فهرست مطالب

مطالعات اجتماعی - روان شناختی زنان - سال سیزدهم شماره 4 (پیاپی 45، زمستان 1394)
  • سال سیزدهم شماره 4 (پیاپی 45، زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/11/13
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی رحمانی فیروزجاه، سعدیه سهرابی صفحات 7-28
    امروزه فیلم های عامه پسند نوعی تولید رسانه ای محسوب می شوند که بر اساس تئوری های مطالعات فرهنگی به عنوان یک متن، قرائت ها و خوانش های گوناگون و گاه معارض را فراهم می کنند . این قرائت ها و خوانش ها نوعی تولید ثانویه محسوب شده و علت ها و انگیزه های متعددی را در بر می گیرد. لذا در پژوهش حاضر خوانش و رمزگشایی مخاطبان زن از فیلم های عامه پسند شبکه های ماهواره ای، با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه و مصاحبه اکتشافی و حجم نمونه 400 نفر بین زنان در شهر ساری انجام شد. داده های به دست آمده از طریق تکنیک آماری آزمون دوجمله ای(Binomial Test)تجزیه و تحلیل شدند که یافته ها نشان داد 85 درصدپاسخگویان با متغیرگریز از واقعیت به خوانش فیلم ها اقدام کرده و شاخص کمبود عشق از این متغیر برای حل متنی خود به وفور عشق در سریال ها روی آورده است.نتایج به طور کلی حاکی از آن بود که زنان با هم ذات پنداری با بازیگران سریال ها، بازنمائی هویت زنانه ،گریز از واقعیت و بازنمائی گذشته، از فیلم ها رمزگشائی و به خوانش آن ها اقدام می کنند
    کلیدواژگان: فیلم های عامه پسند، هم ذات پنداری، بازنمایی هویت زنانه، بازنمائی گذشته، گریز از واقعیت
  • مهدیه رضوانی، هما زنجانی زاده صفحات 29-60
    هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر تقسیم کار در خانواده بود. چارچوب نظری مقاله حاضر با استفاده از نظریه سرمایه اجتماعی تدوین شد. جامعه آماری 400 نفر از زنان متاهل شاغل در آموزش و پرورش شهر مشهد بودند. برای جمع آوری اطلاعات از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز با شیوه نمونه گیری خوشه ایمرحله ای به دست آمده است، نتایج نشان داد که به ترتیب، متغیرهای ساخت قدرت، تعداد فرزندان، درآمد پاسخگو و سرمایه اجتماعی به طور کلی 5/21%تقسیم کار خانگی را تبیین می کنند.
    کلیدواژگان: کار خانگی، خانواده، زنان متاهل، شاغل در آموزش و پرورش مشهد، سرمایه اجتماعی
  • مهرداد نوابخش، میترا خاقانی فرد صفحات 61-91
    پژوهش حاضر به منظور مطالعه جامعه شناختی خشونت علیه زنان ازدواج کرده ایرانی و ارمنستانی در گروهی از زنان شهر تهران و ایروان انجام شد. بر این اساس 184 زن مورد خشونت قرار گرفته ایرانی و 33 زن مورد خشونت قرار گرفته ارمنی که به شیوه نمونه در دسترس به دادگاه ها، مراکز پزشکی قانونی، مشاوره و مراکز غیر دولتی حمایت از زنان مراجعه کرده بودند و 228 زن مورد خشونت قرار گرفته ایرانی و 112 زن مورد خشونت قرار گرفته ارمنی که به دلایلی به مراکز فوق مراجعه ای نداشته اند که از نظر سن و زمان ازدواج با گروه نخست همتا شدند، انتخاب شده است. پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود و از پرسشنامه های خشونت علیه زنان، جامعه پذیری جنسیتی، حمایت ها و سرمایه های اجتماعی و سلامت روان استفاده شد. یافته ها نشان داد که زنان ارمنی خشونت دیده ای که به دادگاه ها مراجعه داشته اند، نسبت به گروه کنترل ارمنی از خشو نت های بیش تری رنج می بردند. سطح جامعه پذیری جنسیتی، دسترسی به سرمایه ها و حمایت های اجتماعی شان نسبت به گروه کنترل بیش تر بوده است. سلامت روان زنان ارمنی که به دادگاه ها مراجعه داشته اند، نسبت به زنان ارمنی گروه کنترل کم تر بوده است و از افسر دگی شدید رنج می بردند. دسترسی به سرمایه ها و حمایت های اجتماعی باعث کاهش اعمال انواع خشونت ها از سوی مردان علیه همسرانشان بوده است و پیروی بیش تر از الگو های جنسیتی موجب افزایش اعمال خشونت از سوی مردان ارمنی علیه همسرانشان بوده است. همچنین یافته های تحقیق نشان داد که زنان ایرانی خشونت دیده ای که به دادگاه ها مراجعه داشته اند، نسبت به گروه کنترل بیش تر مورد اعمال انواع خشونت ها از سوی همسرانشان هستند. جامعه پذیری جنسیتی دسترسی به سرمایه ها و حمایت های اجتماعی شان نسبت به گروه کنترل بیش تر بوده است. سلامت روان زنان ایرانی که به دادگاه ها مراجعه داشته اند نسبت به گروه کنترل کم تر بوده است. همچنین دسترسی به سرمایه ها و حمایت های اجتماعی باعث کاهش اعمال انواع خشونت ها از سوی مردان علیه همسرانشان بوده است. و پیروی بیش تر از الگوهای جنسیتی موجب افزایش اعمال خشونت از سوی مردان ایرانی بوده است. همچنین سرمایه ها، حمایت های اجتماعی ، جامعه پذیری جنسیتی سهمی تعیین کننده در پیش بینی اعمال انواع خشونت ها از سوی مردان ایرانی علیه همسرانشان داشته است.
