فهرست مطالب

دانش علفهای هرز - سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 22، 1394)
  • سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 22، 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/04/05
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدرضا جمالی*، گودرز احمدوند صفحات 1-11
    به منظور ارزیابی اثر سامانه های مختلف خاک ورزی بر تراکم بانک بذر علف های هرز در تناوب ذرت گندم آزمایشی طی دو سال 1391 و 1392 بصورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با شش تکرار انجام شد. کرت های اصلی شامل سه تیمار خاک ورزی کامل، کم خاک ورزی و بی خاک ورزی و کرت های فرعی شامل کنترل شیمیایی و عدم کنترل (شاهد) بود. نمونه برداری از بذر علف های هرز پیش از کاشت ذرت، قبل از اعمال تیمارها و همچنین پس از برداشت ذرت و گندم، به روش سیستماتیک انجام گرفت. مقایسه میانگین تراکم بانک بذر خاک پس از برداشت گندم نشان داد که در تیمار بی خاک ورزی تعداد علف های هرز قیاق (L.) Pers. Sorghum halepense، کاهو وحشی L. Lactuca serriola و پیچک L. Convolvulus arvensisدارای افزایش معنی داری بود، ضمن اینکه بانک بذر علف های هرز فوق تحت تاثیر علف کش ها قرار نگرفت. تیمار خاک ورزی کامل موجب افزایش معنی دار یولاف Dur. Avena ludoviciana و جودره Hordeum spontaneum C.koch گردید. نتیجه نهایی این پژوهش توصیه کم خاک ورزی است.
    کلیدواژگان: علف کش، خاک ورزی کامل، کم خاک ورزی، بی خاک ورزی
  • مهدی مین باشی*، حکمت اسفندیاری، رضا پورآذر، محمدعلی باغستانی، اسکندر زند، مژگان ویسی، پیمان ثابتی، محمدرضا جمالی، سپیده حاتمی، عبدالعزیز حقیقی، آذر ماکنالی صفحات 13-26
    به منظور بررسی مدیریت علف های هرز مزارع گندم کشور، طی دو سال زراعی 1389 و 1390، در 13 استان با شرایط اقلیمی متفاوت، تعداد 1300 مزرعه (هر استان 100 مزرعه) بازدید شد و اطلاعات مربوط به روش های مدیریت علف های هرزدر فرم های خاصی توسط کارشناسان کشاورزی مناطق مختلف جمع آوری و مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج این بررسی روش معمول برای مدیریت علف های هرز در این مزارع، کنترل شیمیایی بود. همچنین، در بیش از 20 درصد موارد، علف کش ها در زمان مناسب مصرف نمی شوند و در واقع زمان مبارزه با علف های هرز دیر هنگام بود. علف کش های تری بنورون متیل و کلودینافوپ پروپارژیل به دلیل ارزان بودن، دسترسی آسان و قابلیت اختلاط با یکدیگر، بیشترین علف کش های مورد استفاده در مزارع گندم بودند (بیش از 50 درصد). بررسی شیوه کاربرد کاربرد علف کش ها نشان داد که از کل جمعیت آماری فقط در حدود 30 درصد از کشاورزان از ادوات مناسب (بوم دار پشت تراکتوری) استفاده می کردند و استفاده از ادوات نامناسب سمپاشی برای این منظور (نظیر سمپاش های توربولاینر، پشت تراکتوری و فرقونی لانس دار و سمپاش اتومایزری) حدود 70 درصد بود. عمده نقاط ضعف عملیات مدیریت علف های هرز مزارع گندم به موضوعات عدم توجه به خسارت علف های هرز و مبارزه دیر هنگام، عدم آشنایی با شیوه های صحیح سم پاشی ، عدم دسترسی به دستور العمل های لازم و رعایت نکردن الگوی کشت مناسب مربوط می شود.
