فهرست مطالب

معرفت سیاسی - سال هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1394)
  • سال هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1395/02/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مجتبی زارعی* صفحه 5
    مقاله پیش رو بر آن است تا نشان دهد که در یک تصویر کلی، دو سنخ از اجتماعی شدن انسان وجود دارد: اجتماعی شدن مدرنیستی مبتنی بر گفتمان اصحاب قرارداد اجتماعی، و اجتماعی شدن منبعث از فطرت الهی. مبانی و تضمنات انسان در رویکرد نخست، تمنای امنیت در زیست بوم ابهام و هراس آلودگی دارد و در انسان رویکرد دوم، به سبب وجود ودیعه الهی مابین انسان و خدا، واجد وفای به عهد و لاجرم، رهاموز محبت و سعادت است؛ زیرا انسان رویکرد نخست انسانی ذاتا خودپسند، متفرد و بی اعتنا به پیمان ها و معاهدات، و انسان رهیافت دوم به سبب مفطور بودن به فطرت الهی، مسئول، واجد توانایی حمل ودایع و ذاتا اجتماعی، و به سبب برخورداری از پیمایش مراتب کمالی، مسرور است.
    کلیدواژگان: قرارداد اجتماعی، فطرت، ودیعه الهی، ترس، محبت، سعادت
  • حمزه علی وحیدی منش صفحه 25
    عقلانیت نظام معرفتی و ارزشی بر پایه معرفت شناسی، جهان شناسی، انسان شناسی و ارزش شناسی بنا می شود. از آن رو که در خصوص هریک از این عوامل دیدگاه های متنوع و متکثری وجود دارد، باید بپذیریم که با عقلانیت های گوناگونی مواجهیم. عقلانیت های دینی به گونه ای واضح از عقلانیت های سکولار قابل شناسایی هستند. البته در میان هر دو طیف ممکن است با تنوعی از عقلانیت ها مواج شویم. روشن است که عقلانیت اسلامی با عقلانیت مسیحی و یهودی یکسان نیست؛ چنان که یکسان دانستن عقلانیت سکولار مدرن با عقلانیت سکولار یونان و روم باستان خطااست. به هر حال، هریک از این عقلانیت ها اقتضائات و برون دادهای ویژه خود را دارد. دموکراسی به عنوان روشی خاص برای مدیریت جوامع، ممکن است مورد پذیرش برخی از این عقلانیت ها باشد و از نظر برخی دیگر مردود شمرده شود. در مقاله پیش رو، تلاش شده است با عرضه دموکراسی به عقلانیت اسلامی، نسبت میان آن دو را برآورد کنیم. اهمیت طرح این مسئله ازآن روست که به باور بسیاری از صاحب نظران، دموکراسی مولود سکولاریسم است و تنها در فضای حاکمیت سکولاریسم امکان رشد و نمود دارد. این مقاله ضمن نشان دادن بطلان این ادعا، عکس آن را اثبات کرده است.
    کلیدواژگان: دموکراسی، عقلانیت، عقلانیت اسلامی، سکولاریسم
  • قاسم شبان نیا* صفحه 45
    در خصوص سیاست خارجی دولت اسلامی، هریک از نظریاتی که اصالت را به صلح یا جنگ داده اند دچار ابهام ها و اشکال های جدی هستند. بدین روی، نوشتار حاضر کوشیده است تا با بهره گیری از منابع معتبر اسلامی، به ویژه آیات و روایات و نیز مدد گرفتن از کلام فقها و مفسران، پس از بررسی اجمالی دیدگاه های مذکور، اثبات کند که هیچ یک از این اصول نمی تواند راهگشای دولت اسلامی برای تدوین سیاست خارجی و تعیین محدوده ها و ضوابط حاکم بر سیاست خارجی باشد. و چون اصالت جنگ یا صلح، اصالتی ذاتی و اولی نبوده و تابع قواعد و احکام دیگر است، ناگزیر باید اصل مبنایی حاکم بر جنگ و صلح را یافت. این نوشتار درصدد اثبات این ادعاست که اصل تحقق عبودیت خداوند می تواند مبنایی برای تعیین چارچوب ها و ضوابط دقیق سیاست خارجی دولت اسلامی، از جمله تعیین ضوابط و محدوده های احکام و قواعد مربوط به جنگ و صلح باشد.