    کلیدواژگان: خشونت علیه زنان ازدواج کرده، زنان ایرانی و ارمنی، حمایت ها و سرمایه های اجتماعی، جامعه پذیزی جنسیتی، سلامت روان
  • افسانه توسلی، انسیه جلالوند صفحات 95-122
    امروزه، اینترنت با ضریب نفوذ گسترده خود توانسته است حوزه های مختلف زندگی افراد را متاثر کرده و با ایجاد حوزه ای متعلق به خود، فضایی ایجاد کند که افراد بتوانند با گریز از محدودیت ها به بیان خود اقدام کنند. افراد در اینترنت به اسامی قابل جستجویی تبدیل می شوند که رخدادها و فعالیت های زندگی روزمره آن ها از دید کسی پنهان نمی ماند. در پژوهش حاضر رابطه استفاده از اینترنت و تمایل به خود اظهاری بررسی شد. اطلاعات به دست آمده از نمونه آماری 225 نفری این پژوهش با نرم افزار spss تحلیل شد و رابطه میان متغیرهای پژوهش از طریق آزمون های همبستگی سنجیده شد. یافته ها نشان می دهد میزان دسترسی به اینترنت، میزان خدمات مورد استفاده از اینترنت و تنوع اهدافی که افراد در استفاده از اینترنت دارند، همگی با خود اظهاری و بیان ویژگی های شخصی افراد رابطه دارند؛ همچنین هر چه تمایل به گمنامی در اینترنت بیش تر می شود، خود اظهاری افراد نیز بیش تر می شود. داده های به دست آمده از نمونه مورد نظر ضمن تایید وجود رابطه بین دو متغیر استفاده از اینترنت و خود اظهاری، نشانه آن است که استفاده بیش تر از اینترنت به خود اظهاری و بیان بیش تر ویژگی های مربوط به حوزه شخصی افراد منجر می شود.
    کلیدواژگان: اینترنت، حوزه شخصی، خود اظهاری، گمنامی
  • معصومه حسابی، شاهرخ مقصودی، عبدالحسین امامی سیگارودی، احسان کاظم نژاد لیلی، آرزو منفرد مژدهی صفحات 123-152
    مطالعه حاضر با هدف بررسی تعارض کار- خانواده در پرستاران انجام شد. در این مطالعه توصیفی- مقطعی 374 پرستار شاغل در هشت مرکز آموزشی درمانی شهر رشت به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب و با استفاده از پرسشنامه اطلاعات فردی و پرسشنامه تعارض کار- خانواده کارلسون[1] ارزیابی شدند داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های آمار استنباطی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که تعارض کار – خانواده از نظر فشار و تعارض خانواده- کار از نظر زمان، بیش ترین حیطه تاثیر گذار در تعارض پرستاران هستند. مدل رگرسیون نشان داد که از بین عوامل فردی علاقه به شغل، شغل دوم و نگهداری از سالمندان یا فرزند معلول در حیطه تعارض کار با خانواده و علاقه به شغل، داشتن شغل دوم، نگهداری از سالمندان یا فرزند معلول و شرایط شغلی همسر در حیطه تعارض خانواده با کار معنادار و مرتبط است. یافته های این پژوهش به اهمیت ایجاد تعادل در زندگی خانوادگی و شغلی پرستاران تاکید می کند ،به طوری که با آگاه کردن مسئولان از نتایج این پژوهش می توان گام مهمی در جهت کاهش مشکلات پرستاران و افزایش کیفیت خدمات رسانی به آن ها برداشت.
