فهرست مطالب

پژوهش در علوم توانبخشی - سال یازدهم شماره 5 (1394)
  • سال یازدهم شماره 5 (1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/11/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • سپیده منصوری، غلامعلی قاسمی، مرتضی صادقی، محمدتقی کریمی صفحات 315-322
    مقدمه
    فلج مغزی شایع ترین علت ناتوانی های حرکتی در دوران کودکی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر 8 هفته تمرینات درمانی ریباندتراپی بر تعادل، انعطاف پذیری و قدرت عضلات زانوی کودکان مبتلا به فلج مغزی انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش نیمه تجربی، 20 کودک 6 تا 12 ساله مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک مشغول به تحصیل در مدارس جسمی- حرکتی یا در مراکز آموزشی کودکان استثنایی شهر اصفهان، به روش در دسترس هدفمند انتخاب شدند. بیماران به صورت تصادفی جفت شده در دو گروه شاهد (10 نفر) و تجربی (10 نفر) قرار گرفتند. پس از یک جلسه توجیهی، از والدین همه آزمودنی ها رضایت نامه کتبی اخذ گردید. برای اندازه گیری قدرت دو گروه عضلانی راست کننده و خم کننده زانو، از دستگاه دینامومتر دیجیتال MIE medical research Ltd. (با دقت 1/0 کیلوگرم)، جهت اندازه گیری انعطاف پذیری عمومی از آزمون بشین و برس و برای اندازه گیری تعادل نیز از مقیاس تعادلی Berg استفاده گردید. بیماران به مدت 8 هفته و در هر هفته سه جلسه، تمرینات منتخب را تحت نظر متخصص انجام دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، روش آماری تحلیل واریانس برای داده های تکراری در سطح معنی داری 05/0 > P مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    تمام عوامل اندازه گیری شده در مطالعه، شامل تعادل، انعطاف پذیری و قدرت عضلات زانو در بیماران دارای تعامل معنی داری بود (05/0 > P)؛ بدین معنی که از پیش آزمون تا پس آزمون، گروه ریباندتراپی پیشرفت بیشتری را نسبت به گروه شاهد نشان داد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده مبنی بر اثربخش بودن برنامه تمرینی ریباندتراپی و همچنین، هزینه کم، بی خطر و قابل استفاده بودن آن در منزل، این تمرینات می تواند مورد استفاده طیف وسیعی از مبتلایان به فلج مغزی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فلج مغزی، ریباندتراپی، تعادل، انعطاف پذیری، قدرت عضلات زانو
  • نرگس قمری، شهلا رفیعی، رمضان سلطانی، زهرا قمری، مینا احمدی کهجوق صفحات 323-330
    مقدمه
    سندرم داون به عنوان یک اختلال ژنتیکی، از عوامل عمده عقب ماندگی ذهنی است که منجر به تاخیر در مهارت های حرکتی از قبیل حرکات ظریف، حرکات درشت، قدرت و کنترل بینایی- حرکتی می گردد. زبردستی یک مهارت عملکردی دست می باشد و نیازمند هماهنگی حرکات درشت و ظریف است که تحت تاثیر مشکلات حرکتی در این کودکان قرار می گیرد. نظر به اهمیت توسعه حرکات درشت، ظریف و هماهنگی بین آن ها جهت اجرای فعالیت هایی مانند زبردستی، هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی تاثیر تمرینات درکی- حرکتی بر زبردستی کودکان مبتلا به سندرم داون بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی از نوع طرح تک آزمودنی با استفاده از نمونه در دسترس انجام گرفت. شرکت کننده ها در فاز پایه به صورت دو بار در هفته با آزمون Purdue Pegboard مورد ارزیابی قرار گرفتند. در فاز درمان به مدت 5/1 ماه، هر هفته 3 جلسه 60 دقیقه ای در تمرینات ادراکی- حرکتی شرکت کردند. جهت بررسی الگوی تغییرات در فاز پایه و درمان، از آماره C و آزمون Bayesian analyze استفاده گردید.
