فهرست مطالب

طب جنوب - سال نوزدهم شماره 2 (خرداد و تیر 1395)
  • سال نوزدهم شماره 2 (خرداد و تیر 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/17
  • تعداد عناوین: 13
|
  • مریم قوشچیان، پروین خدارحمی *، فرزانه تفویضی صفحات 185-193
    زمینه
    نانو ذرات نقره، موادی در مقیاس کمتر از 100 نانومتر بوده و کاربردهای زیادی در تکنولوژی مواد غذایی و پزشکی دارد. داده ها نشان داده است که اثرات نوروتوکسیکی نانو ذرات نقره، به علت استرس اکسیداتیو ناشی از تولید رادیکال های آزاد، تغییر در بیان ژن های تولید کننده آپوپتوز و نوروتوکسیتوسیتی ایجاد می شود. در این مطالعه اثرات آپوپتوتیک نانوذرات نقره را بر بیان ژن های وابسته به آپوپتوز bcl-2 و bax در هیپوکامپ مغز موش های صحرایی، که در حافظه و یادگیری درگیر است، بررسی شد.
    مواد و روش ها
    تعداد 28 سرموش صحرایی نر نژاد ویستار به 4 گروه، کنترل و سه گروه تیمار تقسیم گردید. گروه اول، سالین و 3 گروه تیمار نانوذرات نقره در دوزهای 100، 200 و 400 ppm به صورت درون صفاقی دریافت نمودند. 10 روز بعد از آخرین تزریق، بافت هیپوکامپ خارج و بیان ژن های bcl-2 و bax با روش RT-PCR نیمه کمی و دانسیتومتری مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    بیان ژن آنتی آپوپتوتیک bcl-2 در تمامی گروه های درمانی نسبت به گروه کنترل کاهش یافت. در مقابل، بیان ژن پروآپوپتوتیک bax در تمامی گروه های درمانی نسبت به گروه کنترل افزایش یافت. این اثرات آپوپتوتیک، در دوزهای بالاتر بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    داده ها نشان داد نانوذرات نقره ممکن است به وسیله تغییر در بیان ژن های دخیل در آپوپتوز در سلول های ناحیه هیپوکاهپ موش صحرایی، تولید آپوپتوز کند.
    کلیدواژگان: نانو ذرات نقره، ژن bcl، 2، ژن bax، RT، PCR نیمه کمی، دانسیتومتر
  • محبوبه نصاری، جلال مردانه *، زهرا حسین زاده صفحات 194-202
    زمینه
    کلبسیلا اکسی توکا پاتوژن فرصت طلبی است که در ایحاد بسیاری از عفونت های بیمارستانی نقش دارد. شیوع مقاومت به کلاس های مختلف آنتی بیوتیکی در گونه های کلبسیلا در حال افزایش است. در برخی از ایزوله ها مقاومت به واسطه تولید آنزیم AmpC-beta-lactamase است. هدف از این مطالعه بررسی توانایی تولید AmpC-beta-lactamase و شناسایی پروفایل مقاومت آنتی بیوتیکی در ایزوله های بالینی کلبسیلا اکسی توکا در شیراز (ایران) می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی، 35 سویه کلبسیلا اکسی توکا از بیماران بستری در بیمارستان های شیراز (ایران) جدا شدند و کشت مجدد بر روی محیط های میکروب شناسی شامل مک کانکی آگار انجام شد. ایزوله ها با استفاده از تست های طراحی شده در سیستم API20E مورد تایید نهایی قرار گرفتند. تست تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی بر اساس پروتکل استانداردهای بالینی و آزمایشگاهی (CLSI 2014) انجام شد. به منظور شناسایی فنوتیپی سویه های تولیدکننده AmpC-beta-lactamase از دیسک های سفوکسیتین و سفپیم استفاده شد.
    یافته ها
    به طور کلی 35 ایزوله کلبسیلا اکسی توکا ایزوله و مورد بررسی قرار گرفتند که از این بین 4 (4/11 درصد) ایزوله تولیدکننده AmpC-beta-lactamase بودند. در بین آنتی میکروبیال های مورد بررسی ایمی پنم (100 درصد) و کلیستین (100 درصد) موثرترین داروها علیه ایزوله ها بودند. میزان مقاومت ایزوله ها به آمیکاسین، سفوکسیتین، سیپروفلوکساسین و سفپیم به ترتیب 6/88 درصد، 6/88 درصد، 7/85 درصد و 7/85 درصد بود. ایزوله ها بالاترین مقاومت را به سفتازیدیم (20 درصد) نشان دادند. همه ایزوله های AmpC-beta-lactamase positive به آمیکاسین، ایمی پنم و کلیستین حساس بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که سفالوسپورین های نسل سوم علیه 20 درصد از عفونت های ناشی از سویه های کلبسیلا اکسی توکا مورد مطالعه موثر نیستند. مقاومت به دو کلاس آنتی بیوتیکی بزرگ (آمینوگلیکوزید ها و سفالوسپورین ها) در بین سویه های مورد بررسی مشاهده شد و درمان عفونت های ناشی از این ایزوله ها در آینده مشکل بزرگی خواهد بود.
    کلیدواژگان: عفونت بیمارستانی، کلبسیلا اکسی توکا، مقاومت آنتی بیوتیکی، AmpC، بتالاکتاماز
  • سمیرا مرزبند، فرهاد مشایخی *، زیور صالحی، محمدهادی بهادری صفحات 203-211
    زمینه
    X-ray Repair Cross Complementing group 1 (XRCC1) به عنوان یک پروتئین داربستی در ترمیم برداشت باز آلی (BER) و ترمیم شکست تک رشته DNA (SSBR) عمل می کند. پلی مورفیسم های این ژن موجب تغییر در بازده ترمیم می شوند که ممکن است زمینه ابتلای افراد به بیماری های مختلف را فراهم سازد. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین پلی مورفیسم XRCC1 Arg194Trp و ناباروری ایدوپاتیک مردان در استان گیلان می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه 144 بیمار مبتلا به ناباروری ایدیوپاتیک مردان و 166 مرد سالم مورد مطالعه قرار گرفتند. DNA ژنومی از خون محیطی افراد استخراج شد. تعیین ژنوتیپ به وسیله واکنش زنجیره ای پلی مراز پلی مورفیسم طول قطعه محدود کننده (PCR-RFLP) صورت گرفت. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار MedCalc انجام شد.
    یافته ها
    با توجه به اینکه فراوانی Arg/Arg در دو گروه بیمار و شاهد به ترتیب 58/89 درصد و 35/87 درصد بود و فراوانی Arg/Trp به ترتیب 42/10 و 65/12 درصد بود هیچ تفاوت معناداری در فراوانی ژنوتیپی پلی مورفیسم XRCC1 Arg194Trp بین دو گروه دیده نشد (66/0=p). همچنین تفاوت چشمگیری نیز در فراوانی آللی دیده نشد (67/0=p).
