فهرست مطالب

تاریخ و تمدن اسلامی - پیاپی 17 (بهار و تابستان 1392)
  • پیاپی 17 (بهار و تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/05/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهران اسماعیلی صفحات 3-22
    برگرداندن «وادی» به واژه های متفاوتی چون دره، بیابان، منطقه، سرزمین و اخیرا مسیل و در بسیاری موارد ترجمه نکردن آن از سوی مترجمان بیانگر آن است که به رغم طی شدن سده ها از ارتباط میان زبان فارسی و عربی، دلالت روشن و مشخصی برای وادی در زبان فارسی در اختیار نیست و مترجمان صرفا با تکیه بر شواهد و قراین متن یا تجارب پیشین خود، معنای وادی را استنباط می کنند یا آن را به استنباط دیگران می سپارند. این مقاله در صدد بررسی این مساله است که این واژه مشخصا بیانگر چه پدیده جغرافیایی در خاستگاه خود بوده است و چرا در زبان فارسی نتوانسته معادل مناسب خود را طی دوره های گذشته به دست آورد. چنین می نماید که پیوند خوردن اقلیم بیابانی با زیست بشری در قالب کوچ نشینی، به تولید این واژه منتهی شده است و مفاهیمی چون منبع آب، پوشش گیاهی، پوشش جانوری، اقامت گاه بشری و جاده شبکه معنایی آن را شکل داده اند؛ ولی در ایران که کوچ نشینی در مناطق بیابانی کمتر روی داده این پدیده جغرافیایی اهمیت حیاتی نداشته و از این رو برای آن واژه ای وضع نشده است و در نتیجه «وادی» نه تنها مفهوم خود بلکه شبکه مفاهیم پیرامونی خود را نیز در زبان فارسی از دست داده و شبکه ای از معانی دیگر را پیرامون خود ایجاد کرده است.
    کلیدواژگان: وادی، رود، منزل، واحه، مصطلحات جغرافیایی
  • پروانه عروج نیا صفحات 23-39
    حکمت قدیم ایرانیان که خود را بیشتر در «گاهان» زرتشت می نمایاند و بعدها حتی آثاری از آن در برخی اندرزنامه های پهلوی باقی مانده است، ویژگی هایی کم و بیش منحصر به فرد دارد. از نظر مولف این پژوهش مهم ترین مولفه این حکمت، نوعی خردورزی است که در بعد عاطفی منجر به شادی و طلب زندگی شادمانه و آسوده در دو جهان می گردد. این ویژگی که در عمل انسان را به راستی، آبادانی جهان، نیکی و طلب نیکنامی سوق می دهد در برخی از آثار نویسندگان و شاعران ایرانی تا قرن پنجم نیز جسته و گریخته وجود داشته و به حیات خود ادامه می داده است. در این پژوهش ضمن بیان مبانی این نوع از خردورزی و ارتباط آن با شادی و نتایج آن، به بازتاب بقایای این حکمت در آثار دوران اسلامی خواهیم پرداخت.
    کلیدواژگان: شادی، حکمت ایرانی، خرد، راستی، آبادسازی جهان
  • سید حسن مهدیخانی سروجهانی صفحات 41-57
    ابوالحسن علی بن حسین مسعودی(د. 345ه)، گزارشی را در دو اثر معروفخود، مروج الذهب و التنبیه و الاشراف، آورده که طبق آن ایرانیان باستان، من جمله ساسان بن بابک با هدایایی به زیارت کعبه می رفته اند. بر اساس این روایت، نام چاه زمزم نیز از زمزمه ایرانیان اقتباس شده است. این مقاله با بررسی نکات اساسی روایت مسعودی، به مقایسه آن با روایاتی که در منابع دیگر درباره تاریخ ایران و تاریخ مکه پیش از ظهور اسلام آمده، می پردازد. در این نوشتار معلوم می شود خبر توجه ایرانیان به کعبه در دوران پیش از اسلام، در آثار مورخان پیش از مسعودی و مورخانی که پس از وی با دید نقادی تاریخ را نوشته اند، نیامده است، بلکه این روایت، روایتی شاذ است که فاقد اصالت بوده و نشات گرفته از اندیشه های شعوبی گرانه ایرانیان در دوران اسلامی می باشد.
