فهرست مطالب

تاریخ نامه ایران بعد از اسلام - پیاپی 10 (بهار و تابستان 1394)
  • پیاپی 10 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/07/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • عباس برومند اعلم، عباس حسن خانی صفحات 1-32
    هم زمان با بسط اندیشه های صوفیانه در جهان اسلام از قرن هفتم هجری به بعد و نزدیکی تصوف و تشیع به یکدیگر، رویکردهای صوفیانه در مقتل نگاری کربلا به مانند برخی دیگر از مکتوبات دینی و تاریخی وارد شد. این مطلب بامطالعه ی متون مکتوب این دوره و ردیابی شاخصه های اندیشه ی تصوف در این متون قابل بررسی است. در پژوهش حاضر سعی شده با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر پژوهش کتابخانه ای به این سوال پاسخ داده شود که مقتل روضه‍ الشهدا نگاشته ی حسین واعظ کاشفی- قرن دهم هجری- به عنوان یکی از مقاتل مهم و مشهور واقعه ی کربلا، از اندیشه های صوفیانه چه تاثیراتی پذیرفته است؟ در پاسخ مدعای این نوشتار این است که روضه‍ الشهدا که به زبان فارسی نگاشته شده و شامل مناقب و مصائب اهل بیت (ع) خصوصا امام حسین (ع) است با توجه به گرایش واعظ کاشفی به طریقت نقشبندی، کاملا متاثر از گفتمان صوفیانه است؛ به گونه ای که ویژگی های اندیشه ی تصوف در مباحث مختلفی که نویسنده به آن ها اشاره می کند آشکار است. تاثیرپذیری از مقولات صوفیانه حتی باعث برخی تحریفات در روایت واقعه ی کربلا در این کتاب شده است.
    کلیدواژگان: تصوف، حسین واعظ کاشفی، روضهالشهدا، کربلا، مقتل نگاری
  • علی اکبر تشکری بافقی صفحات 33-59
    به دنبال شکل گیری مبلغین تبشیری در غرب، انجمن تبلیغی کلیسا با تکیه بر نفوذ انگلیس در ساختار سیاسی ایران؛ اصفهان را کانون استقرار خود ساخته و پس از تعیین سرحدات تبلیغی با پرزبیتری ها، درصدد بسط قلمرو به یزد، کرمان و شیراز برآمد. در این میان گرچه بعد مسافت یزد از مراکز تحول خیز و امنیت نسبی؛ تضمینی بر حضور و بقای سه اقلیت زرتشتی، یهودی و بهائی بشمار می رفت، اما در خلا وجود هم کیشان مسیحی، انجمن تبلیغی کلیسا جذب اقلیت های مذکور و خاصه زرتشتیان را فرصتی مغتنم شمرده؛ برای جلوگیری از تحریک احساسات دینی مسلمین، اهداف تبلیغی خود را در قالب ارائه ی خدمات درمانی و آموزشی پوشیده داشت. باوجود حمایت سیاسی انگلیس و حکومت مرکزی در تضمین بقای انجمن، اوج درخشش مبلغین را می توان تا وقایع مشروطیت دانست که با ساخت بیمارستان، مدرسه و توزیع اعانه میان مستمندان شیوه های مختلفی را برای جذب نوکیشان به آزمون گذاردند. بر این اساس پژوهش حاضر می کوشد تا کارکرد این انجمن در حوزه های درمانی، آموزشی و دیگر تدابیر جذب نوکیش را به بحث گذارد.