    نتیجه گیری
    پلی مورفیسم XRCC1 Arg194Trp عامل خطری برای ناباروری ایدیوپاتیک مردان در جمعیت مورد بررسی به حساب نمی آید. گرچه جهت به دست آوردن یک نتیجه گیری قطعی مطالعه در جمعیت بزرگ تر و اقوام مختلف ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: ناباروری ایدیوپاتیک مردان، XRCC1، پلی مورفیسم، ترمیم DNA
  • هومن گرجی زاده، نسرین سخایی *، بابک دوست شناس، کمال غانمی، بیتا ارچنگی صفحات 212-224
    زمینه
    این تحقیق به منظور تعیین درصد اسیدهای چرب در دو گونه خالص ریز جلبک Spirulina sp. و Chlorella sp. و همچنین گونه ی Chaetoceros sp. جدا شده از رودخانه بهمنشیر انجام گردید.
    مواد و روش ها
    به منظور جداسازی جلبک تک سلولی Chaetoceros sp. از رودخانه بهمنشیر نمونه برداری با استفاده از بطری نمونه بردار در فصل بهار 1392 گرفت. همچنین 250 میلی لیتر گونه خالص ریز جلبک Spirulina sp. و Chlorella sp. از پژوهشکده میگوی کشور واقع در شهرستان بوشهر تهیه و به آزمایشگاه منتقل گردید. این ریز جلبک ها در آزمابشگاه تکثیر و پرورش و تحت شرایط محیطی مناسب به مقدار 100 لیتر انبوه سازی شدند. جهت جداسازی ریز جلبک ها از آب با توجه به اندازه آن ها، از دو روش سانتریفوژ و فیلتراسیون استفاده گردید. جهت آنالیز ترکیبات اسید چرب در ریز جلبک ها، ابتدا اسیدهای چرب نمونه به استرهای متیله شده اسید چرب (FAMEs) تبدیل شده و سپس توسط سیستم کروماتوگرافی گازی (GC) مدل مجهز به آشکارساز یونیزاسیون شعله (FID) مورد سنجش قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در مورد اسیدهای چرب اشباع، اسید پالمیتیک در ریزجلبک های Chaetoceros sp.، Spirulina sp. وChlorella sp. به ترتیب با 21/15، 1/30 و 17/25 درصد از کل اسیدهای چرب بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده بود. همچنین در میان اسیدهای چرب غیر اشباع با یک بند دوگانه اسید اولئیک در Spirulina sp. (34 درصد) بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده بود. اما بیشترین اسید چرب با یک بند دوگانه در مورد ریز جلبک Chaetoceros sp. مربوط به اسید پالمیتولئیک به میزان 33/30 درصد از کل اسیدهای چرب می باشد. در مورد اسیدهای چرب غیراشباع با چند بند دوگانه نیز، اسید لینولئیک از اسیدهای چرب امگا 6 در Spirulina sp. به ماکزیمم مقدار خود یعنی 8/18 درصد و در مورد اسید الفا لینولنیک از اسیدهای چرب امگا 3 تنها در کشت Chlorella sp. به بیشترین مقدار یعنی 66/9 درصد رسید و اولین رتبه را از نظر حضور اسیدهای چرب امگا 3 به خود اختصاص داد. ریز جلبک Spirulina sp. نیز دارای بیشترین درصد اسید چرب امگا 6 (اسید لینولئیک) به میزان 8/18 گرم درصد می باشد.
    نتیجه گیری
    تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که تنوع و پروفایل اسیدهای چرب در گونه های مختلف فیتوپلانکتون از جمله ریز جلبک ها بسیار می باشد. نتایج این تحقیق نشان داد که کشت ریزجلبک Chlorella sp. به عنوان گزینه مناسب و غنی از امگا 3 می تواند مطرح باشد و تکثیرو پرورش آن به شکل انبوه برای تهیه منبع غنی از امگا 3 پیشنهاد می گردد. نهایتا برای داشتن محصول خاص که وابسته به هدف ویژه ای باشد، مثلا هدف استخراج امگا 3 و یا استخراج اسید اولئیک باشد، انتخاب گونه ی مناسب برای خالص سازی و کشت بسیار مهم است.
    کلیدواژگان: اسیدهای چرب، ریز جلبک، Spirulina sp.، Chlorella sp. و Chaetoceros sp
  • سعید خاتم ساز *، فاطمه جویبار صفحات 225-233
    زمینه
    با توجه به مصرف زیاد نیتریت در غذاهای آماده در جامعه و بالا بودن میزان نیتریت در آب، خاک و اکوسیستم، نیتریت می تواند سلامتی بسیاری از انسان ها را به خطر اندازد در مطالعه حاضر اثرات نیتریت سدیم برسرخرگ آئورت در موش های صحرایی نربالغ بررسی شده است.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر 30 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به طور تصادفی به سه گروه 10 تایی تقسیم شد که شامل گروه دریافت کننده دوز حداقل (175 میلی گرم/ کیلوگرم وزن بدن/ روز) و گروه دریافت کننده دوز حداکثر نیتریت سدیم (350 میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن/روز) و گروه کنترل بودند. سپس آن ها را به مدت 60 روز تحت مداخله قرار گرفتند. موش های صحرایی نیتریت سدیم را از طریق آب آشامیدنی دریافت می کردند. در پایان آزمایش موش ها را به جار بیهوشی منتقل و سپس با رعایت اصول یوتناژی پس از بیهوشی با اتر خونگیری از قلب صورت گرفت، سرخرگ آئورت از بدن حیوان خارج، و جهت بررسی تغییرات بافتی، از آن مقاطع بافتی تهیه شد و فاکتورهایی نظیر ویژگی های بافت شناسی (مورفومتریک و مورفولوژیک) سرخرگ، مورد بررسی قرار گرفتند. رنگ آمیزی نمونه ها به روش ماسون تری کروم و هماتوکسیلین ائوزین انجام شد. ضخامت لایه ی میانی (Internal media) توسط نرم افزار Image tool اندازه گیری گردید. میزان نیتریک اکساید خون نیز سنجیده شد. و در انتها نتایج به دست آمده به وسیله نرم افزار SPSS ویرایش 17 و تست ANOVA مورد بررسی آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ضخامت لایه میانی سرخرگ آئورت در گروه دریافت کننده نیتریت سدیم با دوز بالا و پایین در سطح معنی دار نسبت به گروه کنترل خود کاهش یافته است (05/0p≤) و در گروه دریافت کننده 350 میلی گرم بر کیلوگرم لایه مدیا نسبتا نامنظم و حالت غیر یکنواخت را نشان می دهد.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج حاصل نیتریت سدیم می تواند در دراز مدت اثرات مخرب را بر بافت سرخرگ آئورت القا کند.