    کلیدواژگان: مدیریت علف های هرز، علف کش، گندم، فلور علف های هرز، زمان سمپاشی، تناوب زراعی، سمپاش
  • احمد دیه جی*، بتول صمدانی، محمدعلی باغستانی، اسکندر زند، دلاور بهروزی صفحات 27-36
    علف هرز جودره در مناطق مختلف کشور به عنوان عامل مهم و بازدارنده در افزایش عملکرد گندم می باشد. کنترل آن با استفاده از ماخار گامی در جهت نیل به کشاورزی پایدار در گندم می باشد. بدین منظور آزمایشی در سال های زراعی1387-1386 و 88-1387 در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور در ورامین انجام شد. در سال اول جودره و گندم رقم کویر، جهت آلودگی مزرعه، در مجاورت یکدیگر کشت شدند و در تابستان پس از برداشت گندم، آزمایشی با 9 تیمار انجام گرفت. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: 1- شخم زمین و کاشت چهار ردیف ذرت رقم سینگل کراس 704 در آن و آبیاری هفته ای یکبار تا زمان برداشت ذرت، 2- شخم زمین و هفته ای یکبار آبیاری تا زمان برداشت ذرت در تیمار 1، تیمارهای 3، 4، 5، 6، 7، 8 و 9 بدون هیچ گونه عملیات خاک ورزی و فقط یکبار آبیاری در تاریخ های مختلف در این تیمارها. پس از اعمال آخرین تیمار، در تابستان 87 کلیه کرت ها شخم خورده و گندم کشت گردید. نتایج نشان داد علیرغم آبیاری تیمارها پس از برداشت گندم سال اول، بذر های جودره در تیمارهایی که از اواخر مرداد ماه آبیاری شدند سبز گردید. انجام ماخار باعث شد که از تراکم بوته های جودره سبز شده همزمان با گندم تا میزان دو سوم (200 بوته در متر مربع) کاسته شود. با کاهش تراکم بوته های جودره در پی ماخار، عملکرد دانه گندم تا دو برابر افزایش یافت. از طرفی انجام شخم در زراعت ذرت باعث دفن بذور جودره و کاهش تراکم آن در زمان زراعت ذرت و هم زمان با گندم گردید.
    کلیدواژگان: بانک بذر علف هرز، تراکم علف هرز، عملکرد گندم، مدیریت تلفیقی
  • احمد زارع *، حمید رحیمیان مشهدی، مصطفی اویسی، رضا حمیدی صفحات 37-49
    علف های هرز زمستانه دارای موج سبز شدن متفاوتی در مزرعه می باشند و دانستن این سوال که آیا بعد از کاربرد علف کش فلش جوانه زنی وجود دارد، می تواند در انتخاب زمان دقیق کنترل موثر باشد. از این رو الگوی رویش علف هرز یولاف وحشی به مدت سه سال از 1390 تا 1393 در مزارع غلات استان فارس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج الگوی رویش تجمعی یولاف وحشی در سال زراعی 1390-1391 نشان داد که در 115درجه-روز رشد 50 درصد بذور سبز شدند. درصد سبز شدن نشان داد که 09/21 درصد بذور در 25/99 درجه-روز رشد، 45 درصد بذور در 75/136 درجه-روز رشد ، 37/19 درصد بذور در 180 درجه-روز رشد و 43/2 درصد بذور نیز در 220 درجه-روز رشد سبز شدند. الگوی رویش در سال زراعی 1391-1392 نشان داد که برای رسیدن به 50 درصد سبز شدن نیاز به 127 درجه-روز رشد بود و در سال زراعی 1392-1393 50 درصد بذور در 146 درجه–روز رشد سبز شدند. در کل نتایج تحقیق نشان داد که با توجه به آلودگی و حضور یولاف وحشی در مزرعه حتی با کاربرد علف کش فرضیه فلش های مختلف بعد از کاربرد علف کش رد می گردد و تمامی بذور موجود در بانک بذر خاک در یک ماه اول پس از کاشت رویش داشته اند.
