فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 373 (هفته اول اردی بهشت 1395)
  • پیاپی 373 (هفته اول اردی بهشت 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/02/04
  • تعداد عناوین: 5
|
  • مقاله پژوهشی
  • هادی دیده ور، فرهاد گلشن ایران پور، علی والیانی، بتول هاشمی بنی، مجتبی اسماعیلی صفحه 1
    مقدمه
    آسیب های بافت غضروف در کشورهای پیشرفته، مهم ترین علت ناتوانی در سالمندان است. علاوه بر آن، غضروف مفصلی توانایی محدودی در ترمیم دارد. روش های درمانی رایج قادر به ترمیم این آسیب ها نمی باشد؛ چرا که منجر به ایجاد بافت فیبروزی در غضروف می شوند. سلول درمانی، یکی از روش های درمان است که در آن، سلول های بنیادی با کمک مهندسی بافت می توانند به کندروسیت تمایز یابند و جهت دستیابی به این هدف، از عوامل رشد و داربست ها استفاده می شود. به دلیل هایپرتروفه شدن بافت غضروف و عدم پایداری داربست ها، ضرورت دستیابی به عوامل القا کننده و داربست مناسب احساس می گردد. بر اساس مطالعات، فیبرین آلژینات از لحاظ پایداری و کشسانی (Elasticity) مناسب است و پیاسکلیدین، باعث افزایش بیان ژن های مخصوص غضروف می گردد. از این رو، در تحقیق حاضر، تاثیر پیاسکلیدین و Transforming growth factor beta1 (TGF-β1) بر القای کندروژنز سلول های بنیادی در داربست فیبرین آلژینات مورد مقایسه قرار گرفت.
    روش ها
    Adipose derived stem cells (ADSCs) از بافت چربی سه بیمار استخراج و تکثیر داده شد. سپس به مدت 21 روز در داربست فیبرین آلژینات تحت تاثیر مدیوم کندروژنیک کشت داده شدند. میزان تکثیر و بقای سلول ها به روش MTT [3 (4،5-dimethylthiazol-2-yl)-2،5-diphenyltetrazolium-bromide] و میزان بیان ژن های اگریکان، کلاژن II و X با استفاده از تکنیک Real-time polymerase chain reaction (Real-time PCR) مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    میزان تکثیر و بقا در داربست فیبرین آلژینات، در گروه حاوی پیاسکلیدین نسبت به سایر گروه ها، افزایش داشت؛ اما این افزایش به صورت معنی دار نبود (050/0 < P). همچنین، پیاسکلیدین باعث افزایش میزان بیان ژن کلاژن II (001/0 > P) و کاهش میزان بیان ژن کلاژن X در مقایسه با TGF-β1 گردید.
    نتیجه گیری
    احتمال می رود پیاسکلیدین در روند القای کندروژنز ADSCs در داربست فیبرین آلژینات موثر بوده و بر افزایش بیان ژن های ویژه ی غضروف تاثیر داشته باشد
    کلیدواژگان: سلول بنیادی، پیاسکلیدین، کندروژنز، Transforming growth factor beta1
  • لیلا نیکنام، حسین ربانی صفحه 2
    مقدمه
    شبکیه، داخلی ترین بافت چشم است و به کمک عصب بینایی اطلاعات تصویری را به مغز ارسال می نماید. این بخش از چشم، ساختار لایه ای دارد و طراحی روشی که بتواند بدون تاثیر گرفتن از نوع اختلال تصویر و میزان آن و همچنین پایین بودن کنتراست تصویر، مرزهای لایه ها را به درستی مشخص نماید، از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد. در این مطالعه، روش تلفیقی از دو روش تجزیه و تحلیل ریخت شناسی (MCA یا Morphological component analysis) و برنامه نویسی پویا (DP یا Dynamic programming) برای بخش بندی اتوماتیک شش لایه ی زیرین شبکیه به کار گرفته شد.
    روش ها
    پایگاه داده شامل 55 نمونه ی اخذ شده از افراد طبیعی با استفاده از دستگاه TOPCON-OCT-1000 بود. این مطالعه، در دو مرحله صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل ریخت شناسی، دیکشنری هر تصویر با استفاده از خوشه بندی برداری به کمک مقادیر ویژه (K-SVD) محاسبه گردید و سپس روش MCA، روی دیکشنری های حاصل شده اعمال گردید و بخش های کارتون و بافت تصویر با انتخاب پایه های مناسب تفکیک شد. بخش بندی به روش DP در تصویر کارتون اجرا گردید و سطوح Retinal pigment epithelium (RPE)، Verhoeff''s memberane (VM)، Outer segment layer (OSL)، Inner collagenous layer (ICL)، Inner synaptic layer (ISL) و Outer limiting membrane (OLM) مشخص شدند.