    کلیدواژگان: نیتریت سدیم، سرخرگ آئورت، موش صحرایی، نیتریک اکساید
  • محمدرضا کردی، فرزانه ملکی، علی اصغر رواسی، صادق ستاری فرد * صفحات 234-243
    زمینه
    آمیلین هورمونی پلی پپتیدی است که با کاهش اشتها از افزایش وزن و چاقی جلوگیری می کند. بنابراین، هدف مطالعه ی حاضر تاثیر هشت هفته رژیم غذایی پرچرب همراه با تمرین استقامتی بر وزن و سطوح پلاسمایی آمیلین رت های نر ویستار بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه ی تجربی، 24 سر رت نر جوان نژاد ویستار، با دامنه سنی 50 تا 60 روز و میانگین وزنی 10±160 گرم به سه گروه هشت تایی شامل گروه کنترل (C)، گروه رژیم پرچرب (HFD) و گروه تمرین استقامتی و رژیم پرچرب (ET+HFD) تقسیم شدند. رت های گروه (ET+HFD) به مدت هشت هفته، پنج روز در هفته، هر جلسه 63-20 دقیقه با سرعت 30-15 متر در دقیقه روی تردمیل بدون شیب دویدند و از رژیم پرچرب استفاده کردند. گروه کنترل (C) برای خونگیری اولیه و گروه رژیم پرچرب (HFD) تمرین نکردند. رژیم غذایی پرچرب در دسترس دو گروه کنترل و تمرین شامل 60 درصد چربی، 24 درصد کربوهیدارت و 16 درصد پروتئین بود. خون گیری24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین با دوازده ساعت ناشتایی انجام شد. مقادیر آمیلین به کمک کیت الایزا Cusabio Biotech اندازه گیری شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری ANOVA و تعقیبی توکی تجزیه و تحلیل شدند (05/0>P).
    یافته ها
    مقادیر آمیلین گروه تمرین (ET+HFD) و رژیم (HFD) نسبت به گروه پایه تفاوت معناداری نداشتند(25/0=p و 867/0=p). کاهش غلظت آمیلین گروه تمرین نسبت به گروه رژیم (بدون تمرین) معنادار نبود (543/0=p). وزن رت های گروه رژیم و تمرین در حد معناداری زیادتر از گروه پایه بود (0001/0>p). تفاوت معناداری بین وزن رت های گروه تمرین و رژیم مشاهده نشد (795/0=p).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد، هشت هفته رژیم غذایی پرچرب با و بدون تمرین ورزشی استقامتی نمی تواند موجب تغییر معنادار مقادیر آمیلین پلاسمای رت ها شود. با این حال، رژیم غذایی پرچرب موجب افزایش وزن رت ها شد و هشت هفته تمرین استقامتی قادر به کاهش وزن رت های تغذیه شونده با رژیم غذایی پرچرب نبود.
    کلیدواژگان: رژیم غذایی پرچرب، تمرین استقامتی، آمیلین
  • سمیرا گودرزی، عمار مریم آبادی، ایرج نبی پور، غلامحسین محبی *، سعیده آرمین، امیر وزیری زاده، سرور شاغولی صفحات 244-257
    زمینه
    سندروم اسکومبروئیدی (Scombridae)، یکی از مهم ترین مسمومیت غذایی با علایم شبیه آلرژی به غذاهای دریایی است که توسط آمین های بیوژنیک ایجاد می گردد. هیستامین از دکربوکسیلاسیون اسید آمینه هیستیدین موجود در ماهی ها، توسط آنزیم هیستیدین دکربوکسیلاز تولید می گردد. میزان هیستامین در ماهی و فرآورده های آن، یکی از مهم ترین بیومارکرهای سنجش تازگی و یا فساد در ماهی می باشند. از اهداف این مطالعه، تعیین میزان هیستامین به روش HPLC، در ماهی های شیر، در شرایط نگهداری مختلف بود.
    مواد و روش ها
    تعداد 21 نمونه ماهی شیر صید گردیده در سواحل بوشهر، پس از استخراج هیستامین به روش تری کلرواستیک اسید، میزان هیستامین آن ها در فواصل روزهای اول، دهم (نگهداری در C°4) و 30 ام (نگهداری در C°20-) توسط HPLC با آشکارساز FLD در طول موج های λx:320 nm و λe:450 nm مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین هیستامین در نمونه ها در روزهای مذکور به ترتیب دارای مقادیر 29/0±96/12، 53/0±02/17، 56/0±7/17 بود. کمترین میزان هیستامین در نمونه های ماهی شیر روزهای اول، دهم و سی ام به ترتیب: N.D، 77/2، 07/7 و بیشترین مقادیر به ترتیب 86/40، 75/40، 07/40 بودند.
    نتیجه گیری
    با وجود شناسایی هیستامین در 90 درصد از نمونه ها، هیچ کدام از مقادیر آن ها کمتر از بیشتر از مجاز پذیرفته شده توسط استاندارد ملی ایران (50 میکروگرم بر میلی لیتر) نبود. هرچند که میزان 57/28 درصد از نمونه ها دارای میزان هیستامین بالاتر از میزان پیشنهاد شده توسط FDA بودند (20 میکروگرم بر میلی لیتر).
    کلیدواژگان: هیستامین، ماهی شیر (S. Cammerson)، روش، FLD HPLC، استخراج تری کلرواستیک اسید
  • امیراسدالله خواجه رحیمی، بابک نیکومرام، محمدجواد فاطمی *، سیده سحر صالح، محسن صابری، میترا نیازی، توران باقری، مریم محمدی نیا صفحات 258-266
    زمینه
    متسع کردن بافت یکی از روش های شایع در جراحی پلاستیک و ترمیمی خصوصا در بیماران سوختگی است. این مطالعه به منظور بررسی میزان عوارض این روش در بیماران ترمیمی در بیمارستان حضرت فاطمه (س) در سال های 91-1389 انجام شده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی و گذشته نگر، در سال های 91-1389 در بیمارستان حضرت فاطمه (س) انجام شد.در این مطالعه 150 مورد از پرونده های بیماران ترمیمی در خصوص میزان فراوانی و نوع عوارض متسع کننده بافتی بررسی شدند.
    یافته ها
    حدود هفت درصد از بیماران دچار عارضه شده بودند. شایع ترین عارضه اکسپوز (خارج شدن) متسع کننده بافتی در 8/81 درصد از موارد بود، عوارض بعدی شامل انقباض کپسول و عفونت بودند. از فاکتورهای بررسی شده شامل سن، جنس، علت عمل جراحی، محل ضایعه و مدت بیهوشی فقط سن پایین تر ارتباط معناداری با افزایش میزان عوارض داشت (033/0=P).
    نتیجه گیری
    میزان بروز عارضه در بیمارانی که نیاز به استفاده از متسع کننده بافتی دارند زیاد نبوده و کمتر از ده درصد است. در کودکان باید دقت بیشتری در انتخاب بیمار مناسب و نیز رعایت دقیق اصول جراحی کرد تا از ایجاد عارضه جلوگیری نماییم.