    کلیدواژگان: بانک بذر، درجه روز، رشد، سبز شدن، علف هرز زمستانه، علف کش
  • علی نصیری*، سیده زهرا حسینی سی سی، حسین غدیری، سید عبدالرضا کاظمینی صفحات 51-60
    به منظور بررسی تاثیر برهمکنش کود نیتروژن و علف کش نیکوسولفورون + ریم سولفورون در کنترل علف های هرز ذرت دانه ای هیبرید سینگلکراس 704، آزمایشی به صورت طرح نواری(استریپ) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در سال 1390 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز واقع در باجگاه اجرا شد. تیمارها شامل کود نیتروژن در 4 سطح (صفر، 180، 270 و 360 کیلوگرم در هکتار) و علف کش نیکوسولفورون + ریم سولفورون در 4 دوز (صفر، یک سوم، یک دومو معادل دز توصیه شده از175 گرم ماده موثر در هکتار میباشد. نتایج تجزیه برهمکنش ها نشان داد بیشترین وزن خشک علف های هرز در تیمار بدون علف کش با کود نیتروژن 360 کیلوگرم در هکتار به دست آمد، که با تیمار دوز توصیه شده علف کش در تمام سطوح کودی اختلاف معنی داری داشت. کمترین وزن خشک علف های هرز در تیمار دز توصیه شده علف کش با تیمار کود نیتروژن 270 کیلوگرم در هکتار بدست آمد که با تیمار کودی 360 کیلوگرم در هکتار اختلاف معنی داری نداشت. تیمارهای سطوح کودنیتروژن 270 و 360 کیلوگرم در هکتار، در تیمار دز توصیه شده علف کش (175 گرم ماده موثر در هکتار) اختلاف معنی داری از نظر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت نداشتند. بنابراین برای دستیابی به بیشترین عملکرد دانه و بهترین کنترل علف های هرز بایستی از دز توصیه شده و کود نیتروژن 270 کیلوگرم در هکتار برای کنترل علف های هرز ذرت استفاده شود.
    کلیدواژگان: دز علف کش، نیتروژن، تاج خروس، پیچک
  • امید لطفی فر*، ایرج الله دادی، اسکندر زند، غلامعباس اکبری، سمیه متقی صفحات 61-76
    به منظور بررسی شایستگی نسبی بیوتیپ های خردل وحشی مقاوم به بازدارنده های ALS جمع آوری شده از سه استان خوزستان، گلستان و کرمانشاه، آزمایشات گلخانه ای در دو بخش انجام گرفت. در بخش اول روند تغییرات وزن خشک اندام هوایی، سطح برگ و ارتفاع بیوتیپ مقاوم هر استان با بیوتیپ حساس همان استان در شرایط عدم رقابت با گندم مقایسه شدند. در بخش دوم قدرت رشد بیوتیپ های حساس و مقاوم هر استان در شرایط رقابت با گندم و قدرت رشد و تولید عملکرد گندم در رقابت با بیوتیپ های مذکور مورد مطالعه قرار گرفت. بر اساس نتایج در بین بیوتیپ های مقاوم، رشد بیوتیپ Ker-2 از استان کرمانشاه نسبت به بیوتیپ حساس Ker-1 از نظر سطح برگ بالاتر بود و از نظر ارتفاع نهایی و وزن خشک بوته اختلاف معنی داری بین دو بیوتیپ دیده نشد. بیوتیپ های مقاوم استان های گلستان و خوزستان (G3 و Kh5) نسبت به بیوتیپ های حساس این استان ها (G9 و Kh3) از نظر هر سه صفت مورد مطالعه به صورت معنی دار پایین تر بودند. در شرایط رقابت با گندم نیز بیوتیپ مقاوم Ker-2 نسبت به بیوتیپ حساس Ker-1 اختلاف معنی داری از نظر توان رقابت با گندم نداشتند و شاخص ازدحام نسبی دو بیوتیپ استان کرمانشاه اختلاف معنی دار نداشتند و در نهایت نیز اختلاف رشد و تولید عملکرد گندم در رقابت با این دو بیوتیپ غیرمعنی دار بود. اما در رابطه با بیوتیپ های استان گلستان و خوزستان نتایج حاکی است که در شرایط رقابت با گندم بیوتیپ های حساس این دو استان (G9 و Kh3) نسبت به بیوتیپ های مقاوم آن ها (G3 و Kh5) از نظر رشد و ضریب ازدحام برتری داشتندوگندم در رقابت با بیوتیپ های مقاوم G3 و Kh5 نسبت به بیوتیپ های حساس G9 و Kh3 به ترتیب رشد و عملکرد دانه ای بالاتری داشتن. در نهایت نتایج نشان داد که در بین سه بیوتیپ مقاوم، تنها بیوتیپ Ker-2 دارای قدرت رشد و رقابت برابر با بیوتیپ حساس می باشد که می تواند به سرعت گسترش پیدا کرده و با توجه به مقاومت به بازدارنده های ALS، مزاحمت بالایی ایجاد می نماید.