    کلیدواژگان: قاجاریه، انجمن تبلیغی کلیسا، بیمارستان مرسلین، ناپیر مالکوم، یزد
  • مهرداد قدرت دیزجی صفحات 61-78
    فتوحات اسلامی در ایران در پادشاهی یزدگرد سوم (632-651 م.) و به ویژه تسخیر بخش عمده آن در کمتر از یک دهه، گویای آن است که دولت ساسانی در آن هنگام توان نظامی و دفاعی خود را، آن چنان که در دوره های پیشین می بینیم، از دست داده بوده است. متون تاریخی سده های نخستین اسلامی که از دیرباز منابع پر استناد تاریخ پژوهان معاصر شمرده می شوند، این فرض را تایید می کنند. این منابع، از یک آشفتگی سیاسی پس از مرگ خسرو دوم (590-628 م.) سخن می گویند که در طی آن، شماری پادشاه و ملکه به مدت کوتاهی به پادشاهی رسیدند. آنچه این منابع نمی گویند، میزان اقتدار سیاسی و حدود قلمرو جغرافیایی آن هاست و این موضوعی است که در سکه های این دوره- که از مراجعه به آن ها غفلت شده است- به روشنی بازتاب یافته است. داده های سکه شناسی و مقایسه آن ها با منابع کتبی در این مقاله، نشان می دهد که پادشاهان این دوره که به کوتاهی و اغلب هم زمان بر چند ایالت فرمان می راندند، به سبب محدودیت منابع انسانی و مالی، قادر به تثبیت اقتدار سیاسی و نظامی خود نبودند. آنگاه که یزدگرد سوم هم زمان با فتوحات مسلمانان به پادشاهی رسید، دولت ساسانی مدت ها بود که بر اثر عوامل گوناگون در حال زوال و فروپاشی بوده و توان سیاسی و نیروی نظامی خود را از داده بود.
    کلیدواژگان: فتوحات اسلامی، منابع کتبی، مدارک سکه شناختی
  • رضا شجری قاسم خیلی صفحات 79-98
    فتح ایران توسط اعراب تحولی عمیق در ایران پدید آورد. این حادثه موجبات تغییر ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور را فراهم آورد. در مواجهه با وضعیت جدید جریان های گوناگونی در ایران شکل گرفتند؛ در این میان کسانی بودند که با نفی و انکار شرایط جدید سعی کردند همچنان با اتکا به عناصر و مولفه های هویت ایران باستان خود را معرفی نمایند ازجمله آن ها موبدان هستند. مساله ما در این پژوهش این است که موبدان در واکنش به این وضعیت جدید چه تدابیری اتخاذ کردند و اینکه سهم آن ها در حفظ و احیای میراث ایرانی چه میزان بوده است؟ با بررسی منابع تاریخی، جغرافیایی و ادبی درمی یابیم که موبدان در حفظ، احیاء و گسترش دین زرتشتی، زبان فارسی، آگاهی تاریخی، آداب و سنن و فرهنگ ایرانی در دوران جدید سعی و تلاش وافری نمودند. اگرچه آن ها به عنوان حافظ دین بهی نتوانستند جلوی اسلامی شدن ایران را بگیرند ولی در عرصه ی تاریخ و فرهنگ تلاش آن ها به بار نشسته و بدین ترتیب در تداوم میراث ایرانی (هویت ایرانی) در دوران اسلامی نقش کلیدی ایفا کردند. در این جستار سعی شده است با روش تبیینی (علت یاب) و تفسیری تفهمی (معناکاو) به «چرایی» و «چگونگی» تداوم ایرانیت در دوران اسلامی پاسخی درخور داده شود.
    کلیدواژگان: موبدان، روحانیون زرتشتی، میراث ایرانی، هویت ایرانی، فرهنگ ایرانی
  • غفار عبدالهی متنق صفحات 99-120
    در اواخر دوره ناصری میرزا حسن تبریزی معروف به رشدیه اولین مدرسه ی سبک جدید را در ایروان و سه سال بعد در تبریز ایجاد نمود. مدرسه سبک جدید در ایران به رشدیه معروف شد. در این مدرسه تعلیم و تعلم بر اساس اصول جدید و یادگیری الفبا با اصول صوتی انجام می گرفت. مدارس جدید به سرعت در شهرهای مختلف ایران تاسیس یافته و به مرور جای مکتبخانه های سنتی را گرفتند.
    همزمان یک جریان اصلاحی در بین مسلمانان روسیه پیدا شد که بعدها به جدیدیسم[1] معروف گردید. یکی از محورهای این نهضت، اصلاح شیوه تعلیم و تربیت در مدارس مسلمانان بود. اسماعیل گاسپرالی با این دیدگاه اولین مدرسه اصول جدید خود را در 1301 ه. ق. / 1884 م. در کریمه تاسیس کرد. مدارس اصول جدید در دیگر مناطق مسلمان نشین روسیه نیز راه یافت و در عمل جای مکتب های قبلی را گرفت.