    کلیدواژگان: کار، خانواده، پرستاران بیمارستان، تعارض
  • میثم شیرخدایی، فرزام فرزان، رزیتا فتحی، ندا طهماسبی روشن، فرشته خلیلی پالندی صفحات 153-180
    پژوهش حاضر با هدف بررسی بازاریابی فعالیت های خیرخواهانه، تبیین نقش جنسیت در جوانان انجام شد. طرح نیمه تجربی پژوهش، طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه مازندران بودند که از طریق همتاسازی، نمونه لازم برای هر یک از دو گروه آزمایش و کنترل 10 نفر تعیین شد. در این پژوهش افراد در معرض نمایش فیلم تبلیغاتی با مضمون آگهی های خدمات عمومی قرار گرفتند. البته قبل و بعد از نمایش فیلم از هر فرد خونگیری شد، در ادامه افراد به پرسشنامه ای که به منظور سنجش متغیر قصد کمک مالی تهیه شده بود، پاسخ می دادند و در نهایت به همه افراد مبلغ یکسانی بن تحویل داده شد تا هر فرد بعد از نمایش فیلم درباره اهدای آن به موسسه خیریه تصمیم گیری کند. تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها با SPSS18 انجام شد. نتایج نشان داد میان مردان و زنان در میزان ترشح هورمون اکسی توسین، قصد کمک مالی به فعالیت های خیرخواهانه و میزان کمک مالی به فعالیت های خیرخواهانه تفاوت معناداری وجود ندارد.
    کلیدواژگان: موسسه خیریه، تفاوت های جنسیتی، هورمون اکسی توسین، قصد کمک مالی
  • رحمت الله قلی پور، حسین صمدی میارکلایی، حمزه صمدی میارکلایی صفحات 181-203
    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر توانمندسازی روان شناختی در به اشتراک گذاری دانش کارکنان زن اداره آموزش و پرورش استان مازندران انجام شد. روش تحقیق حاضر توصیفی- پیمایشی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود. پایایی سوالات با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تعیین شد و روایی پرسشنامه ها به وسیله خبرگان مدیریت منابع انسانی، رفتار سازمانی و مدیریت دانش تایید شد. یافته ها، تایید مسیر ارتباط بین متغیرهای این پژوهش را نشان می دهد. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که توانمندسازی روان شناختی و ابعاد آن پیش بینی کننده معناداری برای به اشتراک گذاری دانش کارکنان است. به عبارت دیگر توانمندسازی روان شناختی بر اشتراک گذاری دانش کارکنان اثرگذار است.
    کلیدواژگان: توانمندسازی روان شناختی، اشتراک گذاری دانش، کارکنان زن، مدیریت دانش
|
  • Ali Rahmani Firozja, Sadieh Sohrabi Pages 7-28
    Nowadays, based on theories of cultural studies, popular movies are considered as Media Productions that provide readings and rereadings of various and sometimes conflicting ideas. These kinds of readings are a secondary production and include a number of different reasons and incentives. Therefore, present research studies female audience readings and decryption of popular satellite movies using survey method, and exploratory interviews. Sample volume was 400women from Sari. Data obtained were analyzed through statistical techniques (Binomial Test). Findings indicated that 85% of respondents watched and decoded the films with variable of escape from reality. They used variable of lack of love for solving their romantic problems a lot. Overall, the results suggest that women watch and decode TV serials through identifying themselves with cast of series, reproduction of feminine identity, representation of past and escape from reality.
    Keywords: Popular movies, Identification, representation of past, feminine identity reproduction, escape from reality
  • Mahdie Rezvani, Homa Zanjanizadeh Pages 29-60
    Present article attempts to study factors affecting division of labor in family. Theoretical framework of this article is based on social capital theory. This article has studied a sample of 400 married women who are education ministry personnel in Mashad city. The research method was survey and data was gathered by questionnaire .Multistage cluster sampling was also used to gather needed information. Results show that the variables of power structure, number of children, responsive income and social capital, determine 21.5 of the household work division pattern.
    Keywords: Household Work, Family, Married women, ministry of education, Social Capital
  • Mehrdad Navabakhsh, Mitra Khaghani Fard Pages 61-91
    Present study was conducted as a sociological research on violence against Iranian and Armenian married women within a group of women from Tehran and Iravan. Accordingly, 184 Iranian women and 33 Armenian women subjected to violence were studied as an available sample that had referred to court, Forensics, consultation and non-profit centers supporting women. 228 Iranian and 112 Armenian women who had not referred to aforementioned centers were selected and adjusted to the first group in terms of age and time of marriage. The present study is a descriptive and correlative research in which the questionnaires of violence against women, gender socialization, supports and social capitals and mental health are employed. The findings of the study showed that Armenian women referring to court suffer from more violence than control group. Their gender socialization, accessibility to the capitals and social supports have been better than that of those in control group. Mental health of those Armenian women referring to court has been less than the control group and they suffered from severe depression. Availability of social capitals and support have been pivotal factors preventing their husbands from hurting their wives and following the sexual patterns has resulted in doing the act of violence against Armenian women more than before.