    کلیدواژگان: متسع کننده بافتی، عارضه، جراحی ترمیمی، جراحی پلاستیک، سوختگی
  • خدیجه شبانکاره، رحیم طهماسبی، علی حمیدی * صفحات 267-283
    زمینه
    وب سایت های دانشگاهی علاوه بر نقشی که در انعکاس فعالیت های آموزشی و پژوهشی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی دارند، در ارتقای رتبه ملی و بین المللی دانشگاه ها در رتبه بندی جهانی وبومتریکس و نیز رتبه بندی وبومتریک پایگاه استنادی علوم جهان اسلام و به دنبال آن کسب اعتبار ملی و بین المللی و جذب دانشجو و بودجه نیز از اهمیت ویژه ای برخوردارند. بنابراین ارزیابی مداوم وب سایت های دانشگاهی از جنبه های گوناگون، به ویژه بر اساس شاخص های مورد توجه این نظام های رتبه بندی حائز اهمیت است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت وب سایت های دانشگاه های علوم پزشکی تیپ سه ایران از نظر میزان توجه به ویژگی های محتوایی و فنی موثر بر ارتقای رتبه وبومتریک انجام شده است.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع پژوهش های پیمایشی با رویکرد توصیفی است که به توصیف وضعیت عینی وب سایت دانشگاه های علوم پزشکی تیپ سه ایران می پردازد. گردآوری داده ها با استفاده از سیاهه وارسی محقق ساخته که در دو بخش معیارهای محتوایی موثر بر رتبه وبومتریک (50 معیار) و معیارهای فنی بهینه سازی موتورهای جستجو (52 معیار) تنظیم شده است، انجام گرفت. ارزیابی محتوایی وب سایت با مراجعه مستقیم پژوهشگر به وب سایت و به روش مشاهده صورت گرفت. به منظور ارزیابی وب سایت مورد مطالعه براساس معیارهای فنی بهینه سازی موتورهای جستجو نیز از ابزارهای خودکار در زمینه ارزیابی وب سایت ها استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 20 انجام شده است.
    یافته ها
    از میان وب سایت های مورد بررسی وب سایت دانشگاه های علوم پزشکی گناباد، بوشهر و شهرکرد بیشترین میزان هم خوانی با سیاهه وارسی را داشتند. کمترین میزان هم خوانی نیز مربوط به وب سایت دانشگاه های علوم پزشکی بم، دزفول و جیرفت بود. همچنین، بر اساس یافته های پژوهش کمتر از نیمی از دانشگاه های مورد بررسی بیش از 50 درصد معیارهای موجود در سیاهه وارسی را مورد توجه قرار داده اند.
    نتیجه گیری
    به طور کلی، نتایج پژوهش بیانگر این است که اغلب وب سایت های جامعه پژوهش از وضعیت ایده آل فاصله دارند. بنابراین دانشگاه های علوم پزشکی تیپ سه کشور باید ضمن توجه بیشتر به تولید محتوای اطلاعاتی غنی و روزآمد، معیارهای فنی بهینه سازی موتورهای جستجو را نیز در طراحی وب سایت خود مورد توجه قرار دهد و با رفع ایرادهای فنی موجود، تلاش کنند تا موانع رویت پذیری وب سایت خود را برطرف نمایند.
    کلیدواژگان: بهینه سازی موتورهای جستجو، رتبه وبومتریک، وب سایت دانشگاه های علوم پزشکی تیپ سه، ویژگی های محتوایی
  • ندا عالی حسینی، معصومه روانی پور *، نیلوفر معتمد، مسعود محمدی باغملایی صفحات 284-295
    زمینه
    مطب ها، آزمایشگاه ها و رادیولوژی ها، جزء اماکن عمومی محسوب شده و به علت دارا بودن پتانسیل بالای انتشار مخاطرات بهداشتی، رعایت موازین بهداشت محیط در آن ها نقش بسزایی در تامین سلامت جامعه دارد. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت بهداشت محیط مطب های خصوصی، آزمایشگاه ها و رادیولوژی های شهرستان بوشهر در سال91 انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بوده و تعداد 211 مطب خصوصی، آزمایشگاه و رادیولوژی به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفت. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه 62 سوالی محقق ساخته روا و پایا (آلفای کرونباخ=87/0) توسط پرسشگران آموزش دیده انجام شد. سوالات در نه بخش ساختمان، سرویس های بهداشتی، مدیریت پسماند، تامین سلامتی و بهداشت مراجعین، ایمنی، فاضلاب، تاسیسات بهداشتی، ضوابط خاص دندانپزشکی و ضوابط خاص رادیولوژی ها بود. نهایتا، تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS ویرایش 13 انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد شاخص های وضعیت بهداشت ساختمان، وضعیت سرویس های بهداشتی، مدیریت پسماند، تامین سلامتی مراجعین، ایمنی، فاضلاب و تاسیسات بهداشتی، به ترتیب با میانگین 3/85، 82، 2/87، 8/75، 1/61، 3/95، 1/99 درصد دارای وضعیت مطلوب بودند. بیشترین مشکلات مربوط به دفع نامناسب سرنگ ها و تیغ های جراحی در سفتی باکس، عدم وجود لیوان یکبار مصرف برای مراجعین و عدم نصب کپسول آتش نشانی بود.
    نتیجه گیری
    به طور کلی مطب های خصوصی، آزمایشگاه ها و رادیولوژی های شهرستان بوشهر در اغلب شاخص های مورد تحقیق دارای شرایط مطلوبی از نظر بهداشتی بودند.
    کلیدواژگان: مطب، آزمایشگاه، رادیولوژی، بهداشت محیط، بوشهر
  • مینا صوفی زمرد، مسعود سلیمانی *، سعید آبرون، مجید مصاحبی محمدی، غلامرضا خمیسی پور، ناصر مبرا، صادق باباشاه صفحات 296-305
    زمینه
    پیوند سلول های بنیادی خون ساز یک روش درمانی برای بدخیمی های خونی و ناسازگاری های مغز استخوان می باشد. خون بندناف به عنوان یک منبع جایگزین برای پیوند آلوژنیک به حساب می آید. محدودیت استفاده از خون بندناف مقدار کم سلول های بنیادی پیش ساز هماتوپوئتیک به دلیل حجم کم خون بندناف است. بنابراین سیستم های تکثیر سلول های بنیادی پیش ساز هماتوپوئتیک در شرایط Ex vivo در صدد غلبه بر این مشکل می باشند. هدف از این سیستم ها تولید کافی سلول های بنیادی پیش ساز هماتوپوئتیکی است که توانایی پیوند و خون سازی طولانی مدت را داشته باشند.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر سلول های CD133+ جدا شده از خون بندناف، برروی میکروول های سه بعدی ساخته شده از جنس PDMS پوشیده شده از کلاژن کشت داده شد. سپس از نظر قدرت تکثیری به مدت 14 روز مورد بررسی قرار گرفت. همچنین قدرت کلنی زایی سلول های تکثیر شده مورد ارزیابی قرار گرفت و با محیط دو بعدی مقایسه گردید.
    یافته ها
    نتایج حاصل نشان داد که سلول های CD133+ مشتق از خون بندناف برروی میکروول ها دارای قدرت تکثیری بالاتر همراه با حفظ قدرت کلنی زایی در مقایسه با محیط کشت سلولی روتین مورد استفاده در آزمایشگاه می باشد.
