فهرست مطالب

  • پیاپی 8 (پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/09/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید نظام الدین مکیان، شهناز ناصری صفحات 7-28
    در نظام های اقتصادی تامین معاش و رفع نیاز های ضروری و عادی مردم رکن اصلی زندگی فردی و اجتماعی است. با توجه به اینکه هدف مدیریت نظام اجتماعی رشد اقتصادی و تعالی جامعه می باشد و این هدف مستلزم داشتن امکانات و روش هایی برای رسیدن به نتیجه مطلوب است چنانچه دستیابی به هدف میسر نشود مشکلات فراوانی در نظام های اقتصادی رخ خواهد داد. سوال این است که آیا اهداف نظام های اقتصادی با یکدیگر وجه اشتراک دارند یا متفاوت از هم می باشند؟ اهمیت و ضرورت پاسخ به این سوال نیازمند بررسی تطبیقی و مقایسه ای میان نظام های اقتصادی است. با توجه به اهمیت موضوع در این پژوهش تلاش شده است که به عنوان نمونه با بررسی و مطالعه مکتب اقتصاد اسلامی ونظام اقتصاد سرمایه داری به این مهم پرداخته شود. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تفاوت مکتب اقتصاد اسلامی و نظام سرمایه داری در قالب اهداف غایی، عالی، میانی و جاری با توجه به نحوه رسیدن به آنها و هم چنین جهان بینی حاکم بر هرکدام متفاوت است.
    کلیدواژگان: هدف مکتب اقتصاد اسلامی، هدف نظام اقتصاد سرمایه داری
  • محمدرضا یوسفی شیخ رباط، سید مهدی میرحسینی صفحات 29-46
    مقاله حاضر به بررسی اثر گذاری اندیشه های اقتصادی محققان مسلمان بر مکتب اسکولاستیک (مدرسی) در قرون وسطی با تکیه یر روش تحلیلی توصیفی می پردازد. هدف آن، ضمن نشان دادن اثرات یادشده، پیدا کردن زمینه های مشترک فکری در تاریخ ادیان بوده که موجب درک سنت ها و ریشه های فکری مشترک زمینه ساز افزایش همکاری و تقویت پیوندهای موسسات دینی اقتصادی میان ادیان می باشد. در این نوشتار ابتدا به تبیین شرایطی که به ظهور و بروز اندیشه های اقتصادی در میان اندیشمندان مسلمان منجر شده و سپس انتقال آن به مکتب اسکولاستیک در غرب، پرداخته شده است. این مقاله، ارتباطاتی که باعث نزدیکی این دو تفکر به یکدیگر شدند را توضیح می دهد. سپس بر مواردی چند از این دو سنت فکری که در بردارنده دیدگاه های مشابهی هستند دست گذارده شده است. سیر در این موارد نشان می دهد که اخلاق و ارزش های انسانی، اصلی ترین شالوده های دو مکتب فکری اقتصادی اسلام و اسکولاستیک در قرون وسطی بوده، زمینه نزدیکی میان اقتصاد اسلامی و اقتصاد مسیحی وجود دارد.
    کلیدواژگان: مکتب اسکولاتیک، قرون وسطی، عدالت، قیمت منصفانه، ربا
  • رضا اکبریان، نجمه ساجدیان فرد صفحات 47-74
    اسلام دین جامع و فراگیری است و به تمام ابعاد زندگی انسان نظر دارد و از این رو مساله تعدیل و توزیع ثروت و رشد اقتصادی را از نظر دور نداشته و برای بهبود توزیع ثروت و افزایش رشد اقتصادی دستوراتی را به مسلمانان ارایه کرده است. یکی از این دستورات، زکات می باشد که با توجه به تفاصیلی که در دین مبین اسلام آمده است می تواند نقش مهمی در رسیدن به رشد اقتصادی بالاتر و توزیع عادلانه تر ثروت داشته باشد. کاهش فقر و تعدیل ثروت هنگامی که با رشد اقتصادی همراه شود به بزرگترین و دشوارترین هدف سیاستگذاران اقتصادی هر کشور تبدیل می شود. به منظور نیل به این مهم، مکاتب اقتصادی راهکارهای متفاوتی ارایه داده اند. مکتب اقتصاد اسلامی نیز در این زمینه ابزارهایی ارایه داده است که یکی از آن ها زکات می باشد. اینکه زکات چگونه بر تعدیل ثروت و رشد اقتصادی اثر می گذارد، هدف این پژوهش می باشد. بدین منظور پس از بیان مبانی نظری مربوطه، الگویی ارایه می شود که در چارچوب سیستم معادلات همزمان می باشد. نتایج نشان می دهد که اقتصاد اسلامی با معرفی زکات و نرخ مضاربه، به شرط اجرای دقیق آن، موجب رشد و رونق اقتصادی و همچنین تعدیل و توزیع مناسب ثروت می شود.
