فهرست مطالب

فقه و حقوق خانواده - پیاپی 64 (بهار و تابستان 1395)
  • پیاپی 64 (بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/24
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسن مرادزاده، فهیمه سادات رضوی* صفحات 5-30
    امروزه خسارت معنوی در ایجاد مسوولیت (اعم از مدنی و کیفری) تاثیر یکسانی در مقایسه با خسارت مادی دارد. اگرچه مشکلاتی چون نامحسوس بودن خسارت وارده، دشواری اثبات آن در نزد مرجع رسیدگی، دشواری تقویم و کارشناسی میزان خسارت و در نهایت صعوبت جبران واقعی خسارت معنوی، امر رسیدگی به تظلم خواهی را به مراتب سخت تر می کند؛ اما این امر دلیل موجهی برای مسوول نبودن زیان کار نیست. با توجه به اهمیت زیاد حقوق غیرمالی زوجین در خانواده و حساسیت این نظام در رابطه با حقوق مربوط به شخصیت افراد و مبتلابه بودن اعضای خانواده در ایجاد این نوع خسارت، به نظر می رسد خانواده در برابر خسارات معنوی، شکننده ترین نهاد است. از همین رو روش های جبران این نوع خسارات نیز نقش تعیین کننده ایی در تداوم خانواده دارد. لذا سوال اساسی در این تحقیق، چگونگی موضعگیری قانون و منابع آن در رابطه با نحوه جبران خسارت معنوی زوجین است. راهکارهایی مانند سقوط نفقه، شرط ضمن عقد، سکونت علی حده از جمله روش هایی هستند که به نحوی دافع و رافع خسارت معنوی در روابط زوجین اند.
    کلیدواژگان: خسارت معنوی، زوجین، زن و شوهر، خانواده، جبران خسارت معنوی
  • فائزه عظیم زاده اردبیلی، زهرا میرزازاده* صفحات 31-57
    خانواده حریمی خصوصی و تابع ویژگی های حقوق خصوصی است. از سوی دیگر، دولت به عنوان متصدی اصلی عمومی، وظیفه حمایت از تمامی افراد را با توسل به حقوق مدنی و کیفری بر عهده دارد؛ اما با نظر به بعد عمومی حقوق کیفری، اصل بر عدم ضرورت حضور آن در مواجهه با خانواده است. حال، پرسش اساسی این است که «با لحاظ کردن حقایق موجود، دلایل علمی امتزاج حقوق کیفری با خانواده چیست و مبتنی بر کدام دلایل می توان این ارتباط را موجه، عقلانی و ضروری دانست؟» نتایج حاصل و یافته های پژوهش، آن است که دلایل متعددی، حمایت حقوقی کیفری از خانواده را ضروری می سازد که اصلی ترین آن ها عبارت اند از: لزوم اهتمام به اهداف حقوق کیفری به نحو مطلق از منظر فقه و قانون، وجود مسوولیت نهی از منکر در خانواده، لزوم حمایت از کرامت ذاتی فرد و کلیت خانواده توسط حکومت اسلامی، مشکک بودن و نامقدر بودن مفهوم آزادی در فهم عرفی، وجود تدبیر تضمینات کیفری در حمایت از فرد و خانواده در شرع و لزوم عقلی اجرای آنها در هنگام اطاعت از شارع، که این مبانی در پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی ترسیم گردیده است.
    کلیدواژگان: بررسی دلایل لزوم حمایت کیفری از حریم خصوصی خانواده
  • منیر حق خواه *، صدیقه محمدحسنی صفحات 59-84
    تحقق پیشرفت و تعالی برای انسان از اهدافی است که دین اسلام در پی تحقق آن بوده است. از منظر این دین الهی، اصالت با پیشرفت فرهنگی است و رسیدن انسان به حیات طیبه غایت سیر تکاملی آدمی در مسیر پیشرفت فرهنگی معرفی شده است. بر این اساس تمامی دستورات دین اسلام در قالب فقه، در راستای تحقق حیات طیبه است. فقه خانواده نیز به عنوان یکی از بخش های فقه اسلامی همین هدف را دنبال نموده و احکام خانواده را به عنوان مهمترین مهد تکامل و پیشرفت آدمی و اساسی ترین بستر در دستیابی انسان به حیات طیبه ساماندهی می نماید. در یک نگاه کلی، تمامی تشریعات شارع مقدس در فقه خانواده منظومهای هدفدار در جهت تحقق حیات طیبه است. اما سوال اصلی این است که چگونه الزامات فقه خانواده، حیات طیبه را برای انسان محقق می سازد؟ این مقاله با روشی تحلیلی توصیفی و با ابزار کتابخانه ای در صدد پاسخ به این مساله می باشد. بر همین اساس به بیان مفهوم و آثار «حیات طیبه» در نگاه اسلام می پردازد. سپس ارتباط الزامات فقه خانواده با حیات طیبه را تبیین می نماید و در نهایت برخی از احکام حوزه خانواده را، در دو طیف احکام زمینه ساز و احکام مانع زدا در جهت تحقق «حیات طیبه» مورد بررسی قرار می دهد.