    یافته ها
    با مقایسه ی نتایج به دست آمده با استانداردهای موجود، مشاهده شد که کمترین خطا، مربوط به سطح OSL با مقدار خطای 167/0 ± 030/0 بود. میزان خطای سطوح RPE، VM، ICL، ISL و OLM به ترتیب 33/0 ± 66/0-، 31/0 ± 59/0-، 49/0 ± 00/1-، 61/0 ± 72/1- و 51/0 ± 05/1- بود.
    نتیجه گیری
    تجزیه و تحلیل ریخت شناسی به کمک روش DP، می تواند به صورت یک روش اتوماتیک در بخش بندی شش لایه ی زیرین شبکیه عمل کند و بدون نیاز به انجام پیش پردازش، از صحت قابل قبولی در نتایج بخش بندی برخوردار است.
    کلیدواژگان: بخش بندی، برنامه نویسی پویا، تجزیه و تحلیل ریخت شناسی
  • تعیین ژنوتایپ گونه های مایکوباکتریوم غیر توبرکلوزیس موجود در نمونه های شیر دام های اصفهان به روش تعیین توالی ژن 16S rRNA
    محمدحسین رضاییان، سید اصغر هوایی، شراره مقیم، فاطمه ریاحی، حسینعلی راهدار، میثم روزبهانی، بهرام نصر اصفهانی صفحه 3
    مقدمه
    مایکوباکتریوم های غیر توبرکلوزیس (NTM یا Nontuberculous mycobacteria)، از مهم ترین باکتری هایی هستند که می توانند از شیر گاو و فراورده های آن به انسان منتقل شوند. حضور این باکتری ها در شیر گاو، به عنوان یک نگرانی در عرصه ی بهداشت عمومی، به ویژه در میان افرادی که شیر خام و فراورده های لبنی حاصل از آن را مصرف می کنند، محسوب می شود. در این مطالعه، به منظور بررسی میزان شیوع مایکوباکتریوم های غیر توبرکلوزیس و تعیین انواع آن در نمونه های شیر دام های استان اصفهان، از روش تعیین توالی ژن 16S rRNA استفاده گردید.
    روش ها
    از ایزوله هایی که به عنوان مایکوباکتریوم غیر توبرکلوزیس شناسایی شد، استخراج DNA با روش Cetyltrimethylammonium bromide (CTAB) و فنل کلروفورم صورت گرفت. سپس، واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR یا Polymerase chain reaction) ژن 16S rRNA با استفاده از پرایمرهای طراحی شده انجام و پس از تعیین توالی، انواع این باکتری تعیین شدند.
    یافته ها
    از 119 نمونه ی شیر جمع آوری شده از گاوداری های استان اصفهان، تعداد 9 کشت مثبت شناسایی شد که 8 مورد آن M. fortuitum و یک مورد آن M. gordonae بود.
    نتیجه گیری
    شیوع NTM در نمونه های شیر گاو بررسی شده در استان اصفهان 6/8 درصد بود که پس از PCR با ژن 16S rRNA و تعیین توالی، فروانی ایزوله ی M. fortuitum نوع I 9/88 درصد و فراوانی ایزوله ی M. gordonae نوع III 1/11 درصد بود. روش PCR و تعیین توالی ژن 16S rRNA به کار گرفته شده در این مطالعه، توانایی تشخیص 100 درصد ایزوله های مایکوباکتریوم را دارا بود.
    کلیدواژگان: مایکوباکتریوم غیر توبرکلوزیس، 16S rRNA، تعیین توالی
  • محمدعلی عطاری، حامد دهستانی اردکانی صفحه 4
    مقدمه
    بر اساس مطالعات و تجربیات قبلی، مراقبت و درمان مدیریت شده در بیماران دچار ضربه ی مغزی، به میزان قابل توجهی از میزان شیوع و مرگ و میر ناشی از بیماری می کاهد. در عین حال، در حال حاضر یک راه کار واحد جهت مدیریت این بیماران وجود ندارد. از این رو، مطالعه ی حاضر با هدف بومی سازی راه کارهای تشخیص، درمان و پی گیری بالینی بیماران دچار ضربه ی مغزی جهت استفاده در مراکز درمانی و بیمارستان های استان اصفهان به انجام رسید.