    کلیدواژگان: زکات، توزیع ثروت، رشد اقتصادی
  • محمدنقی نظرپور، میثم حقیقی صفحات 75-100
    اوراق استصناع یکی از ابزارهای مطرح در صنعت خدمات مالی اسلامی است که بر مبنای عقد استصناع شکل می گیرد. با توجه به توانمندی های نهفته در بورس اوراق بهادار، از طریق انتشار اوراق استصناع می توان به جمع آوری سرمایه های کوچک و پراکنده، جهت تامین منابع مالی لازم برای احداث و تکمیل انواع پروژه های توسعه ای اقدام نمود و موجبات گسترش کمی و کیفی بازار سرمایه را فراهم کرد. اما در عین حال این اوراق شامل ریسک هایی می باشد، اندازه گیری مناسب آن ها، سرمایه گذاران را در شناسایی و انتخاب گزینه های سرمایه گذاری کمک می کند، از این رو چون بازارها با نوسانات شدیدی روبرو هستند که می توانند بر فرآیندهای تولید تاثیر منفی داشته باشند، لذا ابزارهای مشتقه، شرکت کنندگان در بازار را قادر می سازد که پوششی برای ریسک های خود انجام دهند. تحقیق حاضر به روش توصیفی و تحلیل محتوی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، تلاش کرده است، به اثبات این فرضیه بپردازد که «حق اختیار معامله، ابزاری مناسب در جهت مدیریت ریسک اوراق استصناع می باشد» و این نتیجه را در پی دارد که از قرارداد اختیارمعامله می توان در جهت مدیریت ریسک اوراق استصناع استفاده نمود. به گونه ای که می توان ریسک های تورم و نرخ بازده را در تمامی انواع اوراق استصناع با استفاده از حق اختیارخرید و فروش و ریسک های عدم نقدشوندگی، اعتباری و سرمایه گذاری مجدد در اوراق عادی و اوراق تبدیل پذیرمعکوس استصناع را با استفاده از حق اختیار فروش مدیریت کرد.
    کلیدواژگان: اوراق استصناع، ریسک اوراق استصناع، مدیریت ریسک، ابزارهای مشتقه، اختیار معامله
  • محمد مهدی عسگری، سحر نیازخانی صفحات 101-122
    در تحقیق حاضر با در نظرگرفتن خمس به عنوان یکی از منابع تامین بودجه دولت اسلامی، در صدد اثبات این ادعا برآمدیم که پرداخت خمس از طرف مردم و مصرف بهینه آن به وسیله مسئولان در اقتصاد ایران گامی مهم در جهت ریشه کن کردن مساله فقر در جامعه خواهد بود. در ابتدا فلسفه وضع خمس (کاهش فقر) را از منظر آیات و روایات مورد بررسی قرار داده و دیدگاه فقهای شیعه و سنی را درباره موارد تعلق خمس مورد بحث قرار دادیم و نظریه امام خمینی (ره) مبنی بر حق الاماره بودن خمس – حاکم اسلامی در هر زمان حق جمع آوری خمس را دارد- را پیش فرض تحقیق قرار دادیم. سپس به محاسبه خمس بالقوه پرداختیم.به دلیل وجود برخی محدودیت ها در استفاده از مهم ترین روش های تخمین خمس(مدل های کلان اقتصادی، سری زمانی، شبیه سازی خرد)، به محاسبه حجم خمس بالقوه با روش تحلیل آماری، با استفاده از آمار سال های 1380 تا 1389 پرداختیم. یافته های پژوهش نشان می دهد که خمس توانایی رفع بخش عمده ای از فقر در ایران را دارد. با در نظر گرفتن دهک پنجم درآمدی به عنوان متوسط جامعه، منابع لازم و درصد کفایت درآمد خمس از این منابع را برای رساندن خانوارهای زیر متوسط جامعه به سطح دهک پنجم، برآورد کرده و به این نتیجه رسیدیم که درآمد خمس سالهای 87-85 تمامی منابع لازم را پوشش داده و در مابقی سال ها بیش از 70 درصد منابع لازم را پوشش داده است و این موضوع کفایت قابل توجه خمس برای رفع فقر را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: خمس، اقتصاد اسلامی، فقر، خط فقر، مالیات های اسلامی
  • کامران ندری، میثم خسروی صفحات 123-146
    در نظام بانکداری با ذخایر جزئی، بانک ها گاهی در پرداخت ذخایر قانونی بانک مرکزی دچار کسری می شوند. برخی از بانکها ذخایر احتیاطی نگه داری می کنند که در انتهای دوره پرداخت ذخایر، مازاد دارند. در این شرایط این عرضه و تقاضا زمینه ساز بازاری برای ذخایر بانک مرکزی می شود. از بانکهای مرکزی مدرن به دلیل اهمیت نرخ بهره ی این بازار، این نرخ را به عنوان نرخ بهره هدف عملیاتی خود انتخاب می کنند. نکته این جاست که قراردادی که در مبادلات ذخایر بازار بین بانکی صورت می گیرد قرارداد قرض است که در شریعت اسلامی بدان زیادتی تعلق نمی گیرد. متفکران بانکداری اسلامی سعی کرده اند قرارداد های جایگزینی برای مبادله در بازار بین بانکی معرفی نمایند. این مقاله چارچوب های مربوطه را به تفکیک روابط مبادلات بین بانکهای تجاری و مبادلات بین بانک مرکزی و بانک های تجاری معرفی و در نهایت مورد نقد و ارزیابی قرار می دهد.
