فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 1 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/10/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمید سجادی، ابراهیم متقی صفحات 7-20
    جوامع در حال توسعه آموزش نیروی انسانی را در اولویت برنامه های خود قرار داده اند. این امر پتانسیل بالایی را برای توسعه و نوسازی کشورهای در حال توسعه ایجاد می کند. برغم این مهم خواسته این اقشار رو به گسترش، طلب نیازهایی است که در برنامه های توسعه این کشورها در اولویت قرار نگرفته است و در عمل دولت های توسعه گرا با خواسته های توام با اعتراض نیروهای مدرن و تحصیلکرده مواجه می شوند. ارائه آموزش های مدرن و ارتقاء تحصیلات، افراد را در معرض خواسته ها و دغدغه های مدرن نیز قرار می دهد و انتظارات فزاینده ای را در آنها دامن می زند. گسترش فناوری نوین ارتباطاتی و اطلاعاتی در عصر جهانی شدن نیز این روند را تشدید می کند. بدینسان عملکرد دولت های توسعه گرا در آموزش نیروی انسانی، موجب ظهور و گسترش نیروهای اجتماعی مدرن دموکراسی خواه و مشارکت جو در کشورهای در حال توسعه شده است. مقاله حاضر با طرح این سوال که چگونه می توان به شکل حداکثری نیروهای تحصیلکرده و مدرن را در نظام اجتماعی جذب کرد در ابتدا بر اساس ضرورت انسجام و بسیج تمامی نیروهای اجتماعی برای توسعه بویژه نیروهای تحصیلکرده به آسیب شناسی این مسئله می پردازد. فرضیه مطروحه به این نکته اشاره دارد که در نتیجه عدم ادغام ساختاری در این جوامع، نظام اجتماعی از بکارگیری و استخدام نیروهای تحصیلکرده به عنوان مهمترین منبع توسعه محروم شده است. عملکرد دولت ها برای توسعه در یک کلیت و بشکل مرحله به مرحله در حوزه های گوناگون موجب شده نیروهای اجتماعی نوظهور که دغدغه هایشان متناسب با مرحله برنامه ریزی شده برای توسعه نیست، تحت عنوان نیروهای ضدتوسعه تعریف می شوند. نهایتا در پایان تلاش شده تا با بازتعریف توسعه، انسجام و تعادلی را که جامعه برای تحقق توسعه بدان نیاز دارد را به مثابه راهکاری برای تحقق برنامه های توسعه شناسایی نماییم.
    کلیدواژگان: انتظارات فزاینده، بسیج نیروها، جهانی شدن، نیروهای مدرن، انسجام اجتماعی
  • منصور وثوقی، نسیم خواجه زاده صفحات 21-36
    سبک های زندگی نوین در دزفول در حال نضج گرفتن است، در این سبک های نوین اما،عناصر سنتی جانی دوباره می گیرند، یکی از این عناصر جادوست. دراین تحقیق که بر اساس روش کیفی پدیدارشناسی هرمنوتیک بوده، با زنانی که از جادو و دعانویسی در زندگی خود بهره برده اند، مصاحبه شده است. یافته ها نشان می دهد زنان گرچه برای رفع مشکل به جادو روی می آورند، اما به جادو بیشتر به چشم نوعی فراغت و سرگرمی نگاه می کنند که در واقع یک انتخاب در میان انتخاب های ممکن است. سرخوردگی از حوزه عمومی و پناه بردن به حوزه خصوصی و فربه شدن این حوزه، از عوامل پدیداری جادو در دوره معاصرست.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، دزفول، پدیدارشناسی هرمنوتیک، حوزه عمومی، حوزه خصوصی، جادو، دعانویسی