    روش ها
    طی یک مطالعه ی مقطعی، شش راهکارموجود در ارتباط با مدیریت بیماران دچار ضربه ی مغزی از مراکز درمانی و دانشگاهی معتبر دنیا، بررسی و مهم ترین موارد مرتبط با مدیریت ضربه ی مغزی از آن ها استخراج گردید. سپس، به صورت چک لیست، نگرش استادان و دستیاران جراحی اعصاب، طب اورژانس و بیهوشی درباره ی آن ها بررسی شد و نواقص موجود از آن ها استخراج و تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    در این مطالعه، 6 راه کار معتبر علمی مورد بررسی قرار گرفت و نگرش 78 نفر از اعضای هیات علمی و دستیاران تیم درمان، شامل گروه طب اورژانس (30 نفر)، جراحی مغز و اعصاب (28 نفر) و بیهوشی (20 نفر) در ارتباط با آن ها سنجیده شد. میانگین نمره ی نگرش مصاحبه شوندگان در زمینه ی 20 مورد بررسی شده 7/2 ± 0/15 با دامنه ی 20-8 بود و بر حسب آن، نگرش 14 نفر (9/17 درصد) تطابق عالی با راهنماهای ذکر شده داشت، نگرش 34 نفر (6/43 درصد) تطابق نسبی، نگرش 27 نفر (6/34 درصد) تطابق قابل قبول و نگرش 3 نفر (8/3 درصد) تطابق ضعیف با راهنمای بررسی شده داشت.
    نتیجه گیری
    نحوه ی مدیریت و درمان بیماران دچار ضربه ی مغزی در مراکز درمانی و بیمارستان های اصفهان نظام مند نیست و در بسیاری موارد، عملکرد تیم درمانی مطابق راهنماهای جهانی نمی باشد که این امر، علاوه بر افزایش خطر شیوع بیماری و مرگ و میر ناشی از آن، منجر به هدر رفت زمان و تحمیل هزینه های اضافی درمان بر بیمار و سیستم درمانی می گردد. از این رو، لازم است یک تیم درمانی مجرب متشکل از متخصصین جراحی اعصاب، بیهوشی و طب اورژانس، راهنماهای جهانی در زمینه ی مدیریت بیماران دچار ضربه ی مغزی را مورد بررسی قرار دهند و راه کارهای درمانی موجود را بازنگری کنند و در نهایت، راهنمایی مطابق مطالعات و تجربیات جدید، تدوین نمایند.
    کلیدواژگان: ضربه مغری، راه کار، تیم درمان
  • مقاله کوتاه
  • محمد حسینی فر، زین العابدین مجاهد، محسن میر محمد صادقی، حمید آزاده صفحه 5
    مقدمه
    هدف از انجام این مطالعه، بررسی تاثیر وضعیت شانه حین عمل بای پس عروق کرونر بر علایم بالینی و سرعت هدایت عصبی اعصاب اندام فوقانی در افراد مبتلا به دیابت بود.
    روش ها
    در این کارآزمایی بالینی، 20 نفر بیمار مبتلا به دیابت که کاندیدای عمل قلب باز بودند، به صورت تصادفی به دو گروه شاهد و مورد تقسیم شدند. در گروه مورد، دست در حین عمل در حالت باز (90 درجه) و در گروه شاهد دست در کنار بدن (صفر درجه) قرار می گرفت. آزمون های الکترودیاگنوزیس شامل بررسی دامنه ی موج و سرعت هدایت حسی و حرکتی اعصاب Median، Radial و Ulnar دست چپ بود. معاینات بالینی شامل بررسی کرختی و پارستزی (خواب رفتگی) هر دو دست بود.
    یافته ها
    مقایسه ی میانگین تغییرات آمپلی تود و سرعت هدایت عصبی اعصاب Median، Radial و Ulnar در گروه شاهد بعد از مداخله برای همه ی متغیرها تغییر معنی داری نشان داد (050/0 > P). میانگین تغییرات آمپلی تود و سرعت هدایت اعصاب Median، Radial و Ulnar در گروه مورد، به جز سرعت هدایت حرکتی Radial و آمپلی تود حسی Ulnar، تغییر معنی داری را نشان دادند (050/0 > P). مقایسه ی بین گروهی میانگین آمپلی تود و سرعت هدایت عصبی بعد از عمل، تنها در آمپلی تود حسی Ulnar تغییر معنی داری را نشان داد (050/0 > P).