    کلیدواژگان: بازار بین بانکی، بانکداری اسلامی، وجوه بانک مرکزی، ذخایر قانونی
  • باقر حسامی عزیزی، احمد علی پور صفحات 147-172
    رکن اساسی فعالیتهای اقتصادی، انسان اقتصادی می باشد، لذا هر نظام اقتصادی بسته به نوع تعریفی که از این موضوع دارد اقتصاد جامعه خود را پوشش می دهد. در این زمینه اندیشمندان مسلمان نیز به نوبه خود با توجه به دین اسلام تعاریف مختلفی نسبت به مفهوم انسان اقتصادی داده و آن را متفاوت از غرب تعریف می کنند. در این تحقیق سعی شده است که نظرات مختلف اندیشمندان مسلمان نسبت به انسان اقتصادی جمع آوری شود سپس نقاط مشترک و اختلافها مشخص گردد.
    کلیدواژگان: انسان اقتصادی، رویکرد اندیشمندان غربی، رویکرد نظام اقتصادی، رویکرد اسلامی
  • سید محمد حسن مصطفوی صفحات 173-194
    «اقتصاد اسلامی» با مفاهیم متفاوت به کار می رود و آیا می توان از میان کاربردهای مختلف یکی از آنها رابه عنوان کاربردی مناسب پیشنهاد نمود از دیدگاه برخی صاحب نظران، علمی بودن اقتصاد اسلامی به معنی پوزیتیویستی آن، صریحا مردود شمرده می شود که نظریه پرداز شاخص آن، شهید آیت الله سید محمدباقر صدر می باشد. به طوری که بعضی از محققان قائلند، کشف سلسله علل و معلولات در جهان اقتصاد، وظیفه دین مبین اسلام نیست؛ هرچند اگر در کتاب و سنت گهگاهی اشاره مختصری به بعضی از جوانب علت و معلولی دیده می شود، این وظیفه علم اقتصاد است که مثلا قانون عرضه و تقاضا را کشف کند... و چیزی به نام علم اقتصاد – طبق تعریف مرحوم شهید صدر- در کتاب و سنت وجود ندارد. به اعتقاد ایشان، در محیط غیر اسلامی، اقتصاد اسلامی علم نیست، چون رفتار انسان ها کاملا با اسلام منطبق نیست و بنابراین نتیجه به دست آمده از رفتارهای اقتصادی مردم، اقتصاد اسلامی را تبیین نخواهد کرد و حتی در زمان حضور معصومین علیهم السلام برآیند رفتار اقتصادی آحاد مردم درجامعه اسلامی، علم اقتصاد اسلامی نخواهد بود. از طرف دیگر، برخی پژوهشگران اقتصاد اسلامی با دیدگاهی مقابل نظر فوق، معتقدند در این حوزه، روش علمی- با منطق خاص علوم اجتماعی و محدودیت های متدلوژیک آن - کاربرد خواهد داشت و می تواند به عنوان اقتصاد جوامع اسلامی، زیر مجموعه علم اقتصاد قرار گیرد. نظرات بینابینی نیز از سوی محققان دیگر مطرح می باشد. برای آنکه اقتصاد اسلامی مترادف با یکی از دیدگاه های طرح شده تلقی نگردد، می توان آن را به عنوان یک «برنامه پژوهشی» تعریف کرد و رویکردهای مختلف مطرح شده را در آن وارد نمود که تعاریف فوق را پوشش دهد. که پس از مرور آن، به طرح برخی ملاحظات می پردازیم. در این مقاله که به روش توصیفی و تحلیلی نگارش یافته و نحوه گردآوری اطلاعات و آمارها کتابخانه ای و اسنادی می باشد، به طرح و بررسی این سوال می پردازد که آیا تاسیس و گسترش رشته های مرتبط با اقتصاد اسلامی- حتی اگر به عنوان یک «برنامه پژوهشی» تعریف شود، در کدام متن و بستر علمی- پژوهشی و نظام دانشگاهی صورت می گیرد: در نظام «آموزشی ناپلئونی و ایدئولوژیک» فعلی- که به نظر می رسد، موفقیت چندانی به دست نیاید- و یا اینکه با توجه به کثرت استادان و محققان و دانشجویان این رشته، تلاشی برای زمینه سازی «نظام آموزشی کارآفرین» و در صورت پیشرفته تر، «هومبولتی» را لااقل برای این حوزه به عمل خواهد آورد.
    کلیدواژگان: اقتصاد اسلامی، برنامه پژوهشی، نظام آموزشی ناپلئونی، نظام آموزشی کارآفرین، نظام هومبولتی
|
  • Pages 7-28