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر نشان داده شد که سلول های CD133+ بر روی میکروول PDMS پوشانده شده با کلاژن دارای قدرت تکثیری بالاتری در مقایسه با محیط دو بعدی می باشند. امید است با استفاده از محیط های کشت سه بعدی و فراهم نمودن شرایطی که مقلد شرایط سه بعدی مغز استخوان است، محدودیت استفاده از خون بند ناف برطرف گردد.
    کلیدواژگان: خون بندناف، سلول های C D133+، محیط سه بعدی، PDMS
  • سیده سمانه تقیان جمال الدین کلایی، محمدرضا کلانترهرمزی، حسین دارابی، مجید اسدی، افشین استوار، محمدرضا پوربهی، محمد امیری، ایرج نبی پور* صفحات 306-319
    زمینه
    به همبستگی میان ذرات LDL اکسید شده با بیماری های قلبی – عروقی در مطالعات گوناگون اشاره شده است ولی مطالعات پیرامون نقش LDL اکسید شده در بیماری های قلبی- عروقی در زمان یائسگی بسیار محدود می باشد. هدف مطالعه ی کنونی یافت رابطه میان سطوح سرمی MDA-LDL اکسید شده و آنتی بادی بر علیه LDL اکسید شده با بیماری ایسکمی قلبی و یا سکته ی قلبی در زنان یائسه می باشد.
    مواد و روش ها
    تعداد 378 زن یائسه که به صورت تصادفی از سطح جمعیت بندر بوشهر انتخاب شده بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. سطوح سرمی MDA-LDL اکسید شده و آنتی بادی های بر علیه LDL اکسید شده به روش الیزا اندازه گیری شدند. نوار قلب براساس شاخص های کدگذاری مینوسوتا (Minnesota) کدگذاری گردید. عوامل خطرساز قلبی عروقی بر اساس شاخص های برنامه ملی آموزشی کلسترول NCEP ATPIII تعریف شدند.
    یافته ها
    تفاوت معنی دار میان سطح LDL اکسید شده در گروه با LDL کلسترول بالا و کلسترول تام بالا در مقابل زنان با LDL کلسترول پایین و کلسترول تام پایین بدست آمد (05/0>P). اما تفاوت معناداری میان دیگر گروه های عوامل خطرساز بر اساس MDA-LDL اکسیده و آنتی بادی های بر علیه LDL اکسیده بدست نیامد. هر چند که همبستگی معنی داری میان MDA-LDL اکسید شده و آنتی بادی LDL اکسید شده با نوار قلب با شواهد ایسکمی قلبی بدست نیامد ولی همبستگی معنی داری میان سکته ی قلبی با MDA-LDL اکسید شده با تعدیل سن، شاخص توده بدنی، مصرف دخانیات و سطح سرمی کلسترول تام در آنالیز رگرسیون لجستیک بدست آمد (8/7-24/1CI= و 11/3:OR و 016/0P=).
    نتیجه گیری
    هر چند که سطوح LDL اکسید شده و آنتی بادی های بر علیه آن با بیماری ایسکمی قلبی در زنان یائسه ارتباطی را نشان ندادند ولی وجود همبستگی میان سکته ی قلبی با سطوح در گردش LDL اکسید شده در زنان یائسه ممکن است به نقش پاتوژنسیس احتمالی LDL اکسید شده با بی ثباتی پلاک های آترواسکلروتیک اشاره داشته باشد.
    کلیدواژگان: ایسکمی قلبی، سکته ی قلبی، LDL اکسید شده، آنتی بادی های بر علیه LDL اکسید شده
  • حمیدرضا مصلایی پور، محمدرضا کلانترهرمزی، حسین دارابی، مجید اسدی، افشین استوار، محمدرضا پوربهی، محمد امیری، ایرج نبی پور* صفحات 320-333
    زمینه
    شواهد آزمایشگاهی وجود دارد که لیپوپروتئین های اکسید شده توان این را دارند که با منع فعالیت استئوبلاست ها و افزایش استئوکلاست ها، توازن را به نفع پوکی استخوان سوق دهند. اما هنوز مطالعه ای در شرایط بالینی یا جمعیتی به ارتباط LDL اکسید شده با پوکی استخوان نپرداخته است. هدف این مطالعه کهورت جمعیتی یافت همبستگی LDL اکسید شده با سطح تراکم معدنی استخوان در جمعیت زنان یائسه می باشد.
    مواد و روش ها
    تعداد 378 زن یائسه که به صورت تصادفی از سطح جمعیت بندر بوشهر از 8/5 سال پیش تحت مطالعه بودند مورد بررسی قرار گرفتند. سطوح سرمی MDA-LDL اکسید شده و آنتی بادی های بر علیه LDL اکسید شده، RANKL و استیوپروتگرین به روش الیزا در سطح پایه ی مطالعه، اندازه گیری شدند. تراکم معدنی استخوان در نواحی ستون فقرات کمری و گردن استخوان ران در سطح پایه مطالعه و پس از پیگیری 8/5 سال مورد سنجش قرار گرفتند.
    یافته ها
    سرعت از دست دادن تراکم معدنی استخوان در نواحی فمور و لومبار به ترتیب 0/1 درصد و 4/3 درصد در سال در طول پیگیری 8/5 سال بود. همبستگی میان MDA-LDL اکسیده شده و آنتی بادی بر علیه LDL اکسید شده با مارکرهای متابولیسمی استخوان بدست نیامد (05/0
    نتیجه گیری
    همبستگی میان سطوح سرمی MDA-LDL و آنتی بادی های بر علیه LDL اکسیده با میزان تراکم استخوان بدست نیامد. سطوح سرمی در گردش MDA-LDL و آنتی بادی های بر علیه LDL اکسیده شده به عنوان عوامل خطرساز در پیشگویی رخداد پوکی استخوان نقش ندارند.
    کلیدواژگان: LDL اکسید شده، تراکم معدنی استخوان، یائسگی، آنتی بادی های بر علیه LDL اکسید شده
|
  • Maryam Ghoshcian, Parvin Khodarahmi *, Farzaneh Tafvizi Pages 185-193
    Background
    Silver nanoparticles are small scale substance (
    Materials and Methods
    28 male Wistar rats were divided into four groups of control and three groups of the treatment. The control group received saline and the treatment groups received intraperitoneal injections of silver nanoparticles at doses of 100, 200 and 400ppm. Ten days after the last injection, the hippocampal region was dissected and removed and then the expression of bcl-2 and bax genes was evaluated using semi-qualitative RT-PCR and Densitometry assay.
    Results
    The expression of anti- apoptotic b-cl2 gene was reduced in the treatment groups compared to the control group. In comparison, the expression of pro- apoptotic bax gene was increased in the treatment groups compared to the control group. This apoptotic affects was increased at higher doses.
    Conclusion
    The data suggest that silver nanoparticles may produce apoptosis by altering apoptosis- related genes expression, in rat brain hippocampus cells.