    نتیجه گیری
    وضعیت 90 درجه ی Abduction شانه حین عمل بای پس عروق کرونر، باعث کاهش آسیب اکسونال فیبرهای حسی عصب Ulnar می شود
    کلیدواژگان: دیابت، سرعت هدایت، بای پس عروق کرونر
|
  • Hadi Didehvar, Farhad Golshan, Iranpoor, Ali Valiani, Batool Hashemibeni, Mojtaba Esmaeeli Page 1
    Background
    Cartilage injuries are the leading cause of disability in the elderly in developed countries. In addition, articular cartilage has a limited ability to repair. Current treatment methods for cartilage tissue injuries lead to fibrous tissue formation. Cell therapy is a treatment in which stem cells using tissue engineering can be differentiated into chondrocytes by using growth factors and scaffolds. Since growth factors such as transforming growth factor beta1 (TGF-β) leads to hypertrophy of cartilage chondrocytes tissue and many scaffolds are weak in terms of mechanics and stability, it is essential to achieve the appropriate scaffolds and inducing factors. Studies have shown that fibrin alginate scaffold is appropriate in terms of mechanical and stability and piascledine increases the cartilage-specific genes expression. Therefore, in this study the chondrogenic effect of TGF-β1 and piascledine on adipose derived stem cells in fibrin alginate scaffold was compared and evaluated.
    Methods
    Fat samples were obtained from three persons. Adipose derived stem cells (ADSCs) was extracted from adipose tissue and proliferated. Then the cells were transferred to the fibrin alginate scaffold and the cells were cultured for 21 days under the influence of the induction medium. The rate of proliferation and survival of cells was evaluated by [3 (4,5-dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium-bromide] MTT method and the rate of gene expression of Aggrecan and Collagen II and X was evaluated with Real-time polymerase chain reaction (Real-Time PCR) method.
    Findings: The results showed that proliferation rate and survival of cells in a fibrin alginate scaffold in the group containing Piascledine increased compared to the other groups, but this increase is not significant (P> 0.050). Also, Piascledine increased collagen II gene expression (P
    Conclusion
    Piascledine was found as a proper effective inducer in chondrogenic differentiation of human adipose derived stem cells cultured in fibrin alginate scaffold.
    Keywords: Adipose derived stem cell, Piascledine, Chondrogenesis, Transforming growth factor beta1
  • Leila Niknam, Hosein Rabbani Page 2
    Background
    Retina is the innermost tissue in human eye which sends visual information to the brain by means of optic nerve. Designing an intra-retinal layer segmentation method which can detect the retina surfaces properly in the presence of noise and lack of contrast is an important step in ophthalmology. In this study the combination of morphological component analysis (MCA) and dynamic programming (DP) is used automatically for segmentation of optical coherence tomography (OCT) images.
    Methods
    Data set for this study was 55 samples which were taken from normal people by Topcon OCT-1000. This study had two phases. In MCA phase the image dictionary was created by clustering with eigenvalues (k-SVD), and then the image was decomposed to cartoon and texture parts by selecting proper bases. In the second phase segmentation was done by the dynamic programming (DP) method on cartoon part and the retinal pigment epithelium (RPE), Verhoeff's memberane (VM), outer segment layer (OSL), inner collagenous layer (ICL), inner synaptic layer (ISL), and outer limiting membrane (OLM) layers were detected.
    Findings: Comparing the obtained results with gold standard (manual segmentation) shows that minimum error belongs to OSL surface and its error in the form of mean ± SD (standard derivation) is 0.030 ± 0.167. For other surfaces the error is calculated in this way from left to right for RPE, VM, ICL, ISL, OLM: 0.66 ± 0.33, -0.59 ± 0.31, -1.00 ± 0.49, -1.72 ± 0.61, -1.05 ± 0.51.
    Conclusion
    MCA in combination with DP can work as an automatic method for six lower intra retina layer's segmentation with acceptable accuracy. One of the main advantages of this method is omitting preprocessing phase for segmentation.