    در مقاله حاضر اقدامات اصلاحی میرزا حسن رشدیه در ایران و اسماعیل گاسپرالی در روسیه به طور تطبیقی مورد مطالعه قرار می گیرد و نقاط اشتراک و افتراق آن مشخص می شود.

    [1] - «جدیدیسم» به عنوان یک نهضت فرهنگی در اواخر قرن نوزدهم میلادی در بین مسلمانان روسیه در ناحیه ولگا شروع شد. یکی از مهم ترین جنبه های این نهضت اصلاحی، سر و سامان دادن به وضع تعلیم و تربیت مدارس مسلمانان روسیه بود. مدارسی که بر اساس جدیدیسم شکل گرفتند، به مدارس «اصول جدید» معروف شدند. در واقع در ابتدا اصلاح طلبان مسلمان به اسامی مختلفی چون «ترقی پرورلر = ترقی خواهها»،«ضیالیلار= روشنفکرها» و «یاشلار = جوانان» معروف بودند و بعدها در تقابل با کسانی که مدافع اصول قدیم بودند، به «جدیدلر= جدیدها» معروف شدند و نهضت آن ها نیز نام «جدیدیسم» گرفت.
    کلیدواژگان: اصلاح نظام آموزشی، مدارس اصول جدید، میرزا حسن رشدیه، اسماعیل گاسپرالی، ایران، روسیه
  • یزدان فرخی، هوشنگ خسروبیگی صفحات 121-144
    فعالیت راهزنان به دلیل ماهیت این گروه همواره در سایه ابهام باقی مانده است. در صورتی که ماهیت راهزنان هر چه بوده باشد، به عنوان یکی از گروه هایی که با فعالیت های خود بخش های تمدنی و اقتصادی و به طورکلی امنیت جامعه و اقتدار حکمرانان را تحت تاثیر قرار می دادند، قابل بررسی و ملاحظه است. علاوه بر این روزگار حکمرانی مغول ها به ویژه در اواخر دوره ایلخانی در ایران دوره ویژه ای از جهت رشد و افزایش شمار گروه های راهزنی و شیوع مساله راهزنی محسوب می شود.
    از طرفی نیز مطالب اطلاعات متون تاریخ نگاری تاریخ میانه ایران و اسلام از جهت توجه به این گروه بسیار اندک بوده و هرگونه تحقیق درباره راهزنان و سایر مباحث اجتماعی مرتبط با آنان مستلزم توجه به متون دیگری نظیر متون ادبی، عرفانی است. در این میان صفوه الصفا عنوان یکی از تالیفات مهم تذکره ای در دنیای تصوف در اواخر عهد ایلخانی، در لابلای مطالب خود اطلاعاتی در مورد وضعیت و تشکیلات درونی راهزنان در دسترس قرار می دهد که تاکنون مورد توجه شایسته محققان قرار نگرفته است. هدف این مقاله بررسی روایات متعدد صفوه الصفا درباره پدیده راهزنی و تحلیل آن ها به منظور شناخت حیات و فعالیت های تشکیلات راهزنان است.