    Keywords: silver nanoparticles, bcl, 2 gene, bax gene, semi, qualitative RT, PCR, Densitometry
  • Mahbobeh Nassari, Jalal Mardaneh *, Zahra Hosseinzadeh Pages 194-202
    Background
    Klebsiella oxytoca is opportunistic pathogen that in­criminated in many nosocomial infections. There is an increase in the prevalence of resis­tance to different classes of antibiotics in Kleb­siella species. In some isolates resistance is mediated by the production of AmpC beta-lactamases. The goal of this study was the survey for AmpC β-lactamase production and characterization of antibiotic resistance profile in Iranian (Shiraz) clinical isolates of Klebsiella oxytoca.
    Materials and Methods
    In this cross-sectional study, thirty-five Klebsiella oxytoca strains were isolated from patients hospitalized in Shiraz (Iran) hospitals, and subculture was performed on microbiological media including MacConkey agar. The isolates were identified based on biochemical tests embedded in the API-20E system. Standard susceptibility testing (disc diffusion) was performed according clinical and laboratory standards institute (CLSI, 2014) guidelines. Phenotypic detection of AmpC beta-lactamasec was performed by cefepime and cefoxitin disk test.
    Results
    Total 35 Klebsiella oxytoca isolates were examined that among them 4 (11.4%) isolates were AmpC beta-lactamase producing. Among examined antimicrobials, imipenem (100%) and colistin (100%) were most effective drugs against isolates. Respectively, 88.6%, 88.6%, 85.7% and 85.7% isolates were resistant to amikacin, cefoxitin, ciprofloxacin and cefepime. Strains showed the most frequent resistance to ceftazidime (20%). All AmpC beta-lactamase positive isolates were sensitive to amikacin, imipenem and colistin.
    Conclusion
    Results of current study showed third-gerneration cephalosprins are not effective against 20% of infections caused by Klebsiella oxytoca. Resistance to two major classes of antibiotics (aminoglycosides and beta-lactams) was seen among studied strains and treatment of infections causing by this isolates are major problem in future.
    Keywords: Hospital infection, Klebsiella oxytoca, Antibiotic resistance, AmpC beta, lactamase
  • Samira Marzband, Farhad Mashayekhi *, Zivar Salehi, Mohammadhadi Bahadori Pages 203-211
    Background
    X-ray Repair Cross Complementing group 1 (XRCC1) acts as a scaffolding protein in the converging base excision repair (BER) and single strand break repair (SSBR). XRCC1 gene polymorphisms are associated with variations in the repair efficiency which might predispose individuals to various diseases. The aim of this study was to explore the association between XRCC1 Arg194Trp polymorphism and idiopathic male infertility in Guilan province.
    Materials And Methods
    144 patients with idiopathic infertility and 166 healthy men were included in the study. Genomic DNA was extracted from peripheral blood. Genotypes were determined by polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP). Statistical analysis was performed using the MedCalc program.
    Results
    According to the frequency of Arg/Arg in both patient and control groups was 89.58% and 87.35%, respectively and the frequency of Arg/Trp was 10.42% and 12.65%, respectively no significant difference in genotype frequencies polymorphisms of XRCC1 Arg194Trp was found between each groups (P=0.66). Also there was no statistically significant difference in allelic frequencies of this polymorphism among two groups (P=0.67).
    Conclusion
    In Conclusion, XRCC1 Arg194Trp polymorphism was unlikely a risk factor of idiopathic male infertility in this sample population. Larger population and different ethnicities-based studies are required to achieved a definitive conclusion.
    Keywords: Idiopathic male Infertility, XRCC1, polymorphism, DNA Repair
  • Homan Gorjzdadeh, Nasrin Sakhaei *, Babak Doustshenas, Kamal Ganemi, Bita Archangi Pages 212-224
    Background
    This study was carried out to determine the oil fatty acids from two special species of microalgae; Spirulina sp.,Chlorella sp. and also Chaetoceros sp. collected from Bahmanshir River.
    Materials And Methods
    Sampling of microalgae Chaetoceros sp. from Bahmanshir River was under taken using bottle samplers during spring season of 2013. Microalgae Spirulina sp. and Chlorella sp. were supplied from Shrimp Research Institute of Iran in Bushehr Province. Samples then were cultured under controlled laboratory conditions and mass culture for 100 liters was undertaken. Isolation of microalgae species from water of cultured media was carried out using filtration and centrifugation methods. The fatty acid compositions were determined by Gas – FID chromatography.
    Results
    Results showed that regarding Saturated Fatty Acids (SFA) obtained from purified culture of Chaetoceros sp., Spirulina sp. and Chlorella sp. the maximum amount of total fatty acids were belonged to palmitic acids (C16:0) with 15.21%, 30.1% and 25.17% of total fatty acids respectively. Analysis of Mono Unsaturated Fatty Acids (MUFA) showed that in the Oleic acid was maximum amount of 34% in Spirulina sp. In addition the amount of MUFA in Chlorella sp. was 16.37% of total fatty acids. On the other hand the amount of palmeotic acid in purified culture of Chaetoceros sp. was 30.33% from total content of fatty acids. Analysis of Poly Unsaturated Fatty Acids (PUFA), Linoleic acid (C18:2) (Omega 6), revealed maximum percentage in Spirulina sp. with 18.8%. Results of Alpha linoleic acid (C18:3) (Omega3) analysis showed maximum amount of 9.66% in Chlorella sp. compared to other microalgae with lower omega 3 contents. Spirulina sp. contained maximum amount of Linoleic acid (C18:2) with 18.8% of total fatty acids. Therefore, Spirulina sp. can be considered as a rich source of omega 6 for the purpose of fatty acid extractions. The presence of PUFA in Chlorella sp. and Spirulina sp. was equivalent whereas the amount of Omega 3 in Chlorella sp. was higher than two other species.
    Conclusion
    Results of this study revealed a diverse profile of fatty acids among many species of phytoplanktons and microalgae. There Chlorella sp. with a good candidate and a rich source of Omega 3 future applications. It is indicated that different species have totally different fatty acid profiles. Therefore, to acquire special products for a particular target, selection of specific species is essential.
    Keywords: Fatty acid, Gas chromatography, Chaetoceros sp., Spirulina sp., Chlorella sp
  • Saeaid Khatamsaz *, Fatemeh Juibar Pages 225-233
    Background
    Because of high consumption of nitrite in processed (fast) foods and high level of nitrite in water, soil and ecosystem, nitrite can endanger humans health. In this study the effects of sodium nitrite on aorta was examined in adult male rats.
    Materials And Methods
    In the present study, 30 Wistar adult male rats were randomly divided into three groups of 10, including; control group. First experimental group that received low dose of sodium nitrite (175 mg/kg.bw), second experimental group that received high dose of sodium nitrite (350 mg/kg.bw). They were examined for 60 days. The rats got sodium nitrite through drinking water. At the end of the experiment the rats were taken to the anesthesia jar and based on ether principles, they anesthetized with ether and their blood samples were collected from their hearts. Then their aorta were extracted from their bodies and the tissue sections were prepared for testing tissue changes. Features such as histological features of aorta (morphometric and morphologic features) were analyzed. The samples were stained with masson trichrome and Hematoxylin- Eosin methods. The internal media layer was measured with Image tool software. Then the amount of nitrite oxide in their blood were tested. At the end results were analyzed by 17 version of SPSS software and ANOVA test was run.