    کلیدواژگان: حیات طیبه، پیشرفت فرهنگی، فقه خانواده
  • حمیدرضا صالحی*، نرگس باقری مطلق صفحات 85-108
    فرزندخواندگی در تاریخ حقوق، سابقه نسبتا طولانی دارد و در ادوار مختلف با اهداف متفاوتی مورد توجه بوده و در حال حاضر به صورت های کامل، ساده یا ناقص در حقوق کشورهای غربی با آثار متفاوت پذیرفته شده است. در ایران، با وجود سابقه پذیرش این نهاد در دوره ساسانیان، با نفوذ اسلام منسوخ شد؛ ولی در حال حاضر، به علت فواید آن، تحت عنوان «سرپرستی اطفال بدون سرپرست» با آثار حقوقی مشخصی احیا شده است. در نظام حقوقی اسلام، فرزندخواندگی به عنوان نهادی که تمام آثار قرابت نسبی را داشته باشد، رد شده؛ اما سرپرستی از کودکان بی سرپرست در آیات و روایات بسیاری، سفارش شده است. در مجموع به نظر می رسد نهاد سرپرستی در ایران بسیار شبیه فرزندخواندگی ساده در فرانسه است. سوال اصلی مقاله حاضر این است که با توجه به نسخ مقررات فرزندخواندگی در اسلام، و با توجه به این که نظام حقوقی ایران در موارد بسیاری متاثر از فقه اسلامی است، در خصوص فرزندخواندگی چگونه رفتار می شود و با توجه به نیاز جامعه به نهاد فرزندخواندگی، چه تدابیری برای این موضوع در نظر گرفته شده است؟ پس از تبیین مفهوم فرزندخواندگی، با مطالعه تطبیقی به موضوعاتی از قبیل علل نسخ فرزندخواندگی در اسلام، نحوه عملی پذیرش اطفال بی سرپرست، فرزندخواندگی در حقوق ایران، چگونگی پذیرش این نهاد در حقوق فرانسه و انواع فرزندخواندگی ساده و کامل در این کشور و دیگر سوالات مرتبط پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: فرزندخواندگی، اطفال بی سرپرست، زوجین سرپرست، سرپرستی، حقوق ایران، حقوق فرانسه
  • علیرضا جعفرزاده کوچکی* صفحات 109-127
    سیاق آیات مربوط به طلاق، فقه اسلام و تصریح ماده 1133 قانون مدنی، نشان می دهد که طلاق حق زوج است؛ با این حال، زوج موظف است در زندگی مشترک یکی از دو راه را برگزیند: یا تمام حقوق و وظایف زناشویی را به خوبی و شایستگی ایفا کند، یا ازدواج را منحل کرده، با احسان و نیکی از زوجه جدا شود و حقوق شرعی پیش بینی شده را به وی بپردازد. راهی که نه وظایف را به خوبی انجام دهد و نه زن را طلاق دهد، وجود ندارد. راه دیگر، الزام وی به طلاق است. این مقاله، ضمن تحلیل ابعاد مختلف الزام زوج به طلاق، درصدد پاسخ به این پرسش اساسی است که در شرایط دشوار و غیرقابل تحمل زندگی خانوادگی برای زن، چه راهی در رهایی او وجود دارد و راه مزبور بر چه اصل قرآنی استوار است؟ نویسنده در مقاله حاضر، با عنایت به آموزه های قرآنی و فقهی، مبنای الزام زوج به طلاق را مورد مداقه قرار می دهد. نتایج نشان می دهد که هر چند حق طلاق در دست زوج است، ولی این حکم اولیه، مقید به ایفای حقوق زوجه می باشد؛ در غیر این صورت، راه برای الزام زوج به طلاق باز می شود.