    Abstract In any economic system, providing the essential needs of the people, is the key element of any economic system. Economic growth can help the goal of any system which requires resources and also methods to achieve the desired aims. If the goal is not achieved, there will have been many problems in the system. The important question is whether targets are common in all economic systems with each other or are different from one another? Answering this question requires a comprehensive study between the economic systems. Due to the importance of the subject, in this study, we attempt to compare the goals of the Islamic and the capitalist economic systems. The research method is a descriptive analysis. Conclusions show that the difference between the Islamic economic and capitalism systems are different, in terms of the ultimate, and middle goals.
    Keywords: The Goals of Islamic Economic System, The Goals of Capitalist Economic System
  • Pages 29-46
    Abstract Based on the analytical- descriptive method, this article makes a discussion about how economic ideas of Muslim scholars influenced Scholastic schools in the Middle Ages, in the meanwhile, the purpose of this paper is also to find common grounds of thought in religions history, which helps to understand traditions and common intellectual roots, build grounds to expand cooperation, and strengthen ties between economic-religious institutions among religions. The circumstances that led to the emergence of economic reflections among Muslim scholars, and the subsequent transference of that to the Scholastic school in the West, have been explained in this article. This article, explains the connections which caused these two thoughts to get close together. Further, it elaborates on several occasions in which these two intellectual traditions contain similar views. Investigation in these instances suggests that ethics and human values were the most essential foundations of the both Islamic and Scholastic economic thought schools in the Middle Ages, and there exists a basis of closeness between Islamic and Christian economics.
    Keywords: Scholastic schools, the Middle Ages, justice, fair price, usury
  • Pages 47-74
    Islam is a comprehensive and complete religion that considers all aspects of human's life. Therefore, does not neglect the problem of adjustment and distribution of wealth and economic growth, so to improve the distribution of wealth and enhance economic growth, Islam gives orders to Muslims. One of these orders is Zakat. Based on explanations in Islam, it could have a prominent role in achieving higher economic growth and more justly wealth distribution. Poverty reduction and wealth adjustment synchronized with economic growth, is the biggest and most arduous target of policy makers of every country. To achieve this, economic schools present different policies. Also, Islam economic school provides some tools in this filed and one of them is Zakat. The purpose of this study is understanding how Zakat affects distribution of wealth and economic growth. After explaining theoretical bases, a model is presented in the simultaneous equations system framework. The results show that with introducing Zakat and rate of Muzaraah, Islamic economy could lead to economic growth and proper on adjustment and distribution of wealth, if these orders are executed accurately.