  • احمد شمس صفحات 37-56
    هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی مفاهیم اصلی انحراف های اجتماعی با استفاده از نظرات اجتماعی در حوزه جرم شناسی از جمله نظریه فشار، تئوری کنترل اجتماعی و نظریه تعامل گرایی است. درحقیقت پیداییو گسترش جامعه شناسی در همه رشته های حقوق یکسان نبوده است. در پاره ای از رشته ها وجود یک رشته غیرجزمی، پیدایی جامعه شناسی حقوقی را تسهیل کرده است. بدین ترتیب گذر حقوق جزا به جامعه شناسی حقوقی (جامعه شناسی جنایی) بواسطه وجود جرم شناسی که در کنار عوامل اجتماعی، عواما روانی، جسمانی و انسان شناختی را مورد بررسی قرار می دهد، هموار شده است. از ابتدای دهه شصت میلادی تفکر انتقادی مکتب جرم شناسی واکنش اجتماعی، به تمرکز ویژه رویکرد تعامل نمادین بر نقش ارزیابی های دیگران در تشکیل و تغییر هویت و اعمال شخص، نظریه ای متفاوت، به نام نظریه تعامل گرا، در انتقاد به جرم شناسی کلاسیک، شکل گرفت و به یاری شرایط مستعد حاکم بر آن دوران، در آمریکای شمالی بروز یافت . این نظریه، مفاهیم انحراف و منحرف را به صورت ذهنی و نه عینی تعریف کرد. به همین سبب نیز، خواستار کاهش چنین واکنش هایی در قبال جرم، به ویژه در قالب کم کردن دخالت نظام عدالت کیفری گشت و بدین ترتیب، دریچه ای نو را در جرم شناسی گشود. یافته های تحقیق نشان می دهد با عنایت به انتقادات ناظر به مفاهیم بنیادی نظریه، یعنی برچسب زنی و انحراف، قابلیت هدایت این نظریه به مسیری معتدل تر و بهره گیری شایسته از آن در چارچوب یک سیاست جنایی کارآمد و انسانی، با هدف نیل به مدیریت بهینه جرم، بیش از پیش رخ می نماید.
    کلیدواژگان: برچسب زنی، انحراف اجتماعی، تعاملات اجتماعی، دخالت نظام کیفری، جرم شناسی
  • فرزاد نوابخش، مسعود درودی صفحات 57-75
    مطالعات پسا استعماری یکی از حوزه های مطالعاتی جدید درباره ی مسائل کشورهای غیر غربی و فرهنگ آنهاست. این نگرش انتقادی در تعریفی اجمالی به مجموعه ای از رهیافت های نظری اشاره دارد که با تاکید بر پیامدهای استعمارگران به تحلیل گفتمان استعماری می پردازد. نظریه و نقد پسااستعماری بیش از هر چیز به تحلیل گفتمان استعماری و به چالش کشیدن سوژه امپریالیستی و هژمونی انسان غربی مربوط می شود. است .به طور کلی مطالعات پسااستعماری تلاشی متن محورانه در جهت وارونه سازی چشم انداز غربی به دیگری غیرغربی است. دامنه ی وسیع موضوعات مورد علاقه ی مطالعات پسااستعماری از نظریه و نقد ادبی تا مطالعات اقتصاد سیاسی، پژوهش درباره ی حکومت های استعماری، مسئله ی هویت و مطالعات فرهنگی و...؛ را در بر می گیرد. در این مقاله تلاش می شود تا از رهگذر بررسی مطالعات پسااستعماری به این امر پرداخته شود که این دسته از مطالعات دارای چه ضرورت و نیز الزامی برای گسترش و تعمیق در جوامع غیرغربی همچون ایران هستند.