    کلیدواژگان: بازدارنده استولاکتات سنتتاز، خردل وحشی، رقابت، شایستگی و ضریب ازدحام
  • مصطفی اویسی*، حمید رحیمیان مشهدی، محمدعلی باغستانی، حسن علیزاده صفحات 77-90
    پیش بینی رویش علف های هرز از جمله روش های کارامدی است که میتواند برای انتخاب زمان بهینه کنترل علف های هرز در مزرعه مورد استفاده قرار گیرد. به منظور پیش بینی الگوی رویش دو علف هرز توق و تاج خروس در ذرت مطالعه ای در دو اقلیم متفاوت کرج و تنکابن انجام شد. آزمون مدلهای مختلف رگرسیونی رایج برای پیش بینی الگوی رویش علف های هرز، نشانگر دقت بالاتر مدل گامپرتز طی دوسال و در دواقلیم متفاوت بود. با توجه به تفاوت های دمایی و بارش بین مناطق مورد بررسی، پارامترهای رویش علف های هرز مربوط به مناطق مورد بررسی متفاوت بود. براساس تخمین پارمترهای مدل گامپرتز، گیاهچه های توق در درجه روز رشد 200 روز سانتیگراد در مزرعه ظاهر شد، در درجه روز رشد حدود 500 به حداکثر میزان خود رسید و تا حدود 900 درجه روز رشد همچنان به رویش ادامه داد. در مجموع توق نرخ رویش بالاتری به ازاء درجه روز رشد دریافتی نشان داد و با طی کردن شیب تندتری نسبت به تاج خروس، زودتر به حداکثر درصد رویش رسید. مقایسه پارامترهای مدل در دو مکان برای توق، حاکی از این است که جمعیت کرج با افزایش درجه روز رشد، زودتر سبز شده و هرواحد درجه روز رشد منجر به رویش درصد بالاتری از گیاهچه های توق می شود. در مقایسه با توق، رویش گیاهچه های تاج خروس دیرتر و از درجه روز رشد حدود 400 آغاز شده و در درجه روز رشد حدود 600 به حداکثر میزان خود رسید. روند رویش تا حدود 1200 درجه روزرشد ادامه داشت. براین اساس، مرحله رشدی مناسب توق برای سمپاشی مصادف با زمانی است که هنوز موج اصلی گیاهچه های گونه غالب دیگر، یعنی تاج خروس رویش پیدا نکرده اند. با توجه به جمعیت چندگونه ای علف های هرز در مزارع، انتخاب زمان مناسب سمپاشی، از پیچیدگی خاصی برخوردار است. استفاده از مدل های پیش بینی رویش در اعمال دقیق و موثر روش های مدیریتی علف های هرز می تواند نقش ویژه ای ایفا نماید.
    کلیدواژگان: الگوی رویش، مدل گامپرتز، مدل زمان دمایی، توق، تاج خروس، ذرت، زمان پاشش علف کش
  • سمیه فروزش*، حمید رحیمیان مشهدی، حسن علیزاده، مصطفی اویسی، میترا تعصب شیرازی صفحات 91-104
    یولاف وحشی علف هرز بسیار مهم در غلات دانه ریز می باشد. زمانی می توان به کنترل مناسب یولاف وحشی دست یافت که درک بهتری از الگوهای سبزشدن آن داشت. جهت بررسی الگوی سبز شدن جمعیت های مختلف یولاف وحشیAvena ludoviciana شش جمعیت این علف هرز از مناطق مختلف کشور، در آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 92-1391 در مزرعه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران واقع در کرج، کشت شدند. جمعیت های یولاف وحشی از مناطق اهواز، کرج، کامیاران، قزوین، شیراز و اصفهان جمع آوری شدند و الگوی سبزشدن آنها در دو شرایط رطوبتی (آبیاری و دیم) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشاندادند که سبزشدن جمعیت های یولاف وحشی به طور میانگین از 306 درجه روز رشد در مزرعه شروع شد و برای رسیدن به 50% سبزشدن، در شرایط آبیاری به درجه روز رشد کمتری (461 تا 482 درجه روز رشد) در مقایسه با شرایط دیم (546 تا 665 درجه روز رشد) نیاز داشتند. درجه روز رشد مورد نیاز برای رسیدن به 50 درصد سبزشدن در جمعیت های یولاف وحشی قزوین و اهواز در دو شرایط رطوبتی تفاوتی نداشت. در بین جمعیت های یولاف وحشی، جمعیت اهواز در شرایط دیم و آبیاری بیشترین زمان را برای رسیدن به 50 درصد سبز شدن (به ترتیب 784 و 755 درجه روز رشد) نیاز داشت. امکان پیش بینی الگوی سبزشدن علف های هرز، اتخاذ زمان مناسب کنترل را فراهم می آورد. نتایج این بررسی نشان داد می توان بر اساس درجه روز رشد حاصل از دمای خاک، ظهور یولاف وحشی را پیش بینی کرد. این پیش بینی می تواند بر روی عملیات مدیریت این علف هرز مثل زمان انجام ماخار و یا پاشش علف کش، موثر باشد.