    کلیدواژگان: اصل، سیاست خارجی، دولت اسلامی، صلح، جنگ، عبودیت خداوند
  • محمد عابدی* صفحه 63
    بی توجهی به نقش مبدا خلقت در تعیین اهداف و راهبردهای حیات سیاسی، از زمینه های ناکامی معرفی مطلوب ترین بستر حیات سیاسی بشر در تامین سعادت وی بوده است، درحالی که از منظر قرآن، شناخت سعادت انسان به عنوان عضوی از نظام هستی، نیازمند مبداشناسی است. این نگاه، استلزاماتی تاثیرگذار در چگونگی حیات سیاسی بشر در پی دارد که آن را از نوع غربی اش متمایز می سازد. این تحقیق با بررسی آثار علامه طباطبائی، به ویژه تفسیر المیزان به این پرسش پاسخ می دهد که مهم ترین مبانی مبداشناختی در سیاست کدام است؟ تحقیق بر این فرضیه استوار است که مبانی مبداشناختی سیاست، مثل قادر بودن، خالق بودن، عالم بودن، مالکیت، ربوبیت، و ولایت خداوند را می توان از آثار علامه، برداشت کرد و استلزامات متعددی برای آن در طراحی نظام ارزشی در حیات سیاسی معرفی نمود.
    کلیدواژگان: مبانی، علم سیاست، قدرت، خالقیت، ربوبیت، ولایت
  • مهدی تراب پور* صفحه 87
    این مقاله به بررسی تطبیقی نظریه مشروعیت، در اندیشه سیاسی علامه حلی و ابن تیمیه پرداخته، تا با برجسته سازی نقاط ضعف و قوت دیدگاه آنان ، براساس عقل، کتاب و سنت، به نظریه معقولی از دین اسلام در باب مشروعیت سیاسی، رهنمون گردد. ازاین رو، با روشی توصیفی- انتقادی در بیان اشتراکات و افتراقات دو دیدگاه، این نتیجه به دست آمده که ابن تیمیه، به دلیل خلط در مفهوم امامت، نتوانسته است در نظریه پردازی موفق عمل کند. دیدگاه وی از اشکالاتی نظیر تناقض گویی، دخیل دانستن مردم در امر مشروعیت سازی، ارائه معیارهای غیر واقع نما، سکولاریزه کردن جامعه، مشروعیت بخشی به حکومت های فاسد و خودکامه برخوردار است. درمقابل، علامه حلی به دلیل استفاده صحیح از عقل و نقل، توانسته است به صورت منطقی، دیدگاه خود را در باب مشروعیت سیاسی، مبتنی بر جهان بینی صحیح اسلامی قرار داده، آن را ناشی از اراده تشریعی خداوند متعال بداند که فقط از طریق نصب الهی محقق می گردد.
    کلیدواژگان: مشروعیت، امامت، خلافت، بیعت، حلی، ابن تیمیه
  • هادی شجاعی* صفحه 109
    ایده «منافع ملی» به سبب ابتناء بر فلسفه سیاسی هابز و نظریه «دولت ملت»، متضمن اصول و مقتضای کنش گری خاصی در سیاست خارجی است که نتایج آن در بیگانه سازی روزافزون ملت ها و آحاد جامعه انسانی و همچنین رقابت و ستیز پایان ناپذیر میان ملت ها در تامین و حفظ منافع خودخوانده شان، به خوبی نمایان است. این پژوهش در نظر دارد با روش توصیفی تحلیلی و با واکاوی فلسفه سیاسی اسلامی، بنیان های نظری منافع حکومت اسلامی در سیاست خارجی را تجزیه و تحلیل کرده و بر این اساس، با تبیین مبانی نظری همچون هدف و غایت نظام های اجتماعی، و ضرورت تعاون خدماتی در روابط میان واحدها کوشیده است زمینه طرح رویکردی به مفهوم منافع را مهیا سازد که چه به لحاظ محدوده و گستره و چه به حسب عمق و جهت گیری، در نقطه مقابل ایده منافع ملی قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: منافع ملی، نظام، سیاست، ملت، حکومت
  • الملخص
    صفحه 139
|
  • Mojtaba Zarei* Page 5
    The present paper seeks through a general picture to show that there are two types of socialization of man: modern socialization which is based on the discourse of the proponents of social contract, and the socialization which is ascribed to divine nature. The foundations and implications of man in the first approach are represented in the desire for security in an environment of ambiguity and fear. In the second approach, because there is a divine covenant between God and man, the foundations and implications involve the fulfillment of the pledge, and inevitably bring love and happiness. According to the first approach, man is inherently selfish, individualistic and breaks the contracts and conventions. According to the second approach, man, because of the nature bestowed on him by God, assumes responsibility, is capable of managing trusts, is inherently social, and finds joy in passing through the stages of perfection.