    کلیدواژگان: مطالعات پسااستعماری، بومی سازی، علم بومی، علم غربی، ساختارشکنی و واسازی
  • زهرا خدایی، مجتبی رفیعیان، هاشم داداش پور، علی اکبر تقوایی صفحات 77-91
    در این مقاله به بررسی تاثیر ظرفیت اجتماعی بر دلبستگی به مکان در محلات منتخبی از شهر تهران پرداخته شده است. روش این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیل همبستگی بوده است و داده های مورد نیاز با استفاده از توزیع 475پرسشنامه و مطالعات میدانی و نیز مصاحبه های حضوری با نوجوانان در رده سنی (12- 16) ساله از محلات الهیه ، نارمک ، هاشمی و یافت آباد که به روش طبقه ای سیستماتیک انتخاب شده بودند، انجام شد. هدف کلی از پژوهش حاضر، تعیین روابط علی میان مولفه های ظرفیت اجتماعی بر شاخص دلبستگی به مکان و تبیین معناداری یا عدم معناداری آنها در محلات منتخب است. بدین منظور از آزمون پارامتریک F و نیز آزمون Tukey استفاده شد تا بتوان محلات منتخب را خوشه بندی کرد. نتایج آزمون F نشان داد که از میان مولفه های ظرفیت اجتماعی (انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی و اعتماد اجتماعی) فقط در متغیر مشارکت اجتماعی بین محله های مورد بررسی تفاوت معنادار وجود دارد. براساس نتایج آزمون Tukey محله الهیه کمترین و محله یافت آباد بیشترین میزان مشارکت اجتماعی را دارا هستند و فقط بین این دو محله تفاوت معناداری وجود داشت. در خصوص سنجش رابطه دو متغیر، ضریب همبستگی پیرسون به کار گرفته شد. از بین مولفه های متغیر ظرفیت اجتماعی، مولفه اعتماد اجتماعی، بیشترین همبستگی را با متغیر دلبستگی به محله دارد. ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی همبستگی بین متغیر شاخص ظرفیت اجتماعی و دلبستگی به محله برابر با 0.380 است که حاکی از همبستگی متوسط بین دو متغیر است.
    کلیدواژگان: دلبستگی به مکان، سرمایه اجتماعی، ظرفیت های اجتماعی، نوجوانان، شهر تهران
  • مصطفی عبدی، اسماعیل کاوسی صفحات 93-110
    طراحی مدل های سنجش توسعه فرهنگی و به طبع آن شاخص های فرهنگی از جمله ابزار های مهم برای شناخت وضعیت فرهنگی کنونی جامعه، ارزیابی عملکرد و نتایج اجرای برنامه ها و فعالیت های فرهنگی گذشته و نیز تعیین و ترسیم وضعیت فرهنگی مطلوب جامعه در آینده می باشد. این پژوهش کیفی با هدف طراحی و ارائه الگوی سنجش توسعه فرهنگی در کشور با استفاده از طرح نظام مند نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده های این پژوهش با استفاده از روش مشاهده مشارکتی، تکنیک مصاحبه باز و عمیق و نیز مطالعه اسناد و منابع مرتبط جمع آوری شده و با استفاده از تکنیک مثلث سازی ترکیب شده اند. روش نمونه گیری مورد استفاده از نوع نمونه گیری نظری و هدفمند بوده و طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کد گذاری گزینشی و استفاده از نرم افزار atlas.ti داده ها مورد تحلیل قرار گرفته اند و در نهایت شاخص های سنجش توسعه فرهنگی در کشور در قالب 6 بعد اصلی، 22 مولفه و 84 شاخص عملیاتی طبقه بندی شده اند.