    یافته ها
    طبق نتایج آزمون Bayesian analyze، تمرینات درکی- حرکتی بر زبردستی بر اساس میانگین نمرات مونتاژ (Mean montage score)، دارای تاثیر خیلی قوی در شرکت کنندگان 1 و 2، قوی تا خیلی قوی در شرکت کننده چهار، متوسط تا قوی در شرکت کننده پنج و تاثیر ضعیف در شرکت کننده سه بود.
    نتیجه گیری
    تمرینات درکی- حرکتی می تواند مداخله موثری برای بهبود زبردستی کودکان مبتلا به سندرم داون باشد. از این رو، مطالعات با متدولوژی قوی تری لازم است.
    کلیدواژگان: کودکان مبتلا به سندرم داون، زبردستی، تمرینات درکی، حرکتی
  • زهرا آقاکوچکی، وحید ذوالاکتاف صفحات 331-338
    مقدمه
    در بسیاری از موارد شرایط جامعه به گونه ای است که باعث کاهش فرصت های حرکتی، به ویژه فرصت تجربه موفق دویدن برای کودکان نابینا می شود. به دنبال این مساله، خودکارامدی کودکان نابینا نسبت به دویدن که یک فعالیت بنیادی و مهم برای رشد حرکتی، جسمانی و روانی در دوران کودکی است، کاهش می یابد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تسهیل شرایط تمرینی دویدن بر خودکارامدی دویدن کودکان نابینا بود.
    مواد و روش ها
    نمونه های تحقیق نیمه تجربی حاضر را کودکان نابینای یکی از مدارس ابتدایی نابینایان استان اصفهان تشکیل دادند که در دو گروه تجربی شامل 8 نفر (2 دختر و 6 پسر با میانگین سنی 6/1 ± 5/9 سال) و شاهد شامل 10 نفر (3 دختر و 7 پسر با میانگین سنی 6/1 ± 3/10 سال) قرار گرفتند. تسهیل شرایط دویدن با استفاده از روش «کمربند اتصالی برای گروهی دویدن نابینایان» انجام شد. برنامه تمرینی به صورت 3 جلسه 45 دقیقه ای در هفته در نظر گرفته شد و به مدت 6 هفته ادامه داشت. خودکارامدی دویدن با استفاده از پرسش نامه خودکارامدی دویدن نابینایان به شکل مصاحبه و به صورت پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری شد. جهت تحلیل داده ها، از روش آماری ANOVA برای داده های تکراری در سطح معنی داری 050/0 ≥ P استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته ها بیانگر تعامل معنی دار در خودکارامدی مسافت دویدن (020/0 = P و 35/6 = (16 و 1)F) و خودکارامدی مهارت دویدن (001/0 > P و 19/14 = (16 و 1)F) به نفع گروه تجربی بود. همچنین، اثر اصلی نوبت آزمون (تفاوت درون گروهی) در خودکارامدی مسافت دویدن (010/0 = P و 9/52 = (16 و 1)F) و خودکارامدی مهارت دویدن (001/0 > P و 56/20 = (16 و 1)F) به نفع گروه تجربی بود، اما اثر اصلی گروه (تفاوت بین گروهی) در هیچ کدام از خودکارامدی ها (مسافت دویدن و مهارت دویدن) معنی دار مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    پیشرفت معنی دار گروه تجربی شاید به تقویت منابع خودکارامدی در نتیجه انجام تمرینات دویدن با شرایط تسهیل شده، مربوط می شود. این نتایج نشان می دهد که در صورت تسهیل شرایط، تمرینات دویدن برای کودکان نابینا امکان پذیر است و اثر مطلوبی در بهبود خودکارامدی دویدن آن ها دارد.