    کلیدواژگان: الزام زوج، احسان، عمل به معروف، حقوق زوجه
  • جواد نیک نژاد* صفحات 127-152
    مهریه به عنوان یک الزام قانونی در نکاح ، یکی از مسائلی است که تعیین تکلیف نوع و مقدار آن از سوی زوجین و خانواده های آنها از اهمیت بسزایی برخوردار است در برخی از موارد مهریه های نامتعارفی از سوی زوجین تعیین می شود؛ که یکی از مصادیق آن ، تعیین عضوی از اعضای بدن زوجبه عنوان مهریه است. سوال اساسی که در این پژوهش قابل طرح است این است که وضعیت فقهی حقوقی تعیین عضوی از اعضای بدن به عنوان مهریه چیست؟ در این خصوص نظرات مختلفی وجود دارد؛ برخی آن را مطلقا باطل می دانند و برخی دیگر در موارد محدود آن را صحیح می دانند. مقاله حاضر با رویکرد فقهی حقوقی ، در صدد اثبات این موضوع است که اگرچه به طور کلی تعیین اعضای بدن به عنوان مهریه صحیح نیست ، ولی در مواردی که فایده ای عقلایی بر آن مترتب باشد ، مثلا در مواردی که زوجه از مشکل کلیوی برخوردار بوده و نیازمند به پیوند کلیه است و جدا کردن آن عضو ضرر غیر متعارفی را برای زوج به دنبال نداشته باشد ، قرارداد مذکور صحیح و معتبر است. در غیر این صورت مهریه مذکور به علت حرمت اضرار به نفس و عدم قابلیت تسلیم و نامشروع بودن باطل و بلااثر خواهد بود.
    کلیدواژگان: مهریه، مالیت، عضو بدن، نفع عقلایی، ضرر
  • محمدحسن نجاری، شهناز وزیری پور* صفحات 153-177
    در فقه اسلام، حقوق و امتیازات ویژه ای به زوج اعطا شده است تا بتواند وظایف خود را به خوبی انجام دهد؛ لکن گاهی زوج به جهت برخی حقوق و امتیازات خود مانند حق ریاست بر خانواده، از جایگاه و موقعیت خود در خانواده به ضرر دیگر اعضای خانواده استفاده کرده و موجبات وارد آمدن آسیب های جسمی و روحی به ایشان را فراهم می سازد. با توجه به نظام عادلانه حقوق اسلام، پرسش اساسی پیرامون مسئله مذکور این است که چه راهکارهای پیشگیرانه ای در جهت جلوگیری از سوءاستفاده زوج از حقوق خود در نظر گرفته شده است؟ در پاسخ به این سوال باید گفت مواردی مانند اجرت المثل، عده، حضانت و وجود محلل در طلاق های مکرر و نیز مواردی مانند طلاق قضایی، فرستادن زوجین نزد مشاوران و لزوم اخذ گواهی از ایشان در قانون ایران در راستای پیشگیری از سوء استفاده زوج از برخی حقوق خود است. با این حال، ضمانت اجراهای موجود عملا کافی نیست و راهکارهای پیشگیرانه در قوانین کمتر به چشم می خورد. از همین رو، لازم است با ایجاد محدودیت جزئی در صلاحیت اعمال حق و با پر رنگ تر کردن مسوولیت مدنی و کیفری، از سوء استفاده زوج از حقوقش جلوگیری شود.
