای سوم، به دست نویسنده پسااستعماری مهاجر نوشته می شود. نویسنده مهاجر با انتخاب موضوع «مهاجرت» در روایت خود، همه تلاش خود را برای به مرکزآوردن فرد به حاشیه رانده شده مهاجر، مطرح کردن خواست ها، علایق و روایت ویژه او به کار می بندد.
    کلیدواژگان: روایت شناسی پسااستعماری، مهاجرت، هویت، گفتمان، حاشیه ای بودن
  • سیدعلی قاسم زاده*، فاطمه محمدی صفحات 193-218
    با نگاهی به رمان نویسی افغانستان و فراز و فرودهای آن، واقعیت هایی از تحولات فکری و ادبی این جامعه بر مخاطب آشکار می شود که نیازمند پژوهش های درازدامن است. یکی از این واقعیت ها رویکردهای مدرنیستی و پست مدرنیستی در ادبیات داستانی افغانستان است که جامعه رمان نویسان آن کشور را به جامعه داستان نویسی معاصر پیوند زده است و جنبه های زندگی انسان افغان، به ویژه خیل روشنفکران افغان را به تصویر می کشد. این جستار به شیوه توصیفی- تحلیلی تلاش کرده است با واکاوی رمان های معاصر افغانستان بعد از وقوع کودتای 7ثور 1357ه‍. ش. تا به امروز گرایش های مهم مدرنیستی و پست مدرنیستی رمان نویسان افغانستان را انعکاس دهد. از این تحقیق برمی آید که گرچه نمی توان از نهادینه شدن مکتب رمان نویسی مدرنیستی و پسامدرنیستی در ادبیات داستانی افغانستان سخن گفت، رشد فزاینده عناصر و مولفه هایی نظیر بحران هویت شخصیت های داستانی، پیامدهای جنگ و مهاجرت برای زنان و مردان افغان، تلاش برای واسازی تقابل مرد/زن در نظام نوشتاری مردسالار افغانستان، بازنمایی تقابل پرتنش میان سنت گرایی با تجددطلبی و... از پیدایش جریان های ادبی جدید در ادبیات داستانی افغانستان حکایت می کند؛ جریان هایی شبه مدرنیستی و گاه شبه پسامدرن که اغلب روشنفکران مهاجر به تبعیت و تقلید از تکنیک های داستان نویسی غرب در پیش گرفته اند.
    کلیدواژگان: جریان شناسی، رماننویسی افغانستان، مدرنیسم، پستمدرنیسم
  • کلثوم قربانی جویباری* صفحات 219-245
    این مقاله کوشیده است تا با رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف به بررسی مجموعه داستان های کوتاه فریبا وفی با عنوان حتی وقتی می خندیم بپردازد. در رویکرد فرکلاف یک متن در سه سطح مختلف بررسی می شود. این سه سطح عبارت اند از: 1. سطح توصیف که مبتنی بر تحلیل صوری، دستوری، واژگان، ضمایر، وجه افعال و قیود است. 2. سطح تفسیر که متن را براساس بافت موقعیت و عوامل بینامتنی تحلیل می کند. 3. سطح تبیین که به توضیح چرایی تولید متن و بررسی گفتمان غالب و ایدئولوژی و قدرت حاکم بر متن می پردازد. نگارنده پس از تحلیل متن داستان ها در هر سه سطح به نکات زیر دست یافته است: 1. توصیف ها و به کارگیری واژگان «زن» و «شوهر» و بسامد بالای وجه اخباری در افعال و قیود، نشان دهنده پایبندی نویسنده به حقیقت گزاره های داستان است؛ 2. کاربرد فراوان ضمیر «ما» مبین هم ذات پنداری نویسنده با همه زنان است. 3. در سطح تفسیر این مجموعه تحت تاثیر دیدگاه های فمینیستی نویسندگانی چون ویرجینیا وولف و سیمون دوبووار به وضعیت موجود زندگی زنان معترض است. 4. در سطح تبیین روشن می شود که دنیای زنانه داستان ها به طرز معناداری وابسته به مردان و قدرت پدرسالار است. زنان داستان های کوتاه فریبا وفی گرچه در دنیای امروز زندگی می کنند و از نظر ظاهری از قیدوبندهای جامعه سنتی رها شده اند، درواقع ازنظر روحی و اجتماعی تحت سلطه مردان و سنت های مردسالارند، به طوری که هویتشان در گرو حضور یک مرد مانند شوهر، برادر و نظیر آن است.