    کلیدواژگان: توسعه، توسعه فرهنگی، حقوق فرهنگی، مشارکت فرهنگی، اقتصاد فرهنگی، امکانات فرهنگی و خلاقیت فرهنگی
  • رضا نوبخت، سروش فتحی، حبیب الله کریمیان صفحات 111-126
    ایجاد شهرک های صنعتی در مناطق کمتر توسعه یافته کشور در دو دهه اخیر مورد توجه برنامه ریزان توسعه بوده که در بسیاری از نقاط کشور ایجاد شده است. این شهرک ها اثرات اجتماعی – اقتصادی قابل توجهی بر این مناطق گذاشته و منجر به ایجاد تغییر در زندگی مردم شده است. یکی از مناطقی که تحت تاثیر این برنامه قرار گرفته منطقه عشایری مسجد سلیمان است که با توجه به ماهیت عشایری بودن آن ایجاد شهرک صنعتی شیوه معیشت و به تبع آن سایر ابعاد زندگی مردم این منطقه را تحت تاثیر قرار داده است.این مقاله در صدد بررسی تاثیرات اقتصادی و اجتماعی این شهرک صنعتی بر زندگی مردم است. روش تحقیق پیمایشی و میدانی بوده ، اطلاعات از طریق پرسشنامه و مشاهده گردآوری شده است. جامعه آماری این تحقیق افراد منطقه عشایری مسجد سلیمان، منطقه اندیکا و لالی شامل می شد، که با استفاده از فرمول کوکران 600 نفر انتخاب شدند، نمونه گیری به روش نمونه گیری سهمیه ای انجام شد.
    نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که ایجاد شهرک صنعتی الگوی زندگی افراد این منطقه راتغییر داده به گونه ای که شیوه معیشت مبتنی بر زندگی عشایری را رها کرده و با یکجا نشین شدن شیوه زندگی جدیدی را تحت تاثیر شهرک صنعتی آغاز کرده اند. مردم این منطقه با اشتغال در شهرک صنعتی علاوه بر موقعیت و درآمد بهتر از امکانات رفاهی، بهداشتی، خدماتی، عمرانی ، جاده و راه و مراکز آموزشی برخوردار گردیده اند که این امر باعث ارتقا در سطح زندگی آنها گردیده است.
    کلیدواژگان: شهرک های صنعتی، توسعه صنعتی، اثرات اجتماعی و اقتصادی
  • مستوره صداقت، گلناره قربانوا صفحات 127-143
    تمایل به بچه دار شدن از منابع پیچیده زیستی – اجتماعی – فرهنگی و تجارب هشیارانه درون روانی نشات می گیرد. در فرایند بارداری نه تنها جنین تحول می یابد، بلکه زن نیز دستخوش دگرگونی هایی ، خواه جسمانی و خواه روانشناختی، می گردد. در این دوره عواملی چون شخصیت و درک از خود می توانند در حل بحران ها و مواجه شدن با آنها تاثیرگذار باشند. موضوع این مقاله، بررسی رابطه بین میزان خودآگاهی مادر با تیپ شخصیتی و پایگاه اقتصادی – اجتماعی او در اولین دوره بارداری می باشد. در این تحقیق با اذعان به مطالعا ت تجربی و میدانی، عواملی چون تعداد بارداری، تیپ شخصیتی، خودآگاهی، سطح تحصیلات و دیگر عوامل را مورد بررسی قرار داده ایم. مبنای نظری تحقیق، نظریه های خودپنداره راجرز و تیپ شخصیتی یونگ می باشند. در مبحث روش تحقیق، از روش پیمایش و پرسشنامه به عنوان مناسب ترین ابزار برای گردآوری و تحلیل اطلاعات مورد نیاز این تحقیق استفاده شده است. جمعیت آماری شامل زنان باردار ( در اولین و دومین بارداری ) شهر تهران و حجم نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران 200 نفر برآورده شده است. در مجموع، نتایج بدست آمده نشانگر رابطه بین میزان خودآگاهی مادربا تیپ شخصیتی در اولین بارداری می باشد. همچنین نتایج تاثیر سطح اقتصادی – اجتماعی بر خودآگاهی این مادران را نشان داده است. در عین حال، یافته ها بیانگر رابطه بالا بین خواسته یا ناخواسته بودن کودک، تعداد بارداری با میزان خودآگاهی مادر است.
    کلیدواژگان: بارداری، خود، خودآگاهی، شخصیت، تیپ شخصیتی، پایگاه اقتصادی - اجتماعی