    کلیدواژگان: کودکان نابینا، دویدن، خودکارامدی
  • غلامرضا جعفریان اردکانی، نوید طاهری، مجتبی حشمتی پور صفحات 339-344
    مقدمه
    شواهد جدید نشان دهنده تاثیر کشش عضلانی غیر فعال بر کاهش میزان قند خون است. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی تاثیر فوری کشش غیر فعال بر روی میزان قند خون افراد مبتلا به دیابت بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه، 50 بیمار مبتلا به دیابت به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (25 نفر) و شاهد (25 نفر) تقسیم شدند. افراد گروه مداخله 20 دقیقه کشش عضلانی غیر فعال دریافت کردند و افراد گروه شاهد هیچ کششی دریافت نکردند. میزان قند خون افراد قبل از مداخله و بلافاصله بعد از مداخله اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    سطح قند خون بلافاصله بعد از کشش در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد کاهش معنی داری را نشان داد (001/0 > P). سطح قند خون در گروه شاهد قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی داری داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر حاکی از آن بود که کشش عضلانی غیر فعال اثر قابل توجهی در کاهش فوری سطح قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 دارد.
    کلیدواژگان: کشش غیر فعال، قند خون، دیابت نوع 2
  • یلدا کاظمی، فاطمه محبی نژاد صفحات 345-353
    مقدمه
    والدین کودکان مبتلا به آسیب های زبانی، نقش بسیار مهمی در بهبود رشد زبانی کودکشان ایفا می کنند. بنابراین، آموزش به آن ها در قالب مداخله زودهنگام، امری حیاتی است. از برنامه های موثر در این زمینه، مدل «آموزش فراگیر پیشرفته» می باشد که با اجرای استراتژی های آموزش زبان در بافت طبیعی تعاملات روزمره والد- کودک، باعث پیشرفت مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به آسیب های زبانی می شود. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی تاثیر این برنامه بر مهارت های زبان بیانی کودکان نوپای ایرانی (30-24 ماه) مبتلا به تاخیر در صحبت کردن شهر اصفهان بود.
    مواد و روش ها
    روش انجام مطالعه، طرح مورد منفرد از نوع خط پایه چندگانه با رفتارهای مختلف بود. 3 کودک نوپای مبتلا به تاخیر در شروع گفتار و مادرانشان، به صورت غیر تصادفی انتخاب شدند و به ترتیب طی 17، 14 و 9 جلسه تحت مداخله با این روش قرار گرفتند و بلافاصله پس از درمان و سه ماه پس از آن نیز ارزیابی شدند. افزایش خرانه واژگان بیانی از طبقه اسامی و افعال و ترکیبات کلمات به عنوان هدف گفتاری آن ها در نظر گرفته شد. داده ها به روش دیداری و با استفاده از مقیاس IRD (Improvement rate difference ) تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    هر 3 کودک در مهارت های زبانی خود در مرحله مداخله، جلسات حفظ و سه ماه پس از درمان، در مقایسه با ارزیابی های اولیه در خط پایه، پیشرفت قابل توجهی را نشان دادند. ضرایب تاثیر در رفتارهای بیان اسامی، بیان افعال و ترکیب های واژگانی به ترتیب برای کودک الف؛ 1، 91/0 و 77/0، برای کودک ب؛ 92/0، 77/0 و 60/0 و برای کودک ج؛ 1، 1 و 66/0 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    آموزش استراتژی های فراگیر پیشرفته به والدین کودکان مبتلا به تاخیر زبانی، می تواند تاثیر بسزایی در بهبود مهارت های زبان بیانی این کودکان داشته باشد.
    کلیدواژگان: مداخله زودهنگام، آموزش استراتژی های زبان به والدین، تاخیر زبان بیانی
  • مقاله مروری
  • عبدالکریم کریمی، اشرف محمودزاده صفحات 354-358
    دردهای میوفاشیال یکی از شایع ترین دردهای عضلانی یا فاشیای مربوط به آن ها می باشد که اغلب با Myofascial trigger point (MTP) همراه است. روش های متعددی برای تسکین دردهای مزمن MTP به کار گرفته شده است، اما هیچ یک به تنهایی در درمان موفق نبوده اند. سوزن خشک (Dry needling) یکی دیگر از روش هایی به شمار می رود که در چند سال اخیر برای درمان MTPها مورد استفاده قرار گرفته است. این روش، یک روش با حداقل تهاجم و با استفاده از سوزن طب سوزنی در عضلات اسکلتی می باشد. پژوهش حاضر مروری بر تحقیقاتی بود که روش Dry needling را برای درمان MTP معرفی کرده و میزان تاثیر این روش در بهبود دردهای میوفاشیال را بررسی نموده بودند. روش Dry needling روش درمانی به نسبت جدیدی است و برای روشن تر شدن مکانیزم های تاثیر و روش استفاده، چه از لحاظ تعداد نقاط در هر جلسه و یا تعداد جلسات درمانی و زمان ماندن سوزن در عضله، نیاز به تحقیقات بیشتری دارد.