    کلیدواژگان: نورمن فرکلاف، تحلیل انتقادی گفتمان، زن، فریبا وفی، حتی وقتی می خندیم
  • حمیده نوح پیشه*، روح الله هادی صفحات 247-269
    اشکالات و اختلافاتی که در متون درسی علم معانی وجود دارد باعث شده است جایگاه این شاخه علمی در میان علوم ادبی تضعیف و کارآیی های بالقوه آن در درک زیبایی و تحلیل مسائل ادبی پنهان شود. این اشکالات غالبا از فقدان روش علمی و نبود تعریف درست و دقیق از مبانی این دانش سرچشمه می گیرد.
    این پژوهش در جهت بازبینی، نقد و تبیین مبحث «حذف و ذکر» انجام شده است که یکی از بخش های مهم فن معانی است. حذف و ذکر از مهم ترین ابزارهای بلاغی شعرا و نویسندگان فارسی است که در طول تاریخ ادبی به صورت متنوع و مکرر از آن بهره برده اند؛ ازهمین رو توضیح و تفسیر جنبه بلاغی آن از نخستین کتاب های معانی تا دوره معاصر درکانون توجه اهل بلاغت بوده است.
    نویسندگان مقاله حاضر مبحث «حذف و ذکر» را در کتاب های بلاغت فارسی بررسی کرده و ضعف ها و قوت های این کتاب ها را در ارائه منسجم و هدفمند این بخش مهم از علم معانی نشان داده اند و درنهایت برای حذف برخی اغراض ثانویه نادرست، ادغام دسته ای از اغراض در یکدیگر، تغییر نام بعضی از آنها، تعیین «حدود مسند» و بازنگری مبحث «ذکرمسندالیه» پیشنهادهایی مطرح کرده اند.
    کلیدواژگان: علم معانی، حذف، ذکر، احوال مسندالیه، احوال مسند
|
  • Kamran Ahmadgoli*, Edris Ranji Pages 7-34
    The time, life, poetry, literary and critical theories of William Wordsworth, the pioneer of Romanticism in English literature, and Nima Youshij, who is often regarded as a Romantic in some part of his literary career, share many similarities. Both poets lived at a time of revolution and turmoil and both revolted against the dominant literary conventions of their time with their efforts accordingly leading to revolutions in the poetry and literary theory of their land. After delineating the accepted tenets of the Romantic Movement, this article highlights the analogous biographical, socio-economical and philosophical contexts of the two poets’ career and studies the affinities of their attempts at modernizing the poetic theory and practice of their countries. To this aim, the two poets’ attitude towards concepts such as poetry and the poet, content, language, feelings and emotions, and society are examined in detail. It is explained that by being influenced by their time and the historical evolutions in the age of social, cultural and economic revolutions, the two poets were able to bring the revolution into the poetry and critical theory and practice of their time. This revolution consists of realizing the novel concepts of the age and expressing them in a new form, which is considered as the commencement of “Modern” English poetry in England and “New” Persian poetry in Iran.
    Keywords: Romanticism, Revolution, Romantic Poetry, “New” Poetry, William Wordsworth, Nima Youshij
  • Ali Akbar Bagheri Khalili*, Effat Sadat Qafouri Pages 35-58
    Pragmatics is related to language use in context. A single sentence can have different functions in different contexts. Hence, the meaning is the same as function and the function does not exist out of context; however, the type of sentence has a decisive role in inferring the right meaning. The interrogative sentence in Persian language has two types of rhetorical and non-rhetorical questions. The aim of rhetorical interrogative statement is to convey the message indirectly and more effectively. Qeysar Aminpour has employed interrogative statements in various and different ways in his five poetry books. The questions mentioned in each poetry book are the results of the poet’s social circumstances and his intellectual-emotional perceptions. By moving from the first period to the third one, the questions become more contemplative and realistic in terms of quality and intellectual aspects. Therefore, by investigating the intentions behind interrogatives based on time process, the intellectual-emotional metamorphosis of the poet can be recognized. Most of these intentions include: 1. Astonishment, 2. Doubt, 3. Criticizing, 4. Hope, and 5. Desperation. Astonishment in Qeysar’s poems moves from certainty in revolution and war goals to astonishment in self-discovery and achievement of the goals. His doubt is basically related to third period due to his astonishments including belief, pragmatic and realistic aspects. The most important intellectual-emotional metamorphoses of the poet include: 1. From certainty to uncertainty, 2. From utopia to real life, 3. From individualism to collectivism, 4. From attitude to insight or from observation to contemplation, 5. From winning the war to victory over the war, and 6. From despair to hope .