    کلیدواژگان: یولاف وحشی، دمای خاک، درجه روز رشد، شرایط رطوبتی
|
  • Mohammad Jamali*, Godarz Ahmadvan Pages 1-11
    An experiment was conducted to find out effects of different tillage systems on soil weed seedbank density under cornwheat rotation. A split-plot trial based on RCBD with six replications was carried out during two years (2012 and 2013). Main plots included conventional seed bed prepration by moldboard ploughing (CT), minimum tillage (MT) and no-tillage (NT). Each main plot was divided in to two subplots (with herbicide and control). Seed densities were estimated by direct seed extraction in systematic method by an auger with 7cm diameter from 0-20 cm depth from each sampled plot prior to corn planting, just before applying treatments. Sampling was also replicated and continued after corn harvesting, pre and post tillage and finally after wheat harvesting. The seedbank was initially composed of 19 species, mostly annuals. Mean comparison of weed seedbank post wheat harvesting showed Sorghum halepense, Lactuca serriola and Convolvulus arvensis was significantly increased in no till plots, while perennial weed seeds such as Convolvulus arvensis and Malva neglecta were not affected by herbicides. CT, moldboard ploughing increased Avena loduviciana and Hordeum sponteneum seeds significantly by vertical distribution of buried seeds to soil surface.
    Keywords: Conventional tillage, herbicide, minimum tillage, no, tillage
  • Mehdi Minbashi Moeini*, Hekmat Esfandiari, Reza Pour Azar, Mohammad Ali Baghestani, Eskandar Zand, Mozhgan Veisi, Peyman Sabeti, Mohammd Reza Jamali, Sepideh Hatami, Abdolaziz Haghighi, Azar Makenali Pages 13-26
    To evaluate weed management problems in wheat fields during 2011 and 2012, 1300 farms were visited, in 13 provinces with different climatic conditions. 1300 Farms (each province 100 farms) were visited, and information on weed management methods was collected according to a questionnaire form. These forms were later evaluated and analyzed. Changes of the most dominant weed species in the last decade indicate that management actions during this period were not appropriate. The usual method for managing weeds in wheat fields were chemical control and the use of non-chemical methods was not used very common. In more than 20% of cases herbicides were not used at the right time. Most farmers (over 50%) used herbicides clodinafop-propargyl and tribenuron-methyl herbicides and the ability to mix with each other due to their low price, easy accessibility. About 30% of farmers used standard equipment o spray herbicides (tractor air assisted boom and micron air sprayer) but the rest used unconventional equipment (tractor air assisted lance, turbo liner, atomizer and wheelbarrow lance sprayer). The major weak points in wheat management practices included: Unawareness of the extent of damages caused by weeds, delayed weed control, incorrect spraying practices, lack of access to necessary instructions and failure to comply with the proper cropping pattern.