    کلیدواژگان: دردهای میوفاشیال، MTP، سوزن خشک
  • سعیده شهریارپور، تکتم مظاهری، وحید شایگان نژاد صفحات 359-371
    مقدمه
    سکته مغزی آسیب عصبی حاد ناشی از اختلال یا عدم خون رسانی به قسمتی از بافت مغز و سیستم عصبی است که ناشی از انسداد عروق مغزی به وسیله یک لخته خون و یا پارگی یکی از عروق تغذیه کننده آن قسمت از بافت مغز می باشد. این ضایعه باعث ایجاد اختلالات عملکردی متفاوتی می گردد که اسپاستیسیتی از جمله این عوارض به شمار می رود. بوتولینوم توکسین به عنوان روش موثری در کاهش اسپاستیسیتی شناخته شده است. هدف از انجام این مطالعه، مروری بر مطالعات صورت گرفته در ارتباط با کاربردهای متفاوت بوتولینوم توکسین، تاثیرگذاری، نتایج و نوع کاربرد این روش درمانی بود.
    مواد و روش ها
    با استفاده از کلمات کلیدی سکته مغزی، اسپاستیسیتی و بوتولینوم توکسین، مقالات مرتبط بدون محدودیت زمانی، از پایگاه های Scopus، Elsevier، Science Direct، Springer، MEDLINE و PubMed استخراج شدند.
    یافته ها
    193 مقاله از پایگاه های ذکر شده به دست آمد و با توجه به معیارهای ورود و خروج، 36 مقاله که به توصیف کاربرد بوتولینوم توکسین در کاهش اسپاستیسیتی و بهبود کارکرد حرکتی اندام ها و ارتقای پارامترهای Gait پرداخته بودند، مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به مطالعات انجام شده، این تزریق باید به همراه درمان های دیگری از جمله کاردرمانی، فیزیوتراپی و تمرینات خانه محور به کار رود تا بهبود شایانی در توانمندی فرد مبتلا داشته باشد.
    نتیجه گیری
    بوتولینوم توکسین یک درمان تاثیرگذار است که به همراه تکنیک های مورد استفاده در توان بخشی، جهت کاهش اسپاستیسیتی ناشی از اختلالات مغزی به کار می رود. بنابراین، بهبود در کارکردهای حرکتی کیفیت زندگی را به همراه دارد.
    کلیدواژگان: سکته مغزی، اسپاستیسیتی، بوتولینوم توکسین
  • نامه به سردبیر
  • شاهین سلطانی، حمید صالحی نیا، بهمن خسروی صفحات 372-373
|
  • Sepideh Mansouri, Gholamali Ghasemi, Morteza Sadeghi, Mohammad Taghi Karimi Pages 315-322
    Introduction
    Cerebral palsy is the most common cause of motor disability in childhood. This study was conducted to determine the effects of 8 weeks of therapeutic rebound therapy on balance, flexibility, and muscle strength of the knee in children with spastic cerebral palsy.
    Materials And Methods
    This semi-experimental study was performed on a total of 20 children of 6 to 12 years of age with spastic cerebral palsy studying at special schools of Isfahan, Iran. The participant were selected through convenience and purposive sampling and were randomly assigned to the control (n = 10) and experimental groups (n = 10). After a briefing session, informed consent forms were obtained from parents of all subjects. A digital dynamometer, the Berg Balance Scale (BBS), and the sit and reach test were used to assess knee flexor and extensor muscle strength, balance, and flexibility, respectively. Children performed selected training under the supervision of specialists for 8 weeks, 3 sessions per week. Data were analyzed using repeated measures ANOVA with significance level of P
    Results
    All parameters measured in the study, including balance, flexibility, and muscle strength of the knee, had significant interactions (P
    Conclusion
    Due to the effectiveness of this training, as illustrated in this study, and being low-cost, safe, and applicable at home, these exercises can be used for a wide range of people with cerebral palsy.