    Results
    The results of this study showed that thickness of medial layer in two experimental group that received low and high dose of sodium nitrite compared with the control group decreased (p 0.05), and the group that received of high dose of sodium nitrite showed irregular and non- uniform state in aortic media layer.
    Conclusion
    The finding of this study indicated that consumption of sodium nitrite in long term can induce damage in artries tissue.
    Keywords: sodium nitrite, aorta artery, rats, nitric oxide
  • Mohammadreza Kordi, Farzaneh Maleki, Aliasghar Ravasi, Sadegh Satarifard* Pages 234-243
    Background
    Amylin is a polypeptide hormone prevents weight gain and obesity by loss of appetite. Therefore, the purpose of this study was the effect of eight weeks high-fat diet with endurance training on body weight and plasma levels of amylin in male wistar rats.
    Materials And Methods
    In this experimental study, 24 young male Wistar rats were divided into three groups (n=8) includes control (C), high fat diet training (ET᱐) and high fat diet (HFD) groups in age range 50 to 60 days and average weight 160±10 g. The (ET᱐) group rats run on treadmill without slope by 5 day/week, per session 20-63 min, 15-30 m/min velocity for eight weeks and they used a high fat diet. The control group used for initial sampling and high fat diet (HFD) group no train. High fat diet was included 60% fat, 24% CHO and 16% protein available two groups; C and ET. Blood sampling was conducted after latest training session with 12h fasting. The amylin concentration was measured by Cusabio Biotech elisa kit. The collected data were analyzed using the ANOVA and Tukey Post-Hoc tests (P
    Results
    There were no significant difference between amylin levels in (ET᱐) and (HFD) groups compared to control (C) group (p=0/25, p=0/867). The reduction of amylin concentration was no significant in (ET᱐) group than HFD group (p=0/543). The rat's body weight were higher significantly in ET᱐ and HFD than control group (p
    Conclusion
    It seems that high fat diet for eight weeks with and without endurance exercise training does not change plasma level of amylin concentration in rats. However, high fat diet increase rats body weight and eight weeks endurance training was not able to reduce body weight in high fat diet-fed rats.
    Keywords: High Fat Diet, Endurance Training, Amylin
  • Samira Gudarzi, Amar Maryamabadi, Iraj Nabipour, Gholamhossean Mohebbi *, Saeadeh Armin, Amir Vazirizadeh, Soror Shaghuli Pages 244-257
    Background
    Scombroid syndrome is one of the most important food poisoning with symptoms similar to seafood allergy, that caused by biogenic amines. Histamine is produced by decarboxylation of the amino acid histidine in fish, by histidine decarboxylase enzyme. The histamine levels in fish and its products is one of the most important biomarkers to assess the freshness or corruption of the fish. One of objectives of this study was determination of histamine levels in Barred mackerel (Scomberomorus commerrson), by HPLC method, in different conditions of keeping.
    Material and
    Methods
    There were evaluated the histamine contents, in 21 Barred mackerel samples trapped in the Bushehr coasts (Iran), after TCA extraction method, at different periods of the first, tenth (keeping at 4°C) and 30th days (keeping at -20 °C) by HPLC with FLD detector in wavelengths λx: 320 and λe: 450 nm.
    Results
    The Mean ± SD of histamine in samples in revealed days were respectively the values of 12.96±0.29, 17.02±0.53 and 17.7±0.56 ppm. The highest levels of histamine in all samples in first, tenth and thirty days were respectively, ND, 2.77 and 7.77 ppm; and maximum levels were respectively 40.86, 40.75 and 40.07 ppm.
    Conclusion
    Although the detection of histamine in 90% of samples, there was no sample above maximum Tolerable level (MTL) assigned by Institute of Standard and Industrial Research of Iran (50 ppm). However, the histamine levels in 27.87% of samples were exceeded the maximum levels set in the FDA (20ppm).
    Keywords: Histamine, Scomberomorus commerrson, HPLC, FLD method, Trichloroacetic acid Extration
  • Amirasadola Khajerahimi, Babak Nikoumaram, Mohammadjavad Fatemi *, Seyedeh Sahar Saleh, Mohsean Saberi, Mitra Niazi, Toran Bagheri, Maryam Mohammadinia Pages 258-266
    Background
    Tissue expansion is a common reconstructive surgery especially in burned patients. This study has been designed to evaluate the rate of complications of this method in Hazrat Fatima Hospital between 1389-1391.
    Materials and Methods
    In this cross sectional and retrospective study, 150 patient's records have been studied between 1389-1391 years, frequency rate and types of complications related to tissue expander have been surveyed in these patients.
    Results
    Complications have been observed in about 7% of the patients included in this study. Exposure of tissue expander was the most common complication (81.8%). Other complications which are resulted from this issue are capsular contracture and infection. Age was the only factor which had significant relation with increasing complication among the other surveyed factors including age, sex, indication of operation, wound location and duration of anaesthesia.(p=0.033)
    Conclusion
    The incidence of complication in patients that required tissue expander was not high and it was less than 10%. It should be noted that patient selection should be carefully in paediatric group and also strict observance of surgical principles is necessary to avoid complication.
    Keywords: tissue expander, complication, reconstructive surgery, plastic surgery, burn
  • Khadejeh Shabankareh, Rahim Tahmasebi, Ali Hamidi* Pages 267-283
    Background
    Besides the role that universities websites have in reflection of universities’ educational and research activities, they have also significant importance in promotion of universities’ national and international ranking in webometrics ranking of world universities and also in webometric ranking of Islamic world Science Citation and subsequently obtaining national and international credibility and gaining student and funding. So, continuous evaluation of universities websites in different aspects, especially based on considering index of these ranking systems, is important. Therefore, present study aimed to review the situation of Type 3 Iranian medical universities’ websites based on content and technical features effecting on promotion of webometric rank.
    Materials And Methods
    Present study is a survey with descriptive approach which descriptive the present situation of Type 3 Iranian medical universities’ websites. Data were collected using a researcher-made checklist which was consisted of two parts including content criteria effecting on webometric ranking (50 criteria) and technical criteria of search engines optimization (52 criteria). Content evaluation of websites was done by researcher direct referring and observing. In order to evaluation of these websites, based on technical criteria of search engines optimization, automatic tools about website evaluation were used. Data were analyzed by SPSS20.
    Results
    The finding of this study showed that, Gonabad, Bushehr & Shahrekord universities of medical sciences have the most accommodation with the research checklist. Bam, Dezful & Jiroft universities of medical sciences have the least accommodation. According to research findings less than 50 percent of the research community, reached more than 50 percent of the criteria in checklist.
    Conclusion
    Evaluation of studied websites indicated that whole websites are far from ideal situation. So type 3 medical universities besides pay more attention to produce of rich and update information content also they must notice to technical criteria of search engines optimization in designing of their websites and by removing the technical access problems, try to eliminate the barriers of visibility.