    Keywords: Interrogatives, Amipour, Astonishment, Doubt, Criticism
  • Hamidreza Tavakoli* Pages 59-82
    Despairing of God’s absolution is the most essential trait in Satan that has long been taken into consideration. In Masnavi and Shams Sonnets, Satan is regarded as an outcast, damned and hopeless character, but on special occasions, Rumi reveals hope to frustrated individuals and looks at creation story from a different perspective. This perspective is in line with tradition of defending Satan in our mystical culture, the tradition that is in contrast with traditional mystical approach to Satan, a narrow and obsolete but outstanding and thoughtful tradition. Although hinting at Satan’s hopefulness has been noticed in a few studies prior to Rumi, his eloquence and perspective in this area is unique, a perspective originated from his worldview. Noteworthy to say, even in the legacy of those mystics defending Satan there is not as much emphasis on this issues as Rumi’s and Satan mostly appears in the role of a tragic lover.
    Keywords: Rumi, Creation Story, Defending Satan, Disappointment in God's Mercy, Hopefulness in Divine Mercy
  • Soussan Jabri* Pages 84-112
    Rhetoricians have introduced five criteria for the identification of allusion. The aim of this study is to verify the fourth and fifth criteria and to examine their efficiency since they have caused obscurity and confusion in recognition and identification of allusions and created inconsistency between the definitions and the nature of allusions. Regarding the correctness and effectiveness of the fifth criterion, it can be said that allusion is not realized in the form of words or compound words since it involves a compound image that is essentially embodied in an allusive proposition. This proposition enjoys a prime meaning with an actual or imaginary instance and hence it paves the way for the connotative meaning. Allusions, therefore, should be called allusive propositions. Regarding the efficiency and correctness of the fifth criterion, it can be argued that due to the imaginary and pictorial nature of allusion, its surface or prime meaning cannot always be realized in external world. Therefore, the prime meaning of allusion has sometimes an external instance and sometimes an imaginary one. Hence, according to the nature of prime meaning it could be said that there are three kinds of allusive propositions: pictorial allusive propositions whose prime and connotative meanings are realizable in the external world; imaginary allusive propositions whose prime and connotative meanings are imaginable or recognizable in imaginary world; and poetic allusive propositions which contain metonymy, simile and metaphor and their prime meaning is realizable after uncovering the metonymies and metaphors. The prime and connotative meanings of this kind are realizable in the external world or imaginary world.
    Keywords: Allusion, Connotative Meaning, Pictorial Allusive Proposition, Imaginary Allusive Proposition, Poetic Allusive Proposition
  • Razieh Hojjatizadeh* Pages 113-139
    In addition to possessing some rhetorical and linguistic characteristics, question is one of the elements in generating creative thinking. More notable objectives of asking questions in creative thinking are as follows: indirect control of audience, obtaining information from him, evaluating and testing him, provocation of the thought in audience, guiding the thoughts in a specific direction and understanding the idea of audience. The question is less likely to be asked in a non-dialogue context, but asking question is the most significant element in moving the conversation forward in a dialogue context. The aim of the present study is to investigate the methods of guiding thought through asking question in Nasir Khosrow’s poetry. By applying educational and linguistic pragmatics and considering a semantic approach, questions are divided into rhetorical and philosophical categories, consisting of analogy, induction, and deduction. Finally, by referring to rhetorical questions as close-ended or convergent and considering philosophical questions as open-ended or divergent ones, it was concluded that Nasir-Khosrow used questions to create “positive self-consciousness" in his audience. It means that by considering individual differences in his readers, he does not disvalue and nullifies their previous beliefs, but by highlighting the significance of dialogue, he makes the audience reconsider it or think about other aspects of it.
    Keywords: Nasir Khosrow, Open-Ended Question, Close-Ended Question, Penetration, Intention
  • Morteza Heydari* Pages 141-168
    The necessity of using modern literary knowledge in evaluating the Quranic texts and the writings based on the Quranic teachings is clear and necessary for Muslim researchers in today's world. In this research, the structure of Joseph’s (pbuh) Tale in the translation of Tafsir-e-Tabari (the Persian translation of Tabari’s Commentary of the Quran) has been evaluated by using Propp’s morphology. To achieve a more appropriate conclusion, this tale has been divided into four stories and its characters and their functions have been critically analyzed in each story. The number of the characters and the manner of their functions clearly demonstrate the structure of this tale on the basis of Propp’s theory. The movements of three stories out of four in the mentioned tale have followed Propp’s sextuple movement pattern; only in the second story of this tale, a two cross-sectional movement is seen that is not adaptable to Propp’s movement patterns and is considered as a new movement. Propp in his ideas has considered the religious roots and his morphology theory has been very efficient in studying Joseph’s (pbuh) tale. Since Propp has paid attention to structures rather than superstructures and quantitative details, his ideas are also helpful in studying the other tales. Finally, the author suggests that all the Quranic tales can be evaluated from a structural perspective on the basis of Propp’s ideas to find out the fundamental structure of these tales.