    Keywords: Cerebral palsy, Rebound therapy, Balance, Flexibility, Knee muscle strength
  • Narges Ghamari, Shahla Rafeei, Ramezan Soltani, Zahra Ghamari, Mina Ahmadi Kahjoogh Pages 323-330
    Introduction
    Down syndrome, as a genetic disorder, is one of the major causes of mental retardation and results in delayed motor skills such as fine motor, gross motor, and visual motor control and power. Dexterity is a functional hand skill that requires coordination between gross and fine motor functions that are affected by motor problems in these children. Considering the importance of the development of gross and fine motor functions, and coordination between them to perform activities such as dexterity, the purpose of this study was to investigate the effects of perceptual motor exercise on dexterity in children with Down syndrome.
    Materials And Methods
    The present study was a clinical trial with a single-subject design. The study subjects were selected through convenience sampling. In the basic phase, participants were evaluated twice a week using the Purdue Pegboard Test. In the treatment phase, the subjects participated in perceptual motor exercise sessions 3 times a week for 60 minutes for a period of 1.5 months. To investigate the variation pattern in the basic and treatment phases, C-statistics and Bayesian analysis were used.
    Results
    Bayesian analysis showed that the effect of perceptual motor exercise on dexterity, based on mean montage score, was strong in 2 participants, strong to very strong in 1 participant, moderate to strong in 1 participant, and weak in 1 participant.
    Conclusion
    The results indicate that perceptual motor exercise can be an effective intervention for improving dexterity in children with Down syndrome. Thus, studies with stronger methodology are required
    Keywords: Children with Down syndrome, Dexterity, Perceptual motor exercise
  • Zahra Aghakouchaki, Vahid Zolaktaf Pages 331-338
    Introduction
    In many cases, social conditions are such that reduce mobility opportunities, particularly the opportunity of successful running experiences for blind children. As a result of this issue, self-efficacy is reduced in blind children regarding running that is a necessary activity for children’s motor, physical, and psychological development. Hence, the aim of the present study was to assess the impact of facilitating running for blind children on their self-efficacy regarding running.
    Materials And Methods
    This quasi-experimental study was conducted on blind children from an elementary school for visually impaired children in Isfahan Province, Iran. The experimental group included 8 children (2 girls and 6 boys) with mean age of 9.5 ± 1.6 years and the control group included 10 children (3 girls and 7 boys) with mean age of 10.3 ± 1.6 years. Facilitation of running in this research was implemented using an interface belt for group running of blind individuals. The exercise program consisted of 3 45-minute sessions per week and lasted for 6 weeks. Running self-efficacy was measured before and after the intervention using the Running Self-Efficacy Questionnaire for Blind Children in the form of interviews. Data were analyzed using repeated measures ANOVA. All P values of less than or equal to 0.05 were considered significant.
    Results
    The results showed significant interaction between running distance self-efficacy (F(1, 16) = 6.35) (P = 0.02) and running skill self-efficacy (F(1, 16) = 14.19) (P
    Conclusion
    Significant improvement in self-efficacy of the experimental group could be linked to the strengthening of self-efficacy resources as a result of running training in facilitated conditions. Findings suggest that not only is running training possible for blind children, but it also has optimal effects on the improvement of their running self-efficacy.
    Keywords: Blind children, Running, Self, efficacy
  • Gholamreza Jafarian, Ardakani, Navid Taheri, Mojtaba Heshmatipour Pages 339-344
    Introduction
    New evidences indicate the effectiveness of passive muscle stretching in decreasing blood glucose level. The aim of this study was to evaluate the immediate effect of passive stretching on the level of blood glucose in patients with diabetes.
    Materials And Methods
    In the present study, 50 patients with diabetes were randomly allocated to two control (n = 25) and intervention (n = 25) groups. Patients in the intervention group received a 20-minute passive muscle stretching intervention, but patients in the control group did not receive any intervention. The level of blood glucose was measured before and immediately after the intervention in the two study groups.