    Keywords: Content features, Iranian medical universitie's websites, Search engines optimization, Webometric rank
  • Neda Alihoseini, Masoomeh Ravanipour *, Nilofar Motamed, Masoud Mohammadi Baghmolaei Pages 284-295
    Background
    Clinics, laboratories and radiologies are as a part of the public places and because of their potential health risk emissions, compliance with the environmental hygiene standards has a huge role in maintaining the environmental health of society. This study aimed to determine the environmental health status of private clinics, laboratories and Radiologies of Bushehr city in 2012.
    Materials And Methods
    In this descriptive-analytical study, 211 private clinics, laboratories and radiologies were studied by concensus sampling. A research-based valid and reliable questionnaire (Cronbach's alpha=0.87) consisted of 62 questions was developed by trained interviewers. Questions were designed in nine sections: Construction, health services, solid waste management, providing health of clients, safety, sewerage, sanitation, specific criteria of dental clinics and specific criteria of radiology. Finally, Data was analyzed with the SPSS version 13 software.
    Results
    The results showed that indicators of health status, the health services, solid waste management, providing health of clients, safety, sanitation and health facilities, had a favorable situation with mean 85.3%, 82%, 87.2%, 75.8%, 61.1%, 95.3% and 99.1%. Most problems was associated with improper disposal of syringes and surgical blades in the safety boxes, lack of disposable cups for clients and not installed fire extinguisher.
    Conclusion
    In general, most of the Bushehr city clinics, laboratories and radiologies were favorable on health conditions in researched indicators.
    Keywords: Boushehr, Clinic, Environmental health, Laboratory, Radiology
  • Mina Soufizomorrod, Masoud Soleimani *, Saeaid Abroun, Majid Mossahebi Mohammadi, Gholamreza Khamisipour, Naser Mobarra, Sadegh Babashah Pages 296-305
    Background
    Hematopoietic stem cell transplantation (HSCT) is a therapeutic approach for treatment of hematological malignancies and incompatibility of Bone marrow. Umbilical cord blood (UCB) has known as an alternative for hematopoietic stem/progenitor cells (HPSC) in allogeneic transplantation. The low volume of collected samples is the main hindrance in application of HPSC derived from umbilical cord blood. So, ex vivo expansion of HPSCs is the useful approach to overcome this restriction. The goal of using this system is to produce appropriate amount of hematopoietic stem cells, which have the ability of transplantation and long term haematopoiesis.
    Material &
    Methods
    In current study CD133 cells were isolated from cord blood (CB). Isolated cells were seeded on microwells. Then expanded cells proliferation rate and ability in colony formation were assessed and finally were compared with 2 Dimensional (2D) culture systems.
    Results
    Our findings demonstrated that CD133 cells derived from UCB which were cultivated on microwells had significantly higher rate of proliferation in compared with routine cell culture systems.
    Conclusion
    In Current study, it was shown that CD133 cells’ proliferations which were seeded on PDMS microwells coated with collagen significantly increased. We hope that 3 dimensional (3D) microenvironment which mimics the 3D structure of bone marrow can solve the problem of using UCB as an alternative source of bone marrow.
    Keywords: Umbilical Cord Blood, CD133+ cells, 3 Dimensional microenvironment, PDMS
  • S. Samaneh Taghiyan Jamaleddin Kolaie, Mohammadreza Kalantarhormozi, Hossean Darabi, Majid Assadi, Afshin Ostovar, Mohammadreza Pourbehi, Mohammad Amiri, Iraj Nabipour* Pages 306-319
    Background
    Although the association between oxidized LDL particles and cardiovascular diseases has been shown in different studies, the role of oxidized LDL for cardiovascular diseases in menopause is very limited. The main aim of the current study was to investigate the relationship between MDA-oxidised LDL, antibodies against oxidized LDL and ischemic heart disease or myocardial infarction among postmenopausal women.
    Materials And Methods
    A total of 378 healthy, postmenopausal women were randomly selected from 13 clusters in the port city of Bushehr, Iran. Serum oxidized LDL and MDA-oxidised LDL levels were measured using enzyme-linked immunosorbent assay methods. The prevalence of ischemic heart disease (IHD) was assessed using the Minnesota Code with a 12-lead resting electrocardiogram (EKG). The National Cholesterol Education Program (NCEP), Adult Treatment Panel III was used to assign the subjects to different levels of cardiovascular risk for lipid profile.
    Results
    There was a significant difference for circulating oxidized LDL between subjects who had high LDL-cholesterol or high total cholesterol levels with normal postmenopausal women (P
    Conclusion
    Although no relationship was found between IHD EKG and oxidized LDL, the significant association between myocardial infarction and circulating oxidized LDL may suggest a potential pathogenesis role for oxidized LDL in the development of vulnerable atherosclerotic plaques.
    Keywords: Ischemic Heart Disease, Myocardial infarction, Oxidised LDL, anti, oxidised LDL
  • Hamidreza Mosallaiepour, Mohammadreza Kalantarhormozi, Hosean Darabi, Majid Assadi, Afshin Ostovar, Mohammadreza Pourbehi, Mohammad Amiri, Iraj Nabipour* Pages 320-333
    Background
    There is growing evidence that supports oxidized LDL particles may have an ability to inhibit osteoblastic activity, and increase osteoclastic activity; hence these particles may lead the balance to osteoporosis. However, the relationship between oxidized LDL and osteoporosis has not been investigated in human studies yet. The main aim of the current population-based cohort study was to investigate the correlation between serum levels of oxidized LDL and bone mineral density (BMD) among postmenopausal women.
    Materials And Methods
    A total of 378 healthy, postmenopausal women were randomly selected from 13 clusters in the port city of Bushehr, Iran. Serum levels of oxidized LDL, MDA-oxidised LDL, osteoprotegerin (OPG), the receptor activator of nuclear factor kappa B ligand (RANKL), CrossLaps, and osteocalcin were measured using enzyme-linked immunosorbent assay methods. Bone mineral density (BMD) was measured at the femoral neck and lumbar spine at baseline and at follow-up 5.8 years later.
    Results
    Annual bone loss was 0.82 % at the femoral neck and 3.55% at the lumbar spine among the women. No significant correlation was found among circulating MDA- oxidised LDL, antibodies against oxidised LDL and biomarkers of bone metabolism (P>0.05). There was no correlation between MDA- oxidised LDL, antibodies against oxidised LDL and BMD at all anatomic sites (P>0.05). In logistic regression analysis, neither oxidized LDL levels nor antibodies against oxidized LDL predicted incident lumbar or spine osteoporosis 5.8 years later.
    Conclusion
    Neither serum levels of MDA-oxidized LDL nor antibodies against oxidized LDL was associated with BMD at the lumbar or femoral neck area. Neither serum levels of oxidized LDL levels nor circulating antibodies against oxidized LDL predicted incident osteoporosis in postmenopausal women.
    Keywords: Oxidized LDL, Bone Mineral Density, Menopause, Anti, oxidized LDL