    کلیدواژگان: راهزنی، حرامیان، گروه اجتماعی، صفوه الصفا، شیخ صفی الدین، مریدان
  • محرم مصطفوی صفحات 145-169
    شیخ اوحداالدین حامد بن ابوالفخر کرمانی (635-561) از شعرا و صوفیان مشهور قرن هفتم هجری می باشد که به دلیل بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، خاستگاه اصلی خود کرمان را به قصد بغداد ترک نمود. آغاز دوره فترت سلاجقه کرمان مصادف با حیات کودکی و نوجوانی این شاعر صوفی است که به دنبال مرگ طغرل بن محمد و درگیری های داخلی بین شاهزادگان رخ داد. البته متعاقب این بحران داخلی، حمله خارجی غزها نیز موجب تشدید بحران داخلی و در نهایت منجر به سقوط این خاندان ترک در کرمان شد. در واقع بروز بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شرایط حیات را آنچنان طاقت فرسا نمود که طیف وسیعی از اقشار مختلف جامعه مجبور به جلای وطن شدند. لذا اوحدالدین کرمانی از جمله این افراد بود که در 16 سالگی موطن خود را ترک کرد. در مورد نسب اوحدالدین کرمانی اقوال متفاوتی از سوی مناقب نامه وی و به تبع آن برخی منابع ارایه شده است. مولف مناقب نامه خواسته و ناخواسته با انتساب وی به خاندان سلاجقه کرمان به نوعی اقدام به مجعول نمودن نسب این صوفی بزرگ نموده است. در این راستا، برخی آثار نیز بدون دقت نظر در این موضوع و با تکیه بر مستندات بی اساس نسبت به اثبات این مساله اهتمام نموده اند. در رابطه با این صوفی و شاعر بزرگ دو مساله مطرح است: اول این که وی به چه دلیل مجبور به مهاجرت از کرمان شد؟ دوم این که آیا وی واقعا به لحاظ نسبی می تواند به خاندان سلاجقه کرمان و ترک منتسب باشد یا خیر؟
    برای پاسخگویی به دلایل خروج شیخ اوحدالدین از کرمان، با تکیه بر منابع آن عصر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان اساسی ترین عامل خروج این صوفی بزرگ، مورد بررسی و نقد قرار گرفته شده است. از سوی دیگر در رابطه با مساله انتساب وی به خاندان سلجوقی نیز با استناد به منابع دست اول به رد این ادعای بی اساس پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: شیخ اوحدالدین کرمانی، کرمان، سلاجقه کرمان، بحران سیاسی و اجتماعی، اصل و نسب اوحدالدین
  • جلیل نائبیان، رضا دهقانی، جواد علی پور سیلاب صفحات 171-201
    یکی از موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی ایران عصر ناصری، که تابه حال چندان مورد توجه قرار نگرفته است، نقش و جایگاه طب عامیانه در نظام درمانی می باشد. نظام طب و درمان در این دوره به نوعی آمیخته با تقدیرگرایی و در شرایط فقدان و کمبود هر نوع خدمات طبی دولتی و نیز کم توجهی خود مردم نسبت به امور بهداشتی بود. در چنین شرایطی، باورهای عامیانه در ارائه نوع خدمت درمانگران مختلف در شاکله سه گروه عمده حکیمان و دلاکان، گروه های مرتبط با اوراد و ادعیه خوانان و نیز زنان و پیرزنان، تاثیرگذار بود. منابع اطلاعاتی این درمانگران، اغلب برگرفته از دانش پیشینیان در قالب طب سنتی و طب عامیانه ی مرسوم بود که مورد اخیر در ارائه راه های شناخت بیماری و شیوه های درمانی، نقشی مهم بر عهده داشت. طب دوره ناصری به جهتی دیگر نیز مطمح نظر می باشد و آن ورود طب نوین فرنگی با راه کارهای جدید درمانی بود که این موضوع مخالفت هایی را به دنبال داشت. تدریس طب جدید در دارالفنون نقطه عطفی در تاریخ طب ایران بود، اما این امر از سطح گرایش مردم نسبت به طب عامیانه نکاست؛ بلکه در پایان این دوره، پزشکی نوین هم ردیف با طب عامیانه در کنار هم به کار گرفته می شدند. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی علل تاثیرگذار در گرایش مردم به طب عامیانه و تداوم آن در دوره ناصری علیرغم ورود طب نوین فرنگی خواهد پرداخت.
    کلیدواژگان: دوره ناصری، طب عامیانه، فرهنگ سلامت، شیوه های درمانی، درمانگران، جادو
|
  • A. Boroomand Alam, A. Hasankhani Pages 1-32
    From the seventh century onwards, with the expansion of Sufism thoughts throughout the Islamic world and the close ties between Sufism and Shiism like some other religious and historical documents, Sufi approaches entered into Karbala’s Maqtal Negary. We can investigate this issue by studying the written texts and tracing the characteristics of sufism thoughts in them. By implementing analytical and descriptive methods and relying on library research, this study tries to find answer to the question Was Kashefi’s Ruzat Al-Shohada (10th century, A.H) as one of the most famous Maqtal of Karbala influenced by Sufi thoughts The findings of this study suggested that Ruzat Al-Shohada which was written in Persian language and comprised the virtues and difficulties undertaken by Ahl Al-Bayt (AS), particularly Imam Hussein (AS) was largely affected by Sufi discourse due to Vaez Kashefi’s inclination towards Naqshbandi orientation. In fact the features of sufi thought is evident in different topics referred to by the author This in turn had led to the inclusion of some distortions in the narration of Karbala incident.