    Keywords: Crop rotation, herbicide, herbicide application, sprayer, time, weed management, wheat, weed flora
  • Ahmad Diaji*, Batoul Samedani, Mohammad Ali Baghestani Meybodi, Eskandar Zand, Delavar Behrouzi Pages 27-36
    Hordeum spontaneum C.Koch. is known as a significant factor in decreasing wheat yield. Its control by stale seedbed is a step toward achieving sustainable agriculture in wheat. For this purpose, field experiments were performed during 2007-2008 and 2008-2009 in the experimental fields of the Iranian Institute of Plant Protection, Varamin, Iran. In order to contaminate the field with the weed, wheat was planted in association with H. spontaneum, during the first year. After harvesting wheat in the summer, an experiment was conducted with 9 treatments. Treatments included: 1) field plowing after wheat harvesting and corn (Cultivar SC704) planting, irrigating weekly up to corn harvesting, 2) field plowing no corn cultivation, but irriatted up to corn harvesting in treatment 1. Treatments 3, 4, 5, 6, 7, 8, and 9 were not plowed but irrigated only once, each at an indicated date (July 4th, July 19th, August 1st, August 18th, September 10th, September 23th, and October 8th). Results revealed that stale seedbed from the middle of August favored H. spontaneum emergence. Thus its density reduced in wheat up to two thirds and wheat grain yield increased two times. Field plowing after wheat harvesting increased H. spontaneum burial depth and reduced its density in corn and wheat.
    Keywords: Weed seed bank, weed density, wheat yield, integrated management
  • Ahmad Zare*, Hamid Rahimian Mashhadi, Mostafa Oveisi, Reza Hamidi Pages 37-49
    Winter weeds have different emergence flashes in field and response to this question whether there is flash emergence after applying herbicide, can be effective in the selection of right time for weed control. Therefore, emergence pattern of the wild oat seedlings was studied for three years from 2011 to 2014 in cereal fields of Fars province. The cumulative emergence pattern of wild oat during 2011-2012 showed that 50% of emergence occurred at growing degree days (GDD) of 115. The emergence percent revealed that 21.09, 45.00, 19.37 and 2.43% seeds respectively at GDD of 99.25, 136.75, 180 and 220 were emergence. The emergence pattern in 2012-2013 crop years also showed that a GDD of 127 was required for 50% emergence. This amount for 2013-2014 crop years was 146 GDD. With regard to the contamination and presence of wild oats in the fields, final results of this study showed that the hypothesis of various flashes after the herbicide application is rejected. All the weed seedlings emerge in in fields during the first month after planting.
    Keywords: Winter weeds, emergence, herbicide, gdd, seed bank
  • Ali Nasiri*, Seyedeh Zahra Hosseini Cici, Hossein Ghadiri, Sayed Abdolreza Kazemeini Pages 51-60
    In order to evaluate the effect of nitrogen fertilizer and nicosulfuron rimsulfuron herbicide on weed control in grain maizeSC704 hybrid, a field study was conducted as a strip experiment based on randomized complete block design with three replications during 2011 growing season in Research Field of Shiraz University located in Bajgah. The treatments included nitrogen fertilizer rates at four levels (0, 180, 270 and 360 kg ha-1), as main plots A and nicosulfuron rimsulfuron herbicide dosage at four levels (0, one-third, one-half and equal to the recommended dosage175 g ai ha-1) as secondary plot B. Results of interaction analysis showed that maximum weed dry weight was obtained in herbicide free plots with 360 kg ha-1 nitrogen fertilizer; which was significantly different from the recommended herbicide dosage in all fertilization levels. Minimum weeds dry weight was observed in recommended dosage plots with 270 kg ha-1 nitrogen which was not significantly different from 360 kg ha-1 nitrogen. There was no significant difference between 270 and 360 kg N ha-1 under the recommended herbicide dosage (175 g ai ha-1), in terms of maize yield and its components. Therefore, in order to achieve the maximum grain yield and best weed control, it seems that the recommended herbicide dosage and 270 kg N ha-1 would be the best option.