    Keywords: Propp, Morphology, Tale, Joseph (pbuh), translation of Tafsir-e-Tabari
  • Qolam Ali Fallah*, Sara Baramaki Pages 169-191
    Immigration Persian literature is an important part of Iran's contemporary literature that uses the Narrative genre to express issues and concerns of the immigrants in the host country. This research by using a hybrid approach of Narratology and postcolonial studies attempts to analyze the genre of Immigration Persian novel and endeavors to answer the question whether Immigration Persian literature is a kind of postcolonial Narratology. The research concludes that Immigration Persian literature is postcolonial narrative in kind and is written for defending the minority and the marginalized immigrants in the host country and giving them power and ability to speak. It is written by the postcolonial immigrant author using strong words and form of narrative in the so-called third space. The major concern of the immigrant writer in embracing such a genre is bringing the marginalized immigrant to center and presenting their desires, interests, and especially their narrative.
    Keywords: Postcolonial Narratology, Immigration, Identity, Discourse, Marginalized
  • Seyyed Ali Ghasemzadeh*, Fatemeh Mohammadi Pages 193-218
    By looking at Afghanistan novel writing and its ups and downs, some realities about intellectual and literary developments of this society become clear for the audience that require extensive research. One of these realities is Modernism and Postmodernism in the fictional literature of Afghanistan which links the Afghan novelist's society with the contemporary fiction writing society and illustrates the life aspects of an Afghan, especially the life of intellectuals in this country. This article is an attempt to reflect the important Modernist and postmodernist trends of novel writers in Afghanistan through a descriptive-analytical approach by exploring the contemporary novels in Afghanistan after the coup of 7th of Sur (April), 1357. The results suggest that we cannot speak of institutionalization of modernist and postmodernist novel writing in the fictional literature of Afghanistan, but there is an increasing growth of elements and components such as identity crisis of fictional characters, consequences of war and migration of Afghan men and women, attempts to deconstruct the opposition of man / woman in Afghanistan’s male-dominated writing system, representation of intensive confrontation between traditionalism and modernism, etc. This indicates the emergence of new literary styles in fictional literature in Afghanistan, Quasi-modernist and sometimes Quasi-postmodern styles, which often have been adapted by emigrant intellectuals, following and imitating the western techniques of fiction writing.
    Keywords: Study of Tendencies, Novel Writing in Afghanistan, Modernism, Postmodernism
  • Kolsoom Ghorbani Jouybari* Pages 219-245
    Fariba Wafi is a successful writer who described the family and social life of contemporary Iranian women and bringing them into the real-life stories trying to show their problems. This research is an attempt to investigate Fariba Wafi's collection of short stories Even when We Laugh by following Fairclough's approach to critical discourse analysis. In Fiarclough's approach, a text is checked on three different levels. The three levels are: 1. The description level, which is based on formal analysis, grammar, vocabulary, pronouns, verbs and adverbs modality; 2. The interpretation level of the text, which is based on situational context and analyzes the intertextual factors; and 3. Explanation level that explains the production of texts and the dominant discourse and ideology and power play in the text. Discussing the text of the stories on all three levels reveal the following points: 1. Description and use of the words "wife" and "husband" and frequency indicative verbs and adverbs reflect the author's commitment to the truth of the prepositions of the story 2. The frequency of the pronoun "we" reflects the author's identification with all women. 3. In the interpretation of this collection, she questions the living conditions of women under the influence of feminist writers, such as Virginia Woolf and Simone de Beauvoir 4. In the explanation, it is clear that the women's stories depend on the patriarchal power of men. Although in Wafi’s short stories, women live in today's world and apparently are freed from the shackles of traditional society, in reality they are under the dominance of the psychological and male-dominated society and the patriarchic traditions, so that their identity depends on the presence of a man like husband, brother, and the like.
    Keywords: Norman Fairclough, Critical Discourse Analysis, Woman, FaribaWafi, Even when We Laugh
  • Hamideh Nouhpisheh, Rooh-Allah Hadi Pages 247-269
    The faults and inconsistencies found in semantics have undermined the place of this scientific field in literary studies and its importance in understanding the beauty of the texts and its capacity in analysis of literary issues. These faults often arise from lack of scientific method and clear definition of the principles of semantics. The aim of this research is to review, critique and explain 'omission and mention', which is one of the major questions of semantics. ‘Mention and omission’ are among the most important rhetoric tools of the Persian poets and writers variously and repeatedly used over the course of literary history. Therefore, its explanation along with the analysis of its rhetorical effects has been at the center of attention since the early periods
    Keywords: The Science of Semantics, Omission, Mention, Property of subject, Property of topic