    Keywords: Sufism, Hussein vaez Kashefi, Ruzat Al Shohada, Karbala, Maqtal Negary
  • A. A. Tashakori Pages 33-59
    Following the formation of the Evangelical missionaries in the west, the church missionary society chose Isfahan as their base in Iran, relying on the British influence on the political structure of Iran. Upon determining their missionary boundaries with the Presbyterians, they decided to expand their territories to Yazd, Kerman and Shiraz. Iran Yazd was far from the volatile center of the country and had relative peace to warrant the presence and maintenance of Zoroastrians, Jewish and Bahai minorities. In the absence of Christian fellowmen, the church missionary society seized the opportunity to attract minorities, specially the Zoroastrians. To avoid arousing Muslims’ religious sensitivities, they carried out their missionary activities under the guise of health and education services. Enjoying the Britain and the central government political supports, they were quite successful until the constitution events. They tried to attract new converts by implementing different means such as establishing hospitals and schools and distributing relief donations among the poor. The present research is an attempt to investigate the activities of this society in attracting new converts through health and education establishments.
    Keywords: Qajar Dynasty, church missionary society, Morsalin Hospital, Napier Malclom, Yazd
  • M.Ghodrat Dizaji Pages 61-78
    Islamic conquests in Iran took place at the beginning of the reign of Yazdgerd III 632-651 A.D. occupying most of the parts in less than a decade revealed that the Sasanid government had lost its previous military and defensive power. The historical texts of the early Islamic centuries which were highly referred to by the contemporary historians proved this hypothesis as well. These texts mentioned about a turbulent period beginning with the death of Khosrow II (590-628 A.D.) during which several kings and queens reigned in a short while. However, these sources did not mention about the Sasanids political power as well as the limits of their geographical territory. It is necessary to note that these issues were clearly reflected in the coins of that era which were not referred to and somehow neglected. The numismatic evidence and its comparison with the written sources in the present work revealed that the kings of that era who were reigning for a short while and most often were governing several states at the same time, were not able to stabilize their political and military power due to the limitations in human and financial resources. When Yazgerd III became the king which was contemporary with the Muslims’ conquests, the Sasanid government had lost its political authority and economic power long time ago and was at the state of decline and collapse.
    Keywords: Islamic Conquests, Islamic Sources, Numismatic Evidence
  • R. Shajari Qasemkheili Pages 79-98
    The Arab conquest of Iran created a deep transformation. This event caused political, cultural and social restructuring of the country. This new situation led to the formation of several movements in Iran. Some of them denied the new conditions and tried to introduce themselves by relying on the elements of ancient Iranian identity, Among them were Zoroastrian Priests (Mobadan). This study tries to investigate the Zoroastrian priests’ plans and reaction to this new situation as well as their shares in preservation and revival of Iranian heritage. By examining historical, geographical and literary sources we understood that the Zoroastrian priests did a lot in maintaining, revival and expansion of Zoroastrian religion, Persian language, historical consciousness, Iranian culture and traditions during the first centuries A.H. Although as protectors of Zoroastrian religion, they couldnt prevent the supremacy of Islam in Iran, their efforts in the field of history and culture were successful and thus they played a key role in the continuity of Iranian heritage (Iranian identity) in Islamic period. This study has used explanation and interpretation as two means to answer the How and the Why questions about the Iranian heritage and identity in the Islamic era.
    Keywords: Mobadan, Zoroastrian priest, Iranian heritage, Iranian identity, Iranian culture
  • G. Abdollahi Matanaq Pages 99-120
    In the late years of Nasser Al-Din Shah's reign Mirza Hassan established a school with a new style in Yerevan and three years later in Tabriz Known as Roshdieh. In this school, education was based on the new approaches following phonetic principles New schools spread rapidly across Iran and replaced traditional Maktabs gradually Simultaneously a reform movement appeared in Russian Muslim regions later known as Jadidism One of the principles of this movement was the educational reform in Moslem schools. Ismail Gaspirali Established the first school of this kind in Crimea in 1884. The new schools spread in other Muslim areas in Russia and replaced the traditional Maktabs. The present article tries to compare and contrast the educational reforms carried out by Mirza Hassan Roshdieh in Iran and Ismail Gaspirali in Russia.