    Keywords: zakat, wealth distribution, economic grown
  • Pages 75-100
    Istisna securities considered one of the tools in the Islamic financial services industry is based on the contract Istisna shape. Due to the inherent capabilities of the Stock Exchange, through the issuance of Istisna securities can collect bits and pieces, to provide financial resources for the construction and completion of development projects and the development of qualitative and quantitative measures provided capital market. However, these bonds include the risks, appropriate measures investors will help in the identification and selection of investment options. Because markets are facing severe fluctuations that can have a negative impact on production processes, the derivatives, enables market participants to cover their own risks. This study is a descriptive and content analysis using library resources, has tried to prove their hypothesis that "the right option, is an important tool for risk management Istisna securities" and leads to the conclusion that the can be used for risk management Istisna stock option can be exercised.
    Keywords: Istisna securities, risk Istisna securities, risk management, derivatives, options
  • Pages 101-122
    In the present study Khoms was regarded as a source of the government revenue for alleviating poverty. We attempted to prove that paying Khoms by people and applying by the authorities in Iran is an important step towards eradicating poverty in the society. First of all the philosophy of Khoms ( poverty alleviation) is investigated in terms of Quran verses and narratives , we discussed the Shia and Sunni scholars’ point of view about Khoms and its conditional usage , consequently we assumed Imam Khomeini’s theory that considered Khoms as Amarah right – Islamic governor has the right to collect Khoms whenever he wants-as the hypothesis in this research. In the next step we proceeded to calculate the potential Khoms. Some limitations in utilizing the popular methods of estimating Khoms( macroeconomic models, time series, and micro simulations), affected our calculation so that we could calculate the Potential Khoms earnings using the statistical analysis for the period 1380 to 1389. Research findings clarifies that Khoms can alleviate bulk of poverty in Iran. Considering the fifth income decile as an index for the average class of the society, we evaluated the necessary and sufficient sources of revenue to get the poor households to the fifth decile. Finally the researcher concluded that the potential revenue of Khoms in the period 1385-1387 could successfully provide the required sources for alleviating poverty and in period 87-89, could provide more than 70% of the required revenue.
    Keywords: Khoms, Islamic Economics, Poverty, Poverty Line, Islamic Tax
  • Pages 123-146
    In fractional banking, banks may dealing with deficit of reserves. But, some bank may have excess. So this demand and supply can reach each other at central bank funds market. Developed Central banks choose this market rate as operating target. Trades in this market in conventional banking conducted through loan contract which is forbidden in sharia. Moslem economist and jurisprudents try to offer alternative contracts. This paper introduces these alternatives for deals of banks with each other and banks with central bank separately and finally criticizes and evaluated them.
    Keywords: interbank market, Islamic banking, central bank funds, required reserve
  • Pages 147-172
    The main basic of economic activities, is economic man. Thus, every economic system according to type of its definition to this subject will cover its economic society. In this base, Muslim scientists have shown different definitions to concept of economic man. And also have presented it differently. In this research attempted that collect different suggests of Muslim scientists about economic man and finally, determining of joint & variation points.
    Keywords: economic man, economic society, economic activities, economic system according
  • Pages 173-194
    The “Islamic economics" is used with different concepts. Is it possible to propose a proper application for Islamic economics? In the views of some experts, to be scientific Islamic economics is explicitly rejected in its positive meaning, which Ayatollah Muhammad Baqer al-Sadr is regarded as its eminent theorist. Some researchers believe that discovery of sequence of causes in the world of economy is not the duty of Islam. Nevertheless, some hints to causality aspects are occasionally observed in the Quran and Sunnah teachings. The exploration of demand and supply laws is the duty of economics. There is nothing so-called “economics”, according to the Sadr views, in the Quran and Sunnah doctorines. In Sadr’s opinion, the Islamic economics is not a science in non-Islamic settings, because humans’ behavior is not fully compatible with Islam, and even in the presence of the Fourteen Innocent Ones (PBUH), the result of economic behavior of people in an Islamic society does not mean Islamic economics. On the other hand, some scholars of Islamic economics believe that the scientific method with a logic limited to social sciences can be used in the Islamic economics field, thus Islamic economics as “the economics of Islamic societies” may classified as a subset of economics. Other researchers give the moderate comments. For the Islamic economics should not be considered synonymous with the mentioned views, it can be defined as a "research program" which includes different approaches to Islamic economics. This research is a descriptive and analytical one, which gathers data and materials by library and documentary study. The main question is “in which context of scientific and university system, the establishment and development of courses related to Islamic economics take place, even if it is defined as a "research program”? Which system is efficient? the current "Napoleonic and ideological training system" or “Humboldt educational system"?
    Keywords: Islamic economics, Research program, the Napoleonic educational system, the Humboldt educational system