    Results
    Immediately after stretching, the blood glucose level was significantly lower in the intervention group in comparison to the control group (P
    Conclusion
    The findings of this study indicated that passive muscle stretching has a significant effect in the immediate reduction of blood glucose level in patients with type 2 diabetes.
    Keywords: Type 2 diabetes, Blood glucose level, Passive muscle stretching
  • Yalda Kazemi, Fatemeh Mohebinejad Pages 345-353
    Introduction
    Parents of children with language impairment play an important role in improving their child's language development. Thus, training them on early intervention is essential. An effective program in this respect is Enhanced Milieu Teaching (EMT). EMT implements language learning strategies through daily parent-child interactions in order to promote expressive language skills in children with language impairment. The aim of this study was to evaluate the effects of EMT on expressive language skills of toddlers (24-30 months) with language delay in Isfahan, Iran.
    Materials And Methods
    It was a single-subject study with multiple baselines and different behaviors. The subjects were 3 toddlers with expressive language delay, and their mothers. The participants were selected through purposive sampling and received EMT within 17, 14, and 9 sessions. The outcome of the intervention was evaluated immediately after and 3 months after the treatment. Increased expressive lexicon of nouns, verbs, and word compounds was their speech goal. Visual analysis and improvement rate difference (IRD) were used to analyze data.
    Results
    All 3 children showed significant progress in their expressive language skills during the intervention phase, maintaining sessions, and 3 months after the intervention compared to baseline. The IRD for expression of nouns, verbs, and word compounds were 1, 0.91, and 0.77 for child A, 0.92, 0.77, and 0.6 for child B, and 1, 1, and 0.66 for child C, respectively.
    Conclusion
    Training parents of children with expressive language delays on EMT can improve their children’s expressive language skills.
    Keywords: Early intervention, Teaching language strategies to parents, Language delay
  • Abdolrahim Karimi, Ashraf Mahmoudzadeh Pages 354-358
    Myofascial pain is one of the most commonly experienced pains in muscles or their fascia and is often associated with the myofascial trigger point (MTP). Various methods have been employed to relieve chronic MTP pain, but none have been successful in the treatment alone. Dry needling is method that has been used to treat MTP in recent years. This minimally invasive procedure is performed through the insertion of acupuncture needles into the skeletal muscles. The present study was a review of researches which have investigated the dry needling method in the treatment of MTP and its impact on improving myofascial pain. Dry needling is a relatively new treatment method. Therefore, further researches are necessary to clarify its mechanism of action and method of use in terms of number of therapy sessions, the length of time the needles remain in the skin, and the number of needles in the muscles.
    Keywords: Myofascial pain, Myofascial trigger point (MTP), Dry needling
  • Saede Shahriarpour, Toktam Mazaheri, Vahid Shaygannejad Pages 359-371
    Introduction
    Stroke is the acute neurological damage caused by perturbation of blood flow or lack of blood supply to part of the brain tissue and nervous system resulted from cerebral artery occlusion by a blood clot or a ruptured artery. This loss causes different functional disorders such as spasticity. Botulinum toxin has been acknowledged as an effective method in reducing spasticity. The purpose of this paper was to review the literature regarding the impact, results, and application of botulinum toxin.
    Materials And Methods
    Articles were obtained using the keywords stroke, spasticity, and botulinum toxin from PubMed, MEDLINE, Springer, Science Direct, Elsevier, and Scopus without any time limitation.
    Results
    Approximately 193 papers were retrieved from the websites using the abovementioned keywords and 36 of them fulfilled the inclusion and exclusion criteria. These articles described the application of botulinum toxin in limb spasticity reduction, motor function improvement, and gait factors promotion. These studies reported that this injection should be combined with other treatments such as physiotherapy, occupational therapy, and home-based exercises in order to cause significant improvement in the ability of the patient.
    Conclusion
    Botulinum toxin is an effective treatment used in combination with rehabilitative technics to reduce spasticity due to cerebral disorders, and in turn, improve motor function and quality of life.
    Keywords: Stroke, Spasticity, Botulinum toxin
  • Shahin Soltani, Hamid Salehiniya, Bahman Khosravi Pages 372-373