    کلیدواژگان: مسعودی، ایرانیان و اعراب، ساسان، کعبه، زمزم
  • خضر پورعبادی، یونس فرهمند صفحات 59-80
    برخی از محققان،مطهر بن طاهر مقدسی (د. پس از 355ه) مولف کتاب البدء و التاریخ را «خردگرا» و «معتزلی» دانسته اند و برآن اند که البدء کتابی است تاریخی- فلسفی، زیرا نمونه های خردگرایی در اینکتاب از نظر ظاهری و کمی قابل توجه است؛ به علاوه مقدسی از واژه «عقل» در استدلال های کلامی چون اثبات مباحث نبوت و شریعت و در تحلیل مضامین اخبار تاریخی فراوان استفاده کرده و هرجا که مناسب دیده، به آراء فلاسفه یونانی و بزرگان خردگرای معتزله استشهاد کرده است. در این مقاله، پس از بررسی مباحث معرفت شناسی، فلسفی و روش نقد اخبار او در کتاب مزبور، این پرسش را مطرح می سازد که خردگرایی و استدلال های عقلانی مقدسی چه جایگاهی در نقد گزارش ها و اخبار تاریخی کتاب دارد؟ سرانجام، بدین پاسخ دست یافته که مقدسی برخلاف پندار عموم محققان پیوسته میان دو جریان عقل گرایان و نص گرایان در تردید و تردد است؛ از این رو، به رغم تاکیدهای مکرر بر عقل گرایی گزارش های تاریخی وی تفاوت بایسته ای با دیگر نوشته های روایی-تاریخی هم عصر خود ندارد.
    کلیدواژگان: ابن طاهر مقدسی، تاریخ نگاری اسلامی، خرد گرایی، نص گرایی، نقد اخبار تاریخی
  • امید بهرامی نیا صفحات 81-100
    در این نوشتار نویسنده به یکی از جنبه های مهم حوادث عصر سلجوقی در ایران، یعنی خشونت ها و شکنجه ها و «سخت کشی»ها پرداخته است. سلجوقیان که از صحرانشینی و بیابان گردی به حکومت رسیده بودند، به اقتضای خلق و خوی بیابانی و خاستگاه غیر مدنی خویش، در تعامل با دیگران خشونت های بی اندازه روا می داشتند ودر برخورد با محکومان و مغلوبان آموزه های دینی را در نظر نمی آوردند. در واقع آنان با این که در منابع کلاسیک و در پژوهش های آکادمیک در شمار گروه های سنت گرا و به اصطلاح «راست دین» شمرده شده اند، در عمل نه تنها به راه دین نمی رفتند که بر عکس، حقوق آدمیان را بر خلاف تاکیدات شریعت بی پروا زیر پا می نهادند. این سخت کشی ها و تعذیب ها و رفتارهای غیر انسانی البته فقط از جانب حاکمان سلجوقی اعمال نمی شد بلکه گروه های رقیب و سایر بازیگران عرصه های سیاست در آن عصر، از جمله فدائیان اسماعیلی هم آلوده چنین رفتارهای خشونت باری بوده اند.
    کلیدواژگان: سلجوقیان، تاریخ شکنجه در ایران، خشونت در عصر سلجوقی
  • عباس بحری مقدم، شهرام یوسفی فر صفحات 101-116
    محله به عنوان سکونت گاهی اجتماعی محل استقرار شهرنشینان بوده است. این واحد اجتماعی که رکن جامعه ایرانی اسلامی و برآیند ترکیب این دو جامعه محسوب می شد، ساختار کالبدی شهرهای ایران باستان را در قالبی متفاوت در ایران اسلامی به نمایش گذاشت. عوامل متعدد سیاسی اداری، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی موجب شکل گیری فضای کالبدی محله در شهر شده که از این میان، عوامل اجتماعی و فرهنگی به واسطه ارتباط مستقیم با خصایص اجتماعی و خصلت فرهنگ پروری محله از اهمیت خاصی برخوردارند. به دنبال پیدایش محله در ساختار کالبدی شهر ایرانی اسلامی، کارکردهایی نیز بر آن مترتب می شد که بر این اساس می توان این کارکردها را در راستای دو عامل مذکور برای محله تبیین کرد. مطالعه و بررسی تاریخی عوامل شکل گیری محله و کارکردهای آن می تواند در تحلیل مناسبات شهری جامعه ایران در دوره اسلامی بسیار مفید واقع شود. مقاله پیش رو ضمن بررسی گذرای روند پیدایش محله در شهر ایرانی اسلامی و مقایسه آن با برزن ایران باستان، از میان عوامل شکل گیری محله و کارکردهای حاصل از آن، عوامل و کارکردهای اجتماعی و فرهنگی محله را بررسی و مطالعه کرده است.