    کلیدواژگان: سوءاستفاده از حق، پیشگیری، قاعده لاضرر، حقوق زوج، ریاست زوج، حق طلاق، حق رجوع
|
  • Hasan MoradZadeh, Fahimeh Sadat Razavi* Pages 5-30
    Nowadays spiritual damage in the creation of responsibility (both civil and criminal) has the same effect in comparison to material damage. Though problems such as the damage being intangible, the difficulty of proving it before the investigating authority, the difficulty of the assessment and expertise of the amount of damage, and finally the difficulty of compensating the actual spiritual damage makes the matter of investigation and asking for grievances much more difficult; but this is not a reasonable excuse for the one who has incurred a loss to be irresponsible. Given the great importance of non-financial rights of the couples’ in the family and the sensitivity of this system in relation to the rights which are related to the characteristics of individuals and the members of the family being the cause of suffering in the creation of this kind of damage; it seems as though the family is the most fragile entity against spiritual damage. Therefore, methods for compensating this kind of damages also have a determining role in the continuity of the family. So the main question in this research is what the position of law is and how its resources behave in relation to the method of compensation of couples’ moral damage. Solutions such as fall of alimony, conditions agreed upon at the time of the wedding ceremony, and separate residences are examples of methods that can be used to repel and solve the moral damage in couples’ relationships.
    Keywords: Spiritual damage, couples, husband, wife, family, compensation of damage
  • Faezeh Azimzadeh Ardabili, Zahra Mirza, Zadeh* Pages 31-57
    As a private domain, the family is subordinate to the characteristics of private law. On the other hand, as the only major authority, the government has the responsibility of supporting all individuals by resorting to civil and criminal law. However, by taking the public aspect of the criminal law into consideration, its basis is on the lack of need of its presence when facing the family, the basic question is “by considering the existing facts, what are the scientific reasons for the integration of the criminal law and family and based on which reasons can this relationship be considered justified, rational and necessary?” In this way, the results obtained based on the findings of research, is that given the necessity of the commitment to the goals of criminal law in an absolute way from the prospective of jurisprudence and law, the responsibility of forbidding evil ascertained in the family the necessity of supporting internal dignity as an individual as well as the family as a whole by the Islamic government; the ambiguity of the concept of freedom and its not being predetermined in common sense and finally devising criminal guarantees in protecting the individual and the family in Shariah and the logical necessity of their implementation when obeying legislator, principles and the reasons for the proper necessity of the interaction of criminal law and the family has been described in this descriptive and analytical study.
    Keywords: Public law, private sanctuary, Government, family law, criminal law
  • Monir Hagh Khah*, Sedighe Mohamadhasani Pages 59-84
    One of the important objectives that Islam has been seeking is the realization of progress and excellence for the human being. In the view of this divine religion nobility goes along with cultural development and human being’s attaining a pure life has been introduced as the desired in the path to cultural progress. Accordingly, all commands of the religion of Islam, in the form of jurisprudence, are in line with the realization of a pure life. As a part of Islamic jurisprudence, family jurisprudence also pursues the same goal and organizes family practical law as the most important provision of human evolution and advancement and the most fundamental context for the human being to attain a pure life. In a general view, all legislation in family jurisprudence is a purposeful system in order to realize a pure life. However the main query of this paper this is: how do the requirements of family law to pave the way for a pure life for the human being? This paper attempts to address this issue by using the Descriptive-Analytical Method and library resources. Accordingly, from an Islamic point of view, it deals with the concept of the "pure life". Then it explains the relationship of family law with a pure life and finally, it examines some of the practical laws of the domain of the family from two aspects: underlying practical laws and practical laws that remove barriers in order to realize a “pure life”.
    Keywords: pure life, Cultural Development, family jurisprudence
  • Hamidreza Salehi*, Narges Bagheri Motlagh Pages 85-108
    Adoption is a legal institution whereby a special relationship is developed between the adopted child and step father and step mother. This matter has a relatively long history in the history of law and with its different objectives has been an object of attention in different eras. After a series of developments, the establishment of adoption is currently accepted in the laws of western countries in the forms of complete, simple or incomplete, with different impacts. In Iran, despite a history of the acceptance of this institution during Sassanid era, and its credibility in the eyes of the Zoroastrians, it became abolished through the influence of Islam; however, at the present time, due to its individual and social benefits and society’s need and the establishment of justice and the protection of children without guardian, this law has been revived as the “Law for Protection of Children without a Guardian”, with certain legal impacts. Albeit, in the Islamic legal system adoption, as an institution having all effects of the sanguinity, has been rejected, but the guardianship of children without a guardian and the orphan and paying attention to these children and the way one treats them has been recommended in many verses and traditions. In general, it seems that guardianship in Iran is much like the simple child adoption in French law. The main question of this paper is: Given the abolishment of adoption regulations in Islam and in many cases, the influence of Islamic jurisprudence on the Iranian legal system, how is adoption treated; also due to society’s need for the adoption, what provisions have been considered for it? After explaining the concept of adoption using a comparative study approach, the author answers questions relation to issues such as the causes of adoption abolishment in Islam, practical adoption of children without guardian, adoption in Iranian Law, acceptance of this institution in French Law, simple and complete kinds of adoption in this country and other relevant questions and investigates the ‘Law for Protection of Children without a Guardian’, simultaneously.