    Keywords: social contract, nature, divine deposit, fear, love, happiness
  • Hamze Ali Vahidy Manesh Page 25
    The rationality of the epistemic and value system is based on epistemology, cosmology, anthropology and axiology. Since widely differing views are presented are on each of these factors, we must admit that we will have different types of rationality. Religious types of rationality are clearly differentiated from secular ones. Of course, we may find various types of rationality in these two spectra. It is clear that Islamic rationality is not the same as the Christian and Jewish types of rationality and it is wrong to assume that modern secular rationality is the same as ancient Greek or Roman secular rationality. However, each of these kinds of rationality has its own specific requirements and outputs. As a special way of managing communities, democracy may be approved by some types of rationality and rejected by other types. Considering democracy from the view of Islamic rationality, the present paper seeks to estimate the relationship between the two. Addressing this issue is important because many experts believe that democracy is the outcome of secularism and it develops only in the atmosphere when secularism prevails. This paper attempts to refute this claim and prove that the reverse of it is true.
    Keywords: democracy, rationality, Islamic rationality, secularism
  • Ghasem Shaban Niya* Page 45
    In the foreign policy of Islamic state, all the theories about the principality of peace or war have serious ambiguities and drawbacks. Therefore, referring to authentic Islamic sources, especially the Quranic verses and traditions, as well as the words of Muslim jurists and commentators and reviewing the mentioned perspectives, the paper proves that none of these principles can be of any help to the Islamic state to formulate the foreign policy and determine the rules and regulations governing the foreign policy. Since the principality of war or peace is not an inherent one, and should observe other rules and laws, we have to look for the basic principle which governs war and peace. This paper seeks to prove that the principle of devotional service of God can be the basis for setting the coherent frameworks and strict conditions of the foreign policy of Islamic State, including the terms and limits of the rules and regulations which govern war and peace.
    Keywords: principle, foreign policy, Islamic state, peace, war, devotional service of God
  • Mohammed Abedi* Page 63
    One of causes of failing to present the best ground for the political life of man to enable him achieve happiness and bliss is inattention to the role of the origin of creation in setting the goals and strategies of political life. According to the Qur’anic perspective, understanding man’s happiness as a member of the system of existence requires the knowledge of the origin of creation. This view, which has important implications affecting the political life of man, differs from the western view about life. Investigating Allameh Tabatabai’s works, especially Al-Mizan commentary, this study seeks to answer this question: What are the most important principles of the knowledge of the origin of creation in politics? The research is based on the assumption that we can infer from Allameh’s works, especially “Al-Mizan fi Tafsir al-Quran” principles like God’s ability, creativity, knowledge, ownership, divinity, and authority as the principles of the knowledge of origin in politics and identify many implications of these principles when designing the value system of political life.
    Keywords: principles, politics, power, creativity, divinity, authority
  • Mehdi Torab Pour* Page 87
    Examining the theory of legitimacy in the political thoughts of Allameh Hilli and Ibn Taymiyya, this paper seeks through comparative study to highlight the strengths and weaknesses of their views and present a coherent theory about the political legitimacy which is derived from Islam and which is based on reason, the Quran and Sunnah. Using a descriptive- analytical method for highlighting the points of similarity and the differences between the two views, the paper concludes that Ibn Taymiyya has not been successful in his theorizing because of his misconception of the issue of Imamate. His views have some of the drawbacks like contradiction, holding that people should participate in legitimization, presenting non-realistic criteria, secularization of society and regarding corrupt and authoritarian governments as legitimate. Based on reason and Sunnah, Allameh Hilli’s theory does not have such drawbacks. He has been able to logically organize his view about political legitimacy according to true Islamic worldview and regards that political legitimacy originates from the legislative will of God, which cannot be realized except through a divine decree.
    Keywords: legitimacy, Imamate, caliphate, allegiance, Hilli, Ibn Taymiyya
  • Hadi Shojaei* Page 109
    The notion of "national interest", because of being founded on Hobbe's political philosophy and the theory of “government - nation”, involves some principles and requires a specific form of activism in foreign policy the outcomes of which can clearly be seen in the increasing alienation of the nations and human societies as well as the never-ending competition and conflict among nations in attaining and protecting their determined interests. Analyzing the Islamic political philosophy, this study aims to analyze the theoretical foundations of the Islamic government’s interests in foreign policy through a descriptive - analytical method. Therefore, explaining some theoretical foundations such as the ultimate goal of social systems, and the need for cooperative services in the relations among the units, the current study seeks to prepare the ground for designing an approach to the concept of interest which is in contrast to the idea of national interest in terms of scope, depth and orientation.
    Keywords: national interests, system, policy, nation, government