    کلیدواژگان: محله، برزن، شهر ایرانی، اسلامی، عوامل شکل گیری محله، کارکردهای محله
  • محسن معصومی، سعید شیرازی صفحات 117-134
    سلاطین دهلی مانند اکثر سلاطین مسلمان، برای کسب مشروعیت، خود را وفادار به خلافت عباسی نشان می دادند. انجام اعمال نمادین چون ضرب نام خلیفه بر سکه و آوردن نام خلیفه در خطبه، به توسط اکثر سلاطین دهلی، که مذهب رسمی حکومتشان حنفی بود، این واقعیت را آشکار می سازد که این سلاطین از لحاظ نظری، خود را وفادار به دستگاه خلافت می دانسته اند و برخی از ایشان با توجه به شرایط سیاسی روزگار خود، برای برتری بر رقیبان و جلب حمایت مسلمانان شبه قاره هند که غالبا حنفی مذهب بودند، با خلفای عباسی در بغداد و قاهره رابطه برقرار کردند و از آنان منشور و اجازه سلطنت گرفتند .در این نوشتار به بررسی روابط بین سلاطین فوق با خلفای عباسی بغداد و قاهره و فراز و فرودهای این روابط و انگیزه ها و دلایل دوسویه سلاطین و خلفا در برقراری این روابط پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: تاریخ هند اسلامی، سلاطین دهلی، خلفای عباسی بغداد، خلفای عباسی قاهره
  • مریم معینی نیا، هادی عالم زاده صفحات 135-154
    خاندان چک در عهد حکومت راجه سهه دیو (701-720ه) به این سرزمین مهاجرت کردند و شاخه ای از آنان به رهبری پاندوچک در تراهه گام مقیم شدند و در مقام سپاهی و مناصب اداری به خدمت سلاطین شاهمیری درآمدند و با ورود میرشمس الدین محمد عراقی به کشمیر، به مذهب امامیه گرویدند. این مقاله بر آن است تا چگونگی برآمدن و سقوط شاخه شیعی مذهب این خاندان و نقش و عملکرد آنان را در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشمیر به روش توصیفی– تحلیلی و بر اساس متون تاریخی، به ویژه بهارستان شاهی، بررسی کند. چکان هر چند دوره کوتاهی (962-993ه) بر سرزمین کشمیر حکومت کردند؛ اما به رغم تمامی اختلافات و منازعات داخلی و تهاجمات مکرر مغولان هند/ بابریان، توانستند با بسط اقتدار خویش و انجام اقدامات موثر، مذهب تشیع را در این سرزمین چنان گسترش دهند، که تا امروز باقی است.
    کلیدواژگان: کشمیر، چکان، تشیع، شمس الدین محمد عراقی، بهارستان شاهی
|
  • Pages 3-22
    Translating the term wadi to different terms such as darreh, (valley), biyaban , desert, mantaqeh, region and sarzamin , land and recently masil and in some cases avoiding to translate it reveals that in spite of a long time of interaction between Persian and Arabic languages, there is no a definite equivalent for this term in Persian yet. Therefore,the translators rely on their experiences and the text evidence for translating wadi into Persian. This study tries to reveal what the term wadirefers to in Arabic and why it does not have a definite equivalent in Farsi. It seems that the unification of the desert with the nomadic life has led toward the creation of this term in Arabic. Other concepts such as the source of water, plantations, animal realm and human lodging and roads have created semantic net of wadi. As nomadic life has not been very prevalent in deserts in Iran, so, this term has lost its significance and semantic net in Persian and consequently,gained another one.
    Keywords: Wadi, River, Manzil, WaEah, Geographical Terms
  • Pages 23-39
    Hikmat (Iranian ancient wisdom), which mostly appears in Gahan- the primary collection of sacred songs of Zoroastrianism- leaves traces in some of Andarz-Nameh-a kind of literature containing advice and orders for gaining right behavior- has unique characteristics. The most important feature of this wisdom is a kind of intellectualism which subjectively leads to inner happiness, and man's quest for a joyful and peaceful life in this world (Giti) as well as in the other one (Minoo), and objectively brings about truthfulness, beneficence, good reputation, and in all prosperity in the world. Traces of this worldly wisdom have, to some extent, remained in the works of some writers and poets until the 5th century. The present article tries to describe the principles of this intellectualism in Iranian ancient wisdom and its relation to happiness, its consequences and impact on Iranian culture in Islamic era.