    Keywords: Adoption, children without a guardian, guardian (foster) couples, Iranian Law, French Law
  • Alireza I. Jafarzadeh Kochak* Pages 109-127
    Based on Quranic verses related to divorce and in accordance with Islamic jurisprudence and Article 1133 of the Civil Law, divorce is the husband’s right. However, the husband is obliged to choose one of two ways; meaning that he can fulfill all of his matrimonial obligations to the best of his ability or he can cancel the marriage, separate from wife with beneficence and kindness and pay those anticipated legal rights to her. A third way does not exist for him not to fulfill his duties and not to give the woman a divorce. The present paper, while analyzing the various dimensions of the husband’s obligation to divorce, seeks to answer this fundamental question that in difficult and unbearable conditions of family life for the wife, what way exists for her to be redeemed and on what Quranic principles is it based? For this purpose, taking into consideration the Quranic and jurisprudential teachings, the necessity for the husband to divorce will be scrutinized. The method of research used in this research is the Descriptive-Analytical Method and results show that although divorce is the right of husband, yet this primary verdict depends on fulfillment of wife’s rights; otherwise the husband is obliged to divorce. This is a simple and unpretentious interpretation of the verses of the Holy Quran about divorce to express Quran principles for obliging the husband to divorce in special cases to protect women’s rights.
    Keywords: Obligation of the husband, beneficence, act according to kindness, wife's rights
  • Javad Niknejad* Pages 127-152
    As a legal requirement of marriage, designating type of a dowry and its amount is one of those issues that is of vital importance for couples and their families; although the most common dowry is designated in the form of coins, cash amd so on, in which there is no doubt of its authenticity. However, in some cases unconventional dowries are alotted by couples; one of its examples is designating parts of the couple’s body as the dowry. The basic question that is posed in this research is: what is thelegal-jurisprudential position concerning alloting parts of the body as a dowry? There are different opinions in this regard; some consider it to be absolutely wrong and others consider it to be valid albeit in limited cases. Taking into consideration a legal-jurisprudential approach, as a general rule, this present paper seeks to prove that alloting the parts of the body as a dowry is not correct, however, in cases where rational benefits are associated; for example, in cases where the wife has kidney problems and is in need of a kidney transplant and the separation of that part not have any harm for the husband, the above contract is correct and valid. Otherwise, the aforesaid dowry, due to dignity of self-harm, the inability to surrender as an illegitimate case, will be null and void.
    Keywords: Dowry, property, body part, rational benefit, loss
  • Mohammadhasan Najjari, Shahnaz Vaziripour* Pages 153-177
    In Islam, the husband has been granted some special rights and privileges so that he can perform the duties he has shouldered in the best way. Having some rights and previliges such as ruling over the family, divorce right, right of revocation and right to polygamy, sometimes husband abuses his position in the family to harm other members; consequently the family is exposed to physical and mental harms. Due to the fair system of Islamic law, one might ask a critical question about the husband abusing his rights, that is what preventive measures are proposed to avoid these situations? To answer this question, it is necessary to mention that cases like remuneration, idda, custody of the child and the presence of a resolvent in recurring divorces are considered in Islamic literatures; moreover, cases such as divorce based on the court order, asking the couple to go to a counsellor and getting a certificate from the family counsellor are looked at attentively to avoid abuse of rights by the husband. Anyway, current enforcements are not practically enough and preventive measures hardly found in laws. Therefore, imposing partial limitations on capability of the exercise of rights and highlighting civil and criminal laws is necessary to prevent abuse of the rights by the husband. In order to reduce the possible damages caused by this, training the skills of special position of “Dominance” for boys and explanation of its necessity for girls are necessary.
    Keywords: Abuse of right, prevention, principle of no harm, husband rights, chairmanship of the husband, divorce right, right of revocation