    Keywords: Field bindweed, herbicide dose, nitrogen, pigweed
  • Omid Lotfifa *, Iraj Allahdadi, Eskandar Zand, Gholam Abbas Akbari, Samanehmottaghi Pages 61-76
    This research was conducted to study the relative fitness of wild mustard biotypes of Khoozestan, Golestan and Kermanshah provinces that are resistant to Acetolactate Synthase (ALS) Inhibitors. Green-house experiments were conducted in two parts. In the first part, plant dry matter, leaf area and plant height change of resistant and susceptible biotypes of each province were compared under no competition with wheat condition. In the second part, growth ability of resistant and susceptible biotypes of each province, growth ability and yield of wheat were studied under competition conditions. According to the results, resistant biotype Ker-2 had significantly higher than susceptible biotype Ker-1, but there was no significant difference between them on the point of final height and dry weight per plant. Resistant biotypes of Golestan and Khoozestan (Kh5 & G3) were lower than susceptible biotypes of these provinces (Kh3 & G9) on the point of mentioned three criteria, significantly under competition with wheat condition. Resistant biotypes of Ker-2 and susceptible biotypes of Ker-1 had no significant difference on the point of ability of competition with wheat. Relative interference index of the two biotypes of Kermanshah were not significantly, different. Finally, difference of growth and yield of wheat were not significant in competition with these two biotypes. According to the results of Golestan and Khoozestan, susceptible biotypes of them (Kh3 & G9) had significantly higher growth and interference index than resistant biotypes (Kh5 & G3) in competition with wheat. Also, wheat had higher grain growth and yield in competition with resistant biotypes rather than susceptible biotypes. Finaly, results showed that among the three resistant biotypes, only Ker-2 had the same competition and growth ability to susceptible biotypes. Therefor it, could disperse rapidly and make high interference due to its resistance to ALS inhibitors.
    Keywords: Acetolactate Synthase (ALS) Inhibitors, Competition, Fitness, Interference Index, Wild Mustard
  • Mostafa Oviesi, Hamid Rahimian Mashhadi, Mohammad Ali Baghestani, Hassan Alizadeh Pages 77-90
    The knowledge of the relationship between seedling emergence time and the prevailing environmental condition such as temperature is useful to timely application of herbicides. Two years of study was conducted to investigate seedling emergence of Xanthium strumarium and Amaranthus retroflexus in maize in two contrasting environments of Karaj and Tonkabon. Thermal time was used for predicting cumulative weed emergence. The Gompertz model was found more likely to predict weed emergence patterns for different sites and years. X. stramurium started its emergence with receiving 200 GDD. It required 500 GDD to reach its maximum emergence. The emergence of X. stramorium continued through the season up to 900 GDD. For A. retroflexus, emergence started at 400 GDD and with receiving a GDD of 600 reached its maximum level. A. retroflexus showed a relatively whole season emergence and continued its emergence up to 1200 GDD. Therefore, choosing the right time for herbicide spraying is accompanied with complexities. Predicting the start and the duration of seedling emergence in fields could optimize weed control timing.
    Keywords: Seedling emergence pattern, gompertz, thermal mode, xanthium strumarium, amaranthus retroflexus, maize
  • Somayyeh Forozesh*, Hamid Rahimmian Mashhadi, Hassan Alizade, Mostafa Oveisi, Mitra Tasob Shirazi Pages 91-104
    Wild oat is an economically important annual weed throughout small grains production areas. Timely and more accurate control of wild oat may be developed if there is a better understanding of its emergence patterns. Six wild oat populations, collected from different climate regions, were sown in agricultural reaserch field of University of Tehran located at Karaj, Iran during 2012-2013 growing season. The experimental design was a randomized complete blocks with factorial arrangement of treatments in three replications. Wild oat populations were collected from Ahvaz, Karaj, Kamyaran, Ghazvin, Shiraz and Isfahan. Seedling emergence pattern was surveyed under rain fed and irrigated conditions. Rusults indicated that seedlings emergence were started in 306 growing degrees day (GDD) Less GDD was needed for irrigated (461-482) compared with rain fed conditions (546-665 GDD) to reach 50% emergence. There was no difference of GDD to reach 50% emergence, in Ghazvin and Ahvaz populations under the two moisture conditions. Among wild oat populations, Ahvaz needed maximum growing degree days to reach 50% emergence, receiving 784 and 755 GDD under rainfed and irrigated conditions, respectively. Overall, the results showed that wild oat emergence could be predicted based on growing degree days from soil temperature. This approach can help to provide appropriate time of wild oat control.
    Keywords: Growing degree day, moisture condition, soil temperature, wild oat