    Keywords: Happiness, Iranian Hikmat, wisdom, Truthfulness, Beneficence, Flourishing of the world
  • Pages 41-57
    Abu’al-Hasan ‘Alī ibn Husayn Mas‘ūdī (d. 345 AH), provided a report in his two well-known works (Murūj al-dhahab and al-tanbīhwa’l-ishrāf), indicates that the ancient Iranians, including Sāsān ibn Bābak, went to Ka‘bah to make a pilgrimage and carried gifts. According to this story, name of Zamzam well is derived from the Persian word-zamzam- means whisper. The present study examines significant points of Masudi’s narrative and compares it with those from other sources on history of Iran and Mecca in pre- Islamic period. It is concluded that the report about the Iranians regard to K‘abah in pre- Islamic period had not been mentioned in the works from other historians before Mas‘ūdī and also those who wrote about history from a critical point of view after him. Therefore, the aforementioned narrative is not common and valid and probably emanated from Sho‘ūbīs inIslamic era.
    Keywords: Masudi, Iranians, Arabs, Sasan, Kabah, Zamzam
  • Pages 59-80
    Some scholars have considered al-Makdisī (ca.355 H.), the author of Al-Bad wa l- Tarikh, as a “rationalist” and a mu’tazili.That is because of the examples of rationalism in Al-Bad are appearing significant and bold. Al-Makdisī has used the term “rationale” in verbal deductions such as proofs of prophecy and Sharia, analysis of historical reports, and when seen fit, has quoted Greek philosophers and great mu’tazilisscholars. After studying his methods of epistemology, philosophy, and reviewing reports in the aforementioned book, the present author has posed the question of where rational deductions of al-Makdisīstand in reviewing historical reports. Finally, the author has come to the conclusion that contrary to other scholars’ opinion, al-Makdisī is unsure and insecure amid two currents of rationalism and textualism. Therefore, in spite of frequent insistence on rationalistic views, the historical reports of al-Makdisī are actually not different from other historical-narrative texts of his time.
    Keywords: al Makdisi, rationalism, Textualism, Historical Reports, Quran
  • Pages 81-100
    This research refers to an important aspect of the events which occurred in Seljukid era in Iran: violence, torture and hard killing. Seljukid who obtained to power from nomadism utilized lots of torture and violence and did not observe the religious rules in interacting and dealing with others because of their nomadic temperament and their non-civil origin. They, in fact, despite standing in traditionalist groups and so called orthodox in Academic researches, neither practiced the religious rules, nor regarded the rights of people. These hard killings, tortures and inhumane behaviors, of course, did not perform just by Seljuk king, but also the competing groups and other players in the political field of their era, like Ismaili devotees, committed such violent acts.
    Keywords: Seljukid Government, Torture's History in Iran, Violence in Seljukid Era
  • Pages 101-116
    District as a social colony was a place for civilians to live. This social unit that used to be the base of Iranian-Muslim societies presented the structure of ancient cities in a different form. There have been political-administrative, economic and social-cultural factors that made grow and from a district in a city. Obviously, the social and cultural factors are important because of the direct contact with social features and cultural-flourishing of a district. A district developed in the Iranian-Islamic city, functioning in that structure. It could be studied in two aforementioned aspects. Historical study and analysing of forming the district and its function could be useful in studying urban relations of Iran in Islamic period. This article by a quick review of the trend of emergence of a district in Iranian-Islamic city and comparing that with barzan in ancient Iran, has studied the main factors and social and cultural functions of the district.
    Keywords: District, Barzan, Iranian, Islamic City, Factors of Rising the District, Functions of the District
  • Pages 117-134
    As the most of Muslim sultans, Delhi sultans had been loyal to the Abbasid caliphate for being legitimate. Symbolic acts such as minting caliphs name on the coins and bringing caliphs name in the sermon by most Delhi sultans that their official religion was Hanafi reveals the fact that they theoretically were faithful to the caliphate system. Some of these sultans according to the political conditions in their time and to excel upon their rivals and attract support the Indian subcontinents Muslims that were mostly Hanafi or Shafei, established relation with the Abbasid caliphate of Baghdad and Cairo and received the permission of ruling from them. In this article ,the relationship between the sultans and Abbasid caliphs of Bagdad and Cairo and their motivations and reasons for the establishment of these relations have been studied.
    Keywords: The Indian Subcontinents, Delhi Sultans, Legitimacy, Baghdad, Abbasid Caliphs, Abbasid Caliphs of Cairo