    Keywords: Segmentation, Dynamic programming, Morphological component analysis
  • Determination of Nontuberculosis Mycobacteria Species Genotypes Present in Cattle Milk Samples Using 16S rRNA Gene Direct Sequencing
    Mohammad Hosein Rezaeyan, Seyed Asghar Havaei, Sharareh Moghim, Fatemeh Riyahi, Hoseinali Rahdar, Meysam Rouzbahani, Bahram Nasr, Esfahani Page 3
    Background
    Nontuberculosis Mycobacterium (NTM) is the most common bacterium transferred to human from cow milk and products. The presence of these bacteria in the cow's milk stands as a public health concern particularly among those individuals consuming raw milk and dairy products. In this study the determination of 16S rRNA gene sequence method was used in order to evaluate the amount of Non tuberculosis Mycobacterium incidence and determine its types in milk samples gathered from Isfahan province.
    Methods
    The cetyltrimethylammonium bromide (CTAB) and phenol chloroform were used for DNA extraction in isolates recognized as Non tuberculosis Mycobacterium, then using designed primers, 16S rRNA polymerase chain reaction was done and the types were determined after sequencing.
    Findings: 9 cultures, out of 119 samples gathered from Isfahan farms, were recognized positive in which 8 samples had M. fortuitum and one of them was M. gordonae.
    Conclusion
    NTM incidence was 8.6% in evaluated milk samples. By using polymerase chain reaction (PCR) with 16SrRNA and sequencing, the fortuitum isolate type I incidence was 88.9% and Gordonae type III incidence was 11.1%. PCR method and sequencing of 16S rRNA gene which were used in this study are able to recognize isolates up to 100%.
    Keywords: Nontuberculous mycobacteria, Direct Sequencing, 16S rRNA Gene, Determination
  • Mohammadali Attari, Hamed Dehestani, Ardakani Page 4
    Background
    Previous studies showed that managed surveillance and treatment have a considerable effect on decreasing the mortality and morbidity in head trauma patients. But there isn’t a validated guideline in Iran. Thus, the aim of this study was nativation of diagnosis, treatment and clinical prevention of head trauma guideline for using in Isfahan hospitals.
    Methods
    In a cross sectional study, 6 validated guidelines for management of head trauma were studied and the most important head lines were extracted and then, attitude of resident and attends of treatment groups including neurosurgery, anesthesia and emergency medicine was given and the agreement between treatment group and guideline was analyzed.
    Findings: In this study, six guidelines were studied and attitude of 78 persons of treatment group of head trauma including 30 persons from emergency medicine ward, 28 persons from neurosurgery ward and 20 persons from anesthesiology ward were compared with the guidelines. The mean ± SD of enter viewed staff was 15.0 ± 2.7 (range: 8-20) and based on that, attitude of 14(17.9%) had excellent agreement, 34 43.6%) had good agreement, 27(34.6%) had acceptable agreement and 3(3.8%) had weak agreement with the guide lines.
    Conclusion
    According to the results of this study, management of head trauma treatment is not programmed and in several stages was not approved and this practice may lead to higher risk of morbidity and mortality and additive hospital cost. So, treatment methods, surveillance and treatment of head trauma patients must be revised.
    Keywords: Head trauma, Guide line, Treatment group
  • Mohammad Hosseinifar, Zeinolabedin Mojahed, Mohsen Mirmohammad, Sadeghi, Hamid Azadeh Page 5
    Background
    The aim of this study was to evaluate the effect of arm position during coronary artery bypass surgery on neuropathic symptoms and nerve conduction velocity (NCV) of the upper extremity nerves in diabetic patients.
    Methods
    In this clinical trial, 20 patients with diabetes, who were candidates for open heart surgery, were divided randomly into control and experimental group. During the operation, patient’s arm was positioned at 90 degree abduction and at the sides of the body in the experimental and control group, respectively. Electrodiagnostic tests including assessing amplitude and conduction velocity of sensory and motor nerves of radial, median and ulnar of left hand was performed. Physical examination was also done for checking the numbness and Paresthesia in both hands.
    Findings: The Comparison of the changes for mean of amplitude and NCV of radial, median and ulnar nerves showed significant change in the control group after operation (P
    Conclusion
    Arm abduction at 90 degrees reduces the axonal injury of the ulnar sensory fibers during coronary artery bypass graft surgery.
    Keywords: Diabetes, Nerve conduction velocity (NCV), Coronary artery bypass