    Results of the study also showed that Iranian women referring to court – compared to control group- are more likely to be exposed to different kinds of violence applied by their husbands. Gender socialization and their access to social capital and support are higher than that of control group. Those Iranian women referring the court seem to have less mental health when compared to control group. Meanwhile, access to social capital and support has led into less violence – from any sort- applied by their husbands. And following the gendered paradigm has accelerated the rate of the violence applied by Iranian husbands. Capitals, social support, gender socialization have played a dominant role in anticipating the rate of different types of violence applied by Iranian men.
    Keywords: Violence against married women, Iranian, Armanian women, Social capital, supports, Gender Socialization, Mental Health
  • Afsaneh Tavassoli, Ensie Jalalvand Pages 95-122
    Today, Internet with extensive penetration rate has affected different areas of life of people to create their own space through which they can escape the limitations of public and private spheres and express themselves.
    People on Internet are converted to searchable lists and their daily life events and activities are not hidden from others any more.
    This study aims to investigate the relationship between using Internet and the tendency to self-showing. Information was obtained from a sample of 225 subjects. Data were analyzed using SPSS software and the relationship between variables was assessed through correlation test.
    The results showed that the rate of access to Internet, variety of internet services, and variety of purposes of people using Internet are all in relations with self-showing and personality traits; Also the more the tendency toward anonymity on Internet, the more was the tendency toward self-showing. Obtained data of the relationship between using internet and self-showing indicates that using more internet results in self-showing and expression of personal domain of lives of people.
    Keywords: Internet, Personal sphere, Self, showing, Anonymity
  • M. Hesabi, Sh Maghsoudi, A. Emami Sigaroudi, Kazemnejad Leili E., A Monfared Pages 123-152
    Due to different reasons Nurses’ health is under great danger than the other social groups. One of the important reasons of stress and tension that is not usually addressed is the conflict between work and family life that can have an influential effect on their performance and health. Present study was an attempt to seek the work-family and family -work conflict among participant nurses. This is a cross sectional study and descriptive-Analytic. Number of 374 employed nurses in 8 Medical- Educational centers related to Gilan Medical university were selected by stratified sampling and were studied using a two-part triangulated instrument including Bio- data, and index of Carlson Work-Family conflict Questionnaire . Data have been analyzed by descriptive and inferential statistical tests (Spearman, Mann-Whitney U test, Kruskal wallis and liner regressions) in SPSS (17) software.Results of this study showed that work-family conflict in terms of pressure and family-work conflict in terms of time are most effective on work-family and family-work conflict among nurses. Linear regressions demonstrated that among personal and professional elements, the relevant ones with the work- family conflict were interest in job (p
    Keywords: Work, Family, Nursing Staff
  • Meisam Shirkhodaie, Farzam Farzan, Rozita Fathi, Neda Tahmasbi Roshan, Fereshteh Khalili Palandi Pages 153-180
    This study aims to explain gender roles among youth through assessing charity marketing. This is a semi experimental study, pretest and posttest design with an experimental group and a control group. Statistical population were students of Mazandaran University. Through the matched sample for the test group and control group 10 cases were detected. In this study, people were exposed to a film of a public-service advertisement. Before and after each film a blood sample was taken from each individual. Participants answered a questionnaire that aimed to measure the variable of intent to donate. Finally each person was given a certain amount of gift card to decide whether to help that charity or not. To analyze the data and test the hypotheses SPSS18 was used. Results show that there is no significant difference between men and women in the amount of oxytocin hormone, intent to donate to charitable activities and donation amount to charitable activities.
    Keywords: Charity organization, Gender differences, Oxytocin hormone, Intent to donate
  • Rahmatollah Gholipour, Hossein Samadi Miarkolaei, Hamzeh Samadi Miarkolaei Pages 181-203
    In third millennium, knowledge management and knowledge sharing was introduced as a strategic need for educational institutions system. In fact, relying on human capital, ideas and information, will ensure long term excellence of the organizations and communities. At first hand, psychological empowerment is one of factors that influences organizations and firm's success, economic growth, and productivity. Researches indicate that there's a positive relationship between knowledge sharing and psychological empowerment. The purpose of this research is to assess the effects of psychological empowerment on knowledge sharing among mazandaran province female staff of ministry of education. The methodology of this paper is descriptive survey method, based on structural equation modeling, with questionnaires used to gather the required information. Reliability of the questionnaire was tested using Cronbach’s alpha and the validity was confirmed by specialists in the fields of human resources management, institutional behavior and knowledge management. The results indicate that the psychological empowerment and dimensions of psychological empowerment is a significant predictor of knowledge sharing among employees. In other words, the psychological empowerment does affect the knowledge sharing.
    Keywords: Psychological Empowerment, Knowledge Sharing, Female Staff, Knowledge Management