    Keywords: Educational Reforms, New Schools, Mirza Hassan Roshdieh, Ismail Gaspirali, Iran, Russia
  • Y. Farrokhi, H. Khosrobeigi Pages 121-144
    Although bandit crimes and activities have always been in the shadow of vagueness In fact, their activities have largely affected the civil and economical sections, the authority of the rulers and the safety of the society needing serious investigation. Moreover, during the reign of the Mongols, particularly in the late period of Ilkhanids, one witnesses a growing number of bandit groups and in fact banditry was very common in Iran of that time. On the other hand, There is scarcity of attention about the issue of banditry in the available historiographical texts of the middle Iran as well as Islamic history. There for, other literary and mystical sources need to be consulted to gain more information about bandits and their related social issues. In this regard, the Safwat al Safa biography, as one of the most important publications in the world of Sufism in the late Period of Ilkhanids reign, Presents information about the status and the internal organization of bandits largely neglected by the researchers.
    This paper investigates several statements mentioned in Safwat al Safā about banditry phenomenon and tries to analyze those statements to know more about the bandits’ life quality and activities.
    Keywords: Banditry, Harāmiān, Social groups, Safwat al Safā Sheykh Safi al din, devotees
  • M. Mostafavi Pages 145-169
    Sheykh Awhadaddin Hamid bin Abu’l-Fahr Kirmani (561-635) is one of the most prominent poets and sufis of the 7th century who this homeland and went to Baghdad because of some political, social and economic crisis The downfall of the Seljuks and the conflicts among the princesses after the death of Togrul bin Mohammad in Kirman coincided with his childhood and adolescence periods. However, following This internal crisis Followed by attack of Goz led to an increasing internal crisis and finally led to the collapse of this Turk dynasty in Kirman. This political, social and economical crisis led to an intolerable life conditions. Therefore, many forced to leave their Homelands Awhadaddin Kirmani, who left his homeland at the age of 16 was among those people. There are several statements about Awhadaddin Kirmani’s parentage in his Managhebnameh and some other resources. The author of Managhebnameh, intentionally or unintentionally somehow has forged the parentage of this prominent Sufi, by to the family of Kirman Seljuks. In a same line, some resources without paying attention to this issue and by relying on groundless documents have tried to prove this issue. Two questions are posed this great poet and Sufi: First, why was he forced to immigrate from Kirman? Second is he really assigned to the Turk and Kirman Seljuks family? To find the reasons for the migration of this great Sufi from Kirman, the political, social and economic conditions of that era were critically investigated using the available resources. On the other hand, his Relationship with the Seljuks family which is a kind of groundless claim is rejected investigating the main sources.
    Keywords: Sheikh Awhadaddin Kirmani, Kirman, Kirman Seljuks, The political, social crisis, Family of Awhadaddin
  • J. Nayebian, R. Dehgani, J. Alipoor Silab Pages 171-201
    One of the important subjects in the cultural history of Iran during the Naseri era that hasnt been fully considered is the role and importance of Vulgar medicine in healthcare system. The health system in this era was fused fatalism accompanied with the lack and shortage of governmental care services. The people were also indifferent towards sanitary issues.In this situation the belief of people greatly affected the healthcare system and classified the system into three sub groups consisting of: Physicians, Magicians and charlatans, and lastly old females. The information source for the healthcare workers came from either their elders’ experience with diseases or the knowledge provided by vulgar medicine in terms of identifying and curing illnesses. Medicine of the Naseri era is also noteworthy because of the introduction of new Western medicine offering new methods of treatments which caused some controversies. The teaching of novel medicine in "Dar al-Funun" was a turning point in the history of medicine in Iran, but this didnt decrease the importance and attention that vulgarmedicine received. Actually at the end of this era, vulgar medicine stood alongside novel medicine and was used cooperatively. This paper will try to fully explain the reasons why the people were so interested in vulgar medicine, and why it remained intact during the Naseri era while modern medicine had been introduced during that time.
    Keywords: Naseri Era, vulgar Medicine, Health Culture, Physicians, Magic